Forwarded from اَشو
🔹از فراخوان تا بازداشت: چرا همراهی با گروههای خاص، پادشاهیخواهان را قربانی میکند؟
در هر حرکت سیاسی، مرزبندی هویتی و پیام استراتژیک نقشی تعیینکننده دارد. جنبش پادشاهیخواهی، از دل سنت ملیگرایی ایرانی برآمده و خود را پاسدار تمامیت ارضی، استقلال و ریشههای تمدنی ایران میداند. در مقابل، گروههایی چون مجاهدین خلق یا جریانهای تجزیهطلب، یا به گذشتهای آلوده به همکاری با قدرتهای بیگانه و خشونت سازمانیافته مشهورند، یا اساسا در پی گسستن از چارچوب یکپارچهی ملت ایراناند. پاسخ مثبت دادن پادشاهیخواهان به فراخوان آنان، صرفنظر از نیت افراد، بهمنزلهی پاک کردن همین خط مرزی است که معنای سیاسی و اخلاقی آنان را تعریف میکند.
مشکل نخست، در قلمرو مشروعیت اجتماعی رخ میدهد. در حافظهی جمعی ایرانیان، گروههایی مانند مجاهدین خلق یادآور خشونت ، عملیات مسلحانه و همکاری با دشمن در زمان جنگاند. پس هر نیرویی که کنار آنان در خیابان بایستد، ولو از منظر اهداف متفاوت، در ذهن جامعه با همان چهره سنجیده میشود. نتیجه، سلب اعتماد اقشار میانهرو و ملی است؛ همان نیروهایی که ما پادشاهیخواهان برای بازسازی نقش خود در سپهر سیاسی ایران بیش از همه به آنان نیاز داریم.
دومین آسیب، در عرصهی رسانه و جنگ روایتها پدید میآید. نظام سیاسی حاکم، استاد بهرهبرداری از اشتباهات اپوزیسیون است.
هنگامیکه پادشاهیخواهان به فراخوانی ملحق شوند که ریشهاش در گروهی چون مجاهدین یا تجزیهطلبهاست، رسانههای رسمی بلافاصله از آن برای روایتسازی بهره میگیرند: تمام مخالفان جمهوری اسلامی، ابزار دست بیگانگان و دشمنان تمامیت ایراناند.
چنین تصویرسازی بهسرعت در افکار عمومی نفوذ میکند، مرز میان نیروهای ملی و ضدملی را از میان میبرد و سرمایهی اخلاقی جنبش پادشاهیخواهی را فرسایش میدهد.
در این میان نباید از بعد امنیتی و میدانی نیز غافل شد. هرگونه تجمعی که شعار یا سازماندهی آن با نام گروههای رادیکال یا مسلح همراه باشد، طبیعتا حساسیت امنیتی بالایی ایجاد میکند. نیروهایی که با نیت صادقانه در آن حضور مییابند، ناخواسته در میانهی میدان تقابل امنیتی قرار میگیرند. بازداشتها، برچسبها و نفوذ عناصر ناشناس، نتیجهی مستقیم چنین آمیختگیهایی است. به بیان دیگر، پادشاهیخواهان با شرکت در این فراخوانها، بهجای آنکه ظرفیت مدنی خود را تقویت کنند، در صحنهای بازی میکنند که قواعدش را دیگران – و نه آنان – تعیین کردهاند.
در نبرد روایتها و کنشهای سیاسی، گاه یک تصمیم اشتباه تاکتیکی میتواند سرمایهای را بسوزاند که سالها برای آن زحمت کشیده شده است.
پاسخ به فراخوانهای گروههایی چون مجاهدین خلق یا تجزیهطلبان، برای پادشاهیخواهان نهتنها زیان سیاسی، بلکه پیامد امنیتی سنگینی دارد. چنین تجمعاتی از نظر نهادهای امنیتی تهدید مشترک تلقی میشود و هیچ تفکیکی میان گروهها صورت نمیگیرد. در نتیجه، پادشاهیخواهان میهندوست، در کنار عناصر رادیکال بازداشت میشوند و موجی از دستگیریهای گسترده شکل میگیرد. این وضعیت هم سرمایهی انسانی جنبش را میفرساید، هم فرصت نفوذ و بدنامسازی را در اختیار حکومت میگذارد. بنابراین، حفظ فاصلهی روشن از گروههای تندرو، نه تاکتیکی زودگذر، بلکه شرط بقا و امنیت پادشاهیخواهان است.
اما مهمتر از همه، جنبهی استراتژیک و همبستگی ملی است. جوهرهی اندیشهی پادشاهیخواهی در ایران، بر دو رکن استوار است: تداوم وحدت ملی و بازسازی نظم مدنی و حقوقی بر بنیان قانون و ثبات. از همینرو، حضور در فراخوانهایی که توسط نیروهای گریز از مرکز، تجزیهطلب یا گروههایی با سابقهی خصومت با تمامیت ایران اعلام میشود، دقیقا برخلاف فلسفهی وجودی آن جنبش است. چنین حضوری، پیام سیاسی پادشاهیخواهان را مبنی بر بازگشت به قانون، نظم و وحدت به شورشی فاقد اصالت ملی تقلیل میدهد و سرمایهی تاریخی آن را نابود میکند.
در مجموع، همراهی پادشاهیخواهان با فراخوان گروههایی چون مجاهدین خلق و تجزیهطلبان، نهتنها دستاوردی ندارد، بلکه سه زیان قطعی بهبار میآورد: نخست، تخریب چهرهی ملی و از میان رفتن مرزبندی هویتی؛ دوم، بازتولید روایت تبلیغاتی حکومت مبنی بر اتحاد اپوزیسیون با دشمنان ملت؛ و سوم، قرار گرفتن در میدانی که از نظر امنیتی و استراتژیک به زیان ما پادشاهیخواهان است.
جنبشهایی که میخواهند در تاریخ ماندگار شوند، باید مراقب باشند با چه کسانی در یک خیابان یا زیر یک پرچم دیده میشوند. برای پادشاهیخواهان، استقلال فکری و تمایز ملی نه یک شعار، بلکه شرط بقا و معناست.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در هر حرکت سیاسی، مرزبندی هویتی و پیام استراتژیک نقشی تعیینکننده دارد. جنبش پادشاهیخواهی، از دل سنت ملیگرایی ایرانی برآمده و خود را پاسدار تمامیت ارضی، استقلال و ریشههای تمدنی ایران میداند. در مقابل، گروههایی چون مجاهدین خلق یا جریانهای تجزیهطلب، یا به گذشتهای آلوده به همکاری با قدرتهای بیگانه و خشونت سازمانیافته مشهورند، یا اساسا در پی گسستن از چارچوب یکپارچهی ملت ایراناند. پاسخ مثبت دادن پادشاهیخواهان به فراخوان آنان، صرفنظر از نیت افراد، بهمنزلهی پاک کردن همین خط مرزی است که معنای سیاسی و اخلاقی آنان را تعریف میکند.
مشکل نخست، در قلمرو مشروعیت اجتماعی رخ میدهد. در حافظهی جمعی ایرانیان، گروههایی مانند مجاهدین خلق یادآور خشونت ، عملیات مسلحانه و همکاری با دشمن در زمان جنگاند. پس هر نیرویی که کنار آنان در خیابان بایستد، ولو از منظر اهداف متفاوت، در ذهن جامعه با همان چهره سنجیده میشود. نتیجه، سلب اعتماد اقشار میانهرو و ملی است؛ همان نیروهایی که ما پادشاهیخواهان برای بازسازی نقش خود در سپهر سیاسی ایران بیش از همه به آنان نیاز داریم.
دومین آسیب، در عرصهی رسانه و جنگ روایتها پدید میآید. نظام سیاسی حاکم، استاد بهرهبرداری از اشتباهات اپوزیسیون است.
هنگامیکه پادشاهیخواهان به فراخوانی ملحق شوند که ریشهاش در گروهی چون مجاهدین یا تجزیهطلبهاست، رسانههای رسمی بلافاصله از آن برای روایتسازی بهره میگیرند: تمام مخالفان جمهوری اسلامی، ابزار دست بیگانگان و دشمنان تمامیت ایراناند.
چنین تصویرسازی بهسرعت در افکار عمومی نفوذ میکند، مرز میان نیروهای ملی و ضدملی را از میان میبرد و سرمایهی اخلاقی جنبش پادشاهیخواهی را فرسایش میدهد.
در این میان نباید از بعد امنیتی و میدانی نیز غافل شد. هرگونه تجمعی که شعار یا سازماندهی آن با نام گروههای رادیکال یا مسلح همراه باشد، طبیعتا حساسیت امنیتی بالایی ایجاد میکند. نیروهایی که با نیت صادقانه در آن حضور مییابند، ناخواسته در میانهی میدان تقابل امنیتی قرار میگیرند. بازداشتها، برچسبها و نفوذ عناصر ناشناس، نتیجهی مستقیم چنین آمیختگیهایی است. به بیان دیگر، پادشاهیخواهان با شرکت در این فراخوانها، بهجای آنکه ظرفیت مدنی خود را تقویت کنند، در صحنهای بازی میکنند که قواعدش را دیگران – و نه آنان – تعیین کردهاند.
در نبرد روایتها و کنشهای سیاسی، گاه یک تصمیم اشتباه تاکتیکی میتواند سرمایهای را بسوزاند که سالها برای آن زحمت کشیده شده است.
پاسخ به فراخوانهای گروههایی چون مجاهدین خلق یا تجزیهطلبان، برای پادشاهیخواهان نهتنها زیان سیاسی، بلکه پیامد امنیتی سنگینی دارد. چنین تجمعاتی از نظر نهادهای امنیتی تهدید مشترک تلقی میشود و هیچ تفکیکی میان گروهها صورت نمیگیرد. در نتیجه، پادشاهیخواهان میهندوست، در کنار عناصر رادیکال بازداشت میشوند و موجی از دستگیریهای گسترده شکل میگیرد. این وضعیت هم سرمایهی انسانی جنبش را میفرساید، هم فرصت نفوذ و بدنامسازی را در اختیار حکومت میگذارد. بنابراین، حفظ فاصلهی روشن از گروههای تندرو، نه تاکتیکی زودگذر، بلکه شرط بقا و امنیت پادشاهیخواهان است.
اما مهمتر از همه، جنبهی استراتژیک و همبستگی ملی است. جوهرهی اندیشهی پادشاهیخواهی در ایران، بر دو رکن استوار است: تداوم وحدت ملی و بازسازی نظم مدنی و حقوقی بر بنیان قانون و ثبات. از همینرو، حضور در فراخوانهایی که توسط نیروهای گریز از مرکز، تجزیهطلب یا گروههایی با سابقهی خصومت با تمامیت ایران اعلام میشود، دقیقا برخلاف فلسفهی وجودی آن جنبش است. چنین حضوری، پیام سیاسی پادشاهیخواهان را مبنی بر بازگشت به قانون، نظم و وحدت به شورشی فاقد اصالت ملی تقلیل میدهد و سرمایهی تاریخی آن را نابود میکند.
در مجموع، همراهی پادشاهیخواهان با فراخوان گروههایی چون مجاهدین خلق و تجزیهطلبان، نهتنها دستاوردی ندارد، بلکه سه زیان قطعی بهبار میآورد: نخست، تخریب چهرهی ملی و از میان رفتن مرزبندی هویتی؛ دوم، بازتولید روایت تبلیغاتی حکومت مبنی بر اتحاد اپوزیسیون با دشمنان ملت؛ و سوم، قرار گرفتن در میدانی که از نظر امنیتی و استراتژیک به زیان ما پادشاهیخواهان است.
جنبشهایی که میخواهند در تاریخ ماندگار شوند، باید مراقب باشند با چه کسانی در یک خیابان یا زیر یک پرچم دیده میشوند. برای پادشاهیخواهان، استقلال فکری و تمایز ملی نه یک شعار، بلکه شرط بقا و معناست.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍162❤39👌7
Forwarded from اَشو
🔹استراتژی اجرا شد- سپاس از گارد شاهنشاهی، اتحاد ملی و کمپین بازگشت شاهزاده برای نمایش قدرت رسانهای هماهنگ
https://t.me/ASHOOZA/479
این قلم به روشنی نشان داد که چگونه همراهی پادشاهیخواهان با فراخوانهای گروههای دارای پیشینه یا اهداف تجزیهطلبانه، سه زیان مهلک را به دنبال دارد: تخریب چهرهی ملی در حافظهی جمعی، تایید روایت تبلیغاتی حکومت مبنی بر ضدیت تمام اپوزیسیون با تمامیت ایران، و افزایش ریسکهای امنیتی که منجر به بازداشتها و فرسایش سرمایهی انسانی جنبش میشد. در واقع، این قلم هشدار داد که این فراخوان، اصول بنیادین پادشاهیخواهی (وحدت ملی و نظم مدنی) را نقض کرده و جنبش را به سمتی میبرد که قواعد بازی را به دیگران واگذار میکند.
اجرای صحیح و به موقع توصیههایی که منجر به این تحلیل و انتشار آن شد، نشاندهندهی درایت و هوشمندی عملیاتی فعالان این عرصه است. ما از اینکه توانستیم با اجرای این تدابیر، از قرار گرفتن در دامهای استراتژیک ذکر شده در تحلیل جلوگیری کنیم، خرسندیم و این موفقیت را به تلاش همگانی نسبت میدهیم.
پادشاهیخواهان، با درک عمیق اهمیت این تحلیل، این استدلالها را نه تنها یک تاکتیک، بلکه شرط بقای استراتژیک خود پذیرفتند و در راستای آن گام برداشتند. ما فهمیدیم که جوهرهی پادشاهیخواهی بر تداوم وحدت ملی و بازسازی نظم مدنی استوار است و هرگونه همراهی با نیروهای گریز از مرکز، فلسفهی وجودی ما را نابود میسازد.
در این زمینه، لازم است از کانالهای گارد شاهنشاهی، اتحاد ملی، و کمپین بازگشت شاهزاده صمیمانه تشکر کنم که با همکاری موثر و به موقع خود در انتشار این تحلیل راهبردی، قدرت رسانهای هماهنگ و منسجم پادشاهیخواهان را به نمایش گذاشتند. این همافزایی، یک دستاورد بزرگ محسوب میشود.
این سه کانال، به حق بزرگترین و اصیلترین مجراهای پادشاهیخواهی هستند و همواره با گام برداشتن در مسیر درست و اصیل، ضامن سلامت استراتژیک جنبش بودهاند. لازم است که این همکاری رسانهای هماهنگ، به عنوان یک الگوی موفق، تداوم یابد. امید است که این همکاریهای رسانهای هوشمندانه بیش از پیش تعمیق یابد تا اتحاد و انسجام ملی، به عنوان ستون اصلی اندیشه پادشاهیخواهی، تقویت گردد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
https://t.me/ASHOOZA/479
این قلم به روشنی نشان داد که چگونه همراهی پادشاهیخواهان با فراخوانهای گروههای دارای پیشینه یا اهداف تجزیهطلبانه، سه زیان مهلک را به دنبال دارد: تخریب چهرهی ملی در حافظهی جمعی، تایید روایت تبلیغاتی حکومت مبنی بر ضدیت تمام اپوزیسیون با تمامیت ایران، و افزایش ریسکهای امنیتی که منجر به بازداشتها و فرسایش سرمایهی انسانی جنبش میشد. در واقع، این قلم هشدار داد که این فراخوان، اصول بنیادین پادشاهیخواهی (وحدت ملی و نظم مدنی) را نقض کرده و جنبش را به سمتی میبرد که قواعد بازی را به دیگران واگذار میکند.
اجرای صحیح و به موقع توصیههایی که منجر به این تحلیل و انتشار آن شد، نشاندهندهی درایت و هوشمندی عملیاتی فعالان این عرصه است. ما از اینکه توانستیم با اجرای این تدابیر، از قرار گرفتن در دامهای استراتژیک ذکر شده در تحلیل جلوگیری کنیم، خرسندیم و این موفقیت را به تلاش همگانی نسبت میدهیم.
پادشاهیخواهان، با درک عمیق اهمیت این تحلیل، این استدلالها را نه تنها یک تاکتیک، بلکه شرط بقای استراتژیک خود پذیرفتند و در راستای آن گام برداشتند. ما فهمیدیم که جوهرهی پادشاهیخواهی بر تداوم وحدت ملی و بازسازی نظم مدنی استوار است و هرگونه همراهی با نیروهای گریز از مرکز، فلسفهی وجودی ما را نابود میسازد.
در این زمینه، لازم است از کانالهای گارد شاهنشاهی، اتحاد ملی، و کمپین بازگشت شاهزاده صمیمانه تشکر کنم که با همکاری موثر و به موقع خود در انتشار این تحلیل راهبردی، قدرت رسانهای هماهنگ و منسجم پادشاهیخواهان را به نمایش گذاشتند. این همافزایی، یک دستاورد بزرگ محسوب میشود.
این سه کانال، به حق بزرگترین و اصیلترین مجراهای پادشاهیخواهی هستند و همواره با گام برداشتن در مسیر درست و اصیل، ضامن سلامت استراتژیک جنبش بودهاند. لازم است که این همکاری رسانهای هماهنگ، به عنوان یک الگوی موفق، تداوم یابد. امید است که این همکاریهای رسانهای هوشمندانه بیش از پیش تعمیق یابد تا اتحاد و انسجام ملی، به عنوان ستون اصلی اندیشه پادشاهیخواهی، تقویت گردد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
🔹از فراخوان تا بازداشت: چرا همراهی با گروههای خاص، پادشاهیخواهان را قربانی میکند؟
در هر حرکت سیاسی، مرزبندی هویتی و پیام استراتژیک نقشی تعیینکننده دارد. جنبش پادشاهیخواهی، از دل سنت ملیگرایی ایرانی برآمده و خود را پاسدار تمامیت ارضی، استقلال و ریشههای…
در هر حرکت سیاسی، مرزبندی هویتی و پیام استراتژیک نقشی تعیینکننده دارد. جنبش پادشاهیخواهی، از دل سنت ملیگرایی ایرانی برآمده و خود را پاسدار تمامیت ارضی، استقلال و ریشههای…
😁243👍86❤21👏9🖕2🤣1
Forwarded from اَشو
🔹چرا یک لیتر بطری آب گرانتر از یک لیتر بنزین است؟
درک این که چرا بنزین ارزان باقی مانده، نیازمند جابجایی مرکز ثقل تحلیل از حوزه اقتصاد خُرد به حوزه ژئوپلیتیک و امنیت سیاسی داخلی است. سود حاصل از قاچاق و تناقض در اظهارات مقامات ، در حقیقت دو روی یک سکه هستند که سیاست رسمی را دیکته میکنند.
قیمت یک بطری آب یک و نیم لیتری، ۱۲ هزار تومانی با یک لیتر بنزین ۳ هزار تومانی مشاهده میشود، یارانه بنزین، ارزانترین و بزرگترین یارانه پنهان کشور است که به جیب تمام مصرفکنندگان، فارغ از میزان درآمد و نیاز، سرازیر میشود.
قاچاق گسترده سوخت، محصول ناکارآمدی سیستمی نیست، بلکه یک سیاست اجرایی سایه است که توسط نهادهای قدرتمند برای اهداف استراتژیک به کار گرفته میشود، آنگاه چرایی عدم افزایش قیمت بنزین به یک منطق کاملا متفاوت درمیآید.
بنزین نه یک کالای لوکس، بلکه یک کالای زیربنایی در اقتصاد ایران است. قیمت آن به مثابه یک فشارسنج اجتماعی عمل میکند. افزایش قیمت سوخت، به دلیل تأثیر دومینو بر حمل و نقل، غذا و معیشت، بهسرعت به کاتالیزوری برای اعتراضات سراسری تبدیل میشود. ریسک فعال شدن این آتش، با توجه به سابقه تاریخی (آبان ۹۸)، غیرقابل مدیریت تلقی میشود.
بنزین ارزان در ایران، بیش از آنکه یک یارانه انرژی باشد، یک ابزار کنترل اجتماعی ارزانقیمت است. در غیاب سازوکارهای حمایتی قوی، شفافیت اقتصادی و اعتماد عمومی، حفظ این یارانه پنهان تنها راه باقیمانده برای تزریق مصنوعی آرامش به جامعه است.
قاچاق، نکته کلیدی اینجاست!
در حقیقت، ساختار حاکم، این وضعیت را به عنوان یک مکانیسم توزیع قدرت تعریف کرده ست. سود حاصل از قاچاق، نه تنها برای قاچاقچیان، بلکه به نوعی، از طریق سازوکارهای پنهان، بین حلقههای مختلف تامین و توزیع – که لزوما دولت مرکزی نیستند – تقسیم میشود. این توزیع رانتی، وفاداری و سکوت برخی بازیگران کلیدی را تضمین میکند.
افزایش قیمت، این شبکه را دچار شوک کرده و آنها را به مخالفین فعال تبدیل میکند.
اگر قیمت رسمی افزایش یابد، سود قاچاق به شدت کاهش یافته و اساسا این شبکه از کار میافتد. این امر به معنای از دست دادن یک ابزار قدرتمند برای تامین مالی و کنترل جناحهای وابسته است. سیستم، برای حفظ این شبکه، حاضر است هزینه اقتصادی عظیم یارانه را بپردازد.
همانطور که اشاره شد، شبکههایی که اکنون از قاچاق سود میبرند، نه تنها لزوما تابع محض دولت نیستند، بلکه دارای وزن و نفوذ مستقلی هستند.
افزایش قیمت، این شبکهها را از یک شریک نانخور به دشمنان فعال و دارای انگیزه تبدیل میکند. این تغییر فاز، یک تهدید داخلی جدید و کنترل نشده ایجاد میکند.
شرایط تحریم و کاهش شدید منابع ارزی ، این جریان درآمدی غیررسمی، به عنوان یک کانال تأمین مالی عمل میکند که از مسیرهای رسمی و نظارتپذیر خارج است. این پول میتواند صرف عملیاتهای استراتژیک، تامین نقدینگی نهادهای خاص یا ایجاد ثروت برای حلقههای خاص قدرت شود.
سود حاصل از این قاچاق، به عنوان یک مکانیسم پاداشدهی غیرمستقیم برای وفادار نگه داشتن جناحهای کلیدی در سلسله مراتب قدرت عمل میکند.
قیمت پایین بنزین، بستر این قاچاق را فراهم میآورد.
در نهایت، معادله ریسک-بازده به نفع نگهداری از وضعیت موجود حل میشود.
افزایش قیمت دو ریسک را همزمان فعال میکند: الف- خشم عمومی (ریسک امنیتی کلاسیک) و ب-شورش نخبگان رانتخوار (ریسک امنیتی ساختاری). حکومت در این شرایط، با دو جبهه بالقوه از نارضایتی مواجه میشود که یکی از آنها از بطن ساختار حاکمیتی برمیخیزد.
سود حاصل از افزایش قیمت بنزین، هرچند بزرگ است، اما در نهایت سود اقتصادی است؛ در حالی که ریسک آن، ریسک بقای سیاسی-امنیتی محسوب میشود.
برنامه جمهوری اسلامی در عدم افزایش قیمت بنزین، یک استراتژی مبتنی بر حفظ ابزارهای کنترل و تامین مالی سایه است. بنزین ارزان، قیمتی است که سیستم برای خرید سکوت عمومی و تداوم جریان درآمدی سازمانیافته داخلی میپردازد. اگرچه این کار، اقتصاد سیستم را در بلندمدت تحلیل میبرد، اما در کوتاهمدت، به بقای شبکههای قدرت و مهار تلاطمهای سیاسی کمک میکند.
در نهایت: اجازه دهید بنزین به اوج اقتدار قیمتی خود برسد، و در این میان، بر لبان ما هیچ زمزمهای از ناسازگاری نسراید که مسیر صعود را سد کند؛ زیرا این ارتفاعگیری قیمتی، ، به نفع مسیر استراتژیک ماست. تمامی اخبار و گمانهزنیهایی که حکایت از وعدههای افزایش بهای بنزین دارند، باید در پسِ سکوتِ مطلق مدفون گردند. بگذارید نیروهای مقتدر و صاحبنفوذ در ساختار جمهوری اسلامی، رویاروی یکدیگر قرار گیرند و به مصاف هم برخیزند. ما تنها تماشاگر خواهیم بود؛ چرا که بازی پس از رسیدن قیمت به اوج، دیدنیتر خواهد شد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
درک این که چرا بنزین ارزان باقی مانده، نیازمند جابجایی مرکز ثقل تحلیل از حوزه اقتصاد خُرد به حوزه ژئوپلیتیک و امنیت سیاسی داخلی است. سود حاصل از قاچاق و تناقض در اظهارات مقامات ، در حقیقت دو روی یک سکه هستند که سیاست رسمی را دیکته میکنند.
قیمت یک بطری آب یک و نیم لیتری، ۱۲ هزار تومانی با یک لیتر بنزین ۳ هزار تومانی مشاهده میشود، یارانه بنزین، ارزانترین و بزرگترین یارانه پنهان کشور است که به جیب تمام مصرفکنندگان، فارغ از میزان درآمد و نیاز، سرازیر میشود.
قاچاق گسترده سوخت، محصول ناکارآمدی سیستمی نیست، بلکه یک سیاست اجرایی سایه است که توسط نهادهای قدرتمند برای اهداف استراتژیک به کار گرفته میشود، آنگاه چرایی عدم افزایش قیمت بنزین به یک منطق کاملا متفاوت درمیآید.
بنزین نه یک کالای لوکس، بلکه یک کالای زیربنایی در اقتصاد ایران است. قیمت آن به مثابه یک فشارسنج اجتماعی عمل میکند. افزایش قیمت سوخت، به دلیل تأثیر دومینو بر حمل و نقل، غذا و معیشت، بهسرعت به کاتالیزوری برای اعتراضات سراسری تبدیل میشود. ریسک فعال شدن این آتش، با توجه به سابقه تاریخی (آبان ۹۸)، غیرقابل مدیریت تلقی میشود.
بنزین ارزان در ایران، بیش از آنکه یک یارانه انرژی باشد، یک ابزار کنترل اجتماعی ارزانقیمت است. در غیاب سازوکارهای حمایتی قوی، شفافیت اقتصادی و اعتماد عمومی، حفظ این یارانه پنهان تنها راه باقیمانده برای تزریق مصنوعی آرامش به جامعه است.
قاچاق، نکته کلیدی اینجاست!
در حقیقت، ساختار حاکم، این وضعیت را به عنوان یک مکانیسم توزیع قدرت تعریف کرده ست. سود حاصل از قاچاق، نه تنها برای قاچاقچیان، بلکه به نوعی، از طریق سازوکارهای پنهان، بین حلقههای مختلف تامین و توزیع – که لزوما دولت مرکزی نیستند – تقسیم میشود. این توزیع رانتی، وفاداری و سکوت برخی بازیگران کلیدی را تضمین میکند.
افزایش قیمت، این شبکه را دچار شوک کرده و آنها را به مخالفین فعال تبدیل میکند.
اگر قیمت رسمی افزایش یابد، سود قاچاق به شدت کاهش یافته و اساسا این شبکه از کار میافتد. این امر به معنای از دست دادن یک ابزار قدرتمند برای تامین مالی و کنترل جناحهای وابسته است. سیستم، برای حفظ این شبکه، حاضر است هزینه اقتصادی عظیم یارانه را بپردازد.
همانطور که اشاره شد، شبکههایی که اکنون از قاچاق سود میبرند، نه تنها لزوما تابع محض دولت نیستند، بلکه دارای وزن و نفوذ مستقلی هستند.
افزایش قیمت، این شبکهها را از یک شریک نانخور به دشمنان فعال و دارای انگیزه تبدیل میکند. این تغییر فاز، یک تهدید داخلی جدید و کنترل نشده ایجاد میکند.
شرایط تحریم و کاهش شدید منابع ارزی ، این جریان درآمدی غیررسمی، به عنوان یک کانال تأمین مالی عمل میکند که از مسیرهای رسمی و نظارتپذیر خارج است. این پول میتواند صرف عملیاتهای استراتژیک، تامین نقدینگی نهادهای خاص یا ایجاد ثروت برای حلقههای خاص قدرت شود.
سود حاصل از این قاچاق، به عنوان یک مکانیسم پاداشدهی غیرمستقیم برای وفادار نگه داشتن جناحهای کلیدی در سلسله مراتب قدرت عمل میکند.
قیمت پایین بنزین، بستر این قاچاق را فراهم میآورد.
در نهایت، معادله ریسک-بازده به نفع نگهداری از وضعیت موجود حل میشود.
افزایش قیمت دو ریسک را همزمان فعال میکند: الف- خشم عمومی (ریسک امنیتی کلاسیک) و ب-شورش نخبگان رانتخوار (ریسک امنیتی ساختاری). حکومت در این شرایط، با دو جبهه بالقوه از نارضایتی مواجه میشود که یکی از آنها از بطن ساختار حاکمیتی برمیخیزد.
سود حاصل از افزایش قیمت بنزین، هرچند بزرگ است، اما در نهایت سود اقتصادی است؛ در حالی که ریسک آن، ریسک بقای سیاسی-امنیتی محسوب میشود.
برنامه جمهوری اسلامی در عدم افزایش قیمت بنزین، یک استراتژی مبتنی بر حفظ ابزارهای کنترل و تامین مالی سایه است. بنزین ارزان، قیمتی است که سیستم برای خرید سکوت عمومی و تداوم جریان درآمدی سازمانیافته داخلی میپردازد. اگرچه این کار، اقتصاد سیستم را در بلندمدت تحلیل میبرد، اما در کوتاهمدت، به بقای شبکههای قدرت و مهار تلاطمهای سیاسی کمک میکند.
در نهایت: اجازه دهید بنزین به اوج اقتدار قیمتی خود برسد، و در این میان، بر لبان ما هیچ زمزمهای از ناسازگاری نسراید که مسیر صعود را سد کند؛ زیرا این ارتفاعگیری قیمتی، ، به نفع مسیر استراتژیک ماست. تمامی اخبار و گمانهزنیهایی که حکایت از وعدههای افزایش بهای بنزین دارند، باید در پسِ سکوتِ مطلق مدفون گردند. بگذارید نیروهای مقتدر و صاحبنفوذ در ساختار جمهوری اسلامی، رویاروی یکدیگر قرار گیرند و به مصاف هم برخیزند. ما تنها تماشاگر خواهیم بود؛ چرا که بازی پس از رسیدن قیمت به اوج، دیدنیتر خواهد شد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤117👍30👏6👎5💯3
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟
همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ برگزیدهیِ شاه رضا پهلوی سوق میدهد.
تیمی که شاه، با اشرافِ کامل بر موقعیت و اهدافِ کوتاهمدت( کوتاه مدت! دقت داشته باشد) ، آنها را انتخاب کردهاند. بدانیم که هرگونه تخریب و هجمهیِ ناروا بر این یاران، در واقع ضربهای است که مستقیماً بر پیکرهیِ خودِ شاه وارد میآید و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
باورِ من، که ریشه در سالها تجربهیِ سیاسی و تحصیلاتِ در حوزهیِ علومِ سیاسی دارد، این است که شاه، صرفاً یک رهبرِ سیاسی نیست؛ بلکه استراتژیستی است که ریزترین جزئیاتِ صحنه را درک میکند. ایشان، فراتر از هر تحلیلگرِ بیرونی، بر انگیزهها و تناسبِ فعلیِ تیمِ همراهِ خود با برنامههایِ کوتاهمدتشان اشرافِ کامل دارند. همانطور که در تجربهیِ منشورِ مهسا آموختیم، شاه با دیدی بلندمدت و نقشهای پیچیده، مهرهها را در صفحهیِ شطرنجِ سیاست جابجا میکند. عجله و شتابزدگی در قضاوت، میتواند تمامِ این محاسباتِ دقیق را برهم زند.
❗️نکتهیِ کلیدی اینجاست: شاه خود، آگاه است.
به یاد بیاورید تجربهیِ تلخِ منشورِ مهسا را؛ زمانی که بسیاری با شتابزدگی و هیجان، خواستارِ تغییراتِ فوری بودند و هشدارها مبنی بر عواقبِ ناگوارِ این عجله، نادیده گرفته شد. نتیجه، تجربهای شد که به ما آموخت گاهی، سکوت و صبر، شجاعانهترین و مؤثرترین استراتژی است. در آن ماجرا، شاه، با دیدی کلانتر، مهرهها را برایِ رسیدن به هدفی بزرگتر در موقعیتِ مناسب قرار داده بود و هرگونه مداخلهیِ زودهنگام، میتوانست نقشهیِ او را برهم زند. اکنون نیز، همان درسِ حیاتی، چراغِ راهِ ماست.
امروز، هنگامی که بر تیمی که شاه خود تایید کرده است، میتازیم، در واقع در حالِ تضعیفِ خودِ ایشان هستیم.
تیمی که با بصیرت و دوراندیشیِ خودِ ایشان انتخاب و تأیید شده است. تردیدی نیست که هرگونه هجمه و تخطئهیِ ناروا بر اعضایِ این تیم، در واقع سیلی است که بر صورتِ خودِ شاه نواخته میشود و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
او میداند که تیمِ فعلی، در این برههیِ زمانی، برایِ اجرایِ کدام بخش از استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، مناسب است. او همچنین به خوبی از زمانبندیِ لازم برایِ هرگونه تغییرِ استراتژیک در تیم در آینده، آگاه است. این دانشِ عمیق، از تجربهیِ سالها فعالیتِ سیاسی و درکِ بینظیرِ ایشان از معادلاتِ قدرت نشات میگیرد. حملهیِ ما به تیمِ ایشان در شرایطِ کنونی، نه تنها کمکی به پیشبردِ اهداف نمیکند، بلکه ممکن است روندِ طبیعیِ این استراتژیِ بلندمدت را مختل سازد.
مخالفان، بیصبرانه در انتظارِ شکاف در جبههیِ حامیانِ شاه هستند تا از آن بهرهبرداری کنند. هرگونه انتقادِ بیمورد یا تخریبِ ناروا، خوراکِ تبلیغاتیِ دشمنان و تضعیفِ انسجامِ درونیِ ما خواهد بود.
بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، وفاداریِ استراتژیک و اعتمادِ بیقید و شرط به درایتِ شاه است. ایشان، با همان قاطعیت و بصیرتی که همواره از خود نشان دادهاند، در زمانِ مناسب، هرگونه تغییری را که برایِ تحققِ اهدافِ عالیه و با توجه به چشماندازِ آینده لازم باشد، اعمال خواهند کرد. وظیفهیِ ما، حمایتِ بیدریغ از ایشان و تیمِ منتخبشان در مقطعِ فعلی، و پرهیز از هرگونه اقدامی است که میتواند انسجامِ ما را خدشهدار کند. چرا که پشتِ تیمِ شاه بودن، در واقع پشتِ خودِ شاه بودن است؛ حمایتی که ریشه در درکِ استراتژیِ عمیقِ او دارد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ برگزیدهیِ شاه رضا پهلوی سوق میدهد.
تیمی که شاه، با اشرافِ کامل بر موقعیت و اهدافِ کوتاهمدت( کوتاه مدت! دقت داشته باشد) ، آنها را انتخاب کردهاند. بدانیم که هرگونه تخریب و هجمهیِ ناروا بر این یاران، در واقع ضربهای است که مستقیماً بر پیکرهیِ خودِ شاه وارد میآید و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
باورِ من، که ریشه در سالها تجربهیِ سیاسی و تحصیلاتِ در حوزهیِ علومِ سیاسی دارد، این است که شاه، صرفاً یک رهبرِ سیاسی نیست؛ بلکه استراتژیستی است که ریزترین جزئیاتِ صحنه را درک میکند. ایشان، فراتر از هر تحلیلگرِ بیرونی، بر انگیزهها و تناسبِ فعلیِ تیمِ همراهِ خود با برنامههایِ کوتاهمدتشان اشرافِ کامل دارند. همانطور که در تجربهیِ منشورِ مهسا آموختیم، شاه با دیدی بلندمدت و نقشهای پیچیده، مهرهها را در صفحهیِ شطرنجِ سیاست جابجا میکند. عجله و شتابزدگی در قضاوت، میتواند تمامِ این محاسباتِ دقیق را برهم زند.
❗️نکتهیِ کلیدی اینجاست: شاه خود، آگاه است.
به یاد بیاورید تجربهیِ تلخِ منشورِ مهسا را؛ زمانی که بسیاری با شتابزدگی و هیجان، خواستارِ تغییراتِ فوری بودند و هشدارها مبنی بر عواقبِ ناگوارِ این عجله، نادیده گرفته شد. نتیجه، تجربهای شد که به ما آموخت گاهی، سکوت و صبر، شجاعانهترین و مؤثرترین استراتژی است. در آن ماجرا، شاه، با دیدی کلانتر، مهرهها را برایِ رسیدن به هدفی بزرگتر در موقعیتِ مناسب قرار داده بود و هرگونه مداخلهیِ زودهنگام، میتوانست نقشهیِ او را برهم زند. اکنون نیز، همان درسِ حیاتی، چراغِ راهِ ماست.
امروز، هنگامی که بر تیمی که شاه خود تایید کرده است، میتازیم، در واقع در حالِ تضعیفِ خودِ ایشان هستیم.
تیمی که با بصیرت و دوراندیشیِ خودِ ایشان انتخاب و تأیید شده است. تردیدی نیست که هرگونه هجمه و تخطئهیِ ناروا بر اعضایِ این تیم، در واقع سیلی است که بر صورتِ خودِ شاه نواخته میشود و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
او میداند که تیمِ فعلی، در این برههیِ زمانی، برایِ اجرایِ کدام بخش از استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، مناسب است. او همچنین به خوبی از زمانبندیِ لازم برایِ هرگونه تغییرِ استراتژیک در تیم در آینده، آگاه است. این دانشِ عمیق، از تجربهیِ سالها فعالیتِ سیاسی و درکِ بینظیرِ ایشان از معادلاتِ قدرت نشات میگیرد. حملهیِ ما به تیمِ ایشان در شرایطِ کنونی، نه تنها کمکی به پیشبردِ اهداف نمیکند، بلکه ممکن است روندِ طبیعیِ این استراتژیِ بلندمدت را مختل سازد.
مخالفان، بیصبرانه در انتظارِ شکاف در جبههیِ حامیانِ شاه هستند تا از آن بهرهبرداری کنند. هرگونه انتقادِ بیمورد یا تخریبِ ناروا، خوراکِ تبلیغاتیِ دشمنان و تضعیفِ انسجامِ درونیِ ما خواهد بود.
بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، وفاداریِ استراتژیک و اعتمادِ بیقید و شرط به درایتِ شاه است. ایشان، با همان قاطعیت و بصیرتی که همواره از خود نشان دادهاند، در زمانِ مناسب، هرگونه تغییری را که برایِ تحققِ اهدافِ عالیه و با توجه به چشماندازِ آینده لازم باشد، اعمال خواهند کرد. وظیفهیِ ما، حمایتِ بیدریغ از ایشان و تیمِ منتخبشان در مقطعِ فعلی، و پرهیز از هرگونه اقدامی است که میتواند انسجامِ ما را خدشهدار کند. چرا که پشتِ تیمِ شاه بودن، در واقع پشتِ خودِ شاه بودن است؛ حمایتی که ریشه در درکِ استراتژیِ عمیقِ او دارد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍194❤25👌6👎4
🔹رقص استراتژیک شاه رضا پهلوی در صحنهیِ سیاست- بخش دوم ؛ تیم کنونی شاه، ابزاری برای امروز، نه تمام فرداها!
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تککیرمم نمیتونید بخورید. انقدر حالم خوبه که فکر میکنم خونِ بدخواهِ شاه آب انگوره🍷😎
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تک
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤195👍19👌7👎2
Forwarded from اَشو
حرام اگر حتی یک درصد از این جماعت مشروطهچی بتواند اصلِ مسئله را بفهمد. مردمانی که از حقوق چیزی نمیدانند و تمام حرفشان در تکرار طوطیوار همان قانون اساسی مشروطه خلاصه میشود؛ قانونی که کوچکترین ربط و کارکردی در دوران گذار ندارد و این را هم نمیتوانند بفهمند.
عقلشان آنقدر کوتاه است که انگار زمان بر آنها بسته شده؛ سنشان بالا رفته، اما فهمشان همانجا مانده.
نسلی فرسوده که جز سماجت و لجاجت چیزی در چنته ندارد و فقط باید صبر کرد تا روزگار خودش پروندهشان را ببندد و صحنه را از این سنگینی زائد راحت کند.
#بمیرید
به تمامی هواداران کیان پادشاهی اعلام میگردد که این قلم ، شایسته تکرار است؛ لذا از تمامی کانال های پادشاهی خواه استدعا دارم که با همت خود، مجددا موجبات نشر آن را فراهم آورند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
عقلشان آنقدر کوتاه است که انگار زمان بر آنها بسته شده؛ سنشان بالا رفته، اما فهمشان همانجا مانده.
نسلی فرسوده که جز سماجت و لجاجت چیزی در چنته ندارد و فقط باید صبر کرد تا روزگار خودش پروندهشان را ببندد و صحنه را از این سنگینی زائد راحت کند.
#بمیرید
به تمامی هواداران کیان پادشاهی اعلام میگردد که این قلم ، شایسته تکرار است؛ لذا از تمامی کانال های پادشاهی خواه استدعا دارم که با همت خود، مجددا موجبات نشر آن را فراهم آورند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤133💯25👍12👌7👎4😢1
Forwarded from اَشو
🔹رقصِ استراتژیکِ شاه رضا پهلوی در صحنهیِ سیاست- بخش سوم: تحکیم وحدتیها و بچههای آیتالله؛ ابزار گذار، نه مانع آن
▪️بخش اول - بخش دوم
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
❗️سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
❗️حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
❗️فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
❗️همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
✍ #اشو
حالا شب تا صبح بزنید تو سر خودتون و این تیم رو تخریب کنید ، مردم خودشون فهمیدن دیگه داستان چیه ، علی علی.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
❗️سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
❗️حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
❗️فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
❗️همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
✍ #اشو
حالا شب تا صبح بزنید تو سر خودتون و این تیم رو تخریب کنید ، مردم خودشون فهمیدن دیگه داستان چیه ، علی علی.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤192👍31👏9👎5🤝3
🔹این کجا آن کجا ...
بر اساس ادعاهای جمهوری اسلامی، در اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸، ۱۵۰۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت (۲ روز) کشته شدند (که آمار واقعی بیش از این است)؛ و اما، در جنگ ۱۲ روزه، باز هم طبق ادعای جمهوری اسلامی، ۱۲۰۰ نفر در ۱۲ روز کشته شدند؛ این تفاوت فاحش، شکاف معنایی را با عبارت این کجا و آن کجا نشان میدهد.
❗️نکته محوری این است که اکثریت این ۱۲۰۰ نفر کشته شده در جنگ ۱۲ روزه، افرادی بودند که در کشتار آبان ۹۸ نقش داشتند.
پس سزاوار است که بدانیم هر صدایی که در مخالفت با این کارزار نظامی (جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی و نه با ایران) طنینافکن شود، ناگزیر در نغمهای که از سوی جمهوری اسلامی ایران کوک شده، همآوا گشته و به مصلحت آن سوگند وفاداری خورده است.
✍ #اشو
❗️#اسرائیل_بزن
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
بر اساس ادعاهای جمهوری اسلامی، در اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸، ۱۵۰۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت (۲ روز) کشته شدند (که آمار واقعی بیش از این است)؛ و اما، در جنگ ۱۲ روزه، باز هم طبق ادعای جمهوری اسلامی، ۱۲۰۰ نفر در ۱۲ روز کشته شدند؛ این تفاوت فاحش، شکاف معنایی را با عبارت این کجا و آن کجا نشان میدهد.
❗️نکته محوری این است که اکثریت این ۱۲۰۰ نفر کشته شده در جنگ ۱۲ روزه، افرادی بودند که در کشتار آبان ۹۸ نقش داشتند.
پس سزاوار است که بدانیم هر صدایی که در مخالفت با این کارزار نظامی (جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی و نه با ایران) طنینافکن شود، ناگزیر در نغمهای که از سوی جمهوری اسلامی ایران کوک شده، همآوا گشته و به مصلحت آن سوگند وفاداری خورده است.
✍ #اشو
❗️#اسرائیل_بزن
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍242💯37❤16🖕9🫡5👌2🤝1
Forwarded from اَشو
هموطنان گرامی و یارانِ هممسیر!
در این گذرگاهِ پر فراز و نشیبِ مبارزه و روشنگری، قلمِ من همواره در خدمتِ آگاهیِ شما و بیانِ حقیقت بوده است. اکنون، در این نقطه که نیاز به تمرکز بر دغدغههای اصلیِ شما دارم، از شما دعوت میکنم تا در انتخابِ مسیرِ پیش رو، ما را یاری فرمایید.
پیشنهاد دهید در مورد چه موضوعی بنویسم!
اطمینان داشته باشید که این قلم، آمادهی پرداختن به هر آنچه که از منظرِ شما اهمیت دارد. کانال، بستری باز و پویاست، و فوروارد کردن آزاد موضوعات و ایدههایتان به گپ، راهی است برای اینکه مستقیماً بر رویِ دغدغههایِ شما تمرکز کنم.
حتا میتوانید پستها، تحلیلها یا اخباری را که به نظرتان شایستهیِ کاوش و بیانِ دیدگاهِ ماست، فوروارد کنید تا بر پایهیِ آن، نگاشتهای نو و روشنگرانه ارائه دهم.
لینک گپ: ❗️👇
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
پیشنهادِ شما، چراغِ راهِ من.
با احترام و ارادتِ خالصانه
✍#اشو
در این گذرگاهِ پر فراز و نشیبِ مبارزه و روشنگری، قلمِ من همواره در خدمتِ آگاهیِ شما و بیانِ حقیقت بوده است. اکنون، در این نقطه که نیاز به تمرکز بر دغدغههای اصلیِ شما دارم، از شما دعوت میکنم تا در انتخابِ مسیرِ پیش رو، ما را یاری فرمایید.
پیشنهاد دهید در مورد چه موضوعی بنویسم!
اطمینان داشته باشید که این قلم، آمادهی پرداختن به هر آنچه که از منظرِ شما اهمیت دارد. کانال، بستری باز و پویاست، و فوروارد کردن آزاد موضوعات و ایدههایتان به گپ، راهی است برای اینکه مستقیماً بر رویِ دغدغههایِ شما تمرکز کنم.
حتا میتوانید پستها، تحلیلها یا اخباری را که به نظرتان شایستهیِ کاوش و بیانِ دیدگاهِ ماست، فوروارد کنید تا بر پایهیِ آن، نگاشتهای نو و روشنگرانه ارائه دهم.
لینک گپ: ❗️👇
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
پیشنهادِ شما، چراغِ راهِ من.
با احترام و ارادتِ خالصانه
✍#اشو
👍164❤28🖕3
Forwarded from اَشو
🔹معادلهی جدید خاورمیانه: مذاکره قدرتهای جهانی با آلترناتیو واحد ایران، تنها مسیر ثبات.
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤197👍38💯7🤝4
Javid Shah (Rapkadeh)
021kid
ترک اعتراضی جدید رپر نسلِ چهار، 021 کید بنام جاوید شاه..
دیگر نه شتابی، نه تردیدی؛ ستارگانِ رپ، یکی یکی در مدارِ سرنوشتِ خود قرار میگیرند و با قدمهایی که بر سَنَدِ تاریخ مهر میزند، به ترتیبِ شایستگی، در جایگاهِ حقیقیِ تاریخ استقرار مییابند.
درود به شرفت ممد...
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
دیگر نه شتابی، نه تردیدی؛ ستارگانِ رپ، یکی یکی در مدارِ سرنوشتِ خود قرار میگیرند و با قدمهایی که بر سَنَدِ تاریخ مهر میزند، به ترتیبِ شایستگی، در جایگاهِ حقیقیِ تاریخ استقرار مییابند.
درود به شرفت ممد...
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤🔥144❤16👏12🫡2
Forwarded from اَشو
🔹از استودیو تا سنگر: چرا رپ تنها موسیقیای است که خیابانهای ایران گوش میدهند؟
در پهنهی اعتراضات امروز، صحنههای شجاعت نه در تاریخنگاریهای رسمی، که در خیابانها ثبت میشود؛ در دل دود و فریاد و خون.
قهرمانان واقعی این میدان، همان جوانانی هستند که هنوز سیسالگی را ندیدهاند ــ فرزندان دههی هشتاد ــ نسلی که سِنشان کوتاه، اما تاثیرشان عظیم است.
اینان با سینهی بیزره و ارادهای فولادین در برابر دستگاه سرکوب ایستادهاند. اکثریت کسانی که امروز بدون بیم و تزلزل در برابر نیروهای مسلح حکومت قد علم کردهاند، جوانانیاند که هنوز سیسالشان هم نشده. من #اشو نیز از همین نسلام؛ نسلی که مانوک خدابخشیان، با نگاهی ژرف و شاعرانه، آن را #نسل_شیک_پاسارگادی نامیده بود — نسلی آگاه، ریشهدار، مغرور و عصیانگر.
اما آنچه این نسل را از هر نسلی پیش از خود متمایز میکند، نه فقط خشم و آگاهی، بلکه موسیقیای است که در رگهایش جریان دارد.
تقریباً تمام این نسل، رپ گوش میدهد.
این انتخاب، تصادفی نیست؛ صورت فرهنگی یک آگاهی سیاسی است. رپ از بطن اعتراض برخاسته، موسیقیِ اعتراض و مقاومت است. در جوهرش، رپ یعنی طغیان علیه نظم موجود، یعنی زبانِ خامِ نسل بیصدا. از اینروست که در خیابان، میان سنگ و شعار، صدای رپ بیشتر از هر موسیقی دیگری شنیده میشود. این موسیقی همنفس خشم جمعی و پناه روان زخمخوردهی نسل معترض است.
با این حال، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهخوبی خطر این موسیقی را درک کرده است؛ به همین دلیل کوشیده تا با حمایت پنهان و آشکار از برخی برخی رپرهای بیدندان، بیدغدغه و حکومتی، هویت رپ را از درون تهی کند.
حکومتی که از فریاد خیابان وحشت دارد، با رپرهای اهلی میکوشد تا صدای اعتراضی این سبک موسیقی را مبتذل و بیاثر سازد. هدف روشن است: قطع پیوند میان موسیقی رپ و میدان اعتراض، جدا کردن هنرمند از درد مردم، و تبدیل صدا به زمزمهای بیخطر. اما این پروژه شکستخورده است؛ چرا که روح رپ را نمیتوان مصادره کرد.
چرا؟ چون رپ ــ حقیقی و زنده ــ نه در استودیو، که در خیابان نفس میکشد. رپرِ اصیل، صدای همان مردمی است که در برابر ماشین سرکوب ایستادهاند. او زبانِ جنبش است، نه حاشیهی آن.
این پیوند ناگسستنی، به رپر قدرتی میبخشد که با هیچ رسانه یا ابزار تبلیغاتی قابل مقایسه نیست. رپر، اگر قلمش تیز باشد و پیروانش پرشمار، میتواند یک ترک را بدل به واقعهای سیاسی کند.
وقتی او یک ترک اعتراضی منتشر میکند، این تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ یک جرقه است در انبار باروت جامعه. صدایش در گوش هوادارانش مثل آژیر بیداری میپیچد. با یک آهنگ میتواند مردم را به خیابانها بکشاند، آتش خشم فروخفته را شعلهور کند، و روحیهی مقاومت را در دلها بازسازی کند. چنین نیرویی، نه از قدرت مالی میآید و نه از رسانههای رسمی ــ بلکه از صداقت. رپ دروغ نمیگوید. واژههایش پنهان نمیشوند. زبانش از خیابان تغذیه میکند و نیروی تخریبگرش از واقعیت.
اینجاست که موقعیت رپ بسیار مهم میشود؛ زیرا رابطهای مستقیم و غیرقابلگسست میان هنرمند و میدان عمل وجود دارد. افرادی که کف خیابان هستند اکثرا رپ گوش میدهند. این پیوند تنگاتنگ، قدرت کلام را به قدرتی سازماندهنده تبدیل میکند. پس رپر، اگر قلمی قوی داشته باشد و صاحب هواداران زیادی باشد، نظیر اشکان فدایی، از پتانسیل منحصر به فردی برخوردار است.
❗️ او با انتشار یک تِرک اعتراضی توانایی دارد که به صورت همزمان، سه هدف بنیادین را محقق سازد:
میتواند هواداران خود را به خیابانها بکشاند، میتواند با کلام نافذش بنزینی بر خشم مردم بریزد و در نهایت، روحیهی مقاومت را به آنها بدهد.
به همین دلیل است که امروز، بیش از هر سبک هنری دیگر، رپ موثرترین سلاح فرهنگی میدان اعتراض است. نه تنها بهخاطر محتوا، که بهدلیل ساختار وجودیاش: ضربآهنگ تندش همضربان با قلبهای خشمگین، و واژههایش همجنس با درد مردمی است که هر روز سرکوب را لمس میکنند. رپ، هنر تزئینی نیست؛ بیانیهای خیابانی است، سندی از مقاومت زنده، فریادی سازماننیافته اما حقیقتمند.
این است شکوه نسل دههی هشتادی — غیور، نترس، آگاه و نوآفرین. آنان نسل پاسارگادی موعودند: وارثان حافظ و کوروش، اما با زبان خیابان و ذهن رپ. این نسل، صدای خودش را یافته، و وقتی چنین نسلی صدا پیدا کند، هیچ قدرتی توان خاموشکردنش را ندارد.
✍ #اشو
بیاد داشته باشیم: نسل دهه هشتاد که در میدان مبارزه سینه سپر میکنند، همانهاییاند که در خلوتشان رپ گوش میدهند.
❗️بنابرین، در ارزیابی کنونی نفوذ فرهنگی و ظرفیت بسیجکنندگی، شکی نیست که رپ در حال حاضر بیش از هر سبک موسیقی دیگری تأثیرگذارتر است.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در پهنهی اعتراضات امروز، صحنههای شجاعت نه در تاریخنگاریهای رسمی، که در خیابانها ثبت میشود؛ در دل دود و فریاد و خون.
قهرمانان واقعی این میدان، همان جوانانی هستند که هنوز سیسالگی را ندیدهاند ــ فرزندان دههی هشتاد ــ نسلی که سِنشان کوتاه، اما تاثیرشان عظیم است.
اینان با سینهی بیزره و ارادهای فولادین در برابر دستگاه سرکوب ایستادهاند. اکثریت کسانی که امروز بدون بیم و تزلزل در برابر نیروهای مسلح حکومت قد علم کردهاند، جوانانیاند که هنوز سیسالشان هم نشده. من #اشو نیز از همین نسلام؛ نسلی که مانوک خدابخشیان، با نگاهی ژرف و شاعرانه، آن را #نسل_شیک_پاسارگادی نامیده بود — نسلی آگاه، ریشهدار، مغرور و عصیانگر.
اما آنچه این نسل را از هر نسلی پیش از خود متمایز میکند، نه فقط خشم و آگاهی، بلکه موسیقیای است که در رگهایش جریان دارد.
تقریباً تمام این نسل، رپ گوش میدهد.
این انتخاب، تصادفی نیست؛ صورت فرهنگی یک آگاهی سیاسی است. رپ از بطن اعتراض برخاسته، موسیقیِ اعتراض و مقاومت است. در جوهرش، رپ یعنی طغیان علیه نظم موجود، یعنی زبانِ خامِ نسل بیصدا. از اینروست که در خیابان، میان سنگ و شعار، صدای رپ بیشتر از هر موسیقی دیگری شنیده میشود. این موسیقی همنفس خشم جمعی و پناه روان زخمخوردهی نسل معترض است.
با این حال، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهخوبی خطر این موسیقی را درک کرده است؛ به همین دلیل کوشیده تا با حمایت پنهان و آشکار از برخی برخی رپرهای بیدندان، بیدغدغه و حکومتی، هویت رپ را از درون تهی کند.
حکومتی که از فریاد خیابان وحشت دارد، با رپرهای اهلی میکوشد تا صدای اعتراضی این سبک موسیقی را مبتذل و بیاثر سازد. هدف روشن است: قطع پیوند میان موسیقی رپ و میدان اعتراض، جدا کردن هنرمند از درد مردم، و تبدیل صدا به زمزمهای بیخطر. اما این پروژه شکستخورده است؛ چرا که روح رپ را نمیتوان مصادره کرد.
چرا؟ چون رپ ــ حقیقی و زنده ــ نه در استودیو، که در خیابان نفس میکشد. رپرِ اصیل، صدای همان مردمی است که در برابر ماشین سرکوب ایستادهاند. او زبانِ جنبش است، نه حاشیهی آن.
این پیوند ناگسستنی، به رپر قدرتی میبخشد که با هیچ رسانه یا ابزار تبلیغاتی قابل مقایسه نیست. رپر، اگر قلمش تیز باشد و پیروانش پرشمار، میتواند یک ترک را بدل به واقعهای سیاسی کند.
وقتی او یک ترک اعتراضی منتشر میکند، این تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ یک جرقه است در انبار باروت جامعه. صدایش در گوش هوادارانش مثل آژیر بیداری میپیچد. با یک آهنگ میتواند مردم را به خیابانها بکشاند، آتش خشم فروخفته را شعلهور کند، و روحیهی مقاومت را در دلها بازسازی کند. چنین نیرویی، نه از قدرت مالی میآید و نه از رسانههای رسمی ــ بلکه از صداقت. رپ دروغ نمیگوید. واژههایش پنهان نمیشوند. زبانش از خیابان تغذیه میکند و نیروی تخریبگرش از واقعیت.
اینجاست که موقعیت رپ بسیار مهم میشود؛ زیرا رابطهای مستقیم و غیرقابلگسست میان هنرمند و میدان عمل وجود دارد. افرادی که کف خیابان هستند اکثرا رپ گوش میدهند. این پیوند تنگاتنگ، قدرت کلام را به قدرتی سازماندهنده تبدیل میکند. پس رپر، اگر قلمی قوی داشته باشد و صاحب هواداران زیادی باشد، نظیر اشکان فدایی، از پتانسیل منحصر به فردی برخوردار است.
❗️ او با انتشار یک تِرک اعتراضی توانایی دارد که به صورت همزمان، سه هدف بنیادین را محقق سازد:
میتواند هواداران خود را به خیابانها بکشاند، میتواند با کلام نافذش بنزینی بر خشم مردم بریزد و در نهایت، روحیهی مقاومت را به آنها بدهد.
به همین دلیل است که امروز، بیش از هر سبک هنری دیگر، رپ موثرترین سلاح فرهنگی میدان اعتراض است. نه تنها بهخاطر محتوا، که بهدلیل ساختار وجودیاش: ضربآهنگ تندش همضربان با قلبهای خشمگین، و واژههایش همجنس با درد مردمی است که هر روز سرکوب را لمس میکنند. رپ، هنر تزئینی نیست؛ بیانیهای خیابانی است، سندی از مقاومت زنده، فریادی سازماننیافته اما حقیقتمند.
این است شکوه نسل دههی هشتادی — غیور، نترس، آگاه و نوآفرین. آنان نسل پاسارگادی موعودند: وارثان حافظ و کوروش، اما با زبان خیابان و ذهن رپ. این نسل، صدای خودش را یافته، و وقتی چنین نسلی صدا پیدا کند، هیچ قدرتی توان خاموشکردنش را ندارد.
✍ #اشو
بیاد داشته باشیم: نسل دهه هشتاد که در میدان مبارزه سینه سپر میکنند، همانهاییاند که در خلوتشان رپ گوش میدهند.
❗️بنابرین، در ارزیابی کنونی نفوذ فرهنگی و ظرفیت بسیجکنندگی، شکی نیست که رپ در حال حاضر بیش از هر سبک موسیقی دیگری تأثیرگذارتر است.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤153👏6👎4🫡3👍1
Forwarded from اَشو
🔹معادلهی جدید خاورمیانه: مذاکره قدرتهای جهانی با آلترناتیو واحد ایران، تنها مسیر ثبات.
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍79❤28👌5
Forwarded from اَشو
🔷فراتر از اعتراض ؛ گزارش دو روزهی سقوط جمهوری اسلامی و کنترل شهر به دست مردم.
درود بر مردم آزاد و سرافراز ایران، من، اشو یکی از هزاران ایرانی بپاخاسته، در خیزشی شرکت کردم که بیتردید بزرگترین و جدیترین قیام مردمی چهار دههی گذشتهی ایران است.
همانگونه که پیش از فراخوان شاه رضا پهلوی گفته بودم، این جنبش عظیم، فراتر از هر اعتراض پیشین بود و اکنون جهان شاهد برآمدن موج بیداری ملت ایران است.
در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه، در شهر ما — که از بزرگترین و پرجمعیتترین شهرهای ایران به شمار میرود — نظام جمهوری اسلامی برای دو روز تمام فرو پاشید.
❗️ حکومت از صحنهی شهر محو شد، و شهر به دست مردم افتاد.
هیچ اثری از نیروهای سرکوبگر نبود؛ نه بسیج، نه سپاه، نه مأموران انتظامی. مردم، یکپارچه و متحد، کنترل شهر را به دست گرفتند. پایگاههای بسیج و سپاه یکییکی تسخیر شدند، شهرداری از چنگ حاکمان خارج گردید، و خیابانها برای نخستینبار پس از دههها، طعم آزادی را چشیدند.
آنان که خود را حاکم میپندارند، جز شلیک از پشتبامها کاری از دستشان برنیامد. شاهد بودم که سه تن از هممیهنان شجاع و دلاورم در برابر چشمانم گلوله خوردند و بر زمین افتادند؛ خونشان، سندی شد بر حقانیت این خیزش. خود من نیز از ناحیهی کنار چشم و شکم با ساچمه مجروح شدم، اما ایمان داشتم و دارم که هر زخمی، گواه تولد فردایی آزاد است.
آن دو روز تاریخی، لحظهی آشکار فروپاشی جمهوری اسلامی بود. نظام تا عمق ساختار خود لرزید و ضعفاش بر جهانیان آشکار شد. این تنها یک اعتراض نبود؛ پیشدرآمدی بود بر پایان قطعی حاکمیتی که چهار دهه بر رنج و ترس بنا شده بود.
جهان آزاد نیز این حقیقت را دریافته است. بیگمان، سیاستگذاران جهانی، از جمله دونالد ترامپ، نمیخواهند تجربهی تلخ صدام در عراق تکرار شود — هنگامی که بیتدبیرانه، آن دیکتاتور فرصت یافت پاسخی سهمگین دهد (کویت).
اکنون تصمیم قدرتهای جهانی روشن است:
جمهوری اسلامی باید به گونهای فروریزد که توان هیچ واکنشی نداشته باشد. فروپاشی آن، نه فقط خواست ملت ایران، بلکه ضرورتی برای صلح منطقه و جهان است.
ما نزدیکتر از هر زمان به پیروزیایم. سقوط این حکومت، دیگر رویا نیست؛ واقعیتی است که در خیابانهای ایران آغاز شده. جهان، صدای این ملت را شنیده است و تاریخ، بیتردید به سود آزادی ایران خواهد چرخید.
به همهی هممیهنان دلیرم میگویم: راه را ادامه دهیم. خون شهیدان دیماه، این خاک را مقدستر کرده و هر قطرهی آن، بذر رهایی است.
✍ #اشو
آنچه در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه رخ داد، تنها آغاز بود — آغازی بر پایان جمهوری اسلامی و طلوع دوبارهی ایران آزاد.
به پیش، تا سپیدهی آزادی، تا ایران آزاد، آباد و سرافراز.
جاوید شااااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
درود بر مردم آزاد و سرافراز ایران، من، اشو یکی از هزاران ایرانی بپاخاسته، در خیزشی شرکت کردم که بیتردید بزرگترین و جدیترین قیام مردمی چهار دههی گذشتهی ایران است.
همانگونه که پیش از فراخوان شاه رضا پهلوی گفته بودم، این جنبش عظیم، فراتر از هر اعتراض پیشین بود و اکنون جهان شاهد برآمدن موج بیداری ملت ایران است.
در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه، در شهر ما — که از بزرگترین و پرجمعیتترین شهرهای ایران به شمار میرود — نظام جمهوری اسلامی برای دو روز تمام فرو پاشید.
❗️ حکومت از صحنهی شهر محو شد، و شهر به دست مردم افتاد.
هیچ اثری از نیروهای سرکوبگر نبود؛ نه بسیج، نه سپاه، نه مأموران انتظامی. مردم، یکپارچه و متحد، کنترل شهر را به دست گرفتند. پایگاههای بسیج و سپاه یکییکی تسخیر شدند، شهرداری از چنگ حاکمان خارج گردید، و خیابانها برای نخستینبار پس از دههها، طعم آزادی را چشیدند.
آنان که خود را حاکم میپندارند، جز شلیک از پشتبامها کاری از دستشان برنیامد. شاهد بودم که سه تن از هممیهنان شجاع و دلاورم در برابر چشمانم گلوله خوردند و بر زمین افتادند؛ خونشان، سندی شد بر حقانیت این خیزش. خود من نیز از ناحیهی کنار چشم و شکم با ساچمه مجروح شدم، اما ایمان داشتم و دارم که هر زخمی، گواه تولد فردایی آزاد است.
آن دو روز تاریخی، لحظهی آشکار فروپاشی جمهوری اسلامی بود. نظام تا عمق ساختار خود لرزید و ضعفاش بر جهانیان آشکار شد. این تنها یک اعتراض نبود؛ پیشدرآمدی بود بر پایان قطعی حاکمیتی که چهار دهه بر رنج و ترس بنا شده بود.
جهان آزاد نیز این حقیقت را دریافته است. بیگمان، سیاستگذاران جهانی، از جمله دونالد ترامپ، نمیخواهند تجربهی تلخ صدام در عراق تکرار شود — هنگامی که بیتدبیرانه، آن دیکتاتور فرصت یافت پاسخی سهمگین دهد (کویت).
اکنون تصمیم قدرتهای جهانی روشن است:
جمهوری اسلامی باید به گونهای فروریزد که توان هیچ واکنشی نداشته باشد. فروپاشی آن، نه فقط خواست ملت ایران، بلکه ضرورتی برای صلح منطقه و جهان است.
ما نزدیکتر از هر زمان به پیروزیایم. سقوط این حکومت، دیگر رویا نیست؛ واقعیتی است که در خیابانهای ایران آغاز شده. جهان، صدای این ملت را شنیده است و تاریخ، بیتردید به سود آزادی ایران خواهد چرخید.
به همهی هممیهنان دلیرم میگویم: راه را ادامه دهیم. خون شهیدان دیماه، این خاک را مقدستر کرده و هر قطرهی آن، بذر رهایی است.
✍ #اشو
آنچه در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه رخ داد، تنها آغاز بود — آغازی بر پایان جمهوری اسلامی و طلوع دوبارهی ایران آزاد.
به پیش، تا سپیدهی آزادی، تا ایران آزاد، آباد و سرافراز.
جاوید شااااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
🕊49❤25👍8👎2👏2😢1🤝1
🔹نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش سوم - سقوطِ جمهوری اسلامی: سه اهرمِ حملهٔ کوبنده، پشتیبانیِ جهانی و خیزش مردم برای پایان .
▪️بخش اول - بخش دوم
در سالهای واپسین، یکی از نیرنگهای بزرگ دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی ــ که با همکاری برخی از مخالفان پادشاهی و شخص شاه رضا پهلوی در فضای همگانی دامن زده شده ــ برچسب بیمیهنی و خائن است برای آنان که خواهان داوری و بازخواست جهانی از این فرمانروایی ستمسالار شده بودند.
همان گروههایی که مردم آنان را میهنپرستانِ ۱۲ روزه نام دادهاند، چنین وانمود کردند و میکنند که درخواستِ پشتیبانی جهانی از ستمدیدگان، ناسازگار با دوستداری میهن است.
آنان میخواستند و میخواهند مردمان ایران تن به خون و شکنجه دهند، اما دم از یاری نجویند، در منطق آنها، مردم میبایست بیهیچ فریادخواهی جهانی، در خون و خاک غلتند.
دونالد ترامپ، هرچند در گفتار همواره مردم ایران را میستاید و پشتیبانی خود را بازمینمایاند، در کردار نه تنها گامی استوار برنداشت، بلکه با پیشنهاد گفتوگو، به حاکمان تهران فرصتِ تازه بخشیده تا اعدام های بیشماری رخ دهد. گفتوگوها با چهار خواست بنیادین همراه است:
از میان بردن برنامهی غنیسازی، بازایستادن از ساختِ موشکهای دوربُرد، بریدنِ رشتهی یاری به دستههای نیابتی در منطقه، و بازشناختن کشور اسرائیل.
خامنهای، چنانکه از خوی او میشود پنداشت، هیچیک از این بندها را نخواهد پذیرفت.
سالهاست رهبر جمهوری اسلامی میکوشد جهان را قانع کند که او مردِ سازش نیست!
اما جهان این را دیر دریافت...
آنقدر دیر که اینک ناوگانهای آمریکا و همپیمانانش در کرانِ خاور میانه خیمه زدهاند؛ پس از آنکه میلیونها ایرانی بیسلاح، تنها با دستان تهی به پا خاستند و بهای ایستادگی خویش را با جان پرداختند.
اما من ، #اشو بر این باورم که اکنون شمارِ پایان جمهوری اسلامی آغاز گشته است. به گمان من ، فهرستی از هدفها در دستِ کاخ سفید است که در آن، نامِ علی خامنهای، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح —بهویژه آنهایی که در کشتار نافرمانیهای اخیر نقش محوری داشتند—، همچنین مدیران صنایع موشکی سپاه پاسداران، زیرساختهای حیاتی سپاه و بسیج، و مراکز انتظامی، همگی در فهرست اهداف اولیه استراتژی ترامپ قرار دارند.
همهی نگاهها اکنون به سوی ترامپ است؛ همان که از ارتش خود خواسته نقشهای قاطع فراهم آورند؛ نقشه ای که بریتانیا و اسرائیل برای همراهی با آن آمادهاند.
در سوی دیگر، دستگاه ولایت همچنان دل به موشکها و نمایشهای کودکانه بسته است. در فضای مجازی، انبوهی از نگارهها و پوسترها پخش کردند که در آن قایقهای تندرو سپاه، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را به غرقاب سپردهاند؛ خیالپردازیهایی که بیش از هرچیز، درماندگیشان را هویدا میسازد. آنان میدانند توان رویارویی با آمریکا و همپیمانانش را ندارند.
❗️اما به این امید آویختهاند که اگر یورش دشمن تنها از آسمان و دریا باشد و نه از خاک، هنوز میتوانند بر ایران حکومت کنند.
در این میانه، نمودارِ سرنوشت را نه موشکها، ناو ها و آسمان و دریا، که مردمان رقم خواهند زد. ملتی خسته اما استوار، در میان بیم و امید: بیم از آشوبِ جنگ، و امید به رهایی.
کسانی که در نهان آرزو میکنند که روزی دوباره به خیابانها بازگردند؛ اینبار برای برچیدنِ بنیاد حکومت و بازخواستِ خونهای بهناحق ریختهشده.
❗️در این هنگامهی پرآشوب، سخن شاه رضا پهلوی پژواکِ همان آرزوست: او یادآور شد که نیروی براندازی از درون مردم میجوشد، نه از نیروی بیگانه.
شاه رضا پهلوی بارها بر این نکتهی بنیادین تأکید کرده است:
این مردم ایران هستند که مشروعیت و نیروی لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را در اختیار دارند.
اکنون ایران در برههای ایستاده است که تاریخِ آینده بدان خواهد پرداخت؛ میانِ حمایت جهانی و خیزش ملی.
اما بیگمان، چرخِ زمان به سوی گذشته بازنمیگردد. دیر یا زود، فرمانروایی جمهوری اسلامی، یا به دست مردم به فرجام خود خواهد رسید، یا در آتشِ همان جهانی که سالیانِ دراز، از شناختِ ماهیت آن غافل ماند.
✍ #اشو
جاوید شااااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم
در سالهای واپسین، یکی از نیرنگهای بزرگ دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی ــ که با همکاری برخی از مخالفان پادشاهی و شخص شاه رضا پهلوی در فضای همگانی دامن زده شده ــ برچسب بیمیهنی و خائن است برای آنان که خواهان داوری و بازخواست جهانی از این فرمانروایی ستمسالار شده بودند.
همان گروههایی که مردم آنان را میهنپرستانِ ۱۲ روزه نام دادهاند، چنین وانمود کردند و میکنند که درخواستِ پشتیبانی جهانی از ستمدیدگان، ناسازگار با دوستداری میهن است.
آنان میخواستند و میخواهند مردمان ایران تن به خون و شکنجه دهند، اما دم از یاری نجویند، در منطق آنها، مردم میبایست بیهیچ فریادخواهی جهانی، در خون و خاک غلتند.
دونالد ترامپ، هرچند در گفتار همواره مردم ایران را میستاید و پشتیبانی خود را بازمینمایاند، در کردار نه تنها گامی استوار برنداشت، بلکه با پیشنهاد گفتوگو، به حاکمان تهران فرصتِ تازه بخشیده تا اعدام های بیشماری رخ دهد. گفتوگوها با چهار خواست بنیادین همراه است:
از میان بردن برنامهی غنیسازی، بازایستادن از ساختِ موشکهای دوربُرد، بریدنِ رشتهی یاری به دستههای نیابتی در منطقه، و بازشناختن کشور اسرائیل.
خامنهای، چنانکه از خوی او میشود پنداشت، هیچیک از این بندها را نخواهد پذیرفت.
سالهاست رهبر جمهوری اسلامی میکوشد جهان را قانع کند که او مردِ سازش نیست!
اما جهان این را دیر دریافت...
آنقدر دیر که اینک ناوگانهای آمریکا و همپیمانانش در کرانِ خاور میانه خیمه زدهاند؛ پس از آنکه میلیونها ایرانی بیسلاح، تنها با دستان تهی به پا خاستند و بهای ایستادگی خویش را با جان پرداختند.
اما من ، #اشو بر این باورم که اکنون شمارِ پایان جمهوری اسلامی آغاز گشته است. به گمان من ، فهرستی از هدفها در دستِ کاخ سفید است که در آن، نامِ علی خامنهای، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح —بهویژه آنهایی که در کشتار نافرمانیهای اخیر نقش محوری داشتند—، همچنین مدیران صنایع موشکی سپاه پاسداران، زیرساختهای حیاتی سپاه و بسیج، و مراکز انتظامی، همگی در فهرست اهداف اولیه استراتژی ترامپ قرار دارند.
همهی نگاهها اکنون به سوی ترامپ است؛ همان که از ارتش خود خواسته نقشهای قاطع فراهم آورند؛ نقشه ای که بریتانیا و اسرائیل برای همراهی با آن آمادهاند.
در سوی دیگر، دستگاه ولایت همچنان دل به موشکها و نمایشهای کودکانه بسته است. در فضای مجازی، انبوهی از نگارهها و پوسترها پخش کردند که در آن قایقهای تندرو سپاه، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را به غرقاب سپردهاند؛ خیالپردازیهایی که بیش از هرچیز، درماندگیشان را هویدا میسازد. آنان میدانند توان رویارویی با آمریکا و همپیمانانش را ندارند.
❗️اما به این امید آویختهاند که اگر یورش دشمن تنها از آسمان و دریا باشد و نه از خاک، هنوز میتوانند بر ایران حکومت کنند.
در این میانه، نمودارِ سرنوشت را نه موشکها، ناو ها و آسمان و دریا، که مردمان رقم خواهند زد. ملتی خسته اما استوار، در میان بیم و امید: بیم از آشوبِ جنگ، و امید به رهایی.
کسانی که در نهان آرزو میکنند که روزی دوباره به خیابانها بازگردند؛ اینبار برای برچیدنِ بنیاد حکومت و بازخواستِ خونهای بهناحق ریختهشده.
❗️در این هنگامهی پرآشوب، سخن شاه رضا پهلوی پژواکِ همان آرزوست: او یادآور شد که نیروی براندازی از درون مردم میجوشد، نه از نیروی بیگانه.
شاه رضا پهلوی بارها بر این نکتهی بنیادین تأکید کرده است:
این مردم ایران هستند که مشروعیت و نیروی لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را در اختیار دارند.
اکنون ایران در برههای ایستاده است که تاریخِ آینده بدان خواهد پرداخت؛ میانِ حمایت جهانی و خیزش ملی.
اما بیگمان، چرخِ زمان به سوی گذشته بازنمیگردد. دیر یا زود، فرمانروایی جمهوری اسلامی، یا به دست مردم به فرجام خود خواهد رسید، یا در آتشِ همان جهانی که سالیانِ دراز، از شناختِ ماهیت آن غافل ماند.
✍ #اشو
جاوید شااااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤157👍28👎3
Forwarded from اَشو
🔹دوتا چشم داره ت تاریخ - شکستنِ پوستِ مُرده و زایشِ ایرانِ نوین: اصلاحِ خطایِ غرب در ایران
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤129👍25👏4
Forwarded from اَشو
🔹پایان بازی قدرت: دو ابرقدرت سکوت کردند، آمریکا آماده اقدام
https://t.me/OmidIranAzad/189999
❗️نمیدانم خبر تایید شده است یا خیر اما...
روسیه و چین از شرکت در رزمایش مشترک با جمهوری اسلامی امتناع ورزیدند؛ این عمل ، ارسال سیگنالهای نظامی تندی به کشورهای همسایه و قدرتهای رقیب نظیر آمریکا و ناتو بود. هیچکدام، نه پکن و نه مسکو، خواهان چنین نمایش قدرت متقابل یا بر هم زدن توازن منطقهای نیستند.
در وضعیت کنونی، روسیه تمام تمرکز خود را بر تداوم فرسایش در جنگ اوکراین و حفظ اتحادهای خود تحت فشار تحریمها معطوف ساخته است. منابع نظامی و اولویتهای سیاسی آنها به شکلی دیگر تنظیم شده که ظرفیت چندانی برای مانورهای همسو با تهران باقی نمیگذارد.
به همین منوال، چین در محاسبات نظامی منطقهای همواره با احتیاطی عمیقتر عمل میکند تا از خدشهدار شدن منافع اقتصادی جهانیاش جلوگیری نماید. ورود مستقیم به رزمایشی که ریشه در تنشهای منطقهای دارد، میتواند بهطور قطع به ضرر موقعیت اقتصادی-سیاسی حیاتی آنها تمام شود.
باید اذعان کرد که چین و روسیه مدتهاست که پشت جمهوری اسلامی را خالی کردهاند؛ نکته محوری، خروج این دو بازیگر اصلی از مدار حمایت فعال از تهران است. چین و روسیه، مدتهاست که در عمل، حمایت استراتژیک خود را از جمهوری اسلامی دریغ کردهاند و کنش آنها در مجامع بینالمللی به صدور بیانیههایی مبتنی بر تأسف عمیق و محکومیت کلامی تقلیل یافته است.
❗️این خبرِ عدم مشارکت، خود به مثابه چراغ سبز نهایی است.
با این انزوای آشکار، ما اکنون شاهد زمینهسازی برای اقدام نظامی فوری از سوی آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی خواهیم بود؛ لغو شرکت این دو قدرت در رزمایش، در عمل حکم چراغ سبز پرنوری را دارد که میتواند زمینهساز واکنشهای نظامی فوری از سوی ایالات متحده و متحدانش علیه جمهوری اسلامی در روزهای آتی باشد؛ تحولی که شاید بسیار زودتر از موعد مقرر محقق گردد. شاید امشب...
چین و روسیه با این انفعال، عملا نور سبزی با شدتی بیسابقه را بر مسیر سقوط جمهوری اسلامی روشن ساختهاند.
✍ #اشو
سقوط جمهوری اسلامی دیگر یک پیشبینی دوردست نیست؛ این واقعه از رگ گردن هم نزدیکتر است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
https://t.me/OmidIranAzad/189999
❗️نمیدانم خبر تایید شده است یا خیر اما...
روسیه و چین از شرکت در رزمایش مشترک با جمهوری اسلامی امتناع ورزیدند؛ این عمل ، ارسال سیگنالهای نظامی تندی به کشورهای همسایه و قدرتهای رقیب نظیر آمریکا و ناتو بود. هیچکدام، نه پکن و نه مسکو، خواهان چنین نمایش قدرت متقابل یا بر هم زدن توازن منطقهای نیستند.
در وضعیت کنونی، روسیه تمام تمرکز خود را بر تداوم فرسایش در جنگ اوکراین و حفظ اتحادهای خود تحت فشار تحریمها معطوف ساخته است. منابع نظامی و اولویتهای سیاسی آنها به شکلی دیگر تنظیم شده که ظرفیت چندانی برای مانورهای همسو با تهران باقی نمیگذارد.
به همین منوال، چین در محاسبات نظامی منطقهای همواره با احتیاطی عمیقتر عمل میکند تا از خدشهدار شدن منافع اقتصادی جهانیاش جلوگیری نماید. ورود مستقیم به رزمایشی که ریشه در تنشهای منطقهای دارد، میتواند بهطور قطع به ضرر موقعیت اقتصادی-سیاسی حیاتی آنها تمام شود.
باید اذعان کرد که چین و روسیه مدتهاست که پشت جمهوری اسلامی را خالی کردهاند؛ نکته محوری، خروج این دو بازیگر اصلی از مدار حمایت فعال از تهران است. چین و روسیه، مدتهاست که در عمل، حمایت استراتژیک خود را از جمهوری اسلامی دریغ کردهاند و کنش آنها در مجامع بینالمللی به صدور بیانیههایی مبتنی بر تأسف عمیق و محکومیت کلامی تقلیل یافته است.
❗️این خبرِ عدم مشارکت، خود به مثابه چراغ سبز نهایی است.
با این انزوای آشکار، ما اکنون شاهد زمینهسازی برای اقدام نظامی فوری از سوی آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی خواهیم بود؛ لغو شرکت این دو قدرت در رزمایش، در عمل حکم چراغ سبز پرنوری را دارد که میتواند زمینهساز واکنشهای نظامی فوری از سوی ایالات متحده و متحدانش علیه جمهوری اسلامی در روزهای آتی باشد؛ تحولی که شاید بسیار زودتر از موعد مقرر محقق گردد. شاید امشب...
چین و روسیه با این انفعال، عملا نور سبزی با شدتی بیسابقه را بر مسیر سقوط جمهوری اسلامی روشن ساختهاند.
✍ #اشو
سقوط جمهوری اسلامی دیگر یک پیشبینی دوردست نیست؛ این واقعه از رگ گردن هم نزدیکتر است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اتحاد ملی ایران
⚡️#فوری
روسیه و چین از همراهی جمهوری اسلامی در رزمایش فردا کنار کشیدند و حتی این خبر را تکذیب کردند.
چین و روسیه قرار بود توی جنگ کمکش کنن؟
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
روسیه و چین از همراهی جمهوری اسلامی در رزمایش فردا کنار کشیدند و حتی این خبر را تکذیب کردند.
چین و روسیه قرار بود توی جنگ کمکش کنن؟
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
❤167👍39👌8😁2💯2
Forwarded from اَشو
🔹دوتا چشم داره ت تاریخ - شکستنِ پوستِ مُرده و زایشِ ایرانِ نوین: اصلاحِ خطایِ غرب در ایران
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍99❤21👏10🤝2
Forwarded from اَشو
🔹 نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش چهارم- وطنفروشیِ مدرن: وطنفروشِ حقیقی، آنکه بر طبل عدم مداخله میکوبد و اشغالِ داخلی را امضا میکند.
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍111❤23👏7