Forwarded from Sadra MZ
"در نگاه ماکس مولر (زبانشناس آلمانی قرن ۱۹)، اسطوره نه تبدیل شکل تاریخ به صورت یک داستان افسانهای است و نه افسانهای است که به عنوان تاریخ پذیرفته شده باشد.
آنچه را که ما اسطوره میخوانیم، برای او چیزی است موکول و مشروط به وساطت زبان. هر گونه دلالت زبانی لزوما ایهامانگیز است و در این ایهام و همریشگی واژهها، سرچشمهی تمامی اسطورهها نهفته است.
برای مثال در افسانهی دیوکالیون و پیرها پس از آنکه زئوس آنها را از طوفان نابودگر نوع بشر وارهاند، نیاکان یک نژاد جدید بشر شدند. بدینسان که ایشان سنگهایی را از روی زمین برداشتند و آنها را از بالای شانههایشان روی زمین انداختند و این سنگها در همانجا که به زمین انداخته شده بودند به صورت انسان درآمدند.
پیدایش انسان بدینگونه از سنگ به راستی بیمعنا و با هر تفسیری ناسازگار به نظر میآید. اما اگر به یاد آوریم که انسانها و سنگها در زبان یونانی با نامهایی همصدا و یا دستکم همانند به زبان آورده میشوند و واژههایی همواکاند، آیا این قضیه بیدرگ روشن نمیشود؟
درواقع اسطوره، لبهی تاریکی است که زبان بر اندیشه میافکند و این سایه هرگز ناپدید نخواهد شد مگر آنکه زبان و اندیشه همطراز شوند. امری که هرگز رخ نخواهد داد."
[از کتاب زبان و اسطوره، نوشتهی ارنست کاسیرر]
آنچه را که ما اسطوره میخوانیم، برای او چیزی است موکول و مشروط به وساطت زبان. هر گونه دلالت زبانی لزوما ایهامانگیز است و در این ایهام و همریشگی واژهها، سرچشمهی تمامی اسطورهها نهفته است.
برای مثال در افسانهی دیوکالیون و پیرها پس از آنکه زئوس آنها را از طوفان نابودگر نوع بشر وارهاند، نیاکان یک نژاد جدید بشر شدند. بدینسان که ایشان سنگهایی را از روی زمین برداشتند و آنها را از بالای شانههایشان روی زمین انداختند و این سنگها در همانجا که به زمین انداخته شده بودند به صورت انسان درآمدند.
پیدایش انسان بدینگونه از سنگ به راستی بیمعنا و با هر تفسیری ناسازگار به نظر میآید. اما اگر به یاد آوریم که انسانها و سنگها در زبان یونانی با نامهایی همصدا و یا دستکم همانند به زبان آورده میشوند و واژههایی همواکاند، آیا این قضیه بیدرگ روشن نمیشود؟
درواقع اسطوره، لبهی تاریکی است که زبان بر اندیشه میافکند و این سایه هرگز ناپدید نخواهد شد مگر آنکه زبان و اندیشه همطراز شوند. امری که هرگز رخ نخواهد داد."
[از کتاب زبان و اسطوره، نوشتهی ارنست کاسیرر]
🖋 از نظر زیستشناسان و روانشناسان، تفاوتهای جنسیتی، اغلب مهم و جالب توجه بودهاند. برای مثال، این تفاوتها در حوزۀ تحقیقاتی روانشناسی اجتماعی محوریت دارند. در نتیجه، مطالعات فمنیستی اولیه بدون توجه به جایگاه زنان در علم و تکنولوژی، عمدتاً توجه خود را به پرسشهایی دربارۀ ساخت علمی جنسیت مصروف میداشتند و خصوصاً به مطالعات زیستشناسان در خصوص امور جنسی و جنسیت توجه نشان میدادند. ... بسیاری از مؤثرترین منتقدان زیستشناسی، خود، زیستشناس بودند و تحقیقات همکارانشان را با هدف بهبود کیفیت تحقیقات خودشان به چالش میکشیدند.
برای مثال، کتاب «افسانۀ جنسیت» نوشتۀ آنه فاستو استرلینگ (1985) حملهای همهجانبه به تحقیقات در زمینۀ تفاوتهای جنسی زنان و مردان است. این اثر تلاش میکند پیشفرضهای ضعیف و نتیجهگیریهای ناموجهی را آشکار سازد تا نشان دهد که چگونه تحقیقات زیستشناسی در درک سیاقهای اجتماعیای که میتوانند رفتارهای جنسیتی را تولید کنند، ناموفق هستند و نیز سعی دارد چارچوب ایدئولوژیکی را که از تحقیقات در خصوص تفاوت جنسی پشتیبانی میکند، به چالش بکشد.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
@philosophycafe
برای مثال، کتاب «افسانۀ جنسیت» نوشتۀ آنه فاستو استرلینگ (1985) حملهای همهجانبه به تحقیقات در زمینۀ تفاوتهای جنسی زنان و مردان است. این اثر تلاش میکند پیشفرضهای ضعیف و نتیجهگیریهای ناموجهی را آشکار سازد تا نشان دهد که چگونه تحقیقات زیستشناسی در درک سیاقهای اجتماعیای که میتوانند رفتارهای جنسیتی را تولید کنند، ناموفق هستند و نیز سعی دارد چارچوب ایدئولوژیکی را که از تحقیقات در خصوص تفاوت جنسی پشتیبانی میکند، به چالش بکشد.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Everyone has the right to kill, or to employ a killer."
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
“The gods offer no rewards for intellect. There was never one yet that showed any interest in it...”
― Mark Twain
«خدایان هیچ پاداشی برای خِرد نمی دهند. هرگز تا به حال خدایی نبوده که به آن علاقه ای نشان داده باشد….»
مارک تواین
به نقل از کانال موسسه تاریخ متون
@PhilosophyCafe❄️
― Mark Twain
«خدایان هیچ پاداشی برای خِرد نمی دهند. هرگز تا به حال خدایی نبوده که به آن علاقه ای نشان داده باشد….»
مارک تواین
به نقل از کانال موسسه تاریخ متون
@PhilosophyCafe❄️
🗯 جهان سوم نه یک واقعیت، بلکه یک ایدئولوژی یا وهم است. آفریقا، آسیا، آمریکای جنوبی -اینها واقعیت هستند. اگر حالا این منطقهها را با اروپا و آمریکا مقایسه کنید، میتوانید دربارۀ آنها -ولی فقط از این منظر- بگویید که آنها توسعهنیافتهاند، و میتوانید از این رو با اطمینان بگویید که این یک مخرج مشترک مهم بین این کشورهاست. با این حال، شما چیزهای بیشماری را نادیده میگیرید که بین اینها مشترک نیستند، و این واقعیت که آنچه در آن مشترکاند فقط تضادی است که با جهان دیگر وجود دارد؛ که یعنی ایدۀ توسعه نیافتگی به منزلۀ عامل مهم، یک پیشداوری اروپایی-آمریکایی است.
🔹 بخشی از سخنان هانا آرنت در گفتگو با آدلبرت رایف 🔹
@philosophycafe
🔹 بخشی از سخنان هانا آرنت در گفتگو با آدلبرت رایف 🔹
@philosophycafe
In other words, the laws and theories of science do not tell us what we should do, but what we should abstain from doing. Science does not prescribe, but it proscribes. The plain truth is that the engineer or the technologist uses scientific knowledge in order to diagnose, to control, and to eliminate errors in his initiatives, not to generate these initiatives. Science has a critical function, not a constructive one.
Miller, D. (2009, August 10). Putting Science to Work. Inaugural lecture in a Weekly Series Organized by the Faculty of Engineering of the National University of Colombia.
@PhilosophyCafe ♨️
Miller, D. (2009, August 10). Putting Science to Work. Inaugural lecture in a Weekly Series Organized by the Faculty of Engineering of the National University of Colombia.
@PhilosophyCafe ♨️
زندگی سراسر قاعده است.کوچکترین قاعده شاید این باشد که هر چند ساعت باید مدفوع کنیم و بزرگترین قاعده شاید این باشد که در زندگی باید آدم موفقی باشیم.من به شخصه هیچ وقت نتوانستم خودم را با هیچ قاعده ی نسبتا مهمی تطبیق بدم و نتیجتا ترم پیش تمام درس هایم را افتادم و حتی یک دوست هم ندارم.
گاهی فکر میکنم اساسا زندگی برای یک انسان بی قاعده طراحی نشده.
#کوهیار
گاهی فکر میکنم اساسا زندگی برای یک انسان بی قاعده طراحی نشده.
#کوهیار
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"People think I am an antisocial because I don't join their discussions. But the truth is, they don't understand what I say and I don't give a fuck what they are talking about."
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
There's a meaningful similarity between my jobs since ten years ago and women who work as prostitutes to earn money.
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
«No Risk Is the Highest Risk of All»
Aaron Wildavsky: American Scientist 67 (1979) 32-37.
@PhilosophyCafe ♨️
Aaron Wildavsky: American Scientist 67 (1979) 32-37.
@PhilosophyCafe ♨️
«KRANZBERG'S LAWS»
1. Technology is neither good nor bad; nor is it neutral.
2. Invention is the mother of necessity.
3. Technology comes in packages, big and small.
4. Although technology might be a prime element in many public issues, nontechnical factors take precedence in technology-policy decisions.
5. All history is relevant, but the history of technology is the most relevant.
6. Technology is a very human activity-and so is the history of technology.
@PhilosophyCafe ♨️
1. Technology is neither good nor bad; nor is it neutral.
2. Invention is the mother of necessity.
3. Technology comes in packages, big and small.
4. Although technology might be a prime element in many public issues, nontechnical factors take precedence in technology-policy decisions.
5. All history is relevant, but the history of technology is the most relevant.
6. Technology is a very human activity-and so is the history of technology.
@PhilosophyCafe ♨️
Abuata - @Khosousi
Ali Khan Aref
علی خان عارف
آواز ابوعطا
انقدر بار کدورت به دلم خیمه زدهاست
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان در دروازهی هستی گیرم
نگذارم ز عدم کس قدم آرد بیرون
از من رَمَقی به سعی ساقی ماندهاست،
وَزْ صحبتِ خلق، بیوفاقی ماندهاست؛
از بادهٔ دوشین قَدَحی بیش نماند.
از عمر ندانم که چه باقی ماندهاست!
کانال موسیقی #خصوصی
🎶 @Khosousi 🎶
آواز ابوعطا
انقدر بار کدورت به دلم خیمه زدهاست
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان در دروازهی هستی گیرم
نگذارم ز عدم کس قدم آرد بیرون
از من رَمَقی به سعی ساقی ماندهاست،
وَزْ صحبتِ خلق، بیوفاقی ماندهاست؛
از بادهٔ دوشین قَدَحی بیش نماند.
از عمر ندانم که چه باقی ماندهاست!
کانال موسیقی #خصوصی
🎶 @Khosousi 🎶
🖋 بعضی افراد، سراسر زندگی را جنگی کینخواهانه میبینند که باید در آن پیروز شد؛ گروهی غرق در نومیدی، تنها رؤیای صلح، رهایی و آزادی از رنج را در سر میپرورانند؛ برخی زندگیشان را فدای موفقیت، ثروت، قدرت یا حقیقت میکنند؛ برخی دیگر، در پی تعالی خویشند و در علتی یا موجودی دیگر -معشوق یا ذات الهی- غوطهور میشوند؛ دیگرانی هم هستند که معنای زندگی را در خدمت به دیگران، در خودشکوفایی یا در آفرینش میبینند.
نیچه گفته است ما نیازمند هنریم تا حقیقت هلاکمان نکند. با این حال، من آفرینش را برترین مسیر میدانم و همۀ زندگیام، همۀ تجربیاتم، همۀ تصوراتم را به سوی کومهای درونی و پرجوش و خروش معطوف ساختهام و میکوشم هر چند گاه یک بار، به این تودۀ مرکب، شکل دهم و چیزی نو و زیبا بیافرینم.
📚 بخشی از داستان «مامان و معنی زندگی»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
نیچه گفته است ما نیازمند هنریم تا حقیقت هلاکمان نکند. با این حال، من آفرینش را برترین مسیر میدانم و همۀ زندگیام، همۀ تجربیاتم، همۀ تصوراتم را به سوی کومهای درونی و پرجوش و خروش معطوف ساختهام و میکوشم هر چند گاه یک بار، به این تودۀ مرکب، شکل دهم و چیزی نو و زیبا بیافرینم.
📚 بخشی از داستان «مامان و معنی زندگی»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
what is relevant to economic history is not the inventing but the #adoption and #use. For several decades, many historians, even economic historians, have focused their attention overwhelmingly upon one aspect of the question of technical progress: "Who did it first?".... Such questions are, indeed, important to the history of #invention. Much less attention, however, if any at all, has been accorded to the rate at which new technologies have been adopted and embedded in the productive process. Indeed the diffusion process has often been assumed out of existence [original emphasis].
《FROM INNOVATION TO USE: TEN ECLECTIC THESES ON THE HISTORIOGRAPHY OF TECHNOLOGY》
🔰 #DAVID_EDGERTON
@PhilosophyCafe ♨️
《FROM INNOVATION TO USE: TEN ECLECTIC THESES ON THE HISTORIOGRAPHY OF TECHNOLOGY》
🔰 #DAVID_EDGERTON
@PhilosophyCafe ♨️
Applied science, according to his view, is an exercise in deduction, whereas invention is finding a needle in a haystack.
@PhilosophyCafe ♨️
@PhilosophyCafe ♨️
“Human language is an embarrassment for evolutionary theory because it is vastly more powerful than one can account for in terms of selective fitness”
(Premack, 1985, p. 283).
@PhilosophyCafe ♨️
(Premack, 1985, p. 283).
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Caution: do not praise the foolish people — it acts like cocaine — raises the heart rate, blood pressure, and body temperature, and speed up breathing. This may lead to a seizure, stroke, heart attack or death."
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋