Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
🖋 از بزرگ‌ترین حیله‌های این گروه [=فیلسوفان] در فریفتن (مردم)، زمانی که در بحث اشکالی بر آن‌ها وارد می‌شود، این است که می‌گویند: این علوم در باب الهیات دیریاب و پنهان است چنان‌که برای اذهان هوشیاران نیز سخت‌ترین دانش‌هاست، و در پاسخ دادن به این اشکالات جز به پیش کشیدن ریاضیات و منطقیات اقدام نمی‌کنند تا کسی که در کفر خود از آن‌ها تقلید می‌کند اگر اشکالی به عقاید آن‌ها به ذهن او خطور کند ظن خود را نیکو ساخته بگوید: "تردیدی نیست که علوم آنان راه حل این مشکل را دربردارد و این‌که درک آن بر من مشکل است به سبب آن است که من منطقیات را خوب نخوانده‌ام و ریاضیات را تحصیل نکرده‌ام".

🖋 از این رو گوییم: ریاضیات یا در کمّ منفصل بحث می‌کند -و آن حساب است، که ربطی به الهیات ندارد و آن‌که می‌گوید فهم الهیات نیازمند به داشتن حساب است، نادان است و مثل این است که بگوید: برای یاد گرفتن ریاضیات نیاز به آموختن پزشکی و نحو و لغت است، یا آموختن حساب موقوف بر فراگرفتن پزشکی است-، یا هندسیات است که در آن از کمّ متصل صحبت می‌کنند و حاصل آن این است که آسمان‌ها و هرچه در زیر آن‌ها است تا به مرکز عالَم کروی شکل است، و نیز شمارۀ آنها را بیان می‌کند و نیز شماره کراتی را که در افلاک متحرکند بازمی‌نماید و مقدار حرکت آن‌ها را نشان می‌دهد، و ما خواه از راه «جدل» و خواه از راه «اعتقاد» در همۀ این موارد با آن‌ها موافقیم و آنها نیازمند به اقامۀ برهان نیستند، و ندانستن آن امور در زمان مطالعۀ الهیات عیبی ندارد. ولی قول به ضرورت فهم آن علوم در تحصیل الهیات مانند این است که کسی بگوید: آگاهی به این‌که این خانه نتیجۀ عمل معماری دانا و با اراده و قادر و زنده است مستلزم این است که علم داشته باشی بر این که خانۀ مذکور شش‌بر یا هشت‌بر است و بدانی که تیرها و خشت‌های آن چندتاست و این البته هذیانی است که فساد آن پوشیده نیست.

📚 از کتاب «تهافت‌الفلاسفه» (تناقض‌گویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی 📚

@philosophycafe
زندگی چیست؟
اگر خنده است، چرا گریه می‌کنیم؟
اگر گریه است، چرا خنده می‌کنیم؟
اگر مرگ است، چرا زندگی می‌کنیم؟
اگر زندگی است، چرا می‌میریم؟
اگر عشق است، چرا به آن نمی‌رسیم؟
اگر عشق نیست،
پس چرا عاشقیم؟

@philosophycafe
🔷 هبوط 《درد بودن》

🔶 #شریعتی

@PhilosophyCafe ♨️
و چقدر تحمیل یک زندگی بی‌درد بر یک روح دردمند زجرآور است!

🔶 #هبوط 《درد بودن》

🔶 #شریعتی

@PhilosophyCafe ♨️
و چقدر تحمیل یک زندگی بی‌درد بر یک روح دردمند زجرآور است!

🔶 #هبوط 《درد بودن》

🔶 #شریعتی

@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Art and Literature (Maz ID)
“No one knows until everyone knows”
— from the movie Contagion. Peasants are only supposed to be told when it’s too late.
Forwarded from Art and Literature (Maz ID)
‏۱-ویتامین ث نخورید
۲-سیگار نکشید
۳-چای گیاهی نخورید
۴-چندین ماسک روی هم نزنید
۵-آنتی بیوتیک بدون تجویز پزشک مطلقا ممنوع
《دلقکی که به می‌خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط می‌کند.》

《برای دلقکی که به پنجاه سالگی نزدیک می‌شود، فقط دو امکان وجود دارد: جوی آب یا قصر》

🔶 عقاید یک دلقک

🔶 هاینریش بل

🔶 شریف لنکرانی

@PhilosophyCafe ♨️
مرگ ارادی و تولد ثانی /اسماعیل سلیمانی /ص ۸۷


@PhilosophyCafe 🗣
مارکسیسم و نقد ادبی(ص ۷۶/۷۷)
نوشته : تری ایگلتون
ترجمه : اکبر معصوم بیگی

@PhilosophyCafe🦶
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ostad sarban

@PhilosophyCafe ♨️
سعدی (غزلیات)
(ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود) '

ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

@PhilosophyCafe ♨️
بعد از نوشیدن ودکا فاتحه ای برای زکریای رازی خواندم.
#کوهیار
《دلقکی که به می‌خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط می‌کند.》

《برای دلقکی که به پنجاه سالگی نزدیک می‌شود، فقط دو امکان وجود دارد: جوی آب یا قصر.》

《وقتی آدم‌های پول‌دار چیزی به کسی هدیه می‌کنند، همیشه یک‌جایش می‌لنگد.》

《مدت‌هاست که دیگر با کسی درباره پول و هنر حرف نمی‌زنم. هر وقت که این دو با هم برخورد می‌کنند، یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می‌خرند یا ارزان.》

《وقتی چند ماه پیش به ماری گفتم می‌خواهم یک گیتار بخرم و اشعاری را که خودم خواهم گفت و خودم آهنگ آن را خواهم ساخت، با آن بزنم، از جا در رفت و گفت: 《این کار دون شان توست.》 و من گفتم: 《دون شان جوی آب، کانال است.》 ولی او حرف مرا نفهمید و من از تشریح یک تصویر تنفر دارم. یا حرف مرا می‌فهمند یا نمی‌فهمند. من که مفسر نیستم.》

《پدر ماری حتی کتاب دعا نمی‌فروخت، در حالی که نزدیک اعیاد مذهبی می‌توانست از این راه پول زیادی به چنگ آورد.》

《چشم همسایه از چشم شیطان هم تیزتر است.》

🔶 عقاید یک دلقک

🔶 هاینریش بل

🔶 شریف لنکرانی

@PhilosophyCafe ♨️
《یک جامعه‌یِ واقعا دمکراتیک جامعه‌ای است که در آن عموم مردم فرصت شرکت هدفمند و سازنده در سیاست‌گذاری اجتماعی در جامعه‌ای که در آن به طور مستقیم زندگی می‌کنند، در محیط کار و به طور کلی در جامعه داشته باشند. جامعه‌ای که حوزه‌های وسیعی از تصمیم‌گیری‌های مهم را از نظارت مردم دور می‌دارد، و یا نوعی از حکومت که به عموم مردم تنها فرصت تصدیق تصمیم‌های اتخاذ شده توسط گروهایی از خواصی را می‌دهد که بر جامعه‌یِ خصوصی و دولت حکومت می‌کنند، به ندرت شایسته‌یِ اصطلاح "دموکراسی" است.》

🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 صفحه: ۱۶۹-۱۷۰

@PhilosophyCafe ♨️
Sayeboon (myahanghaa.ir)
Sogand
🔶 Sogand

🔶 Sayeboon

@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️
《یک جامعه‌یِ واقعا دمکراتیک جامعه‌ای است که در آن عموم مردم فرصت شرکت هدفمند و سازنده در سیاست‌گذاری اجتماعی در جامعه‌ای که در آن به طور مستقیم زندگی می‌کنند، در محیط کار و به طور کلی در جامعه داشته باشند. جامعه‌ای که حوزه‌های وسیعی از تصمیم‌گیری‌های مهم را…
《یک موجود زمانی خوشبخت است که مسائلی وجود داشته باشد که او نتواند حل کند، زیرا این بدان معناست که او توانایی آن را دارد که مسائل معین دیگری را به خوبی حل کند.》

🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 صفحه: ۱۸۳

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

@PhilosophyCafe ♨️