🔴 کریمخان زند هرگز به کسی باج نمیداد!
🔹میگویند وقتی میخواست سفیر عثمانی را بپذیرد، اطرافیان او نصیحتش میکردند که جامههای نو خود را بپوش و خود را آراسته کن و پای خود را دراز مکن، اما هنگام این دیدار، کریم خان یک پای خود را دراز کرد، تنبان مندرسی به پا نمود که سر کاسه زانوی آن پاره و استرش نمودار شد! او مدتها سفیر را نمیپذیرفت. میگفت: اگر با ما کاری دارد ما با او کاری نداریم!
#بدانیم
@PN_KFP
🔹میگویند وقتی میخواست سفیر عثمانی را بپذیرد، اطرافیان او نصیحتش میکردند که جامههای نو خود را بپوش و خود را آراسته کن و پای خود را دراز مکن، اما هنگام این دیدار، کریم خان یک پای خود را دراز کرد، تنبان مندرسی به پا نمود که سر کاسه زانوی آن پاره و استرش نمودار شد! او مدتها سفیر را نمیپذیرفت. میگفت: اگر با ما کاری دارد ما با او کاری نداریم!
#بدانیم
@PN_KFP
🔴ابن المقفع" که بود؟
🔹فیلسوف ایرانی بود که توسط خلفای عباسی حاكم بر ايران ، تكه تكه شد ." ابن المقفع" نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد" روزبه "بوده است .نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره (فيروز آباد كنوني) بوده است . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه ، سيرت انوشيروان ، خداي نامه ، كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود. بعضی از مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر ( آتشكده اي )عبور مي كرد و به زبان بلند شعري خواند:.
اي خانه ی مهر گر شدم از تو برون
با چشمي اشكبار و قلبي پر خون
سوگند به خاك درت اي درگه مهر
تن بردم و دل نهادم آنجا به درون
🔹اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران، سفیان بن یزدی بن المهلب بن ابی صفره والی بصره طبق دستور منصور دوانقی خلیفه عباسی، خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دستش را بريدند و سپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند.
🔹اين بزرگ مرد ايران، در سال ۱۴۳ هجري در سن ۳۶ سالگی تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است ابن مقفع به خوبی می دانست که انقراض یک قوم به مغلوبیت سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنای آن مترادف با نیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخلاق و عادات و یادگارهای باستانی آن است، بنابراین از روی ذوق شخصی آنچه توانست از کتاب های ایران قدیم را که دارای این زیبایی ها بود از طریق نقل و ترجمه از زبان و خط پهلوی به عربی از انقراض نجات داد و منظور و هدف عالی او از این کار آن بود که هم مسلمین غیر عرب را به حشمت و شوکت ایران قدیم آشنا کند و هم ایرانیان مسلمان را به یاد آداب اجداد با فر و جاه خود بیندازد.
#بدانیم
#جنایات_تازیان
#به_مناسبت_محرم
#اطلاعات_عمومی
#ایرانی_باشیم
@PN_KFP
🔹فیلسوف ایرانی بود که توسط خلفای عباسی حاكم بر ايران ، تكه تكه شد ." ابن المقفع" نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد" روزبه "بوده است .نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره (فيروز آباد كنوني) بوده است . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه ، سيرت انوشيروان ، خداي نامه ، كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود. بعضی از مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر ( آتشكده اي )عبور مي كرد و به زبان بلند شعري خواند:.
اي خانه ی مهر گر شدم از تو برون
با چشمي اشكبار و قلبي پر خون
سوگند به خاك درت اي درگه مهر
تن بردم و دل نهادم آنجا به درون
🔹اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران، سفیان بن یزدی بن المهلب بن ابی صفره والی بصره طبق دستور منصور دوانقی خلیفه عباسی، خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دستش را بريدند و سپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند.
🔹اين بزرگ مرد ايران، در سال ۱۴۳ هجري در سن ۳۶ سالگی تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است ابن مقفع به خوبی می دانست که انقراض یک قوم به مغلوبیت سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنای آن مترادف با نیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخلاق و عادات و یادگارهای باستانی آن است، بنابراین از روی ذوق شخصی آنچه توانست از کتاب های ایران قدیم را که دارای این زیبایی ها بود از طریق نقل و ترجمه از زبان و خط پهلوی به عربی از انقراض نجات داد و منظور و هدف عالی او از این کار آن بود که هم مسلمین غیر عرب را به حشمت و شوکت ایران قدیم آشنا کند و هم ایرانیان مسلمان را به یاد آداب اجداد با فر و جاه خود بیندازد.
#بدانیم
#جنایات_تازیان
#به_مناسبت_محرم
#اطلاعات_عمومی
#ایرانی_باشیم
@PN_KFP
📌در متن های کهن باستانی جغد را "هو مورو" می خواندند یعنی پرنده دانا؛ در کتاب های قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد.
🔹اما شومی جغد، بعد از ورود تازیان به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ چون خوراک این پرنده، سوسمار ، بزمجه ، مار ، مارمولک و موش بود، یعنی خوراک تازیان را می خوردند؛ پس تازیان، آن را پرنده ای شوم می دانستند و می دانند.
🔹در کتاب اوستا از جغد با نام "اشوزشت " یاد شده یعنی : فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
#بدانیم
@PN_KFP
🔹اما شومی جغد، بعد از ورود تازیان به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ چون خوراک این پرنده، سوسمار ، بزمجه ، مار ، مارمولک و موش بود، یعنی خوراک تازیان را می خوردند؛ پس تازیان، آن را پرنده ای شوم می دانستند و می دانند.
🔹در کتاب اوستا از جغد با نام "اشوزشت " یاد شده یعنی : فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
#بدانیم
@PN_KFP
👍116❤23👏3