Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from انسان خردمند
▪️‌‌مخالفت با واقع‌گرایی علمی از سه جنبه‌ی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و معناشناسی صورت گرفته است. مخالفت از جنبه‌ی هستی‌شناسانه، به این معناست که این دسته از ضدواقع‌گرایان وجود هویات و بخش‌های مشاهده‌ناپذیر عالم را انکار می‌کنند. از این رو، ادعای واقع‌نما بودن نظریه‌ها بی‌معنا می‌شود. گروه دیگر از ضدواقع‌گرایان به‌دلیل مبانی معرفت‌شناسانه‌ی خود که عمدتاً مبتنی بر تجربه‌گرایی است، فرارفتن از حدود حس و تجربه را خارج‌شدن از محدوده‌ی امکان حصول معرفت می‌دانند. این گروه نسبت به وجود بخش‌های مشاهده‌ناپذیر عالم لاادری‌اند و هرگونه ادعایی در خصوص این بخش‌ها را ناموجه می‌دانند. این دسته‌ی دوم، گرچه موضع ملایم‌تری نسبت به گروه اول دارند، همچنان با واقع‌گرایی علمی در تقابل‌اند. اما مخالفت با واقع‌گرایی از جنبه‌ی معناشناسی، یا به‌واسطه‌ی انکار استناد صدق و درستی به نظریه‌ها و گزاره‌های نظری است یا به‌جهت انکار معنای یکسان واژه‌ها در نظریه‌های مختلف است...

📓«واقع‌گرایی در علم»
تحقیقی در شأن معرفتی نظریه‌های علمی
✍یاسمن هشیار


@sapient_human
آزادانه و یا دزدانه

فرقی نمی کند

می آید

می رود

نه حریفی

نه رقیبی

بی لباس و با لباس

مخفی و یا آشکار

پادشاه و یا گدا

ملحد یا مومن

پیر و یا جوان

زن و یا مرد

می آید و می رود

گاهی شبیه یک گل

گاهی شبیه یه شعر زیبا

یک کتاب

یک موسیقی

شنیده و یا نشنیده

می آید و می رود

کهنه و یا تازه

زشت و یا زیبا

با نبودنش بودنش را به رخ می کشد

گاهی هم با بودنش نبودنش را

شکل عوض می کند

یه فروشنده دوره گرد

یا یه رفته گر

نه می فهمی چطور میاد و نه می فهمی چطوره میره

به هر چیزی که اطرافت نگاه می کنی انگار یه روز درون اونها بوده

همه از اون نشونی دارن

اما یه نشون غایب

نه آغازی داره و نه پایانی

بی مقدمه

پا پتی

وقت نمی گیره

مثل یه بارون بهاری

یه روز میشه حس دیدن یه دوست

یه روز میشه خاطره اون دوست

میره توی سمفونی بتهون

گوش ونگوگ رو نوازش میکنه

بوی سحر خیزیایی حافظ رو به خودش می گیره

و صدای زنگوله ها و بزغاله هایی که عصر مادرشون داره بر می گرده خونه

همه از اون میگن

در عین اینکه نمیدونن از چی می گن

نه معلوم می آفرینه و نه معلوم حاصل آفرینش

داره میسازه و یا داره ساخته میشه

کشف میشه و یا اختراع میشه

یه خواست می مونه

داشت نمیشه

یه تمنا

یه حسرت پیری

به پایان نمی رسه

پایان می رسونه

اسیر نمیشه

اسیر می کنه

وحشیه

هم میشکنه و هم میسازه

نه سکوت رو می پذیره و نه بیان رو

نه خاموش رو و نه خروش رو

دیوانه می کند

بزرگ می کند و بچه می سازد

می آید و می رود.

#امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
🖋 [فیلسوفان برای اثبات وجود خدا این چنین استدلال می‌کنند که] عالَم: یا موجودات آن را علتی است، یا این‌که آن را علتی نیست. پس اگر آن را علتی باشد، پس آیا آن علت نیز علتی دارد؟ یا ندارد؟ و هم‌چنان است قول در علت آن علت، و در این صورت یا منتهی به تسلسل می‌گردد که این محال است و یا این‌که منتهی به جایی می‌شود و این اخیر، علت اولی است که علتی بر وجود او نیست که ما او را مبدأ اول گوییم و به آن جز موجودی که علتی بر وجودش نیست چیزی نمی‌گوییم و آن بالضروره ثابت است.
آری جایز نیست که مبدأ اول آسمان‌ها باشد، زیرا آن عدد است و دلیل توحید مانع آن است و بطلان آن با نظر کردن در مبدأ اول شناخته می‌شود و جایز نیست گفته شود که آسمان‌ها، یک آسمان است یا جسم واحدی است، یا خورشید واحدی است یا چیزهای دیگر، زیرا آن‌ها همگی جسم‌اند و جسم مرکب از صورت و هیولی است و جایز نیست که مبدأ اول مرکب باشد و این نکته، به نظر دومی شناخته می‌شود. و مقصود این است که موجودی که علتی برای وجودش نباشد به ضرورت ثابت است و این قولی است که جملگی برآنند.

🖋 [جواب ما به فیلسوفان] این است که گفته شود تقدیراً ثابت شد که این موجودات را علتی است و برای علت آن نیز علتی است و برای آن علت نیز علتی دیگر است و علتِ علت را نیز علتی دیگر است و هم‌چنان تا غیرالنهایه. و این‌که [شما فیلسوفان] می‌گویید محال است علت‌های بی‌نهایتی اثبات کرد، سخنی استوار نیست، زیرا ما می‌پرسیم آیا آن را از روی ضرورت و به غیر وسطی شناختید یا به واسطۀ حد وسطی؟ در حالی که راهی به دعوی ضرورت نیست و هر مسلکی که در مناظره ذکر گردید با تجویز حوادثی که آغازی برای آن‌ها نیست بر شما ابطال می‌گردد، و هر زمان که جایز باشد، هر آن‌چه نهایت ندارد در وجود داخل گردد. چرا بعید می‌دانید بعضی از آن‌ها علتی برای دیگری باشد و سرانجام به معلولی منتهی شود که معلولی برای آن نیست و یا از جانب دیگر به علتی برسد که او را علتی نباشد؟ هم‌چنان که برای زمان گذشته، پایانی هست و اکنون ثابت است ولی آغازی ندارد.

📚 از کتاب «تهافت‌الفلاسفه» (تناقض‌گویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی 📚

@philosophycafe
Forwarded from Fariborz Adibi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏فیلم از طرف Adib.f
4_5812402198276999362.pdf
2.4 MB
📕 مسئله‌ی شر: برگزیده‌ی مقالاتی در فلسفه‌ی تحلیلی

✍️ گروه نویسندگان

▪️مقدمه/ زهیر باقری نوع‌پرست

▪️شرّ مذهبی/ دنیل کدج/ برگردان ناهید خاصی

▪️شرّ الهی/ دیوید لوئیس/ برگردان زهیر باقری نوع‌پرست

▪️اختفای الهی و مسئله‌ی شر/ جیمز کلر/ برگردان حسین یعقوبی سربالا

▪️آیا نظریه‌ی عدمی شر مرده است؟/ تاد کلدر/ برگردان آرش نبی‌زاده حقیقی

▪️درآمدی بر چالش خداوند شرور/ استفان لو/ برگردان سارا هامون

▪️دکارت، خداوند و روح شرور/رابرت الیوت/ برگردان زهیر باقری نوع‌پرست

▪️کاکودموندیسه/ استیون کان/ برگردان شیدا راسخ

▪️خدا، اهریمن و وضیعت تئودیسه/ ادوارد اشتاین/ برگردان اصلان شیعتی

▪️تأملاتی در ضدخداباوری/ کریستوفر نیو/ برگردان زهیر باقری نوع‌پرست

▪️مسئله‌ی شر و صفات خداوند/ جیمز کلر/ برگردان سارا هامون

▪️مسئله‌ی شر و شک‌گرایی اخلاقی/ برایس واخترهازور/ برگردان سارا هامون

▪️خوبی الهی و مسئله‌ی شر/ ترنس پنالم/ برگردان سارا هامون

▪️تئودیسه: راه‌حل مسئله‌ی شر یا بخشی از مسئله؟/ نیک تراکاکیس/ برگردان احمد فکری هل آباد

▪️دوزخ و ابهام/ تد سایدر/ برگردان ناهید خاصی

▪️شر به خاطر آزادی؟/ دیوید لوئیس/ برگردان زهیر باقری
Audio
Everybody knows that the dice are loaded
Everybody rolls with their fingers crossed
Everybody knows the war is over
Everybody knows the good guys lost
Everybody knows the fight was fixed
The poor stay poor, the rich get rich
That's how it goes
Everybody knows
Everybody knows that the boat is leaking
Everybody knows that the captain lied
Everybody got this broken feeling
Like their father or their dog just died
Everybody talking to their pockets
Everybody wants a box of chocolates
And a long-stem rose
Everybody knows
Everybody knows that you love me baby
Everybody knows that you really do
Everybody knows that you've been faithful
Oh, give or take a night or two
Everybody knows you've been discreet
But there were so many people you just had to meet
Without your clothes
Everybody knows
Everybody knows
Everybody knows
That's how it goes
Everybody knows
Everybody knows
Everybody knows
That's how it goes
Everybody knows
And everybody knows that it's now or never
Everybody knows that it's me or you
And everybody knows that you live forever
When you've done a line or two
Everybody knows the deal is rotten
Old Black Joe's still pickin' cotton
For your ribbons and bows
And everybody knows
And everybody knows that the Plague is coming
Everybody knows that it's moving fast
Everybody knows that the naked man and woman
Are just a shining artifact of the past
Everybody knows the scene is dead
But there's gonna be a meter on your bed
That will disclose
What everybody knows
And everybody knows that you're in trouble
Everybody knows what you've been through
From the bloody cross on top of Calvary
To the beach of Malibu
Everybody knows it's coming apart
Take one last look at this Sacred Heart
Before it blows
Everybody knows
Source: Musixmatch
Songwriters: S. Robinson / L. Cohen
🗯 توی دورۀ دبیرستان یه معلم دین و زندگی داشتیم که شاید یکی از تأثیرگذارترین آدم‌ها تو زندگی من بوده. دین و زندگی درسی نبود که به طور معمول، مورد علاقۀ دانش‌آموزای رشتۀ ریاضی فیزیک باشه. ولی این معلم تونسته بود خودشو تو دل اکثر بچه‌ها جا کنه. روشش هم اصلاً شبیه به بعضی از این معلم‌های امروزی دین نبود که با آهنگ و آواز و شکلات و جشن میخوان دین رو تبلیغ کنن که بگن دین و نسل جوون خیلی با هم رفیقن! اتفاقاً اصلاً اهل این کارها نبود. توی بحث نمره هم خیلی سخت‌گیر بود و سیستم عجیبی برای نمره‌دهی داشت که من هنوز هم بعد از این همه سال، اون سیستم نمره‌دهی سخت رو درک نمی‌کنم. عمدتاً هم با عقایدش مخالف بودم و مخالفتمو تو کلاس ابراز می‌کردم.

🗯 ولی ویژگی‌های جالبی داشت این فرد. یکی از ویژگی‌هاش این بود که اون کلمۀ سخت و دشوار رو به راحتی بیان می‌کرد: «نمی‌دونم»! بارها شده بود که یه دانش‌آموزی ازش یه سؤالی می‌پرسید در حیطۀ دین که ما انتظار داشتیم یه معلم دین و زندگی باید بلد باشه؛ ولی اون مثل آب خوردن می‌گفت "نمی‌دونم" و هفتۀ بعد جواب رو چک می‌کرد و تو کلاس مطرح می‌کرد. این خیلی ویژگی مهمیه که فرد این‌قدر جسارت داشته باشه که تو موضوعی که دیگران انتظار دارن این فرد نظر و اطلاعات داشته باشه، به راحتی توی جمع بگه "نمی‌دونم". توی «جمع» بگه "نمی‌دونم". یکی از ویژگی‌های خوب دیگه‌ش این بود که خیلی به گفتگو اهمیت می‌داد. نظرات مخالف رو می‌شنید. به زور فکر خودش رو به دانش‌آموز تحمیل نمی‌کرد.

🗯 چند سال بعد از این‌که از مدرسه فارغ‌التحصیل شدم، یه روزی اتفاقی با یکی از دوستان، این معلم رو تو یه پارک دیدیم و مشغول صحبت شدیم. ازش پرسیدیم "دبیر، دانش‌آموزای الان بهترن یا اون موقعی که ما بودیم؟". یه مقداری دلخور بود از جوی که تو فکر دانش‌آموزای الان هست. می‌گفت "الان دانش‌آموز خیلی راحت تو کلاس از من می‌پرسه همجنس‌گرایی چه مشکلی داره؟ چرا همجنس‌گراها نباید حقوقی داشته باشن؟ زمانی که شما دانش‌آموز بودین، این سؤالا مطرح نبود. یا مثلاً خیلی تو کلاس ازم می‌پرسن چه دلیلی دارم برای اینکه خدا وجود داره. انگار خیلی‌هاشون دیگه خدا رو قبول ندارن." اون روز تو پارک چیزی بهش نگفتم. می‌دونستم بیشتر از اینی که ناراحته، ناراحت میشه.

🗯 چند سال بعد، برای آخرین بار از نزدیک دیدمش. با چندتا از دوستان رفته بودیم عیادتش، تو بیمارستان. بیماری سخت داشت و معلوم بود که بیشتر از دو ماه در قید حیات نخواهد بود. لاغر شده بود. به لحاظ جسمی خیلی ضعیف بود؛ ولی من هیچ‌وقت اونو این‌قدر شاداب و پرانرژی ندیده بودم. مرگ تا دم در اتاقش اومده بود، ولی تمام وجود این آدم، نشاط بود. اون روز چندبار هم با یه لحن شوخی و جدیِ قاطی به ما (شاگرداش) می‌گفت "هر چی میشین، بشین؛ فقط آدم باشین." روحش شاد.
انگار ذره‌ای ترس از مرگ تو وجود این بشر نبود. انگار برای این آدم‌ها زندگیه که سخته، رنجه، عذابه. مرگ براشون عین رستگاریه، خودِ رهاییه. مگه رهایی ترس داره؟

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
👍1
Forwarded from Arman Khademi
پدربزرگم خیلی وسایل شخصی و قدیمیش رو دوست داره از وسایل مربوط به ارتش و دوران خدمتش گرفته تا تجهیزات کوهنوردی. الان که بازنشستست وقتی خونست اکثر زمانش رو یا داره با گل و گیاه ور میره یا با ذوق یک سری وسایل که ممکنه از نظر ما بی ارزش باشند رو درست و مرتب میکنه. برای اکثر اون ها دلیلی داره، مثلا یک اره ی قدیمی بالاخره ممکنه برای اره کردن به کار بیاد یا یک جعبه و...
یک روز توی زیر زمین خونش یک کوله ی کوهنوردیش رو که چند سال دست نزده بود کلاً وسایلش رو ریخت بیرون که دونه دونه نگاه کنه و مرتب و تمیزشون کنه، همینطوری که داشت وسایلو به نوبت برمیداشت و نگاه میکرد، رسید به یک دربازکن کنسرو حرفه ای آمریکایی، یهو به من نگاه کرد و با ذوق، نیشخند و ابروهای بالا انداخته که مشخص بود میخواست حرفه ای بودن یک چیزی رو نشون بده گفت "ببین این در بازکن رو". من گفتم " آره مشخصه چیز خوبی بوده ولی الان کاربردی نداره چون همه ی کنسروها دیگه دستگیره دارند". ابروهاش اومد پایین و نیشخندشو خورد و با حالت افسوس نگاه به دربازکن کرد و گفت"راست میگی" و بعد انداختش اونور. این دیگ مثل اره نبود که کاراییش توجیهی داشته باشه.
اینکه یک چیزی یک زمانی خیلی با ارزش بوده اما با عوض شدن سبک زندگی ها دیگ هیچ ارزشی نداره حس بدی بهم داد، منم ناراحت شدم!! به همین راحتی اون چیزی که ارزشمند بوده دیگ بی ارزشه! سبک زندگی دیروز اونرو برات یک چیز گرانبها کرده بود و سبک زندگی امروز اونرو دور انداختنی.
به این فکر افتادم که حتی برای مفاهیم و اخلاقیات هم ممکنه این اتفاق بیوفته. مثلا شاید یک چیزی که تا دیروز شرافتمندانه بوده امروز دیگ نباشه و بلکه حتی بی شرافتی هم باشه. به نظر میاد خیلی از ارزش های اخلاقی متغیر باشند. اگر اینطور باشه یعنی ممکنه شخصی در زمان خودش کاملا اخلاقی بوده اما در زمان دیگری اگر کارهاش بررسی بشه کاملا ضد اخلاق باشه؟ یادمه یک مصاحبه از فروغ فرخزاد دیده بودم که میگفت مفاهیمی مثل عشق هم تغییر میکنند و عشق دیروز با امروز فرق میکنه ویژگیهاش!
نه تنها زمان بلکه مکان هم به نظرم روی مفاهیم و ارزش های اخلاقی باید موثر باشه. مثلا نوع متداول پوشش یک مکان ممکنه برای مکان دیگ بی اخلاقی باشه. در اینصورت اگر در قضاوت هامون، زمان و مکان رو برای نتیجه گیریمون دخیل نکنیم اشتباه نکردیم؟
👍1
🎞 دلیل این‌که من اگزیستانسیالیسم را صرفاً به عنوان یک سبک فرانسوی [در کنار بقیۀ سبک‌ها] و فقط از روی کنجکاوی تاریخی مطالعه نمی‌کنم، این است که فکر می‌کنم این مکتب چیزی بسیار مهم برای ارائه به ما در قرن جدید دارد. من از این می‌ترسم که ما داریم فضیلت‌های واقعی زندگی را از دست می‌دهیم: این‌که زندگی را با اشتیاق زندگی کنیم، این‌که خود را مسئولِ کسی که هستیم بدانیم، این‌که از خودمان چیزی بسازیم و حس خوبی به زندگی داشته باشیم. اغلب در مورد اگزیستانسیالیسم طوری صحبت می‌شود که گویی این مکتب، فلسفۀ ناامیدی است؛ ولی من فکر می‌کنم دقیقاً عکس این حرف درست است. سارتر یک بار در مصاحبه‌ای گفت که حتی یک روز از زندگی‌اش هم احساس ناامیدی نکرد. اما چیزی که از خواندن نوشته‌های این افراد درمی‌یابیم، نوعی حس غم و اندوه دربارۀ زندگی نیست، بلکه نوعی احساس نشاطِ ورای اندوه است.
من پست‌مدرن‌ها را با علاقه خوانده‌ام و حتی آن‌ها را تحسین می‌کنم. اما موقعی که آن‌ها را می‌خوانم، همواره نوعی حس آزاردهنده در من به وجود می‌آید. به نظرم در آثار پست‌مدرن‌ها، از چیزی به طور مطلق اصیل، غفلت می‌شود. هر چقدر شما بیشتر از انسان به عنوان یک برساخت اجتماعی یا تلاقی نیروها یا موجودی تکه‌تکه یا فردی به حاشیه رانده شده صحبت کنید، در واقع کاری که می‌کنید، این است که راه را باز می‌کنید برای دنیای جدیدی از بهانه‌ها.

🎬 بخشی از سخنان رابرت سولومون (استاد سابق فلسفه، دانشگاه تگزاس) در فیلم «زندگی بیداری» (2001)، ساختۀ ریچارد لینکلیتر 🎬

@philosophycafe
Forwarded from M.mahdi Ahmadi
عصر غول ها

دهه ۱۹۸۰ ٬ دهه حاکمیت غول های سیاسی بر کشورهای بزرگ غرب بود :
«رونالد ریگان» در آمریکا ، «مارگارت تاچر» در بریتانیا ٬ «هلموت کوهل» در آلمان و «فرانسوا میتران» در فرانسه . شاید بتوان گفت رهبری اتحاد این غول ها بر عهده ریگان بود. ریگان قدرت مند ترین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم است. وی سیاست های اقتصادی بسیار موفقی را پیاده سازی کرد که نتیجه آن شکوفایی اقتصاد ایالات متحده در آن دوران بود. تاچر هم یکی از بهترین نخست وزیرهای انگلستان بود که با سیاست های خویش توانست قدرت اتحادیه های کارگری را محدود کند که در تاریخ سیاسی انگلستان به «تاچریسم» معروف است. سیاست های جهانی او به ویژه سیاست هایش در تقابل با شوروی لقب بانوی آهنین را برای او به همراه داشت. در آلمان هم کوهل توانست با هدایت مدبرانه‌ آلمان غربی ٬ فروپاشی دیوار برلین را سبب شود و خود ، اولین صدر اعظم آلمان متحد گردد. اتحاد غول های محافظه کار غرب در کنار همراهی با میتران سوسیالیست بود که سرانجام به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید‌. سیاست های جهانی ریگان و تاچر عامل اصلی این فروپاشی بود. ریگان با دخالت های نظامی اش در سراسر جهان از جمله بمباران لیبی ، توصیف شوروی به امپراتوری شیطانی و افزایش چشم گیر بودجه نظامی ایالات متحده ، شوروی را که از نظر اقتصادی رو به افول بود ، به رقابتی پر هزینه در گسترش تسلیحاتی کشاند ، از جمله تسلیحات هسته ای و ماهواره ای معروف به نام جنگ ستارگان.
این رقابت روند فروپاشی شوروی را بسیار تسریع کرد ، روندی که آن زمان «نظم نوین جهانی» خوانده می شد.
🖋 [فیلسوفان برای اقامۀ دلیل بر این‌که خداوند، یکتاست] می‌گویند: هرگاه واجب‌الوجود دوتا باشد، در این صورت نوع وجوب وجود بر هر یک از آن دو مقول [=قابل حمل] خواهد بود. و آن‌چه بر او گویند که واجب‌الوجود است از دو حال بیرون نیست: یا وجودش به ذات خویش واجب است، و در این صورت نمی‌توان تصور کرد که برای غیر از خودش باشد، یا وجوب وجودش از برای علتی است، و بدینسان ذات واجب‌الوجود معلول می‌شود و اقتضای علتی می‌کند که وجوب وجود از آن او باشد، حال آن‌که ما به واجب‌الوجود اراده نمی‌کنیم مگر آن را که در وجود یافتن خود، به هیچ وجه، به علتی نیازمند نباشد. ... اگر (وجوب وجود) به جهت علتی باشد، در این صورت او معلول است و واجب‌الوجود نیست، پس با این بیان ظاهر گشت که واجب‌الوجود باید یکی بیشتر نباشد.

🖋 [ما در جواب فیلسوفان] گوییم: این که می‌گویید نوع وجوب وجود به واجب‌الوجود یا لذاته [=فقط مال خودش] است یا به جهت علتی، این تقسیم غلطی است، زیرا پیش از این بیان داشتیم که لفظ «واجب‌الوجود» مجمل است، مگر آن‌که از آن نفی علت را اراده کنند، پس ما این عبارت را استعمال کرده می‌گوییم: چرا ثبوت دو موجود را که هیچ‌کدام معلول علتی نیستند و یکی علت دیگری نمی‌باشد، محال می‌شمارید؟ چون وقتی که می‌گویید: آن‌که (وجودش) را علتی نیست، یا ذاتاً و یا سبباً علتی ندارد، تقسیم غلطی است زیرا نفی علت و استغنای وجود از علت، دلیلی نمی‌خواهد، و اگر گوینده‌ای بگوید: "آن‌چه علت ندارد، یا به ذات خویش است که علتی ندارد یا به سبب علتی دیگر" چه معنی تواند داشت؟ زیرا وقتی می‌گوییم "علتی ندارد"، سلب محض می‌کنیم، و سلب محض را نه علتی است و نه سببی، و دربارۀ او گفته نمی‌شود که (وجوب وجودش) به ذاتش است یا به ذاتش نیست.

📚 از کتاب «تهافت‌الفلاسفه» (تناقض‌گویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی 📚

@philosophycafe
آنارشیسم / کالین وارد ترجمه محمودرضا عبداللهی


@PhilosophyCafe✊
زبان : English
کیفیت : BluRay 720p – 1080p
فرمت : MKV
محصول : USA, UK
ستارگان : Kate Winslet, Leonardo DiCaprio, Christopher Fitzgerald, Jonathan Roumie
کارگردان : Sam Mendes

خلاصه داستان :
جاده انقلابی یا راه انقلابی، فیلمی به کارگردانی سم مندس است. این فیلم نامزد جایزه اسکار برای بهترین هنرپیشه نقش دوم مرد و برنده جایزه گلدن گلوب برای بهترین هنرپیشه زن فیلم درام شده است. فیلمنامه جاده انقلابی از رمانی به همین نام اثر ریچارد ییتس 1961 اقتباس شده است. لئوناردو دیکاپریو، کیت وینسلت، مایکل شنون و کتی بیتس از بازیگران راه انقلابی می‌باشند. فیلم داستان جوانانی است که سعی در دست یافتن راحتی و آسایش هستند. آنها در دنیایی از آداب و رسوم رمز گونه گرفتار شده اند و بدون ایمان و اعتقاد زندگی میکنند. در حالیکه دروغ ها و خود فریبی ها نتایج مخربی را میسازند…

لینک دانلود:

http://v2valthw.l1wr6ke1f86v.tra97fn35n5brvxki5sj8x5x34k2t4d67j883fgt.xyz/Film/New-Server/2008/Revolutionary.Road.2008.720p.Ganool.mkv

@PhilosophyCafe ♨️
نام فیلم : The Gentlemen 2019

ژانر (موضوع) : اکشن ، کمدی ، جنایی

امتیاز : 8.0 از 101,308 رای در سایت IMDb

زبان : انگلیسی

سال انتشار : 2019

محصول کشور: آمریکا ، انگلستان

کارگردان : Guy Ritchie

بازیگران : Matthew McConaughey, Charlie Hunnam, Michelle Dockery

خلاصه داستان : فیلم آقایان 2019 ، فیلم آقایان (جنتلمن) داستان زندگی میکی پیرسون را نشان می‌دهد. کسی که یکی از بزرگترین خلافکاران بریتانیا محسوب می‌شود و باند بسیار قوی و بزرگی را رهبری می‌کند. میکی پیرسون سعی می‌کند امپراتوری بزرگ ماریجوانای خود را به تعدادی از میلیاردرهای اوکلاهاما بفروشد، همین موضوع موجب می‌شود که برنامه‌ها، پاپوش‌ها، توطئه ها و خیانت‌هایی علیه او انجام شود.و عده‌ی بیشتری به دنبال تصاحب امپراتوری او باشند.

http://dl3.3rver.org/hex2/Film/1399/02/The.Gentlemen.2019.720p.HexDL.com.mkv

@PhilosophyCafe ♨️
Imagine a language means to imagine a form of life. [PI, 19.]

زبانی را تصور کردن به معنی تصور کردن شکلی از زندگی است.

The speaking of language is part of an activity, or of a form of life. [PI, 23.]

سخن گفتن به زبان بخشی از یک فعالیت، یا بخشی از یک شکل زندگی است.


#ویتگنشتاین

@PhilosophyCafe ♨️
سینوهه دوست من ما در دوره ی عجیبی زاده شدیم.شکل همه چیز مثل گل روی چرخ کوزه گر در حال دگرگون شدن است .لباس ها،کلمات، رسوم تغییر می کنند و مردم باوجود تر س از خدایان دیگر به آنها باور نخواهند داشت. سینوهه دوست من شاید ما زاده شدیم تا به جای دنیای کهنه ی کنونی طلوع دنیا (دنیای دیگر)را ببینیم که بیش از هزار و‌ دویست سال از ساختن اهرام گذشته است.وقتی در موردش فکر می کنم می خواهم سرم را در دستهایم پنهان کنم و چون کودکی بگریم.

مایک والتری،سینوهه/ترجمه محمدعارف عرب

@PhilosophyCafe
دوستانی که با adobe reader مشکل دارن یعنی هنگام کلیک بر روی کلمات،بابیلون معنی کلمات را برایشان نمایش نمی دهد باید مراحل زیر را انجام بدن تا مشکلشون حل بشه :


فایل BabylonRPI.api را از مسیر زیر بردارید :

C:\Program Files (x86)\Babylon\Babylon-Pro\Utils

و در اینجا کپی کنید :

C:\Program Files (x86)\Adobe\Reader 11.0\Reader\plug_ins


بعد هم تیک گزینه های زیر را بردارید :

الف : در adobe 10

edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in
=>enable protection mode at startup

ب : در adobe 11 :

edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in

edit=>perferenve=>security(Enhanced)
=>enable protection mode at startup


حالا اگر acrobat را یکبار باز و بسته کنید می توانید از babylon روی فایل PDF استفاده کنید.