Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
🖋 ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم، مصیبت‌های بزرگ. ... مصیبت‌های زن‌های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از این‌ها که اولاد خوشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. من نمی‌توانم از عهدۀ این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم...
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می‌کنم و در غم آن‌ها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آن‌ها تسلیت عرض می‌کنم. من به جوان‌هایی که پدرانشان را در این مدت از دست داده‌اند تسلیت عرض می‌کنم.

🖋 خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد. مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آن وقتی که صدای ملت درآمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همۀ این‌ها ادامه دارد؟ ملت ما چه می‌گفتند که مستحق این عقوبات شدند؟...
فرض می‌کنیم که یک ملتی تمامشان رأی دادند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، این‌ها از باب این‌که مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آن‌ها برای آن‌ها قابل است؛ لکن ... به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می‌کند؟...
این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می‌گوید که ما نمی‌خواهیم این سلطان را.

🗞 بخشی از سخنرانی روح‌الله خمینی در بهشت زهرا، دوازده بهمن 1357 🗞

@philosophycafe
Philosophy Cafe ♨️ pinned «سایت های دانلود کتاب و مقاله http://gen.lib.rus.ec/ https://sci-hub.tw/ https://iranpaper.ir/ https://www.scribd.com/ https://www.base-search.net/ http://www.jurn.org/#gsc.tab=0 https://cyberleninka.org/article http://www.freefullpdf.com/#gsc.tab=0…»
🖋 ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستاده‌ام که پیش از تو دولت‌ها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم می‌نگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود می‌نگری و دربارۀ تو همان گویند که تو دربارۀ آن‌ها می‌گویی و نیکوکاران را از آن‌چه خداوند دربارۀ آن‌ها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت. ...
مهربانی به مردم و دوست داشتن آن‌ها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردن مردم را غنیمت شماری. زیرا آنان دو گروهند: یا همکیشان تو هستند، یا همانندان تو در آفرینش.

🖋 هرگز به خشمی که از آن تو را امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیر ساخته‌اند و باید فرمان من اطاعت شود. زیرا چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونی‌ها در نعمت خداست. ...
بپرهیز از این‌که خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بی‌مقدار سازد. هر چه خدا به تو فریضه کرده است، ادا کن و دربارۀ خواصی که با تو خویشاوندند و از افراد مردم، هر کسی را دوستش می‌داری، انصاف را رعایت نمای که اگر چنین نکنی، ستم کرده‌ای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او شود.

📝 بخشی از نامۀ علی‌ابن ابی‌طالب به مالک اشتر نخعی، در هنگام سپردن فرمانروایی مصر به او 📝

@philosophycafe
خطاب به میهمان گفت:
_سرورم تاریکی رفته‌رفته کامل می‌شود.
شنید که فرستاده زیر لب می‌گوید:
تاریکی بیابان هزارمرتبه سبک‌تر از تاریکی قلب است.
رمان ورم بخش 《ابلاغ》صفحه‌ی ۴۹

@PhilosophyCafe ♨️
《 در فلسفه مسائل، نه با ارائه‌ی اطلاعات جدید، بلکه با تنظیم آنچه همواره می‌دانسته‌ایم، حل می‌شوند.》

🔰 #ویتگنشتاین

@PhilosophyCafe ♨️
🔰 قلم و قدم

مشاء، یعنی با هم برویم. یعنی روان و روندگی. به کجا؟ به دنبال حقیقت و یا دور شدن از بطالت. چه جور؟ کنارم باش. قدم بزن. نه جلوتر و نه عقب‌تر. نه مرید باش و نه مراد. مشاء یعنی قلم و قدم. یعنی دیگری. یعنی تو همه هستی و همه تو. یعنی درهم‌بودگی. درهم‌بودگی قلم و قدم. مشاء یعنی با دل در گرو یار رفتن و با عقل خلاف عادت آمدن. یعنی قدم در ره بی‌برگشت گذاشتن. یعنی رفتن و بردن. یعنی قلم و قدم در مقابل قلم و قدم شکنان نگاه داشتن. می‌روند. نمی‌ایستند. روندگان. زنده به آنند که آرام نگیرند. موج‌اند که آسودگی‌شان عدم‌شان است.

🔰 #امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
form of life book.pdf
1.2 MB
🔰 Forms of Life and Language Games


🔰 Jesús Padilla Gálvez, Margit Gaffal (Eds.)

🔷 Ludwig Wittgenstein’s writings inspired contemporary philosophical thinking and advanced many issues that had been addressed by traditional philosophy. The questions raised by the Viennese philosopher initiated debates on a reconsideration of philosophical terminology. This is especially true for a term that has generated at least three significant controversies since its creation and will probably generate more disputes in the following years. It is the expression “form(s) of life” which translates into German as “Lebensform(en)” and “Form des Lebens”. The present volume contains contributions on forms of life, language games and the influence of Wittgenstein’s philosophy on other scholears.

@PhilosophyCafe ♨️