Forwarded from 📶درسگفتارهای جامعه شناسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬فلسفه چیست؟
تأملاتی فلسفی درباب مرگ
سخنران: دیمیتریس لیانتینیس
ترجمه و زیرنویس: شهاب غدیری
#مکتب_زندگی #فلسفه_زندگی
#مرگ #فلسفه
@kavosh_garan
تأملاتی فلسفی درباب مرگ
سخنران: دیمیتریس لیانتینیس
ترجمه و زیرنویس: شهاب غدیری
#مکتب_زندگی #فلسفه_زندگی
#مرگ #فلسفه
@kavosh_garan
به عقیده میخائيل باکونين :
آزادی بدون سوسياليسم بی عدالتی و امتياز انحصاری می باشد اما سوسیالیسم بدون آزادی برده داری و وحشی گری است.
کالین وارد
آنارشیسم
ترجمه محمودرضا عبدالهی صفحه 16
@PhilosophyCafe🕸
آزادی بدون سوسياليسم بی عدالتی و امتياز انحصاری می باشد اما سوسیالیسم بدون آزادی برده داری و وحشی گری است.
کالین وارد
آنارشیسم
ترجمه محمودرضا عبدالهی صفحه 16
@PhilosophyCafe🕸
Forwarded from Art and Literature
🖋 فلاسفۀ دوران گذار، گذر از سنت به مدرنیته را تسریع و تسهیل کردند.
با این قیاس میتوان امام [خمینی] را فقیه دورانِ گذار دانست. فقه شیعه در حال گذار از یک دوره به دوره ای دیگر است و امام در میانۀ این دو دوره ایستاده و این گذار را تسریع و تسهیل میکند. برخلاف فقه اهل سنت که عمدتاً با قدرت سیاسی درآمیخت و لذا این گذار را در مدتی طولانی طی کرد، فقه شیعه از این موهبت محروم ماند تا اینکه ناگهان با پدیدۀ دولت مواجه شد و اکنون باید مسیری طولانی را در مدتی کوتاه طی کند. فقهای ما در شرایطی با تجدد و آثار ناشی از آن در ساخت و بافت اجتماعی مواجه شدند که برای انطباق با دوران جدید، به هیچ وجه تمهید مقدمات نکرده و دستگاه معرفتی لازم را تدارک ندیده بودند. ناگهان آوار مدرنیته بر سر فقهای ما فرو ریخت. این شعر مشهور سهراب سپهری که «سَر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سؤال»، تصویری دقیق از وضعیت فقیهان و دستگاه فقهی ما ترسیم میکند.
📝 از مقالۀ «از فقه جواهری تا فقه المصلحة»، نوشتۀ سعید حجاریان 📝
@philosophycafe
با این قیاس میتوان امام [خمینی] را فقیه دورانِ گذار دانست. فقه شیعه در حال گذار از یک دوره به دوره ای دیگر است و امام در میانۀ این دو دوره ایستاده و این گذار را تسریع و تسهیل میکند. برخلاف فقه اهل سنت که عمدتاً با قدرت سیاسی درآمیخت و لذا این گذار را در مدتی طولانی طی کرد، فقه شیعه از این موهبت محروم ماند تا اینکه ناگهان با پدیدۀ دولت مواجه شد و اکنون باید مسیری طولانی را در مدتی کوتاه طی کند. فقهای ما در شرایطی با تجدد و آثار ناشی از آن در ساخت و بافت اجتماعی مواجه شدند که برای انطباق با دوران جدید، به هیچ وجه تمهید مقدمات نکرده و دستگاه معرفتی لازم را تدارک ندیده بودند. ناگهان آوار مدرنیته بر سر فقهای ما فرو ریخت. این شعر مشهور سهراب سپهری که «سَر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سؤال»، تصویری دقیق از وضعیت فقیهان و دستگاه فقهی ما ترسیم میکند.
📝 از مقالۀ «از فقه جواهری تا فقه المصلحة»، نوشتۀ سعید حجاریان 📝
@philosophycafe
آیا فلسفه مرده است؟ مرگ فلسفه به چه معناست؟ چه تفاوتی بین مرگ فیلسوف و مرگ فلسفه وجود دارد؟ آیا فلسفه دارای یک پیکره واحد است که کسی بتواند مرگ آن را فریاد بزند؟ آیا بیان مرگ فلسفه خود مستلزم شناخت فلسفه و فلسفهورزی نیست؟ به چه معنا فلسفه مرده است؟ چه تفاوتی بین فلسفه به معنای نظریهورزی و فلسفه به معنای توصیف با فلسفه به معنای حکمت وجود دارد؟ آیا اگر تمامی پرسشهای علمی دانشمندان پاسخ داده شود، پرسش از معنای زندگی هم پاسخ داده خواهد شد؟ پاسخ از معنای زندگی را در کدامین علم باید پی گرفت؟ چه تفاوتی بین پرسش و مشکل وجود دارد؟ تفاوت رابطه گزارهای با رابطه وجودی چیست؟ تفاوت معنای وجودی با معنای گزارهای چیست؟ آیا هدف از زندگی پیشرفت است؟ چرا ما باید جهان را بشناسیم؟ آیا ما بردگانی در خدمت شناخت جهان هستیم؟ آیا پاسخ این پرسشها در علم داده میشود؟ انسان به مثابه انرژی، چگونه انسانی است؟ چه تفاوتی بین علم به عنوان کاوش و علم به عنوان ابزار وجود دارد؟ آیا علم اگر علم اجازه داشته باشد هر حوزهای را مورد مطالعه قرار دهد، به این معناست که این اجازه را نیز دارد که در حوزهای به کار گرفته شود؟ چه کسی و چه چیزی تعیین کننده و تعین بخش #بایدها و #نبایدهای علمی میباشد؟ تفاوت علم و تکنولوژی چیست و فرق تکنوساینس با هر دوی اینها در چیست؟
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from کتابخانه
نان و شراب.pdf
6.4 MB
کتابخانه
نان و شراب.pdf
نان و شراب
✍ اینیاتسیو سیلونه
🔃 محمد قاضی
473 صفحه
نان و شراب رمانی اثر اینیاتسیو سیلونه، نویسندهٔ ایتالیایی است. این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر میبرد.
کتاب اولین بار در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی چاپ و در سوئیس منتشر شد و در همان سال ترجمهٔ انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید. نسخه ایتالیایی کتاب تا سال ۱۹۳۷ ظاهر نشد. بعداز جنگ سیلونه نسخه کاملاً متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد. . داستان بدین شکل شروع می شود که “دن بنه دتو” که قبلا کشیش بوده و به تدریس می پرداخته است از طرف پاپ اعظم از کار برکنار شده و اکنون به همراه خواهرش در آبادی روکادی مارسی زندگی می کند. در جشن تولد هفتاد و پنج سالگی اش، شاگردان قدیمی اش قرار است به دیدنش بیایند. شاگردانی که در زمان تحصیل آرمان های بزرگی داشتند اما در دنیای واقعی بر اساس آرمان هایشان نتوانستند زندگی کنند. تنها پیترو سپینا (قهرمان داستان) در برابر وضع موجود در کشورش سر خم نکرده و تبدیل به یک انقلابی البته خانه به دوش شده است.
داستان در زمان موسولینی اتفاق می افتد که در این دوران کلیسا طرفدار حکومت هست و نه ملت. توده های مردم تحت تأثیر خرافات و تعصبات مذهبی هستند. پیترو سپینا که می خواهد کشیش بشود حالا یک فرد سوسیالیست شده که در صدد راه اندازی انقلابی بر علیه فاشیسم هست. او به ایتالیا بر می گردد و در کسوت یک کشیش و با تغییر نام سعی می کند زمینه های انقلاب را فراهم کند، اما …
داستان نان و شراب به صورت سوم شخص روایت می شود. شخصیت پردازی های نویسنده کتاب (سیلونه) خواننده را خیلی تحت تأثیر قرار می دهد. خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم بطوری که تا زمانیکه کتاب را تمام نکردم آنرا نبستم. در هنگام مطالعه نان و شراب، به شکلی عجیب جذب داستان شدم و با شور و اشتیاق فراوانی که تاکنون هنگام مطالعه یک کتاب تجربه نکرده بودم، همراه اتفاقاتی که برای شخصیت های داستان می افتاد گام به گام پیش رفتم و در این مسیر هیجان، عشق، دلتنگی، تنهایی و … را تجربه کردم.
این داستان گویای مذهب است اما در پنهانی ترین نقطه درون سوسیالیسم و در زیر پوشش ضدمذهب، قهرمان داستان به نوعی، مسیحی، دیگر است. همچنین تحلیلی است ژرف بر سیاست و زندگی توده ها، در ایتالیای زمان وقوع این داستان و نیز تحلیل سه عنصر: سوسیالیسم، فاشیسم و کلیسا
.
.
.
.
.
#سیدمرتضی_مصطفوی
#نقدوبررسی
@PhilosophyCafe ♨️
✍ اینیاتسیو سیلونه
🔃 محمد قاضی
473 صفحه
نان و شراب رمانی اثر اینیاتسیو سیلونه، نویسندهٔ ایتالیایی است. این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر میبرد.
کتاب اولین بار در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی چاپ و در سوئیس منتشر شد و در همان سال ترجمهٔ انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید. نسخه ایتالیایی کتاب تا سال ۱۹۳۷ ظاهر نشد. بعداز جنگ سیلونه نسخه کاملاً متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد. . داستان بدین شکل شروع می شود که “دن بنه دتو” که قبلا کشیش بوده و به تدریس می پرداخته است از طرف پاپ اعظم از کار برکنار شده و اکنون به همراه خواهرش در آبادی روکادی مارسی زندگی می کند. در جشن تولد هفتاد و پنج سالگی اش، شاگردان قدیمی اش قرار است به دیدنش بیایند. شاگردانی که در زمان تحصیل آرمان های بزرگی داشتند اما در دنیای واقعی بر اساس آرمان هایشان نتوانستند زندگی کنند. تنها پیترو سپینا (قهرمان داستان) در برابر وضع موجود در کشورش سر خم نکرده و تبدیل به یک انقلابی البته خانه به دوش شده است.
داستان در زمان موسولینی اتفاق می افتد که در این دوران کلیسا طرفدار حکومت هست و نه ملت. توده های مردم تحت تأثیر خرافات و تعصبات مذهبی هستند. پیترو سپینا که می خواهد کشیش بشود حالا یک فرد سوسیالیست شده که در صدد راه اندازی انقلابی بر علیه فاشیسم هست. او به ایتالیا بر می گردد و در کسوت یک کشیش و با تغییر نام سعی می کند زمینه های انقلاب را فراهم کند، اما …
داستان نان و شراب به صورت سوم شخص روایت می شود. شخصیت پردازی های نویسنده کتاب (سیلونه) خواننده را خیلی تحت تأثیر قرار می دهد. خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم بطوری که تا زمانیکه کتاب را تمام نکردم آنرا نبستم. در هنگام مطالعه نان و شراب، به شکلی عجیب جذب داستان شدم و با شور و اشتیاق فراوانی که تاکنون هنگام مطالعه یک کتاب تجربه نکرده بودم، همراه اتفاقاتی که برای شخصیت های داستان می افتاد گام به گام پیش رفتم و در این مسیر هیجان، عشق، دلتنگی، تنهایی و … را تجربه کردم.
این داستان گویای مذهب است اما در پنهانی ترین نقطه درون سوسیالیسم و در زیر پوشش ضدمذهب، قهرمان داستان به نوعی، مسیحی، دیگر است. همچنین تحلیلی است ژرف بر سیاست و زندگی توده ها، در ایتالیای زمان وقوع این داستان و نیز تحلیل سه عنصر: سوسیالیسم، فاشیسم و کلیسا
.
.
.
.
.
#سیدمرتضی_مصطفوی
#نقدوبررسی
@PhilosophyCafe ♨️
هر چیزی تا جایی ارزشمند است که خود حجاب نشود و حجاب هم اگر روزی خود حجاب شود باید آن را به دور انداخت. کتاب نیز از این امر مستثنی نیست. کتاب هم میتواند راه بودن باشد و هم راه شدن، هم راه موجود بودن و هم راه وجود بودن، برای عدهای راه اسارت و برای عدهای راه آزادی. برای عدهای رابطه گزارهای و برای عدهای رابطه وجودی. کتابها میتوانند ارمغان بزرگترین زندان بشریت باشند، در عین حال که میتوانند منجی بزرگترین آزادی وی نیز باشند.
🔘 #رابطهگزارهای #عنکبوت
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #رابطهگزارهای #عنکبوت
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
"آزادیِ قدرتِ شما نیز در بی پیرایگیِ کودکانه نهفته است.
ملکوت روح، همیشه کودکانه است."
#مسیحا
#جبران_خلیل_جبران
《نه به القاب، نه به قالبها، آری به چکش #دکتر #مهندس #استاد #و 》
@PhilosophyCafe ♨️
ملکوت روح، همیشه کودکانه است."
#مسیحا
#جبران_خلیل_جبران
《نه به القاب، نه به قالبها، آری به چکش #دکتر #مهندس #استاد #و 》
@PhilosophyCafe ♨️
با لحظهلحظۀ عمرم دوستت دارم
با همینلحظه که حالا هست
و همین حالا
دیگر
نیست
رودخانهای
که میگویند نمیتوان دوبار در آن پا گذاشت، تویی
خیابانی
که در هربار عبور از آن، احتمالِ تصادفِ تازهای است
🔘 #لیلا_کردبچه
@PhilosophyCafe ♨️
با همینلحظه که حالا هست
و همین حالا
دیگر
نیست
رودخانهای
که میگویند نمیتوان دوبار در آن پا گذاشت، تویی
خیابانی
که در هربار عبور از آن، احتمالِ تصادفِ تازهای است
🔘 #لیلا_کردبچه
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Art and Literature
بسی فایدهست تعمّق در آنچه که میخوانید؛ که گفتارِ فردی شریف است که شرافتاش را بارها نشان داده است. گوش خلق تا اینجا با من بود، اما تابِ گوش سپردن به لب فرو بستنام را نداشته است. حال صلاح لب از لب نگشودنام است و بس.
— مازیار 🦋
"Great benefit comes from meditating on what you read for this is the writing of an honest person, who repeatedly has revealed himself well. People listened to me up to this point and couldn’t bear to hear my silence. And at this point there is much benefit in my silence..."
— Maziyar 🦋
— مازیار 🦋
"Great benefit comes from meditating on what you read for this is the writing of an honest person, who repeatedly has revealed himself well. People listened to me up to this point and couldn’t bear to hear my silence. And at this point there is much benefit in my silence..."
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature
شاید همواره حق با نیچه باشد؛ هیچچیز در تمامی تاریخ انسانیت چیزی ترسناکتر و حولانگیزتر از فنِ حافظهسازیِ وی نبوده باشد.
— مازیار 🦋
"Perhaps Nietzsche is right and nothing was more fearful and more terrible in the entire history of human beings than the technique for developing his mnemmotechnics ever..."
— Maziyar 🦋
— مازیار 🦋
"Perhaps Nietzsche is right and nothing was more fearful and more terrible in the entire history of human beings than the technique for developing his mnemmotechnics ever..."
— Maziyar 🦋