علی احمدزاده به پرویز پرستویی:
به حاج قاسمی که نقشش را بازی کردی و دستش را بوسیدی پایدار باش !
رگ گردنت رو باد دادي!چشم سمت چپت را لرزاندي!صدايت را در گلویت انداختي! گوله گوله اشک ریختی! حاج قاسم شدی! حاج کاظم شدی! حاج پرویز شدی! انواع و اقسام حاجی را بازی کردی و رکوردار سیمرغ شدی. روي سن فجر رفتی و از مظلوميت حاتمي كياها گفتي و در همان تلویزیونی که امروز نقدش می کنی نشستی و باد به غبغب انداختي و از آنها دفاع كردي، و ناگهان امروز بالاخواه قیصر و فرمون شدی؛ عجبا! اگر آنها بودند که به هیچ وجه جایی برای شما نبود. حاج پرویز تو باید به حاج قاسمی که در فیلم آخرت نقشش را بازی کردی و پولش را به جیب زدی و دستش را بوسیدی پایدار باشی. دوست نا عزيز! تو نمی توانی به آنها پشت کنی، تو باید به آنها پایبند باشی! جا نزن! هنوز چيزي نشده؛ تو بهترين بازيگر اين سينماي سانسور شده هستي! اما اگر پشیمانی، صادقانه پشیمانی ات را برای مردم رسانه ای کن، چرا که اين رياكاري مسموم است و در صنف شما مرسوم. تو را به نمایندگی از صنف بازیگران انتخاب مي كنم که احتمالا الگویشان هستی و نماینده و قبله ی آمال و آرزوهایشان. اسم و عکس تو را اينجا می آورم؛ تو و شماها! با دستمزد هاي نيم ميلياردي الي يك ميلياردي تان! با درک و سواد اندکتان! تو و شمايي كه يك دفعه اوضاع را پس ديديد و افطاری رییس جمهوری را تحریم می کنید که همين یک سال پیش سینه تان را برایش چاک مي دادید! بیچاره رییس جمهوری که طرفدارانش شما بودید... بیچاره رییس جمهوری که هیچ کاره س... بیچاره رییس جمهوری که عده ای زرد و پلنگ مهمانی اش را تحریم می کنند! بیچاره رییس جمهوری که امروز چوب دو سر طلاس... بیچاره مردمی که هنرمندانش شما هستید و رییس جمهورش وابسته به شما... شما استاد خراب كردن ديوارهاي كوتاه هستي! ساختار هنر و زندگی را به گونه ای عوض کردند که امروز وقتی اسم و عکس بازیگران و اظهار نظرهایشان را می بینیم گویی با عده ای اراذل و اوباش مواجه ایم. ارازلي با جيب هايي پر از همان پولهاي شسته شده در ماشين ظرفشويي اقتصاد كثيفي كه شماها از آن ارتزاق مي کنید. کاش شما و همکارانتان دست از اظهار نظرهای بی خردتان بردارید و نقش هایتان را بازی کنید. کاش نهادی برای رسیدگی به دهان شما پیدا می شد. كاش ماشين حساب يا چرتكه اي پيدا مي شد كه تعداد لقمه هايي كه از اين رانت ها به دهان برديد را مي شمرد. خجالت هم چيز خوبی ست. #صاحب_عزاي_مجلس_كيارستمي! #صاحب_عزاي_ملك_مطيعي! #صاحب_عزاي_همه_مجلسهاي_دق_مرگهای_اخير؛ #نوحه_خون_مجالس_مرده_پرستی!
@OmidIranAzad
به حاج قاسمی که نقشش را بازی کردی و دستش را بوسیدی پایدار باش !
رگ گردنت رو باد دادي!چشم سمت چپت را لرزاندي!صدايت را در گلویت انداختي! گوله گوله اشک ریختی! حاج قاسم شدی! حاج کاظم شدی! حاج پرویز شدی! انواع و اقسام حاجی را بازی کردی و رکوردار سیمرغ شدی. روي سن فجر رفتی و از مظلوميت حاتمي كياها گفتي و در همان تلویزیونی که امروز نقدش می کنی نشستی و باد به غبغب انداختي و از آنها دفاع كردي، و ناگهان امروز بالاخواه قیصر و فرمون شدی؛ عجبا! اگر آنها بودند که به هیچ وجه جایی برای شما نبود. حاج پرویز تو باید به حاج قاسمی که در فیلم آخرت نقشش را بازی کردی و پولش را به جیب زدی و دستش را بوسیدی پایدار باشی. دوست نا عزيز! تو نمی توانی به آنها پشت کنی، تو باید به آنها پایبند باشی! جا نزن! هنوز چيزي نشده؛ تو بهترين بازيگر اين سينماي سانسور شده هستي! اما اگر پشیمانی، صادقانه پشیمانی ات را برای مردم رسانه ای کن، چرا که اين رياكاري مسموم است و در صنف شما مرسوم. تو را به نمایندگی از صنف بازیگران انتخاب مي كنم که احتمالا الگویشان هستی و نماینده و قبله ی آمال و آرزوهایشان. اسم و عکس تو را اينجا می آورم؛ تو و شماها! با دستمزد هاي نيم ميلياردي الي يك ميلياردي تان! با درک و سواد اندکتان! تو و شمايي كه يك دفعه اوضاع را پس ديديد و افطاری رییس جمهوری را تحریم می کنید که همين یک سال پیش سینه تان را برایش چاک مي دادید! بیچاره رییس جمهوری که طرفدارانش شما بودید... بیچاره رییس جمهوری که هیچ کاره س... بیچاره رییس جمهوری که عده ای زرد و پلنگ مهمانی اش را تحریم می کنند! بیچاره رییس جمهوری که امروز چوب دو سر طلاس... بیچاره مردمی که هنرمندانش شما هستید و رییس جمهورش وابسته به شما... شما استاد خراب كردن ديوارهاي كوتاه هستي! ساختار هنر و زندگی را به گونه ای عوض کردند که امروز وقتی اسم و عکس بازیگران و اظهار نظرهایشان را می بینیم گویی با عده ای اراذل و اوباش مواجه ایم. ارازلي با جيب هايي پر از همان پولهاي شسته شده در ماشين ظرفشويي اقتصاد كثيفي كه شماها از آن ارتزاق مي کنید. کاش شما و همکارانتان دست از اظهار نظرهای بی خردتان بردارید و نقش هایتان را بازی کنید. کاش نهادی برای رسیدگی به دهان شما پیدا می شد. كاش ماشين حساب يا چرتكه اي پيدا مي شد كه تعداد لقمه هايي كه از اين رانت ها به دهان برديد را مي شمرد. خجالت هم چيز خوبی ست. #صاحب_عزاي_مجلس_كيارستمي! #صاحب_عزاي_ملك_مطيعي! #صاحب_عزاي_همه_مجلسهاي_دق_مرگهای_اخير؛ #نوحه_خون_مجالس_مرده_پرستی!
@OmidIranAzad
.
خانواده تورج نگهبان، شاعر و ترانهسرای فقید و خالق ترانه «ای ایران ایران»، نسبت به اجرای این ترانه بهصورت #نوحه توسط محمود کریمی، مداح حکومتی در حضور رهبر جمهوری اسلامی، اعتراض کردند و این اقدام را «نهایت ریاکاری» خواندند.
خانواده تورج نگهبان بیانیهای صادر کردند که در اسلاید ۲ و ۳ 👉 آمده است. آنان همچنین از زبان این شاعر بلندآوازه نوشتهاند:
\t🎙️ از زبان تورج نگهبان:
من «تورج نگهبان»ام،
شاعری که برای عشق سرود، برای وطن، برای مردم.
نه برای قدرت، نه برای ولیفقیه، نه برای میز و منبر.
شعر من صدای زندگی بود، نه مرثیهی مرگ.
آواز من، فریاد امید بود، نه نوحهای برای بقای یک حکومت پوسیده.
سالها، شما صدای ما را خفه کردید.
ناممان را از کتابها و رسانهها زدودید،
ما را طاغوتی خواندید، بیریشه، بیهویت.
نه فقط ما را، که ایران را حذف کردید از دل مردم،
تا «امت» بسازید از ملت،
تا خاک را با خون خفه کنید،
تا عشق را با ترس عوض کنید.
و حالا… حالا که دیگر فریادی برایتان نمانده،
همان سرودهایی را که لعنت میکردید،
با صدای ناله و نوحه جلوی رهبرتان میخوانید؟
سرودی که برای ایران بود، برای شکوه، برای سربلندی،
حالا در دهان عزادارانتان، به ابزاری سیاسی بدل شده؟
چه وقاحتی!
شما از سرود «ای ایران» چیزی نمیفهمید.
چون شما از ایران چیزی نمیفهمید.
برای شما، نام ایران فقط زمانی معنا دارد
که بتوانید آن را خرج قدرتتان کنید.
من اگر نوشتم،
برای روزی بود که مردم، آزادانه، آواز سر دهند.
نه برای روزی که سرودم را به شیوهی روضه و نوحه
خرج اقتدار ولیفقیه کنند.
من از خاکی آمدم که
شاعر را عزیز میداشت، نه تبعیدی.
موسیقی را جشن میگرفت، نه جرم.
و سرود ملی را، نه برای سیاست،
بلکه برای افتخار میخواند.
این “ای ایران” ایرانِ من نیست.
این تحریف حقیقت است، با لهجهی ریا و ترس.
این ناله، نه صدای ملت، که انعکاس ترس شما از بیداری مردمیست
که روزی دوباره آواز خواهند خواند.
از نام من، از شعر من، از ایران من
سوءاستفاده نکنید.
نه شما شایستهی این شعر هستید،
نه آن رهبرتان وارث این وطن
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@OmidIranAzad
خانواده تورج نگهبان، شاعر و ترانهسرای فقید و خالق ترانه «ای ایران ایران»، نسبت به اجرای این ترانه بهصورت #نوحه توسط محمود کریمی، مداح حکومتی در حضور رهبر جمهوری اسلامی، اعتراض کردند و این اقدام را «نهایت ریاکاری» خواندند.
خانواده تورج نگهبان بیانیهای صادر کردند که در اسلاید ۲ و ۳ 👉 آمده است. آنان همچنین از زبان این شاعر بلندآوازه نوشتهاند:
\t🎙️ از زبان تورج نگهبان:
من «تورج نگهبان»ام،
شاعری که برای عشق سرود، برای وطن، برای مردم.
نه برای قدرت، نه برای ولیفقیه، نه برای میز و منبر.
شعر من صدای زندگی بود، نه مرثیهی مرگ.
آواز من، فریاد امید بود، نه نوحهای برای بقای یک حکومت پوسیده.
سالها، شما صدای ما را خفه کردید.
ناممان را از کتابها و رسانهها زدودید،
ما را طاغوتی خواندید، بیریشه، بیهویت.
نه فقط ما را، که ایران را حذف کردید از دل مردم،
تا «امت» بسازید از ملت،
تا خاک را با خون خفه کنید،
تا عشق را با ترس عوض کنید.
و حالا… حالا که دیگر فریادی برایتان نمانده،
همان سرودهایی را که لعنت میکردید،
با صدای ناله و نوحه جلوی رهبرتان میخوانید؟
سرودی که برای ایران بود، برای شکوه، برای سربلندی،
حالا در دهان عزادارانتان، به ابزاری سیاسی بدل شده؟
چه وقاحتی!
شما از سرود «ای ایران» چیزی نمیفهمید.
چون شما از ایران چیزی نمیفهمید.
برای شما، نام ایران فقط زمانی معنا دارد
که بتوانید آن را خرج قدرتتان کنید.
من اگر نوشتم،
برای روزی بود که مردم، آزادانه، آواز سر دهند.
نه برای روزی که سرودم را به شیوهی روضه و نوحه
خرج اقتدار ولیفقیه کنند.
من از خاکی آمدم که
شاعر را عزیز میداشت، نه تبعیدی.
موسیقی را جشن میگرفت، نه جرم.
و سرود ملی را، نه برای سیاست،
بلکه برای افتخار میخواند.
این “ای ایران” ایرانِ من نیست.
این تحریف حقیقت است، با لهجهی ریا و ترس.
این ناله، نه صدای ملت، که انعکاس ترس شما از بیداری مردمیست
که روزی دوباره آواز خواهند خواند.
از نام من، از شعر من، از ایران من
سوءاستفاده نکنید.
نه شما شایستهی این شعر هستید،
نه آن رهبرتان وارث این وطن
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@OmidIranAzad
👍359❤49👏28😡3😢1