Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from Art and Literature (Maz ID)
«هیچ عقیده‌ای نباید به اقتضای یک ذات "الهی" پذیرفته شود. ادیان را باید زیر سوال برد. هیچ معیاری برای اخلاق وجود ندارد و نباید معقول دانسته شود. هیچ چیز مقدسی پیرامون اخلاق وجود ندارد. مانند بت‌های چوبینِ عهد قدیمی که به دست خود آدمی ساخته شده است، آنچه که به دست آدمی ساخته شود، به دست آدمی هم از بین می‌رود.»

"No creed must be accepted upon authority of a "divine" nature. Religions must be put to the question. No moral dogma must be taken for granted - no standard of measurement deified. There is nothing inherently sacred about moral codes. Like the wooden idols of long ago, they are the work of human hands, and what man has made, man can destroy!"
— The Satanic Bible 🖤
— Maziyar 🦋 (Translator)
🗯 توی انتخابات مجلس شورای اسلامی امسال، سعید زیباکلام (استاد فلسفۀ دانشگاه تهران) ثبت نام کرد و از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت شد. زیباکلام گفته شورای نگهبان دلیل رد صلاحیت اون رو "عدم التزام عملی به نظام مقدس" اعلام کرده. زیباکلام به شورای نگهبان نامه داده و نکاتی رو توی این نامه گوشزد کرده. به نظرم محتوای این نامه مصداق بهتری برای "بیان حقایق" در مورد وضعیت جامعۀ فعلی ماست. این نامه 29 بند کوتاه داره که من بعضی از بندهاشو اینجا میارم:

🔹1- وقت آن رسیده که مقامات عالی‌مقام، سیاست اَبرراهبردی تک‌قطبی‌سازی عرصه سیاست را برای حفظ آرمان‌های انقلاب و تنقیح و تحکیم نظام بازنگری کنند.

🔹4- آیا مقامات عالی و اعلی مصلحت نمی‌بینند یک بازنگری ساختاری در نظام سراپا آغشته به فساد و چپاول اموال مردم را در رأس سیاست‌های راهبردی قرار دهند؟

🔹11- تا کی می‌خواهیم فقط استکبار و تهدید "عظیم" افرنگیانِ جهانخوار خارجی را ببینیم و در بوق کنیم، و مصرّانه چشمان‌مان را بر روی استکبار و تهدید "اعظم" داخلی ببندیم؟

🔹 13- تا کی می‌خواهیم به برخی از دستاوردهای بزرگ و غرورآفرینِ سخت‌افزاریِ تسلیحاتی و بعضاً صنعتی دل ‌خوش ‌کنیم و از نارضایتی گسترده معیشتی در میان طبقات مستضعف و متوسط چشم‌پوشی کنیم؟

🔹 15- آیا سیاست راهبردی مخفی‌کاری نظام، اصول سیاسی حیات‌بخشِ امر به معروف و نهی از منکر را عملاً عقیم و منتفی نکرده است؟

🔹20- آیا موج نارضایتی‌ها در بسیاری از طبقات مستضعف و محروم‌شده جامعه را نمی‌بینیم؟

🔹 26- صغارت‌پذیری یا همان ولایت‌پذیری، نه تنها بزرگترین مانع تقویم گفتمانی درباره اهداف و آرمان‌های انقلاب است که برعکس، با عقیم‌کردن سیاسی عموم مردم، تدریجاً زمینه را برای پذیرش استیلا و سیطره استکبار آمریکا فراهم می‌کند.

🔹 28- چرا سی سال است که پیوسته هرگونه فریاد و تجمع اعتراضی مدنی را بی‌هیچ دلیل و مدرکی از همان ابتدا به دول مستکبر و مکّار غربی و سرویس‌های اطلاعاتی جنایت‌کارشان منتسب کرده‌اید؟

🔹29- خطاب به سید مقاومت(سید حسن نصرالله): دعا کن! بلکه سیاست‌مداران راهبردی ما بیدار شوند! آنها یادشان رفته که حکومتی با تمام پیشرفته‌ترین نهادهای اطلاعاتی/امنیتی و قدرت نظامی چشمگیرش، اگر نزد ولی‌نعمتان مستضعف خود جایگاه مقبولی نداشته باشد همچون گلوله برفی، در روزی روشن و نه چندان دیر، آب خواهد شد و آن اقتدار و تشکیلات همچون خس و خاشاکِ روی آب کنار خواهد رفت.

🗯 یکی از ویژگی‌های جالب این نامۀ کوتاه زیباکلام برای من، اینه که 5 بار از واژۀ «مستضعف» توش استفاده شده و در پایان نامه هم منظورش رو از واژۀ «مستضعف» اینطور توضیح داده: "کارگران رنجبر و معلمان زحمت‌کش و سایر طبقات محروم شده".

🗯 جا داره در پایان بپرسیم بقیۀ اساتید و پژوهشگران عرصۀ علوم انسانی و علوم اجتماعی هنوز "صلاح" نمیدونن حرفی بزنن در مورد جامعه؟ هنوز درگیر «اگزیستانس و تنهایی انسان مدرن»، «مواجهۀ فنومنولوژیکال با اشیای تکنولوژیک» و «مطالعۀ آنیمیسم در قبایل استرالیایی» هستن؟!

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
Forwarded from Arman Khademi
در یکی از دوقطبی هایی که امروزه در برخورد با مسئله دین شایع شده افراد برون دینی، دین را مسئله ای حقیر و کوچک می شمارند که ارزش فکر کردن و تحقیق ندارد و همه ی افراد درون دینی را افرادی عقب افتاده و خرافی میدانند که در جهل به سر میبرند و اهل تفکر نیستند. از طرفی افراد درون دینی، بی دینی را بی بند و باری و جهل میدانند و همه ی افراد برون دینی را پیرو مد می دانند که صرفا چون بی دینی مد شده است به آن سمت رفته اند و در جهل کامل به سر می برند.
این دو قطبی که معمولا در عوام اتفاق می افتد و یک تحلیل بسیار ضعیف است طرفداران دو آتیشه و متعصب در برخورد با مسئله دین را در هر دو جبهه باز تولید میکند.
خطاب به هر دو این گروه میتوان گفت که هر قشری سطح پایین و بالای خود را دارد اگر دسته ای به دلیل خرافی بودن و عدم تفکر در دین هستند دلیل بر این نمیشود که همه درون دینی ها را شامل شود و همچنین اگر گروهی به دلیل مد شدن بیرون دین اند این نتیجه حاصل نمی شود که همه برون دینی ها اینطورند. این نوع تحلیل اشتباه راجع به موضوعات دیگری مانند موسیقی هم اتفاق می افتد که یک تعدادی از افراد سطحی یک سبک موسیقی مثال زده شده و در مورد کل آن سبک قضاوت می شود .
اختصاصا خطاب به دسته اول این دوقطبی باید گفت مسئله دین مسئله بسیار فربه ای است، هم از نظر جامعه شناسی هم از نظر فلسفی.از دید جامعه شناسان که دین جزو فربه ترین مسائل جامعه شناسی است.نمونه بارز آن امیل دورکیم که قسمت اعظم تحقیق خود را به دین اختصاص داد .مگر میشود مسئله ای به این بزرگی را حقیر شمرد؟یا صرفا یک عقب افتادگی شمرد که ارزش بررسی ندارد.به اندازه کافی شاعر و فیلسوف و متفکر درون دینی هست که نه تنها درون دین بوده اند بلکه از جهات مختلف این مسئله را بررسی کرده اند.
همچنین خطاب به دسته دوم باید گفت که انتقاد از مسائل دینی توسط متفکران و فیلسوفان، تاریخی دور و دراز دارد و انتقادهای بسیار جدیی به استدلال های دینی آورده شده که بسیار قوی هستند. از نظر جامعه شناسی و روانشناسی هم بسیار انتقاد ها شده که نمیشود آنها را در نظر نگرفت.مگر میشود همه ی این متفکران و انتقادها و دلایل را در نظر نگرفت و بی دینی را صرفا مد و جهل شمرد؟

نقد و نظر : @khadem_ar
فلسفه عملی کانت.pdf
46.3 KB
#بهار99

✅ طرح درس «فلسفه کانت»
👤 مدرس: آرش اباذری

——————
🆔: @philsharif
خوانش_برندوم_از_پدیدارشناسی_روح.pdf
59.5 KB
#بهار99

✅ طرح درس «فلسفه غرب پیشرفته»
👤 مدرس: آرش اباذری

——————
🆔: @philsharif
برنامهٔ درسی نیم‌سال دوم ۹۸-۹۹.pdf
486.7 KB
🔶برنامهٔ هفتگی کلاس‌های گروه فلسفه

🔷نیم‌سال دوم تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸


@anjomangphut
Forwarded from Arman Khademi
لازم است به اختصار به این نکته نیز اشاره شود که صوفی راستین در تعبیر مولانا(آنگونه که بر این ضعیف روشن شده)کسی است که از بند هوی و کمند ریا و دغا رسته و از منزل خودبینی سفر کرده باشد. و این تعبیر جنبه ی عام دارد و مولانا آن را بر هر کسی که به چنین آگاهی و کمالی رسیده باشد(قطع نظر از آیین و فرقه ی او)قابل تعمیم میداند، و هرگز آن را در معنی "فرقه ای" آن محدود نکرده است. بسا کسانی که خود را بدین نام و نشان موسوم کنند، در حالی که هنوز در مغاک خودبینی و هوی فرو مانده و از سیر و سلوک، تنها صورتی حاصل کرده باشد و نه سیرتی. و به قول سعدی:"خرقه ابرار پوشند و لقمه ادرار فروشند" و لباس تلبیس و ریا و جامه حیله و دغا پوشند و مفتون دیو رعنای دنیا باشند و عقبی را وسیله نیل به دنیا سازند. صوفی در کلام مولانا، رنگ پذیر و فرقه پذیر نیست، بلکه این تعبیر شامل هر کسی است که از قید تعلقات دنیوی رسته و به وجود پاینده حق، پیوسته باشد.خواه مسلمان یا مسیحی،خواه بودایی یا موسوی و...

📚شرح مثنوی📚 از کریم زمانی
Forwarded from Khosousi - خصوصی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب گذشته اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی آغاز شد اما با توجه به حواشی پیش آمده، بعد از تنفس ارکستر بدون رهبر به اجرا پرداخت.
‌
‌
#منوچهر_صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران که به‌جای #شهداد_روحانی اجرای دیشب را ‌به روی صحنه برد قبل از شروع برنامه اعلام کرد:
رهبر قبلی ارکستر برخلاف شایعات فضای مجازی به‌خاطر اتفاقات دو هفته اخیر از ایران فرار کرده و دلیل پزشکی که قبلاً گفتند دروغ هست.
وقتی این حرف را زد یکی از وسط جمعیت به ایشان اعتراض کرد که درست نیست شما پشت سر همکارتان همچین حرفی بزنید که فرار کرده، جناب صهبایی در جوابشان گفت:
مطرب باید بره جایی که مطربیش رو بکنه.

در تنفس، بین نوازنده‌ها و رهبر ارکستر ناراحتی به‌وجود می‌آید.
رهبر ارکستر میرود و با تاخیر بعد از تنفس، سمفونی پنج بتهوون رو بدون رهبر مینوازند

حاصل همین شد که می‌بینید صد نوازنده در اعتراض، «بی رهبر» قصه غم نواختند.


کانال موسیقی #خصوصی
🎶 @Khosousi 🎶
🗯 فیلم مستند «پیروزی اراده»، تو سال 1935 میلادی ساخته شد؛ 85 سال پیش. این فیلم، یه فیلم تبلیغاتی برای حکومت نازیها تو آلمانه. کارگردان این فیلم، خانم لنی ریفنشتال هست. هم‌چنین این مستند به دستور شخصِ هیتلر ساخته شده.

🗯 یکی از نکات جالبی که تو این فیلم به کرّات میشه دید، حضور «توده» توی خیابونه. جمعیتهای زیاد، طرفدارای چند صد هزاری و میلیونی، سیل هوادارا توی فضای عمومی و ... . از سنین مختلف، پیر و جوون و نوجوون، زن و مرد، از طبقات مختلف، کارگر و کارمند و کشاورز، از اقشار مختلف. بارها چنین فضایی توی این مستند نشون داده میشه: وقتی که هواپیمای آدولف هیتلر توی نورنبرگ فرود میاد، "مردم" نشون داده میشن که دارن ازش استقبال میکنن؛ کمپ‌های بیرون شهر نورنبرگ نشون داده میشه که کلی چادر زده شده و جوونا و نوجوونای رایش سوم توش دارن مراسمهای خاصی رو اجرا میکنن. جمعیت خیلی زیادی که توی سالن کنفرانس حزب نازی به سخنرانی مقامات گوش میدن و منظم تشویق میکنن.

🗯 به دفعات مختلف چنین فضایی تو این مستند نشون داده میشه. تصویربرداری‌های از بالا که عظمت جمعیت رو به مخاطب نشون بده. چرا؟ گویی مستند تمام تلاششو داره میکنه که بگه "همه آمدند"، "همه بودند"، "همۀ آلمان، همینیه که دارین توی این تصاویر می‌بینین". رودلف هس (معاون هیتلر) وقتی میخواد سخنرانیشو توی مستند شروع کنه، میگه "سخنان خود را آغاز میکنم، در حالی که در پیشگاه «عموم» مردم هستم". جوزف گوبلز (وزیر فرهنگ و تبلیغات رایش سوم) توی سخنرانیش میگه "شعلۀ روشن‌شده از شور و اشتیاق ما که هرگز خاموش نمی‌شود ... از عمق وجود «مردم» ما سرچشمه می‌گیرد". کنستانتین هیرل (رییس اداره کار آلمان) توی سخنرانیش میگه "امروز «مردم» آلمان ... برای انجام کار و تعهدات خود آماده‌اند".

🗯 واژه‌های «عموم»، «مردم»، «آلمان» و واژه‌هایی از این دست بارها توی سخنرانی‌های این مستند تکرار میشه. اما این واژه‌ها به چه معناست؟ یعنی همون چیزی که ما از این واژه می‌فهمیم، مدنظر حکومت نازیه؟ وقتی گفته میشه "امنیت آلمان"، یا "مردم آلمان" یا "سرافرازی آلمان"، منظور چیه؟ آیا آلمانی‌هایی که مخالف حکومت رایش سوم هستن هم جزو این "مردم آلمان" حساب میشن؟ آیا متفکران آلمانی‌ای که نقدهای اساسی به حزب نازی دارن، سرافرازی اونها هم جزو دغدغۀ مقامات رایش سوم هست؟ آیا نویسنده‌های منتقد هیتلر هم سهمی از "امنیت آلمان" دارن؟ اساساً "آلمان" به چه معناست؟ آیا "آلمان" یه مفهوم ملی‌گرایانه‌ست که همۀ آلمانی‌ها میتونن زیر چترش جمع بشن؟ حزب نازی تا چه حد اعضای دگراندیش خودش رو تحمل می‌کنه؟

🗯 پاسخ همۀ این سؤالا، تو دقیقۀ آخر مستند داده میشه. جایی که رودلف هس (معاون هیتلر) بعد از سخنرانی هیتلر، پشت میکروفن میره و میگه "حزب برای ما همان هیتلر است. هیتلر یعنی آلمان، آلمان یعنی هیتلر، درود بر هیتلر، درود بر هیتلر". هس بلافاصله نود درجه میچرخه و روشو از اون چند هزار نفر مردمی که جمع شدن (همونی که اونا رو "پیشگاه عموم مردم" نامیده بود) برمیگردونه و رو به هیتلر میشه و دستش رو به نشانۀ خاص نازی‌ها به سمت هیتلر دراز می‌کنه.

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
Philosophy Cafe ♨️ pinned «eBook/Scientific books Sites: forum.mobilism.org libgen.pw libgen.is libgen.me b-ok.org b-ok.cc ebook.bike ebookee.org en.bookfi.net sci-hub.fun sci-hub.mu allitebooks.com - IT eBooks pdfdrive.com xfmro77i3lixucja.tor2web.xyz oceanofpdf.org ebook.farm…»
آدمیزاد چیست؟ یک امید کوچک، یک واقعه خوش چه زود می‌تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟ اما وقتی همه‌اش تودهنی و نومیدی است، آدم احساس می‌کند که مثل تفاله شده، لاشه‌ای، مرداری است که در لجن افتاده.

🔷 سووشون

🔷 سیمین دانشور

@PhilosophyCafe ♨️
پزشکی فقط شاخه¬ای از دانش و یا زیست¬شناسی کاربردی نیست و نمی¬توان علاقه بنیادین پزشکی را فقط به ساختارهای نظری دانست، هدف پزشکی درمان و سود رساندن به انسان¬های بیمار و یا جلوگیری از بیمار شدن آن¬ها است. پزشک از دوران باستان نه تنها به عنوان شخصی در نظر گرفته می-شده است که متخصص درمان بوده است و بل به عنوان شخصی در نظر گرفته می¬شده است که با امور قدسی هم در ارتباط بوده است. اما در این میان تغییراتی رخ داده است که حساسیت¬های معرفت-شناختی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی را برانگیخته است. نکاتی از جمله: 1. پرداختن به ساختارها و مقومات پزشکی جدید و شیوه تحول و توسعه آن¬ها در گذر تاریخ 2. مبانی معرفت¬شناختی رشته¬های پزشکی 3. رابطه بین علم پزشکی و عمل پزشکی 4. راهی که قضاوت نهایی پزشکی را تعیین می¬کند، نقش پزشکی در جامعه و رابطه آن با قدرت و به نحو خاص با سیاست . پزشکی کنونی به شدت سازمان یافته است و در بعضی جنبه¬های تکنیکی و ناشناس وارد شده است، که نیاز به بررسی هرچه بیشتر را می¬طلبد. اگرچه توسعه در علم و تکنولوژی به نحو برجسته¬ای اجازه گسترش دامنه¬ پزشکی را داده است، به عنوان مثال به واسطه پیوند اعضا، ژنتیک انسانی و غیره. با این حساب، نه تنها شکل درک ما از طبیعت تغییر یافته است و بل دخالت¬های رادیکال در شاکله انسانی، به عنوان مثال در ژنوم و یا مغز ابعاد جدیدی را ایجاد کرده است. از این¬رو نظم طبیعی نه¬تنها دیگر به عنوان وضع کننده محدودیت دیده نمی¬شود و بل به عنوان امری تحقیقی در نظر گرفته می¬شود.
این¬ها فقط جنبه¬های از پیشرفت¬های زیست¬پزشکی هستند که در پرتو آن¬ها درک ما از زندگی بشر تغییر یافته است. از آن¬چه او را متعین ساخته، از آغاز و پایانش. به همین شیوه ساختارهای درونی پزشکی نیز تغییر یافته است. اهمیت فزاینده تحقیقات علمی و پیاده سازی فنی آن، منجر به افزایش فعالیت های پزشکی در مقیاس¬های علمی و فنی شده است، که در نتیجه بر روی خودچگونه¬پنداری ذاتی رشته و الگوی دامنه فعالیت آن تأثیر گذاشته است. ازاین¬رو هر تلاشی برای روشن شدن وضعیت معرفت¬شناختی پزشکی به میزان زیادی بسته به اینکه چه درکی از پزشکی داشته باشیم، متفاوت است.
گفتیم که تحقیقات پزشکی به بررسی ماهیت بیولوژیکی انسان می¬پردازند. از این¬رو به منظور درک ارتباطات عملکردی که مربوط به ارگانیسم هموساپینس است، با روش مشابهی که در زیست¬شناسی مورد استفاده قرار می-گیرد بیمار مورد بررسی قرار می گیرد: تکنیک¬های آزمایشگاهی، روش¬های آماری و احتمالاتی، تنظیم و تست فرضیه¬ها، تولید مدل¬ها، نظریه¬ها و غیره. بدین منظور و برای درک محدوده¬ی مجاز فعالیت پزشکان، ما باید بدانیم که بیماری و سلامتی هرکدام به چه نحو مورد استفاده قرار می¬گیرند و چگونه درکی از آن¬ها وجود دارد.
2. لزوم شناخت بیماری:
بحث درباره مفهوم بیماری گاهی پیچیده و گیج کننده است. یکی از دلایل این امر می تواند این باشد که همیشه نمی¬توان گفت که چه چیزی مورد بحث قرار گرفته است. همچنین طیف گسترده¬ای از اصطلاحات مرتبط با بیماری وجود دارد که بعضی اوقات به طور مترادف استفاده می¬شوند از جمله مریضی، ناخوشی، بیماری، آسیب، زخم، ضایعه، نقص، تغییر شکل، اختلال، معلولیت و غیره استفاده می¬شود.
از طرف دیگر در عمل بالینی و همچنین در بحث¬های عمومی، اختلاف نظر وجود دارد که کدام شرایط خاص باید به عنوان بیماری شناخته شوند. پیش از این فراربردگان ، همجنس¬گرایی و دگراندیشی به عنوان بیماری شناخته می¬شدند. امروزه بحث می¬شود که آیا چاقی، غم و اندوه، طاسی، کک مک و بیخوابی ناشی از کافئین به عنوان بیماری محسوب می¬شوند؟ گروه های خاص ممکن است استدلال کنند که چیزی یک بیماری است، در حالی که متخصصان ممکن است دو دل باشند و یا برعکس، متخصصان ممکن است برخی از شرایط بیولوژیکی را که افراد به طور کامل تجربه نکرده¬اند (و ممکن است هرگز تجربه نکنند) اندازه گیری کنند. به این ترتیب، جامعه ممکن است چیزی را به عنوان یک بیماری در نظر بگیرد، در حالی که افراد و متخصصان با آن مخالف باشند. ازاین¬رو به نظر می¬رسد که تصور بیماری از زمانی تا زمان دیگر و از مکانی تا مکان دیگر متفاوت است. هرچند بیماری مفهومی مرکزی در علوم درمانی، فلسفی و اخلاق ¬زیستی است، اما تعریف آن دشوار است. از طرف دیگر مفهوم بیماری از لحاظ اخلاقی نیز مهم است زیرا استانداردها و محدودیت¬ها را تعیین می¬کند، به عنوان مثال کدام سیستم بهداشتی باید انتخاب شود و چه کسانی باید از آن بهرمند شوند. همچنین این موضوع بر روی درک خودانگاری توسط مردم، روابط آن¬ها با دیگران و نقش و موقعیت اجتماعی آن¬ها تاثیر می-گذارد. بیماری همچنین یک¬سری از مسائل اخلاقی را مطرح می¬کند به ویژه درمورد بیش¬تشخیصی و کم¬تشخیصی، طبی¬سازی و توزیع مراقبت¬های بهداشتی. این موضوع باعث می¬شود که بیماری یک مفهوم مهم با پیامدهای گسترده¬ای برای افراد، متخصصان بهداشت، بیمه¬گران، سیاست¬گذاران بهداشت، متخصصین زیستی و سیاست¬مداران باشد. طیف گسترده¬ای از نظریه¬ها و مفاهیم درمورد بیماری با توجه به علاقه کمک به مردم به وجود آمده است. اما این نظریات با توجه به زمان و مکان تغییر کرده¬اند و این امر خود باعث پرسش از چرایی فهم بیماری شده است. چرا مفهوم بیماری مورد نیاز است؟ از جمله دلایل این موضوع می¬توان به موارد زیر اشاره کرد :
I. بیماری دلالت ضمنی دارد بر حق توجه و مراقبت، چرا که بیماری مربوط به رنج است.
II. بیماری (در بسیاری از کشورها) مستلزم حق درمان است و بنابراین اهمیت زیادی برای افراد، متخصصان بهداشت، مراقبت های بهداشتی موسسات، بیمه گران بهداشت و سیاست گذاران بهداشتی دارد.
III. بیماری (در بسیاری از کشورها) به طور ضمنی بر معافیت از وظایف مانند کار یا مراقبت از دیگران (به عنوان مثال، بستگان یا دوستان) دارد.
IV. بیماری (در بسیاری از کشورها) مستلزم جبران خسارت اقتصادی است و بنابراین برای افراد، کارفرمایان، بیمه گران و سیاست گذاران بهداشت مهم است.
V. بیماری ممکن است موجب معافیت از پاسخگویی و مسئولیت اخلاقی (در موارد جرم) باشد.
VI. بیماری برای افراد در درک وضعیت خود مهم است: «من نمی توانم این کار را انجام دهم یا آن طور که می خواهم انجام دهم، چرا که بیمار هستم.»
VII. بیماری برای افراد مهم است تا یک وضعیت را برای خود و دیگران توضیح دهند.
VIII. بیماری برای محدود ساختن اهداف مراقبت های بهداشتی از سایر وظایف و موضوعات اجتماعی مهم است.
IX. بیماری برای سازماندهی وظایف مراقبت های بهداشتی مهم است، به عنوان مثال، در طبقه بندی ها و بخش های بیمارستان.
X. بیماری برای مشخص کردن موضوع علوم مرتبط با سلامت مهم است.
این امر استانداردها را تنظیم می¬کند، برای مثال اینکه چگونه متخصصین بهداشتی تحصیل کرده نحوه تنظیم بیمه درمانی و محدودیت¬ها را تعیین می¬کنند و یا چه افرادی سزاوار دسترسی به برخی از خدمات هستند. به همین منظور در ادامه به سه تعریفی که در ادبیات پزشکی از بیماری آمده است، یعنی توصیفی، هنجاری و ترکیبی خواهیم پرداخت.
3. سه تعریف از بیماری
• نظرگاه توصیف¬گرایانه بیماری را از لحاظ پدیده های بیولوژیکی یا ذهنی از این رو که می تواند درون طبیعت توصیف شود تعریف می¬کند. چنین تعاریفی اغلب تعاریف طبیعی¬شناسی نیز نامیده می شود. براساس مورد ارجاع¬ترین تعریف توصیفی، بیماری یک وضعیت داخلی است که عملکرد طبیعی را مختل می¬کند. از¬این¬رو، اگر عملکرد بدنی یا ذهنی به پایین تر از آنچه که از لحاظ آماری عادی است کاهش یابد، بیماری وجود دارد. این تعریف اغلب به نام نظریه «زیست¬آماری» از بیماری نامیده می¬شود و تفسیرهای متفاوتی را به دلیل جنسیت، سن و گونه¬های مختلف به حساب می¬آورد، به طوری که تفاوت¬های عملکردی در چنین فاکتورهایی بیماری محسوب نمی¬شود. به عنوان مثال فردی که ضربان قلب او در سن 100 سالگی در مقایسه با کل جمعیت کاهش عملکرد دارد بیمار نیست. بیماری¬ها نوعی هستند که در طبیعت رخ می¬دهند، یعنی انواع طبیعی و می¬توان آن¬ها را بر اساس ویژگی¬هایی که می¬تواند در طبیعت توضیح داده شود طبقه¬بندی کرد.
• با توجه به تعریف هنجاری، بیماری یک قرارداد اجتماعی است. بیماری، قضاوتی است که می¬تواند با توجه به شرایط بدن، ذهن یا فرآیندها درمورد کسی که به نحوی آسیب دیده باشد، بیان شود. از این رو، هنجارهای انسانی درمورد «آسیب» است که تصمیم می¬گیرند چه چیزی بیماری است و چه چیزی بیماری نیست و نه پدیده های زیست¬شناختی یا روانی. بر این اساس، بیماری¬ها نوعی طبیعی نیستند، گرچه ممکن است طبق پدیده¬هایی که در طبیعت اتفاق می¬افتد طبقه¬بندی شوند. این امر بدین دلیل است که پدیده¬هایی که در طبیعت مورد مطالعه و طبقه¬بندی قرار می گیرند، از این رو طبقه¬بندی شده¬اند که به منافع انسانی خدمت می¬کنند. سیگنال¬های الکتریکی در قلب مربوط به پزشکی هستند، زیرا متخصصان فکر می کنند که آنها به چیزی مضر مربوط می باشند که می توان از آن اجتناب کرد. به همین دلیل است که فشار خون است مربوط به چیزی مضر است و از این رو فشار خون در حوزه علاقه پزشکی است. با توجه به مفهوم هنجاری از بیماری، پدیده¬هایی که در پزشکی اندازه¬گیری و دستکاری می شوند به علت علاقه انسان¬ها به پزشکی مربوط می¬شود.
• تعریف ترکیبی از بیماری را می توان بین تعاریف توصیفگرایانه و هنجارمندانه از بیماری به عنوان ترکیب از عناصر هر دوی این¬ها دانست. بنابراین دیدگاه شرط لازم و کافی برای این که وضعیتی بیماری محسوب شود آن است که اولا: آن شرایط آسیب یا نوعی محرومیت از منافعی را، مطابق آن¬چه استانداردهای فرهنگ آن شخص می¬گوید، ایجاد کرده باشد. و ثانیاً: آن شرایط از یک مکانیسم جسمی درونی ناشی شده باشند که نوعی سود عملکرد در کارکرد طبیعی را موجب شده باشند. بنابراین کسی که مرتکب قتلی می¬شود بیمار نیست مگر آن¬که قتل در نتیجه¬ی مکانیسم درونی بدن که کارکرد طبیعی را مختل کرده ایجاد شده باشد. بر طبق این دیدگاه، پرخوری هر چند ناشی از یک ضایعه مغزی و در نتیجه یک سو عملکرد طبیعی است بیماری محسوب نمی¬شود زیرا رفتار فرد مطابق استانداردهای فرهنگش مضر محسوب نمی¬شود.
توصیف¬گرایان ادعا می کنند که طبیعت تصمیم می¬گیرد چه چیزی بیماری و چه چیزی بیماری نیست. طبيعت امر مشخص می¬کند که چیزی به واسطه عملکرد غیرطبیعی بعضی از ارگان¬ها یا فرایندها بیماری است یا نه. اما چه چیزی محدودیت¬های طبیعی و پاتولوژیک را تعیین می¬کند؟ آیا طبیعت محدوده مقداره هموگولوبین را در دیابت نوع 1 تعیین می¬کند؟ اگرچه هسته سخت توصیف¬گرایان ادعا می¬کنند که طبیعت چنین کاری را انجام می¬دهد، اما منتقدان استدلال می کند که این محدودیت¬ها از منافع انسانی برای تلاش در راستای کمک به مردم در بهترین حالت تعریف شده است. اگر آنها درست بگویند، جنبه¬های هنجاری در هسته مفهوم بیماری در رویکرد توصیف-گرایان وجود دارد. از سوی دیگر هنجارگرایان روشن می¬کنند که بیماری مبتنی بر منافع و ارزش¬های انسانی است. با این حال، روشن نیست که چگونه ارزش¬ها و منافع باید متعادل شوند. آیا این¬ها ارزش¬ها و منافع بیماران، متخصصان، بستگان یا جامعه است که تصمیم می¬گیرد بیماری چیست؟

🔷 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 [در میان انسان‌های ابتدایی،] حیوان توتِمی، به عنوان حیوانی که نیای گروه [=بخشی از یا کل قبیله] است، شناخته می‌شود. "توتم" از یک طرف نام آن گروه محسوب می‌شود، و از طرف دیگر نمادی از جد گروه است. توتم به عنوان نماد جد، معنای اساطیری دارد ... مفهوم توتم به عنوان مبنای تقسیمات قبیله و سازمان‌دهی طایفه به کار می‌رود و در هنجارها و آداب و رسوم ریشه دوانیده است ... [هم‌چنین توتم توسط گروه پرستیده می‌شود]، صرفنظر از برخی تشریفات و جشن‌ها و رسوم، این پرستش مخصوصاً در یک نوع رفتار معین نسبت به توتم متجلی می‌شود؛ نه تنها یک حیوان مشخص، بلکه تمام آن گونۀ جانوری، به عنوان حیوانی مقدس به شمار می‌روند. جز در بعضی موارد استثنایی، خوردن گوشت حیوان توتم، ممنوع بوده است و در مقابل این منع، پدیدۀ پرمعنایی وجود دارد و آن این‌که در برخی شرایط، در طی مراسمی، گوشت حیوان توتم خورده می‌شود. ...
... مهم‌ترین جنبۀ اجتماعی این سازمان‌دهی توتمی، هنجارها و رسوم حاکم بر روابط بین گروه‌هاست. مهم‌ترین آن‌ها، هنجارهای راجع به روابط زناشویی است. به این ترتیب، تقسیمات قبیله‌ای مذکور، یک پدیدۀ مهم که نخستین بار در دوران توتمی ظاهر می‌شود، یعنی «ازدواج با غیر محارم» را موجب می‌گردد.

📚 از کتاب «مؤلفه‌های روان‌شناسی اقوام»، نوشتۀ ویلهلم وونت 📚

@philosophycafe