Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و تضمین قدرت - بخش دوم - خط قرمز آمریکا: تعیین نظم نوین جهانی در تایوان(۲/۲)
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
چین تایوان را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند و هدف نهایی آن وحدت مجدد (حتی به زور) است. ایالات متحده، به دلایل ذکر شده (تراشهها، ژئوپلیتیک، اعتبار)، نمیتواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد. این تضاد منافع بنیادین — تعهد چین به اتحاد مجدد با هر وسیلهای در برابر نیاز آمریکا به حفظ وضعیت موجود برای امنیت اقتصادی و نظامی خود — است که خطر یک درگیری بزرگ بین دو ابرقدرت هسته ای را بر سر این جزیره کوچک اما ارزشمند چون الماس افزایش میدهد.
❗️اگر چین به تایوان حمله کند، اولین اتفاقی که میافتد این است که قیمت موبایلها، تلویزیونها، کامپیوترها و دیگر وسایل هوشمند به شدت افزایش خواهد یافت و اروپا و آمریکا آسیب جدی خواهند دید.
در واقع، اگر چین به تایوان حمله کند و صاحب کارخانههای تولیدکننده تراشهها شود، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
این وابستگی اقتصادی، خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا و توازن قدرت در سطح جهانی است.
❗️از سوی دیگر، در صورت وقوع جنگ، ممکن است به صورت فوری ژاپن و پس از آن کره جنوبی به کمک تایوان بیاید و این احتمالا موجب ورود کره شمالی به جنگ به حمایت از چین خواهد شد. در این سناریو، پس از ورود کره شمالی، آمریکا به اجبار وارد جنگ خواهد شد. این به معنای شکلگیری جنگ جهانی سوم است و قطعا شرایط وحشتناکی را برای جهانیان به ارمغان خواهد آورد.
امید تنها به پایان این بحران از طریق دیپلماسی و قدرت مذاکراتی ترامپ است که میتواند خطر گسترش جنگ در این مقطع حساس را به حداقل برساند. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، شاید آمریکا بتواند از جرقه جنگ جهانی سوم که با حمله چین به تایوان ممکن است به وجود آید، جلوگیری کند.
تایوان، به همین دلایل، یک نقطه عطف استراتژیک محسوب میشود. هرگونه درگیری بر سر آن، فراتر از یک منازعه منطقهای خواهد بود و به معنای نبردی بر سر نظم جهانی جدید است که پیامدهای آن تا سالهای سال محسوس خواهد بود.
به دلیل این درهمتنیدگی حیاتیِ فناوری، جغرافیا، اقتصاد و اعتبار، استقلال تایوان (یا حداقل حفظ وضعیت موجود که عملا استقلال آن را تضمین میکند) به یکی از اهداف جدی و بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است.
این هدف تا جایی پیش میرود
که آمریکا مایل است
با قدرت نظامی خود از آن دفاع کند.
این آمادگی نظامی، که در قالب فروش تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروها و حضور مستمر ناوگانها تجلی مییابد، یک ابهام راهبردی نیست، بلکه یک تعهد استراتژیک آشکار است. واشنگتن به پکن این پیام را مخابره کرده است که هرگونه اقدام نظامی یکجانبه برای تغییر وضعیت (چه از طریق حمله مستقیم و چه محاصره)، با مداخله مستقیم ایالات متحده و متحدانش مواجه خواهد شد و این ریسک، همانطور که در تحلیل تشدید جنگ ذکر شد، میتواند به یک درگیری ویرانگر جهانی تبدیل گردد.
نباید از این حقیقت راهبردی غافل شد که چین در محاصرهای نظامی تمامعیار توسط ایالات متحده قرار دارد.
دایرهای از پایگاههای نظامی آمریکایی در پیرامون مرزهای دریایی و سرزمینی چین گسترده شده است؛ شبکهای که نقش محوری در مهار، نظارت مستمر، و قابلیت واکنش سریع در برابر هرگونه تحرک پکن ایفا میکند.
قلب این استراتژی در حوزه غرب اقیانوس آرام متمرکز است. از پایگاههای حیاتی در ژاپن و کره جنوبی گرفته تا قلمرو استراتژیک گوام (که به عنوان یک مرکز لجستیکی و عملیاتی حیاتی برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام عمل میکند)، این مناطق ستونهای عملیاتی انکارناپذیری را تشکیل میدهند. علاوه بر این، همکاریهای دفاعی عمیق با کشورهایی نظیر فیلیپین و استرالیا که میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفتهاند، این زنجیر مهار را استحکام میبخشد.
از منظر واشنگتن، تایوان خط قرمز است.
زیرا از دست رفتن آن به معنای پذیرش زوال قدرت جهانی آمریکا، تحویل نبض فناوری جهان به رقیب اصلی، و پذیرش قواعد جدیدی در نظم بینالمللی است که در آن چین، دست بالا را در تعیین سرنوشت ملتها خواهد داشت.
‼️در نتیجه‼️
به باور اینجانب، اَشو، تقابل نظامی آتشین میان دو هیولای هستهای—آمریکا و چین—بر سر مسئلهی تایوان، نزدیک به وقوع است. امیدوارم که قدرت کلام، حکمت دیپلماسی، و مسیر مذاکره،این شعلهی خطرناک را فرو نشاند و از طلوع شوم آتش سهمگین جنگ جهانی سوم و تباهی جهان ممانعت شود.
به امید اهوره مزدا
با درایت رهبران و توسل
به هنر گفتگو و تدبیر دیپلماتیک
چرخهای جنگ جهانی سوم متوقف گردند.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
چین تایوان را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند و هدف نهایی آن وحدت مجدد (حتی به زور) است. ایالات متحده، به دلایل ذکر شده (تراشهها، ژئوپلیتیک، اعتبار)، نمیتواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد. این تضاد منافع بنیادین — تعهد چین به اتحاد مجدد با هر وسیلهای در برابر نیاز آمریکا به حفظ وضعیت موجود برای امنیت اقتصادی و نظامی خود — است که خطر یک درگیری بزرگ بین دو ابرقدرت هسته ای را بر سر این جزیره کوچک اما ارزشمند چون الماس افزایش میدهد.
❗️اگر چین به تایوان حمله کند، اولین اتفاقی که میافتد این است که قیمت موبایلها، تلویزیونها، کامپیوترها و دیگر وسایل هوشمند به شدت افزایش خواهد یافت و اروپا و آمریکا آسیب جدی خواهند دید.
در واقع، اگر چین به تایوان حمله کند و صاحب کارخانههای تولیدکننده تراشهها شود، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
این وابستگی اقتصادی، خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا و توازن قدرت در سطح جهانی است.
❗️از سوی دیگر، در صورت وقوع جنگ، ممکن است به صورت فوری ژاپن و پس از آن کره جنوبی به کمک تایوان بیاید و این احتمالا موجب ورود کره شمالی به جنگ به حمایت از چین خواهد شد. در این سناریو، پس از ورود کره شمالی، آمریکا به اجبار وارد جنگ خواهد شد. این به معنای شکلگیری جنگ جهانی سوم است و قطعا شرایط وحشتناکی را برای جهانیان به ارمغان خواهد آورد.
امید تنها به پایان این بحران از طریق دیپلماسی و قدرت مذاکراتی ترامپ است که میتواند خطر گسترش جنگ در این مقطع حساس را به حداقل برساند. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، شاید آمریکا بتواند از جرقه جنگ جهانی سوم که با حمله چین به تایوان ممکن است به وجود آید، جلوگیری کند.
تایوان، به همین دلایل، یک نقطه عطف استراتژیک محسوب میشود. هرگونه درگیری بر سر آن، فراتر از یک منازعه منطقهای خواهد بود و به معنای نبردی بر سر نظم جهانی جدید است که پیامدهای آن تا سالهای سال محسوس خواهد بود.
به دلیل این درهمتنیدگی حیاتیِ فناوری، جغرافیا، اقتصاد و اعتبار، استقلال تایوان (یا حداقل حفظ وضعیت موجود که عملا استقلال آن را تضمین میکند) به یکی از اهداف جدی و بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است.
این هدف تا جایی پیش میرود
که آمریکا مایل است
با قدرت نظامی خود از آن دفاع کند.
این آمادگی نظامی، که در قالب فروش تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروها و حضور مستمر ناوگانها تجلی مییابد، یک ابهام راهبردی نیست، بلکه یک تعهد استراتژیک آشکار است. واشنگتن به پکن این پیام را مخابره کرده است که هرگونه اقدام نظامی یکجانبه برای تغییر وضعیت (چه از طریق حمله مستقیم و چه محاصره)، با مداخله مستقیم ایالات متحده و متحدانش مواجه خواهد شد و این ریسک، همانطور که در تحلیل تشدید جنگ ذکر شد، میتواند به یک درگیری ویرانگر جهانی تبدیل گردد.
نباید از این حقیقت راهبردی غافل شد که چین در محاصرهای نظامی تمامعیار توسط ایالات متحده قرار دارد.
دایرهای از پایگاههای نظامی آمریکایی در پیرامون مرزهای دریایی و سرزمینی چین گسترده شده است؛ شبکهای که نقش محوری در مهار، نظارت مستمر، و قابلیت واکنش سریع در برابر هرگونه تحرک پکن ایفا میکند.
قلب این استراتژی در حوزه غرب اقیانوس آرام متمرکز است. از پایگاههای حیاتی در ژاپن و کره جنوبی گرفته تا قلمرو استراتژیک گوام (که به عنوان یک مرکز لجستیکی و عملیاتی حیاتی برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام عمل میکند)، این مناطق ستونهای عملیاتی انکارناپذیری را تشکیل میدهند. علاوه بر این، همکاریهای دفاعی عمیق با کشورهایی نظیر فیلیپین و استرالیا که میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفتهاند، این زنجیر مهار را استحکام میبخشد.
از منظر واشنگتن، تایوان خط قرمز است.
زیرا از دست رفتن آن به معنای پذیرش زوال قدرت جهانی آمریکا، تحویل نبض فناوری جهان به رقیب اصلی، و پذیرش قواعد جدیدی در نظم بینالمللی است که در آن چین، دست بالا را در تعیین سرنوشت ملتها خواهد داشت.
‼️در نتیجه‼️
به باور اینجانب، اَشو، تقابل نظامی آتشین میان دو هیولای هستهای—آمریکا و چین—بر سر مسئلهی تایوان، نزدیک به وقوع است. امیدوارم که قدرت کلام، حکمت دیپلماسی، و مسیر مذاکره،این شعلهی خطرناک را فرو نشاند و از طلوع شوم آتش سهمگین جنگ جهانی سوم و تباهی جهان ممانعت شود.
به امید اهوره مزدا
با درایت رهبران و توسل
به هنر گفتگو و تدبیر دیپلماتیک
چرخهای جنگ جهانی سوم متوقف گردند.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
2👍111❤36👏7👌5👎1🔥1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹کالبدشکافی مذاکرات : تسلیم رژیم یا تقابل مستقیم نظامی
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
❤179👍38👎2👏1