Forwarded from اَشو | Ashoo
ستایش و سپاسِ بیدریغ نثارِ تمامی آن محافل و مجاری گردد که پیرو مرامِ پادشاهیاند؛ اینان که نگاشتههای قلمِ بنده، اَشو، را در بَرِ همگان طبع و نشر میفرمایند. ❤️🔥
✍ #اشو
✍ #اشو
👍177❤26👌6🤝6
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش چهارم- وطنفروشیِ مدرن: وطنفروشِ حقیقی، آنکه بر طبل عدم مداخله میکوبد و اشغالِ داخلی را امضا میکند.
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍112❤23👏7
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 نورِ امید در گَندابِ بیابان: بازگشت به گوهرِ خویش
در این گذرگاهِ بیبازگشتِ تاریخِ پر فراز و نشیبِ ایرانزمین، این سرزمینِ پاکِ اهورایی، با قدَمی به درازای خودِ زمان و تمدنی به عمقِ هزارهها، اکنون در زیرِ سایهی سنگین و هولناکِ "تداومِ جمهوری اسلامی"، نه تنها بر آستانهی پرتگاهِ نیستی و فروپاشیِ کامل ایستاده، که گویی گام در وُرطهای نهاده است که بازگشتی از آن، جز با ارادهای پولادین و رهبریِ الهی، ممکن نیست. گویی اهریمنی سیهدل و خونریز، با هیبتی مَخوف و نیرویی ویرانگر، چنگالهای پلیدِ خود را بر گسترهی این آب و خاکِ فیروزهای، از خلیجِ همیشه فارس تا دریایِ خزر، از ستیغِ البرز تا استوارهایِ زاگرس، گسترانده است. و هر آنچه حیات و هستی، فرهنگ و تمدن، شرف و آزادگی، و امید و آیندهی این ملتِ کهن و سرفراز را معنا میبخشید، با قساوتی بیبدیل و بیسابقه، ذره ذره به کامِ نیستی و فراموشیِ مطلق میکشد.
رودهای خروشان و پرآب، که زمانی شریانهای زندگیبخش این پهنه گسترده بودند و با زمزمهشان، دشتها را سیراب و دلها را شاداب میساختند، اکنون به جویبارهایی کمرمق یا بسترهایی خشک و ترکخورده بدل گشتهاند. زایندهرود، کارون، و هیرمند، نامهایی که بوی زندگی و سرسبزی میدادند، حالا مترادف خشکی، زوال و حسرت شدهاند. تالابها، آینههایی که زمانی آسمان را در خود انعکاس میدادند، خشکیدهاند و ریزگردهای برخاسته از دلشان، نفس مردمان را به شماره انداختهاند. خاک پربرکت ایران، که میراث هزاران سال کشت و کار و زندگی بود و یادگارهای تمدنهای دیرین را در خود جای داده بود، اکنون در چنگال بیرحم فرسایش، ذره ذره به بیابان بدل میشود و در کام فرونشستهای هولناک فرو میرود، گویی زمین نیز از این همه بیمهری و بیتدبیری به ستوه آمده و زیر پای فرزندانش خالی میشود. هوای پاک و زلال، آن نفس حیاتبخش که روزی ریهها را از عطر بهار پر میکرد، به غبار سمی و کشندهای تبدیل شده که شهرها را در خود بلعیده، چشمان را میسوزاند و آرام آرام جانها را میستاند. و آسمان آبی و بیکران این دیار، که همواره نماد آزادی، وسعت اندیشه و آرزوهای بلند بود، اینک نه تنها در چنبره نیروهای بیگانه اسیر گشته و حریم هواییاش مخدوش شده، بلکه با پردهای از دود و سیاهی پوشانده شده است؛ دیگر نه آبی است و نه آزاد؛ تنها ابری از یأس و خفقان بر آن سایه افکنده است، گویی که نفسهایش به شماره افتاده است
اقتصادِ ایران، که روزگاری نبضِ تپندهیِ منطقه و مایه عزتِ ملت بود، اینک چون گنجشکی بیرمق، در تندبادِ سقوطِ آزاد، هر روز ضعیفتر و ناتوانتر میشود. ارزشِ پولِ ملی، چون برگِ خزانی زرد و پاییزی، در دستانِ بادِ بیتدبیری و فساد، از درختِ اعتبار فرو میریزد و سفرههایِ خالیِ مردم، گواه تلخِ تورمِ افسارگسیخته، فقرِ عمیق و بیکاریِ فراگیر است. خانههایِ ایرانیان، که روزگاری مأمنِ عشق، آرامش و پیوندِ خانوادگی بود، اینک در تاریکیِ بیبرقی و خشکیِ بیآبی فرو رفته و زندگی را به تلاشی بیهوده و رنجی دائمی بدل ساخته است. و از ورایِ همهیِ این ویرانیها و تباهیها، جانِ مردمِ شریفِ ما، این وارثانِ راستینِ فرهنگِ غنی و تاریخِ پرافتخارِ ایران، در دستِ رهبرانی ناآگاه، بیکفایت و خودکامه، به بازی گرفته شده است. رهبرانی که نه تنها از درکِ نیازهایِ اساسیِ این ملت عاجزند، بلکه با توهماتِ باطل و اهدافِ پلیدِ خویش، هر آنچه را که از شکوه، عظمت و هویتِ ایران باقی مانده، هدفِ نابودی قرار دادهاند. نسلی سوخته، با رؤیاهایی برباد رفته و آیندهای مبهم، محصولِ این دورانِ تیره و تاریک است.
اما در دلِ این شبِ دیجور، نوری از امید میتابد؛ نوری که از اعماقِ تاریخِ ایران برمیخیزد و نویدبخشِ فردایی روشن است. این نور، شاهزاده رضا پهلوی است. او که وارثِ برحقِ تاج و تختِ نیاکانِ خویش است؛ او که خونِ پاکِ پادشاهانِ خردورز و نیکسیرتِ ایران در رگهایش جاری است. شاهزاده تنها کسی است که میتواند این کشتیِ طوفانزده را از گردابِ تباهی نجات داده و به ساحلِ امنِ نجات رهنمون سازد.
تنها راه نجات ایران شاهزاده رضا پهلوی است زیرا بدونِ او، این رؤیایِ تغییر، همچون سرابی بیآب و غوک، در کویرِ یأس گم خواهد شد.
❗️رک میگویم: هرکس که در این مسیر، جز مسیر شاهزاده، راهی دیگر برگزیند، هر کس که به جای پیوستن به این اقیانوس خروشان و اراده آهنین، به دنبال جزیرههای کوچک و توهمات فردی باشد، تنها بر عمر این رژیم ویرانگر خواهد افزود و ایران را گامی دیگر به سوی تباهی ابدی خواهد کشاند.
این لحظه تاریخی، لحظه انتخاب میان بودن و نبودن است؛ میان عزت و ذلت؛ میان آزادی و اسارت. و تنها انتخاب درست، تنها راه چاره، تنها کورسوی امید، و تنها کشتی نجات، همانا "شاهزاده رضا پهلوی" است.
✍ #اشو
#قدرت_قلم
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در این گذرگاهِ بیبازگشتِ تاریخِ پر فراز و نشیبِ ایرانزمین، این سرزمینِ پاکِ اهورایی، با قدَمی به درازای خودِ زمان و تمدنی به عمقِ هزارهها، اکنون در زیرِ سایهی سنگین و هولناکِ "تداومِ جمهوری اسلامی"، نه تنها بر آستانهی پرتگاهِ نیستی و فروپاشیِ کامل ایستاده، که گویی گام در وُرطهای نهاده است که بازگشتی از آن، جز با ارادهای پولادین و رهبریِ الهی، ممکن نیست. گویی اهریمنی سیهدل و خونریز، با هیبتی مَخوف و نیرویی ویرانگر، چنگالهای پلیدِ خود را بر گسترهی این آب و خاکِ فیروزهای، از خلیجِ همیشه فارس تا دریایِ خزر، از ستیغِ البرز تا استوارهایِ زاگرس، گسترانده است. و هر آنچه حیات و هستی، فرهنگ و تمدن، شرف و آزادگی، و امید و آیندهی این ملتِ کهن و سرفراز را معنا میبخشید، با قساوتی بیبدیل و بیسابقه، ذره ذره به کامِ نیستی و فراموشیِ مطلق میکشد.
رودهای خروشان و پرآب، که زمانی شریانهای زندگیبخش این پهنه گسترده بودند و با زمزمهشان، دشتها را سیراب و دلها را شاداب میساختند، اکنون به جویبارهایی کمرمق یا بسترهایی خشک و ترکخورده بدل گشتهاند. زایندهرود، کارون، و هیرمند، نامهایی که بوی زندگی و سرسبزی میدادند، حالا مترادف خشکی، زوال و حسرت شدهاند. تالابها، آینههایی که زمانی آسمان را در خود انعکاس میدادند، خشکیدهاند و ریزگردهای برخاسته از دلشان، نفس مردمان را به شماره انداختهاند. خاک پربرکت ایران، که میراث هزاران سال کشت و کار و زندگی بود و یادگارهای تمدنهای دیرین را در خود جای داده بود، اکنون در چنگال بیرحم فرسایش، ذره ذره به بیابان بدل میشود و در کام فرونشستهای هولناک فرو میرود، گویی زمین نیز از این همه بیمهری و بیتدبیری به ستوه آمده و زیر پای فرزندانش خالی میشود. هوای پاک و زلال، آن نفس حیاتبخش که روزی ریهها را از عطر بهار پر میکرد، به غبار سمی و کشندهای تبدیل شده که شهرها را در خود بلعیده، چشمان را میسوزاند و آرام آرام جانها را میستاند. و آسمان آبی و بیکران این دیار، که همواره نماد آزادی، وسعت اندیشه و آرزوهای بلند بود، اینک نه تنها در چنبره نیروهای بیگانه اسیر گشته و حریم هواییاش مخدوش شده، بلکه با پردهای از دود و سیاهی پوشانده شده است؛ دیگر نه آبی است و نه آزاد؛ تنها ابری از یأس و خفقان بر آن سایه افکنده است، گویی که نفسهایش به شماره افتاده است
اقتصادِ ایران، که روزگاری نبضِ تپندهیِ منطقه و مایه عزتِ ملت بود، اینک چون گنجشکی بیرمق، در تندبادِ سقوطِ آزاد، هر روز ضعیفتر و ناتوانتر میشود. ارزشِ پولِ ملی، چون برگِ خزانی زرد و پاییزی، در دستانِ بادِ بیتدبیری و فساد، از درختِ اعتبار فرو میریزد و سفرههایِ خالیِ مردم، گواه تلخِ تورمِ افسارگسیخته، فقرِ عمیق و بیکاریِ فراگیر است. خانههایِ ایرانیان، که روزگاری مأمنِ عشق، آرامش و پیوندِ خانوادگی بود، اینک در تاریکیِ بیبرقی و خشکیِ بیآبی فرو رفته و زندگی را به تلاشی بیهوده و رنجی دائمی بدل ساخته است. و از ورایِ همهیِ این ویرانیها و تباهیها، جانِ مردمِ شریفِ ما، این وارثانِ راستینِ فرهنگِ غنی و تاریخِ پرافتخارِ ایران، در دستِ رهبرانی ناآگاه، بیکفایت و خودکامه، به بازی گرفته شده است. رهبرانی که نه تنها از درکِ نیازهایِ اساسیِ این ملت عاجزند، بلکه با توهماتِ باطل و اهدافِ پلیدِ خویش، هر آنچه را که از شکوه، عظمت و هویتِ ایران باقی مانده، هدفِ نابودی قرار دادهاند. نسلی سوخته، با رؤیاهایی برباد رفته و آیندهای مبهم، محصولِ این دورانِ تیره و تاریک است.
اما در دلِ این شبِ دیجور، نوری از امید میتابد؛ نوری که از اعماقِ تاریخِ ایران برمیخیزد و نویدبخشِ فردایی روشن است. این نور، شاهزاده رضا پهلوی است. او که وارثِ برحقِ تاج و تختِ نیاکانِ خویش است؛ او که خونِ پاکِ پادشاهانِ خردورز و نیکسیرتِ ایران در رگهایش جاری است. شاهزاده تنها کسی است که میتواند این کشتیِ طوفانزده را از گردابِ تباهی نجات داده و به ساحلِ امنِ نجات رهنمون سازد.
تنها راه نجات ایران شاهزاده رضا پهلوی است زیرا بدونِ او، این رؤیایِ تغییر، همچون سرابی بیآب و غوک، در کویرِ یأس گم خواهد شد.
❗️رک میگویم: هرکس که در این مسیر، جز مسیر شاهزاده، راهی دیگر برگزیند، هر کس که به جای پیوستن به این اقیانوس خروشان و اراده آهنین، به دنبال جزیرههای کوچک و توهمات فردی باشد، تنها بر عمر این رژیم ویرانگر خواهد افزود و ایران را گامی دیگر به سوی تباهی ابدی خواهد کشاند.
این لحظه تاریخی، لحظه انتخاب میان بودن و نبودن است؛ میان عزت و ذلت؛ میان آزادی و اسارت. و تنها انتخاب درست، تنها راه چاره، تنها کورسوی امید، و تنها کشتی نجات، همانا "شاهزاده رضا پهلوی" است.
✍ #اشو
#قدرت_قلم
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤180👍19💯13❤🔥2👎1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍191❤21👏14👌6🫡3👎2😢1
Forwarded from اَشو | Ashoo
پاسخ مخاطب گرامی گروه:
درود و تشکر از سوال ارزشمندتان.
سوال شما به دغدغههای مهمی اشاره دارد که در شرایط کنونی ایران و فرایند گذار به حکومتی مردمی و دموکراتیک بسیار کلیدی هستند.
اشاره شما به شتاب فزاینده تحولات، از جمله نتیجه مذاکرات، منازعات منطقهای، و حواشی جاری، کاملا بهجاست. این پویایی سریع، این پرسش اساسی را مطرح میسازد که آیا مسیر پیش رو به سمت تشکیل دولت در تبعید هدایت خواهد شد، یا اینکه سرعت وقایع، شرایطی را رقم خواهد زد که شاه رضا پهلوی، پیش از موعد لازم برای تشکیل چنین دولتی، به ایران بازگردند؟
و در صورت دوم، چه عناصری باید تحقق یابند و چه بازه زمانی در نظر گرفته شود تا این نهاد (دولت در تبعید) شکل بگیرد؟
این پرسشها، تلاقی میان سرعت تحولات بیرونی و زمانبندی داخلی فرآیندهای ساختاری را به خوبی نمایان میسازند. در پاسخ به این دوگانگی، باید ابتدا به سناریوی بازگشت زودهنگام اشاره کرد. اگر فرض کنیم که سرعت وقایع به حدی برسد که شاهد فروپاشی ناگهانی و کامل ساختارهای کنونی باشیم، طبیعتا خلا قدرتی پدیدار خواهد شد. در چنین شرایطی، بازگشت یک رهبر کاریزماتیک مانند شاه رضا پهلوی، میتواند پاسخی سریع به این خلا باشد.
این سناریو، بیش از آنکه محصول یک برنامهریزی استراتژیک دقیق برای تشکیل یک نهاد قانونی باشد، پاسخی اضطراری به فوریتهای میدانی است. با این حال، چنین بازگشتی، هرچند سریع و احساسی، بدون پشتوانه یک چارچوب حقوقی و اجرایی مدون، میتواند کشور را در معرض ریسک بیثباتی و هرج و مرج پس از گذار قرار دهد. بنابراین، در حالی که سرعت تحولات ممکن است چنین فرصت تاکتیکی را فراهم آورد، اما اولویت استراتژیک همچنان بر حفظ نظم و تضمین گذار مسالمتآمیز و قانونمند استوار است.
در مقابل، تشکیل دولت در تبعید، یک فرآیند استراتژیک است که بیش از آنکه تابع سرعت تحولات بیرونی باشد، وابسته به بلوغ داخلی سازوکارهای لازم است. این امر مستلزم تحقق مجموعهای از شروط بنیادین است: نخست، کمال یافتن تیمسازی و چارچوبهای حقوقی و سیاسی دوران گذار. این به معنای نهایی شدن تدوین برنامهای مدون است که بتواند به عنوان نقشه راه عمل کند و همچنین، شکلگیری شورایی ملی موقت که نماینده طیف وسیعی از نیروهای آزاذی خواه( پادشاهی خواه/ جمهوری خواه) باشد. دوم، تثبیت محاسبات بینالمللی؛ یعنی حصول اطمینان از حمایت یا حداقل بیطرفی مؤثر قدرتهای کلیدی جهانی، به گونهای که این دولت بتواند از همان ابتدا، کارکرد دیپلماتیک خود را با حداکثر تأثیرگذاری آغاز کند. سوم، رسیدن به اوج نارضایتی داخلی؛ یعنی زمانی که نظام حاکم به وضوح توانایی مدیریت کشور را از دست داده و اراده عمومی برای تغییر به سطحی رسیده باشد که اعلام یک نهاد رسمی در تبعید، بتواند به عنوان یک عامل مشروعیتبخش و پیشبرنده عمل کند ، که در حال حاضر در این مرحله هستیم .
بنابراین، پاسخ به این پرسش که چقدر زمان لازم است یا چه اتفاقاتی باید بیفتد، در واقع بازتابی از این است که تکمیل این سه شرط اساسی، خود تعیینکننده زمانبندی است. این فرآیند، لزوماً یک بازه زمانی ثابت و از پیش تعیینشده ندارد، بلکه وابسته به سرعت پیشرفت در این سه حوزه است. هدف نهایی، صرفاً بازگشت نیست، بلکه تضمین تداوم مشروعیت، حفظ نظم و هدایت مسالمتآمیز گذار به سوی استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار است. در این میان، تشکیل دولت در تبعید، نه تنها با سرعت تحولات در تضاد نیست، بلکه به عنوان یک بیمه استراتژیک در برابر هرج و مرج عمل میکند و اطمینان میدهد که هرگونه بازگشت، چه پیش از موعد و چه پس از تشکیل کامل این نهاد، در چارچوبی قانونمند و سازمانیافته صورت پذیرد.
تشکیل دولت در تبعید توسط شاه و تیم ایشان به معنای بریدن دست ، نهاد ها یا افرادی ست که هر کدام برای خود سازی میزنند... امیدوارم واضح گفته باشم.
ضمنا، در حال حاضر، ما با دو سناریو احتمالی روبرو هستیم: بازگشت زودهنگام شاه به ایران و تشکیل دولت در تبعید. هر دو هدف نهایی مشابهی دارند: تبدیل ایران به کشوری آزاد و دموکراتیک، اما پیشرفت به سمت این اهداف بستگی به شرایط داخلی و بینالمللی دارد که در پاسخ قبلی ذکر کردم .
با این توصیف، هر دو مسیر معتبر هستند و به طور همزمان باید پیگیری شوند. در حال حاضر، پس از مذاکرات ( که به نظر من شکل نخواهد گرفت) و تحولات مرتبط در صحنه جهانی، شاه و تیم او نیاز دارند تا با قاطعیت گامهای لازم را بردارند. امیدواریم که با توجه به حوادث پیش رو، هر دو گزینه به بهترین نحو ممکن توسعه یابند تا ایران به یک آینده بهتر دست یابد.
با تشکر از توجه شما و امیدوارم پاسخ ، پرسش هایتان را روشن کرده باشم.
✍ #اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
درود و تشکر از سوال ارزشمندتان.
سوال شما به دغدغههای مهمی اشاره دارد که در شرایط کنونی ایران و فرایند گذار به حکومتی مردمی و دموکراتیک بسیار کلیدی هستند.
اشاره شما به شتاب فزاینده تحولات، از جمله نتیجه مذاکرات، منازعات منطقهای، و حواشی جاری، کاملا بهجاست. این پویایی سریع، این پرسش اساسی را مطرح میسازد که آیا مسیر پیش رو به سمت تشکیل دولت در تبعید هدایت خواهد شد، یا اینکه سرعت وقایع، شرایطی را رقم خواهد زد که شاه رضا پهلوی، پیش از موعد لازم برای تشکیل چنین دولتی، به ایران بازگردند؟
و در صورت دوم، چه عناصری باید تحقق یابند و چه بازه زمانی در نظر گرفته شود تا این نهاد (دولت در تبعید) شکل بگیرد؟
این پرسشها، تلاقی میان سرعت تحولات بیرونی و زمانبندی داخلی فرآیندهای ساختاری را به خوبی نمایان میسازند. در پاسخ به این دوگانگی، باید ابتدا به سناریوی بازگشت زودهنگام اشاره کرد. اگر فرض کنیم که سرعت وقایع به حدی برسد که شاهد فروپاشی ناگهانی و کامل ساختارهای کنونی باشیم، طبیعتا خلا قدرتی پدیدار خواهد شد. در چنین شرایطی، بازگشت یک رهبر کاریزماتیک مانند شاه رضا پهلوی، میتواند پاسخی سریع به این خلا باشد.
این سناریو، بیش از آنکه محصول یک برنامهریزی استراتژیک دقیق برای تشکیل یک نهاد قانونی باشد، پاسخی اضطراری به فوریتهای میدانی است. با این حال، چنین بازگشتی، هرچند سریع و احساسی، بدون پشتوانه یک چارچوب حقوقی و اجرایی مدون، میتواند کشور را در معرض ریسک بیثباتی و هرج و مرج پس از گذار قرار دهد. بنابراین، در حالی که سرعت تحولات ممکن است چنین فرصت تاکتیکی را فراهم آورد، اما اولویت استراتژیک همچنان بر حفظ نظم و تضمین گذار مسالمتآمیز و قانونمند استوار است.
در مقابل، تشکیل دولت در تبعید، یک فرآیند استراتژیک است که بیش از آنکه تابع سرعت تحولات بیرونی باشد، وابسته به بلوغ داخلی سازوکارهای لازم است. این امر مستلزم تحقق مجموعهای از شروط بنیادین است: نخست، کمال یافتن تیمسازی و چارچوبهای حقوقی و سیاسی دوران گذار. این به معنای نهایی شدن تدوین برنامهای مدون است که بتواند به عنوان نقشه راه عمل کند و همچنین، شکلگیری شورایی ملی موقت که نماینده طیف وسیعی از نیروهای آزاذی خواه( پادشاهی خواه/ جمهوری خواه) باشد. دوم، تثبیت محاسبات بینالمللی؛ یعنی حصول اطمینان از حمایت یا حداقل بیطرفی مؤثر قدرتهای کلیدی جهانی، به گونهای که این دولت بتواند از همان ابتدا، کارکرد دیپلماتیک خود را با حداکثر تأثیرگذاری آغاز کند. سوم، رسیدن به اوج نارضایتی داخلی؛ یعنی زمانی که نظام حاکم به وضوح توانایی مدیریت کشور را از دست داده و اراده عمومی برای تغییر به سطحی رسیده باشد که اعلام یک نهاد رسمی در تبعید، بتواند به عنوان یک عامل مشروعیتبخش و پیشبرنده عمل کند ، که در حال حاضر در این مرحله هستیم .
بنابراین، پاسخ به این پرسش که چقدر زمان لازم است یا چه اتفاقاتی باید بیفتد، در واقع بازتابی از این است که تکمیل این سه شرط اساسی، خود تعیینکننده زمانبندی است. این فرآیند، لزوماً یک بازه زمانی ثابت و از پیش تعیینشده ندارد، بلکه وابسته به سرعت پیشرفت در این سه حوزه است. هدف نهایی، صرفاً بازگشت نیست، بلکه تضمین تداوم مشروعیت، حفظ نظم و هدایت مسالمتآمیز گذار به سوی استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار است. در این میان، تشکیل دولت در تبعید، نه تنها با سرعت تحولات در تضاد نیست، بلکه به عنوان یک بیمه استراتژیک در برابر هرج و مرج عمل میکند و اطمینان میدهد که هرگونه بازگشت، چه پیش از موعد و چه پس از تشکیل کامل این نهاد، در چارچوبی قانونمند و سازمانیافته صورت پذیرد.
تشکیل دولت در تبعید توسط شاه و تیم ایشان به معنای بریدن دست ، نهاد ها یا افرادی ست که هر کدام برای خود سازی میزنند... امیدوارم واضح گفته باشم.
ضمنا، در حال حاضر، ما با دو سناریو احتمالی روبرو هستیم: بازگشت زودهنگام شاه به ایران و تشکیل دولت در تبعید. هر دو هدف نهایی مشابهی دارند: تبدیل ایران به کشوری آزاد و دموکراتیک، اما پیشرفت به سمت این اهداف بستگی به شرایط داخلی و بینالمللی دارد که در پاسخ قبلی ذکر کردم .
با این توصیف، هر دو مسیر معتبر هستند و به طور همزمان باید پیگیری شوند. در حال حاضر، پس از مذاکرات ( که به نظر من شکل نخواهد گرفت) و تحولات مرتبط در صحنه جهانی، شاه و تیم او نیاز دارند تا با قاطعیت گامهای لازم را بردارند. امیدواریم که با توجه به حوادث پیش رو، هر دو گزینه به بهترین نحو ممکن توسعه یابند تا ایران به یک آینده بهتر دست یابد.
با تشکر از توجه شما و امیدوارم پاسخ ، پرسش هایتان را روشن کرده باشم.
✍ #اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
❤141👍16
Forwarded from اَشو | Ashoo
در ۵ مهر ۱۴۰۴، برابر با ۲۷ سپتامبرِ ۲۰۲۵، گفتم و بر آن باور استوار ماندم: اگر روزی زمینهای فراهم گردد برای خروشِ همگانیِ ملتِ بزرگِ ایران، اینبار، جهانِ غرب ، کشورهای اروپایی ـ برخلاف جنبشهای پیشین ـ دندانِ طمع از این نظامِ فرسوده خواهند شست.
گفتم: آنگاه که مردم دوباره به خیابانها آیند، فریادشان پژواکی خواهد یافت نه در گوشهای بیاعتنا، بلکه در وجدانِ بیدارشدهی جهان. اینبار برخلاف جنبش های پیشین، غرب، نه با همدردیِ نمایشی و گفتارِ آراسته به مصلحت، بلکه با حمایتی راستین و جهانی از آرمانها و حقوقِ انسانیِ خویش مواجه خواهیم شد.
و امروز، چنین شد.
و اکنون زمان، خود گواهِ آن پیشبینی است؛ نشانهها یکی پس از دیگری رخ مینمایند و انکارشان همان انکارِ روشنایی است. بنگرید به مواضعِ نوینِ کشورِ آلمان — پژواکی از آن چرخشِ ژرف در نگرشِ غرب، که اینبار نه از سرِ سیاست، بلکه از درکِ حقیقتِ ملتِ ایران و ایمان به بیداریِ وجدانِ جهانی سرچشمه گرفته است. نشانی از عصری که دیگر لبخندِ سیاست، جای خود را به احترامِ انسان میدهد.
آری، درست گفتم؛ زمان گواهِ سخنِ آن روز من است.
بخوانید👇:
غرب، دندانِ طمع از این نظامِ پوسیده برکَنده است!
✍#اشو
قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید
میبینی که خیلی خوبه با آسمون رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
گفتم: آنگاه که مردم دوباره به خیابانها آیند، فریادشان پژواکی خواهد یافت نه در گوشهای بیاعتنا، بلکه در وجدانِ بیدارشدهی جهان. اینبار برخلاف جنبش های پیشین، غرب، نه با همدردیِ نمایشی و گفتارِ آراسته به مصلحت، بلکه با حمایتی راستین و جهانی از آرمانها و حقوقِ انسانیِ خویش مواجه خواهیم شد.
و امروز، چنین شد.
و اکنون زمان، خود گواهِ آن پیشبینی است؛ نشانهها یکی پس از دیگری رخ مینمایند و انکارشان همان انکارِ روشنایی است. بنگرید به مواضعِ نوینِ کشورِ آلمان — پژواکی از آن چرخشِ ژرف در نگرشِ غرب، که اینبار نه از سرِ سیاست، بلکه از درکِ حقیقتِ ملتِ ایران و ایمان به بیداریِ وجدانِ جهانی سرچشمه گرفته است. نشانی از عصری که دیگر لبخندِ سیاست، جای خود را به احترامِ انسان میدهد.
آری، درست گفتم؛ زمان گواهِ سخنِ آن روز من است.
بخوانید👇:
غرب، دندانِ طمع از این نظامِ پوسیده برکَنده است!
✍#اشو
قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید
میبینی که خیلی خوبه با آسمون رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤162👍47👎2😡2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی ایران را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی ایران را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤198👍46🤝4👌3
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍205❤31🤝8❤🔥7👎3
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹فریادی که از سکوت برمیخیزد: خانه سنگرِ فریاد، جاوید شاه رمزِ ما
هان ای مردمانِ اصیلِ این کهنبوم! امروز، در فراسوی تقلید و نمایشهای مخدوش، عهدِ تازهای میبندیم.
فردا، در روزی که سالهاست نامش با تحریف و تاریکی گره خورده، یعنی ۲۲ بهمن، ما فرزندان این سرزمین تصمیم گرفتهایم سکوت را فریاد کنیم.نه با حضور در خیابانهایی که به دست دروغ و ریا آلودهاند، بلکه با ماندن در خانههایمان؛ خانههایی که سنگرِ حقیقتاند، پناهِ آگاهی و روشنای امید.
از پشتِ پنجرهها، از قلبِ هر خانه، بگذار فریاد آزادی، فریاد جاوید شاه طنینانداز شود.
بگذار جهان بداند که ملتِ ما خسته و نا امید نیست — تنها در حال یافتن راهی است تا صدای حقطلبیاش را ، رسا و باشکوه، فریاد کند.
فردا، خیابان نه میدان حضور، که صحنهی نبرد معناهاست.
در روزی که حکومت را به جشن مینشانند، ما با سکوتِ جمعی خیابان و شعار از دل خانهها، چهرهی واقعی انقلابِ شیر و خورشید را آشکار میکنیم.
در این روز، سکوتِ خیابانها نشانهی حضور ماست
فردا روزِ شرف است، روز آگاهی!
حضور فیزیکی ما در خیابان، بزرگترین خیانت به اصالتِ خویش است.
در خانهها بمانیم، اما صدایمان را از دیوارها عبور دهیم.
❗️از تهران تا تبریز، از زاهدان تا کردستان، از مشهد تا اهواز - پژواک فریاد ما باید در گوش تاریخ بپیچد- ما در خانه میمانیم تا با نیرویِ کلام، این سلطه را نابود سازیم. شعارِ واحدِ ما، ندای آسمانیِ این جنبش است:
جاوید شاه!
در خانه میمانیم، و با ندای جاوید شاه از دلِ خانه هایمان، تاریخ را به سمت طلوع آفتابِ آزادی هدایت خواهیم کرد.
فردا، تمامِ هویتِ ما در این دو عمل خلاصه میشود: تحریمِ کاملِ خروج، و طنینانداز شدنِ مستمرِ شعار از عمقِ خانه هایمان. این است هنرِ مقاومتِ جنبشِ ما.
ما در خانه خواهیم ماند، و از همین سکو، تاریخ را به سوی حقیقت، وادار به حرکت خواهیم کرد. این عهدِ ماست؛ عهدی که با هر دیوار و هر سقف، بسته شده است.
❗️ما، ارابهدارانِ این کیانِ در حالِ رهایی، میدان را به متوهمانِ قدرت میسپاریم. ماندن در خانه، نه انفعال، که اوجِ استراتژی در نبردِ است. استحکامِ ما در این ترکِ اجباری از خیابان نهفته است.
❗️چونان که در ساعتِ ۹ شب، نظام به تقلیدِ عادت، بلندگوهای لرزانِ خویش را به کار خواهد گرفت و در تلاش برای فریادِ الله اکبر است، تمامیِ میهن باید بدونِ لحظهای تردید، با طنینِ یکپارچه جاوید شاه، آن ندای باطل را خفه سازد.
این، اعلانِ پایان است. از هر خانه، صدایِ جاوید شاه باید برخیزد.
ما با این تاکتیکِ استادانه، نشان خواهیم داد که ملت ایران، خود، تعریفکننده میدانِ نبرد است.
این است هنرِ تبدیلِ یک روزِ نحس به روزِ تولدِ مجددِ اراده ملی.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
هان ای مردمانِ اصیلِ این کهنبوم! امروز، در فراسوی تقلید و نمایشهای مخدوش، عهدِ تازهای میبندیم.
فردا، در روزی که سالهاست نامش با تحریف و تاریکی گره خورده، یعنی ۲۲ بهمن، ما فرزندان این سرزمین تصمیم گرفتهایم سکوت را فریاد کنیم.نه با حضور در خیابانهایی که به دست دروغ و ریا آلودهاند، بلکه با ماندن در خانههایمان؛ خانههایی که سنگرِ حقیقتاند، پناهِ آگاهی و روشنای امید.
از پشتِ پنجرهها، از قلبِ هر خانه، بگذار فریاد آزادی، فریاد جاوید شاه طنینانداز شود.
بگذار جهان بداند که ملتِ ما خسته و نا امید نیست — تنها در حال یافتن راهی است تا صدای حقطلبیاش را ، رسا و باشکوه، فریاد کند.
فردا، خیابان نه میدان حضور، که صحنهی نبرد معناهاست.
در روزی که حکومت را به جشن مینشانند، ما با سکوتِ جمعی خیابان و شعار از دل خانهها، چهرهی واقعی انقلابِ شیر و خورشید را آشکار میکنیم.
در این روز، سکوتِ خیابانها نشانهی حضور ماست
فردا روزِ شرف است، روز آگاهی!
حضور فیزیکی ما در خیابان، بزرگترین خیانت به اصالتِ خویش است.
در خانهها بمانیم، اما صدایمان را از دیوارها عبور دهیم.
❗️از تهران تا تبریز، از زاهدان تا کردستان، از مشهد تا اهواز - پژواک فریاد ما باید در گوش تاریخ بپیچد- ما در خانه میمانیم تا با نیرویِ کلام، این سلطه را نابود سازیم. شعارِ واحدِ ما، ندای آسمانیِ این جنبش است:
جاوید شاه!
در خانه میمانیم، و با ندای جاوید شاه از دلِ خانه هایمان، تاریخ را به سمت طلوع آفتابِ آزادی هدایت خواهیم کرد.
فردا، تمامِ هویتِ ما در این دو عمل خلاصه میشود: تحریمِ کاملِ خروج، و طنینانداز شدنِ مستمرِ شعار از عمقِ خانه هایمان. این است هنرِ مقاومتِ جنبشِ ما.
ما در خانه خواهیم ماند، و از همین سکو، تاریخ را به سوی حقیقت، وادار به حرکت خواهیم کرد. این عهدِ ماست؛ عهدی که با هر دیوار و هر سقف، بسته شده است.
❗️ما، ارابهدارانِ این کیانِ در حالِ رهایی، میدان را به متوهمانِ قدرت میسپاریم. ماندن در خانه، نه انفعال، که اوجِ استراتژی در نبردِ است. استحکامِ ما در این ترکِ اجباری از خیابان نهفته است.
❗️چونان که در ساعتِ ۹ شب، نظام به تقلیدِ عادت، بلندگوهای لرزانِ خویش را به کار خواهد گرفت و در تلاش برای فریادِ الله اکبر است، تمامیِ میهن باید بدونِ لحظهای تردید، با طنینِ یکپارچه جاوید شاه، آن ندای باطل را خفه سازد.
این، اعلانِ پایان است. از هر خانه، صدایِ جاوید شاه باید برخیزد.
ما با این تاکتیکِ استادانه، نشان خواهیم داد که ملت ایران، خود، تعریفکننده میدانِ نبرد است.
این است هنرِ تبدیلِ یک روزِ نحس به روزِ تولدِ مجددِ اراده ملی.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
🤝181❤48👍22👎2
Forwarded from اَشو | Ashoo
جمهوری اسلامی، ترکیه، استقلال تایوان، گرینلند، مکزیک و کلمبیا در آمریکای لاتین، در زمرهی اهداف اصلی ترامپ ( آمریکا) برای شکلدهی به نظم آیندهی جهان قرار دارند.
❗️مهم است بدانید ، گرینلند فقط سرزمینی یخزده نیست!
فراسوی سپیدهی یخ، گنجینهای است که زمین را به چالش میکشد؛ از اورانیوم و نادرخاکیهای استراتژیک در اعماقش تا پهنهی یخهایش که دومین ذخیرهی بزرگ آب شیرینِ ابدی زمین است و در ساحلش، نفت و گاز. این سرزمینِ سرد، با موقعیت ژئوپلیتیک و جاذبههای بکر گردشگری، نه تنها یک منطقه، بلکه معماری نوین اقتصاد جهانی است، بهعنوان اهرمی برای فشار بر اروپا و چین.
در روزهای پیشِرو، بیش از پیش دربارهی این موضوع با شما هممیهنان سخن خواهم گفت.
اما نباید از حقیقتی اساسی غافل ماند: اولویت نخست ترامپ، تغییر رژیم در ایران است؛ اقدامی که آن را گام آغازین و حیاتی برای مهار چین میداند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❗️مهم است بدانید ، گرینلند فقط سرزمینی یخزده نیست!
فراسوی سپیدهی یخ، گنجینهای است که زمین را به چالش میکشد؛ از اورانیوم و نادرخاکیهای استراتژیک در اعماقش تا پهنهی یخهایش که دومین ذخیرهی بزرگ آب شیرینِ ابدی زمین است و در ساحلش، نفت و گاز. این سرزمینِ سرد، با موقعیت ژئوپلیتیک و جاذبههای بکر گردشگری، نه تنها یک منطقه، بلکه معماری نوین اقتصاد جهانی است، بهعنوان اهرمی برای فشار بر اروپا و چین.
در روزهای پیشِرو، بیش از پیش دربارهی این موضوع با شما هممیهنان سخن خواهم گفت.
اما نباید از حقیقتی اساسی غافل ماند: اولویت نخست ترامپ، تغییر رژیم در ایران است؛ اقدامی که آن را گام آغازین و حیاتی برای مهار چین میداند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍227❤27👏21