Philosophy Cafe ♨️
Wittgenstein_Collected_Works.pdf
🔘 The Collected Works of Ludwig Wittgenstein
🔘 List of Contents
The Collected Works of Wittgenstein contains the complete Wittgenstein corpus as published by Basil Blackwell. Most of the texts were written in German (and are included in Wittgenstein’s Nachlass), but were edited and translated for publication in English. The German texts are not included.
Wittgenstein, Ludwig. Notebooks: 1914-1916. Edited by G. H. von Wright and G. E. M. Anscombe. Translated by G. E. M. Anscombe. Index prepared by E. D. Klemke. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1979.
_. Philosophical Remarks. Edited from his posthumous writings by Rush Rhees. Translated by Raymond Hargreaves and Roger White. Oxford: Basil Blackwell, 1975.
_. Philosophical Grammar. Edited by Rush Rhees. Translated by Anthony Kenny. Oxford: Basil Blackwell, 1974.
_. The Blue and The Brown Books. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1969.
_. Remarks on the Foundations of Mathematics. Edited by G. H. von Wright. R. Rhees and G. E. M. Anscombe. Translated by G. E. M. Anscombe. 3rd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1978.
_. Culture and Value. Edited by G. H. von Wright in collaboration with Heikki Nyman. Translated by Peter Winch. Revised Edition of the Text by Alois Pichler. Oxford: Basil Blackwell, 1998.
_. Zettel. Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by G. E. M. Anscombe. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1981.
_. Philosophical Investigations. Translated by G. E. M. Anscombe. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1958.
_. Remarks on the Philosophy of Psychology. Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by G. E. M. Anscombe. Vol. I. Oxford: Basil Blackwell, 1980.
_. Remarks on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. Von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and M. A. E. Aue. Vol. II. Oxford: Basil Blackwell, 1980.
_. Last Writings on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and Maximilian A. E. Aue. Vol. I. Oxford: Basil Blackwell, 1982.
_. Last Writings on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and Maximilian A. E. Aue. Vol. II. Oxford: Basil Blackwell, 1992.
_. On Certainty. Reprinted with corrections and indices.Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by Danis Paul and G. E. M. Anscombe. Oxford: Basil Blackwell, 1974.
_. Remarks on Colour. Edited by G. E. M. Anscombe. Translated by Linda L. McAlister and Margarete Schättle. Oxford: Basil Blackwell, 1978.
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 List of Contents
The Collected Works of Wittgenstein contains the complete Wittgenstein corpus as published by Basil Blackwell. Most of the texts were written in German (and are included in Wittgenstein’s Nachlass), but were edited and translated for publication in English. The German texts are not included.
Wittgenstein, Ludwig. Notebooks: 1914-1916. Edited by G. H. von Wright and G. E. M. Anscombe. Translated by G. E. M. Anscombe. Index prepared by E. D. Klemke. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1979.
_. Philosophical Remarks. Edited from his posthumous writings by Rush Rhees. Translated by Raymond Hargreaves and Roger White. Oxford: Basil Blackwell, 1975.
_. Philosophical Grammar. Edited by Rush Rhees. Translated by Anthony Kenny. Oxford: Basil Blackwell, 1974.
_. The Blue and The Brown Books. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1969.
_. Remarks on the Foundations of Mathematics. Edited by G. H. von Wright. R. Rhees and G. E. M. Anscombe. Translated by G. E. M. Anscombe. 3rd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1978.
_. Culture and Value. Edited by G. H. von Wright in collaboration with Heikki Nyman. Translated by Peter Winch. Revised Edition of the Text by Alois Pichler. Oxford: Basil Blackwell, 1998.
_. Zettel. Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by G. E. M. Anscombe. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1981.
_. Philosophical Investigations. Translated by G. E. M. Anscombe. 2nd ed. Oxford: Basil Blackwell, 1958.
_. Remarks on the Philosophy of Psychology. Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by G. E. M. Anscombe. Vol. I. Oxford: Basil Blackwell, 1980.
_. Remarks on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. Von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and M. A. E. Aue. Vol. II. Oxford: Basil Blackwell, 1980.
_. Last Writings on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and Maximilian A. E. Aue. Vol. I. Oxford: Basil Blackwell, 1982.
_. Last Writings on the Philosophy of Psychology. Edited by G. H. von Wright and Heikki Nyman. Translated by C. G. Luckhardt and Maximilian A. E. Aue. Vol. II. Oxford: Basil Blackwell, 1992.
_. On Certainty. Reprinted with corrections and indices.Edited by G. E. M. Anscombe and G. H. von Wright. Translated by Danis Paul and G. E. M. Anscombe. Oxford: Basil Blackwell, 1974.
_. Remarks on Colour. Edited by G. E. M. Anscombe. Translated by Linda L. McAlister and Margarete Schättle. Oxford: Basil Blackwell, 1978.
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 ایدئولوژیک کردنِ دین، بیجان کردن اوست. فقیهان عصر غزالی، بخشی از دین (به حقیقت، قشری ترین و متغیرترین بخش آن) را که متکای حکومت و سامان و تدبیر جامعه بود، برگرفته بودند و به عوام چنین وامینمودند که همه چیزِ دین، همان است. و او که ندای احیا برآورد طالب بازپیوستن آن قشر به مغز و در میان آوردن اخلاق و عرفان بود.
امروزه هم اسلام فقاهتی، نوعی دین ایدئولوژیک شده است. اسلامی که در فقه خلاصه شود و یا فقهش جا را بر سایر شئون و مراتبش تنگ کند و یا فقیهان، کمّاً و کیفاً، بیشترین و برترین عده و رتبه را در آن داشته باشند، و فقیه کمابیش معنی اسلام شناس را بیاید، و تاریخ و تفسیر و کلام و اخلاق و عرفانش، رشدی و رونقی و وجود و نمودی نداشته باشد و راه عصری شدن را بر خود ببندد باید به فکر خانه تکانی بیفتد، و دامن از غبار ایدئولوژیک شدن بیفشاند.
آگاهی و معرفتی، که فرآوردۀ مشتی آدمیان خطاکار است، اگر فوق چون و چرا و نقد بنشیند و از انبان این معرفت، روا کردن هر حاجت خرد و درشتی خواسته شود ... و هر روز مقوله ای مقدس و نیندیشیدنی خلق کند و به دستگاهی بی انعطاف و استخوانی و مقدس از احکام و ارزشهای بی روح بدل شود... ،چنین دستگاهی از معرفت، دستگاهی ایدئولوژیک است، ولو معرفت دینی و یا ایدئولوژی علمی ... و یا فاشیزم صهیونیستی ... باشد.
📝 از مقالۀ «ایدئولوژی دینی و دین ایدئولوژیک»، نوشتۀ عبدالکریم سروش 📝
@philosophycafe
امروزه هم اسلام فقاهتی، نوعی دین ایدئولوژیک شده است. اسلامی که در فقه خلاصه شود و یا فقهش جا را بر سایر شئون و مراتبش تنگ کند و یا فقیهان، کمّاً و کیفاً، بیشترین و برترین عده و رتبه را در آن داشته باشند، و فقیه کمابیش معنی اسلام شناس را بیاید، و تاریخ و تفسیر و کلام و اخلاق و عرفانش، رشدی و رونقی و وجود و نمودی نداشته باشد و راه عصری شدن را بر خود ببندد باید به فکر خانه تکانی بیفتد، و دامن از غبار ایدئولوژیک شدن بیفشاند.
آگاهی و معرفتی، که فرآوردۀ مشتی آدمیان خطاکار است، اگر فوق چون و چرا و نقد بنشیند و از انبان این معرفت، روا کردن هر حاجت خرد و درشتی خواسته شود ... و هر روز مقوله ای مقدس و نیندیشیدنی خلق کند و به دستگاهی بی انعطاف و استخوانی و مقدس از احکام و ارزشهای بی روح بدل شود... ،چنین دستگاهی از معرفت، دستگاهی ایدئولوژیک است، ولو معرفت دینی و یا ایدئولوژی علمی ... و یا فاشیزم صهیونیستی ... باشد.
📝 از مقالۀ «ایدئولوژی دینی و دین ایدئولوژیک»، نوشتۀ عبدالکریم سروش 📝
@philosophycafe
🖋 حسبی اللهُ لَا إله إلا هُو عَلیه توکلتُ
🖍 خدا مرا کفایت است که جز او خدایی نیست، من بر او توکل کرده ام.
📚 قرآن، سورۀ توبه 📚
@philosophycafe
🖍 خدا مرا کفایت است که جز او خدایی نیست، من بر او توکل کرده ام.
📚 قرآن، سورۀ توبه 📚
@philosophycafe
Forwarded from موسسه تاریخ متون
بسم الله الرحمن الرحیم
از پژوهشگران و محققان ارجمند مطالعات عالی ایرانی و اسلامی و... دعوت می کنیم- عضو کانال موسسه تاریخ متون (خواجه نصیرالدین طوسی)کانون پژوهش های اسلام شناسی و ایران شناسی شوید و از فضیلت پروری آن بهره مند شوید.بیش از۱۶۰۰نفر از دانشمندان، استادان، محققان و پژوهشگران ایران- عضو کانال موسسه هستند.
لطفا از طریق نشان زیر به کانال متصل شوید :
https://t.me/sibawayhis
از پژوهشگران و محققان ارجمند مطالعات عالی ایرانی و اسلامی و... دعوت می کنیم- عضو کانال موسسه تاریخ متون (خواجه نصیرالدین طوسی)کانون پژوهش های اسلام شناسی و ایران شناسی شوید و از فضیلت پروری آن بهره مند شوید.بیش از۱۶۰۰نفر از دانشمندان، استادان، محققان و پژوهشگران ایران- عضو کانال موسسه هستند.
لطفا از طریق نشان زیر به کانال متصل شوید :
https://t.me/sibawayhis
گنگ بودم.گمان می کردم خدایی انسان وار از عرش به من زل زده است.مادرم با گام هایی نزدیک به هم به سمتم آمد.روی تختم نشست و دست راستم را گرفت.قرص های روان در دستش بود و گفت نگران نباش این سختی ها نیز تمام می شوند،فقط صبر کن.با سر تایید کردم و به محض رفتنش سیگاری آتش زدم.
هر چه تیغ داشتم از کشوی اتاق برداشتم و به حمام رفتم.غمگین بودم،با خودم فکر میکردم که آیا من ارزش درد زاده شدن را داشتم؟!
زیر دوش چشمانم نم بود.از اولین لگد زدنم در رحمش تا ناخواسته بودنم از اول تا همین امروز را به یاد آوردم.بیگانگی در جامعه،بیگانگی در مدرسه،بیگانگی در هر قبرستانی که فکر کنی.به حالت سجده در آمدم و ذره ذره خودم را با تیغ شکنجه دادم،آب پوستم را می سوزاند ولی به شوق می آمدم.چند خط روی دست راستم کشیدم.از درد می خندیدم.با لیوان مسواک آب خوردم و با لحنی تمسخر آمیز گفتم بسم الله الرحمن الرحیم،ابرهیم خودش را قربانی کرد.تیغ را برداشتم تا کار را یک سره کنم ولی یک آن با خودم گفتم زود است،زود است...
هر چه دستمال توالت در حمام بود روی دستم گذاشتم و در حالی که دندان های زردم از خنده پیدا بود از حمام بیرون زدم.روی شیشه با خون نوشتم بگذار همه ی دنیا گه ام را بخورند.سپس با ژست رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی گفتم ?you talking to me
به شماره ای که از بر بودم زنگ زدم و گفتم ساعت 5کوچه ی هشتم.
در پارک وانمود میکردم به حرف های پیروپاتال های اطرافم گوش نمیکنم ولی میکردم و دقیق هم گوش میکردم،پیرمرد الدنگ به دیگری گفت هنوز از کار نیوفتاده؟! و شروع کندن به خنده هایی که به عرعر شبیه تر بود.کوچه ی هشتم رسیدم پرسیدم اصله؟گفت آره داداش ما حرام خور نیستیم. پشت پراید سفید رنگی زانو زدم و کثافت را خرد کردم و خرد کردم و در بهمن خالی شده به دقت قرار دادم.
آرام به صندوق دار داروخانه گفتم چه میخواهم و دختر نوجوان پشت سرم زیر زیرکی میخندید .
ساختمانی دو بلوکه بود که گل های خونی رنگ دوبلوک را از هم جدا کرده بود.سرایه دار من را دید و بازجویی ام کرد،آنقدر عرق کرده بودم که یادم نیست چی گفتم ولی از مخمصه فرار کردم.
قفل در را باز کرد،سگ هاسکی بزرگی روی مبل لم داده بود،انگار خمار بود.متوجه بوی سستی آور تریاک و پیک نیک در آشپزخانه شدم ولی به روی خودم نیاوردم.در اولین جمله سراغ پول را گرفت و نشانش دادم ولی گفتم بعد از برنامه.
رل های حشیش را روی اوپن گذاشتم و فاحشه سگ را از اتاق بیرون کرد.لب بر لبم گذاشت.چشم هایم را که باز کردم متوجه جای تیغ روی دست چپش شدم و به خود آمدم.به آغوش کشیدمش و از خانه با دو بیرون زدم.
یاد کثافت های جامانده روی اوپن افتادم که مجبور شدم برگردم.
#کوهیار
هر چه تیغ داشتم از کشوی اتاق برداشتم و به حمام رفتم.غمگین بودم،با خودم فکر میکردم که آیا من ارزش درد زاده شدن را داشتم؟!
زیر دوش چشمانم نم بود.از اولین لگد زدنم در رحمش تا ناخواسته بودنم از اول تا همین امروز را به یاد آوردم.بیگانگی در جامعه،بیگانگی در مدرسه،بیگانگی در هر قبرستانی که فکر کنی.به حالت سجده در آمدم و ذره ذره خودم را با تیغ شکنجه دادم،آب پوستم را می سوزاند ولی به شوق می آمدم.چند خط روی دست راستم کشیدم.از درد می خندیدم.با لیوان مسواک آب خوردم و با لحنی تمسخر آمیز گفتم بسم الله الرحمن الرحیم،ابرهیم خودش را قربانی کرد.تیغ را برداشتم تا کار را یک سره کنم ولی یک آن با خودم گفتم زود است،زود است...
هر چه دستمال توالت در حمام بود روی دستم گذاشتم و در حالی که دندان های زردم از خنده پیدا بود از حمام بیرون زدم.روی شیشه با خون نوشتم بگذار همه ی دنیا گه ام را بخورند.سپس با ژست رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی گفتم ?you talking to me
به شماره ای که از بر بودم زنگ زدم و گفتم ساعت 5کوچه ی هشتم.
در پارک وانمود میکردم به حرف های پیروپاتال های اطرافم گوش نمیکنم ولی میکردم و دقیق هم گوش میکردم،پیرمرد الدنگ به دیگری گفت هنوز از کار نیوفتاده؟! و شروع کندن به خنده هایی که به عرعر شبیه تر بود.کوچه ی هشتم رسیدم پرسیدم اصله؟گفت آره داداش ما حرام خور نیستیم. پشت پراید سفید رنگی زانو زدم و کثافت را خرد کردم و خرد کردم و در بهمن خالی شده به دقت قرار دادم.
آرام به صندوق دار داروخانه گفتم چه میخواهم و دختر نوجوان پشت سرم زیر زیرکی میخندید .
ساختمانی دو بلوکه بود که گل های خونی رنگ دوبلوک را از هم جدا کرده بود.سرایه دار من را دید و بازجویی ام کرد،آنقدر عرق کرده بودم که یادم نیست چی گفتم ولی از مخمصه فرار کردم.
قفل در را باز کرد،سگ هاسکی بزرگی روی مبل لم داده بود،انگار خمار بود.متوجه بوی سستی آور تریاک و پیک نیک در آشپزخانه شدم ولی به روی خودم نیاوردم.در اولین جمله سراغ پول را گرفت و نشانش دادم ولی گفتم بعد از برنامه.
رل های حشیش را روی اوپن گذاشتم و فاحشه سگ را از اتاق بیرون کرد.لب بر لبم گذاشت.چشم هایم را که باز کردم متوجه جای تیغ روی دست چپش شدم و به خود آمدم.به آغوش کشیدمش و از خانه با دو بیرون زدم.
یاد کثافت های جامانده روی اوپن افتادم که مجبور شدم برگردم.
#کوهیار
Forwarded from جرئت اندیشیدن(فلسفه علم شریف)
📔📕📗📘
♦️آیا ادغام مغز با هوش مصنوعی، انسان ها را به زامبی تبدیل می کند؟
مدتی پیش بود که در خبرها خواندیم کمپانی تازه تاسیس ایلان ماسک به نام Neuralink مشغول توسعه یک «رابط مغزی-کامپیوتری» است که در قالب نوعی چیپ در مغز انسان ها کاشته می شود و می تواند توانایی هایی مانند هوش فرابشری و ارتباط به صورت تله پاتی را برای افراد مهیا کند. اما به عقیده دکتر میخائیل لبدوف، عصب شناس ارشد دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، این ایمپلنت های مغزی از جایی به بعد شروع به تقلید از خودآگاه انسان یا حتی به دست گرفتن آن می کنند.
افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، دیگر قابل تشخیص از ربات های انسان نما نخواهند بود.
این عصب شناس می گوید چیپ های مغزی هوش مصنوعی، انسان ها را دچار تکامل کرده و آنها را به «جامعه ای از زامبی ها» تبدیل خواهند کرد. وی در ادامه توضیح می دهد افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، خطر ادغام با ماشین ها را تا حدی افزایش می دهند که دیگر نمی توان انسان ها و ربات های انسان نما را از یکدیگر تمیز داد.
دکتر لبدوف به مردم هشدار داده که کمپانی های تکنولوژی، چنین دستگاهی را به عنوان «نوش دارو» معرفی می کنند که می تواند به تمام دشواری های انسان پایان دهد اما ظاهراً حقیقت از دیدگاه وی چیز دیگری است.
قرار دادن یک مایکروچیپ در مغز انسان، شاید شبیه به داستان یک فیلم بلاک_باستر علمی-تخیلی به نظر برسد، اما برخی مدعی شده اند که این تکنولوژی می تواند ظرف 15 سال به حقیقت تبدیل شود.
چیپ های هوشمندی که در مغز کار گذاشته می شوند به انسان ها امکان جایگزینی یا پاک کردن خاطرات را می دهند.
به گفته برایان جانسون، موسس استارتاپ Kernel که روی چنین دستگاهی مشغول به کار است، این چیپ ها به مردم اجازه می دهد خاطرات را خریده یا به کلی پاک کنند و خیلی زود، به محبوبیتی شبیه به اسمارت فون ها خواهند رسید. جانسون چند وقت پیش طی کنفرانسی گفت که تا 15 الی 20 سال دیگر، ما به ابزارهایی برای مغزمان دسترسی خواهیم داشت که به هر سوالی پاسخ می دهد: «به عنوان مثال، می توانم خاطره ای کامل داشته باشم؟ می توانم خاطره ای را پاک کنم؟ می توانم نرخ یادگیری ام را افزایش دهم؟»
استارتاپ Kernel، دستگاه در دست توسعه اش را یک تکنولوژی ضروری برای بشریت می داند و از همین حالا مشغول آزمایش نسخه آزمایشی تکنولوژی خود روی مبتلایان به بیماری صرع است که به ادعای آنها، نتایج مثبتی به همراه داشته است.
🆔@jorateandishidan
منبع:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-5182517/AI-brain-chips-evolve-humanity-zombies.html
♦️آیا ادغام مغز با هوش مصنوعی، انسان ها را به زامبی تبدیل می کند؟
مدتی پیش بود که در خبرها خواندیم کمپانی تازه تاسیس ایلان ماسک به نام Neuralink مشغول توسعه یک «رابط مغزی-کامپیوتری» است که در قالب نوعی چیپ در مغز انسان ها کاشته می شود و می تواند توانایی هایی مانند هوش فرابشری و ارتباط به صورت تله پاتی را برای افراد مهیا کند. اما به عقیده دکتر میخائیل لبدوف، عصب شناس ارشد دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، این ایمپلنت های مغزی از جایی به بعد شروع به تقلید از خودآگاه انسان یا حتی به دست گرفتن آن می کنند.
افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، دیگر قابل تشخیص از ربات های انسان نما نخواهند بود.
این عصب شناس می گوید چیپ های مغزی هوش مصنوعی، انسان ها را دچار تکامل کرده و آنها را به «جامعه ای از زامبی ها» تبدیل خواهند کرد. وی در ادامه توضیح می دهد افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، خطر ادغام با ماشین ها را تا حدی افزایش می دهند که دیگر نمی توان انسان ها و ربات های انسان نما را از یکدیگر تمیز داد.
دکتر لبدوف به مردم هشدار داده که کمپانی های تکنولوژی، چنین دستگاهی را به عنوان «نوش دارو» معرفی می کنند که می تواند به تمام دشواری های انسان پایان دهد اما ظاهراً حقیقت از دیدگاه وی چیز دیگری است.
قرار دادن یک مایکروچیپ در مغز انسان، شاید شبیه به داستان یک فیلم بلاک_باستر علمی-تخیلی به نظر برسد، اما برخی مدعی شده اند که این تکنولوژی می تواند ظرف 15 سال به حقیقت تبدیل شود.
چیپ های هوشمندی که در مغز کار گذاشته می شوند به انسان ها امکان جایگزینی یا پاک کردن خاطرات را می دهند.
به گفته برایان جانسون، موسس استارتاپ Kernel که روی چنین دستگاهی مشغول به کار است، این چیپ ها به مردم اجازه می دهد خاطرات را خریده یا به کلی پاک کنند و خیلی زود، به محبوبیتی شبیه به اسمارت فون ها خواهند رسید. جانسون چند وقت پیش طی کنفرانسی گفت که تا 15 الی 20 سال دیگر، ما به ابزارهایی برای مغزمان دسترسی خواهیم داشت که به هر سوالی پاسخ می دهد: «به عنوان مثال، می توانم خاطره ای کامل داشته باشم؟ می توانم خاطره ای را پاک کنم؟ می توانم نرخ یادگیری ام را افزایش دهم؟»
استارتاپ Kernel، دستگاه در دست توسعه اش را یک تکنولوژی ضروری برای بشریت می داند و از همین حالا مشغول آزمایش نسخه آزمایشی تکنولوژی خود روی مبتلایان به بیماری صرع است که به ادعای آنها، نتایج مثبتی به همراه داشته است.
🆔@jorateandishidan
منبع:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-5182517/AI-brain-chips-evolve-humanity-zombies.html
Mail Online
AI brain chips evolve humanity into 'community of zombies'
Brain implants could mean machines merge with humans and start to take on human traits, Dr Mikhail Lebedev, an expert at Duke University in Durham, North Carolina, claims.