اتحاد ملی ایران
46.2K subscribers
82.5K photos
67.6K videos
263 files
13.6K links
هموطن سکوتت رافریادکن و اندیشه ات را بیدارکن و جهلت را کنار بگذار،بعد با فنجانی قهوه بسراغم بیا تا ازآزادی سخن بگوییم ماباآگاهی به آزادی میرسیم!
اینستاگرام
Instagram.com/OmidIranAzad
X
x.com/OmidIranAzad
Download Telegram
🔹دکترین اجباری واشنگتن: بخش دوم-  ایران میز بازی نهایی قرن ، چرا آمریکا برای مهار شرق، نیازمند اتحاد است و این اتحاد، حذف جمهوری اسلامی را دیکته می‌کند؟

دوستانی که تاکنون بخش نخست را مطالعه نکرده‌اند، می‌توانند با کلیک بر روی گزینه👈 بخش اول ، آن را بخوانند و جریان تحلیل را به طور کامل دنبال نمایند.


رقابت آمریکا و چین، جایی نیست جز ایران. این کشور، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای نیست؛ بلکه مفصل‌الوصل حیاتی تأمین انرژی و کریدورهای ژئوپلیتیکی است که تضمین‌کننده ثبات اقتصادی بلندمدت هر دو قطب قدرت محسوب می‌شود. تمرکز باید بر این باشد: منابع انرژی ایران، پادزهر استراتژیک در برابر جاه‌طلبی‌های جهانی چین و سنگ بنای نظم انرژی آینده در محور غرب است.

چین برای تداوم ماشین صنعتی عظیم خود و تحقق پروژه‌هایی نظیر ابتکار کمربند و جاده،  نیازمند یک تامین‌کننده پایدار و فراوان انرژی است. در این شرایط، یک رژیم همسو با غرب، نه یک امتیاز، بلکه یک برتری استراتژیک مطلق برای آمریکاست.

این اهمیت تعیین‌کننده، معادلات واشنگتن را پیچیده می‌سازد. منطق صرف توازن قوا ایجاب می‌کند که ایالات متحده و متحدانش، برای مهار نفوذ روزافزون پکن در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به شدت نیازمند اتحاد استراتژیک با ایران هستند. تصور کنید اگر منابع عظیم هیدروکربنی ایران تحت یک رژیم دوست، به صورت پایدار و قابل اعتماد وارد بازار جهانی غرب شود؛ این امر نه تنها چین را تضعیف می‌کند، بلکه یک سپر دفاعی در برابر نوسانات عرضه انرژی ایجاد می‌نماید.

اما این اتحاد، توسط ساختار ایدئولوژیک و ساختار انقلابی جمهوری اسلامی قفل شده است. این رژیم، به طور ذاتی، در تقابل با نظم لیبرال جهانی قرار دارد و ماهیت تقابلی‌اش، مانع از تحقق آن انسجام استراتژیک مورد نیاز غرب است. اینجاست که تحلیل به یک نقطه اوج می‌رسد: تغییر رژیم دیگر یک آرمان‌گرایی سیاسی نیست؛ بلکه دستور کار عملیاتی محتوم است که باید برای رفع انسداد استراتژیک اجرا شود. هیچ راه‌حل میانی‌ای برای دستیابی به ایرانِ متحد، بدون حذف جمهوری اسلامی وجود ندارد.

همانطور که ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، آن را ذاتا در تضاد با نظم جهانی لیبرال و منافع غرب قرار می‌دهد، درک استراتژیک حکم می‌کند که اتحاد مطلوب غرب با ایران، تنها و تنها با فروپاشی و تغییر رژیم در تهران میسر است.
دستور کار پنهان و آشکار واشنگتن و متحدین منطقه‌ای‌اش، دیگر صرفا مهار نیست؛ بلکه تغییر رژیم است.

در ادامه هرگونه درگیری نظامی در آینده —چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان منطقه‌ای—باید در قالب این پارادایم تعریف شود:

این جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی است، نه جنگ با ایران و ملت ایران .


این تمایز حیاتی است. هدف، تخریب زیرساخت‌های مدنی یا تجزیه ایران نیست، بلکه نابودی فیزیکی و ایدئولوژیک ساختار حکومتی مستقر است که مانع از تحقق اتحاد استراتژیک ایران با غرب و تبدیل شدن ایران به تأمین‌کننده اصلی انرژی در یک سیستم جهانی متعادل‌شده در برابر چین است.

در صورت لزوم به اقدام نظامی، تعریف آن باید به روشنی مشخص باشد: این نبرد، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه هسته سخت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ هدفی که رژیم را نابود خواهد کرد، نه ملت یا سرزمین ایران را. این اقدام، در حقیقت، آزادسازی پتانسیل‌های عظیم ژئوپلیتیکی و انرژی ایران از قید ایدئولوژی است تا این کشور بتواند به جایگاه تاریخی خود به عنوان نیروی تثبیت‌کننده منطقه و تأمین‌کننده استراتژیک انرژی بپیوندد. تمام این لایه‌ها، از رقابت شرق و غرب گرفته تا ضرورت تغییر داخلی، یک پازل واحد را می‌سازند که تنها با حذف جمهوری اسلامی تکمیل می‌گردد.

در حقیقت، ایرانِ ابرقدرت نه شعاری ملی، بلکه واقعیتی ژئوپلیتیکی است؛ چون تمام خطوط نبرد جهانی در قرن بیست‌ویکم به‌نوعی از خاک این سرزمین عبور می‌کنند. ایران به‌دلیل موقعیتش، نه می‌تواند از رقابتِ ابرقدرت‌ها خارج شود، و نه جهان می‌تواند از آن چشم بپوشد. جهان در ایران تلاقی می‌کند — و در این تلاقی، هر نظمی که در اتحاد با تهران باشد، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، با منابع انرژی‌اش، آن را به مهم‌ترین میدان نبرد تاکتیکی در رقابت شرق و غرب تبدیل کرده است. اتحاد آمریکا با ایران، بدون سقوط رژیم میسر نیست؛ و این سقوط، هدف نهایی و استراتژیک است که باید به عنوان نبردی برای رهایی ایران از وضع موجود تعریف شود.

جراحی برای تغییر پارادایم قدرت در قلب خاورمیانه ، تغییر رژیم برای آزادسازی پتانسیل استراتژیک ایران از قید رژیمی است که هم مانع همکاری با غرب است و هم مانع شکوفایی واقعی ملت و جایگاه تاریخی ایران.


#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍18433👎3🖕3👌2
Forwarded from اَشو
🔹از فراخوان تا بازداشت: چرا همراهی با گروه‌های خاص، پادشاهی‌خواهان را قربانی می‌کند؟

در هر حرکت سیاسی، مرزبندی هویتی و پیام استراتژیک نقشی تعیین‌کننده دارد. جنبش پادشاهی‌خواهی، از دل سنت ملی‌گرایی ایرانی برآمده و خود را پاسدار تمامیت ارضی، استقلال و ریشه‌های تمدنی ایران می‌داند. در مقابل، گروه‌هایی چون مجاهدین خلق یا جریان‌های تجزیه‌طلب، یا به گذشته‌ای آلوده به همکاری با قدرت‌های بیگانه و خشونت سازمان‌یافته مشهورند، یا اساسا در پی گسستن از چارچوب یکپارچه‌ی ملت ایران‌اند. پاسخ مثبت دادن پادشاهی‌خواهان به فراخوان آنان، صرف‌نظر از نیت افراد، به‌منزله‌ی پاک کردن همین خط مرزی است که معنای سیاسی و اخلاقی آنان را تعریف می‌کند.

مشکل نخست، در قلمرو مشروعیت اجتماعی رخ می‌دهد. در حافظه‌ی جمعی ایرانیان، گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق یادآور خشونت ، عملیات مسلحانه و همکاری با دشمن در زمان جنگ‌اند. پس هر نیرویی که کنار آنان در خیابان بایستد، ولو از منظر اهداف متفاوت، در ذهن جامعه با همان چهره سنجیده می‌شود. نتیجه، سلب اعتماد اقشار میانه‌رو و ملی است؛ همان نیروهایی که ما پادشاهی‌خواهان برای بازسازی نقش خود در سپهر سیاسی ایران بیش از همه به آنان نیاز داریم.

دومین آسیب، در عرصه‌ی رسانه و جنگ روایت‌ها پدید می‌آید. نظام سیاسی حاکم، استاد بهره‌برداری از اشتباهات اپوزیسیون است.

هنگامی‌که پادشاهی‌خواهان به فراخوانی ملحق شوند که ریشه‌اش در گروهی چون مجاهدین یا تجزیه‌طلب‌هاست، رسانه‌های رسمی بلافاصله از آن برای روایت‌سازی بهره می‌گیرند: تمام مخالفان جمهوری اسلامی، ابزار دست بیگانگان و دشمنان تمامیت ایران‌اند.

چنین تصویرسازی به‌سرعت در افکار عمومی نفوذ می‌کند، مرز میان نیروهای ملی و ضدملی را از میان میبرد و سرمایه‌ی اخلاقی جنبش پادشاهی‌خواهی را فرسایش می‌دهد. 

در این میان نباید از بعد امنیتی و میدانی نیز غافل شد. هرگونه تجمعی که شعار یا سازمان‌دهی آن با نام گروه‌های رادیکال یا مسلح همراه باشد، طبیعتا  حساسیت امنیتی بالایی ایجاد می‌کند. نیروهایی که با نیت صادقانه در آن حضور می‌یابند، ناخواسته در میانه‌ی میدان تقابل امنیتی قرار می‌گیرند. بازداشت‌ها، برچسب‌ها و نفوذ عناصر ناشناس، نتیجه‌ی مستقیم چنین آمیختگی‌هایی است. به بیان دیگر، پادشاهی‌خواهان با شرکت در این فراخوان‌ها، به‌جای آن‌که ظرفیت مدنی خود را تقویت کنند، در صحنه‌ای بازی می‌کنند که قواعدش را دیگران – و نه آنان – تعیین کرده‌اند. 


در نبرد روایت‌ها و کنش‌های سیاسی، گاه یک تصمیم اشتباه تاکتیکی می‌تواند سرمایه‌ای را بسوزاند که سال‌ها برای آن زحمت کشیده شده است.

پاسخ به فراخوان‌های گروه‌هایی چون مجاهدین خلق یا تجزیه‌طلبان، برای پادشاهی‌خواهان نه‌تنها زیان سیاسی، بلکه پیامد امنیتی سنگینی دارد. چنین تجمعاتی از نظر نهادهای امنیتی تهدید مشترک تلقی می‌شود و هیچ تفکیکی میان گروه‌ها صورت نمی‌گیرد. در نتیجه، پادشاهی‌خواهان میهن‌دوست، در کنار عناصر رادیکال بازداشت می‌شوند و موجی از دستگیری‌های گسترده شکل می‌گیرد. این وضعیت هم سرمایه‌ی انسانی جنبش را می‌فرساید، هم فرصت نفوذ و بدنام‌سازی را در اختیار حکومت می‌گذارد. بنابراین، حفظ فاصله‌ی روشن از گروه‌های تندرو، نه تاکتیکی زودگذر، بلکه شرط بقا و امنیت پادشاهی‌خواهان است.

اما مهم‌تر از همه، جنبه‌ی استراتژیک و همبستگی ملی است. جوهره‌ی اندیشه‌ی پادشاهی‌خواهی در ایران، بر دو رکن استوار است: تداوم وحدت ملی و بازسازی نظم مدنی و حقوقی بر بنیان قانون و ثبات. از همین‌رو، حضور در فراخوان‌هایی که توسط نیروهای گریز از مرکز، تجزیه‌طلب یا گروه‌هایی با سابقه‌ی خصومت با تمامیت ایران اعلام می‌شود، دقیقا برخلاف فلسفه‌ی وجودی آن جنبش است. چنین حضوری، پیام سیاسی پادشاهی‌خواهان را مبنی بر بازگشت به قانون، نظم و وحدت به شورشی فاقد اصالت ملی تقلیل می‌دهد و سرمایه‌ی تاریخی آن را نابود می‌کند. 

در مجموع، همراهی پادشاهی‌خواهان با فراخوان گروه‌هایی چون مجاهدین خلق و تجزیه‌طلبان، نه‌تنها دستاوردی ندارد، بلکه سه زیان قطعی به‌بار می‌آورد: نخست، تخریب چهره‌ی ملی و از میان رفتن مرزبندی هویتی؛ دوم، بازتولید روایت تبلیغاتی حکومت مبنی بر اتحاد اپوزیسیون با دشمنان ملت؛ و سوم، قرار گرفتن در میدانی که از نظر امنیتی و استراتژیک به زیان ما پادشاهی‌خواهان است. 

جنبش‌هایی که می‌خواهند در تاریخ ماندگار شوند، باید مراقب باشند با چه کسانی در یک خیابان یا زیر یک پرچم دیده می‌شوند. برای پادشاهی‌خواهان، استقلال فکری و تمایز ملی نه یک شعار، بلکه شرط بقا و معناست.


#اشو


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍16239👌7