Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
🗯 حیدربابا، دنیا یالان دنیا دی
سلیمان‌دان، نوح‌دان قالان دنیا دی
اوغول دوغان، درده‌سالان دنیا دی

هر کیمیسه هر نه وئریب، الیبدی
افلاطون‌دان بیر قوری آد قالیبدی

✅ حیدربابا، دنیا، دنیای دروغین است
از سلیمان و نوح این دنیا مونده
بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا

به هر کی هر چی داده ازش گرفته
از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده

🔹 شهریار 🔹

@philosophycafe
🖋 در حرفه‌ام به عنوان یک روان‌پزشک، دو دلبستگی عمدۀ جداگانه ولی موازی داشته‌ام: گروه‌درمانی و درمان اگزیستانسیال. ...
گروه‌درمانی بر نظریۀ بین‌فردی بنیان گذاشته شده و بر این فرض استوار است که افراد در دام نومیدی می‌افتند چون نمی‌توانند روابطی دیرپا، معنی‌دار و حمایت‌گر با دیگران برقرار کنند. پس درمان، در مسیرِ کاوشِ علتِ کژراهه رفتنِ تلاشِ بیمار برای برقراری ارتباط با دیگران هدایت می‌شود. گروه، عرصۀ آرمانی چنین بررسی‌هایی‌ست زیرا با قدرتمندی تمام بر شیوۀ ارتباط اعضا با یکدیگر تمرکز می‌کند. مسئله این نیست که اعضا پس از پایان گروه، آشنایی و دوستی با یکدیگر را ادامه می‌دهند. این اتفاق نادر است. مسئله این است که گروه، نمونۀ کوچکی از جامعه است یعنی مشکلاتی که فرد در روابطش دارد، با گذشت زمان، بی‌چون‌وچرا در این‌جا و اکنونِ گروه تکرار می‌شود. پس وقتی سرپرستان گروه بر رابطۀ میان اعضا تمرکز می‌کنند، در واقع به مشکلات موجود در روابط مهم زندگی اعضا توجه می‌کنند. فرض و تلاش سرپرستان بر این است که اعضا آن‌چه را که در گروه آموخته‌اند به موقعیت‌های مختلف زندگی تعمیم دهند.

📚 از مؤخرۀ رمان «درمان شوپنهاور»، نوشتۀ اروین یالوم 📚

@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
آدم های زیادی منتظرند تا به دستان من کشته شوند.
— مازیار 🦋

"There are many people waiting to be killed by my hands."
— Maziyar 🦋
Birth Of Venus Illegitima
Therion
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
کاش می‌داشتی آنچه را که در کلامت جاریست...
— مازیار 🦋

"Wish you've had what you are saying..."
— Maziyar 🦋
Forwarded from Sadra MZ
‏"در نگاه ماکس مولر (زبا‌ن‌شناس آلمانی قرن ۱۹)، اسطوره نه تبدیل شکل تاریخ به صورت یک داستان افسانه‌ای است و نه افسانه‌ای است که به عنوان تاریخ پذیرفته شده باشد.
آن‌چه را که ما اسطوره می‌خوانیم، برای او چیزی است موکول و مشروط به وساطت زبان. هر گونه دلالت زبانی لزوما ایهام‌انگیز است و در این ایهام و هم‌ریشگی واژه‌ها، سرچشمه‌ی تمامی اسطوره‌ها نهفته است.
برای مثال در افسانه‌ی دیوکالیون و پیرها پس از آن‌که زئوس آن‌ها را از طوفان نابودگر نوع بشر وارهاند، نیاکان یک نژاد جدید بشر شدند. بدین‌سان که ایشان سنگ‌هایی را از روی زمین برداشتند ‏و آن‌ها را از بالای شانه‌های‌شان روی زمین انداختند و این سنگ‌ها در همان‌جا که به زمین انداخته شده بودند به صورت انسان درآمدند.
پیدایش انسان بدین‌گونه از سنگ به راستی بی‌معنا و با هر تفسیری ناسازگار به نظر می‌آید. اما اگر به یاد آوریم که انسان‌ها و سنگ‌ها در زبان یونانی با نام‌هایی هم‌صدا و یا دست‌کم همانند به زبان آورده می‌شوند و واژه‌هایی هم‌واک‌اند، آیا این قضیه بی‌درگ روشن نمی‌شود؟
درواقع اسطوره، لبه‌ی تاریکی است که زبان بر اندیشه می‌افکند و این سایه هرگز ناپدید نخواهد شد مگر آن‌که زبان و اندیشه هم‌طراز شوند. امری که هرگز رخ نخواهد داد."

[از کتاب زبان و اسطوره، نوشته‌ی ارنست کاسیرر]
🖋 از نظر زیست‌شناسان و روان‌شناسان، تفاوت‌های جنسیتی، اغلب مهم و جالب توجه بوده‌اند. برای مثال، این تفاوت‌ها در حوزۀ تحقیقاتی روان‌شناسی اجتماعی محوریت دارند. در نتیجه، مطالعات فمنیستی اولیه بدون توجه به جایگاه زنان در علم و تکنولوژی، عمدتاً توجه خود را به پرسش‌هایی دربارۀ ساخت علمی جنسیت مصروف می‌داشتند و خصوصاً به مطالعات زیست‌شناسان در خصوص امور جنسی و جنسیت توجه نشان می‌دادند. ... بسیاری از مؤثرترین منتقدان زیست‌شناسی، خود، زیست‌شناس بودند و تحقیقات همکاران‌شان را با هدف بهبود کیفیت تحقیقات خودشان به چالش می‌کشیدند.
برای مثال، کتاب «افسانۀ جنسیت» نوشتۀ آنه فاستو استرلینگ (1985) حمله‌ای همه‌جانبه به تحقیقات در زمینۀ تفاوت‌های جنسی زنان و مردان است. این اثر تلاش می‌کند پیش‌فرض‌های ضعیف و نتیجه‌گیری‌های ناموجهی را آشکار سازد تا نشان دهد که چگونه تحقیقات زیست‌شناسی در درک سیاق‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند رفتارهای جنسیتی را تولید کنند، ناموفق هستند و نیز سعی دارد چارچوب ایدئولوژیکی را که از تحقیقات در خصوص تفاوت جنسی پشتیبانی می‌کند، به چالش بکشد.

📚 از کتاب «مقدمه‌ای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو

@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Everyone has the right to kill, or to employ a killer."
— Maziyar 🦋
“The gods offer no rewards for intellect. There was never one yet that showed any interest in it...”
― Mark Twain

«خدایان هیچ پاداشی برای خِرد نمی دهند. هرگز تا به حال خدایی نبوده که به آن علاقه ای نشان داده باشد….»

مارک تواین

به نقل از کانال موسسه تاریخ متون

@PhilosophyCafe❄️
🗯 جهان سوم نه یک واقعیت، بلکه یک ایدئولوژی یا وهم است. آفریقا، آسیا، آمریکای جنوبی -این‌ها واقعیت هستند. اگر حالا این منطقه‌ها را با اروپا و آمریکا مقایسه کنید، می‌توانید دربارۀ آن‌ها -ولی فقط از این منظر- بگویید که آن‌ها توسعه‌نیافته‌اند، و می‌توانید از این رو با اطمینان بگویید که این یک مخرج مشترک مهم بین این کشورهاست. با این حال، شما چیزهای بی‌شماری را نادیده می‌گیرید که بین این‌ها مشترک نیستند، و این واقعیت که آن‌چه در آن مشترک‌اند فقط تضادی است که با جهان دیگر وجود دارد؛ که یعنی ایدۀ توسعه نیافتگی به منزلۀ عامل مهم، یک پیشداوری اروپایی-آمریکایی است.

🔹 بخشی از سخنان هانا آرنت در گفتگو با آدلبرت رایف 🔹

@philosophycafe
In other words, the laws and theories of science do not tell us what we should do, but what we should abstain from doing. Science does not prescribe, but it proscribes. The plain truth is that the engineer or the technologist uses scientific knowledge in order to diagnose, to control, and to eliminate errors in his initiatives, not to generate these initiatives. Science has a critical function, not a constructive one.

Miller, D. (2009, August 10). Putting Science to Work. Inaugural lecture in a Weekly Series Organized by the Faculty of Engineering of the National University of Colombia.

@PhilosophyCafe ♨️
زندگی سراسر قاعده است.کوچکترین قاعده شاید این باشد که هر چند ساعت باید مدفوع کنیم و بزرگترین قاعده شاید این باشد که در زندگی باید آدم موفقی باشیم.من به شخصه هیچ وقت نتوانستم خودم را با هیچ قاعده ی نسبتا مهمی تطبیق بدم و نتیجتا ترم پیش تمام درس هایم را افتادم و حتی یک دوست هم ندارم.
گاهی فکر میکنم اساسا زندگی برای یک انسان بی قاعده طراحی نشده.
#کوهیار
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"People think I am an antisocial because I don't join their discussions. But the truth is, they don't understand what I say and I don't give a fuck what they are talking about."
— Maziyar 🦋