Language, Language-Games and Forms of Life P.M. S. HACKER.pdf
130.3 KB
The horizon of thought is determined by the horizon of the behavioural expression of thought.
P.M. S. HACKER
Language, Language-Games and Forms of Life
@PhilosophyCafe ♨️
P.M. S. HACKER
Language, Language-Games and Forms of Life
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from آرش نراقی
گفت و گوی یاسر میردامادی و آرش نراقی در برنامه پرگار درباره انحصارگرایی و کثرت گرایی دینی: https://www.youtube.com/watch?v=mbH3mmdOzS8&t=30s&fbclid=IwAR3HP51FY02dg6j56MfuEL5tm6D-xmfKihDfdm_L0LOjZmpzlPdwZr_19tY
YouTube
تنها دین من بر حق است" به چه میانجامد؟ پرگار"
این موضع که تنها دین من دین راستین است تا چه حد قابل دفاع است؟ آیا منحصر دانستن دین خود، زمینهی متهم کردن دیگران به ارتداد و الحاد نمی شود؟
نزاعهای دینی در لباس های متفاوت ظاهر شده اند اما پیروان ادیان درگیر همیشه بر این بنیاد که دین خود را برتر و راستین…
نزاعهای دینی در لباس های متفاوت ظاهر شده اند اما پیروان ادیان درگیر همیشه بر این بنیاد که دین خود را برتر و راستین…
Forwarded from منظره (Sadra MZ)
🔶 برگهای بیجوهر ... :
- خدایا! چرا با من وداع گفتهای؟
+ سوگند به روزهای روشن وجودت که با خوشی از سر گذراندی و سوگند به نیمهی تاریک روحت که اکنون بدان مبتلا گشتی ...
ما تو را وداع نگفتهایم و از خود نراندهایم (1)
گذری بر برگهای تاریخ ادیان، ما را با آفتهای موجود در عرصهی دینداری مردمان آشناتر میکند. خاصه در این روزگار که مشعل مدرنیته، سالیان سال رختهای این سنن فکری را سوزانده و ایشان را برهنهتر از همیشه در معرض قضاوت آدمیان رها کرده است.
به همین نسبت موانع زیست مومنانه نیز برای هواداران دین دشوارتر شده و شکافهای زمانی، جغرافیایی، فرهنگی و... که بین پیروان و سلف صالح وجود دارد پررنگتر از همیشه به چشم میخورد. در چنین شرایطی فضا از یکسو برای ستیز با ادیان فراهم گشته و از سوی دیگر جادههای هموارتری برای بنیادگرایی، بازگشت به سلف صالح و از بین بردن شکافهای موجود، پدید آمده است.
در نوشتار "زین رسن قومی درون چه شدند ..." کوشیدم تا یکی از آفتهای تاریخی ادیان و مذاهب را مورد بررسی قرار دهم و این نکته را خاطر نشان کنم که روایت یکطرفه از تاریخ دین چه نقاط تاریک و گنگی را برای پیروان پدید آورده و توانسته ایشان را مستعد به چه خطاهای بزرگی کند.
اما در این نوشتار به آفت مبتلا به دیگری تاکید خواهم کرد و به سوگراییای خواهم پرداخت که احتمالا از عوامل مهم نگاه غیرتاریخی برخی دینداران به امر دینی بوده است.
https://bit.ly/35RkAsV
- خدایا! چرا با من وداع گفتهای؟
+ سوگند به روزهای روشن وجودت که با خوشی از سر گذراندی و سوگند به نیمهی تاریک روحت که اکنون بدان مبتلا گشتی ...
ما تو را وداع نگفتهایم و از خود نراندهایم (1)
گذری بر برگهای تاریخ ادیان، ما را با آفتهای موجود در عرصهی دینداری مردمان آشناتر میکند. خاصه در این روزگار که مشعل مدرنیته، سالیان سال رختهای این سنن فکری را سوزانده و ایشان را برهنهتر از همیشه در معرض قضاوت آدمیان رها کرده است.
به همین نسبت موانع زیست مومنانه نیز برای هواداران دین دشوارتر شده و شکافهای زمانی، جغرافیایی، فرهنگی و... که بین پیروان و سلف صالح وجود دارد پررنگتر از همیشه به چشم میخورد. در چنین شرایطی فضا از یکسو برای ستیز با ادیان فراهم گشته و از سوی دیگر جادههای هموارتری برای بنیادگرایی، بازگشت به سلف صالح و از بین بردن شکافهای موجود، پدید آمده است.
در نوشتار "زین رسن قومی درون چه شدند ..." کوشیدم تا یکی از آفتهای تاریخی ادیان و مذاهب را مورد بررسی قرار دهم و این نکته را خاطر نشان کنم که روایت یکطرفه از تاریخ دین چه نقاط تاریک و گنگی را برای پیروان پدید آورده و توانسته ایشان را مستعد به چه خطاهای بزرگی کند.
اما در این نوشتار به آفت مبتلا به دیگری تاکید خواهم کرد و به سوگراییای خواهم پرداخت که احتمالا از عوامل مهم نگاه غیرتاریخی برخی دینداران به امر دینی بوده است.
https://bit.ly/35RkAsV
Telegraph
برگهای بیجوهر
- خدایا! چرا با من وداع گفتهای؟ + سوگند به روزهای روشن وجودت که با خوشی از سر گذراندی و سوگند به نیمهی تاریک روحت که اکنون بدان مبتلا گشتی ... ما تو را وداع نگفتهایم و از خود نراندهایم (1) گذری بر برگهای تاریخ ادیان ما را با آفتهای موجود در عرصهی…
Forwarded from Philosophy Cafe ♨️ (علی سلطان زاده)
🖋 یا تو، که شاه هستی، میخواهی مردمان کشورت را به وسیلۀ دژ از شورش و طغیان مانع شوی، و یا تو که شاه یا رئیس دولتی جمهوری هستی میخواهی با استفاده از دژ، شهری را که در جنگ متصرف شده ای در تصرف خود نگاه داری. اینک روی به شاه میکنم و میگویم: به عللی که پیشتر ذکر کردم برای مطیع نگاه داشتن مردمان کشورت وسیله ای بی فایده تر از دژ وجود ندارد. زیرا که دژ، تو را گستاخ تر میسازد و بر آنت میدارد که با مردمان به ستمگری رفتار کنی، و ستمگریِ تو مردمان را به برانداختن تو مصمم تر میکند و چنان آتش کینه ای در دل آنان بر می افروزد که دژهای تو که علت اصلی آن کینه اند نمیتوانند از تو محافظت کنند. از این رو شاه نیک منش و خردمند هرگز دژ نمیسازد: اولاً از آن رو که خود میخواهد نسبت به مردمان نیکوکار و مهربان باشد، و در ثانی برای اینکه نمیخواهد به جانشینانش دستاویزی برای گستاخی و بی رحمی بدهد بلکه امیدوار است آنان را بر آن دارد که به جای دژ به نیکخواهی شهروندان اتکا کنند.
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚
@philosophycafe
《کاربرد مطالعه فلسفه چیست اگر که یگانه مزیت آن برای تو این باشد که قادرت سازد درباره برخی پرسشهای غامض و پیچیده منطق و مانند آن معقولانه سخن بگویی. و اگر نحوه تفکرت در باب پرسشهای مهم زندگی روزمره را اصلاح نکند؟》
#ویتگنشتاین
@PhilosophyCafe ♨️
#ویتگنشتاین
@PhilosophyCafe ♨️
تهران شهر عجیبی است. همانقدر که خوب است همانقدر هم بد است. نجابت و اصالت را میخورد و زود تحلیل میبرد.
@PhilosophyCafe ♨️
@PhilosophyCafe ♨️