فوری
گُندالله نزدیک به موشقوا گفت موشقوا بعد از استفاده ابزاری سپاه برای قمبل قهرمانه و امضای تسلیم نامه پاره شد و برای باد زدن کباب منقل استفاده شد🤪
@OmidIranAzad
گُندالله نزدیک به موشقوا گفت موشقوا بعد از استفاده ابزاری سپاه برای قمبل قهرمانه و امضای تسلیم نامه پاره شد و برای باد زدن کباب منقل استفاده شد🤪
@OmidIranAzad
😁265❤9
Forwarded from حافظه تاریخی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدباقر قالیباف، ۱۲ خرداد ۱۴۰۳:
امام خمینی ریشه فساد و ظلم را نشان داد؛ آمریکای جنایتکار و اسرائیل. و البته راه حل را هم به ما آموخت: محو اسرائیل
@hafezeye_tarikhi
امام خمینی ریشه فساد و ظلم را نشان داد؛ آمریکای جنایتکار و اسرائیل. و البته راه حل را هم به ما آموخت: محو اسرائیل
@hafezeye_tarikhi
😁142👍24❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚡️⚡️⚡️ حملات اسرائیل به نبطیه
بی بی هم داره کار خودشو میکنه
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
بی بی هم داره کار خودشو میکنه
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad
❤229👏96👍10😁5👎3🔥1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش نخست - بازیِ شکاف و انتظار
باید از غوغای تحلیلهای آبکی، از این روایتهای بیرمق و هیجانزده که با چند واژه پرطمطراق خود را استراتژی جا میزنند، فاصله گرفت و لایِ خطوط را خواند. امروز نیز همان قصه تکرار میشود: عدهای چنان از توافق سخن میگویند که گویی ترامپ خلیج فارس را فتح کرده، تنگه هرمز را به تصرف درآورده، و در آستانه برداشتن جزایر سهگانه ایستاده است.
این قبیل تحلیلها، اگر نه متوهمانه، دستکم کودکانهاند؛ بیش از آنکه از فهم سیاست بیرون آمده باشند، از عطشِ اغراق زاده شدهاند.
اما سیاست و تحلیل، برخلاف خیالبافیها، با شعار و توهم پیش نمیرود. اگر قرار است به عمق ماجرا نگاه کنیم، باید ببینیم ترامپ در توییتها و موضعگیریهایش دقیقا از چه حرف میزند.
او از رفع محاصره و باز شدن تنگه هرمز سخن میگوید؛ و حال آنکه پیش از این جنگ، نه محاصرهای به معنای دقیق و رسمی وجود داشته، و نه تنگه هرمز بسته بوده است.
میگیری؟
همین گزارههای ظاهراً بزرگ، اگر با دقت خوانده شوند، بیش از آنکه خبر از یک واقعیت عینی بدهند، نشانهی یک طراحی سیاسیاند؛ نشانهای برای فهم زبان قدرت، نه مصرف خامِ خبر.
❗️آیا میتوان پذیرفت که ماشین سیاست آمریکا، با آن همه هزینه، محاسبه و فشار، وارد جنگی شود تا در نهایت دوباره به نقطهی پیش از جنگ بازگردد؟ پاسخ، اگر از جنس فهم سیاسی باشد نه هیجان، روشن است: نه.
سیاستِ سیستم آمریکا و ترامپ و نه فقط آمریکا بلکه نظام هایی که خود را عقلانی میپندارند ، دستکم در منطق کلان خود، بر مبنای بازگشت به صفر، نقطه شروع ، عمل نمیکنند.
❗️ بنابراین باید پرسید هدف واقعی چیست؟
ترامپ در این مرحله، نه بهدنبال لغو کامل تحریمهاست و نه اساساً در پی یک صلحی پایدار و عمیق؛ بلکه میخواهد با امتیازهای اقتصادیِ محدود و حسابشده، جمهوری اسلامی را به سمت توافقی بزرگتر سوق دهد:
توافقی که در آن، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای نیز روی میز قرار گیرد. و اگر این نظام زیر بار نرود، همان توافق محدود میتواند به ابزارِ فشار تازه بدل شود؛ ابزاری برای نمایشِ غیرمنطقی بودن حکومت در برابر افکار عمومی جهان، و در نتیجه، زمینهسازی برای بازسازی اجماع بینالمللی در جهت فشارهای شدیدتر ــ و در نهایت، برخوردی نهایی.
از سوی دیگر، این توافق میتواند در قامتِ راهحلی موقت برای مدیریت بحران انرژی و اقتصاد جهانی ظاهر شود. باز شدن نسبی جریان نفت و کاهش فشارهای دریایی، معیشت مردم را ــ برای مدتی کوتاه ــ اندکی بهبود میبخشد.
اما همین بهبودِ موقتی، اگر به تغییر ساختاری منجر نشود که نمیشود، انتظارات عمومی را بالا میبرد.
❗️اینجاست که منطق بازی پیچیدهتر میشود، و این همان نقطهای است که بازی از سطح اقتصاد به سطح سیاست انتقال مییابد:
وقتی فشارِ بقا کمی عقب مینشیند، مطالباتِ اجتماعی و سیاسی سر برمیآورند. یعنی همانجا که مردم خیال میکنند از زیر بارِ فشار بیرون آمدهاند، توقعات تازه آغاز میشود.
یعنی درست همانجا که گمان میرود نفس به جامعه بازگشته، توقع هم جان میگیرد.
در چنین وضعی، ترامپ میتواند از شکافِ میان مردم و حاکمیت بهره برد. شکافی که از دلِ وعدههای نیمهتمام، گشایشهای ناقص، و امیدهای اقتصادمحور زاده میشود. اگر محدودیتها برداشته شوند اما ساختار تغییر نکند، نتیجه نه آرامشِ پایدار، بلکه افزایشِ نارضایتی و اعتراضات داخلی است.
به بیان دیگر، هر گشایشِ کنترلشدهای، اگر با تحول واقعی همراه نباشد، میتواند بهجای ترمیم، به زخمِ تازه بدل شود.
به نظر شما ، جمهوری اسلامی میتواند از پسِ تغییر واقعی در ساختار قدرت بر بیاید؟
❗️پاسخ روشن است: نه.
پس به جای تثبیت، به نارضایتیِ تازه و اعتراضات داخلی می انجامد. به عبارت دیگر، افزایش سطح توقعات جامعه، خود میتواند به یک اهرمِ فشار تبدیل شود.
ماه ها پیش، هنگامی که بسیاری در اندیشه چرایی سکوت مردم بودند و ندای چرا مردم ساکتاند؟ در میان دلسوزان پادشاهی طنینانداز بود، من بر این باور بودم که سکوت امروز، بهترین مهندسی برای تکمیل چیدمان بازی است.
بخوانید: 👇
مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قویترین فرماندهی است.
امروز نیز برباور استوارم: بهترین ضربه به پیکره حکومت جمهوری اسلامی، همین توافق پیش رو و این وقفه تاکتیکی است. این، نه یک عقبنشینی، که یک گام هوشمندانه به سوی پیروزی است؛ حرکتی حسابشده در صفحه شطرنج تاریخ که مهرهها را به سود ما جابجا خواهد کرد.
بخش دوم ساعت ۱۵ به وقت تهران در کانال منتشر میشود .
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
باید از غوغای تحلیلهای آبکی، از این روایتهای بیرمق و هیجانزده که با چند واژه پرطمطراق خود را استراتژی جا میزنند، فاصله گرفت و لایِ خطوط را خواند. امروز نیز همان قصه تکرار میشود: عدهای چنان از توافق سخن میگویند که گویی ترامپ خلیج فارس را فتح کرده، تنگه هرمز را به تصرف درآورده، و در آستانه برداشتن جزایر سهگانه ایستاده است.
این قبیل تحلیلها، اگر نه متوهمانه، دستکم کودکانهاند؛ بیش از آنکه از فهم سیاست بیرون آمده باشند، از عطشِ اغراق زاده شدهاند.
اما سیاست و تحلیل، برخلاف خیالبافیها، با شعار و توهم پیش نمیرود. اگر قرار است به عمق ماجرا نگاه کنیم، باید ببینیم ترامپ در توییتها و موضعگیریهایش دقیقا از چه حرف میزند.
او از رفع محاصره و باز شدن تنگه هرمز سخن میگوید؛ و حال آنکه پیش از این جنگ، نه محاصرهای به معنای دقیق و رسمی وجود داشته، و نه تنگه هرمز بسته بوده است.
میگیری؟
همین گزارههای ظاهراً بزرگ، اگر با دقت خوانده شوند، بیش از آنکه خبر از یک واقعیت عینی بدهند، نشانهی یک طراحی سیاسیاند؛ نشانهای برای فهم زبان قدرت، نه مصرف خامِ خبر.
❗️آیا میتوان پذیرفت که ماشین سیاست آمریکا، با آن همه هزینه، محاسبه و فشار، وارد جنگی شود تا در نهایت دوباره به نقطهی پیش از جنگ بازگردد؟ پاسخ، اگر از جنس فهم سیاسی باشد نه هیجان، روشن است: نه.
سیاستِ سیستم آمریکا و ترامپ و نه فقط آمریکا بلکه نظام هایی که خود را عقلانی میپندارند ، دستکم در منطق کلان خود، بر مبنای بازگشت به صفر، نقطه شروع ، عمل نمیکنند.
❗️ بنابراین باید پرسید هدف واقعی چیست؟
ترامپ در این مرحله، نه بهدنبال لغو کامل تحریمهاست و نه اساساً در پی یک صلحی پایدار و عمیق؛ بلکه میخواهد با امتیازهای اقتصادیِ محدود و حسابشده، جمهوری اسلامی را به سمت توافقی بزرگتر سوق دهد:
توافقی که در آن، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای نیز روی میز قرار گیرد. و اگر این نظام زیر بار نرود، همان توافق محدود میتواند به ابزارِ فشار تازه بدل شود؛ ابزاری برای نمایشِ غیرمنطقی بودن حکومت در برابر افکار عمومی جهان، و در نتیجه، زمینهسازی برای بازسازی اجماع بینالمللی در جهت فشارهای شدیدتر ــ و در نهایت، برخوردی نهایی.
از سوی دیگر، این توافق میتواند در قامتِ راهحلی موقت برای مدیریت بحران انرژی و اقتصاد جهانی ظاهر شود. باز شدن نسبی جریان نفت و کاهش فشارهای دریایی، معیشت مردم را ــ برای مدتی کوتاه ــ اندکی بهبود میبخشد.
اما همین بهبودِ موقتی، اگر به تغییر ساختاری منجر نشود که نمیشود، انتظارات عمومی را بالا میبرد.
❗️اینجاست که منطق بازی پیچیدهتر میشود، و این همان نقطهای است که بازی از سطح اقتصاد به سطح سیاست انتقال مییابد:
وقتی فشارِ بقا کمی عقب مینشیند، مطالباتِ اجتماعی و سیاسی سر برمیآورند. یعنی همانجا که مردم خیال میکنند از زیر بارِ فشار بیرون آمدهاند، توقعات تازه آغاز میشود.
یعنی درست همانجا که گمان میرود نفس به جامعه بازگشته، توقع هم جان میگیرد.
در چنین وضعی، ترامپ میتواند از شکافِ میان مردم و حاکمیت بهره برد. شکافی که از دلِ وعدههای نیمهتمام، گشایشهای ناقص، و امیدهای اقتصادمحور زاده میشود. اگر محدودیتها برداشته شوند اما ساختار تغییر نکند، نتیجه نه آرامشِ پایدار، بلکه افزایشِ نارضایتی و اعتراضات داخلی است.
به بیان دیگر، هر گشایشِ کنترلشدهای، اگر با تحول واقعی همراه نباشد، میتواند بهجای ترمیم، به زخمِ تازه بدل شود.
به نظر شما ، جمهوری اسلامی میتواند از پسِ تغییر واقعی در ساختار قدرت بر بیاید؟
❗️پاسخ روشن است: نه.
پس به جای تثبیت، به نارضایتیِ تازه و اعتراضات داخلی می انجامد. به عبارت دیگر، افزایش سطح توقعات جامعه، خود میتواند به یک اهرمِ فشار تبدیل شود.
ماه ها پیش، هنگامی که بسیاری در اندیشه چرایی سکوت مردم بودند و ندای چرا مردم ساکتاند؟ در میان دلسوزان پادشاهی طنینانداز بود، من بر این باور بودم که سکوت امروز، بهترین مهندسی برای تکمیل چیدمان بازی است.
بخوانید: 👇
مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قویترین فرماندهی است.
امروز نیز برباور استوارم: بهترین ضربه به پیکره حکومت جمهوری اسلامی، همین توافق پیش رو و این وقفه تاکتیکی است. این، نه یک عقبنشینی، که یک گام هوشمندانه به سوی پیروزی است؛ حرکتی حسابشده در صفحه شطرنج تاریخ که مهرهها را به سود ما جابجا خواهد کرد.
بخش دوم ساعت ۱۵ به وقت تهران در کانال منتشر میشود .
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤104👍31👎8👏4😁2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴مراد ویسی:شکست و تحقیر/جام زهر در دستان مجتبی// کارنامه ترامپ علیه نظام موفقتر از همه روسایجمهور آمریکا
@OmidIranAzad
@OmidIranAzad
👍130👎9❤5😁2
شکست و تحقیر/جام زهر در دستان مجتبی// کارنامه ترامپ علیه نظام موفقتر…
تبدیل به پیام صوتی
🔴مراد ویسی:شکست و تحقیر/جام زهر در دستان مجتبی// کارنامه ترامپ علیه نظام موفقتر از همه روسایجمهور آمریکا
🎙فایل صوتی
@OmidIranAzad
🎙فایل صوتی
@OmidIranAzad
❤81👍12👎6
😁197👍13❤2👎2
شما چه کسی رو پیروز این جنگ میدانید ؟
Anonymous Poll
7%
جمهوری اسلامی
14%
آمریکا
12%
اسرائیل
10%
هیچکدام
64%
جنگ هنوز تمام نشده
❤60👍7🕊4👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴لحظه ورود تيم جمهورياسلامی به هتل محل اقامتشان در لسآنجلس و پذیرایی سفت ایرانیان غیور کالیفرنیا از این مزدوران خایه مال
@OmidIranAzad
@OmidIranAzad
👍177👏37❤5😁3👎1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش دوم - اسرائیل، وقفه، و بازیِ نهایی
در این میان، نباید از یک هدف مهم دیگر نیز غافل شد: ثبت یک پیروزی دیپلماتیکِ نمادین برای خود ترامپ. او اساساً سیاست را در منطقِ نمایش، چرخش، غافلگیری و تسلط روانی میفهمد. برای او، گاه نمایشِ حل بحران از خودِ حل بحران مهمتر است. این همان ویژگی ترامپ است: سیاستورزی نه در قالبِ ثبات و تداوم، بلکه در قالبِ حرکتهای ناگهانی، اعلامهای بزرگ، و تغییر جهتهای پرسر و صدا.
این توافق همچنین به شکاف در بدنه حاکمیت ایران دامن میزند. در هر ساختار بسته و متصلب، همیشه طیفهایی وجود دارند که نسبت به مذاکره، فشار، و امتیازدهی، نگاههای متفاوتی دارند. یک توافق محدود، میتواند میانهروها را به سمت ادامه مسیر هل دهد و تندروها را به خشم آورد.
و همین دوگانگی، اگر شدت بگیرد، توان تصمیمگیری یکپارچه را کاهش میدهد؛ خاصه در حوزههایی چون سیاست خارجی و دفاعی که وحدت در آنها یک ضرورت حیاتی است.
❗️ترامپ، برخلاف دیپلماتهای دیگر، اهل هندسهی آرامِ سیاست نیست؛ او سیاست را صحنهی معامله، غافلگیری و فشار میفهمد.
از همین رو، حتی اگر توافقی در کار باشد ــ که به نظر میرسد بیش از آنکه واقعی و پایدار باشد، موقت و تاکتیکی است ــ نباید آن را نشانهی اعتقاد او به توافق بادوام دانست.
❗️این توافق کوتاه مدت، در خوانش دقیقتر، میتواند تنها یک حرکت تاکتیکی باشد برای تسلط روانی بر بازی:
هم به طرف مقابل بفهماند که میتواند فشار را کم کند، هم به متحد و رقیب نشان دهد که کلید بحران هنوز در دست اوست.
در این منطق، خودِ توافق بخشی از نمایش قدرت است. ترامپ با اعلام توافق، خود را نه فقط بهعنوان کسی که میجنگد، بلکه بهعنوان کسی که میتواند بجنگد و بعد ناگهان صحنه را عوض کند، بازنمایی میکند. و همین غیرقابلپیشبینی بودنِ کنترلشده سرمایه سیاسی اوست؛ سرمایهای که با آن بر صحنه میماند و رقبا را در تردید نگاه میدارد.
ترامپ معمولا سیاست را نه مثل یک دیپلمات کلاسیک، بلکه مثل یک معاملهگرِ صحنهمحور میبیند. او از اعلامهای بزرگ، چرخشهای ناگهانی، و غافلگیر کردن همه لذت میبرد.
❗️اما مهمترین نکته شاید همین باشد: ترامپ استاد چرخش است.
او میتواند با یک چرخش ناگهانی ــ به بهانهی یک گزارش آژانس، یک تحرک منطقهای، یا حتی یک محاسبهی تازه ــ همهچیز را به عقب بازگرداند. و آنگاه، جامعهای که تازه طعم گشایش را چشیده، با شوکی مضاعف مواجه میشود. چنین شوکی، از نظر روانی و سیاسی، بسیار اثرگذارتر از فشارِ ثابت و مداوم است؛ چون امیدِ تازهجوشیده را میشکند، نه صرفا بدنِ فرسوده را.
پس باید به جای دلسپردن به شلوغیهای لفظی، با عقلِ سرد و نگاهِ تیز به ماجرا نگریست. آنچه اکنون در ظاهر توافق نام گرفته، لزوماً توافقی برای نجات یا تثبیت جمهوری اسلامی نیست؛ صرفا یک وقفه تاکتیکی است.
وقفهای حسابشده، برای چیدن دوباره صحنه، سنجیدن واکنشها، بالا بردن انتظارات، فرسایش انسجام داخلی، و آمادهسازی میدان برای مرحلهای دیگر.
وقفه، نه پایان.
نه نجات. نه آرامش. نه ختم ماجرا.
و البته، در تمام این معادله، نباید اسرائیل را از یاد برد؛ بازیگری که همچنان دستش باز است و در چرخشهای آیندهی این پرونده، میتواند نقشی تعیینکنندهتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، ایفا کند.
حذف این عامل از تحلیل،
یعنی دیدنِ صحنه
با یک چشم بسته.
✍ #اشو
بازم کویره که
همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر
جمعکیر و ریش، میشه کرییرش
گرفتی؟ بپا نگیره بت
تامام و خلاص
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
در این میان، نباید از یک هدف مهم دیگر نیز غافل شد: ثبت یک پیروزی دیپلماتیکِ نمادین برای خود ترامپ. او اساساً سیاست را در منطقِ نمایش، چرخش، غافلگیری و تسلط روانی میفهمد. برای او، گاه نمایشِ حل بحران از خودِ حل بحران مهمتر است. این همان ویژگی ترامپ است: سیاستورزی نه در قالبِ ثبات و تداوم، بلکه در قالبِ حرکتهای ناگهانی، اعلامهای بزرگ، و تغییر جهتهای پرسر و صدا.
این توافق همچنین به شکاف در بدنه حاکمیت ایران دامن میزند. در هر ساختار بسته و متصلب، همیشه طیفهایی وجود دارند که نسبت به مذاکره، فشار، و امتیازدهی، نگاههای متفاوتی دارند. یک توافق محدود، میتواند میانهروها را به سمت ادامه مسیر هل دهد و تندروها را به خشم آورد.
و همین دوگانگی، اگر شدت بگیرد، توان تصمیمگیری یکپارچه را کاهش میدهد؛ خاصه در حوزههایی چون سیاست خارجی و دفاعی که وحدت در آنها یک ضرورت حیاتی است.
❗️ترامپ، برخلاف دیپلماتهای دیگر، اهل هندسهی آرامِ سیاست نیست؛ او سیاست را صحنهی معامله، غافلگیری و فشار میفهمد.
از همین رو، حتی اگر توافقی در کار باشد ــ که به نظر میرسد بیش از آنکه واقعی و پایدار باشد، موقت و تاکتیکی است ــ نباید آن را نشانهی اعتقاد او به توافق بادوام دانست.
❗️این توافق کوتاه مدت، در خوانش دقیقتر، میتواند تنها یک حرکت تاکتیکی باشد برای تسلط روانی بر بازی:
هم به طرف مقابل بفهماند که میتواند فشار را کم کند، هم به متحد و رقیب نشان دهد که کلید بحران هنوز در دست اوست.
در این منطق، خودِ توافق بخشی از نمایش قدرت است. ترامپ با اعلام توافق، خود را نه فقط بهعنوان کسی که میجنگد، بلکه بهعنوان کسی که میتواند بجنگد و بعد ناگهان صحنه را عوض کند، بازنمایی میکند. و همین غیرقابلپیشبینی بودنِ کنترلشده سرمایه سیاسی اوست؛ سرمایهای که با آن بر صحنه میماند و رقبا را در تردید نگاه میدارد.
ترامپ معمولا سیاست را نه مثل یک دیپلمات کلاسیک، بلکه مثل یک معاملهگرِ صحنهمحور میبیند. او از اعلامهای بزرگ، چرخشهای ناگهانی، و غافلگیر کردن همه لذت میبرد.
❗️اما مهمترین نکته شاید همین باشد: ترامپ استاد چرخش است.
او میتواند با یک چرخش ناگهانی ــ به بهانهی یک گزارش آژانس، یک تحرک منطقهای، یا حتی یک محاسبهی تازه ــ همهچیز را به عقب بازگرداند. و آنگاه، جامعهای که تازه طعم گشایش را چشیده، با شوکی مضاعف مواجه میشود. چنین شوکی، از نظر روانی و سیاسی، بسیار اثرگذارتر از فشارِ ثابت و مداوم است؛ چون امیدِ تازهجوشیده را میشکند، نه صرفا بدنِ فرسوده را.
پس باید به جای دلسپردن به شلوغیهای لفظی، با عقلِ سرد و نگاهِ تیز به ماجرا نگریست. آنچه اکنون در ظاهر توافق نام گرفته، لزوماً توافقی برای نجات یا تثبیت جمهوری اسلامی نیست؛ صرفا یک وقفه تاکتیکی است.
وقفهای حسابشده، برای چیدن دوباره صحنه، سنجیدن واکنشها، بالا بردن انتظارات، فرسایش انسجام داخلی، و آمادهسازی میدان برای مرحلهای دیگر.
وقفه، نه پایان.
نه نجات. نه آرامش. نه ختم ماجرا.
و البته، در تمام این معادله، نباید اسرائیل را از یاد برد؛ بازیگری که همچنان دستش باز است و در چرخشهای آیندهی این پرونده، میتواند نقشی تعیینکنندهتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، ایفا کند.
حذف این عامل از تحلیل،
یعنی دیدنِ صحنه
با یک چشم بسته.
✍ #اشو
بازم کویره که
همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر
جمع
گرفتی؟ بپا نگیره بت
تامام و خلاص
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤76👍18👎5😁2
🔴 اگر پیشبینیهای زندهیاد مانوک خدابخشیان رو کنار هم بذاریم، تا اینجای کار مرحلهبهمرحله درست پیش رفته؛
اول در خیابان ها کشتار میشه.
بعدش به خاطر اون کشتار جنگ میشه.
بعدش مذاکره و توافق میکنن.
و بعد از توافق بازی اصلی تازه شروع میشه.
منظور از بازی اصلی، همان سناریویی(جنگ بزرگ) که پیشتر برای صدام و قذافی هم پس از دورهای از توافق و آرامش نسبی رقم خورد.
@OmidIranAzad
اول در خیابان ها کشتار میشه.
بعدش به خاطر اون کشتار جنگ میشه.
بعدش مذاکره و توافق میکنن.
و بعد از توافق بازی اصلی تازه شروع میشه.
منظور از بازی اصلی، همان سناریویی(جنگ بزرگ) که پیشتر برای صدام و قذافی هم پس از دورهای از توافق و آرامش نسبی رقم خورد.
@OmidIranAzad
❤182👍58❤🔥6👎5😁3
🔴علیرضا بیرانوند دروازه بان تیم جمهوری اسلامی قبل از اعزام به جام جهانی گفته بود میخواهد دروازه را مانند تنگه هرمز بسته نگهدارد اکنون تنگه هرمز بازگشایی شده است
@OmidIranAzad
@OmidIranAzad
😁368😡15👍4❤2👌2👎1