Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
They should give me one more PhD for this disaster.
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
If you are looking for happiness, try to find the friends with the same mental disorders as yours.
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
🗯 حیدربابا، دنیا یالان دنیا دی
سلیماندان، نوحدان قالان دنیا دی
اوغول دوغان، دردهسالان دنیا دی
هر کیمیسه هر نه وئریب، الیبدی
افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی
✅ حیدربابا، دنیا، دنیای دروغین است
از سلیمان و نوح این دنیا مونده
بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا
به هر کی هر چی داده ازش گرفته
از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده
🔹 شهریار 🔹
@philosophycafe
سلیماندان، نوحدان قالان دنیا دی
اوغول دوغان، دردهسالان دنیا دی
هر کیمیسه هر نه وئریب، الیبدی
افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی
✅ حیدربابا، دنیا، دنیای دروغین است
از سلیمان و نوح این دنیا مونده
بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا
به هر کی هر چی داده ازش گرفته
از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده
🔹 شهریار 🔹
@philosophycafe
🖋 در حرفهام به عنوان یک روانپزشک، دو دلبستگی عمدۀ جداگانه ولی موازی داشتهام: گروهدرمانی و درمان اگزیستانسیال. ...
گروهدرمانی بر نظریۀ بینفردی بنیان گذاشته شده و بر این فرض استوار است که افراد در دام نومیدی میافتند چون نمیتوانند روابطی دیرپا، معنیدار و حمایتگر با دیگران برقرار کنند. پس درمان، در مسیرِ کاوشِ علتِ کژراهه رفتنِ تلاشِ بیمار برای برقراری ارتباط با دیگران هدایت میشود. گروه، عرصۀ آرمانی چنین بررسیهاییست زیرا با قدرتمندی تمام بر شیوۀ ارتباط اعضا با یکدیگر تمرکز میکند. مسئله این نیست که اعضا پس از پایان گروه، آشنایی و دوستی با یکدیگر را ادامه میدهند. این اتفاق نادر است. مسئله این است که گروه، نمونۀ کوچکی از جامعه است یعنی مشکلاتی که فرد در روابطش دارد، با گذشت زمان، بیچونوچرا در اینجا و اکنونِ گروه تکرار میشود. پس وقتی سرپرستان گروه بر رابطۀ میان اعضا تمرکز میکنند، در واقع به مشکلات موجود در روابط مهم زندگی اعضا توجه میکنند. فرض و تلاش سرپرستان بر این است که اعضا آنچه را که در گروه آموختهاند به موقعیتهای مختلف زندگی تعمیم دهند.
📚 از مؤخرۀ رمان «درمان شوپنهاور»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
گروهدرمانی بر نظریۀ بینفردی بنیان گذاشته شده و بر این فرض استوار است که افراد در دام نومیدی میافتند چون نمیتوانند روابطی دیرپا، معنیدار و حمایتگر با دیگران برقرار کنند. پس درمان، در مسیرِ کاوشِ علتِ کژراهه رفتنِ تلاشِ بیمار برای برقراری ارتباط با دیگران هدایت میشود. گروه، عرصۀ آرمانی چنین بررسیهاییست زیرا با قدرتمندی تمام بر شیوۀ ارتباط اعضا با یکدیگر تمرکز میکند. مسئله این نیست که اعضا پس از پایان گروه، آشنایی و دوستی با یکدیگر را ادامه میدهند. این اتفاق نادر است. مسئله این است که گروه، نمونۀ کوچکی از جامعه است یعنی مشکلاتی که فرد در روابطش دارد، با گذشت زمان، بیچونوچرا در اینجا و اکنونِ گروه تکرار میشود. پس وقتی سرپرستان گروه بر رابطۀ میان اعضا تمرکز میکنند، در واقع به مشکلات موجود در روابط مهم زندگی اعضا توجه میکنند. فرض و تلاش سرپرستان بر این است که اعضا آنچه را که در گروه آموختهاند به موقعیتهای مختلف زندگی تعمیم دهند.
📚 از مؤخرۀ رمان «درمان شوپنهاور»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
آدم های زیادی منتظرند تا به دستان من کشته شوند.
— مازیار 🦋
"There are many people waiting to be killed by my hands."
— Maziyar 🦋
— مازیار 🦋
"There are many people waiting to be killed by my hands."
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
کاش میداشتی آنچه را که در کلامت جاریست...
— مازیار 🦋
"Wish you've had what you are saying..."
— Maziyar 🦋
— مازیار 🦋
"Wish you've had what you are saying..."
— Maziyar 🦋
Forwarded from Sadra MZ
"در نگاه ماکس مولر (زبانشناس آلمانی قرن ۱۹)، اسطوره نه تبدیل شکل تاریخ به صورت یک داستان افسانهای است و نه افسانهای است که به عنوان تاریخ پذیرفته شده باشد.
آنچه را که ما اسطوره میخوانیم، برای او چیزی است موکول و مشروط به وساطت زبان. هر گونه دلالت زبانی لزوما ایهامانگیز است و در این ایهام و همریشگی واژهها، سرچشمهی تمامی اسطورهها نهفته است.
برای مثال در افسانهی دیوکالیون و پیرها پس از آنکه زئوس آنها را از طوفان نابودگر نوع بشر وارهاند، نیاکان یک نژاد جدید بشر شدند. بدینسان که ایشان سنگهایی را از روی زمین برداشتند و آنها را از بالای شانههایشان روی زمین انداختند و این سنگها در همانجا که به زمین انداخته شده بودند به صورت انسان درآمدند.
پیدایش انسان بدینگونه از سنگ به راستی بیمعنا و با هر تفسیری ناسازگار به نظر میآید. اما اگر به یاد آوریم که انسانها و سنگها در زبان یونانی با نامهایی همصدا و یا دستکم همانند به زبان آورده میشوند و واژههایی همواکاند، آیا این قضیه بیدرگ روشن نمیشود؟
درواقع اسطوره، لبهی تاریکی است که زبان بر اندیشه میافکند و این سایه هرگز ناپدید نخواهد شد مگر آنکه زبان و اندیشه همطراز شوند. امری که هرگز رخ نخواهد داد."
[از کتاب زبان و اسطوره، نوشتهی ارنست کاسیرر]
آنچه را که ما اسطوره میخوانیم، برای او چیزی است موکول و مشروط به وساطت زبان. هر گونه دلالت زبانی لزوما ایهامانگیز است و در این ایهام و همریشگی واژهها، سرچشمهی تمامی اسطورهها نهفته است.
برای مثال در افسانهی دیوکالیون و پیرها پس از آنکه زئوس آنها را از طوفان نابودگر نوع بشر وارهاند، نیاکان یک نژاد جدید بشر شدند. بدینسان که ایشان سنگهایی را از روی زمین برداشتند و آنها را از بالای شانههایشان روی زمین انداختند و این سنگها در همانجا که به زمین انداخته شده بودند به صورت انسان درآمدند.
پیدایش انسان بدینگونه از سنگ به راستی بیمعنا و با هر تفسیری ناسازگار به نظر میآید. اما اگر به یاد آوریم که انسانها و سنگها در زبان یونانی با نامهایی همصدا و یا دستکم همانند به زبان آورده میشوند و واژههایی همواکاند، آیا این قضیه بیدرگ روشن نمیشود؟
درواقع اسطوره، لبهی تاریکی است که زبان بر اندیشه میافکند و این سایه هرگز ناپدید نخواهد شد مگر آنکه زبان و اندیشه همطراز شوند. امری که هرگز رخ نخواهد داد."
[از کتاب زبان و اسطوره، نوشتهی ارنست کاسیرر]
🖋 از نظر زیستشناسان و روانشناسان، تفاوتهای جنسیتی، اغلب مهم و جالب توجه بودهاند. برای مثال، این تفاوتها در حوزۀ تحقیقاتی روانشناسی اجتماعی محوریت دارند. در نتیجه، مطالعات فمنیستی اولیه بدون توجه به جایگاه زنان در علم و تکنولوژی، عمدتاً توجه خود را به پرسشهایی دربارۀ ساخت علمی جنسیت مصروف میداشتند و خصوصاً به مطالعات زیستشناسان در خصوص امور جنسی و جنسیت توجه نشان میدادند. ... بسیاری از مؤثرترین منتقدان زیستشناسی، خود، زیستشناس بودند و تحقیقات همکارانشان را با هدف بهبود کیفیت تحقیقات خودشان به چالش میکشیدند.
برای مثال، کتاب «افسانۀ جنسیت» نوشتۀ آنه فاستو استرلینگ (1985) حملهای همهجانبه به تحقیقات در زمینۀ تفاوتهای جنسی زنان و مردان است. این اثر تلاش میکند پیشفرضهای ضعیف و نتیجهگیریهای ناموجهی را آشکار سازد تا نشان دهد که چگونه تحقیقات زیستشناسی در درک سیاقهای اجتماعیای که میتوانند رفتارهای جنسیتی را تولید کنند، ناموفق هستند و نیز سعی دارد چارچوب ایدئولوژیکی را که از تحقیقات در خصوص تفاوت جنسی پشتیبانی میکند، به چالش بکشد.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
@philosophycafe
برای مثال، کتاب «افسانۀ جنسیت» نوشتۀ آنه فاستو استرلینگ (1985) حملهای همهجانبه به تحقیقات در زمینۀ تفاوتهای جنسی زنان و مردان است. این اثر تلاش میکند پیشفرضهای ضعیف و نتیجهگیریهای ناموجهی را آشکار سازد تا نشان دهد که چگونه تحقیقات زیستشناسی در درک سیاقهای اجتماعیای که میتوانند رفتارهای جنسیتی را تولید کنند، ناموفق هستند و نیز سعی دارد چارچوب ایدئولوژیکی را که از تحقیقات در خصوص تفاوت جنسی پشتیبانی میکند، به چالش بکشد.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
@philosophycafe