Forwarded from م.شریفی
کوتاه بود اما معنی بود
نفس هر مفهوم در نَفَس تو بود
رنگ نبود
یکرنگ نبود
بی رنگ بود جدا از هر گلوی تنگ بود
زمانی بی پایان بود
خلاء نبود برملا بود آشکار و عیان بود
نه رفت بود نه آمد بود
جنبش و لرزش صوت بود
{از }نه بود
{تا}نه بود
آغاز و پایان نهبود
احساسی از چیزی نه بود
نقطهی عطف بود
کانون غریزه
میل زیستن
اشتیاق بقا
امتداد تکاملیِ حیات
لحظهای که چشمت تصویر مرا معنا کرد
و مرا با نگاهت
تا لرزش قلبت
به تپیدن انداخت...
@m_reasercher
نفس هر مفهوم در نَفَس تو بود
رنگ نبود
یکرنگ نبود
بی رنگ بود جدا از هر گلوی تنگ بود
زمانی بی پایان بود
خلاء نبود برملا بود آشکار و عیان بود
نه رفت بود نه آمد بود
جنبش و لرزش صوت بود
{از }نه بود
{تا}نه بود
آغاز و پایان نهبود
احساسی از چیزی نه بود
نقطهی عطف بود
کانون غریزه
میل زیستن
اشتیاق بقا
امتداد تکاملیِ حیات
لحظهای که چشمت تصویر مرا معنا کرد
و مرا با نگاهت
تا لرزش قلبت
به تپیدن انداخت...
@m_reasercher
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"We are not homo-sapiens, we are homo-erection."
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Weakness has no reward, it must be private."
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
🖋 پاستور چگونه توانست علت اصلی انقلابی در پزشکی و سلامت عمومی به شمار آید، در حالی که وی به منزلۀ عاملی منفرد تقریباً نمیتوانست هیچ کاری را به تنهایی انجام دهد؟ آزمایشگاه احتمالاً مهمترین نقطه برای شروع است. ...
پاستور قوای آزمایشگاه را به کار گرفت تا میکروبها را به کارهایی وادارد که خود میخواست. در حالی که میکروبها در طبیعت پنهاناند، میتوان آنها را در آزمایشگاه مجزا کرد و کشت داد. این کار به پاستور و دستیارانش امکان داد که با میکروبها به صورت کلونیهایی مشاهدهپذیر رفتار کنند. پاستور میتوانست این کلونیها را بیازماید و آنها را در معرض آزمونهای قدرت قرار دهد تا ویژگیهایشان مشخص شوند. پاستور به خصوص به انواع ضعیفی از میکروبها که بتوانند به عنوان واکسن عمل کنند، علاقه داشت.
پاستور میکروب را درون آزمایشگاه و فارغ از مجموعههای پیچیدۀ نشانههای بیماریها و محیطهایی که موجب بیماری میشوند، تعریف کرد، دستکاریها و مستندات وی حد و مرزها و ویژگیهای میکروبها را معین کردند.
🖋 سپس، او توانست برای جامعۀ وسیعتری از دانشمندان و پزشکان استدلال کند که میکروبهای او مسئول بیماریها هستند. این کار از طریق نمایشهای عمومیای که در آنها آزمایشهای آزمایشگاهی تکرار میشدند، انجام گرفت. یکی از این نمایشها، واکسیناسیون موفق گوسفندها علیه سیاهزخم بود که طی آن، محیطی عمومی به آزمایشگاه تبدیل شد و از عموم مردم برای مشاهدۀ نتایج آزمایشهایی که از قبل انجام شده بودند، دعوت شد. نمایشهای عمومی به متقاعد شدن مردم در مورد دو نکتۀ مهم کمک کرد: اینکه میکروبها در دستیابی مردم به اهدافشان تأثیر دارند، حال این هدف سلامت باشد یا قدرت ارتش یا نظم اجتماعی، و دیگر اینکه پاستور بر این میکروبها مسلط است.
میکروبها صرفاً هویتهایی نبودند که پاستور روی آنها مطالعه میکرد، بلکه عاملانی بودند که پاستور با آنها یک ائتلاف را تشکیل داده بود. ائتلافی که نهایتاً بسیار موفقیتآمیز بود، جذابیت بسیاری را به روش تحقیقاتی پاستور بخشید، معیارهای سلامت عمومی را بازتعریف کرد، و اعتبار و قدرت را برای پاستور به ارمغان آورد. میتوانیم کار پاستور را به صورت معرفی کردن عنصر جدیدی به جامعه تلقی کنیم، که افراد برای آنکه به اهدافشان برسند، باید آن را در محاسباتشان در نظر بگیرند.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو 📚
@philosophycafe
پاستور قوای آزمایشگاه را به کار گرفت تا میکروبها را به کارهایی وادارد که خود میخواست. در حالی که میکروبها در طبیعت پنهاناند، میتوان آنها را در آزمایشگاه مجزا کرد و کشت داد. این کار به پاستور و دستیارانش امکان داد که با میکروبها به صورت کلونیهایی مشاهدهپذیر رفتار کنند. پاستور میتوانست این کلونیها را بیازماید و آنها را در معرض آزمونهای قدرت قرار دهد تا ویژگیهایشان مشخص شوند. پاستور به خصوص به انواع ضعیفی از میکروبها که بتوانند به عنوان واکسن عمل کنند، علاقه داشت.
پاستور میکروب را درون آزمایشگاه و فارغ از مجموعههای پیچیدۀ نشانههای بیماریها و محیطهایی که موجب بیماری میشوند، تعریف کرد، دستکاریها و مستندات وی حد و مرزها و ویژگیهای میکروبها را معین کردند.
🖋 سپس، او توانست برای جامعۀ وسیعتری از دانشمندان و پزشکان استدلال کند که میکروبهای او مسئول بیماریها هستند. این کار از طریق نمایشهای عمومیای که در آنها آزمایشهای آزمایشگاهی تکرار میشدند، انجام گرفت. یکی از این نمایشها، واکسیناسیون موفق گوسفندها علیه سیاهزخم بود که طی آن، محیطی عمومی به آزمایشگاه تبدیل شد و از عموم مردم برای مشاهدۀ نتایج آزمایشهایی که از قبل انجام شده بودند، دعوت شد. نمایشهای عمومی به متقاعد شدن مردم در مورد دو نکتۀ مهم کمک کرد: اینکه میکروبها در دستیابی مردم به اهدافشان تأثیر دارند، حال این هدف سلامت باشد یا قدرت ارتش یا نظم اجتماعی، و دیگر اینکه پاستور بر این میکروبها مسلط است.
میکروبها صرفاً هویتهایی نبودند که پاستور روی آنها مطالعه میکرد، بلکه عاملانی بودند که پاستور با آنها یک ائتلاف را تشکیل داده بود. ائتلافی که نهایتاً بسیار موفقیتآمیز بود، جذابیت بسیاری را به روش تحقیقاتی پاستور بخشید، معیارهای سلامت عمومی را بازتعریف کرد، و اعتبار و قدرت را برای پاستور به ارمغان آورد. میتوانیم کار پاستور را به صورت معرفی کردن عنصر جدیدی به جامعه تلقی کنیم، که افراد برای آنکه به اهدافشان برسند، باید آن را در محاسباتشان در نظر بگیرند.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو 📚
@philosophycafe
Reading Guide
FOR
Objective Knowledge
An Evolutionary Approach
1973
by Karl Popper
http://www.the-rathouse.com/Popper-papers/OK.html
@PhilosophyCafe ♨️
FOR
Objective Knowledge
An Evolutionary Approach
1973
by Karl Popper
http://www.the-rathouse.com/Popper-papers/OK.html
@PhilosophyCafe ♨️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 Darkness, Light, Darkness, 1989
A film by Jan Švankmajer. "A human body gradually reconstructs itself as its various component parts crowd themselves into a small room and eventually, after much experimentation, sort out which part goes where" - IMB "Jan Švankmajer is a Czech filmmaker and artist whose work spans several media. He is a self-labeled surrealist known for his animations and features, which have greatly influenced other artists such as Terry Gilliam, the Brothers Quay, and many others".
@PhilosophyCafe ♨️
A film by Jan Švankmajer. "A human body gradually reconstructs itself as its various component parts crowd themselves into a small room and eventually, after much experimentation, sort out which part goes where" - IMB "Jan Švankmajer is a Czech filmmaker and artist whose work spans several media. He is a self-labeled surrealist known for his animations and features, which have greatly influenced other artists such as Terry Gilliam, the Brothers Quay, and many others".
@PhilosophyCafe ♨️
Audio
Goddess Chant:
Ishtar, Cerridwen, HECATE, Inanna,
Isis, Artemis, Sophia, Athena,
Coatilicue, Aphrodite, Mieliki, Astarté
Gaia, Saraswati, Kali
Pele, Paso we, Demeter, Parvati,
Hera, AKHEWA, Diana, Nidaba,
Chicomecoatl, Lilith, Shekinah, Morgana,
Maya, Izanami, Shakti.
Lyrics:
Ancient Mother, I hear you calling.
Ancient Mother, I hear your sound.
Ancient Mother, I hear your laughter,
Ancient Mother, I taste your tears.
Ishtar, Cerridwen, HECATE, Inanna,
Isis, Artemis, Sophia, Athena,
Coatilicue, Aphrodite, Mieliki, Astarté
Gaia, Saraswati, Kali
Pele, Paso we, Demeter, Parvati,
Hera, AKHEWA, Diana, Nidaba,
Chicomecoatl, Lilith, Shekinah, Morgana,
Maya, Izanami, Shakti.
Lyrics:
Ancient Mother, I hear you calling.
Ancient Mother, I hear your sound.
Ancient Mother, I hear your laughter,
Ancient Mother, I taste your tears.
🎞 دلیل اینکه مثل یه سبک دیگۀ فرانسوی و یا صرفاً به خاطر حس کنجکاوی تاریخی با مکتب اگزیستانسیالیسم برخورد نمیکنم، اینه که مطلبهای خیلی مهمی برای گفتن داره، مخصوصاً برای نسل جدید. از این میترسم که داریم معنای واقعی زندگی با احساس رو از دست میدیم، حس مسئولیتپذیری برای کسی که هستید رو از دست میدین، قدرت اینکه چیزی برای خودتون درست کنین و حس خوبی دربارۀ زندگی پیدا کنین. اگزیستانسیالیسم معمولاً جوری در موردش بحث میشه، انگار فلسفهای دربارۀ نابودی و از دست رفتنه. ولی به نظر من، درست مخالفشه. سارتر در مصاحبهای گفته که "هرگز حتی یک روز از عمرش را از دست نداد". ولی چیزی که از خوندن زندگینامۀ این بزرگان متوجه میشیم، اینه که نگرانیهایی که نسبت به زندگی دارن، هرگز قابل مقایسه با روحیۀ بالای زندگیشون نیست. اینو میشه گفت که خودتون، زندگی خودتون رو میسازین.
📽 از فیلم Waking Life، به کارگردانی ریچارد لینکلیتر 📽
@philosophycafe
📽 از فیلم Waking Life، به کارگردانی ریچارد لینکلیتر 📽
@philosophycafe