«وقتی خودشان میگویند
جنگ قابل پیشگیری بود»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در مصاحبهی اخیرش بهطور رسمی جملهای گفت که بیتردید مهمترین اعتراف این روزهای رژیم است. او گفت: «اگر ۷ اسفند با تعلیق دوساله موافقت میکردیم، معلوم نبود جنگ نشه؛ اما خسارتی بدتر از جنگ میدادیم و عزتمون رو از دست میدادیم.»
چه اعتراف کثیفی از زبان عالیترین مقام دیپلماسی جمهوری اسلامی! یعنی جنگ نتیجه مسیر انتخابی این رژیم بوده در حالی که برایش امکان دیگری وجود داشته.
حالا باید یک سؤال ساده پرسید به امید اینکه بیوجودها وجودی ناچیز در خود یافته و به آن پاسخ دهند. بیوجودهایی که غیر از جمهوری اسلامی دنبال مسببی برای جنگ میگشتند:
اگر جنگ قابل پیشگیری بود، پس مسئول جان کسانی که امروز کشته میشوند کیست؟ آن رانندهی تریلی روی پل؟ بچههای میناب؟ سربازان پادگان بمپور؟
این بیگناهان هزینه تصمیمات گندهگوهای نظام را میپردازند.
جنگ، حادثهای طبیعی نیست که از آسمان نازل شود. جنگ محصول تصمیمهای سیاسی است که رهبر گوربهگورشان مبدا و نماد تمام این تصمیمات بود.
جنگ یعنی هزینه: مالی، جانی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی.
اینجا یک پرسش مهم به ذهن متبادر میشود که بیوجودها هرگز جوابی برایش ندارند: چرا حکومتی ممکن است حاضر باشد هزینه ای به وسعت و سنگینی جنگ را بپردازد؟ انتخاب پرداخت هزینهی جنگ دقیقا برای پرداختنکردن هزینهی چیست؟
وجودش را ندارند تا در چند کلمه بگویند: هزینهی بحران مشروعیت داخلی را با جنگ میپردازند که یعنی بزرگترین وحشت رژیم که از مردمش است.
از بحران خارجی برای امنیتی کردن فضای سیاسی، محدود کردن مخالفان و به تعویق انداختن مطالبات اقتصادی و اجتماعی استفاده میکنند.
به جز بیوجودها، همه میدانند جمهوریاسلامی از شرایط جنگی برای بقای خود بهره میبرد و بس.
هزینهی سنگین و همهجانبهی جنگ را پرداخت میکند تا هزینهی رویارویی با مردم خودش را ندهد.
در شرایط جنگی پشت هم اعدام کند و هر صدای منتقدی را به «همراهی دشمن» متهم کرده و هر مطالبهای به بعد از پایان جنگ موکول کند.
خمینی؛ رهبر آفتابههای جهان مگر بارها نگفت جنگ نعمت است؟
هر کسی مردم ایران را چه در داخل و چه خارج، عامل جنگ دانست این ویدئوی اعترافی عراقچی را محکم بکوبید بر صورتش تا بلکه وجودِ بیوجودش به خود آید.
#زهرا_عبدی
@OmidIranAzad
جنگ قابل پیشگیری بود»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در مصاحبهی اخیرش بهطور رسمی جملهای گفت که بیتردید مهمترین اعتراف این روزهای رژیم است. او گفت: «اگر ۷ اسفند با تعلیق دوساله موافقت میکردیم، معلوم نبود جنگ نشه؛ اما خسارتی بدتر از جنگ میدادیم و عزتمون رو از دست میدادیم.»
چه اعتراف کثیفی از زبان عالیترین مقام دیپلماسی جمهوری اسلامی! یعنی جنگ نتیجه مسیر انتخابی این رژیم بوده در حالی که برایش امکان دیگری وجود داشته.
حالا باید یک سؤال ساده پرسید به امید اینکه بیوجودها وجودی ناچیز در خود یافته و به آن پاسخ دهند. بیوجودهایی که غیر از جمهوری اسلامی دنبال مسببی برای جنگ میگشتند:
اگر جنگ قابل پیشگیری بود، پس مسئول جان کسانی که امروز کشته میشوند کیست؟ آن رانندهی تریلی روی پل؟ بچههای میناب؟ سربازان پادگان بمپور؟
این بیگناهان هزینه تصمیمات گندهگوهای نظام را میپردازند.
جنگ، حادثهای طبیعی نیست که از آسمان نازل شود. جنگ محصول تصمیمهای سیاسی است که رهبر گوربهگورشان مبدا و نماد تمام این تصمیمات بود.
جنگ یعنی هزینه: مالی، جانی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی.
اینجا یک پرسش مهم به ذهن متبادر میشود که بیوجودها هرگز جوابی برایش ندارند: چرا حکومتی ممکن است حاضر باشد هزینه ای به وسعت و سنگینی جنگ را بپردازد؟ انتخاب پرداخت هزینهی جنگ دقیقا برای پرداختنکردن هزینهی چیست؟
وجودش را ندارند تا در چند کلمه بگویند: هزینهی بحران مشروعیت داخلی را با جنگ میپردازند که یعنی بزرگترین وحشت رژیم که از مردمش است.
از بحران خارجی برای امنیتی کردن فضای سیاسی، محدود کردن مخالفان و به تعویق انداختن مطالبات اقتصادی و اجتماعی استفاده میکنند.
به جز بیوجودها، همه میدانند جمهوریاسلامی از شرایط جنگی برای بقای خود بهره میبرد و بس.
هزینهی سنگین و همهجانبهی جنگ را پرداخت میکند تا هزینهی رویارویی با مردم خودش را ندهد.
در شرایط جنگی پشت هم اعدام کند و هر صدای منتقدی را به «همراهی دشمن» متهم کرده و هر مطالبهای به بعد از پایان جنگ موکول کند.
خمینی؛ رهبر آفتابههای جهان مگر بارها نگفت جنگ نعمت است؟
هر کسی مردم ایران را چه در داخل و چه خارج، عامل جنگ دانست این ویدئوی اعترافی عراقچی را محکم بکوبید بر صورتش تا بلکه وجودِ بیوجودش به خود آید.
#زهرا_عبدی
@OmidIranAzad
❤117👍63👌7👎3💔3😢2
آقای فرهادی، مردم شخصیتهای فیلم شما نیستند که هر آنچه میخواهید از زبانشان بگویید.
به عنوان یک کارگردان مولف بهیقین باید از «حق روایت» یک ملت خوب بدانید.
شما در فیلمتان اختیار دارید تعیین کنید چه کسی حرف بزند و چه کسی خاموش بماند؛ در زندگی مردم چنین اختیاری ندارید. ملت، سیاهیلشکرِ نظریه و ایدههای شما نیست.
شهرت به شما تریبون داده، اما وکالت؛ نه.
پیش از آنکه «حق روایت» را تصاحب کرده و از طرف «ملت بزرگ ایران» رو به جهان سخن بگویید، باید روشن کنید چه کسی به شما اجازهی این تصاحب را داده؟
وقتی از تصاحب «حق روایت» حرف میزنیم از چه حرف میزنیم:
۱. میگویید مردم خودشان را نجات میدهند؛ دیخون ١۴٠۴ مگر تلاش برای همین نجات نبود؟ مگر جوی خون در کل کشور جاری نشد؟
۲. آن تلاش را چه کسی به خون کشید؟
نامش را میگویید؟
۳. خجالت نمیکشید وقتی میگویید «خودمان»، مردم و قاتلانشان را در یک «ضمیر» جا میدهید؟
۴. اگر مردم برای نجات خود از هر کسی در جهان کمک بخواهند، شما به چه حقی درخواستشان را رد میکنید؟
۵. اگر هیچکس حق ندارد برای ایران نقش ناجی بازی کند، شما چرا نقش سخنگوی ایران را پذیرفتهاید؟
۶. «آمریکای واقعی» را در زندان شناختید؛ حاضر هستید ایران را هم از زبان زندانیانش معرفی کنید؟ حاضر هستید یک تُک پا به زندان اصفهان بروید؟ ببینید چه بلایی سر زندانیان نوجوان زیر پانزده سال آوردند.
۷. میگویید آمریکا دموکراسی ندارد؛جمهوری اسلامی دقیقا چه دارد؟ همانقدر صریح پاسخ میدهید یا پایانش مثل همهی قصههایتان باز میماند؟
۸. گفتهاید که کشتن معترضان را محکوم کردهاید؛ آیا گوشه اشارتی به مسئول این کشتار میکنید؟
۹. از تحریف ایران در هالیوود خشمگیناید؛ از روایت حکومتیِ کشتار دیماه چطور؟ کدام را امروز ضروریتر میدانید؟
۱۰. مخالفت شما با آمریکا روشن شد؛ خواستهی مشخص شما از جمهوری اسلامی چیست؟
یک مطالبه، با نام مخاطب.
این متن فقط چند سوال است. ما «حق روایت» را از شما نمیگیریم. میتوانید از حق خود استفاده کرده و پاسخ بدهید.
#زهرا_عبدی
@OmidIranAzad
به عنوان یک کارگردان مولف بهیقین باید از «حق روایت» یک ملت خوب بدانید.
شما در فیلمتان اختیار دارید تعیین کنید چه کسی حرف بزند و چه کسی خاموش بماند؛ در زندگی مردم چنین اختیاری ندارید. ملت، سیاهیلشکرِ نظریه و ایدههای شما نیست.
شهرت به شما تریبون داده، اما وکالت؛ نه.
پیش از آنکه «حق روایت» را تصاحب کرده و از طرف «ملت بزرگ ایران» رو به جهان سخن بگویید، باید روشن کنید چه کسی به شما اجازهی این تصاحب را داده؟
وقتی از تصاحب «حق روایت» حرف میزنیم از چه حرف میزنیم:
۱. میگویید مردم خودشان را نجات میدهند؛ دیخون ١۴٠۴ مگر تلاش برای همین نجات نبود؟ مگر جوی خون در کل کشور جاری نشد؟
۲. آن تلاش را چه کسی به خون کشید؟
نامش را میگویید؟
۳. خجالت نمیکشید وقتی میگویید «خودمان»، مردم و قاتلانشان را در یک «ضمیر» جا میدهید؟
۴. اگر مردم برای نجات خود از هر کسی در جهان کمک بخواهند، شما به چه حقی درخواستشان را رد میکنید؟
۵. اگر هیچکس حق ندارد برای ایران نقش ناجی بازی کند، شما چرا نقش سخنگوی ایران را پذیرفتهاید؟
۶. «آمریکای واقعی» را در زندان شناختید؛ حاضر هستید ایران را هم از زبان زندانیانش معرفی کنید؟ حاضر هستید یک تُک پا به زندان اصفهان بروید؟ ببینید چه بلایی سر زندانیان نوجوان زیر پانزده سال آوردند.
۷. میگویید آمریکا دموکراسی ندارد؛جمهوری اسلامی دقیقا چه دارد؟ همانقدر صریح پاسخ میدهید یا پایانش مثل همهی قصههایتان باز میماند؟
۸. گفتهاید که کشتن معترضان را محکوم کردهاید؛ آیا گوشه اشارتی به مسئول این کشتار میکنید؟
۹. از تحریف ایران در هالیوود خشمگیناید؛ از روایت حکومتیِ کشتار دیماه چطور؟ کدام را امروز ضروریتر میدانید؟
۱۰. مخالفت شما با آمریکا روشن شد؛ خواستهی مشخص شما از جمهوری اسلامی چیست؟
یک مطالبه، با نام مخاطب.
این متن فقط چند سوال است. ما «حق روایت» را از شما نمیگیریم. میتوانید از حق خود استفاده کرده و پاسخ بدهید.
#زهرا_عبدی
@OmidIranAzad
👍202❤25💯18❤🔥1🕊1😡1