اتحاد ملی ایران | اخبار جنگ
55.5K subscribers
91.6K photos
74.5K videos
318 files
14.9K links
ما محکوم به اتـــــحـــــاد هستیم
اینستاگرام
Instagram.com/OmidIranAzad
X
x.com/OmidIranAzad
Download Telegram
🔹رژیم اشغالگر؛ اولین هدف در پروژه‌ی تغییر نظم منطقه‌ای غرب

تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده و کشورهای اروپایی در حوزه خاورمیانه، هرچند ظاهرا با محوریت عملیاتی در قبال جمهوری اسلامی شکل گرفته، اما سطح این تحلیل به شدت سطحی خواهد بود اگر این بسیج عظیم تجهیزاتی تنها به عنوان ابزاری صرفا برای براندازی جمهوری اسلامی تلقی شود.

این حجم سرمایه‌گذاری استراتژیک، در واقع یک عملیات مهندسی سیستمی است که هدف آن، بازآرایی بنیادین نظم منطقه‌ای خاورمیانه است و موقعیت ایران در این معادلات، موضعی کلیدی اما اولیه است؛ غرب به خوبی دریافته است که تا زمانی که جمهوری اسلامی به عنوان یک مرکز ثقل مقاوم، ساختار هژمونیک منطقه‌ای مطلوب آمریکا را برهم می‌زند، هرگونه ثبات‌بخشی در منطقه به معنای واقعی کلمه غیرممکن است و لذا تلاش برای تغییر نظم در خاورمیانه، با تمرکز عملیاتی بر پایان جمهوری اسلامی آغاز می‌شود، اما این تنها گام اول در یک پروژه بزرگ‌تر است.

❗️نکته محوری که باید مورد توجه قرار گیرد، ارتباط استراتژیک این تحولات منطقه‌ای با رقابت کلان قدرت جهانی است.

نقطه کانونی این استراتژی، پیوند ناگسستنی میان هدف تغییر نظم در خاورمیانه و استراتژی کلان بازدارندگی آمریکا در برابر جمهوری خلق چین است؛ دولت‌های غربی، به ویژه واشنگتن، دریافته‌اند که کنترل نفوذ و مهار رشد اقتصادی و نظامی چین مستلزم تضمین ثبات و همسویی مناطق کلیدی ژئوپلیتیک، از جمله خاورمیانه، است، چرا که خاورمیانه، به واسطه منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی‌اش، دروازه حیاتی برای نفوذ منطقه‌ای چین محسوب می‌شود.


تحلیل‌ سیاست گذاران غرب بر این محور استوار است که اگر این نظم منطقه‌ای مطلوب غرب محقق نگردد، و به طور مشخص، اگر جمهوری اسلامی در برابر فشارها مقاومت کرده و ساختار حکومتی‌اش پابرجا بماند، پیامد اجتناب‌ناپذیر آن، صعود چین به جایگاه قدرت اول جهان خواهد بود، امری که به معنای انتقال مرکز ثقل قدرت جهانی از غرب به شرق است و ایالات متحده و متحدانش با درک این برآورد استراتژیک، به طور قطع و یقین اجازه نخواهند داد چنین سناریوی جهانی‌سازی قدرت چین محقق شود.

❗️ از این رو، هرگونه تردید در مورد جدیت اقدامات نظامی و سیاسی در خاورمیانه بیراه است.

زیرا این منطقه، نه صرفا یک میدان درگیری محلی، بلکه نخستین و حیاتی‌ترین سنگر در جنگ سرد جدید برای حفظ توازن قدرت جهانی تعریف شده است. به باور من هدف بعدی، ترکیه خواهد بود.

سخنانی که از زبان کارشناسان رسانه‌ای، و مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی  شنیده می‌شود، هنگامی که از نابودی آمریکا تا سال 2030 سخن می‌گویند، در واقع معنایی فراتر از واژه‌ی ظاهری نابودی را در خود نهفته دارند. آنچه در پس این تعبیر نهفته است، اشاره‌ای رمزی و درون‌گفتمانی به تحولی عمیق در نظم جهانی است؛ به این معنا که تا آن سال، ایالات متحده آمریکا دیگر قدرت اول عرصه‌ی بین‌الملل نخواهد بود.

این تحلیل حاکی از تغییر توازن قدرت جهانی و پیدایش دوره‌ای تازه است که در آن چین به عنوان بازیگر اصلی و ابرقدرت نخست جهان، جای آمریکا را در راس هرم قدرت جهانی اشغال خواهد کرد.

به بیانی دیگر، این سخنان بیش از آنکه پیش‌بینی فروپاشی فیزیکی یا سیاسی آمریکا باشند، بیانگر درک راهبردی از دگرگونی‌های ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم‌اند؛ دگرگونی‌هایی که در آن قدرت اقتصادی، فناوری و سیاسی چین به سطحی می‌رسد که نظام تک‌قطبی غرب را به نظامی چندقطبی یا حتی شرق‌محور بدل می‌سازد.

اما زهی خیال باطل
آمریکا و هم‌پیمانانش
اجازه نخواهند داد
چنین سناریوی رخ دهد.


#الف


تشنه برتون می‌گردونم از لب کارون
همیشه یه قدم ازم عقبه قانون
الف میکُشه بدتر از تب طاعون
به سیاهی جنگل عادت دارن گرگا
عرصه سیاست خونه خالمه
راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش ترامپه
بلاخره به یه چیزی باور دارن کفار ...

#نظم_نوین

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
142👏21👍11🤝4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴

ترکیه هم قیام‌کرد…

از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

#نظم_نوین

#انقلاب_ملی_شیروخورشید


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
293👍94👏35🍾21😁5👎2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹رژیم اشغالگر؛ اولین هدف در پروژه‌ی تغییر نظم منطقه‌ای غرب

تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده و کشورهای اروپایی در حوزه خاورمیانه، هرچند ظاهرا با محوریت عملیاتی در قبال جمهوری اسلامی شکل گرفته، اما سطح این تحلیل به شدت سطحی خواهد بود اگر این بسیج عظیم تجهیزاتی تنها به عنوان ابزاری صرفا برای براندازی جمهوری اسلامی تلقی شود.

این حجم سرمایه‌گذاری استراتژیک، در واقع یک عملیات مهندسی سیستمی است که هدف آن، بازآرایی بنیادین نظم منطقه‌ای خاورمیانه است و موقعیت ایران در این معادلات، موضعی کلیدی اما اولیه است؛ غرب به خوبی دریافته است که تا زمانی که جمهوری اسلامی به عنوان یک مرکز ثقل مقاوم، ساختار هژمونیک منطقه‌ای مطلوب آمریکا را برهم می‌زند، هرگونه ثبات‌بخشی در منطقه به معنای واقعی کلمه غیرممکن است و لذا تلاش برای تغییر نظم در خاورمیانه، با تمرکز عملیاتی بر پایان جمهوری اسلامی آغاز می‌شود، اما این تنها گام اول در یک پروژه بزرگ‌تر است.

❗️نکته محوری که باید مورد توجه قرار گیرد، ارتباط استراتژیک این تحولات منطقه‌ای با رقابت کلان قدرت جهانی است.

نقطه کانونی این استراتژی، پیوند ناگسستنی میان هدف تغییر نظم در خاورمیانه و استراتژی کلان بازدارندگی آمریکا در برابر جمهوری خلق چین است؛ دولت‌های غربی، به ویژه واشنگتن، دریافته‌اند که کنترل نفوذ و مهار رشد اقتصادی و نظامی چین مستلزم تضمین ثبات و همسویی مناطق کلیدی ژئوپلیتیک، از جمله خاورمیانه، است، چرا که خاورمیانه، به واسطه منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی‌اش، دروازه حیاتی برای نفوذ منطقه‌ای چین محسوب می‌شود.


تحلیل‌ سیاست گذاران غرب بر این محور استوار است که اگر این نظم منطقه‌ای مطلوب غرب محقق نگردد، و به طور مشخص، اگر جمهوری اسلامی در برابر فشارها مقاومت کرده و ساختار حکومتی‌اش پابرجا بماند، پیامد اجتناب‌ناپذیر آن، صعود چین به جایگاه قدرت اول جهان خواهد بود، امری که به معنای انتقال مرکز ثقل قدرت جهانی از غرب به شرق است و ایالات متحده و متحدانش با درک این برآورد استراتژیک، به طور قطع و یقین اجازه نخواهند داد چنین سناریوی جهانی‌سازی قدرت چین محقق شود.

❗️ از این رو، هرگونه تردید در مورد جدیت اقدامات نظامی و سیاسی در خاورمیانه بیراه است.

زیرا این منطقه، نه صرفا یک میدان درگیری محلی، بلکه نخستین و حیاتی‌ترین سنگر در جنگ سرد جدید برای حفظ توازن قدرت جهانی تعریف شده است. به باور من هدف بعدی، ترکیه خواهد بود.

سخنانی که از زبان کارشناسان رسانه‌ای، و مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی  شنیده می‌شود، هنگامی که از نابودی آمریکا تا سال 2030 سخن می‌گویند، در واقع معنایی فراتر از واژه‌ی ظاهری نابودی را در خود نهفته دارند. آنچه در پس این تعبیر نهفته است، اشاره‌ای رمزی و درون‌گفتمانی به تحولی عمیق در نظم جهانی است؛ به این معنا که تا آن سال، ایالات متحده آمریکا دیگر قدرت اول عرصه‌ی بین‌الملل نخواهد بود.

این تحلیل حاکی از تغییر توازن قدرت جهانی و پیدایش دوره‌ای تازه است که در آن چین به عنوان بازیگر اصلی و ابرقدرت نخست جهان، جای آمریکا را در راس هرم قدرت جهانی اشغال خواهد کرد.

به بیانی دیگر، این سخنان بیش از آنکه پیش‌بینی فروپاشی فیزیکی یا سیاسی آمریکا باشند، بیانگر درک راهبردی از دگرگونی‌های ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم‌اند؛ دگرگونی‌هایی که در آن قدرت اقتصادی، فناوری و سیاسی چین به سطحی می‌رسد که نظام تک‌قطبی غرب را به نظامی چندقطبی یا حتی شرق‌محور بدل می‌سازد.

اما زهی خیال باطل
آمریکا و هم‌پیمانانش
اجازه نخواهند داد
چنین سناریوی رخ دهد.


#الف


تشنه برتون می‌گردونم از لب کارون
همیشه یه قدم ازم عقبه قانون
الف میکُشه بدتر از تب طاعون
به سیاهی جنگل عادت دارن گرگا
عرصه سیاست خونه خالمه
راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش ترامپه
بلاخره به یه چیزی باور دارن کفار ...

#نظم_نوین

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍11927😡21
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و  تضمین قدرت- بخش اول- یخ‌هایی که سیاست را ذوب می‌کنند!


جمعه ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ برابر با ۲۴ بهمن ۱۴۰۴

گرینلند، این پاره‌ی عظیم و ساکت یخ که در میان اقیانوس منجمد شمالی آرمیده است، در نگاه آمریکا صرفا جزیره‌ای منجمد نیست؛ بلکه صفحه‌ای طلایی بر شطرنج قدرت جهانی است. هر تکه از آن، معنایی ژرف در محاسبات ژئوپلیتیکی و اقتصادی آمریکا دارد ـ معنایی که از درون سرمای قطب شمال سر برمی‌آورد و تا عمق سیاست‌های واشنگتن امتداد می‌یابد. 

نخستین راز اهمیت گرینلند در جغرافیای منحصربه‌فرد و بی‌بدیلش نهفته. نقطه‌ای که بین آمریکای شمالی و اروپا قرار دارد، بر گذرگاه‌های هوایی و مسیرهای دریایی تسلط دارد، و مانند پلی یخی، دو قاره‌ی قدرت را به هم پیوند می‌دهد. گرینلند دروازه‌ی شمالی اطلس است؛ هر که بر آن تسلط یابد، توان نظارت و کنترل بر یکی از مهم‌ترین محورهای ارتباطی جهان را در اختیار می‌گیرد. برای آمریکا، این نه یک موقعیت زمینی، بلکه سنگری برای امنیت ملی است. پایگاه نظامی پیتوفیک در گرینلند، گوش شنوای واشنگتن بر فراز مدار شمالی است؛ سامانه‌ای که هر حرکت موشکی را رصد می‌کند و بخشی از دیوار دفاع موشکی آمریکا در برابر شرق محسوب می‌شود. 

اما فراتر از ارزش نظامی، اعماق گرینلند گنجینه‌ای است که طلا از آن کم‌ارزش‌تر می‌نماید.

لایه‌های زیرین این سرزمین مملو از نفت، گاز طبیعی، مس، آهن، نیکل، اورانیوم و عناصر نادر خاکی است؛ موادی که پایه‌ی صنایع نوین، فناوری‌های سبز، ریزتراشه‌ها، خودروهای الکتریکی و تسلیحات مدرن را تشکیل می‌دهند. در جهان امروز که فناوری منبع قدرت است، تسلط بر چشمه‌های این مواد، به‌معنای تسلط بر آینده است.

آمریکا به‌خوبی دریافته که هرچه وابستگی غرب به چین در تامین این مواد کاهش یابد، استقلال استراتژیک و توان فناورانه‌اش افزایش خواهد یافت —و گرینلند، حلقه‌ای طلایی در این زنجیره است. 

با ذوب شدن یخ‌های قطب شمال، جغرافیای سیاسی جهان نیز در حال ذوب و بازچینی است. مسیرهای دریایی جدیدی میان اروپا و آسیا در حال شکل‌گیری‌اند که ممکن است آینده تجارت جهانی را دگرگون سازند. گرینلند در قلب این تحولات قرار دارد؛ همان‌جایی که از خطوط کشتیرانی تا منابع انرژی و پایگاه‌های نظامی آینده جهان عبور خواهد کرد.

آمریکا می‌داند در دنیای فردا، کسی که در شمال پیروز باشد، سراسر غرب را در دست خواهد داشت. در کنار این دلایل، گرینلند ابزاری برای فشار سیاسی و اقتصادی بر اروپا نیز به شمار می‌رود. دانمارک، یکی از اعضای ناتو و اتحادیه اروپا، مالک رسمی این جزیره است؛ اما نفوذ واشنگتن بر گرینلند می‌تواند حضور آمریکا را در حریم سیاسی اروپا گسترش داده و تعادل قدرت درون ناتو را به‌نفع واشنگتن تغییر دهد.

❗️آمریکا به‌خوبی می‌داند که اگر کنترل منابع انرژی و معادن گرینلند در دستش باشد، اروپا در تامین منابع حیاتی خود بیش از پیش به آمریکا وابسته خواهد شد. 


از سوی دیگر، رقابت با روسیه و چین نفس‌گیرتر از همیشه است. روسیه، ناوگان عظیم یخ‌شکن‌هایش را در آب‌های شمالی به حرکت درآورده و چین، با سیاست جاده یخی ابریشم، سرمایه‌های خود را به سوی معادن و بنادر قطبی روانه کرده است. در این میان، آمریکا نمی‌تواند تنها نظاره‌گر باشد؛ زیرا هر گام عقب‌نشینی در قطب شمال، هدیه‌ای است به رقبای شرقی‌اش. برای واشنگتن، گرینلند سنگری گران‌بها در نبرد بی‌صدا اما سرنوشت‌ساز قرن است — نبردی برای حفظ برتری تکنولوژیک، اقتصادی و نظامی در زمانی که جهان دوباره در حال تقسیم نفوذ‌هاست. 

در همین راستا، آمریکا با جدیت بی‌وقفه در حال افزایش حضور در این منطقه است: گسترش همکاری‌های اقتصادی با دولت محلی گرینلند، حضور علمی و زیست‌محیطی نمادین برای تثبیت نفوذ، و البته توسعه‌ی زیرساخت‌های نظامی و اطلاعاتی. 

گرینلند دیگر برای آمریکا رویایی دوردست نیست، بلکه بخشی از راهبردی حیاتی است که آینده قدرت جهانی بر پایه‌ی آن شکل می‌گیرد. واشنگتن در این مسیر، هم منابعش را به‌کار خواهد گرفت و هم نفوذش را.

❗️هدف روشن است: تسلط بر گرینلند، نفوذ بر اروپا، مهار روسیه و مهار چین. 

شاید پیشنهاد جنجالی #ترامپ برای خرید گرینلند در نگاه نخست طنزآمیز می‌نمود، اما در عمق خود واقعیتی عمیق‌تر را بازمی‌تاباند: در منطق قدرت، سرزمین‌ها تنها خاک نیستند؛ ابزارهایی‌اند برای تداوم برتری.

آمریکا اکنون بیش از هر زمان دیگری دریافته است که دو قرن آینده در یخ‌های شمال رقم خواهد خورد؛ جایی در میان بادهای سپید و آسمان بی‌انتها، جایی که تسلط بر گرینلند یعنی تسلط بر تعادل آینده جهان.

#اشو

پس تردیدی نیست ـ آمریکا تمام توان خود را خواهد گذاشت تا بر این سرزمین حکم براند، و دیر یا زود، بر گرینلند و قلب قطب شمال تسلط خواهد یافت.

#نظم_نوین

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
171👍24
⭕️#عربستان و #کویت زمانی عقب نشستند که مطمئن نبودند آیا ترامپ واقعا تصمیم به حذف جمهوری اسلامی دارد یا نه.
اما باز شدن حریم هوایی و پایگاه‌ها برای آمریکا یعنی تضمین‌ها داده شده.
ریاض و کویت بدون اطمینان وارد چنین ریسکی نمی‌شوند،بوی گام‌های پایانی می‌آید
🌪️در راه است.
#نظم_نوین

🔗 حیدر کرار (@tioirani)

نظر ی فعال توییتری

#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
45👍15😁4👌1💯1