Forwarded from موسسه تاریخ متون
بسم الله الرحمن الرحیم
از پژوهشگران و محققان ارجمند مطالعات عالی ایرانی و اسلامی و... دعوت می کنیم- عضو کانال موسسه تاریخ متون (خواجه نصیرالدین طوسی)کانون پژوهش های اسلام شناسی و ایران شناسی شوید و از فضیلت پروری آن بهره مند شوید.بیش از۱۶۰۰نفر از دانشمندان، استادان، محققان و پژوهشگران ایران- عضو کانال موسسه هستند.
لطفا از طریق نشان زیر به کانال متصل شوید :
https://t.me/sibawayhis
از پژوهشگران و محققان ارجمند مطالعات عالی ایرانی و اسلامی و... دعوت می کنیم- عضو کانال موسسه تاریخ متون (خواجه نصیرالدین طوسی)کانون پژوهش های اسلام شناسی و ایران شناسی شوید و از فضیلت پروری آن بهره مند شوید.بیش از۱۶۰۰نفر از دانشمندان، استادان، محققان و پژوهشگران ایران- عضو کانال موسسه هستند.
لطفا از طریق نشان زیر به کانال متصل شوید :
https://t.me/sibawayhis
گنگ بودم.گمان می کردم خدایی انسان وار از عرش به من زل زده است.مادرم با گام هایی نزدیک به هم به سمتم آمد.روی تختم نشست و دست راستم را گرفت.قرص های روان در دستش بود و گفت نگران نباش این سختی ها نیز تمام می شوند،فقط صبر کن.با سر تایید کردم و به محض رفتنش سیگاری آتش زدم.
هر چه تیغ داشتم از کشوی اتاق برداشتم و به حمام رفتم.غمگین بودم،با خودم فکر میکردم که آیا من ارزش درد زاده شدن را داشتم؟!
زیر دوش چشمانم نم بود.از اولین لگد زدنم در رحمش تا ناخواسته بودنم از اول تا همین امروز را به یاد آوردم.بیگانگی در جامعه،بیگانگی در مدرسه،بیگانگی در هر قبرستانی که فکر کنی.به حالت سجده در آمدم و ذره ذره خودم را با تیغ شکنجه دادم،آب پوستم را می سوزاند ولی به شوق می آمدم.چند خط روی دست راستم کشیدم.از درد می خندیدم.با لیوان مسواک آب خوردم و با لحنی تمسخر آمیز گفتم بسم الله الرحمن الرحیم،ابرهیم خودش را قربانی کرد.تیغ را برداشتم تا کار را یک سره کنم ولی یک آن با خودم گفتم زود است،زود است...
هر چه دستمال توالت در حمام بود روی دستم گذاشتم و در حالی که دندان های زردم از خنده پیدا بود از حمام بیرون زدم.روی شیشه با خون نوشتم بگذار همه ی دنیا گه ام را بخورند.سپس با ژست رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی گفتم ?you talking to me
به شماره ای که از بر بودم زنگ زدم و گفتم ساعت 5کوچه ی هشتم.
در پارک وانمود میکردم به حرف های پیروپاتال های اطرافم گوش نمیکنم ولی میکردم و دقیق هم گوش میکردم،پیرمرد الدنگ به دیگری گفت هنوز از کار نیوفتاده؟! و شروع کندن به خنده هایی که به عرعر شبیه تر بود.کوچه ی هشتم رسیدم پرسیدم اصله؟گفت آره داداش ما حرام خور نیستیم. پشت پراید سفید رنگی زانو زدم و کثافت را خرد کردم و خرد کردم و در بهمن خالی شده به دقت قرار دادم.
آرام به صندوق دار داروخانه گفتم چه میخواهم و دختر نوجوان پشت سرم زیر زیرکی میخندید .
ساختمانی دو بلوکه بود که گل های خونی رنگ دوبلوک را از هم جدا کرده بود.سرایه دار من را دید و بازجویی ام کرد،آنقدر عرق کرده بودم که یادم نیست چی گفتم ولی از مخمصه فرار کردم.
قفل در را باز کرد،سگ هاسکی بزرگی روی مبل لم داده بود،انگار خمار بود.متوجه بوی سستی آور تریاک و پیک نیک در آشپزخانه شدم ولی به روی خودم نیاوردم.در اولین جمله سراغ پول را گرفت و نشانش دادم ولی گفتم بعد از برنامه.
رل های حشیش را روی اوپن گذاشتم و فاحشه سگ را از اتاق بیرون کرد.لب بر لبم گذاشت.چشم هایم را که باز کردم متوجه جای تیغ روی دست چپش شدم و به خود آمدم.به آغوش کشیدمش و از خانه با دو بیرون زدم.
یاد کثافت های جامانده روی اوپن افتادم که مجبور شدم برگردم.
#کوهیار
هر چه تیغ داشتم از کشوی اتاق برداشتم و به حمام رفتم.غمگین بودم،با خودم فکر میکردم که آیا من ارزش درد زاده شدن را داشتم؟!
زیر دوش چشمانم نم بود.از اولین لگد زدنم در رحمش تا ناخواسته بودنم از اول تا همین امروز را به یاد آوردم.بیگانگی در جامعه،بیگانگی در مدرسه،بیگانگی در هر قبرستانی که فکر کنی.به حالت سجده در آمدم و ذره ذره خودم را با تیغ شکنجه دادم،آب پوستم را می سوزاند ولی به شوق می آمدم.چند خط روی دست راستم کشیدم.از درد می خندیدم.با لیوان مسواک آب خوردم و با لحنی تمسخر آمیز گفتم بسم الله الرحمن الرحیم،ابرهیم خودش را قربانی کرد.تیغ را برداشتم تا کار را یک سره کنم ولی یک آن با خودم گفتم زود است،زود است...
هر چه دستمال توالت در حمام بود روی دستم گذاشتم و در حالی که دندان های زردم از خنده پیدا بود از حمام بیرون زدم.روی شیشه با خون نوشتم بگذار همه ی دنیا گه ام را بخورند.سپس با ژست رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی گفتم ?you talking to me
به شماره ای که از بر بودم زنگ زدم و گفتم ساعت 5کوچه ی هشتم.
در پارک وانمود میکردم به حرف های پیروپاتال های اطرافم گوش نمیکنم ولی میکردم و دقیق هم گوش میکردم،پیرمرد الدنگ به دیگری گفت هنوز از کار نیوفتاده؟! و شروع کندن به خنده هایی که به عرعر شبیه تر بود.کوچه ی هشتم رسیدم پرسیدم اصله؟گفت آره داداش ما حرام خور نیستیم. پشت پراید سفید رنگی زانو زدم و کثافت را خرد کردم و خرد کردم و در بهمن خالی شده به دقت قرار دادم.
آرام به صندوق دار داروخانه گفتم چه میخواهم و دختر نوجوان پشت سرم زیر زیرکی میخندید .
ساختمانی دو بلوکه بود که گل های خونی رنگ دوبلوک را از هم جدا کرده بود.سرایه دار من را دید و بازجویی ام کرد،آنقدر عرق کرده بودم که یادم نیست چی گفتم ولی از مخمصه فرار کردم.
قفل در را باز کرد،سگ هاسکی بزرگی روی مبل لم داده بود،انگار خمار بود.متوجه بوی سستی آور تریاک و پیک نیک در آشپزخانه شدم ولی به روی خودم نیاوردم.در اولین جمله سراغ پول را گرفت و نشانش دادم ولی گفتم بعد از برنامه.
رل های حشیش را روی اوپن گذاشتم و فاحشه سگ را از اتاق بیرون کرد.لب بر لبم گذاشت.چشم هایم را که باز کردم متوجه جای تیغ روی دست چپش شدم و به خود آمدم.به آغوش کشیدمش و از خانه با دو بیرون زدم.
یاد کثافت های جامانده روی اوپن افتادم که مجبور شدم برگردم.
#کوهیار
Forwarded from جرئت اندیشیدن(فلسفه علم شریف)
📔📕📗📘
♦️آیا ادغام مغز با هوش مصنوعی، انسان ها را به زامبی تبدیل می کند؟
مدتی پیش بود که در خبرها خواندیم کمپانی تازه تاسیس ایلان ماسک به نام Neuralink مشغول توسعه یک «رابط مغزی-کامپیوتری» است که در قالب نوعی چیپ در مغز انسان ها کاشته می شود و می تواند توانایی هایی مانند هوش فرابشری و ارتباط به صورت تله پاتی را برای افراد مهیا کند. اما به عقیده دکتر میخائیل لبدوف، عصب شناس ارشد دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، این ایمپلنت های مغزی از جایی به بعد شروع به تقلید از خودآگاه انسان یا حتی به دست گرفتن آن می کنند.
افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، دیگر قابل تشخیص از ربات های انسان نما نخواهند بود.
این عصب شناس می گوید چیپ های مغزی هوش مصنوعی، انسان ها را دچار تکامل کرده و آنها را به «جامعه ای از زامبی ها» تبدیل خواهند کرد. وی در ادامه توضیح می دهد افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، خطر ادغام با ماشین ها را تا حدی افزایش می دهند که دیگر نمی توان انسان ها و ربات های انسان نما را از یکدیگر تمیز داد.
دکتر لبدوف به مردم هشدار داده که کمپانی های تکنولوژی، چنین دستگاهی را به عنوان «نوش دارو» معرفی می کنند که می تواند به تمام دشواری های انسان پایان دهد اما ظاهراً حقیقت از دیدگاه وی چیز دیگری است.
قرار دادن یک مایکروچیپ در مغز انسان، شاید شبیه به داستان یک فیلم بلاک_باستر علمی-تخیلی به نظر برسد، اما برخی مدعی شده اند که این تکنولوژی می تواند ظرف 15 سال به حقیقت تبدیل شود.
چیپ های هوشمندی که در مغز کار گذاشته می شوند به انسان ها امکان جایگزینی یا پاک کردن خاطرات را می دهند.
به گفته برایان جانسون، موسس استارتاپ Kernel که روی چنین دستگاهی مشغول به کار است، این چیپ ها به مردم اجازه می دهد خاطرات را خریده یا به کلی پاک کنند و خیلی زود، به محبوبیتی شبیه به اسمارت فون ها خواهند رسید. جانسون چند وقت پیش طی کنفرانسی گفت که تا 15 الی 20 سال دیگر، ما به ابزارهایی برای مغزمان دسترسی خواهیم داشت که به هر سوالی پاسخ می دهد: «به عنوان مثال، می توانم خاطره ای کامل داشته باشم؟ می توانم خاطره ای را پاک کنم؟ می توانم نرخ یادگیری ام را افزایش دهم؟»
استارتاپ Kernel، دستگاه در دست توسعه اش را یک تکنولوژی ضروری برای بشریت می داند و از همین حالا مشغول آزمایش نسخه آزمایشی تکنولوژی خود روی مبتلایان به بیماری صرع است که به ادعای آنها، نتایج مثبتی به همراه داشته است.
🆔@jorateandishidan
منبع:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-5182517/AI-brain-chips-evolve-humanity-zombies.html
♦️آیا ادغام مغز با هوش مصنوعی، انسان ها را به زامبی تبدیل می کند؟
مدتی پیش بود که در خبرها خواندیم کمپانی تازه تاسیس ایلان ماسک به نام Neuralink مشغول توسعه یک «رابط مغزی-کامپیوتری» است که در قالب نوعی چیپ در مغز انسان ها کاشته می شود و می تواند توانایی هایی مانند هوش فرابشری و ارتباط به صورت تله پاتی را برای افراد مهیا کند. اما به عقیده دکتر میخائیل لبدوف، عصب شناس ارشد دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، این ایمپلنت های مغزی از جایی به بعد شروع به تقلید از خودآگاه انسان یا حتی به دست گرفتن آن می کنند.
افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، دیگر قابل تشخیص از ربات های انسان نما نخواهند بود.
این عصب شناس می گوید چیپ های مغزی هوش مصنوعی، انسان ها را دچار تکامل کرده و آنها را به «جامعه ای از زامبی ها» تبدیل خواهند کرد. وی در ادامه توضیح می دهد افرادی که هوش مصنوعی را به ذهن خود می آورند، خطر ادغام با ماشین ها را تا حدی افزایش می دهند که دیگر نمی توان انسان ها و ربات های انسان نما را از یکدیگر تمیز داد.
دکتر لبدوف به مردم هشدار داده که کمپانی های تکنولوژی، چنین دستگاهی را به عنوان «نوش دارو» معرفی می کنند که می تواند به تمام دشواری های انسان پایان دهد اما ظاهراً حقیقت از دیدگاه وی چیز دیگری است.
قرار دادن یک مایکروچیپ در مغز انسان، شاید شبیه به داستان یک فیلم بلاک_باستر علمی-تخیلی به نظر برسد، اما برخی مدعی شده اند که این تکنولوژی می تواند ظرف 15 سال به حقیقت تبدیل شود.
چیپ های هوشمندی که در مغز کار گذاشته می شوند به انسان ها امکان جایگزینی یا پاک کردن خاطرات را می دهند.
به گفته برایان جانسون، موسس استارتاپ Kernel که روی چنین دستگاهی مشغول به کار است، این چیپ ها به مردم اجازه می دهد خاطرات را خریده یا به کلی پاک کنند و خیلی زود، به محبوبیتی شبیه به اسمارت فون ها خواهند رسید. جانسون چند وقت پیش طی کنفرانسی گفت که تا 15 الی 20 سال دیگر، ما به ابزارهایی برای مغزمان دسترسی خواهیم داشت که به هر سوالی پاسخ می دهد: «به عنوان مثال، می توانم خاطره ای کامل داشته باشم؟ می توانم خاطره ای را پاک کنم؟ می توانم نرخ یادگیری ام را افزایش دهم؟»
استارتاپ Kernel، دستگاه در دست توسعه اش را یک تکنولوژی ضروری برای بشریت می داند و از همین حالا مشغول آزمایش نسخه آزمایشی تکنولوژی خود روی مبتلایان به بیماری صرع است که به ادعای آنها، نتایج مثبتی به همراه داشته است.
🆔@jorateandishidan
منبع:
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-5182517/AI-brain-chips-evolve-humanity-zombies.html
Mail Online
AI brain chips evolve humanity into 'community of zombies'
Brain implants could mean machines merge with humans and start to take on human traits, Dr Mikhail Lebedev, an expert at Duke University in Durham, North Carolina, claims.
🖋 حاجی قره: دور سرت گردم، سرتیپ! مأموران حاکم، وقتِ گرفتنِ من، نیم عباسی از جیبم درآورده اند، بفرمایید بدهند!
سرتیپ: (خطاب به حاکم) بفرمایید الان پول این بنده خدا را بدهند. این قِسم عملهای این مأموران باید ترک بشود. تا کِی اینها بی تربیت و دَله (دزد) خواهند بود. این کارها چه معنی دارد؟ [این کارها، موجبِ] بدنامی حکومت است، دلیل است به بیعرضگی من و شما.
📚 بخشی از نمایشنامۀ «مرد خسیس»، نوشتۀ میرزا فتحعلی آخوندزاده 📚
@philosophycafe
سرتیپ: (خطاب به حاکم) بفرمایید الان پول این بنده خدا را بدهند. این قِسم عملهای این مأموران باید ترک بشود. تا کِی اینها بی تربیت و دَله (دزد) خواهند بود. این کارها چه معنی دارد؟ [این کارها، موجبِ] بدنامی حکومت است، دلیل است به بیعرضگی من و شما.
📚 بخشی از نمایشنامۀ «مرد خسیس»، نوشتۀ میرزا فتحعلی آخوندزاده 📚
@philosophycafe
Forwarded from Philosophy Cafe ♨️ (Omid)
🔘 #7030
فقط یه دیقه وقت بذارید بخونید مطمئن باشید پشیمون نمیشید
شنیدین میگن پولدار شدن لیاقت میخواد...حالا هرکی میخواد درامد میلیونی داشته باشه بخونه...اگه این متنو تا اخر بخونین مطمئنا بهم میگین ایول دمت گرممم. عزیزان میدونستید شما هر شارژ ۵۰۰۰ تومانی که از برنامه هایی مثل آپ میخرین ازتون ۵۵۳۰ تومن کم میشه و۵۳۰ تومن میره تو جیب آپ ومیلیاردها تومان همینجوری جم میشه براشون؟ حالا یه برنامه توسط اساتید و نخبگان دانشگاه شریف ساخته شده بنام ۷۰۳۰ برای شارژ گرفتن،پرداخت قبوض،کارت به کارت ، بسته اینترنت و... که شده داغ دل برنامه هایی مثل اپ. حالا فرقش با برنامه های مثل اپ اینه که ۷۰۳۰ از اون ۵۳۰ تومن ۷۰ درصدش رو برمیگردونه به جیب مشتریاش و دوباره به اعتبار خودتون اضافه میکنه.حالا شما چطوری پولدار میشین؟ شما هرکسی رو مه به برنامه معرفی کنین سود حاصل از خرید و تراکنش اون ها نصیب شما هم میشه و همینطوری روی نفراتی که توسط زیرمجموعه شما وارد برنامه شدند،شماهم سود میبرید و طوری میشه که شما ماهیانه به رقم های بالای ۱۰ میلیون تومان میرسین و بعد از مدتی اگه هیچ کاری هم نکنین مجموعتون به رشد خودش ادامه میده و شما هم بدون هیچ فعالیتی درامد ماهیانه که هرماه افزایش پیدا میکنه رو دارین. در عرض سه ماه اگه فعالیت مناسب داشته باشین چه توی فضای مجازی چه واقعی به سه میلیون میشه رسید بهتون قول میدم . در ضمن این برنامه تمامی مجوزهارو از وزارت صنعت و معدن و وزارت ارشاد داره و افتخارش اینه که با گذشت شش ماه از فعالیتش حتی یکشکایت هم ازش نشده و کاربرانش از این برنامه راضی هستند و درامد زایی میکنند، عزیزان میتونین برین توی برنامه بازار یا سیب اپ یا سایت ۷۰۳۰برنامه ۷۰۳۰ رو دانلود کنین و نصب کنین ، موقع نصب برنانه و ورود به برنامه از شما کد معرف میخواد که میتونین کد معرف من رو وارد کنین: omid36
بعد از نصب برنامه هم میتونین برین داخل سایت ۷۰۳۰ وببینین رشد این برنامه رو و همچنین کد معرف خودتون رو بسازین ویه دوستان و اشنایان معرفی کنین و درامد میلیونی داشته باشین حتی یک روز هم اجازه ندین بگذره و همین الان شروع کنین ، برای رسیدن به ارزوهاتون قدم اول رو بردارین.
معرف بنده:omid36
موقع ثبت نام بعد از زدنگزینه تایید وارد برنامه بشین اگر گزینه تایید رو دوبار بزنین میگه اینکاریر قبلا ثبت نام کرده
ثبت نام کاملا رایگان است
@PhilosophyCafe ♨️
فقط یه دیقه وقت بذارید بخونید مطمئن باشید پشیمون نمیشید
شنیدین میگن پولدار شدن لیاقت میخواد...حالا هرکی میخواد درامد میلیونی داشته باشه بخونه...اگه این متنو تا اخر بخونین مطمئنا بهم میگین ایول دمت گرممم. عزیزان میدونستید شما هر شارژ ۵۰۰۰ تومانی که از برنامه هایی مثل آپ میخرین ازتون ۵۵۳۰ تومن کم میشه و۵۳۰ تومن میره تو جیب آپ ومیلیاردها تومان همینجوری جم میشه براشون؟ حالا یه برنامه توسط اساتید و نخبگان دانشگاه شریف ساخته شده بنام ۷۰۳۰ برای شارژ گرفتن،پرداخت قبوض،کارت به کارت ، بسته اینترنت و... که شده داغ دل برنامه هایی مثل اپ. حالا فرقش با برنامه های مثل اپ اینه که ۷۰۳۰ از اون ۵۳۰ تومن ۷۰ درصدش رو برمیگردونه به جیب مشتریاش و دوباره به اعتبار خودتون اضافه میکنه.حالا شما چطوری پولدار میشین؟ شما هرکسی رو مه به برنامه معرفی کنین سود حاصل از خرید و تراکنش اون ها نصیب شما هم میشه و همینطوری روی نفراتی که توسط زیرمجموعه شما وارد برنامه شدند،شماهم سود میبرید و طوری میشه که شما ماهیانه به رقم های بالای ۱۰ میلیون تومان میرسین و بعد از مدتی اگه هیچ کاری هم نکنین مجموعتون به رشد خودش ادامه میده و شما هم بدون هیچ فعالیتی درامد ماهیانه که هرماه افزایش پیدا میکنه رو دارین. در عرض سه ماه اگه فعالیت مناسب داشته باشین چه توی فضای مجازی چه واقعی به سه میلیون میشه رسید بهتون قول میدم . در ضمن این برنامه تمامی مجوزهارو از وزارت صنعت و معدن و وزارت ارشاد داره و افتخارش اینه که با گذشت شش ماه از فعالیتش حتی یکشکایت هم ازش نشده و کاربرانش از این برنامه راضی هستند و درامد زایی میکنند، عزیزان میتونین برین توی برنامه بازار یا سیب اپ یا سایت ۷۰۳۰برنامه ۷۰۳۰ رو دانلود کنین و نصب کنین ، موقع نصب برنانه و ورود به برنامه از شما کد معرف میخواد که میتونین کد معرف من رو وارد کنین: omid36
بعد از نصب برنامه هم میتونین برین داخل سایت ۷۰۳۰ وببینین رشد این برنامه رو و همچنین کد معرف خودتون رو بسازین ویه دوستان و اشنایان معرفی کنین و درامد میلیونی داشته باشین حتی یک روز هم اجازه ندین بگذره و همین الان شروع کنین ، برای رسیدن به ارزوهاتون قدم اول رو بردارین.
معرف بنده:omid36
موقع ثبت نام بعد از زدنگزینه تایید وارد برنامه بشین اگر گزینه تایید رو دوبار بزنین میگه اینکاریر قبلا ثبت نام کرده
ثبت نام کاملا رایگان است
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «🔘 #7030 فقط یه دیقه وقت بذارید بخونید مطمئن باشید پشیمون نمیشید شنیدین میگن پولدار شدن لیاقت میخواد...حالا هرکی میخواد درامد میلیونی داشته باشه بخونه...اگه این متنو تا اخر بخونین مطمئنا بهم میگین ایول دمت گرممم. عزیزان میدونستید شما هر شارژ ۵۰۰۰ تومانی که…»
🖋 بر اثر پیدایش شرایط اجتماعی خاص در برهه ای از تاریخ ایران (به ویژه دهه های چهل و پنجاه) عده ای از روشنفکران مسلمان، بسیاری از عناصر فرهنگ دینی را ایدئولوژیزه کردند و از این راه، گفتمانِ سیاسی نوینی پدید آوردند. دکتر شریعتی از کسانی است که در این راه سهم عمده ای دارد. ...
ذکر دو نکته در اینجا خالی از فایده نیست. اولاً هر دین و فرهنگی، ظرفیت هر نوع تغییر در هندسه ندارد، فی المثل شاید نتوان کنفوسیانیسم و شینتوئیسم را تبدیل به ایدئولوژی انقلابی کرد. از همین رو میتوان ادعا کرد نوعی تجاذب دوسویه (به تعبیر وبر) میان قرائت خاصی از اسلام (و به خصوص تشیع) و بعضی ایدئولوژی های تاریخگرایانۀ معاصر وجود دارد که ترکیب و سنتز میان آنها را میسر میسازد. در ثانی ... باید گفت: هیچکس نمیتواند دین را در تمامیتش بخواهد و بپذیرد، زیرا این امر ناشدنی است. هرچه هست قرائت های گوناگونی است که از دین میشود (قرائت فلسفی، قرائت فقهی، قرائت عرفانی، قرائت ایدئولوژیک -که قرائتی رمانتیک و رادیکال از دین است و ...). هرکس به فراخور ظرفیت وجودی خود و ظروف عینی محاط در آن از دین بهره میگیرد و به نحوی خاص عناصر دینی را معماری میکند.
📝 از مقالۀ «دینِ عصری در عصرِ ایدئولوژی»، نوشتۀ سعید حجاریان 📝
@philosophycafe
ذکر دو نکته در اینجا خالی از فایده نیست. اولاً هر دین و فرهنگی، ظرفیت هر نوع تغییر در هندسه ندارد، فی المثل شاید نتوان کنفوسیانیسم و شینتوئیسم را تبدیل به ایدئولوژی انقلابی کرد. از همین رو میتوان ادعا کرد نوعی تجاذب دوسویه (به تعبیر وبر) میان قرائت خاصی از اسلام (و به خصوص تشیع) و بعضی ایدئولوژی های تاریخگرایانۀ معاصر وجود دارد که ترکیب و سنتز میان آنها را میسر میسازد. در ثانی ... باید گفت: هیچکس نمیتواند دین را در تمامیتش بخواهد و بپذیرد، زیرا این امر ناشدنی است. هرچه هست قرائت های گوناگونی است که از دین میشود (قرائت فلسفی، قرائت فقهی، قرائت عرفانی، قرائت ایدئولوژیک -که قرائتی رمانتیک و رادیکال از دین است و ...). هرکس به فراخور ظرفیت وجودی خود و ظروف عینی محاط در آن از دین بهره میگیرد و به نحوی خاص عناصر دینی را معماری میکند.
📝 از مقالۀ «دینِ عصری در عصرِ ایدئولوژی»، نوشتۀ سعید حجاریان 📝
@philosophycafe