◾️توصیههایی از یک اهل کتابِ معاصر:
🖋 #محمدمهدی_حاتمی
نیاز به خواندن[کتاب، مقاله و...]، یک نیاز درونی است؛ اگر این نیاز را درونِ خود حس میکنید برای پاسخدادنش، بخوانید و بخوانید و بخوانید! اگر نه، به کاری مفیدتر و انرژیبخشتر بپردازید. برخلاف آنچه همگان میگویند مطالعه، همیشه، همهجا و برای همه مناسب و لذتبخش نیست.
اما اگر درونِ خویش، نیاز به خواندن را احساس میکنید؛ توصیههای زیر شاید بتواند یاریگر شما باشد:
۱. لذیذخوانی کنید!
در گام اول مطالعه، نگران نباشید که چه میخوانید؛ هر چه به شما لذت داده و چشم و دست شما را عادت میدهد که با کتاب انس بگیرید را، فارغ از محتوای آن بخوانید. تا آنجا که میتوانید کتابهایی را مطالعه کنید که شما را سرشار از لذت و مسرت میکند.
۲. دقیقخوانی کنید!
در گام دوم، سعی کنید دقت در خواندن را در خود ایجاد کنید. در این گام به فکرِ لذتِ صرف نباشد؛ بلکه ببینید هدف نویسنده از نوشتن کتاب چه بودهاست و برای رسیدن به هدف، دقیقا چه گامهایی را برداشته و از چه شواهد و استدلالهایی سود بردهاست. آیا شواهد و استدلالها، کافیاند و آیا نویسنده، توانسته به شکلی معقول به هدف خود برسد یا نه!
۳. مسئلهمحورانه بخوانید!
در گام سوم، سعی کنید مهمترین مسائلی که ذهن شما را در گیر کرده بیابید و مطالعات خود را با توجه به آن مسئله یا مسائل، جهت دهید. در این گام با اهل فن، دربارهی شیوهی درست پیگیری مسئله، مشورت کنید و سعی کنید با کمک متخصصین، مهمترین منابع و کتابهایی که در راستای حل مسئله نوشته شدهاند را بیابید و با حوصله، و به تفصیل مطالعه کنید.
۴. چالشی بخوانید!
در گام چهارم، سعی کنید نوشتههایی را در جهت پاسخ به مسائل خود بخوانید که شما را با چالشی جدی مواجه میکند. نوشتههایی از نویسندگانِ مخالف سبک فکری و علائق ایدئولوژیک و سیاسی خود بخوانید؛ و سعی کنید بیشتر با نویسنده، همدلی کنید و خود را با چالشِ جدیِ فکری مواجه سازید. به عبارت دیگر، جهان را از پنجرهی مخالفان خود ببینید و به این فکر کنید که شاید آن مخالفان، درست میگوید! به این طریق خود را وارد یک چالش فکری جدی کنید.
۵. خودباورانه بخوانید!
در گام پنجم، به شرط مطالعهی دقیق، همهجانبه، و منصفانهی یک موضوع، سعی کنید به شکل خودباورانه به مطالعه ادامه دهید. در این گام، ابتدا نقائص هر کدام از دیدگاههای مطالعهشده را بیابید و سپس به فکرِ نگریستن به موضوعات و مسائل با شیوهای کاملا جدید باشید؛ شیوهای که پیش از شما، کسی به آن فکر نکردهاست! اگر این دیدگاه جدید را یافتید به نحوی مستدل از آن دفاع کنید و چیزی به مطالب پیشینیان بیفزایید؛ و برای دیگران به یادگار بگذارید.
به یاد داشتهباشیم که کتابها میتوانند ما را انسانهای بهتری کنند؛ بهشرط آنکه با آنها درست مواجه شویم.
@Mohammad_Mehdi_Hatami
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 #محمدمهدی_حاتمی
نیاز به خواندن[کتاب، مقاله و...]، یک نیاز درونی است؛ اگر این نیاز را درونِ خود حس میکنید برای پاسخدادنش، بخوانید و بخوانید و بخوانید! اگر نه، به کاری مفیدتر و انرژیبخشتر بپردازید. برخلاف آنچه همگان میگویند مطالعه، همیشه، همهجا و برای همه مناسب و لذتبخش نیست.
اما اگر درونِ خویش، نیاز به خواندن را احساس میکنید؛ توصیههای زیر شاید بتواند یاریگر شما باشد:
۱. لذیذخوانی کنید!
در گام اول مطالعه، نگران نباشید که چه میخوانید؛ هر چه به شما لذت داده و چشم و دست شما را عادت میدهد که با کتاب انس بگیرید را، فارغ از محتوای آن بخوانید. تا آنجا که میتوانید کتابهایی را مطالعه کنید که شما را سرشار از لذت و مسرت میکند.
۲. دقیقخوانی کنید!
در گام دوم، سعی کنید دقت در خواندن را در خود ایجاد کنید. در این گام به فکرِ لذتِ صرف نباشد؛ بلکه ببینید هدف نویسنده از نوشتن کتاب چه بودهاست و برای رسیدن به هدف، دقیقا چه گامهایی را برداشته و از چه شواهد و استدلالهایی سود بردهاست. آیا شواهد و استدلالها، کافیاند و آیا نویسنده، توانسته به شکلی معقول به هدف خود برسد یا نه!
۳. مسئلهمحورانه بخوانید!
در گام سوم، سعی کنید مهمترین مسائلی که ذهن شما را در گیر کرده بیابید و مطالعات خود را با توجه به آن مسئله یا مسائل، جهت دهید. در این گام با اهل فن، دربارهی شیوهی درست پیگیری مسئله، مشورت کنید و سعی کنید با کمک متخصصین، مهمترین منابع و کتابهایی که در راستای حل مسئله نوشته شدهاند را بیابید و با حوصله، و به تفصیل مطالعه کنید.
۴. چالشی بخوانید!
در گام چهارم، سعی کنید نوشتههایی را در جهت پاسخ به مسائل خود بخوانید که شما را با چالشی جدی مواجه میکند. نوشتههایی از نویسندگانِ مخالف سبک فکری و علائق ایدئولوژیک و سیاسی خود بخوانید؛ و سعی کنید بیشتر با نویسنده، همدلی کنید و خود را با چالشِ جدیِ فکری مواجه سازید. به عبارت دیگر، جهان را از پنجرهی مخالفان خود ببینید و به این فکر کنید که شاید آن مخالفان، درست میگوید! به این طریق خود را وارد یک چالش فکری جدی کنید.
۵. خودباورانه بخوانید!
در گام پنجم، به شرط مطالعهی دقیق، همهجانبه، و منصفانهی یک موضوع، سعی کنید به شکل خودباورانه به مطالعه ادامه دهید. در این گام، ابتدا نقائص هر کدام از دیدگاههای مطالعهشده را بیابید و سپس به فکرِ نگریستن به موضوعات و مسائل با شیوهای کاملا جدید باشید؛ شیوهای که پیش از شما، کسی به آن فکر نکردهاست! اگر این دیدگاه جدید را یافتید به نحوی مستدل از آن دفاع کنید و چیزی به مطالب پیشینیان بیفزایید؛ و برای دیگران به یادگار بگذارید.
به یاد داشتهباشیم که کتابها میتوانند ما را انسانهای بهتری کنند؛ بهشرط آنکه با آنها درست مواجه شویم.
@Mohammad_Mehdi_Hatami
@PhilosophyCafe ♨️
پرسش:
چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟
لطفا پاسخهای خود را به آیدی زیر بفرستید: 👇
@LostExistence
@PhilosophyCafe ♨️
چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟
لطفا پاسخهای خود را به آیدی زیر بفرستید: 👇
@LostExistence
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «پرسش: چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟ لطفا پاسخهای خود…»
The Gay Science
By Friedrich Nietzsche, Thomas Common
★★★
موضوع جدیدی نیست. همچون دوران کودکی و دوران مدرسه که دوستانی داشتیم و اکنون به پایان رسیده است، مجدد اتفاق خواهد افتاد. به گفته نیچه، هریک دوستانی خواهیم یافت و نزد یکدیگر غریبه خواهیم شد. این همانگونه است که باید باشد؛ هرچقدر هم که از حقیقت شرمسار باشیم، هیچکدام از ما نمیخواهیم آن را بیان کنیم... ما دو کشتی هستیم که هریک از ما هدفی و راهی داریم...
این قانونیست که به موجب آن وقت جدایی من و شما فرا رسیده است.
— مازیار 🦋
By Friedrich Nietzsche, Thomas Common
★★★
موضوع جدیدی نیست. همچون دوران کودکی و دوران مدرسه که دوستانی داشتیم و اکنون به پایان رسیده است، مجدد اتفاق خواهد افتاد. به گفته نیچه، هریک دوستانی خواهیم یافت و نزد یکدیگر غریبه خواهیم شد. این همانگونه است که باید باشد؛ هرچقدر هم که از حقیقت شرمسار باشیم، هیچکدام از ما نمیخواهیم آن را بیان کنیم... ما دو کشتی هستیم که هریک از ما هدفی و راهی داریم...
این قانونیست که به موجب آن وقت جدایی من و شما فرا رسیده است.
— مازیار 🦋
Philosophy Cafe ♨️ pinned «۱. جهان از روابط ساخته شده است. ۲. روابط به دو نوع وجودی و گزارهای تقسیم میشوند. ۳. هیچ گزارهای بیوجود نیست و هیچ وجودی بیگزاره نیست. ۴. وجود و گزاره به مانند یک طیف هستند. ۵. دو سر طیف نمیتوانند در این جهان باشند. ۶. وجود با اول شخص و گزاره با…»
شما که این نظرسنجی را می خوانید ممکن است اهداف خاص و بزرگی داشته باشید. من از شما یک پرسش دارم، اگر با ماشین زمان به آینده برویم و ببینید که رسیدن به هدف مورد نظر، هزینه زیادی داشته (از هر نظری) و سلامت روان شما رو تحت تاثیر قرار داده (دیگه آرامش فعلی رو ن
anonymous poll
هدفم برام خیلی مهمه، هزینه اش را می پردازم – 13
👍👍👍👍👍👍👍 43%
نه، پشیمون شدم – 9
👍👍👍👍👍 30%
من اصلا هدفی ندارم – 4
👍👍 13%
این هزینه را پرداخته ام بدون آنکه هدفی داشته باشم – 2
👍 7%
باید بیشتر فکر کنم – 1
👍 3%
در مسیر هستم درهمین زمان این اتفاق برام افتاده – 1
👍 3%
👥 30 people voted so far.
anonymous poll
هدفم برام خیلی مهمه، هزینه اش را می پردازم – 13
👍👍👍👍👍👍👍 43%
نه، پشیمون شدم – 9
👍👍👍👍👍 30%
من اصلا هدفی ندارم – 4
👍👍 13%
این هزینه را پرداخته ام بدون آنکه هدفی داشته باشم – 2
👍 7%
باید بیشتر فکر کنم – 1
👍 3%
در مسیر هستم درهمین زمان این اتفاق برام افتاده – 1
👍 3%
👥 30 people voted so far.
🖋 ممکن است بپرسند به چه علت انقلابهایی که حکومت جباری را جانشین دولت جمهوری یا دولت جمهوری را جانشین حکومت استبدادی ساخته اند بعضی با خون ریزی همراه بوده اند و بعضی نه. تاریخ نشان میدهد که در بعضی از آن انقلابها آدمیان بیشمار کشته شده اند و در بعضی دیگر حتی به یک تن رنجی نرسیده است... کیفیت انقلاب از این لحاظ، بسته به این است که تغییر شکل حکومت با زور به عمل آید یا بدون زور. در صورت اول عده ای کثیر دچار رنج میشوند و به نوبۀ خود بالطبع درصدد انتقام گیری بر می آیند و عطش انتقام، خون ریزی به بار می آورد. اما آنجا که تغییر نوع حکومت با رضایت همۀ شهروندان که کشور را به عظمت رسانده اند انجام پذیرد علتی نیست که جز رییس دولت کسی زیان ببیند... از این رو اینگونه انقلابها چندان خطرناک نیستند. اما آنجا که انقلاب به دست مردانی به عمل آید که در اندیشۀ انتقام گیریند، چنان توحشی روی مینماید که یادش هم آدمی را به لرزه می اندازد. در تاریخ از اینگونه مثالها فراوان میتوان یافت.
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
🔘 #شکل_زندگی
۱. ویتگنشتاین میگوید که اگر همه پرسشهای علمی پاسخ داده شوند، مشکلات زندگی همچنان به قوت خود باقی هستند. همانطور که پیش از این گفتیم پرسش و مشکل با هم متفاوت هستند، مشکل امری رفع شدنی و پرسش از نوع گزارهای آن امری حل/منحل شدنی است.اما این موضوع چه نسبتی با شکل زندگی دارد؟ پاسخ این است، نسبتی تمام. اصلاح 《form of life》 در تمام ترجمههایی که تا به حال دیدهام 《شیوه زیست》 ترجمه شده بود ولی به نظر بنده این ترجمه گمراه کننده میباشد و به صورت《شکل زندگی》 باید ترجمه شود. اگر بخواهم واژهای فارسی برای آن پیشنهاد دهم از واژه ریخت استفاد خواهم کرد. هر جامعهای داری شکلی از زندگی است، این شکل زندگی شامل نوع لباس پوشیدن، برگزاری جشنها و یا آئینهای سوگواری، نوع تفکر در باب هستی و هر چیز دیگری. به عنوان مثال اربعین و قمهزنی شکلی از زندگی در میان شیعیان است. در اینجا فرض کنید که شخصی اروپایی این صحنهها را میبیند، وی پیش خود چه فکری میکند؟ آیا میتوانید وی را درمورد قمه زنی متقاعد کنید؟ اگر تلاش کنید این کار را انجام دهید، دقیقا عکس آنچه که فکر میکنید اتفاق خواهد افتاد.
۲. مشکل یعنی بههمریختگی. هر جامعهای دارای یک شکل و یا ریخت زندگی است وقتی شخصی که در این جامعه زندگی میکند و یا از بیرون وارد آن میشود و دچار مشکل میشود یعنی شکل یا ریخت زندگی وی دچار دگرریختی و یا بههمریختگی شده است. این شخص نه دیگر میتواند در جامعه خود مورد پذیرش قرار گیرد و نه خود توان پذیرش جامعه را دارد، درمورد شخصی نیز که از بیرون وارد میشود باز وضعیت همینگونه است. هربار که ما جامعه خود را مورد پرسش قرار میدهیم یعنی در جایگاهی سوم شخص و با رابطهای گزارهای و همچنین با ریختی/شکلی متفاوت از ریخت/شکل کلی جامعه قرار گرفتهایم. مشکل یعنی در جایگاه سوم شخص/گزارهای و دگرریختی دست به قضاوت سایر جوامع زدن. اگر ما بتوانیم با جامعهای که دست به نقد آن میزنیم همریخت شویم و رابطه وجودی با ریخت زندگیشان پیدا کنیم، آنگاه مشکل و یا بههمریختگی خودبهخود رفع میشود و در آخر اینکه ما نباید شکلهای/ریختهای زندگی را مورد پرسش قرار دهیم چرا شکل/ریخت زندگی امری گزارهای و از جنس پرسش نیست که بتوانید به آن پاسخ بگویید. ریخت/شکل زندگی امری وجودی است که باید آن را زیست کرد.
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
۱. ویتگنشتاین میگوید که اگر همه پرسشهای علمی پاسخ داده شوند، مشکلات زندگی همچنان به قوت خود باقی هستند. همانطور که پیش از این گفتیم پرسش و مشکل با هم متفاوت هستند، مشکل امری رفع شدنی و پرسش از نوع گزارهای آن امری حل/منحل شدنی است.اما این موضوع چه نسبتی با شکل زندگی دارد؟ پاسخ این است، نسبتی تمام. اصلاح 《form of life》 در تمام ترجمههایی که تا به حال دیدهام 《شیوه زیست》 ترجمه شده بود ولی به نظر بنده این ترجمه گمراه کننده میباشد و به صورت《شکل زندگی》 باید ترجمه شود. اگر بخواهم واژهای فارسی برای آن پیشنهاد دهم از واژه ریخت استفاد خواهم کرد. هر جامعهای داری شکلی از زندگی است، این شکل زندگی شامل نوع لباس پوشیدن، برگزاری جشنها و یا آئینهای سوگواری، نوع تفکر در باب هستی و هر چیز دیگری. به عنوان مثال اربعین و قمهزنی شکلی از زندگی در میان شیعیان است. در اینجا فرض کنید که شخصی اروپایی این صحنهها را میبیند، وی پیش خود چه فکری میکند؟ آیا میتوانید وی را درمورد قمه زنی متقاعد کنید؟ اگر تلاش کنید این کار را انجام دهید، دقیقا عکس آنچه که فکر میکنید اتفاق خواهد افتاد.
۲. مشکل یعنی بههمریختگی. هر جامعهای دارای یک شکل و یا ریخت زندگی است وقتی شخصی که در این جامعه زندگی میکند و یا از بیرون وارد آن میشود و دچار مشکل میشود یعنی شکل یا ریخت زندگی وی دچار دگرریختی و یا بههمریختگی شده است. این شخص نه دیگر میتواند در جامعه خود مورد پذیرش قرار گیرد و نه خود توان پذیرش جامعه را دارد، درمورد شخصی نیز که از بیرون وارد میشود باز وضعیت همینگونه است. هربار که ما جامعه خود را مورد پرسش قرار میدهیم یعنی در جایگاهی سوم شخص و با رابطهای گزارهای و همچنین با ریختی/شکلی متفاوت از ریخت/شکل کلی جامعه قرار گرفتهایم. مشکل یعنی در جایگاه سوم شخص/گزارهای و دگرریختی دست به قضاوت سایر جوامع زدن. اگر ما بتوانیم با جامعهای که دست به نقد آن میزنیم همریخت شویم و رابطه وجودی با ریخت زندگیشان پیدا کنیم، آنگاه مشکل و یا بههمریختگی خودبهخود رفع میشود و در آخر اینکه ما نباید شکلهای/ریختهای زندگی را مورد پرسش قرار دهیم چرا شکل/ریخت زندگی امری گزارهای و از جنس پرسش نیست که بتوانید به آن پاسخ بگویید. ریخت/شکل زندگی امری وجودی است که باید آن را زیست کرد.
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
Art and Literature
مسائل (پرسشها) گاهی از پاسخها مهمترند. — نانس ویلاد — مازیار 🦋
گاهی نه، همواره مهمترند