This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 نیک نام ترین با کمالترین با عرضه ترین مهربا نترین جنتلمن ترین خوشتیپ ترین مرد جهان ،#محمد_رضاشاه_پهلوی
روح پر فتوحتان شاد پدر تاجدار
#ننگ_بر_فتنه_۵٧
@PN_KFP
روح پر فتوحتان شاد پدر تاجدار
#ننگ_بر_فتنه_۵٧
@PN_KFP
👍112❤39❤🔥5🔥2
«بنسلمان و بازخوانی راه شاهنشاه ایران: خیانت و سنگ اندازی چپ و مهار اسلامگرایی و نیروهای واگرا درسایه الگوی پهلوی درشبهجزیره»
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟!
«چشمانداز 2030» عربستان را از یک کشور صرفاً نفتی، به یک قدرت اقتصادی و فرهنگی با تکیه بر فناوری، گردشگری و آزادسازی نسبی اجتماعی تبدیل میکند.
هدف نه بازی خامنهای درباره اعراب است نه انکار مدیریت و رفاهی که اعراب با تصمیمات صحیح برای ملت خویش ارمغان آوردهاند.
اما تفاوت مهم در زمینه تاریخی و فرهنگی است
ایران پیش از انقلاب مشروطه و صفویه سپس عصر پهلوی سابقهی نوسازی داشته، درحالیکه عربستان یک دولت نوپای قبیلهای است که تازه به سمت نوسازی رفته.
زمینه های تاریخی و فرهنگی و موقعیت جغرافیایی چهار فصل از ایران بهشتی برای سرمایه گذاری و پیشرفت و هاب اصلی برای توسعه منطقه ای میسازد.
از همین روست که طرح مارشال خاورمیانه علاوه بر جلوگیری از نفوذ چین در خاورمیانه نیم نگاهی جدی به ایران آینده دارد.
بازگشت پادشاهی در ایران نهتنها بازی را برای نظم موجود منطقهای برهم میزند، بلکه میتواند پروژههایی چون «بنسلمانیسم» را نیز در سایه قرار دهد.
شاهنشاهی ایران، چه از منظر نمادین و چه واقعی،یادآور تمدنی مستقل، مدرن و تأثیرگذارست.
برای همین، هم اسلامگرایان سنی،رژیمهای عربی و هم بلوک غرب، بهطور ضمنی با احیای آن مخالفاند و طالب گفتگو، هرچند مخالفت را علنی نکنند.
درتاریخ خاورمیانه،رهبران متعددی تلاش کردهاند کشورهای خود را بسوی مدرنیزاسیون
و پیشرفت اقتصادی هدایت کنند.
#محمد_رضاشاه_پهلوی در دهه 50 و محمد بن سلمان در دهه 2020، هردوبا تکیه بر درآمدهای نفتی ،برنامههای بزرگی برای نوسازی کشور خود ارائه کردند. بررسی شباهتها و تفاوتهای دو برنامه و نیزموانع سیاسی و اجتماعی پیشروی آنها،بویژه ازسوی نیروهای چپ و اسلامگرا
میتواند ما را در ادامه طرحهایی چون #پروژه_شکوفایی_ایران یاری دهد.
هرچند که طرحهای کشورهای عربی درشیوه اجرا تفاوت دارد که شاهنشاه ایران هرگز حاضر به تن دادن به آنها نبود اما از الگو برداری خصوصا عربستان از طرح های پیشرفت و آبادانی شاهنشاه خصوصا انقلاب سفید و برنامه توسعه چهارم و پنجم خصوصا ششم نمیتوان غافل ماند.
برنامههای توسعه محور برای ایجادارزش افزوده از طرحهای پیشگام شاه بودکه توسعه سیاسی را همانطور که شاهنشاه در سخنرانی خود میگوید بدنبال داشت و برنامه ریزی برای آن را تسهیل میکرد، دیدیم توسعه سیاسی بدون کامل شدن برنامه های توسعه اقتصادی در ایران به
فاجعه ۵٧ منجرب شد.
بگفته داریوش شفا برادر مرحوم شجاعالدین شفا
از برنامه ریزان دربار پهلوی طی ۲۰ سال بالغ بر ۳۰ هزار پروژه بزرگ عمرانی و رفاهی در ایران صورت گرفت.
برای نمونه
برنامه عمرانی ششم (1356–1361) بلندپروازانهترین برنامه توسعهای ایران در دوران پهلوی دوم بود، که شورش 1357
آنرا ناتمام گذاشت.
نقطه پایانی طرحهایی که ایران را هم به توسعه اقتصادی و هم توسعه سیاسی میرساند
طبق منابع فقط برنامه ششم شامل بیش از 4,300 پروژه عمرانی از توسعه زیرساختها:
شامل راهسازی، توسعه بنادر، فرودگاهها، راهآهن وشبکه حملونقل. تا آب و کشاورزی و سدسازی، آبیاری، زهکشی و
نوسازی روستاها.که مانع مهاجرتهای ادعایی
چپها میشد تا بهداشت و درمان در دسترس و ساخت بیمارستانها، درمانگاهها، خانههای بهداشت.
احداث مدارس، دانشگاهها، مراکز فنیحرفهای.
توسعه شهرهای جدید،مسکن کمدرآمدها.توسعه پالایشگاهها، نیروگاهها،صنایع سنگین.
رفاه اجتماعی گسترش پوشش بیمه
ایجاد مراکز رفاهی و خدماتی.
اماهدف برنامه ششم برای نمونه
تبدیل ایران به یک قدرت صنعتی در خاورمیانه
تحقق «تمدن بزرگ» با ایجاد طبقه متوسط گسترده چیزی که جمهوری اسلامی بکلی آنرا نابود کرد، کاهش وابستگی به نفت از طریق تنوعبخشی اقتصادی بود.
شاه با جهش قیمت نفت در دهه 70، طرحهای
.بزرگی را کلید زد.
ازمهمترین این طرحها میتوان به
پروژههای صنعتی و زیرساختی:
احداث کارخانههای فولاد، پتروشیمی، سیمان، و راهآهنهای جدید.
پیشرفت در حوزه آموزش عالی:
تأسیس دانشگاه صنعتی آریامهر، توسعه دانشگاه تهران و اعزام دهها هزار دانشجو به اروپا و آمریکا.
سرمایهگذاری در انرژی نوین:
ساخت نیروگاه هستهای بوشهر با همکاری آلمان غربی.
پروژههای انرژی خورشیدی در اصفهان و شیراز، که شامل استفاده از صفحات خورشیدی برای گرمکردن آب و تولید انرژی بود.
2⃣ عضویت در طرحهای بینالمللی تحقیقاتی درباره انرژی خورشیدی.
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟!
«چشمانداز 2030» عربستان را از یک کشور صرفاً نفتی، به یک قدرت اقتصادی و فرهنگی با تکیه بر فناوری، گردشگری و آزادسازی نسبی اجتماعی تبدیل میکند.
هدف نه بازی خامنهای درباره اعراب است نه انکار مدیریت و رفاهی که اعراب با تصمیمات صحیح برای ملت خویش ارمغان آوردهاند.
اما تفاوت مهم در زمینه تاریخی و فرهنگی است
ایران پیش از انقلاب مشروطه و صفویه سپس عصر پهلوی سابقهی نوسازی داشته، درحالیکه عربستان یک دولت نوپای قبیلهای است که تازه به سمت نوسازی رفته.
زمینه های تاریخی و فرهنگی و موقعیت جغرافیایی چهار فصل از ایران بهشتی برای سرمایه گذاری و پیشرفت و هاب اصلی برای توسعه منطقه ای میسازد.
از همین روست که طرح مارشال خاورمیانه علاوه بر جلوگیری از نفوذ چین در خاورمیانه نیم نگاهی جدی به ایران آینده دارد.
بازگشت پادشاهی در ایران نهتنها بازی را برای نظم موجود منطقهای برهم میزند، بلکه میتواند پروژههایی چون «بنسلمانیسم» را نیز در سایه قرار دهد.
شاهنشاهی ایران، چه از منظر نمادین و چه واقعی،یادآور تمدنی مستقل، مدرن و تأثیرگذارست.
برای همین، هم اسلامگرایان سنی،رژیمهای عربی و هم بلوک غرب، بهطور ضمنی با احیای آن مخالفاند و طالب گفتگو، هرچند مخالفت را علنی نکنند.
درتاریخ خاورمیانه،رهبران متعددی تلاش کردهاند کشورهای خود را بسوی مدرنیزاسیون
و پیشرفت اقتصادی هدایت کنند.
#محمد_رضاشاه_پهلوی در دهه 50 و محمد بن سلمان در دهه 2020، هردوبا تکیه بر درآمدهای نفتی ،برنامههای بزرگی برای نوسازی کشور خود ارائه کردند. بررسی شباهتها و تفاوتهای دو برنامه و نیزموانع سیاسی و اجتماعی پیشروی آنها،بویژه ازسوی نیروهای چپ و اسلامگرا
میتواند ما را در ادامه طرحهایی چون #پروژه_شکوفایی_ایران یاری دهد.
هرچند که طرحهای کشورهای عربی درشیوه اجرا تفاوت دارد که شاهنشاه ایران هرگز حاضر به تن دادن به آنها نبود اما از الگو برداری خصوصا عربستان از طرح های پیشرفت و آبادانی شاهنشاه خصوصا انقلاب سفید و برنامه توسعه چهارم و پنجم خصوصا ششم نمیتوان غافل ماند.
برنامههای توسعه محور برای ایجادارزش افزوده از طرحهای پیشگام شاه بودکه توسعه سیاسی را همانطور که شاهنشاه در سخنرانی خود میگوید بدنبال داشت و برنامه ریزی برای آن را تسهیل میکرد، دیدیم توسعه سیاسی بدون کامل شدن برنامه های توسعه اقتصادی در ایران به
فاجعه ۵٧ منجرب شد.
بگفته داریوش شفا برادر مرحوم شجاعالدین شفا
از برنامه ریزان دربار پهلوی طی ۲۰ سال بالغ بر ۳۰ هزار پروژه بزرگ عمرانی و رفاهی در ایران صورت گرفت.
برای نمونه
برنامه عمرانی ششم (1356–1361) بلندپروازانهترین برنامه توسعهای ایران در دوران پهلوی دوم بود، که شورش 1357
آنرا ناتمام گذاشت.
نقطه پایانی طرحهایی که ایران را هم به توسعه اقتصادی و هم توسعه سیاسی میرساند
طبق منابع فقط برنامه ششم شامل بیش از 4,300 پروژه عمرانی از توسعه زیرساختها:
شامل راهسازی، توسعه بنادر، فرودگاهها، راهآهن وشبکه حملونقل. تا آب و کشاورزی و سدسازی، آبیاری، زهکشی و
نوسازی روستاها.که مانع مهاجرتهای ادعایی
چپها میشد تا بهداشت و درمان در دسترس و ساخت بیمارستانها، درمانگاهها، خانههای بهداشت.
احداث مدارس، دانشگاهها، مراکز فنیحرفهای.
توسعه شهرهای جدید،مسکن کمدرآمدها.توسعه پالایشگاهها، نیروگاهها،صنایع سنگین.
رفاه اجتماعی گسترش پوشش بیمه
ایجاد مراکز رفاهی و خدماتی.
اماهدف برنامه ششم برای نمونه
تبدیل ایران به یک قدرت صنعتی در خاورمیانه
تحقق «تمدن بزرگ» با ایجاد طبقه متوسط گسترده چیزی که جمهوری اسلامی بکلی آنرا نابود کرد، کاهش وابستگی به نفت از طریق تنوعبخشی اقتصادی بود.
شاه با جهش قیمت نفت در دهه 70، طرحهای
.بزرگی را کلید زد.
ازمهمترین این طرحها میتوان به
پروژههای صنعتی و زیرساختی:
احداث کارخانههای فولاد، پتروشیمی، سیمان، و راهآهنهای جدید.
پیشرفت در حوزه آموزش عالی:
تأسیس دانشگاه صنعتی آریامهر، توسعه دانشگاه تهران و اعزام دهها هزار دانشجو به اروپا و آمریکا.
سرمایهگذاری در انرژی نوین:
ساخت نیروگاه هستهای بوشهر با همکاری آلمان غربی.
پروژههای انرژی خورشیدی در اصفهان و شیراز، که شامل استفاده از صفحات خورشیدی برای گرمکردن آب و تولید انرژی بود.
2⃣ عضویت در طرحهای بینالمللی تحقیقاتی درباره انرژی خورشیدی.
👏90👍21😢5❤3