Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ostad sarban

@PhilosophyCafe ♨️
سعدی (غزلیات)
(ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود) '

ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

@PhilosophyCafe ♨️
بعد از نوشیدن ودکا فاتحه ای برای زکریای رازی خواندم.
#کوهیار
《دلقکی که به می‌خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط می‌کند.》

《برای دلقکی که به پنجاه سالگی نزدیک می‌شود، فقط دو امکان وجود دارد: جوی آب یا قصر.》

《وقتی آدم‌های پول‌دار چیزی به کسی هدیه می‌کنند، همیشه یک‌جایش می‌لنگد.》

《مدت‌هاست که دیگر با کسی درباره پول و هنر حرف نمی‌زنم. هر وقت که این دو با هم برخورد می‌کنند، یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می‌خرند یا ارزان.》

《وقتی چند ماه پیش به ماری گفتم می‌خواهم یک گیتار بخرم و اشعاری را که خودم خواهم گفت و خودم آهنگ آن را خواهم ساخت، با آن بزنم، از جا در رفت و گفت: 《این کار دون شان توست.》 و من گفتم: 《دون شان جوی آب، کانال است.》 ولی او حرف مرا نفهمید و من از تشریح یک تصویر تنفر دارم. یا حرف مرا می‌فهمند یا نمی‌فهمند. من که مفسر نیستم.》

《پدر ماری حتی کتاب دعا نمی‌فروخت، در حالی که نزدیک اعیاد مذهبی می‌توانست از این راه پول زیادی به چنگ آورد.》

《چشم همسایه از چشم شیطان هم تیزتر است.》

🔶 عقاید یک دلقک

🔶 هاینریش بل

🔶 شریف لنکرانی

@PhilosophyCafe ♨️
《یک جامعه‌یِ واقعا دمکراتیک جامعه‌ای است که در آن عموم مردم فرصت شرکت هدفمند و سازنده در سیاست‌گذاری اجتماعی در جامعه‌ای که در آن به طور مستقیم زندگی می‌کنند، در محیط کار و به طور کلی در جامعه داشته باشند. جامعه‌ای که حوزه‌های وسیعی از تصمیم‌گیری‌های مهم را از نظارت مردم دور می‌دارد، و یا نوعی از حکومت که به عموم مردم تنها فرصت تصدیق تصمیم‌های اتخاذ شده توسط گروهایی از خواصی را می‌دهد که بر جامعه‌یِ خصوصی و دولت حکومت می‌کنند، به ندرت شایسته‌یِ اصطلاح "دموکراسی" است.》

🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 صفحه: ۱۶۹-۱۷۰

@PhilosophyCafe ♨️
Sayeboon (myahanghaa.ir)
Sogand
🔶 Sogand

🔶 Sayeboon

@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️
《یک جامعه‌یِ واقعا دمکراتیک جامعه‌ای است که در آن عموم مردم فرصت شرکت هدفمند و سازنده در سیاست‌گذاری اجتماعی در جامعه‌ای که در آن به طور مستقیم زندگی می‌کنند، در محیط کار و به طور کلی در جامعه داشته باشند. جامعه‌ای که حوزه‌های وسیعی از تصمیم‌گیری‌های مهم را…
《یک موجود زمانی خوشبخت است که مسائلی وجود داشته باشد که او نتواند حل کند، زیرا این بدان معناست که او توانایی آن را دارد که مسائل معین دیگری را به خوبی حل کند.》

🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 صفحه: ۱۸۳

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 بخش اول

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 #نوم_چامسکی

🔶 زبان و مسایل دانش

🔶 ترجمه: علی درزی

🔶 بخش دوم

@PhilosophyCafe ♨️
اگر بخواهید از دیدگاه زبان‌شناسی به متون کهن فارسی نگاه کنید، کدام متن‌ها همواره برای شما جذابیت دارد؟
در دوره باستان مجموعه متن‌هایی داریم که به صورت کتیبه با خط میخی نوشته شده است. این متن‌ها بیشتر فرمان و اطلاعات حکومتی هستند که فایده‌ و کارایی برای ادبیات فارسی ندارند. متن‌های دیگری از دوره باستان به‌صورت سینه به سینه منتقل شده است که مجموعه وسیعی از این متن‌ها در دوره میانه و به ویژه دوره ساسانیان به ثبت رسیده است. ما برای این‌که در مورد ادبیات فارسی امروز خودمان بخواهیم پژوهش و تحقیق کنیم مجموعه روایت‌هایی که نشان از سابقه تاریخی ما دارد را از میان این متن‌ها می‌توانیم به دست بیاوریم. بنابراین من وقتی روایتی را می‌خوانم و متوجه می‌شوم نقشی که روی تخت جمشید به صورت شیری است که پریده است گردن گاو را گرفته است، به این نکته پی می‌برم که در میان ایرانیان، شیر نماد خرد بود. چون شیر عاقل‌ترین حیوانات و پادشاه جنگل بود و چون پادشاه بود، خردمندانه تمام جنگل را اداره می‌کرد و هیچ حیوانی ضرری از دیگری نمی‌دید، چرا؟ چون شیر بالا سر بود. در مقابل این شیر گاو قرار دارد که نماد بی‌خردی است. از این روی این نقشی که ما می‌بینیم شیر بر گردن گاو است، یعنی در این مملکت خرد بر بی‌خردی پیروز است. حالا به آن طرف رود سند که می‌رویم، می‌بینیم این فرهنگ در آن‌جا معکوس است. در روایت‌های آن‌ها، شیر حیوانی زورگو، قلدر و بی‌خرد و گاو منبع برکت است. چرا؟ چون که گاو کار می‌کند، شیر می‌دهد، گوشت آن را می‌خورند و… بنابراین مجسمه‌ای که آن طرف می‌سازند، گاوی است که با شاخ شیر را هوا کرده است. این دو را در نظر بگیرید، حالا به سراغ ادبیات فارسی بیایید. مثلا وقتی داستان شیر و خرگوش را از کلیله و دمنه یا مثنوی معنوی می‌خوانیم، آن شیر احمقی که فریب خرگوش را می‌خورد، متعلق به سرزمین هند است. شیر ایرانی اصلا چنین کاری نمی‌کند، چرا؟ چون که مظهر خرد است. بنابراین وقتی چنین روایت‌هایی را نگاه می‌کنیم باید دنبال کرد که این سازه‌ها از کجا آغاز شده است. در بسیاری موارد ما به منبع آن‌ها دسترسی پیدا نمی‌کنیم، ولی در بسیاری از موارد همین ابزارها را می‌توانیم از متون کهن استخراج کنیم و امروزه به کار ببریم. برای نمونه من می‌گویم پرویز خیلی مارمولک است. چرا از مارمولک استفاده می‌کنیم؟ از مارمولک چه روایتی داریم؟ روایت این است که مارمولک، ریز، موذی و آب زیرکاه و… است. ولی اگر بگویم این پرویز مثل خرس غذا می‌خورد، اصلا به معنی این‌که آب زیرکاه غذا می‌خورد نیست، بلکه منظور زیاد غذا خوردن و احیانا کثیف غذا خوردن است. چون روایتی که از خرس داریم، پرخوری، طمع‌کاری، کثیف غذا خوردن و… است. این روایت‌ها از کجا می‌آیند؟ چرا و چگونه چنین روایت‌هایی را ساخته‌اند؟ و این روایت‌ها چگونه است که به کار می‌آید؟ راز این روایت‌ها در چیست؟ سیمرغ و هدهد چگونه و چرا در منطق‌الطیر به‌کار رفته است؟ هر کدام از مرغان ویژگی‌های خاص خود را دارند، عطار این ویژگی‌ها را از کجا آورده است و به‌کار می‌برد؟ یا در شاهنامه سلاح‌های مختلفی در اختیار قهرمان‌ها است. شمشیر چه فرقی با گرز دارد؟ چرا وقتی گرز برمی‌دارد، یعنی طرف دشمن ضعیفی است، اما وقتی شمشیر به دست می‌گیرد یعنی حریف آدم بزرگی است؟ خنجر چه زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد؟ وقت نامردی، یعنی وقتی کسی می‌خواهد یواشکی طرف را بکشد و از پای دربیاورد. رستم سهراب را با خنجر می‌کشد، با گرز نمی‌تواند بکشد، چرا؟ چون سهراب گنده‌تر از این حرف‌ها است و با شمشیر هم نمی‌توان او را کشت، چون رستم با سهراب جنگیده است و متوجه شده است که از پس شمشیر او برنمی‌آید. بنابراین رستم سهراب را با خنجر می‌کشد. این روایت‌ها از کجا می‌آید؟ ادبیات را باید از طریق این مجموعه مطالعات بشناسیم. ما این‌ مطالب را رها کرده‌ایم، رفتیم سراغ لغت معنی کردن. سراغ این‌که مثلا لب را معنی کنیم! لب: دو تا عضو گوشتی است بر روی زبان!! چرا ما مدام لغت معنی می‌کنیم؟ و بعضا لغات بسیار واضح و ساده را معنی می‌کنیم؟! چرا؟ که چه بشود؟ ببینید ما هزار سال است به این زبان فارسی ادبیات تولید می‌کنیم، ادبیاتی هم که تولید کردیم دنیا از آن استفاده می‌کند. من نمی‌دانم اگر نظامی داستان لیلی و مجنون را نمی‌ساخت آیا شکسپیر می‌توانست رومئو و ژولیت را پدید بیاورد؟ پس ادبیات ما توانسته صادرات داشته باشد، کم هم صادرات نداشته است، ولی خودمان روی این کار نمی‌کنیم، منتظر هستیم خارجی‌ها این کا را انجام دهند.

@PhilosophyCafe ♨️

https://www.atnanews.ir/archives/283181/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C/

@PhilosophyCafe ♨️
معنای زندگی ما در گرو روابطی است که ایجاد می‌کنم، بدون رابطه زندگی هم هیچ معنایی نخواهد داشت و مرگ نتیجه طبیعی آن است. پرستار و یا پزشکی که ممکن است چندین روز و یا هفته در یک محیطی باشد که تمام روابطش با آنچه که به زندگیش معنا می‌داد قطع شده بود چه کاری می‌تواند انجام دهد برای رابطه ایجاد کردن و معنای زندگی یافتن؟ مرگ در بیمارستان خیمه زده و در حال قطع کردن روابط و از بین بردن معنای زندگی است. چگونه می‌توان از یک انسان بی‌رابطه و بی‌معنا انتظار کار و فعالیت داشت؟ هرکسی به نوعی رابطه و معنا ایجاد می‌کند یکی ممکن است آنجا دعا بخواند، یکی قرآن و انجیل، دیگری کتاب مطالعه کند، یکی شطرنج و تخته نرد. من خودم در جایگاهی نیستم که تعیین کنم کدام نوع رابطه و معنای زندگی درست است و کدام نوع درست نیست. شاید رقص برای این عده راهی برای ارتباط با هستی و ایجاد معنای زندگی باشد.

🔶 #امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️

لینک اینستاگرام کافه فلسفه:👇👇👇

https://www.instagram.com/p/B9UjZJbJDX2/?igshid=vwcesnu0ua46
«آن چیزی که می‌گویند من به آن اعتقاد ندارم چیست؟! تا زمانی که پاسخ این سؤال مشخص نشود، سؤال در مورد آتئیست بودن من بی معناست. نمی‌دانم چطور می‌شود فردی را که نمی‌داند به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشد یا چه چیزی را انکار کند، بی خدا نامید... !»

«دیگر وقت آن نیست بدانیم چه کسی جهان را آفریده است، باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!»

🔶 #نوم_چامسکی

@PhilosophyCafe ♨️