اتحاد ملی ایران | اخبار جنگ
55.6K subscribers
87.9K photos
72K videos
313 files
14.5K links
ما محکوم به اتـــــحـــــاد هستیم
اینستاگرام
Instagram.com/OmidIranAzad
X
x.com/OmidIranAzad
Download Telegram
مذاکرات تو قشم و بندر عباس و وو
به شدت داره پیش میره
ولی آتش بس همچنان ادامه داره


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
😁2293
🇹🇷هاکان فیدان از کشورهای منطقه خواست که به پیمان ابراهیم ملحق بشن
ترکیه هم رید به موشعلی و موشتابا



#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍149😁5011🍾4
🔴وزیر جنگ آمریکا:به محاصره دریایی جمهوری اسلامی ادامه خواهیم داد


🔴دیوید بارنیا رییس موساد پیش بینی کرده، که رژیم در صورت ادامه مسیر محاصره و فشار از طرف ترامپ، در ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد.

#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
🤝121👍346👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خانوم مورگان فتحی، تیک تاکر آمریکایی توی لس آنجلس هست که همسرش ایرانیه، سازنده کلاه گیسه، میگه توی چند ماه گذشته یه مقدار خیلی عظیمی موی ایرانی وارد بازار آمریکا شده، اتفاقات دی ماه رو توضیح میده که ج.ا ازجسد قربانیان پول درمیاره.
و این موها...

یه روزی داغ ملت ایران طاق آسمون رو جر میده

#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
😢238😡62💔296👎3👍2
🚨 سنتکام: ما به اشتباه به قشم حمله کردیم. پدافند شناورهای دریایی ما به اشتباه توپ گابریل را پهپاد آرش ۲ تشخیص داده بودند. از جمهوری اسلامی ایران بسیار عذرخواهی میکنیم و آتش‌بس همچنان برقرار است


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
😁2918👎5👍2
🔴 نیروهای ارتش اسرائیل امروز قلعه بوفورت رو تو جنوب لبنان اشغال کردن؛ از زمان خروج کامل اسرائیل تو سال ۲۰۰۰، این اولین باره که نیروهای اسرائیلی به این نقطه برمیگردن.


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
138👏51👍4❤‍🔥2😢2👌2🔥1
🔴هم میهنان، در جریان باشید که گارد جاویدان اصلا اینطوری عضوگیری نمیکنه. امنیت خودتون رو به خطر نندازید. تا اطلاع ثانوی به هیچ پیج و شخصی که ادعا می‌کنه گارد جاویدان هست و داره نفرات جمع می‌کنه اعتماد نکنید. امنیتتون رو به خطر نندازید


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍196😡95👎2🔥1
رضاشاه دوم: با جمهوری اسلامی توافق نکنید بلکه به آن پایان دهید چون درنهایت سگ وحشی دست شمارو‌گاز خواهد گرفت.


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍28746💯16❤‍🔥6🫡5😁2🔥1
«پهپادهایی که آسمان شهرهای اوکراین را تیره و تار می‌کنند، محصول همان رژیمی هستند که در خیابان‌های تهران از نظارت پهپادی برای هدف قرار دادن معترضان در تاریکی استفاده کرد.»

شاهزاده رضا پهلوی
نشست امنیتی دریای سیاه
اوکراین، ۹ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵

🔗 Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms)


#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍16526🫡9🔥4
بعد از وصل شدن اینترنت؛ حالا خبرگزاری فارس یه پویشی راه انداخته و گفته چرا مجبوری برای ما اینترنت رو وصل کردید؟! یه دکمه بزارید تا ما داوطلبانه اتصال خودمون رو قطع کنیم. ما اینترنت بین الملل نمیخوایم.

اینم ی نوع خاریدنه از نوع مسری

#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍121😁525😡4🔥2😢2
🔴 سی‌ان‌ان: ترامپ با آزادسازی هرگونه دارایی ایران در توافق احتمالی مخالفت کرده.

🔴مهاجرانی، سخنگوی دولت: فعلا خبری از افزایش مبلغ کالابرگ نیست. پول نداریم.

🔴قائم مقام معاونت راهبردی رئیس جمهور: ۷۰٪ شرکت‌کنندگان در تجمعات خیابانی زن بودن.



#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍102😁25👎43🔥2
Forwarded from Iran events center
🔴🔴#فوری #غیر_رسمی

پزشکیان به علت درگیری با سپاه استعفا داد !

خبر های بیشتر را اینجا دنبال کنید👇
@IR_EventsCenter
👍129😁306👎6🔥4
🚨ایران اینترنشنال: مسعود پزشکیان بخاطر ورود سپاه به تمامی مسائل کشور و دخالت در کارای دولت نامه استعفا خودشو به مجتبی خامنه‌ای تحویل داد.

اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
👍131😁479🔥2🤝2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضا شاه دوم: مردم ایران هوشمندانه بین حمله به "ایران" و حمله به "رژیم" تمایز قائل می شوند
بخش هایی از جلسه پرسش و پاسخ در نشست امنیتی دریای سیاه
#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده
#جاويدشاه‌
183👍14❤‍🔥6🫡5👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مهاجرانی سخنگوی دولت:

دولت خسارت خونه‌هایی که تو جنگ تخریب شدن یا آسیب دیدن رو نمیده ولی اگر مردم خودشون بخوان بازسازی کنن، دولت مجوز رایگان ساخت دو طبقه بیشتر بهشون میده.

پ ن : اما همین دولت شما برای بازسازی خانه های لبنانی ها کلی دلار ارسال کرد!
برای آنها پول دارید اما برای مردم ایران پول ندارید؟

 
@mameleekat
😡166👍494🔥2
خبرگزاری[مملکت]
این خانوم مورگان فتحی
🚨وقایع جنایت رژیم در دی‌ماه تمومی ندارد
💔86😢10🤝3
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹باور کن نمیدونم- افراطی ( 1/2)

در آن صبحِ طوفانی، ساحلِ ذهن او دیگر آرام نبود؛ موج‌ها بر سرِ هم می‌کوبیدند و سهمگین‌تر از همیشه، دیوانه‌وار می‌خروشیدند. باد، نه از سمتِ دریا، که از اعماقِ وجودش می‌وزید و هر پلک که فرو می‌بست، موجی تاریک را در پشتِ پلک‌هایش بالا می‌آورد و فرو می‌نشاند؛ تصویری گنگ و وهم‌آلود از هر آنچه بود و نبود. در پسِ پنجره‌ی غبارگرفته‌ی اتاقش، آسمان و زمین در هم ادغام شده بودند؛ دو پرسشِ بی‌جواب در سکوتی هولناک. بگذریم...

زمزمه کرد، صدایی که در هیاهوی درونش گم شد. بهتره از گل بشنویم. انگار ناگهان دلش خواست از تمامِ زشتی‌های شهری که او را بلعیده بود، رو برگرداند. از انسان، از هیاهو، از تمامِ دروغ‌هایی که رنگِ حقیقت گرفته بودند. گل. آن موجودِ خاموش و بی‌ادعا، که هر صبح، شبنم، چون اشکی سرد، بر گونه‌اش سر می‌خورد و می‌نشست.

گل نه می‌پرسید، نه گلایه می‌کرد. فقط بود. می‌شکفت، خیس می‌شد، و در سکوتِ باغ، نفس می‌کشید.

او اما نمی‌توانست این‌طور باشد. شرم داشت. از خودش، از نقاب‌هایی که بر چهره داشت، از ترفندهایی که چون تیغ‌های پنهان، در مشتش جا خوش کرده بودند.

شرمنده‌ م، چون من ترفندم...

صدایش می‌لرزید. دلقکی بود که بلد نبود برای رعیتِ سرگردانش لبخند بزند. نه اینکه نخواد، نه... نمی‌توانست. لبخندش، مثل خنجری کُند، در گلویش گیر می‌کرد؛ دردی بود که در ظاهر، رنگِ شادی داشت.

نمی‌دونم از من نپرس، شیرینه یا تلخ هستی...

او حتی نمی‌دانست خودش چیست. در آیینه‌ی شکسته، تصویرش هر لحظه بدل می‌شد.

دو دلم اصلا هستیم؟

آیا وجودش، نه یک واقعیت، که صرفاً یک تردیدِ دائمی بود؟ به چی تشبیه می‌شم؟ آدم قبلی یا با سال تحویل می‌شم؟

زمان، برای او نه یک خطِ مستقیم، که چرخه‌ای از وهم بود. آیا با هر ثانیه، موجودی تازه می‌شد، یا صرفاً زخمی قدیمی، نامی تازه گرفته بود؟ به گل فکر کرد. به گل‌های فرش؛ آن‌هایی که عمری زیرِ پا له می‌شدند، بی‌آنکه صدایی از حلقومِ پاره‌شان برآید.

فقط نقشِ قالی را زیباتر می‌کردند. این گل‌ها، رفیقِ بی‌کسی بودند. بعد، تصویرِ مرغِ عشق‌های تجریش در ذهنش جان گرفت؛ پرندگانی که در قفسِ دست‌های درویش، فقط بیت‌های غریب می‌خواندند. اسیرانی در هیاهوی شهر.

من چمیدونم؟

این ندانستن، نه از سرِ جهل، که از سرِ جنونی بود که در جانش ریشه دوانده بود.

چرا گرگ‌ها اهلی نمی‌شن و تو قفس نمی‌مونن؟ سگ‌ها مثل قناری‌ها نمی‌خونن؟

جهان، نظمی داشت نامفهوم. گرگ، ذاتاً گرگ بود؛ هرگز رام نمی‌شد. سگ، وفادار می‌ماند، اما آوازِ ظریفِ قناری را نداشت. هر موجود، در قفسِ سرشتِ خود، زندانی بود. نگاهش را به سوی آسمانِ خاکستری کشید.

باور کن نمیدونم خدا هست یا نه.

این اعتراف، نه از سرِ طغیان، که از عمقِ استیصالی بود که سال‌ها در تنش تلنبار شده بود. چرا زمین خونه آدمه، ولی فقرا اسبابن؟

این پرسش، فریادی بود در دلِ شب. زمین، خانه‌ی کدام آدم بود؟ اگر خانه بود، چرا بعضی در آن ارباب و بعضی دیگر، وسیله‌ای کهنه بودند، قابلِ دور ریختن؟ از مومنی گفت که چشم به آسمان دوخته بود، اما در اوجِ عبادت، نگاهش به ستاره‌ها گره می‌خورد، نه به معبود. ستایش، در او بیشتر آیین بود تا حقیقت.

نه اونم نمی‌دونه... بی‌خیالش.

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
44👍6
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹باور کن نمیدونم- چی شنیدی؟ ( 2/2)

و این بی‌خیالش، تلخ‌ترین واژه‌ی شب بود؛ تسلیمِ روح در برابرِ عظمتِ سکوتِ خداوند. شب، شهر را در آغوشِ تاریکش فشرد. خیابان‌ها، شریان‌هایِ مرده‌ای بودند که زیرِ نورِ سردِ چراغ‌ها، نبضِ وهم‌آلودی داشتند. در میانِ انبوهِ آدم‌ها، موجی از انزوا، روح‌ها را می‌بلعید.

پس کوشن سرها؟ سرها کجا رفته بودند؟ گم شده در هزارتویِ نیازها، در ازدحامِ نداشته‌ها؟


داستان تازه آغاز شد، با صدایی که از ورطه‌ی تاریکی بیرون می‌آمد.

باور کن نمیدونم کافر سنگ می‌شه، یا دل مثل واژن خالی باشه تنگ می‌شه.

ذهنش درگیرِ چراییِ تحجر بود، در برابرِ تهی‌شدگیِ عاطفه. حقیقت کدومه؟ دروغه یا راست؟

#الف: اشو بی تاب و قراره،
واسه سوالاش هیچ جوابی نداره


#اشو: تو خفه شو الف کی بی تابو قراره؟
این داستان بین من و سواله!


حتی عشق هم برایش، معمایی بود در دلِ تاریکی؛ جایی میانِ جسم و روح، میانِ واقعیت و وهم. قر بده واسه خدا بریزه رو سرت شاباش. طعنه‌ای تلخ بر نمایشِ ریاکارانه‌ی تقوا. کار خیر کن، بگیری پاداش. و پاداش، در ذهنِ او، به تصویرِ جهنمیِ مادی بدل شد: بری بهشت یه فابریک و یه گونی حوری زاپاس.

حتی بهشت هم، در نگاهِ او، محلی برای جبرانِ کمبودها بود.

راستی تو بهشتم پولین فرشته‌ها؟

و از جهنم، نهراسید، که از خفقانِ نوشتن. از جهنم بنویسی می‌سوزونن نوشته‌هات؟ او، اَشو فتیشِ قلم بود؛ کسی که خود را در اقیانوسِ جوهر غرق کرده بود. از زندگی بریده بود، آن‌چنان که تنش دیگر فرمانی از او نمی‌پذیرفت.

بد بریدم دیگه تنم نمیره، سگ خورد وقتی هایده زنم نمیشه!

با این حال، هنوز نفس می‌کشیم. آره بد بریدم و واسه اموات جوک میگم، ولی هنوز سر پام، پس جای شکری هست. اَه. این، فریادِ خسته‌ای بود بر لبه‌ی پرتگاه؛ شکرگزاریِ یک روحِ مجروح که هنوز توانِ ایستادن دارد.

دوباره پرسش‌ها، چون سایه‌های رقصان، در تاریکی رژه رفتند:

چرا حرف‌هایش در دهان نمی‌مانند؟
چرا شب به روز نمی‌رسد؟
چرا جنگ را برعکس نمی‌خواند؟
نمیدونم کسی ناظر این حوادث هست؟
یا فقط درگیر جمع‌آوری مفاسدن؟


جهان، تئاتری بود بی‌کارگردان، یا با کارگردانی که تنها به جمع‌آوریِ سوژه‌های سیاه دلبسته بود. راستی یه سوال از شما حاج آقا... صدایش در تاریکی طنین انداخت، رو به تصویرِ مبهمِ اقتدار.

چرا بی‌گناه زندونیه و قصدتون چیه؟

و در نهایت، با منطقی هولناک، تلخیِ وجود را به تصویر کشید: نکنه چون اکسیژن باس حبس شه تو ریه و صرف خون میشه؟

حاجی، فقط سر تکون میده.  پاسخ، در چشمانِ سردش موج نمی‌زد. او حق داشت. چون او هم، نمیدونه.

و موجِ ندانستن، دوباره بر ساحلِ ذهنش کوبید؛ شهر، پُر از تنهایی بود. سرها کجا رفته بودند؟ گم شده در هزارتویِ نیازها، در ازدحامِ نداشته‌ها. او نمی‌دانست. اما همین ندانستن را، با تمامِ وجودش، چون شمشیری برهنه، در تاریکی می‌چرخاند.

باور کن نمیدونم ...

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
42👍9