Philosophy Cafe ♨️
3.42K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from BBCPersian
'خداناباوری ایرانی'؛ آیا دین و خداناباوری ناسازگارند؟

یاسر میردامادی؛ پژوهشگر دین و فلسفه و دین در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به پوست اندازی جامعه ایرانی و گوناگونی سبک‌ فکر و زیست ایرانیان، درباره پدیده‌ای به نام "خداناباوری ایرانی"‌ نوشته است.
https://bbc.in/2UxzMu5
@bbcpersian
درود. از دوستان کسی درسگفتاری و یا کتاب خوبی درمورد کتاب 《پیدایش کلینیک》 #میشل_فوکو اگر می‌شناسد لطفا به آیدی زیر پیام دهد. ممنون

@LostExistence

@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
زنانگی زن آنطور که مرد میخواهد بروز می کند یا آن طور که هست؟
#کوهیار
@philosophycafe
@koohyarr
☘️ بی‌دینی محبوب‌ترین تعلق دینی در امریکا

🔅طبق مقاله اخیر نیویورک تایمز، در سال ۲۰۱۸ که در همین ماه منتشر شد برای اولین بار، «بی‌‌دینی» به عنوان محبوب‌ترین تعلق دینی در آمریکا از تمام فرق دیگر پیشی گرفت.البته اگر درصد تعلق به فرق مختلف مسیحی را یکی کنیم، همچنان مسیحیت در صدر است.

🔅این نمودار از تحلیل گرایشات موجود در گزارش‌های The General Social Survey مرکز «افکار سنجی ملی» وابسته به دانشگاه شیکاگو: NORC at the University of Chicago به دست آمده است.

🌾 @Sedanet
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
🗯 طواف کعبۀ دل کن اگر دلی داری
دلست کعبۀ معنی تو گل چه پنداری

طواف کعبه صورت حقت بدان فرمود
که تا به واسطۀ آن دلی به دست آری

هزار بار پیاده طواف کعبه کنی
قبول حق نشود گر دلی بیازاری

بده تو ملکت و مال و دلی به دست آور
که دل ضیا دهدت در لحد شب تاری

هزار بدرۀ زرگر بری به حضرت حق
حقت بگوید دل آر اگر به ما آری

که سیم و زر بر ما لاشیست بی مقدار
دلست مطلب ما گر طلبکاری

مدار خوار دلی را اگرچه خوار بود
که بس عزیز عزیزست دل در آن خواری

کمر به خدمت دلها ببند چاکروار
که برگشاید در تو طریق اسراری

🔹 دیوان شمس 🔹

@philosophycafe
☘️ گفت‌وگو با عادل مشایخی درباره ابتذال؛ شجاعت زیستن در جهان بدونِ دیگری

🔅علی ورامینی-محسن آزموده/ مرگ مرتضی پاشایی، خواننده پرطرفدار پاپ و اتفاقاتی که در مراسم تشیع جنازه او افتاد یکی از نقاط عطفِ فکری در دهه نود است. بعد از این اتفاق و سخنرانی یوسف اباذری در نقد این وضعیت بود که بحث ابتذال و امر مبتذل در ایران بیش از همیشه مورد توجه نخبگان فکری قرار گرفت. اگر نقطه عزیمت اباذری در آن سخنرانی را به خاطر بیاوریم و با آنچه به لحاظ تاریخی خاستگاه پدید آمدن واژه ابتذال «banalité» است قیاس کنیم می‌بینم که وقتی از این مفهوم صحبت می‌کنیم اصلاً مشخص نیست که از چه مفهومی سخن می‌گوئیم و حد و ابعاد آن کجاست. خاستگاه ابتذال به لحاظ تاریخی از طبقه فرادستِ اشراف قرن نوزدهم می‌آید و اباذری در قرن بیست‌ویکم آن پدیده‌ای که به امر سیاسی و طبقه فرودست توجهی ندارد را مبتذل می‌خواند. مبهم بودن مفهوم ابتذال هم‌چنین باعث شده تا بعضا این مفهوم کاربردی اخلاقی پیدا کند و حتی فراتر از آن به واکنش‌های هیستریک تبدیل شوند.

🔅نمونه‌ی آن را به کرّات دیده‌ایم که در فضای مه آلوده، فضایی که تشخیص سره از ناسره بسیار دشوار می‌نماید، هرکسی دیگری را مبتذل خطاب می‌کند. در حالی که ابتذال هر روز بیشتر لقلقه زبان روشنفکران، منتقدان، هنرمندان و .. بود هم‌زمان شاهد گسترده‌تر شدن امر مبتذل (به آن معنایی که اباذری سعی داشت ایضاح کند) بودیم. در سالی که گذشت، به‌خصوص در حوزه هنر، آش به‌قدری شور شد و حد و مرز ابتذال چنان گسترش پیدا کرد که حتی آن‌کسی را هم که به عنوان نماد ابتذال (به معنای خالی کردن عرصه عمومی از امر سیاسی و رهایی بخش) می‌دانستند، سعی کرد خود را از دیگرانی که پر و بال به آن‌ها داده بود تبری بجوید.

🔅در این وضعیت به‌نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین گام، سخن گفتن از ابتذال در یک صورت‌بندی قابل ارجاع و فارغ از ایهام است. اگر بتوان به هم‌چین صورت‌بندی‌ای رسید، دیگر می‌توان در جایی مشخص ایستاد و ابتداً از خود صورت‌بندی دفاع و یا آن را نقد کرد و سپس با استمداد از آن به سراغ نقد پدیده‌ها و وضعیت‌ها رفت. در همین راستا به سراغ «عادل مشایخی»، مترجم، مدرس و پژوهشگر فلسفه رفتیم تا مفهومِ ابتذال را با او واکاوی کنیم. مشایخی در این گفت‌وگو صورت‌بندی بسیار واضحی از ابتذال ارائه می‌دهد. او نقبی به هایدگر می‌زند و «دیگریِ بزرگ» را شرح می‌دهد و سپس با استمداد از فوکو توضیح می‌دهد که تکنولوژی‌های قدرت چگونه سوژه را به این دیگری بزرگ قلاب می‌زنند و آن را منقاد می‌کنند.

🔅در حقیقت مشایخی ابتذال را در نسبت با منقاد شدن و رهایی از انقیاد صورت‌بندی می‌کند. او مشخصاً در رابطه با هنر معتقد است "هنر واقعی، هنری است که امکان سوژه شدن را فراهم می آورد. به این شکل که توان جدیدی در ما ایجاد می کند." برای فهم بیشتر این صورت‌بندی مشروح گفت‌وگوی مفصل ما با مشایخی را در ادامه می‌توانید بخوانید، اما پیش از آن باید از «مسعود کریمی»، مدیر نشر «ناهید» و دیگر همکارانش تشکر کرد که شرایط انجام این گفت‌وگو را با لطف و مهری فراوان فراهم کردند.

متن کامل به همراه فایل pdf👇
✨ → 3danet.ir/orB6a
🌾 @Sedanet | @zamaneyebarkhord
🖋 آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن و در ملأعام به دنبال خدا بود و مدام فریاد میزد «خدا را میجویم! خدا را میجویم». اما فریاد او موجب خندۀ بسیار شد، چون در میان جمع عدۀ بسیاری به خدا ایمان نداشتند. از آن جمع یکی گفت: آیا او گم شده است؟ و دیگری گفت آیا او کودکی گم کرده راه است؟ آیا او از ما میترسد و خود را پنهان میکند؟ آیا او مسافر است، یا مهاجرت کرده است؟ و بدینسان، مردم فریاد و خنده سر دادند. دیوانه در میان جمع پرید و به آنها خیره، نگاه کرد؛ سپس، فریاد زد: «من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما، او را کشتیم. ما، همه، قاتل او هستیم! ولی ما چگونه این کار را انجام دادیم؟ چگونه توانستیم دریا را خشک کنیم؟... آیا ما بی وقفه و از پیش و پس، از کنار، و از همه طرف سقوط نمیکنیم؟»

🖋 سپس گفت: «من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد عظیم هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسانها نرسیده است. رعد و برق به زمان نیاز دارد، نور ستارگان به زمان نیاز دارد، اعمال ما نیز حتی اگر انجام شده باشد، به زمان نیاز دارند. این عمل هنوز از دورترین افلاک از مردم دورتر است؛ هر چند که آنها خود، این عمل را انجام داده اند.» گفته اند که این دیوانه در همین روز به کلیساهای مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا میراندند و از او توضیح میخواستند، دیوانه پیوسته میگفت: «آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟»

📚 از کتاب «حکمت شادان»، نوشتۀ فردریش نیچه 📚

@philosophycafe
Forwarded from Elham obydavi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Elham obydavi
Video
✳️ این کلیپ رو یکی از دوستان لطف کردن فرستادن. یه نفر به زبان انگلیسی قطعۀ 125 کتاب «حکمت شادان» رو میخونه و اجرا میکنه (همین پستی که امروز از کتاب «حکمت شادان» توی کانال گذاشته شد، از این قطعه ست.) توصیه میکنم این کلیپ رو ببینید. هم اجرای جالبی داره و هم صدای پر انرژی ای.
این قطعه از این جهت اهمیت داره که جزو اولین نوشته های نیچه ست که در اون ایدۀ «مرگ خدا» رو مطرح میکنه. میدونیم که منظور نیچه از مرگ خدا، یه ادعای هستی شناختی نیست؛ یعنی نیچه نمیخواد بگه خدا مرده است، همونطوری که مثلاً کانت مرده است.
تمثیل «مرگ خدا» توی گفتار نیچه، بیانگر گسستن انسان مسیحی از ایمان و دینه.

🔖 اگه مطلبی مرتبط با این قطعه یا نقد و نظری در این رابطه دارین، ممنون میشم برای بنده بفرستین.
@Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
اگر شما رئیس جمهور ایران شوید، آیا تلاش خواهید کرد که پس از اتمام دوره هشت ساله خود به نحوی امور را جلو ببرید که محدودیت برداشته شود و همچنان رئیس جمهور بمانید؟
anonymous poll

خیر – 54
👍👍👍👍👍👍👍 78%

بله – 15
👍👍 22%

👥 69 people voted so far.
Philosophy Cafe ♨️ pinned «اگر شما رئیس جمهور ایران شوید، آیا تلاش خواهید کرد که پس از اتمام دوره هشت ساله خود به نحوی امور را جلو ببرید که محدودیت برداشته شود و همچنان رئیس جمهور بمانید؟ anonymous poll خیر – 54 👍👍👍👍👍👍👍 78% بله – 15 👍👍 22% 👥 69 people voted so far.»