This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴تصاویر حقیقی و برای همگان مناسب نیست.
با کمی دقت میشود دریافت که:
نوع کشتار ۷ اکتبر با ۸و۹ ژانویه چقدر شبیه بهمدیگر هستند.
در هر دوی قربانیان متشکل از کودکان و زنان بسیار و مردان بی دفاع و دست خالی!
در هر دوی اونها قاتلین «الله اکبر» گویان میکشتند!
در هر دوی اونها انگار یک نوع مجوز به کشتارِ وحشیانه ی اعتقادی و برامده از دستورات الهی و فرا قانونی دیده میشود و مهمتر از همه، در هر دو «نوعی قداست به خشونت» و کشتار را میتوان از سوی قاتلین مسلح دید:
در یکسو، «یهودی»، «صهیون» و «اسرائیلی» یا «دشمن» میتواند جای نام و چهرهی انسان را بگیرد، در سوی دیگر، «معاند»، «اغتشاشگر»، «ضدانقلاب» یا «دشمن نظام»، در هر دو مورد، خشونت از «انسانکشی» به «وظیفه» تبدیل میشود.
در هر دو سو با دو جغرافیای متفاوت، قاتل و جنایتکار یکی است، دیدگاهش یکیست و انسان در هر دو منطقِ تبدیل انسان به «دشمنِ مستحق مرگ» به خوبی قابل روئت است.
#7October
#8_9January
🖊️جلال جنتی
#پسرعاقل_نوح
بزودی شرح مفصلی از قیاس و تشابه این دو کشتار را الود خواهیم کرد.
با کمی دقت میشود دریافت که:
نوع کشتار ۷ اکتبر با ۸و۹ ژانویه چقدر شبیه بهمدیگر هستند.
در هر دوی قربانیان متشکل از کودکان و زنان بسیار و مردان بی دفاع و دست خالی!
در هر دوی اونها قاتلین «الله اکبر» گویان میکشتند!
در هر دوی اونها انگار یک نوع مجوز به کشتارِ وحشیانه ی اعتقادی و برامده از دستورات الهی و فرا قانونی دیده میشود و مهمتر از همه، در هر دو «نوعی قداست به خشونت» و کشتار را میتوان از سوی قاتلین مسلح دید:
در یکسو، «یهودی»، «صهیون» و «اسرائیلی» یا «دشمن» میتواند جای نام و چهرهی انسان را بگیرد، در سوی دیگر، «معاند»، «اغتشاشگر»، «ضدانقلاب» یا «دشمن نظام»، در هر دو مورد، خشونت از «انسانکشی» به «وظیفه» تبدیل میشود.
در هر دو سو با دو جغرافیای متفاوت، قاتل و جنایتکار یکی است، دیدگاهش یکیست و انسان در هر دو منطقِ تبدیل انسان به «دشمنِ مستحق مرگ» به خوبی قابل روئت است.
#7October
#8_9January
🖊️جلال جنتی
#پسرعاقل_نوح
بزودی شرح مفصلی از قیاس و تشابه این دو کشتار را الود خواهیم کرد.
😡340👍45💔24😢16❤14🔥3🕊2👎1🙏1🫡1
چه خون جوان ایرانی در خیابانهای میهن،
چه خون کودک و زن اسرائیلی در کیبوتصها و جشنوارهٔ نُوا.
به قلم #پسرعاقل_نوح
این تصاویر کاملا شبیه بهمدیگر، مربوط به یک شهر یا کشور نیست، مربوط به یک زمان مشابه هم نیست، یکی ایران است و یکی اسراییل، یکی #7octobre سال ۲۰۲۳ و دیگری #8_9January در سال ۲۰۲۶ است، اما خونهای بسیار شبیه بهم از جنایتی کاملا برگرفته از یکدیگر و حامی و مجری هر دو یکی با فجایعی #آخرالزمانی!
اما در این بین صدای دو قشر را هرگز نشنیدیم:
۱-چپگرایان
۲-اسلامگرایان
#بخوانید:
ایندو سکوت اتفاقی نیست، سکوت مرگبار جامعهٔ چپگرا(به ویژه چپ ایرانی) مدعی مخالفت با جمهوری اسلامی، در برابر کشتار فاجعهبار و کم نظیر تاریخی #دیخون، یکی از شرمآورترین و عجیبترین صفحات سیاسی تاریخ معاصر ایران است، سکوتی که نه از سر بیخبری، بلکه از سر محاسبهگری پلید و وابستگی پنهان به همان ساختاری برخاست که نیمقرن است خون ملت را میمکد.
این دو سکوت، تصادفی نیست، این دو سکوت، دو روی یک سکهٔ رذالت سیاسی است، جماعتی که در دیماه خونین ایران، کشتار مردم خودی را نادیده گرفت یا توجیه کرد، در ۷ اکتبر نیز دقیقا به همین روش، کشتار غیرنظامیان اسرائیلی را یا انکار کرد یا در سایهٔ شعارهای توخالی «مقاومت» پنهان ساخت.
🔺اما نکته ی مهم اینکه:
در هر دو مورد، اصل واحدی حاکم بود که هرگاه خون با منافع ایدئولوژیک و ارتزاق سیاسیشان در تضاد باشد، خون بیارزش میشود، چه خون جوان ایرانی در خیابانهای آبدانان-کرج و مشهد و رشت، تهران و شاهین شهر و ایذه و ...تمام ایران وچه خون کودک و زن اسرائیلی در کیبوتص ها و جشنوارهٔ نُوا.
این خط مرزی که پیشتر میان ملت ایران و این مدعیان کشیده شده بود، با سکوت در برابر فاجعه ی ۱۸ و ۱۹ دیماه عمیقتر و آشکارتر شد و همان کسانی که در دایرهٔ مفروض «زن، زندگی، آزادی» جمع شده بودند و از جوایز نوبل و ساخاروف ارتزاق میکردند، ناگهان در برابر یکی از واضحترین جنایات علیه بشریت، یا سکوت اختیار کردند یا قلم را در خدمت توجیه قاتلان به کار گرفتند.
این اتفاق حتی تا مرزهای تایید کشتار
ها پیش رفت و اوج شرمساری انها شخصی بنام «اکبر معصوم بیگی» بود که از فرط خوشحالی این کشتار قلم خونینش طاقت نیاورد و از ذوق و مهارت رژیمی گفت که رکورد دار ترور-فساد-کشتار-اعدام-جنایت-ورشکستگی- دزدی و تمام بزه های دنیاست که امروز مورد استقبال این جماعت قرار گرفته.
این رفتار ثابت میکند که بسیاری از این جریانها نه مخالف استبداد، بلکه مخالف هر قدرتی هستند که خارج از دایرهٔ نفوذ ایدئولوژیک خودشان باشد و رژیم جمهوری اسلامی برایشان قابل تحملتر است تا بازگشت یک آلترناتیو ملی و مستقل مانند #پهلوی.
نکته ی نهایی:
بی شک ایران آبستن تحولی بزرگ انهم بزودی است و ما شاهد خواهیم بود این افراد و جوائزشان در رسانه هاییکه کاملا مخالف مردم ایرانند چگونه تلاش خواهند کرد تا رژیم را محفوظ بدارند، اما ملت دیگر فریب این دوگانگیهای ریاکارانه را نخواهد خورد و تلاشهای واپسین شان بیهوده است و فقط باید در تاریخ و حافظه وخرد جمعی ثبت گردد به روز #نورنبرگ دیگر!
سکوت در برابر دیخون و سکوت در برابر ۷ اکتبر، دو سند زنده از بیاعتباری این جماعت است و روزی که آن تحول فرا برسد، نه تنها قاتلان دیخون و حامیان جنایت ۷ اکتبر، بلکه تمام کسانی که با سکوت و توجیه، خون را پایمال کردند، در برابر داوری بیرحم تاریخ و ملت خواهند ایستاد و حقیقت ساده و تلخ آشکار خواهد شد:
اینان هرگز با ملت ایران نبودند
اینان هرگز حامی بشر نبودند
اینان هرگز انسان نبودند!
چه خون کودک و زن اسرائیلی در کیبوتصها و جشنوارهٔ نُوا.
به قلم #پسرعاقل_نوح
این تصاویر کاملا شبیه بهمدیگر، مربوط به یک شهر یا کشور نیست، مربوط به یک زمان مشابه هم نیست، یکی ایران است و یکی اسراییل، یکی #7octobre سال ۲۰۲۳ و دیگری #8_9January در سال ۲۰۲۶ است، اما خونهای بسیار شبیه بهم از جنایتی کاملا برگرفته از یکدیگر و حامی و مجری هر دو یکی با فجایعی #آخرالزمانی!
اما در این بین صدای دو قشر را هرگز نشنیدیم:
۱-چپگرایان
۲-اسلامگرایان
#بخوانید:
ایندو سکوت اتفاقی نیست، سکوت مرگبار جامعهٔ چپگرا(به ویژه چپ ایرانی) مدعی مخالفت با جمهوری اسلامی، در برابر کشتار فاجعهبار و کم نظیر تاریخی #دیخون، یکی از شرمآورترین و عجیبترین صفحات سیاسی تاریخ معاصر ایران است، سکوتی که نه از سر بیخبری، بلکه از سر محاسبهگری پلید و وابستگی پنهان به همان ساختاری برخاست که نیمقرن است خون ملت را میمکد.
این دو سکوت، تصادفی نیست، این دو سکوت، دو روی یک سکهٔ رذالت سیاسی است، جماعتی که در دیماه خونین ایران، کشتار مردم خودی را نادیده گرفت یا توجیه کرد، در ۷ اکتبر نیز دقیقا به همین روش، کشتار غیرنظامیان اسرائیلی را یا انکار کرد یا در سایهٔ شعارهای توخالی «مقاومت» پنهان ساخت.
🔺اما نکته ی مهم اینکه:
در هر دو مورد، اصل واحدی حاکم بود که هرگاه خون با منافع ایدئولوژیک و ارتزاق سیاسیشان در تضاد باشد، خون بیارزش میشود، چه خون جوان ایرانی در خیابانهای آبدانان-کرج و مشهد و رشت، تهران و شاهین شهر و ایذه و ...تمام ایران وچه خون کودک و زن اسرائیلی در کیبوتص ها و جشنوارهٔ نُوا.
این خط مرزی که پیشتر میان ملت ایران و این مدعیان کشیده شده بود، با سکوت در برابر فاجعه ی ۱۸ و ۱۹ دیماه عمیقتر و آشکارتر شد و همان کسانی که در دایرهٔ مفروض «زن، زندگی، آزادی» جمع شده بودند و از جوایز نوبل و ساخاروف ارتزاق میکردند، ناگهان در برابر یکی از واضحترین جنایات علیه بشریت، یا سکوت اختیار کردند یا قلم را در خدمت توجیه قاتلان به کار گرفتند.
این اتفاق حتی تا مرزهای تایید کشتار
ها پیش رفت و اوج شرمساری انها شخصی بنام «اکبر معصوم بیگی» بود که از فرط خوشحالی این کشتار قلم خونینش طاقت نیاورد و از ذوق و مهارت رژیمی گفت که رکورد دار ترور-فساد-کشتار-اعدام-جنایت-ورشکستگی- دزدی و تمام بزه های دنیاست که امروز مورد استقبال این جماعت قرار گرفته.
این رفتار ثابت میکند که بسیاری از این جریانها نه مخالف استبداد، بلکه مخالف هر قدرتی هستند که خارج از دایرهٔ نفوذ ایدئولوژیک خودشان باشد و رژیم جمهوری اسلامی برایشان قابل تحملتر است تا بازگشت یک آلترناتیو ملی و مستقل مانند #پهلوی.
نکته ی نهایی:
بی شک ایران آبستن تحولی بزرگ انهم بزودی است و ما شاهد خواهیم بود این افراد و جوائزشان در رسانه هاییکه کاملا مخالف مردم ایرانند چگونه تلاش خواهند کرد تا رژیم را محفوظ بدارند، اما ملت دیگر فریب این دوگانگیهای ریاکارانه را نخواهد خورد و تلاشهای واپسین شان بیهوده است و فقط باید در تاریخ و حافظه وخرد جمعی ثبت گردد به روز #نورنبرگ دیگر!
سکوت در برابر دیخون و سکوت در برابر ۷ اکتبر، دو سند زنده از بیاعتباری این جماعت است و روزی که آن تحول فرا برسد، نه تنها قاتلان دیخون و حامیان جنایت ۷ اکتبر، بلکه تمام کسانی که با سکوت و توجیه، خون را پایمال کردند، در برابر داوری بیرحم تاریخ و ملت خواهند ایستاد و حقیقت ساده و تلخ آشکار خواهد شد:
اینان هرگز با ملت ایران نبودند
اینان هرگز حامی بشر نبودند
اینان هرگز انسان نبودند!
😢207💔81👌47❤30👍7😡4💯2👏1😁1