Forwarded from فرهنگستان زبان لری
📚به مناسبت ثبت خط و زبانی به نام لری در صفحه کلید گوگل
✍نگارنده: #غلامرضا_مهرآموز، #خوزستان
سلام و سپاس گرم و صمیمانه خود را تقدیم به مجموعه وزین فرهنگستان زبان لری و مخاطبان گرانسنگ آن می کنم.
قول داده بودم که به پاس درخواست های مخاطبان عزیز هر یکی دو هفته در وقت های آزاد یکی دو مقاله نوشته و برای انتشار در فرهنگستان بفرستم و خوشحالم که در اینجا به اولین تعهد به این قول عمل کنم.
و همچنین خوشحالم که نخستین پیامم در حکم یک کاربر عادی مصادف شده است با رویداد بسیار مهم و معناداری برای زبان لری که عبارتست از ثبت خط و زبانی به نام لری در پرکاربردترین صفحه کلید جهان یعنی گوگل.
روزی که خط پاپریک را در سال ۱۳۷۴ ابداع کردم هیچگاه فکر نمی کردم که روزی در کیبوردهای جهانی هم ثبت شود آن روزها نه خبری از اینترنت بود و نه خبری از بازگشت جوانان به هویت بومی خود و پیش نخستین کسانی که عرضه کردم جز سردی، بی تفاوتی، تعجب دلسردکننده یا پوزخندی معنادار بازخوردی نگرفتم.
اما ثبت لری در صفحه کلید گوگل تنها ثبت یک کیبورد برای لری نوشتن نیست بلکه آشنایی و اعتراف جهانیان به وجود هویت و زبانی به نام لری به عنوان رکن رکینی از تمدن و فرهنگ ایرانی-اسلامی است. هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی-فارسی داد.
همانگونهکه در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده ام تدوین خط برای لری به هیچ وجه پدیده ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج هایی وجود دارد که با رسم الخط موجود فارسی نمی توان آنها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و..... که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می کنند یا به اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند. از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، ضمه، و ..... معانی بسیاری از کلمات لری عوض می شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته های لری به ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.
ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تایید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه کاری قومگرایانه.
تاریخ زبان لری هیچگاه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ را از یاد نخواهد برد زیرا نام و هویت لری را در کنار زبان های جهان نشاند و بسیاری از کاربران جهان یک آشنایی صوری با وجود زبان و فرهنگی به نام لری در ایران خواهند داشت و علاوه بر این به امید خدا اعتماد به نفسی فرهنگی برای خود لرها نیز خواهد بود
در بازنگری خط پاپریک برای کیبورد و ثبت در گوگل افراد و گروههای مختلفی به بنده کمک کرده اند و از نظرات آنها بهره گرفته ام که بعدها به تفصیل نام آنها ذکر خواهد شد از همه آن بزرگواران صمیمانه سپاسگزارم. تا کنون دو نسخه بازنگری شده از پاپریک تهیه شده است که آنچه در گوگل ثبت شده نسخه ۱ بازنگری شده پاپریک است. مسلما پاپریک در آینده بهتر و بهینه تر خواهد شد.
خداوند متعال را به خاطر ثبت زبان و خط لری در پرکاربردترین صفحه کلید جهان سپاس می گویم و به تمام مردم عزیز لر و ایران تبریک می گویم.
غلامرضا مهرآموز ۹۷/۷/۱۷
✍نگارنده: #غلامرضا_مهرآموز، #خوزستان
سلام و سپاس گرم و صمیمانه خود را تقدیم به مجموعه وزین فرهنگستان زبان لری و مخاطبان گرانسنگ آن می کنم.
قول داده بودم که به پاس درخواست های مخاطبان عزیز هر یکی دو هفته در وقت های آزاد یکی دو مقاله نوشته و برای انتشار در فرهنگستان بفرستم و خوشحالم که در اینجا به اولین تعهد به این قول عمل کنم.
و همچنین خوشحالم که نخستین پیامم در حکم یک کاربر عادی مصادف شده است با رویداد بسیار مهم و معناداری برای زبان لری که عبارتست از ثبت خط و زبانی به نام لری در پرکاربردترین صفحه کلید جهان یعنی گوگل.
روزی که خط پاپریک را در سال ۱۳۷۴ ابداع کردم هیچگاه فکر نمی کردم که روزی در کیبوردهای جهانی هم ثبت شود آن روزها نه خبری از اینترنت بود و نه خبری از بازگشت جوانان به هویت بومی خود و پیش نخستین کسانی که عرضه کردم جز سردی، بی تفاوتی، تعجب دلسردکننده یا پوزخندی معنادار بازخوردی نگرفتم.
اما ثبت لری در صفحه کلید گوگل تنها ثبت یک کیبورد برای لری نوشتن نیست بلکه آشنایی و اعتراف جهانیان به وجود هویت و زبانی به نام لری به عنوان رکن رکینی از تمدن و فرهنگ ایرانی-اسلامی است. هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی-فارسی داد.
همانگونهکه در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده ام تدوین خط برای لری به هیچ وجه پدیده ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج هایی وجود دارد که با رسم الخط موجود فارسی نمی توان آنها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و..... که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می کنند یا به اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند. از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، ضمه، و ..... معانی بسیاری از کلمات لری عوض می شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته های لری به ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.
ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تایید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه کاری قومگرایانه.
تاریخ زبان لری هیچگاه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ را از یاد نخواهد برد زیرا نام و هویت لری را در کنار زبان های جهان نشاند و بسیاری از کاربران جهان یک آشنایی صوری با وجود زبان و فرهنگی به نام لری در ایران خواهند داشت و علاوه بر این به امید خدا اعتماد به نفسی فرهنگی برای خود لرها نیز خواهد بود
در بازنگری خط پاپریک برای کیبورد و ثبت در گوگل افراد و گروههای مختلفی به بنده کمک کرده اند و از نظرات آنها بهره گرفته ام که بعدها به تفصیل نام آنها ذکر خواهد شد از همه آن بزرگواران صمیمانه سپاسگزارم. تا کنون دو نسخه بازنگری شده از پاپریک تهیه شده است که آنچه در گوگل ثبت شده نسخه ۱ بازنگری شده پاپریک است. مسلما پاپریک در آینده بهتر و بهینه تر خواهد شد.
خداوند متعال را به خاطر ثبت زبان و خط لری در پرکاربردترین صفحه کلید جهان سپاس می گویم و به تمام مردم عزیز لر و ایران تبریک می گویم.
غلامرضا مهرآموز ۹۷/۷/۱۷
به خروس ها آنقدر خون می دهند تا وحشی شوند.در روز مبارزه چند نفر گردشان می گیرند و سر اولین تاجی که کنده شود قمار می کنند.باقی مردم از هیجان فریاد می زنند و در انتها به لاشه ی خروس بازنده تف می اندازند.
در میان ازدحام جمعیت پیرمرد با شادی گفت این توله سگ ها را ببینید که به جان هم افتاده اند...
درست مثل جنگ خروس ها مردم دورشان حلقه زند.صدای تشویقشان صدای رسیدن مترو را در خود بلعید.
با رسیدن قطار مامور مترو باخنده گوش یکی از بچه دست فروش ها را پیچاند و غائله تمام شد.
#کوهیار
@philosophycafe
🕸🕸🕸
در میان ازدحام جمعیت پیرمرد با شادی گفت این توله سگ ها را ببینید که به جان هم افتاده اند...
درست مثل جنگ خروس ها مردم دورشان حلقه زند.صدای تشویقشان صدای رسیدن مترو را در خود بلعید.
با رسیدن قطار مامور مترو باخنده گوش یکی از بچه دست فروش ها را پیچاند و غائله تمام شد.
#کوهیار
@philosophycafe
🕸🕸🕸
تفاوتی است بین امر معنادار و چگونه معنا یافتن یک امر و هر دوی اینها متفاوتاند از چرایی معنا یافتن یک امر. اولی نتیجه دومی است و دومی را ویتگنشتاین نتیجه شیوه زیست (form of life) میداند. اما سومی هنوز پاسخی ندارد و اگر هم داشته باشد به نظر نمیرسد که در حوزه فلسفه باشد. چه چیزی رخ میدهد که ما معناداری را مییابیم؟ چگونه است که ما کمیتهای صلب و ناصلب را به معانی ترجمه میکنیم. آیا در ما قوهای معناساز وجود دارد؟ قوهای که به ما توان معناسازی میدهد؟ قوهای که به واسطه آن ما دانسته و یا نادانسته در تعامل با دگرهستیها معنا میسازیم/درکمیکنیم؟ قوهای که به ما میدهد توهم معنا دادن/یافتن/ساختن؟ آیا معنا توهمی دگرگشتی (تکاملی) است برای سازگاری با آنچه که بوده؟
#امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
#امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «تفاوتی است بین امر معنادار و چگونه معنا یافتن یک امر و هر دوی اینها متفاوتاند از چرایی معنا یافتن یک امر. اولی نتیجه دومی است و دومی را ویتگنشتاین نتیجه شیوه زیست (form of life) میداند. اما سومی هنوز پاسخی ندارد و اگر هم داشته باشد به نظر نمیرسد که در…»
🔸 در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش
میشود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
🔹 عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش / بهروز یاسمی 🔹
@philosophycafe
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش
میشود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
🔹 عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش / بهروز یاسمی 🔹
@philosophycafe
[Ludwig_Wittgenstein]_On_Certainty(BookFi).pdf
9.2 MB
🔘 On Certainty
🔘 Ludwig Wittgenstein
🔘 published: 1969
🔘 Page count: 90
🔘 Editor: Georg Henrik von Wright
🔘 Translator: G. E. M. Anscombe
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 Ludwig Wittgenstein
🔘 published: 1969
🔘 Page count: 90
🔘 Editor: Georg Henrik von Wright
🔘 Translator: G. E. M. Anscombe
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 On Certainty
🔘 Ludwig Wittgenstein
🔘 published: 1969
🔘 Page count: 90
🔘 Editor: Georg Henrik von Wright
🔘 Translator: G. E. M. Anscombe
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 Ludwig Wittgenstein
🔘 published: 1969
🔘 Page count: 90
🔘 Editor: Georg Henrik von Wright
🔘 Translator: G. E. M. Anscombe
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 آدمیان، هر چند نه همیشه به حق، حسرت گذشته را میخورند و از زمان حال شکایت میکنند؛ و دلبستگیشان به گذشته به حدی است که نه تنها روزگارانی را که فقط از طریق نوشته های تاریخ نویسان میشناسند بلکه در زمان پیری، روزگار جوانی خویش را نیز میستایند. اگر این شیوۀ فکر نادرست است، و بیشتر اوقات به راستی نادرست است، به عقیدۀ من منشأ آن علل متعددی هستند که به هم میپیوندند و با هم اثر میبخشند. یکی این است که مردم دربارۀ رویدادهای گذشته هرگز تمام حقیقت را نمیشناسند زیرا که بیشتر اوقات نویسندگان رویدادهایی را که مایۀ ننگ عصر زندگی ایشان است پنهان میکنند و هر چه را که از شکوه و درخشندگی آن عصر حاکی است با آب و تاب فراوان باز مینمایند. بیشترین تاریخ نویسان چنان گوش به فرمان بخت نیک فاتحان دارند که برای بزرگ جلوه دادن پیروزیهای ایشان نه تنها در شرح کارهای واقعاً دلیرانۀ آنان به اغراق میگرایند بلکه در وصف شجاعت دشمنان ایشان نیز مبالغه میکنند، و از این رو نسلهایی که بعدها در کشور طرف غالب یا طرف مغلوب به دنیا می آیند، آدمیان آن عصرها را به دیدۀ اعجاب مینگرند و میستایند.
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature
Words That Express Inexpressible Feelings...
🖋 حوزۀ خصوصی و حوزۀ عمومی در گذشته تمایز چندانی از یکدیگر نداشتند. پادشاه، ابوالملّه بود و مردم، رعایای او به حساب می آمدند؛ مفهوم شهروند هنوز پدید نیامده بود. پادشاه، کشور را خانۀ بزرگ خود میدانست و شاهزادگان را والی بخشهای مختلف کشور میکرد. شاه، سیاست مُدُن نداشت، بلکه تدبیر منزل میکرد. دیوانیان، نوکر شاه و درباریان بودند، یعنی شاه همانطور که عملۀ طرب داشت، عمال دیگری هم داشت که به واسطۀ آنها منزل بزرگ خویش را تدبیر میکرد. خزانه، ملک مطلق شاه بود لذا مالکیت، به معنای امروزی کلمه، وجود نداشت. به این ترتیب، حتی سیاست که عمومی ترین امور است در حوزۀ خصوصی یا به اصطلاح در اندرونی جریان داشت. از اینها مهمتر، شاه، ظل الله، خلیفة الله و بزرگ دینیاران هم بود. اما به تدریج حوزۀ عمومی شکل گرفت و از حوزۀ خصوصی متمایز شد؛ دولت به حوزۀ عمومی درآمد و دین در حوزۀ خصوصی جای گرفت. بنابراین، یکی از وجوه و معانی سکولاریزاسیون، تفکیک نهاد دین از نهاد دولت است.
📚 از کتاب «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری»، نوشتۀ سعید حجاریان 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری»، نوشتۀ سعید حجاریان 📚
@philosophycafe
Forwarded from اتچ بات
ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺗﮑﺎﭘﻮﯼ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺗﺮﯾﻨﺎ ﭘﺎﻻﺱ ﺍﺳﺖ، ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ،ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻮﯾﺎ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﯾﮏ ﮐﺮﻡ ﮐﻮﭼﮏِ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺗﺨﻢ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﯿﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖِ ﺧﻮﺩ ، ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺎﺧﻪ ﯼ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯾﺶ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ، ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺮﻡ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ( ﺭﺍﻩ ﺭﺍﻩ ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ .… ﺍﻣﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ؟
ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ 🍃
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩ .
🌸ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺎﺭﯾﮑﻪ ﺍﯼ ، ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ، ﻣﺼﺪﺍﻕ ﮐﺮﻣﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
🌸ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶِ ﺩﺭﻭﻏﯿﻨﯽ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎﯼ ﺣﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺟﻮﺍﺏ ِﺁﻥ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﻮﭼﯽ ﺁﻥ ﻫﺪﻑ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ، ﺳﺮﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﯾﺎ ﮐﻮﺩﮎ ﻭﺍﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺪﻑ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﮐﺮﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﺣﻤﺖِ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺗَﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ، ﺗﻤﺜﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ .
🌸ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺩﻭﻡ ﺭﺷﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻠﺐِ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎ ﺗﺮ ، ﺗﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ . ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺟﻮﺍﺏِ ﺳﻮﺍﻻﺕِ ﺣﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﯼ ﺧﻮﯾﺸﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺜﻞِ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺩﻭﻡ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺳﯿﺮِ ﻣﺸﮑﻼﺕِ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺯﻭﺩ ﺩﭼﺎﺭِ ﯾﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﻣﯿﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﮐﻨﺪ ، ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ ﯾﺎ ﻫﺮ ﺧﻂ ﻓﮑﺮﯼِ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﺪِ ﺧﺰﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺯﺩﻩ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
🍃🍃ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﭘﺮ ﻣﻌﻨﯽ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻮﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ .
در تکاپوی معنا
#ترینا_پلاس
@PhilosophyCafe ♨️
ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ 🍃
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩ .
🌸ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺎﺭﯾﮑﻪ ﺍﯼ ، ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ، ﻣﺼﺪﺍﻕ ﮐﺮﻣﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
🌸ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶِ ﺩﺭﻭﻏﯿﻨﯽ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎﯼ ﺣﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺟﻮﺍﺏ ِﺁﻥ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﻮﭼﯽ ﺁﻥ ﻫﺪﻑ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ، ﺳﺮﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﯾﺎ ﮐﻮﺩﮎ ﻭﺍﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺪﻑ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﮐﺮﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﺣﻤﺖِ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺗَﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ، ﺗﻤﺜﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ .
🌸ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺩﻭﻡ ﺭﺷﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻠﺐِ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎ ﺗﺮ ، ﺗﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ . ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺟﻮﺍﺏِ ﺳﻮﺍﻻﺕِ ﺣﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﯼ ﺧﻮﯾﺸﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺜﻞِ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺩﻭﻡ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺳﯿﺮِ ﻣﺸﮑﻼﺕِ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺯﻭﺩ ﺩﭼﺎﺭِ ﯾﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﻣﯿﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﮐﻨﺪ ، ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ ﯾﺎ ﻫﺮ ﺧﻂ ﻓﮑﺮﯼِ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﺪِ ﺧﺰﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺯﺩﻩ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
🍃🍃ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﭘﺮ ﻣﻌﻨﯽ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻮﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ .
در تکاپوی معنا
#ترینا_پلاس
@PhilosophyCafe ♨️
Telegram
❤1
Philosophy Cafe ♨️ pinned « ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺗﮑﺎﭘﻮﯼ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺗﺮﯾﻨﺎ ﭘﺎﻻﺱ ﺍﺳﺖ، ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ،ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻮﯾﺎ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﯾﮏ ﮐﺮﻡ ﮐﻮﭼﮏِ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺗﺨﻢ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﯿﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖِ ﺧﻮﺩ ، ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺎﺧﻪ ﯼ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯾﺶ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ، ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ…»
Forwarded from Art and Literature
"به تردید ایمان دارم، و به «ایمان» تردید دارم."
— استاد مسعود زنجانی 🦋
"Doubt is my faith, faith is my doubt."
— Dr. Masoud Zanjani
— Maziyar 🦋 (Translator)
— استاد مسعود زنجانی 🦋
"Doubt is my faith, faith is my doubt."
— Dr. Masoud Zanjani
— Maziyar 🦋 (Translator)