🔴جعل و تحریف مقدسات آیین یارسان در راستای ملت سازی پانکردی.
🔹در طول تاریخ کشورمان به دلیل نبود صنعت چاپ متون ایرانی با دگرگونی های گسترده ای روبه رو بودند که حتی دیوان اشعار شاعران نامور ایران چون فردوسی و حافظ و سعدی نیز از آن بی گزند نمانده و کاتبان و خطاطان با دست بردن در اشعار آنها را به دلخواه خود در تحریف میکردند.
🔹یکی از بزرگترین قربانیان این ماجرا شاهنامه فردوسی بزرگ است که حتی در صحت انتساب برخی بیت ها به فردوسی جای تردید است.
🔹ادبیات چشمگیر #گورانی نیز از گزند تحریف ها و دستکاری ها در امان نمانده چنانچه نویسندگان کرد گرا نیز به این تحریف ها معترف هستند. بخش بزرگ و مهمی از ادبیات گورانی کتب مقدس آیین یارسان است که #دفتر خوانده میشود و به صورت شعر نوشته شده است.
🔹این متون گاه دستخوش تحریف های عامدانه یا سهوی گردآوران و بازنویسانی بوده که مطالبی را به سلیقه خود افزوده اند.
🔹در خاورمیانه دین ابراز مهمی برای تعریف هویت است به گونه ای که میان دو امپراتوری صفویه و عثمانی که برای مشروعیت دادن به حکومتهای خود از ابزار دین بهره بردند خط خونینی کشیده شده است.
🔹 در طول تاریخ همواره کردهای شیعه روابط نزدیک تری نسبت به کردهای سنی با حکومت مرکزی داشتند و بارها برای سرکوب شورش های ایلات سنی مذهب کرد از کردهای شیعه استفاده میشد.
🔹 با آغاز موج ناسیونالیسم جدید کردها نیز بر موج ملی گرایی قومی سوار شدند و در خاورمیانه ای که دین ابزار است برای مشروعیت و هویت بخشی به ناسیونالیسم کردی به دنبال دینی گشتند که که با دو قدرت سنتی خاورمیانه متفاوت باشد و اینگونه بود که نگاه قوم گرایان کرد به دو آتنیک مذهبی یارسان ها و ایزدی ها جلب شد آن هم در حالی که ایزدی ها در قلمرو خلافت عثمانی بارها به دست کردهای سنی کشتار شده بودند ولی شرایط یارسانی ها به دلیل آنکه جزوی از یک یک ملت حقیقی بودند با وجود فشارهای حکومت های مذهبی تراژیک نشد.
🔹در این دوران پیروان آیین یارسان یا بنا به گفته خود دفاتر مقدس (آیین یاری) در نوار غربی ایران دست بالا را داشتند ولی این مذهب منحصر با کردها نبوده بلکه در میان آذری ها، لرها، لک ها، فارس زبانان پیروان چشمگیری داشته و دارد.
🔹اکنون جریان های پانکرد با آوردن اشعاری از دفاتر بزرگان یارسان که از لک تا گوران و هورامی خود را کُرد خطاب میکنند به دنبال مشروعیت بخشی به هویت کُردی به عنوانی هویتی جدا از هویت ایرانی و تشکیل کردستان بزرگ هستند.
🔹به راستی چرا از سوی این عارفان و درویشان که با مباحث قومی و نژادی و زبانی بی توجه بودند چنین تاکیدی بر کرد بودن دیده میشود و قوم گرایان آیین یارسان را یک آیینکوردی میخوانند!؟
🔹مگر دین میتواند متعلق به یک قومیت و ملیت یا نژاد خاص باشد آن هم در حالی که خود یارسانی ها بر جهانی بودن این آیین تاکید داشته و حتی در این باره از بزرگان این آیین شاهد میآوردند چنانچه امامان شیعه چون چون علی و حسین عرب نژاد هستند و از سویی دیگر زرتشت پیامبر و سیاوش و کاوه و کیخسرو و سایر پهلوانان اساطیری ایرانی نژاد شخصیت های مقدسی برای یارسان هستند، همچنین نمیتوان عیسی و موسی را از این آیین حذف کرد همچنان که داوود و بابایادگار و سلطان سهاک از پیران یارسان شمرده میشوند.
🔹امروز در حالی جریان پانکردیسم از تصاحب زرتشت و مزدائیسم صرف نظر کرده که میترائیسم را آیین کردهای باستان و دشمن زرتشت فارسی معرفی میکند و همزمان ساسانیان که زرتشتیان متعصبی بودند را کرد میداند!
🔹در حالی که یارسان را به زرتشت مربوط میکردند اکنون دین آن را بازمانده میترائیسم می خوانند! چگونه میتواند زرتشت، کیخسرو، علی، حسین، عیسی و... را از این دین گرفت و بسیاری از باور های ادیان غیر ایرانی از جمله بودایی و مسیحت را از آن تصفیه کرد که بتوان از آن آیین کردی درآورد و همزمان باورمندان به این آیین از سوی هم قوم و تباران خود از تبعیض سیستماتیک رنج ببرند؟!
🔹متاسفانه برخی جریانهای مذهبی با علی الهی خواندن یارسانیان بر تنور داغ تفرقه می دمد حال آنکه اگر یارسانی ها در جامعه ای مسیحی یا زرتشتی بودند اکنون مسیح الهی یا زرتشت الهی خوانده میشدند چرا که به دلیل قرار گرفتن در جامعه شیعه به وجه مشترکی که پیروان هر دو دین را به یکدیگر نزدیک و متحد میکند تاکید میکنند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🔹در طول تاریخ کشورمان به دلیل نبود صنعت چاپ متون ایرانی با دگرگونی های گسترده ای روبه رو بودند که حتی دیوان اشعار شاعران نامور ایران چون فردوسی و حافظ و سعدی نیز از آن بی گزند نمانده و کاتبان و خطاطان با دست بردن در اشعار آنها را به دلخواه خود در تحریف میکردند.
🔹یکی از بزرگترین قربانیان این ماجرا شاهنامه فردوسی بزرگ است که حتی در صحت انتساب برخی بیت ها به فردوسی جای تردید است.
🔹ادبیات چشمگیر #گورانی نیز از گزند تحریف ها و دستکاری ها در امان نمانده چنانچه نویسندگان کرد گرا نیز به این تحریف ها معترف هستند. بخش بزرگ و مهمی از ادبیات گورانی کتب مقدس آیین یارسان است که #دفتر خوانده میشود و به صورت شعر نوشته شده است.
🔹این متون گاه دستخوش تحریف های عامدانه یا سهوی گردآوران و بازنویسانی بوده که مطالبی را به سلیقه خود افزوده اند.
🔹در خاورمیانه دین ابراز مهمی برای تعریف هویت است به گونه ای که میان دو امپراتوری صفویه و عثمانی که برای مشروعیت دادن به حکومتهای خود از ابزار دین بهره بردند خط خونینی کشیده شده است.
🔹 در طول تاریخ همواره کردهای شیعه روابط نزدیک تری نسبت به کردهای سنی با حکومت مرکزی داشتند و بارها برای سرکوب شورش های ایلات سنی مذهب کرد از کردهای شیعه استفاده میشد.
🔹 با آغاز موج ناسیونالیسم جدید کردها نیز بر موج ملی گرایی قومی سوار شدند و در خاورمیانه ای که دین ابزار است برای مشروعیت و هویت بخشی به ناسیونالیسم کردی به دنبال دینی گشتند که که با دو قدرت سنتی خاورمیانه متفاوت باشد و اینگونه بود که نگاه قوم گرایان کرد به دو آتنیک مذهبی یارسان ها و ایزدی ها جلب شد آن هم در حالی که ایزدی ها در قلمرو خلافت عثمانی بارها به دست کردهای سنی کشتار شده بودند ولی شرایط یارسانی ها به دلیل آنکه جزوی از یک یک ملت حقیقی بودند با وجود فشارهای حکومت های مذهبی تراژیک نشد.
🔹در این دوران پیروان آیین یارسان یا بنا به گفته خود دفاتر مقدس (آیین یاری) در نوار غربی ایران دست بالا را داشتند ولی این مذهب منحصر با کردها نبوده بلکه در میان آذری ها، لرها، لک ها، فارس زبانان پیروان چشمگیری داشته و دارد.
🔹اکنون جریان های پانکرد با آوردن اشعاری از دفاتر بزرگان یارسان که از لک تا گوران و هورامی خود را کُرد خطاب میکنند به دنبال مشروعیت بخشی به هویت کُردی به عنوانی هویتی جدا از هویت ایرانی و تشکیل کردستان بزرگ هستند.
🔹به راستی چرا از سوی این عارفان و درویشان که با مباحث قومی و نژادی و زبانی بی توجه بودند چنین تاکیدی بر کرد بودن دیده میشود و قوم گرایان آیین یارسان را یک آیین
🔹مگر دین میتواند متعلق به یک قومیت و ملیت یا نژاد خاص باشد آن هم در حالی که خود یارسانی ها بر جهانی بودن این آیین تاکید داشته و حتی در این باره از بزرگان این آیین شاهد میآوردند چنانچه امامان شیعه چون چون علی و حسین عرب نژاد هستند و از سویی دیگر زرتشت پیامبر و سیاوش و کاوه و کیخسرو و سایر پهلوانان اساطیری ایرانی نژاد شخصیت های مقدسی برای یارسان هستند، همچنین نمیتوان عیسی و موسی را از این آیین حذف کرد همچنان که داوود و بابایادگار و سلطان سهاک از پیران یارسان شمرده میشوند.
🔹امروز در حالی جریان پانکردیسم از تصاحب زرتشت و مزدائیسم صرف نظر کرده که میترائیسم را آیین کردهای باستان و دشمن زرتشت فارسی معرفی میکند و همزمان ساسانیان که زرتشتیان متعصبی بودند را کرد میداند!
🔹در حالی که یارسان را به زرتشت مربوط میکردند اکنون دین آن را بازمانده میترائیسم می خوانند! چگونه میتواند زرتشت، کیخسرو، علی، حسین، عیسی و... را از این دین گرفت و بسیاری از باور های ادیان غیر ایرانی از جمله بودایی و مسیحت را از آن تصفیه کرد که بتوان از آن آیین کردی درآورد و همزمان باورمندان به این آیین از سوی هم قوم و تباران خود از تبعیض سیستماتیک رنج ببرند؟!
🔹متاسفانه برخی جریانهای مذهبی با علی الهی خواندن یارسانیان بر تنور داغ تفرقه می دمد حال آنکه اگر یارسانی ها در جامعه ای مسیحی یا زرتشتی بودند اکنون مسیح الهی یا زرتشت الهی خوانده میشدند چرا که به دلیل قرار گرفتن در جامعه شیعه به وجه مشترکی که پیروان هر دو دین را به یکدیگر نزدیک و متحد میکند تاکید میکنند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🔴ابیات جعلی منسوب به شاخوشین
🔹 «ئه سلم ژه کورد نسلم ژه کورد، بابم کورده،نسلم ژه کورد»
🔹این ابیات به حضرت شاخوشین، یکی از رهبران نخستین یارسان که در قرن چهارم هجری می زیسته است؛ نسبت داده میشود وی در میان یارسان از والا ترین پیران است و نخستین کسی است که دورهٔ کامل را دارد.
🔹 بنا بر باور یارسانیان و آنچه در مهم ترین دفتر یارسان یعنی نامه سرانجام آمده است شاه خوشین همانند حضرت عیسی از مادری باکره بنام مامه جلاله زاده شد، بندی مشهور از زبان شاه خوشین وجود دارد که بر باکره بودن مادرش اشاره میکند:
«سوار نیم، سواران سرآیند، غلامانیم غلامان خداوند ،ای کور باطنان با ما میاورید گزند، جلاله بکرن، شهنشاه فرزند»
🔹اگر حضرت شاخوشین بنا بر گفته خود و باور یارسانیان که در طول چندین سده نسل به نسل منتقل شده از مادری باکره زاده شده پس چگونه میتواند پدری کرد داشته باشد غیر از آنکه چنین شعری اساسا جعلی و در راستای تحریف آیین یارسان و در جهت ساخت آیین و ملیت کردی است؟!
🔹نکته دیگر تاکید بر کرد بودن است که برای عرفا و دراویشی که برای قومیت، ملیت و نژاد اهمیتی قائل نیستند عجیب است.
🔹 یارسانیان معتقد هستند افرادی از سراسر دنیا از هند گرفته تا مناطق غربی جهان آن روز بنا بر حق جویی به سرچشمه این آیین در ایران آمده و وارد حلقه یارسانیان شدند که نشان میدهد نژاد و زبان برای بزرگان آن مهم نبوده است و اینگونه است که در یارسان کلام های ترکی و فارسی و گورانی وجود دارد که پیروانش آنها را در مراسم خود به صورت دسته جمعی میخوانند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🔹 «ئه سلم ژه کورد نسلم ژه کورد، بابم کورده،نسلم ژه کورد»
🔹این ابیات به حضرت شاخوشین، یکی از رهبران نخستین یارسان که در قرن چهارم هجری می زیسته است؛ نسبت داده میشود وی در میان یارسان از والا ترین پیران است و نخستین کسی است که دورهٔ کامل را دارد.
🔹 بنا بر باور یارسانیان و آنچه در مهم ترین دفتر یارسان یعنی نامه سرانجام آمده است شاه خوشین همانند حضرت عیسی از مادری باکره بنام مامه جلاله زاده شد، بندی مشهور از زبان شاه خوشین وجود دارد که بر باکره بودن مادرش اشاره میکند:
«سوار نیم، سواران سرآیند، غلامانیم غلامان خداوند ،ای کور باطنان با ما میاورید گزند، جلاله بکرن، شهنشاه فرزند»
🔹اگر حضرت شاخوشین بنا بر گفته خود و باور یارسانیان که در طول چندین سده نسل به نسل منتقل شده از مادری باکره زاده شده پس چگونه میتواند پدری کرد داشته باشد غیر از آنکه چنین شعری اساسا جعلی و در راستای تحریف آیین یارسان و در جهت ساخت آیین و ملیت کردی است؟!
🔹نکته دیگر تاکید بر کرد بودن است که برای عرفا و دراویشی که برای قومیت، ملیت و نژاد اهمیتی قائل نیستند عجیب است.
🔹 یارسانیان معتقد هستند افرادی از سراسر دنیا از هند گرفته تا مناطق غربی جهان آن روز بنا بر حق جویی به سرچشمه این آیین در ایران آمده و وارد حلقه یارسانیان شدند که نشان میدهد نژاد و زبان برای بزرگان آن مهم نبوده است و اینگونه است که در یارسان کلام های ترکی و فارسی و گورانی وجود دارد که پیروانش آنها را در مراسم خود به صورت دسته جمعی میخوانند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴جستاری درباره انکار فارسی زبانان در کرمانشاه.
🔹پاسخی به ادعاهای آقای اردشیر کشاورز درباره پیشنه دویست ساله فارسی کرمانشاهی
🔹این پست و پست بعدی از کانال #ایرانبانان_کرد کپی شده است و از آنجایی که نظر ما هم با ایشان یکی است؛ تمام جستار را بدون کم و کسر آورده ایم.
لینک پست ها را به صورت جداگانه آورده میشود.
@PN_KFP
🔹پاسخی به ادعاهای آقای اردشیر کشاورز درباره پیشنه دویست ساله فارسی کرمانشاهی
🔹این پست و پست بعدی از کانال #ایرانبانان_کرد کپی شده است و از آنجایی که نظر ما هم با ایشان یکی است؛ تمام جستار را بدون کم و کسر آورده ایم.
لینک پست ها را به صورت جداگانه آورده میشود.
@PN_KFP
🔴تکاپوی علی جوانمردی برای پشتیبانی از مجاهدین خلق.
🔹آقای علی جوانمردی در تازه ترین تزهایش انتقاد به گروهک مجاهدین خلق را تخریب و مخالف دموکراسی نامید!
🔹 نخست آنکه کارنامه مجاهدین به قدری خراب است که نیازی به تخریب نیست دوم آنکه در هیچ کشور دموکراتی اشخاص و گروه های خائن که دوشادوش دشمنان بیگانه علیه کشور جنگیده اند جایگاهی در آینده کشور ندارند و تلاش های امثال جوانمردی برای سرپا کردن جنازه متعفن مجاهدین سودی ندارد البته یادمان هست خود ایشان عضو پیشین گروهک دموکرات بوده اند و باید به هم نان قرض بدهند بالاخره ننگ آنها ننگ جوانمردی هم هست!
🔹سوم، پانکردها باید کلاهشان را بالاتر بیندازند در حالی که عراق از سرکوب شورش کردهای عراق ناتوان بود به یاری مجاهدین طومار آن ها را در هم پیچید و اعضای این سازمان در کشتار انفال هم برادری خود را به صدام ثابت کردند این جاست که میبینیم پان های قومی در درجه نخست دشمن خود این اقوام هستند نمونه روشن آن گروه های پانکرد هستند که به خاطر سودجویی های شخصی و دشمنی کورکورانه با ایران از همدستی و همراهی با دشمنان کرد ابایی ندارند.
🔹 چهارم، این جاسوس معلوم الحال میگوید: اگر از اقوام بدت میاد، از کسانی که میگویند ملیت های ایران، بهش رای نده! یعنی هر کس که به ملت واحد ایران باور دارد و اقوام را به عنوان ملیت ها به رسمیت نمیشناسد پس از اقوام بدش میآید و دشمن آنهاست! در حالی که شرط نخست مشارکت در آینده ایران، باور به یگانگی ملت ایران و یکپارچگی سرزمینی کشور است.
🔹حدود یک ماه پیش بود که ایشان با همین سطح فکری لگد زنان و جیغ کشان مهملات تحریف شده ای درباره قوانین مشروطه خواند (آن هم چه خواندنی که حتی نمیتوانست یک متن از پیش نوشته شده را درست و بی غلط بخواند!) چگونه آن تخریب نبود و بازخوانی کارنامه مجاهدین تخریب است؟!
#ایرانبانان_کرد
https://t.me/PN_KFP/6325
🔹آقای علی جوانمردی در تازه ترین تزهایش انتقاد به گروهک مجاهدین خلق را تخریب و مخالف دموکراسی نامید!
🔹 نخست آنکه کارنامه مجاهدین به قدری خراب است که نیازی به تخریب نیست دوم آنکه در هیچ کشور دموکراتی اشخاص و گروه های خائن که دوشادوش دشمنان بیگانه علیه کشور جنگیده اند جایگاهی در آینده کشور ندارند و تلاش های امثال جوانمردی برای سرپا کردن جنازه متعفن مجاهدین سودی ندارد البته یادمان هست خود ایشان عضو پیشین گروهک دموکرات بوده اند و باید به هم نان قرض بدهند بالاخره ننگ آنها ننگ جوانمردی هم هست!
🔹سوم، پانکردها باید کلاهشان را بالاتر بیندازند در حالی که عراق از سرکوب شورش کردهای عراق ناتوان بود به یاری مجاهدین طومار آن ها را در هم پیچید و اعضای این سازمان در کشتار انفال هم برادری خود را به صدام ثابت کردند این جاست که میبینیم پان های قومی در درجه نخست دشمن خود این اقوام هستند نمونه روشن آن گروه های پانکرد هستند که به خاطر سودجویی های شخصی و دشمنی کورکورانه با ایران از همدستی و همراهی با دشمنان کرد ابایی ندارند.
🔹 چهارم، این جاسوس معلوم الحال میگوید: اگر از اقوام بدت میاد، از کسانی که میگویند ملیت های ایران، بهش رای نده! یعنی هر کس که به ملت واحد ایران باور دارد و اقوام را به عنوان ملیت ها به رسمیت نمیشناسد پس از اقوام بدش میآید و دشمن آنهاست! در حالی که شرط نخست مشارکت در آینده ایران، باور به یگانگی ملت ایران و یکپارچگی سرزمینی کشور است.
🔹حدود یک ماه پیش بود که ایشان با همین سطح فکری لگد زنان و جیغ کشان مهملات تحریف شده ای درباره قوانین مشروطه خواند (آن هم چه خواندنی که حتی نمیتوانست یک متن از پیش نوشته شده را درست و بی غلط بخواند!) چگونه آن تخریب نبود و بازخوانی کارنامه مجاهدین تخریب است؟!
#ایرانبانان_کرد
https://t.me/PN_KFP/6325
Telegram
پاسارگاد نیوز KFP
🔴 جدیدترین کشف علمی آقای جوانمردی: جدایی خواهی؛ تجزیه طلبی نیست.
#علی_تجزیه
@PN_KFP
#علی_تجزیه
@PN_KFP
🔴یادی از جاوید نام سرلشگر احمد زنگنه
🔹جاوید نام سرلشگر احمد زنگنه از مردان میهن پرست ولی گمنام این سرزمین است.
🔹وی اهل کرمانشاه و از مردم ایل کرد زنگنه از ایلات مشهور ایران است که در طول پانصد سال اخیر سرچشمه خدمات بسیاری برای کشور و عامل آبادانی و سازندگی کرمانشاه بوده اند.
🔹سرتیپ زنگنه در آذربایجان از شهریور ۱۳۲۰ تا دی ماه ۱۳۲۵ در زمان تشکیل حکومت فرقه دموکرات آذربایجان فرمانده تیپ بود و در زمان اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم فرمانده پادگان ارومیه بود و شجاعانه در برابر فداییان کمونیست فرقه دموکرات آذربایجان که قصد جداسازی آذربایجان از ایران را داشتند جنگید.
🔹سخنان کوتاه سرلشکر زنگنه در دیباچه کتاب خاطراتش که با هدف هشدار و آگاهی بخشی به جوانان ایرانی بیان شده هنوز هم تازه و بی نقص است.
سرلشکر زنگنه به عنوان کسی که با تجزیه طلبان آذربایجان جنگیده درمورد فرجام جدایی خواهان و خائنان به ملک و ملت میگوید:
🔹(در عمر تاریخی کشور ما سوانح بسیار روی داده است که این مهد مدنیت باستان را به لب پرتگاه سقوط قرار داده و گاهی استیلای بیگانه روی آثار روشن عظمت دیرین ایران پرده سیاه افکنده است. در جریان حوادث غم انگیز ایران بیگانه همواره کوشیده است از همکاری افرادی ناخلف از فرزندان کشور بهره برداری کند. این عده که هستی خود را باین آب و خاک و ملت مدیون بوده اند به امید انجام وعده های پوچ بیگانه یا به تحریک حسن جاه طلبی و شهوت مقام چنان آلت دست بیگانگان قرار گرفته اند که از خائنانه ترین عمل یعنی تجزیه کشور خودداری نکرده اند، ولی خیلی زود به سزای خیانت خود رسیده اند، یا بیگانه این فریب خوردگان را که مانند پلی جهت رسیدن به مقصود او بوده اند به دور ریخته اند یا ملت ایران ساحت مملکت را از وجود آنان پاک کرده است)
🔹باشد که ما جوانان این مرز و بوم پند پیشینیان را سرلوحه زندگی قرار داده و از چنین دلیر مردانی درس میهن پرستی بیاموزیم چرا که پیشرفت و سروری میهن جز با مهر و تلاش و احساس مسئولیت نسبت به میهن و هم میهن با دست نمیآید.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🔹جاوید نام سرلشگر احمد زنگنه از مردان میهن پرست ولی گمنام این سرزمین است.
🔹وی اهل کرمانشاه و از مردم ایل کرد زنگنه از ایلات مشهور ایران است که در طول پانصد سال اخیر سرچشمه خدمات بسیاری برای کشور و عامل آبادانی و سازندگی کرمانشاه بوده اند.
🔹سرتیپ زنگنه در آذربایجان از شهریور ۱۳۲۰ تا دی ماه ۱۳۲۵ در زمان تشکیل حکومت فرقه دموکرات آذربایجان فرمانده تیپ بود و در زمان اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم فرمانده پادگان ارومیه بود و شجاعانه در برابر فداییان کمونیست فرقه دموکرات آذربایجان که قصد جداسازی آذربایجان از ایران را داشتند جنگید.
🔹سخنان کوتاه سرلشکر زنگنه در دیباچه کتاب خاطراتش که با هدف هشدار و آگاهی بخشی به جوانان ایرانی بیان شده هنوز هم تازه و بی نقص است.
سرلشکر زنگنه به عنوان کسی که با تجزیه طلبان آذربایجان جنگیده درمورد فرجام جدایی خواهان و خائنان به ملک و ملت میگوید:
🔹(در عمر تاریخی کشور ما سوانح بسیار روی داده است که این مهد مدنیت باستان را به لب پرتگاه سقوط قرار داده و گاهی استیلای بیگانه روی آثار روشن عظمت دیرین ایران پرده سیاه افکنده است. در جریان حوادث غم انگیز ایران بیگانه همواره کوشیده است از همکاری افرادی ناخلف از فرزندان کشور بهره برداری کند. این عده که هستی خود را باین آب و خاک و ملت مدیون بوده اند به امید انجام وعده های پوچ بیگانه یا به تحریک حسن جاه طلبی و شهوت مقام چنان آلت دست بیگانگان قرار گرفته اند که از خائنانه ترین عمل یعنی تجزیه کشور خودداری نکرده اند، ولی خیلی زود به سزای خیانت خود رسیده اند، یا بیگانه این فریب خوردگان را که مانند پلی جهت رسیدن به مقصود او بوده اند به دور ریخته اند یا ملت ایران ساحت مملکت را از وجود آنان پاک کرده است)
🔹باشد که ما جوانان این مرز و بوم پند پیشینیان را سرلوحه زندگی قرار داده و از چنین دلیر مردانی درس میهن پرستی بیاموزیم چرا که پیشرفت و سروری میهن جز با مهر و تلاش و احساس مسئولیت نسبت به میهن و هم میهن با دست نمیآید.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🏴پاسارگاد نیوز KFP🏴
🔴 کتاب وحشت در سقز دیدگاه یک بازرگان کرد از سالهای آشوبگری سمکو شکاک. 🔹کتاب وحشت در سقز، خاطرات مصطفی تیمورزاده تاجر کُرد اهل سقز از حوادث جنگ جهانی نخست تا زمان برقراری آرامش و همبستگی در کشور با تلاش های رضاخان سردارسپه است که به کوشش شهباز محسنی در نشر…
🔹نویسنده که سال ها خودسری و ویرانگری و ستم عشایر و رهبران قوم گرا را تجربه نموده بود در وصف حاکم تازه سقز که او نیز یک کرد منسوب به حکومت مرکزی بود میگوید:
🔹آقای حاج سردار مکرم شخصی بود متمدن، متدین و متواضع، دارای حسن نیت و اخلاق و جز خدمت به دولت و رفاه ملت هدفی نداشت. رسم منحوس استبداد را که گلیم و لحاف و لوازم را که از مردم برای مامورین به اجبار اخذ میکردند برداشت و ملغی نمود. سورانه را هم که از داماد و عروس میگرفتند برداشت. مردم را به ادای فرائض پنجگانه مجبور و مکلف نمود، تعلیم نماز را در مساجد دستور داد. دست سارق را مطابق امر الهی قطع مینمود و از ظلم و اجحاف سارقین جلوگیری مینمود. عملیات حسنه این شخص بی شمار است و شرح آن را اگر تماما به رشته تحریر دراورم از مطالب اصلی کتاب دور خواهم شد.(برگه ۱۱۴)
🔹بله این تفاوت یک ساختار شهری و قانونمند با ساختار ایلی و طایفه ایست که برخی قصد خوب جلوه دادنش را دارند و آدمکشان و چپاولگران و متجاوزان را قهرمان میخوانند.
🔹در پایان او درمورد وضعیت عشایر بانه و مکریان و سیاست دولت در قبال ایشان میگوید:
🔹عشایر کرد عموما متواری در کوه های مرتفع و مستحکم قرار گرفتند. طبق نظر وزارت جنگ از طرف دولت عفو عمومی به تمام ایران اعلام گردید، بدیهی است اگر دولت از متمردین صرف نظر و اغماض نمیکرد، می بایست ثلث مردم ایران را قلع و قمع مینمود و یا اینکه آنان در صحرای سرگردانی و بدبختی حیات فانی را در بیغوله ها وداع نمایند. این اولین نظر درخشان ذات مقدس ناجی مملکت بود. تمامی عشایر به جاهای خود مراجعت نموده مشغول زندگی شدند، ولی خوانین بانه اعمال خود را در مقابل عفو عمومی باعث شرمندگی و ترس دیده تصمیم گرفتند نزد آقای شیخ محمود سلیمانیه متحصن شوند. ( ب ۱۱۵)
🔹این روایت یک شهروند و بازرگان کرد از سیاست دولت در قبال خوانین و عشایر یاغی و ستمکار است که همه چیز را به چشم خود دیده، اکنون آن را با روایت نویسندگان امروزی که سخن از نسلکشی ها و جنایت های حکومت به هدف محو هویت قومی مردم گفته میشود بسنجید.
🔹شاید به نظر ما که آن سالهای پر آشوب را تجربه نکرده ایم تعریف و تمجید های مصطفی تیمور زاده از سردار سپه زیاده از حد به نظر برسد ولی برای درک بهتر باید کتاب وی را خواند که چگونه قوای بیگانه سقز را چپاول نمود و سپس نوبت عشایر فرصت طلب بود تا شیرازه هستی مردم سقز را از هم پاشیده و جان و مال و نوامیس مردم کرد را به یغما ببرند تا سرانجام قوای ایران به رهبری سردار سپه مانند نور در این تاریکی محض تابیدن گرفت و مایه آن سرور و شادی غیر قابل وصفی باشد که در گزاره های این کتاب جلوه گر میشود.
🔹نکته دیگر خاستگاه طبقاتی و اجتماعی مصطفی تیمور زاده است، زنده یاد تیمور زاده یک بازرگان و از طبقه با سواد و شهری کرد است،او یک عنصر ایلیاتی نیست و اساس گذران زندگی او بر مبادلات تجاری است که لازمه آن نظم و آرامش و و راه های ارتباطی امن است. برای گذران زندگی این طبقه باید دولتی قدرتمند این شرایط را فراهم نموده و به فراخور زمانه آن را با اسباب مدرن تامین کند به دلیل همین سبک زندگی و خاستگاه اجتماعی است که وی از آنچه استقلال اکراد میخواند با تحقیر و تمسخر و به درستی با نام غارت یاد میکند و به همین دلیل آنچه شادروان تیمورزاده میگوید از آنچه نویسندگان ایل چی دوره کنونی میگویند بسیار متفاوت است. بیش از نود سال از فتنه سمکو گذشته است ولی با این وجود نویسندگان ایلچی دهه کنونی به جای برنویی که به زور از اجداد آنها گرفته شده و سوادی که به اجبار به آنها آموخته شده برای انتقام از مدرنیته قلم به دست گرفته اند و علیه دولت مدرن یاوه میبافند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP
🔹آقای حاج سردار مکرم شخصی بود متمدن، متدین و متواضع، دارای حسن نیت و اخلاق و جز خدمت به دولت و رفاه ملت هدفی نداشت. رسم منحوس استبداد را که گلیم و لحاف و لوازم را که از مردم برای مامورین به اجبار اخذ میکردند برداشت و ملغی نمود. سورانه را هم که از داماد و عروس میگرفتند برداشت. مردم را به ادای فرائض پنجگانه مجبور و مکلف نمود، تعلیم نماز را در مساجد دستور داد. دست سارق را مطابق امر الهی قطع مینمود و از ظلم و اجحاف سارقین جلوگیری مینمود. عملیات حسنه این شخص بی شمار است و شرح آن را اگر تماما به رشته تحریر دراورم از مطالب اصلی کتاب دور خواهم شد.(برگه ۱۱۴)
🔹بله این تفاوت یک ساختار شهری و قانونمند با ساختار ایلی و طایفه ایست که برخی قصد خوب جلوه دادنش را دارند و آدمکشان و چپاولگران و متجاوزان را قهرمان میخوانند.
🔹در پایان او درمورد وضعیت عشایر بانه و مکریان و سیاست دولت در قبال ایشان میگوید:
🔹عشایر کرد عموما متواری در کوه های مرتفع و مستحکم قرار گرفتند. طبق نظر وزارت جنگ از طرف دولت عفو عمومی به تمام ایران اعلام گردید، بدیهی است اگر دولت از متمردین صرف نظر و اغماض نمیکرد، می بایست ثلث مردم ایران را قلع و قمع مینمود و یا اینکه آنان در صحرای سرگردانی و بدبختی حیات فانی را در بیغوله ها وداع نمایند. این اولین نظر درخشان ذات مقدس ناجی مملکت بود. تمامی عشایر به جاهای خود مراجعت نموده مشغول زندگی شدند، ولی خوانین بانه اعمال خود را در مقابل عفو عمومی باعث شرمندگی و ترس دیده تصمیم گرفتند نزد آقای شیخ محمود سلیمانیه متحصن شوند. ( ب ۱۱۵)
🔹این روایت یک شهروند و بازرگان کرد از سیاست دولت در قبال خوانین و عشایر یاغی و ستمکار است که همه چیز را به چشم خود دیده، اکنون آن را با روایت نویسندگان امروزی که سخن از نسلکشی ها و جنایت های حکومت به هدف محو هویت قومی مردم گفته میشود بسنجید.
🔹شاید به نظر ما که آن سالهای پر آشوب را تجربه نکرده ایم تعریف و تمجید های مصطفی تیمور زاده از سردار سپه زیاده از حد به نظر برسد ولی برای درک بهتر باید کتاب وی را خواند که چگونه قوای بیگانه سقز را چپاول نمود و سپس نوبت عشایر فرصت طلب بود تا شیرازه هستی مردم سقز را از هم پاشیده و جان و مال و نوامیس مردم کرد را به یغما ببرند تا سرانجام قوای ایران به رهبری سردار سپه مانند نور در این تاریکی محض تابیدن گرفت و مایه آن سرور و شادی غیر قابل وصفی باشد که در گزاره های این کتاب جلوه گر میشود.
🔹نکته دیگر خاستگاه طبقاتی و اجتماعی مصطفی تیمور زاده است، زنده یاد تیمور زاده یک بازرگان و از طبقه با سواد و شهری کرد است،او یک عنصر ایلیاتی نیست و اساس گذران زندگی او بر مبادلات تجاری است که لازمه آن نظم و آرامش و و راه های ارتباطی امن است. برای گذران زندگی این طبقه باید دولتی قدرتمند این شرایط را فراهم نموده و به فراخور زمانه آن را با اسباب مدرن تامین کند به دلیل همین سبک زندگی و خاستگاه اجتماعی است که وی از آنچه استقلال اکراد میخواند با تحقیر و تمسخر و به درستی با نام غارت یاد میکند و به همین دلیل آنچه شادروان تیمورزاده میگوید از آنچه نویسندگان ایل چی دوره کنونی میگویند بسیار متفاوت است. بیش از نود سال از فتنه سمکو گذشته است ولی با این وجود نویسندگان ایلچی دهه کنونی به جای برنویی که به زور از اجداد آنها گرفته شده و سوادی که به اجبار به آنها آموخته شده برای انتقام از مدرنیته قلم به دست گرفته اند و علیه دولت مدرن یاوه میبافند.
#ایرانبانان_کرد
@PN_KFP