Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Philosophy Cafe ♨️
فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است. — ژان پل سارتر @PhilosophyCafe 🦋
چیزی که نمیدانیم چیست و تا به حال بر هیچ کس عیان نشده(حقیقت)حرف زدن ازش بیهوده است.
Philosophy Cafe ♨️
چیزی که نمیدانیم چیست و تا به حال بر هیچ کس عیان نشده(حقیقت)حرف زدن ازش بیهوده است.
زیستنِ شناور یا جست‌و‌جوگر؟
یکی نامطلوب‌ و دیگری آسان‌تر است.
— مازیار 🦋
تنها اشتباه زندگی من این بود که جاخالی ندادم و به تخمک ها خوردم.
#کوهیار
درب را گشودم, بيرون مملو از نجاست بود ،شمايل و بويش پشيمانم کرد و آن را ببستم، حال بويش به درون خانه ماندگار است...

#MArefArab

@PhilosophyCafe💩
ما را هیچ کس نمی فهمد و این است سرچشمه ی اعتبار ما.
نیچه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#CrashCourse
#کرش‌_کورس

⁉️ تشخص(Personhood) یعنی چه؟ چه چیزی باعث می‌شود که انسان را یک شخص بدانیم؟ آیا یک جنین یک شخصیت به شمار می‌رود؟ آیا سامانتا -هوش مصنوعی فیلم HER- یک شخصیت است؟ این ویدئو ما را در پاسخ به این سوالات کمک خواهد کرد.


————————
🆔: @ethics_technology
❇️: @philsharif
🔸🔸🔸

چو خویشتن نتواند که مِی‌ خورد قاضی
ضرورتست که بر دیگران بگیرد سخت

که گفت پیرزن از میوه می‌کند پرهیز؟
دروغ گفت که دستش نمی‌رسد به درخت...

#سعدی

@PhilosophyCafe
Forwarded from Arman Khademi
«هدف عشق این است که عاشق، یک شخص خاص را بر مسندی فوق‌العاده رفیع بنشاند و خویشتن را بر مبنای آن شخص، از نو مجسم سازد، مفری از گمنامی جهان اخلاقی کانتی بیافریند و در جهانی ببالد که هر دو با هم ساخته‌اند.»
از مجموعه مقالات "درباره عشق" از "آرش نراقی"
مقاله فضیلت عشق «اروتیک»
🗯 یکی از مسائلی که در رابطه با نظریۀ ولایت فقیه مطرحه، اینه که ارتباط اندیشمندان جامعه با ولی فقیه چطوری باید باشه. آیا اندیشمندان و متفکران، توی حوزه‌ای که تخصص خودشونه، هم باید پیرو دستورات ولی فقیه باشن یا این‌که می‌تونن به گونۀ دیگه‌ای اقدام کنن؟ سعید زیباکلام (استاد فلسفه دانشگاه تهران)، خاطره‌ای تعریف میکنه که مرتبط با این موضوعه. فارغ از درست یا غلط بودن نظر زیباکلام، این خاطره هم میتونه برای موافقان نظریه ولایت فقیه جالب باشه و هم مخالفان. مخالف توی این خاطره با نگاه یه انسانی که خودشو "مکتبی" و "انقلابی" و پیرو ولی فقیه میدونه، آشنا میشه که کمتر توی جامعه چنین نگاهی مطرح شده. موافق توی این خاطره میتونه تعبیری از عبارت "آتش به اختیار" رو متوجه شه.

🗯 تابستون 1360 بود. میرحسین موسوی تازه پست وزارت امور خارجه رو برعهده گرفت. زیباکلام که اون دوران تو سفارت ایران توی فیلیپین، مشغول به کار بود، میره پیش موسوی تا ببینه آیا حکمش سرجاشه یا باید جایگاهشو تحویل بده. این دو نفر از قبل انقلاب همدیگه رو میشناختن. موسوی به زیباکلام میگه الان که کشور توی جنگ به سر میبره، فیلیپین، جزو اولویت‌های نظام نیست. یه سری کشورهایی رو اسم میبره و میگه که این ‌جاها برای مملکت مهم‌تره. به زیباکلام پیشنهاد میده که به یکی از این کشورها بره.

🗯 زیباکلام از بین گزینه‌های موجود، چین رو انتخاب میکنه. چون از قبل در مورد چین، کار تحقیقاتی کرده بود و تا حدود خوبی با این کشور آشنا بود. موسوی استقبال میکنه از انتخاب زیباکلام. اما زیباکلام برای رفتن به چین، یه شرط میذاره. شرطش اینه: "من هر سلاحی، به غیر از سلاح اتمی از چین وارد میکنم. اما به یک شرط. هر کسی در داخل کشور میخواد در مورد چین، توی تربیون رسمی، اظهار نظر کنه، باید با من هماهنگ بشه". موسوی میپرسه چرا. زیباکلام میگه "من تو چین با مذاکراتم میخوام یه زمینهایی رو کار بکنم، کشت بکنم، شخم بزنم، میخوام یه نتیجه‌ای بگیرم؛ یه مرتبه با یه سخنرانی توی خطبۀ نماز جمعه یا سخنرانی وزیری، نمایندۀ مجلسی یا هر چی؛ اون وقت کل رشته‌ها پنبه میشه".

🗯 موسوی پاسخ میده که وضعیت کشور طوری نیست که چنین شرطی عملی باشه. نمیشه بابت هر اظهارنظری با مسئول سفارت توی چین، هماهنگ شد. زیباکلام میگه اگه وضعیت اینطوره، پس اونم قبول نمیکنه که به چین بره. موسوی جا میخوره. به زیباکلام میگه "من دارم به عنوان نمایندۀ ولی فقیه بهت دستور میدم که بری چین." زیباکلام برمیگرده و میگه "بر من حرامه که در این زمینه از ولی فقیه، شما که جای خود داری، تقلید کنم."

نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
🖋 با کوششی که در ارائۀ این مطالعۀ روانشناسی و توجیه آسیب‌شناسی روانی و خصوصیات ویژۀ اسیران اردوگاه کار اجباری نمودم، ممکن است این تصور را در ذهن شما ایجاد کرده باشم که بشر کاملاً به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر تحت تأثیر محیط خویش واقع می‌شود (البته در این مورد محیط، محیط منحصر به فرد زندان است که زندانی را وا‌می‌داشت، رفتارش را با الگوی پذیرفته‌شده‌ای تطبیق دهد.). پس آزادی بشر چه می‌شود؟ هیچگونه آزادی معنوی در رابطه با رفتار و واکنش در برابر محیط موجود، وجود ندارد؟ آیا این نظریه درست است که بشر چیزی جز محصول عوامل و شرایط محیطی، اعم از اینکه دارای طبیعت زیستی، روانشناختی یا جامعه‌شناختی باشد، نیست؟ آیا بشر محصول تصادفی این عوامل است؟ مهم‌تر از همه اینکه، آیا واکنش‌های زندانی در برابر جهان واحد اردوگاه کار اجباری ثابت می‌کند که بشر نمی‌تواند از تأثیرات محیط خود بگریزد؟ آیا بشر در رویارویی با چنان شرایطی حق گزینش ندارد؟

🖋 به این پرسش‌ها می‌توانیم به طور اصولی و از روی تجربه پاسخ دهیم. تجربه‌های اندوخته شده در زندگی اردوگاهی نشان می‌دهد که بشر حق گزینش عمل دارد. نمونه‌هایی وجود دارد که اغلب دارای طبیعت قهرمانانه است و ثابت می‌کند انسان می‌تواند بر بی‌احساسی چیره شود و تندخویی را نیز مهار کند؛ بشر می‌تواند حتی در چنان شرایط هولناک، فشارهای روحی و جسمی، و آزادی معنوی خود را حفظ کند.
ما که در اردوگاه کار اجباری زندگی می‌کردیم، به چشم می‌دیدیم مردانی را که به کلبه‌های دیگر می‌رفتند و دیگران را دلداری می‌دادند و آخرین تکۀ نانشان را هم به آن‌ها می‌بخشیدند. درست است که شمار این مردان زیاد نبود، اما همین هم ثابت می‌کند که همه چیز را می‌توان از یک انسان گرفت مگر یک چیز: آخرین آزادی بشر را در گزینش رفتار خود در هر شرایط موجود و گزینش راه خود.

📚 از کتاب «انسان در جستجوی معنی»، نوشتۀ ویکتور فرانکل 📚

@philosophycafe
آهنگ عشق می زند تار تار گیسوانت، شد طرايق همگی قربان جانت
چون مدور به همان سماع چرخان
دفکي غايت قلب است
مهرکی چو دلبرانه

#MArefArab

@PhilosophyCafe✨
...شيخ پاسخ داد:
هر که را پسندیدیم
خواب و خیالی بیش نشد
هر که پسنديدمان
چشم ببستيم و
به خوابی رفتيم...

📚گنج تاراسي

✏️#محمدعارف عرب

#MArefArab

@PhilosophyCafe😴
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
🗯 آبان 1395، محمود صادقی، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی، توی یکی از جلسات مجلس، سؤالی در مورد قوۀ قضاییه مطرح کرد. صادقی پرسید تعداد حساب‌های بانکی رییس قوۀ قضاییه خیلی بالائه. این حساب‌ها تک‌امضائه هم هستند. اگه ممکنه، ایشون توضیحاتی در مورد این حساب‌ها ارائه بدن. آیت‌آلله صادق آملی لاریجانی، رییس وقت قوۀ قضاییه، این پرسش از طرف صادقی رو "اتهام" خوند و اعلام کرد که چنین کاری "وقاحت محض"ئه.

🗯 اخیراً روزنامه فرهیختگان مصاحبه‌ای با غلامعلی حدادعادل انجام داد. حدادعادل مؤسس مدرسۀ غیرانتفاعی فرهنگ هست. خبرنگار تو جایی از مصاحبه پرسید آیا ممکنه جناب حدادعادل میزان دریافتی مدرسه از اولیا رو منتشر کنن؟ به زبان ساده، از حدادعادل خواسته شد که میزان ورودی مالی این مدرسه رو اعلام کنن. حدادعادل چنین سؤالی رو "بی‌انصافی" و "بی‌اخلاقی" نامید.

🗯 گویی پاسخ دادن به سؤال، نیاز به «فرهنگ تحمل» داره. اما سؤال اینه که آیا فقط سیاستمدارا اینطورین که چنین سؤالاتی رو برنمیتابن؟ به نظرم میاد که این پدیده تو خیلی از ماها دیده میشه. یعنی میشه بهش به عنوان یه مسئلۀ فرهنگی نگاه کنیم. مثلاً تصور کنین از یه متخصص (حالا چه در زمینۀ جامعه‌شناسی، یا تاریخ علم یا دین‌پژوهی یا فقه یا بیومکانیک یا رباتیک یا ...) پرسیده بشه که تخصص شما یا پژوشکدۀ شما چه فایده‌ای برای جامعه داره؟ شما چه دردی رو درمان میکنین؟ بودجۀ شما صرف چه کاری میشه؟

🗯 احساس می‌کنم (و متأسفانه مشاهده هم کردم) که پرسشگر، خیلی از اوقات پاسخ محترمانه‌ای دریافت نمی‌کنه. مکانیزم پاسخ هم همونیه که تو موارد بالا دیده شد. تو مرحلۀ اول پرسشگر به عنوان دشمن، خصم یا برانداز (و توی این مورد به عنوان مخالف علوم انسانی، آدم علم‌پرست یا مهندسی‌زده، یا مخالف توسعۀ تکنولوژیک) دیده میشه؛ و مرحلۀ بعدی هم که مشخصه: تخریب! شاید نیاز باشه که خیلی از کسایی که تو این زمینه، مسئولیتی بر عهده دارن، توجهی به این مسئله بکنن.

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
دشواری فلسفه «بیش از آنکه به اندیشه مربوط باشد، به اراده مربوط است»

ویتگنشتاین

فرهنگ و ارزش

«فلسفه‌ورزی، بیش از هر چیز، کار روی خویشتن است».

«هیچ چیز دشوارتر از فریب‌ندادن خود نیست»

@PhilosophyCafe ♨️
#معرفی_مقاله

🔸 طبق تعریف سنتی که نشئت گرفته از تلقی ارسطو از دوستی است، دوستی یک فضیلت اخلاقی است. اما آیا واقعا دوستی یک فضیلت است؟ آیا ما هنگام انتخاب دوست صرفا جذب فضیلت‌‌های او ‌‌می‌‌شویم؟ آیا در فرآیند دوستی صرفا فضایل اخلاقی به اشتراک گذاشته می‌‌شوند؟ زندگی عملی نشان می‌‌دهد که چنین نیست. روابط دوستانه‌‌ای را مشاهده می‌‌کنیم که در آن دوستان نسبت به هم وفادارند و به هم کمک می‌‌کنند اما در عین حال ممکن است دست به جنایت یا بی‌‌اخلاقی نسبت به افراد خارج از این گروه دوستی بزنند. مثلا دو دوست وفادار به هم، که باهم دست به دزدی و زورگیری می‌‌زنند.
🔹 نیهاماس تصور می‌‌کند تلقی سنتی از دوستی را نمی‌‌توان جدی گرفت. از نظر وی دوستی یک مقوله مهم و مفید است، اما در چارچوب اخلاق نمی‌‌گنجد. اخلاق بر برابری انسان‌‌ها تأکید دارد و بحث‌‌های اخلاقی حول امور مشترک بین انسان‌‌ها صورت می‌‌گیرد. اما دوستی چنین نیست. وقتی عده‌‌ای را وارد گروه دوستی خود کرده‌‌اید یعنی این افراد را از سایرین جدا کرده‌‌اید. چرا؟ چون این افراد ویژگی‌‌هایی متفاوت از سایرین داشته‌‌اند. دوستی برخلاف اخلاق بر پایه تفاوت‌‌ها استوار است نه اشتراکات. دوستی می‌‌تواند با جرم و جنایت یا فضیلت همراه باشد. می‌‌تواند برای ما مفید یا مضر واقع شود. می‌‌تواند خطرناک باشد. اما چیزی که مسلم است ما برای گسترش ابعاد وجودی خود، به دوستی نیاز داریم. دوستی به ما امکان تجربه‌‌های مختلف و بودن(being)‌‌ به شیوه‌‌های مختلف را می‌‌دهد.
پرسش مهم دیگر این است که دوستان ما چه ویژگی‌‌هایی دارند؟ ما دوستانمان را دوست داریم اما دقیقا چه چیزی را در آن‌‌ها دوست داریم؟ احتمالا خواهیم گفت فلان ویژگی یا فلان طرز رفتار را، اما ممکن است کسان دیگری این ویژگی‌‌ها یا رفتارها را داشته باشند، آیا ما با آن‌‌ها نیز دوست هستیم یا آن‌‌ها را دوست داریم؟ پاسخ دیگر ممکن است این باشد که ما آن‌‌ها را به خاطر خودشان دوست داریم. اما این خود یا شخصیت چیست که ما بخاطر آن کسی را دوست داریم؟
🔸 هنگام بهم خوردن یک رابطه دقیقا چه اتفاقی می‌‌افتد؟ آیا دوست ما ویژگی‌‌های سابق را که زمانی دوست می‌‌داشتیم از دست داده‌‌است؟ نیهاماس سعی می‌‌کند در این مقاله علاوه بر نشان دادن اینکه دوستی امری اخلاقی نیست با آوردن مثال‌‌هایی از روابط دوستانه به این پرسش‌‌ها نیز پاسخ دهد.
🔹 پرسش دیگری که ممکن است در این رابطه به ذهن خطور کند این است که چرا ترک کردن یک دوست می‌‌تواند دردناک و عذاب آور شود؟ یقینا از دست دادن صرفِ یک همپای تنیس یا یک همراه برای تماشای فیلم یا تئاتر نباید تا این اندازه دردناک باشد. نیهاماس اشاره می‌‌کند که دوستان بخشی از شخصیت ما را می‌‌سازند و با از دست دادن آن‌‌ها آن بخشی از وجودمان که در ارتباط با آن‌‌ها شکل گرفته بود نیز از دست می‌‌رود و دلیل آزردگی ما نیز دقیقا همین است. وقتی دوستی را ترک می‌‌کنیم فقط او را ترک نمی‌‌کنیم بلکه آن بخش از وجودمان که با او ساخته بودیم را نیز ترک می‌‌کنیم.
🔸 نیهاماس تلاش کرده یک نگاه فلسفی و همه جانبه به بحث دوستی و رابطه داشته باشد، در عین حال مسائلی را مطرح کرده و به چالش کشیده‌‌است که همواره در زندگی روزمره خود با آن‌‌ها سروکار داریم، از این رو خواندن این مقاله می‌‌تواند به ما در تحلیل هرچه بهتر ارتباطمان با دوستان کمک کننده باشد.

🔰 مقاله The Good of Friendship، از الکساندر نیهاماس

———————
🆔: @philsharif
ما می خواهیم به کودکی برگردیم به جایی برگردیم که به عدم نزدیک تر بودیم.
وجود دست و پا گیر است.
عدم بازیگوش است.
قید و بندی ندارد.
سر به هوا است.
اما وجود
وجود گریان است
نالان است
نمی تواند بی خیالی عدم را ببیند
برا همین مدام ازش بر می داره و به خودش می چسبونه
ولی همه می دونیم که یه روز پیشش برمی گردیم

#امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
«عارف ایمان نیاورد تا وقتی که کافر نشود.»

@PhilosophyCafe ♨️