Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
🎞 دلیل این‌که مثل یه سبک دیگۀ فرانسوی و یا صرفاً به خاطر حس کنجکاوی تاریخی با مکتب اگزیستانسیالیسم برخورد نمی‌کنم، اینه که مطلب‌های خیلی مهمی برای گفتن داره، مخصوصاً برای نسل جدید. از این می‌ترسم که داریم معنای واقعی زندگی با احساس رو از دست میدیم، حس مسئولیت‌پذیری برای کسی که هستید رو از دست میدین، قدرت این‌که چیزی برای خودتون درست کنین و حس خوبی دربارۀ زندگی پیدا کنین. اگزیستانسیالیسم معمولاً جوری در موردش بحث میشه، انگار فلسفه‌ای دربارۀ نابودی و از دست رفتنه. ولی به نظر من، درست مخالفشه. سارتر در مصاحبه‌ای گفته که "هرگز حتی یک روز از عمرش را از دست نداد". ولی چیزی که از خوندن زندگی‌نامۀ این بزرگان متوجه میشیم، اینه که نگرانی‌هایی که نسبت به زندگی دارن، هرگز قابل مقایسه با روحیۀ بالای زندگی‌شون نیست. اینو میشه گفت که خودتون، زندگی خودتون رو میسازین.

📽 از فیلم Waking Life، به کارگردانی ریچارد لینکلیتر 📽

@philosophycafe
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
🖋 گیجی و سردرگمی، جزء جدایی‌ناپذیر تدوین هر داستان واقعی-تخیلی است. از یک سو، هر داستان تخیلی، ریشه در واقعیت دارد و از سوی دیگر، هر داستانی، صرف‌نظر از این‌که تا چه حد «حقیقت» داشته باشد، خود یک دروغ است، زیرا بسیاری چیزها را از قلم می‌اندازد. در هر یک از داستان‌ها، جزئیات عادی و روزمرۀ رویارویی‌های درمانی را حذف کرده‌ام. این قیچی کردن‌ها، نه تنها لازمۀ هیجان‌بخشی به اثر است، که ژرف‌بینی را نیز در خواننده برمی‌انگیزد. به قول نیچه باید بر بسیاری چیزها نابینا شویم تا بتوانیم یک چیز را ببینیم. بنابراین برای آشکار کردن حقیقت نهفته، باید آن‌چه را موجب حواس‌پرتی و پرت‌اندیشی می‌شود زدود. تنگ کردن حیطۀ توجه بر هستۀ اصلی قصه، همیشه برای بهتر دیدن است، در جهت دستیابی به بینشی روشن‌تر و ژرف‌تر.

📚 از مؤخرۀ کتاب «مامان و معنی زندگی»، نوشتۀ اروین یالوم 📚

@philosophycafe
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Evolution always gives you the way to survive — they are not always right and just."
— Maziyar 🦋
Forwarded from Lost Cafe ♨️
@LostCafe ♨️
🖋 شازده کوچولو گفت: سلام!
دکاندار گفت: سلام!
این کاسب قرصی می‌فروخت برای رفع تشنگی. هفته‌ای یک بار یکی از آن قرص‌ها را می‌خورند و دیگر تشنه نمی‌شوند.
شازده کوچولو پرسید: تو چرا از این قرص‌ها می‌فروشی؟
دکاندار گفت: برای صرفه‌جوییِ زیاد در وقت. کارشناسان حساب کرده‌اند که با خوردن یکی از این قرص‌ها پنجاه و سه دقیقه وقت در هفته صرفه‌جویی می‌شود.
- خوب، آن پنجاه و سه دقیقه را صرف چه می‌کنند؟
- صرف هر کاری که بخواهند.
شازده کوچولو با خود گفت: «من اگر پنجاه و سه دقیقه وقت زیادی داشتم، خرامان خرامان به چشمه می‌رفتم».

📚 از کتاب «شازده کوچولو»، نوشتۀ آنتوان دوسنت اگزوپری 📚

@philosophycafe
☘️ مولانا و فلسفه
✍️ #ساسان_حبیب_وند

🔅“فلسفی” کیست؟ آیا می‌توان مولوی را به‌معنای دقیق کلمه یک فیلسوف دانست؟ آیا، گذشته از نگاه عرفانی و عاشقانه مولوی، اندیشه‌ی او دارای جنبه‌ی فلسفی و پرسش‌گری‌های حکمی و منطقی نیز هست؟ در آن صورت، علت فروکوفتن فلسفه از سوی وی چیست؟ مولوی چرا مکررا تفلسف را تخطئه کرده و از فلسفه به‌مثابه دانشی ناتوان و تکیه‌ناپذیر سخن گفته است؟ در گفتار پیش‌رو به‌اختصار به این پرسش‌ها خواهیم پرداخت.

متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/9PXn7
🌾 @Sedanet | @Sasanhabibvand
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
I just published The Pseudoscience Attitude https://link.medium.com/nbYuCGoXyY

If you enjoyed, please support me by your Claps.
Forwarded from Deleted Account
Deleted Account
Voice message
این داستان رو الان نوشتم ولی چون طولانی بود تایپ نکردم.
#کوهیار
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"هیچ علمی نبود که با عالمان آن علم توانستم وارد بحث بشوم و در هیچ بحثی وارد نشدم الا اینکه شکست خورده بودم."
— شیخ بهایی

"There were no debate with men of knowledge I couldn't join, but after ten minute I failed"
— Sheikh Bahaei, The Persian philosopher
— Maziyar 🦋 (Translator)
🗯 چندی پیش سید محمد خاتمی مثل همیشه از مردم خواست تا در انتخابات آینده شرکت کنن. همونطوری که میدونیم، خیلی از افراد و گروه‌ها توی فضای مجازی به این سخنان خاتمی واکنش منفی نشون دادن و حرف از این زدن که دیگه خریدار چنین پیام‌هایی نیستن.
بعضی از دوستان حزب‌اللهی‌تر من، این واکنش منفی افراد رو نشونه‌ای از بی‌اعتبار شدن خاتمی و در نتیجۀ اون اصلاحات در عرصۀ سیاسی میدونن و تبعاً از این قضیه ناراحت نیستن. اونا میگن خاتمی دیگه اون اعتبار سال 94 و 96 رو نداره که با "تَکرار"، مردم رو بتونه به سمت کاندیدای موردنظر خودش جلب کنه.

اما من از زاویۀ دیگه‌ای به این قضیه نگاه می‌کنم: از زاویۀ میزان امید. سال 94 و 96 افراد به ندای خاتمی لبیک گفتن، چون به صندوق‌های رأی امید داشتن، به اصلاحات از طریق گفتگو امید داشتن، به تغییرات نرم امید داشتن؛ و در یه جمله «امید داشتن».
واکنش منفی امروز افراد هم نشونۀ اینه که تمام امیدهای بالا براشون از بین رفته؛ و این خطرناکه. ناامیدی شهروندان به دوتا نتیجه میتونه ختم شه: یا اونا رو به سمت بی‌تفاوتی و کرختی نسبت به آیندۀ کشور سوق میده؛ یا به سمت خیابون!

@philosophycafe
وجود آدمی متشکل از نفس ناطقه و نفس حیوانی است. نفس ناطقه از عالم بالاست و پیوسته در سعادت است و محال است که معذّب و غیر سعید باشد و نفس حیوانی نسبت به نفس ناطقه چونان مرکب و ابزار حرکت است به اسب در دست سوار بر اسب ماند. وقتی گناهی صورت می‌گیرد از ناحیه نفس حیوانی باشد که چموش می‌باشد و سواره توان کنترل آن را ندارد. بنابراین، نفس ناطقه معصیت نکند و نفس حیوانی نیز طبق غریزه حیوانی حرکت کرده باشد و مکلّف به تکلیفی نباشد، پس گناهی متوجه هیچ یک از این دو نشود تا عذاب الهی دامن‌گیرشان گردد. با توجه به سابقه رحمت الهی، هر دو مشمول رحمت ابدی شوند و غضب الهی شامل‌شان نگردد.

# فتوحات مکيه،جلد ۱، باب ۳۵۸،ص ۳۶۴ _شیخ اکبر محی الدین ابن عربی

@PhilosophyCafe✊
Philosophy Cafe ♨️
وجود آدمی متشکل از نفس ناطقه و نفس حیوانی است. نفس ناطقه از عالم بالاست و پیوسته در سعادت است و محال است که معذّب و غیر سعید باشد و نفس حیوانی نسبت به نفس ناطقه چونان مرکب و ابزار حرکت است به اسب در دست سوار بر اسب ماند. وقتی گناهی صورت می‌گیرد از ناحیه نفس…
نقد:

دو نکته در نقد این سخن ابن‌عربی شایان توجه است: یکی آن که اساساً آیا آدمی بالوجدان به دو بخش مستقل می‌تواند تقسیم شود؟ پاسخ واضح است. هر انسانی فقط یک شخص است و خود را نیز یک شخص حقیقی می‌یابد و روح حیوانی و بدن ابزار نفس ناطقه است. این مطلب با علم حضوری و بالوجدان برای هر انسانی روشن است. هر کسی خود تصمیم می‌گیرد و با پاهایش حرکت می‌نماید و با دست‌هایش مرتکب گناه می‌شود. در قوانین بشری نیز چنین انسانی در برابر قاضی نتواند عذر بیاورد که این گناه را نفس ناطقه انجام نداد و نفس حیوانی نیز بی بهره از عقل بود. پس من گنهکار و مجرم نیستم. نکته دوّم آن که در جمیع اوامر و نواحی الهی نیز انسان به‌عنوان حقیقت واحد مخاطب شارع واقع شده و مسئول اعمال خویش است. بارها خداوند انسان را به‌عنوان یک حقیقت مخاطب قرار داد و باید و نبایدها را از طریق پیامبرانش بدو رساند. مثل: ﴿یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ﴾ (الانفطار/۶): ای انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریم مغرور کرد، ﴿یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه﴾ (الانشقاق/۶): ای انسان! تو با رنج طاعت به سوی پروردگارت رهسپار هستی تا او را دیدار نمایی و...

بنابراین، این سخن ابن‌عربی نیز در باب نفی عذاب اخروی نه مبنای عقلی دارد و نه بر مبانی شرع استوار باشد. پس آمیان مکلّف به امتثال اوامر و خودداری از نواهی شریعتند و در برابر اعمال خود مسئول می‌باشند.

# محمد حسين بيات

@PhilosophyCafe👊