Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from Milad Mostafavi
با دوتا مقدمه شروع میکنم:
اولا: اگر اشتباه نکنم "ماری کوری" درجایی به مصاحبه کننده ی خودش میگه: "کمتر راجع به آدم ها و بیشتر راجع به ایده ها فکر کن". مفهوم جمله که تقریبا همه متوجه ش میشن اینه که: زندگی شخصی افراد، سود یا ضرری به حال ما نداره و بهتره خودمون رو درگیرش نکنیم. (خصوصا تو این مثال، خدایی زندگی شخصی نیچه و سقراط چه دردی از ما دوا میکنه آخه!!)
دوما به عنوان یک اصل در منطق میدونیم صحت و سقم یک گزاره، مستقل از شخصیت، منش یا باورهای گوینده س. یعنی شِمر ذی الجوشنِ لعنت الله علیه هم میتونه یک حرفی بزنه و حرفش درست باشه!
پس نتیجه ی زندگی نیچه و سقراط هرچی که بوده، ارتباطی به درستی یا نادرستی صحبت هاشون نداره.
حالا با این اوصاف سوال پیش میاد که این پست دقیقا هدفش چیه و چه ارزش شناختی یا هر ارزش دیگه ای که شاید من متوجه ش نشدم، داره؟
Forwarded from Art and Literature (Oswald Cobblepot)
Learn it fast to make it fast.
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Oswald Cobblepot)
I'm strong as a rock, but a word can destroy me. What am I?
— Edward Nygma 🦠
Forwarded from Art and Literature (Oswald Cobblepot)
Shayna Hubers — Shot and Killed her ex-boyfriend, During second trial, the defense hired Psychologist, who diagnosed Hubers with Borderline Personality Disorder and Post Traumatic Stress Disorder. Hubers was found guilty and given life sentence without parole until 85% of her 20 year sentencing is served. Watch Hubers’ confession tape without remorse, “I gave him his nose job he wanted”.
🗯 تار و پود عالَم امکان به هم پیوسته است
عالَمی را شاد کرد آن‌کس که یک دل شاد کرد

🔹 صائب تبریزی 🔹

@philosophycafe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکار گزند

@PhilosophyCafe ♨️
🖋 فرانکو به اسپینوزا گفت که نمی‌تواند از این غذا بخورد، چرا که او خاخام (روحانی یهودی) است و این غذا حلال نیست. اسپینوزا با شگفتی سر خود را تکان داد، به سوی خدمتکار رفت و به زبان هلندی آهسته به او گفت که ناهار نخواهند خورد. پس از رفتن خدمتکار، اسپینوزا با صدای بلند گفت: «حلال! تو به قوانین کوشر (حرام بودن برخی غذاها در یهودیت) پایبندی؟»
«البته! بنتو، چه فکر کردی؟ من خاخام هستم.»
«و من هم فیلسوفی سرگشته هستم. موافقی خدای ماورای طبیعی وجود ندارد که در آرزوی امیال یا دعاها یا موجودیت ما باشد یا آن‌ها را بطلبد یا از آن‌ها لذت ببرد یا از نبودِ آن‌ها آشفته شود یا حتی از آن‌ها آگاهی داشته باشد؟»
«قطعاً و کاملاً موافقم.»
«و موافقی که تمام تورات، به اضافۀ سِفر لاویان و حلاخا (قوانین شریعت یهود) و همۀ قوانین محرمانۀ مربوط به حلال و حرام بودن خوراک، مجموعه‌ای از نوشته‌های مذهبی، قانونی، اسطوره‌ای و سیاسی است که عزرا دو هزار سال پیش تدوین کرده است؟»
«قطعاً.»
«و قصد داری یهودیت روشنفکر جدیدی بیافرینی؟»
«امید و آرزوی من است.»

🖋 اسپینوزا ادامه داد: «اما به سبب قوانینی که می‌دانی ابداع محض هستند، نمی‌توانی با من ناهار بخوری؟»
«در این‌جا حق با تو نیست، بنتو.» فرانکو دست در جیبش کرد و پاکتی بیرون آورد. «بیا با هم غذایی یهودی بخوریم.»
اسپینوزا گفت: «اما فرانکو، دوباره می‌پرسم. چرا پایبند کوشر هستی؟ چگونه می‌توانی ذهن خردپذیر خود را خاموش کنی؟ من نمی‌توانم. برایم دردناک است که ببینم مردی با چنین خردی در برابر چنین قوانینِ من‌درآوردی مطیعانه سر خم می‌کند.»
فرانکو لقمه‌ای از شاه‌ماهی را قورت داد و گفت: «یک بار دیگر به تو اطمینان می‌دهم که من نیز هم‌چون تو، مانند تو بنتو، مخالف نابخردی در مذهب‌مان هستم. در نظر بگیر وقتی دربارۀ ناجی ساختگی با افراد جامعۀ مذهبی‌ام صحبت کردم چگونه متوسل به تعقل و خردمندی شدم. هم‌چون تو می‌خواهم مذهب‌مان را تغییر بدهم، اما بر خلاف تو فکر می‌کنم مذهب باید از درون تغییر یابد. در واقع، از راه مشاهدۀ آن‌چه برای تو رخ داد (تکفیر شدن اسپینوزا)، نتیجه‌گیری کردم که مذهب فقط باید از درون تغییر کند. اگر می‌خواهم در تغییر مذهب یهود کارآمد باشم و جامعۀ مذهبی‌ام را از توضیح‌های فراطبیعی دور کنم، پس باید اعتماد آن‌ها را به دست آورم. آن‌ها باید مرا یکی از خودشان ببینند و این شامل رعایت قوانین کوشر است.»

📚 از کتاب «مسئلۀ اسپینوزا»، نوشتۀ اروین یالوم 📚

@philosophycafe
Philosophy Cafe ♨️
🖋 فرانکو به اسپینوزا گفت که نمی‌تواند از این غذا بخورد، چرا که او خاخام (روحانی یهودی) است و این غذا حلال نیست. اسپینوزا با شگفتی سر خود را تکان داد، به سوی خدمتکار رفت و به زبان هلندی آهسته به او گفت که ناهار نخواهند خورد. پس از رفتن خدمتکار، اسپینوزا با…
به نظرم این جور کتاب ها مبتذل اند زیرا در قالب کتاب فلسفی در امده اند بدون اینکه کتاب فلسفی باشند.شایان ذکر است این کتاب ها فقط در جوامع عقب مانده به مثابه کتاب فلسفی خوانده می شوند(انسان خردمند،مساله ی اسپینوزا و...)بنابراین شایسته ی یک کانال فلسفی نیست که از این جور کتاب ها نقل قول بذارد.
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️
🖋 فرانکو به اسپینوزا گفت که نمی‌تواند از این غذا بخورد، چرا که او خاخام (روحانی یهودی) است و این غذا حلال نیست. اسپینوزا با شگفتی سر خود را تکان داد، به سوی خدمتکار رفت و به زبان هلندی آهسته به او گفت که ناهار نخواهند خورد. پس از رفتن خدمتکار، اسپینوزا با…
✅ من یه توضیحی در مورد این بدم که چرا کتاب «مسئلۀ اسپینوزا» رو مهم میدونم:

من یه مشکلی رو توی مواجهۀ خودم و امثال خودم با فلسفه می‌بینم و اونم اینه که احساس می‌کنم ما نمی‌دونیم چرا فیلسوفا نظراتشون اینه؛ مخصوصاً تو مباحث هستی‌شناسی (متافیزیک) و معرفت‌شناسی (اپیستمولوژی). ما صرفاً حفظ می‌کنیم که افلاطون، دنیای مُثُل رو مطرح کرده یا هگل از روح مطلق حرف زده یا اسپینوزا تمام جهان رو دارای یک جوهر می‌دونه. اما این فیلسوفا دردشون چی بوده که چنین حرفایی زدن؟ خواستن چه مسئله‌ای را حل کنن که به چنین عقایدی رسیدن؟ برای چه مشکلی، دنبال راه حل بودن که این نظریه‌ها رو مطرح کردن؟ به نظرم مواجهۀ اصیل با فیلسوفا اینه که جواب این سؤالات رو بدونیم.

برای پیدا کردن جواب این سؤالات، چاره‌ای نداریم جز اینکه فیلسوف رو توی شرایط اجتماعی زمان خودش درک کنیم و ببریمش توی بافت فرهنگی و تاریخی خودش. اون وقت متوجه می‌شیم که این نظریات فیلسوفا، چه کاربردی براشون تو زمینه‌های دین، سیاست، هنر، علم و ... پیدا می‌کرده.
رمان «مسألۀ اسپینوزا» چنین کاری رو با اسپینوزا انجام میده. به نظرم هم تا حدود زیادی موفق میشه تو انجام این کار. اسپینوزا از عقاید فلسفی خودش استفاده می‌کرده تا بهتر بتونه کتاب مقدس رو درک کنه و متوجه بشه که آیا دین برای رسیدن به خدا، بهش کمک می‌کنه یا خیر.

⚠️ از این جهت، خوندن این کتاب رو به کسایی که به مباحث دینی و یا افکار اسپینوزا علاقه‌مندن، توصیه می‌کنم.

@philosophycafe
جستجو برای یافتن چیز پایدار از عمیق ترین انگیزه هایی بوده که انسان را به سوی فلسفه رانده است . بی شک این غریزه از عشق و علاقه آدمی به خانه و میل او به داشتن پناهگاهی در برابر خطرات سرچشمه گرفته است. به همین سبب است که می‌بینیم در میان آنهایی که زندگیشان بیشتر در معرض مصائب قرار دارد .
دیانت پایداری را در دو چیز می جوید: خدا و عمر جاویدان
اما شادی و سرخوشی قرن نوزدهم انسان را از این مفاهیم جامد و راکد بیزار ساخت.
تاریخ فلسفه غرب_راسل

@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from . (سید مسعود حسینی)
پادکست بالا روایت تلاش پلیس لهستان برای یافتن یک قاتل است.
آنچه این روایت را برای من بسیار جذاب می‌کند رابطه‌ی قتل و فلسفه است. شنیدن‌اش را به علاقه‌مندان فلسفه پیشنهاد می‌کنم.
■ این که ما معابد خود را محترم و مقدس
میدانیم و معابد دیگران را جاهلانه
تنها به این دلیل است که در معابد خود
با احساس وارد می شویم
و در معابد دیگران با عقل!

👤 #فرهنگ_هلاکویی

join us : | کانال فلسفه
@Philosophy3
شاعران از دست نیروی زمان که هر چه را که به آن عشق ورزیده اند از میان برده است ، نالیده اند.

🔘 #برتراند_راسل

@PhilosophyCafe ♨️
🖋 اینشتین اغلب به واسطۀ عدم پذیرش درستی مکانیک کوانتومی در میان‌سالی‌اش فرد «محافظه‌کاری» دانسته شده است که به وضوح از هنجار بی‌غرضی تخطی می‌کند. اینشتین به این دلیل چنین برچسبی خورده است که گرچه در جوانی‌اش تلقی‌های جاافتاده از فضا و زمان را تغییر داده بود، نتوانست بعدها نظریه‌ای را که تلقی جاافتاده از علیت را به چالش می‌کشاند، بپذیرد. چگونه ممکن است نمونۀ اعلای دانشمندان قرن بیستم چنین اشتباهی بکند؟ با این حال، این اتهام به این پیش‌فرض متکی است که اینشتین در رد مکانیک کوانتومی در اشتباه بوده است... ورنر هایزنبرگ، یکی از افراد کلیدی در این مباحثات، موضع اینشتین را با این ادعا که آن‌ها را پیرمردی جزم‌اندیش مطرح کرده است، تحقیر می‌کرد. اگر به هایزنبرگ باور داشته باشیم، می‌توانیم به راحتی انتقادات به مکانیک کوانتومی را نادیده بگیریم...
حامیان مکانیک کوانتومی مایل بودند که اینشتین را میان‌سال و محافظه‌کار تلقی کنند؛ مخالفان این نظریه مایل بودند اینشتین را همان شکاکی ببینند که از سال‌های جوانی‌اش دیده بودند.

📚 از کتاب «مقدمه‌ای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو 📚

@philosophycafe
بخشی از کتاب گفت و گو با آنجلوپلوس

@PhilosophyCafe ♨️
🔘 گفت و گویی درباره رابطه علم و نقد

حتی مستحکم‌ترین اصل منطقی، یعنی اصل عدم تناقض نیز چیزی بیش از گمانهای برساخته آدمیان نیست و همچون هر گمانه دیگری، می تواند نقد شود. وجود منطقهای پاراکاسیستنت که در آنها اصل عدم تناقض کنار گذاشته می شود، به معنای آن است که این اصل فاقد «بداهت» است. در عین حال، اینکه تکاپو های مختلف نظری برای بی اعتبار کردن اصل عدم تناقض موفقیت آمیز نبوده است، حکایت از این دارد که گمانه ای که دراین باره برساخته ایم، تاکنون از محک نقد، سربلند بیرون آمده و 《تقویت》 شده است. از اینجا می توانیم گمانه زنانه نتیجه بگیریم که مدلی که درباره اصل عدم تناقض ارائه داده ایم، در مسیر صواب قرار دارد. فراموش نکنیم که هر آنچه در عالم انسانی یافت شود، ناگزیر محدودیتهای این عالم را به خود می گیرد، هرچند خود، در اصل بی نقص و فاقد محدودیت باشد. ما درباره هر جنبه ای از جنبه های متنوع واقعیت، تنها به کمک مدل هایی که از واقعیت و جنبه موردنظر) بر می سازیم، می توانیم در حیطه عمومی دادوستد معرفتی انجام دهیم و این مدل ها همگی نشان دهنده محدودیت های ما هستند. اینکه معرفت ما یکسره محصول گمانه زنی های ما و مدل هایی است که از واقعیت بر می سازیم، نه تنها کوچکترین خدشه ای به تکاپوهای معرفتی ما وارد نمی کند، بلکه سلاحی قدرتمند در اختیارمان قرار می دهد که به کمک آن از گسترش شکهای مطلق در امان می مانیم و با استواری در راه دستیابی به روایتی حقیقی از واقعیت گام برداریم.
🔘 صفحه‌ی: ۲۵

🔘 گره‌گشایی به شیوه فیلسوفان و مهندسان

🔘 مجموعه مقالاتی در باب علم و تکنولوژی و سیاست‌گذاری

🔘 #علی‌پایا

🔘 #طرح_نقد و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

@PhilosophyCafe ♨️
عقاید رازی بسیار متهورانه بود و هیچ متفکر دیگری در جهان اسلام این طور جرات نکرد که سخن بگوید
پیامبران منشأ زیان های بسیاری اند. هر ملتی به پیامبر خاص خود معتقد است و به شدت منکر پیامبران ملل دیگر است. نتیجه ای که از این حاصل شده است جنگ های مذهبی بسیار و احساس نفرت و انزجاری است که ملل مختلف با دین های مختلف نسبت به هم داشته اند.
انجيل و قرآن ج١
دكتر سروش / مدرسه مولانا
یکی از ویژگی‌هایی که عموم دیندارهای جامعۀ ما دارن، اینه که در مورد ادیان دیگه، اطلاعات زیادی کسب نکردن. اساساً در دینداریِ خیلی از افراد، دونستن و شناختن بقیۀ ادیان، یه امتیاز محسوب نمیشه. اما اگه کسی بخواد یه دینداری آگاهانه رو تجربه کنه، به نظرم یکی از شرطهاش، آگاهی از ادیان بزرگ دنیاست.
توی این سخنرانی، عبدالکریم سروش در مورد انجیل و قرآن صحبت میکنه که شنیدنش، به مسیحیت‌شناسی ما کمک میکنه.
@philosophycafe