به تقاضای دوستی کتابهای بالا رو در کانال قرار دادم، نه مورد تایید هستند و نه تکذیب چون مطالعه نشدند هنوز.
#امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
#امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 سالومی همسایۀ ما بود. اهل چین بود. موی دخترهای سالومی هم مثل موهای رعنا کوتاه بود. سالومی دو دختر داشت...
سالومی حتماً زیتون دیده بود. بعید بود سالومی از چین بیاید و زیتون نبیند. عمو اسد میگفت که چین خیلی دور است. میگفت وقتی اینجا روز است، توی چین شب است... اگر از سالومی میپرسیدم که زیتون چه جور چیزی است، حتماً به من میگفت شاید هم میرفت و برایم یک قاچ زیتون می آورد. در خانۀ آنها همه جور چیزی پیدا میشود. اگر پیش سالومی میرفتم، ازش میپرسیدم که آیا میداند خدا توی قرآن به زیتون سوگند خورده است؟ زنها میگفتند که سالومی مسلمان نیست. میگفتند، نعوذبالله، خدا را نمیشناسد. بعضیها میگفتند که خدای آنها گاو است. میگفتند که همشهری های سالومی جلوی گاو سجده میکنند. خاله نجیبه میگفت. وقتی که موی علیرضا را میزد، گفت... علیرضا اصلاً نمیدانست که خدا به زیتون قسم خورده، خاله نجیبه هم نمیدانست، هیچکدام از بچه ها نمیدانستند، برای همین هم همیشه به ابوالفضل قسم میخوردند. دوست داشتم که بدانم سالومی به چی قسم میخورد. وقتی دخترهایش را میزند، آنها چه میگفتند. به چی قسم میخوردند. شاید میگفتند: «تو را به گاو ما را نزن مامان!». شاید هم به چشمهای گاو قسم میخوردند. به دم گام یا به شاخ گاو قسم میخوردند.
📚 بخشی از داستان «چشمهای آبی عمو اسد»، نوشتۀ حافظ خیاوی 📚
@philosophycafe
سالومی حتماً زیتون دیده بود. بعید بود سالومی از چین بیاید و زیتون نبیند. عمو اسد میگفت که چین خیلی دور است. میگفت وقتی اینجا روز است، توی چین شب است... اگر از سالومی میپرسیدم که زیتون چه جور چیزی است، حتماً به من میگفت شاید هم میرفت و برایم یک قاچ زیتون می آورد. در خانۀ آنها همه جور چیزی پیدا میشود. اگر پیش سالومی میرفتم، ازش میپرسیدم که آیا میداند خدا توی قرآن به زیتون سوگند خورده است؟ زنها میگفتند که سالومی مسلمان نیست. میگفتند، نعوذبالله، خدا را نمیشناسد. بعضیها میگفتند که خدای آنها گاو است. میگفتند که همشهری های سالومی جلوی گاو سجده میکنند. خاله نجیبه میگفت. وقتی که موی علیرضا را میزد، گفت... علیرضا اصلاً نمیدانست که خدا به زیتون قسم خورده، خاله نجیبه هم نمیدانست، هیچکدام از بچه ها نمیدانستند، برای همین هم همیشه به ابوالفضل قسم میخوردند. دوست داشتم که بدانم سالومی به چی قسم میخورد. وقتی دخترهایش را میزند، آنها چه میگفتند. به چی قسم میخوردند. شاید میگفتند: «تو را به گاو ما را نزن مامان!». شاید هم به چشمهای گاو قسم میخوردند. به دم گام یا به شاخ گاو قسم میخوردند.
📚 بخشی از داستان «چشمهای آبی عمو اسد»، نوشتۀ حافظ خیاوی 📚
@philosophycafe
🔍 آیا سیاست نسبتی با اخلاق دارد؟ آیا میشود گفت که برخی سیاستمداران اخلاقی اند و بعضی دیگر از سیاستمداران غیراخلاقی اند؟ یا اینکه عرصۀ سیاست جدا از عرصۀ اخلاق است؟ اگر بشود از "سیاست اخلاقی" سخن گفت، کدام یک از مکاتب اخلاقی در این مسیر راهگشا خواهد بود؟ در نوشتۀ زیر، سعی کردم به طور مختصر، دیدگاه مصطفی ملکیان در مورد این مسائل را توضیح دهم.
🔖 ممنون میشم نقد و نظرتون رو برای بنده بفرستید.
@Ali_soltanzadeh
@philosophycafe
🔖 ممنون میشم نقد و نظرتون رو برای بنده بفرستید.
@Ali_soltanzadeh
@philosophycafe
http://sharifphilsci.blog.ir/1397/05/28/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85%E2%80%8E%D8%A7%D9%86%D8%AF
@philosophycafe
@philosophycafe
sharifphilsci.blog.ir
مردم چقدر مهماند؟
اصلیترین سؤال فلسفۀ اخلاق، این بوده که «کار خوب چیست؟». واضح است که صداقت و کمک به دیگران، کار خوبی هستند و دروغ و قدرتطلبی بد. اما پرسش اینجاست که چه اشتراکی بین صداقت و کمک کردن به دیگران وجود دارد که ما به هر دوی آنها، صفت «خوب» را نسبت میدهیم. اساساً…
Philosophy Cafe ♨️
http://sharifphilsci.blog.ir/1397/05/28/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85%E2%80%8E%D8%A7%D9%86%D8%AF @philosophycafe
یکی از دوستان در ارتباط با نوشتۀ بالا، این پیام رو برای بنده فرستادن.👇
Forwarded from Deleted Account
تا وقتی پست شما رو نخونده بودم دیدگاه ملکیان رو نمیدونستم. فهمیدم نظرات شخصیم خیلی نزدیک به ایشونه و همیشه این نکته رو مدنظر داشتم که راه تغییر مثبت، از انقلاب خیابونی و تغییر حکومت نمیگذره، بل باید ذهن افراد آمادگی پذیرش تغییرات اساسی و مثبت رو داشته باشه که اون هم به نوبه ی خود نیازمند یک آگاهی نسبی (شناخت تاریخ و اقتصاد و سیاست و علم و...).
ولی باید همینجا به یک نقد اساسی به این دیدگاه (که اتفاقا خودم هم طرفدارش هستم) اشاره کنم.
این دیدگاه خیلی آرمان گراس و دردی از جامعه دوا نمیکنه. ما چطور انتظار داریم که مردم یک شبه شروع به مطالعه کنن و آگاهی جامعه افزایش پیدا کنه؟!
شروع به مطالعه ی افراد، خودش طالب پیش نیازهای اجتناب ناپذیری است، چه رسد به این که بخوایم ببینیم این مطالعات باید از چه سنخی باشه، چطور هدایت بشه و ادامه پیدا کنه و...
یکی ازین پیش نیازها وضعیت اقتصادی نسبتا مطلوب برای افراد. فرد برای شروع به مطالعه نیاز به یک وضعیت رفاهی نسبتا خوب و آسایش ذهنی داره تا بدور از دغدغه ی رفع نیازهای اساسی زندگی به تفکر و تصمیم آگاهانه بپردازه؛ که خود این پیش نیاز برمیگرده به سیاست های اقتصادی حکومت و...
پس این قسمت از صحبت های آقای ملکیان که میگن "نقد روشنفکران نه نقد حاکمیت سیاسی و نه هموار کردن مسیر اقتصادی بل نقد مردم باشد" به نظر اشتباه میاد چون این دو لازم و ملزوم هم هستن
ولی باید همینجا به یک نقد اساسی به این دیدگاه (که اتفاقا خودم هم طرفدارش هستم) اشاره کنم.
این دیدگاه خیلی آرمان گراس و دردی از جامعه دوا نمیکنه. ما چطور انتظار داریم که مردم یک شبه شروع به مطالعه کنن و آگاهی جامعه افزایش پیدا کنه؟!
شروع به مطالعه ی افراد، خودش طالب پیش نیازهای اجتناب ناپذیری است، چه رسد به این که بخوایم ببینیم این مطالعات باید از چه سنخی باشه، چطور هدایت بشه و ادامه پیدا کنه و...
یکی ازین پیش نیازها وضعیت اقتصادی نسبتا مطلوب برای افراد. فرد برای شروع به مطالعه نیاز به یک وضعیت رفاهی نسبتا خوب و آسایش ذهنی داره تا بدور از دغدغه ی رفع نیازهای اساسی زندگی به تفکر و تصمیم آگاهانه بپردازه؛ که خود این پیش نیاز برمیگرده به سیاست های اقتصادی حکومت و...
پس این قسمت از صحبت های آقای ملکیان که میگن "نقد روشنفکران نه نقد حاکمیت سیاسی و نه هموار کردن مسیر اقتصادی بل نقد مردم باشد" به نظر اشتباه میاد چون این دو لازم و ملزوم هم هستن
بعضی زن ها تو را در یک دقیقه عاشق خودشان می کنند ولی بعضی دیگر حتی اگر یک عمر با آن ها سر کنی عاشقشان نمی شوی.
#کوهیار
برگرفته از سخن داستایوسکی
#کوهیار
برگرفته از سخن داستایوسکی
Forwarded from Art and Literature
با آن دسته از که با این شرایط اقتصادی و فشارهای اجتماعی تصمیم به ترک مواد مخدر میکنند یا از مصرف داروهای آرامبخش خودداری میکنند سخنی دارم: «روا نیست وسط جنگ زرهات را در بیاوری دوست من!»
— مازیار
in a loud voice, I have one thing to say, to those who want to withdraw from drugs or so-called recover themselves from addiction or simply sedatives, at current economical conditions and social pressure: "Don't return your sword in the middle of war, my friend!"
— Maziyar 🦋
— مازیار
in a loud voice, I have one thing to say, to those who want to withdraw from drugs or so-called recover themselves from addiction or simply sedatives, at current economical conditions and social pressure: "Don't return your sword in the middle of war, my friend!"
— Maziyar 🦋
تنها زاده می شویم و تنها می میریم.پس هر آن کس در این بین است برایمان نمی ماند.
#کوهیار
#کوهیار
Audio
🔰🔰🔰
🔸صوتهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر ندرلو - مبانی تکامل
#تکامل #صوت
@SharifSchools
🔸صوتهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر ندرلو - مبانی تکامل
#تکامل #صوت
@SharifSchools
Forwarded from ✨مدارس میان رشته ای
دکتر ندرلو.pdf
2.5 MB
🔰🔰🔰
🔸اسلایدهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر ندرلو - مبانی تکامل
#تکامل #اسلاید
@SharifSchools
🔸اسلایدهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر ندرلو - مبانی تکامل
#تکامل #اسلاید
@SharifSchools
Audio
🔰🔰🔰
🔸صوتهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر کرباسیزاده - انتخاب طبیعی و قوای ذهنی
#تکامل #صوت
@SharifSchools
🔸صوتهای روز اول مدرسه تابستانی تکامل
🔸جناب آقای دکتر کرباسیزاده - انتخاب طبیعی و قوای ذهنی
#تکامل #صوت
@SharifSchools