زبان : English
کیفیت : BluRay 720p – 1080p
فرمت : MKV
محصول : USA, UK
ستارگان : Kate Winslet, Leonardo DiCaprio, Christopher Fitzgerald, Jonathan Roumie
کارگردان : Sam Mendes
خلاصه داستان :
جاده انقلابی یا راه انقلابی، فیلمی به کارگردانی سم مندس است. این فیلم نامزد جایزه اسکار برای بهترین هنرپیشه نقش دوم مرد و برنده جایزه گلدن گلوب برای بهترین هنرپیشه زن فیلم درام شده است. فیلمنامه جاده انقلابی از رمانی به همین نام اثر ریچارد ییتس 1961 اقتباس شده است. لئوناردو دیکاپریو، کیت وینسلت، مایکل شنون و کتی بیتس از بازیگران راه انقلابی میباشند. فیلم داستان جوانانی است که سعی در دست یافتن راحتی و آسایش هستند. آنها در دنیایی از آداب و رسوم رمز گونه گرفتار شده اند و بدون ایمان و اعتقاد زندگی میکنند. در حالیکه دروغ ها و خود فریبی ها نتایج مخربی را میسازند…
لینک دانلود:
http://v2valthw.l1wr6ke1f86v.tra97fn35n5brvxki5sj8x5x34k2t4d67j883fgt.xyz/Film/New-Server/2008/Revolutionary.Road.2008.720p.Ganool.mkv
@PhilosophyCafe ♨️
کیفیت : BluRay 720p – 1080p
فرمت : MKV
محصول : USA, UK
ستارگان : Kate Winslet, Leonardo DiCaprio, Christopher Fitzgerald, Jonathan Roumie
کارگردان : Sam Mendes
خلاصه داستان :
جاده انقلابی یا راه انقلابی، فیلمی به کارگردانی سم مندس است. این فیلم نامزد جایزه اسکار برای بهترین هنرپیشه نقش دوم مرد و برنده جایزه گلدن گلوب برای بهترین هنرپیشه زن فیلم درام شده است. فیلمنامه جاده انقلابی از رمانی به همین نام اثر ریچارد ییتس 1961 اقتباس شده است. لئوناردو دیکاپریو، کیت وینسلت، مایکل شنون و کتی بیتس از بازیگران راه انقلابی میباشند. فیلم داستان جوانانی است که سعی در دست یافتن راحتی و آسایش هستند. آنها در دنیایی از آداب و رسوم رمز گونه گرفتار شده اند و بدون ایمان و اعتقاد زندگی میکنند. در حالیکه دروغ ها و خود فریبی ها نتایج مخربی را میسازند…
لینک دانلود:
http://v2valthw.l1wr6ke1f86v.tra97fn35n5brvxki5sj8x5x34k2t4d67j883fgt.xyz/Film/New-Server/2008/Revolutionary.Road.2008.720p.Ganool.mkv
@PhilosophyCafe ♨️
نام فیلم : The Gentlemen 2019
ژانر (موضوع) : اکشن ، کمدی ، جنایی
امتیاز : 8.0 از 101,308 رای در سایت IMDb
زبان : انگلیسی
سال انتشار : 2019
محصول کشور: آمریکا ، انگلستان
کارگردان : Guy Ritchie
بازیگران : Matthew McConaughey, Charlie Hunnam, Michelle Dockery
خلاصه داستان : فیلم آقایان 2019 ، فیلم آقایان (جنتلمن) داستان زندگی میکی پیرسون را نشان میدهد. کسی که یکی از بزرگترین خلافکاران بریتانیا محسوب میشود و باند بسیار قوی و بزرگی را رهبری میکند. میکی پیرسون سعی میکند امپراتوری بزرگ ماریجوانای خود را به تعدادی از میلیاردرهای اوکلاهاما بفروشد، همین موضوع موجب میشود که برنامهها، پاپوشها، توطئه ها و خیانتهایی علیه او انجام شود.و عدهی بیشتری به دنبال تصاحب امپراتوری او باشند.
http://dl3.3rver.org/hex2/Film/1399/02/The.Gentlemen.2019.720p.HexDL.com.mkv
@PhilosophyCafe ♨️
ژانر (موضوع) : اکشن ، کمدی ، جنایی
امتیاز : 8.0 از 101,308 رای در سایت IMDb
زبان : انگلیسی
سال انتشار : 2019
محصول کشور: آمریکا ، انگلستان
کارگردان : Guy Ritchie
بازیگران : Matthew McConaughey, Charlie Hunnam, Michelle Dockery
خلاصه داستان : فیلم آقایان 2019 ، فیلم آقایان (جنتلمن) داستان زندگی میکی پیرسون را نشان میدهد. کسی که یکی از بزرگترین خلافکاران بریتانیا محسوب میشود و باند بسیار قوی و بزرگی را رهبری میکند. میکی پیرسون سعی میکند امپراتوری بزرگ ماریجوانای خود را به تعدادی از میلیاردرهای اوکلاهاما بفروشد، همین موضوع موجب میشود که برنامهها، پاپوشها، توطئه ها و خیانتهایی علیه او انجام شود.و عدهی بیشتری به دنبال تصاحب امپراتوری او باشند.
http://dl3.3rver.org/hex2/Film/1399/02/The.Gentlemen.2019.720p.HexDL.com.mkv
@PhilosophyCafe ♨️
Imagine a language means to imagine a form of life. [PI, 19.]
زبانی را تصور کردن به معنی تصور کردن شکلی از زندگی است.
The speaking of language is part of an activity, or of a form of life. [PI, 23.]
سخن گفتن به زبان بخشی از یک فعالیت، یا بخشی از یک شکل زندگی است.
#ویتگنشتاین
@PhilosophyCafe ♨️
زبانی را تصور کردن به معنی تصور کردن شکلی از زندگی است.
The speaking of language is part of an activity, or of a form of life. [PI, 23.]
سخن گفتن به زبان بخشی از یک فعالیت، یا بخشی از یک شکل زندگی است.
#ویتگنشتاین
@PhilosophyCafe ♨️
سینوهه دوست من ما در دوره ی عجیبی زاده شدیم.شکل همه چیز مثل گل روی چرخ کوزه گر در حال دگرگون شدن است .لباس ها،کلمات، رسوم تغییر می کنند و مردم باوجود تر س از خدایان دیگر به آنها باور نخواهند داشت. سینوهه دوست من شاید ما زاده شدیم تا به جای دنیای کهنه ی کنونی طلوع دنیا (دنیای دیگر)را ببینیم که بیش از هزار و دویست سال از ساختن اهرام گذشته است.وقتی در موردش فکر می کنم می خواهم سرم را در دستهایم پنهان کنم و چون کودکی بگریم.
مایک والتری،سینوهه/ترجمه محمدعارف عرب
@PhilosophyCafe
مایک والتری،سینوهه/ترجمه محمدعارف عرب
@PhilosophyCafe
دوستانی که با adobe reader مشکل دارن یعنی هنگام کلیک بر روی کلمات،بابیلون معنی کلمات را برایشان نمایش نمی دهد باید مراحل زیر را انجام بدن تا مشکلشون حل بشه :
فایل BabylonRPI.api را از مسیر زیر بردارید :
C:\Program Files (x86)\Babylon\Babylon-Pro\Utils
و در اینجا کپی کنید :
C:\Program Files (x86)\Adobe\Reader 11.0\Reader\plug_ins
بعد هم تیک گزینه های زیر را بردارید :
الف : در adobe 10
edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in
=>enable protection mode at startup
ب : در adobe 11 :
edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in
edit=>perferenve=>security(Enhanced)
=>enable protection mode at startup
حالا اگر acrobat را یکبار باز و بسته کنید می توانید از babylon روی فایل PDF استفاده کنید.
فایل BabylonRPI.api را از مسیر زیر بردارید :
C:\Program Files (x86)\Babylon\Babylon-Pro\Utils
و در اینجا کپی کنید :
C:\Program Files (x86)\Adobe\Reader 11.0\Reader\plug_ins
بعد هم تیک گزینه های زیر را بردارید :
الف : در adobe 10
edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in
=>enable protection mode at startup
ب : در adobe 11 :
edit=>perferenve=>general
=>use only certified plug-in
edit=>perferenve=>security(Enhanced)
=>enable protection mode at startup
حالا اگر acrobat را یکبار باز و بسته کنید می توانید از babylon روی فایل PDF استفاده کنید.
Philosophy Cafe ♨️
Imagine a language means to imagine a form of life. [PI, 19.] زبانی را تصور کردن به معنی تصور کردن شکلی از زندگی است. The speaking of language is part of an activity, or of a form of life. [PI, 23.] سخن گفتن به زبان بخشی از یک فعالیت، یا بخشی از یک شکل…
’Because they are patterns, regularities, configurations, Wittgenstein calls them forms; and because they are patterns in the fabric of human existence and activity on earth, he calls them forms of life’.
Wittgenstein and Justice
Hanna Pitkin
@PhilosophyCafe ♨️
Wittgenstein and Justice
Hanna Pitkin
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️
’Because they are patterns, regularities, configurations, Wittgenstein calls them forms; and because they are patterns in the fabric of human existence and activity on earth, he calls them forms of life’. Wittgenstein and Justice Hanna Pitkin @PhilosophyCafe…
If I have exhausted the justifications I have reached bedrock, and my spade is turned. Then I am inclined to say: ’This is
simply what I do’. [PI, 217.]
اگر توجیه را به آخر رسانده باشم کفگیرم به ته دیگ خورده است و ورق من رو شده است. پس مایلم بگویم: « این فقط کاری است که میکنم»
@PhilosophyCafe ♨️
simply what I do’. [PI, 217.]
اگر توجیه را به آخر رسانده باشم کفگیرم به ته دیگ خورده است و ورق من رو شده است. پس مایلم بگویم: « این فقط کاری است که میکنم»
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 فلاسفه در محال بودن اثبات علم و قدرت و اراده برای مبدأ اول [=خدا] اتفاق دارند، چنانکه معتزله نیز بر این امر اتفاق کردهاند، و گمان بردهاند، که این اسامی در شرع وارد شده، و اطلاق آنها بر سبیل لغت جایز است، ولیکن این اسامی به ذات واحدی برمیگردد. و اثبات صفاتی که زائد بر ذات وی [=خدا] باشد جایز نیست ... زیرا این امر موجب کثرت در ذات واجبالوجود میشود، و آن محال است، و بدین جهت (فلاسفه) بر نفی صفات اجماع کردهاند.
پس آنها [=فیلسوفان] را گوییم که: شما محال بودن کثرت را بدین صورت از کجا شناختید؟ ... برهانتان بر آن چیست؟ زیرا اینکه کسی بگوید کثرت در واجبالوجود محال است به سبب آنکه ذات موصوف واحد است و از اینجا برمیآید که کثرت صفات محال باشد، حال آنکه در این نکته نزاع وجود دارد، و محال بودنش به طور ضروری معلوم نیست.
🖋 [فیلسوفان] میگویند برهان بر این امر آن است که هر یک از صفت و موصوف، هرگاه این، آن و آن، این نباشد، پس یا هر دو در وجود بینیاز هستند، یا هر یک از آندو به دیگر محتاج است، یا یکی از دیگری بینیاز است ولی دومی نیازمند بدوست. [سپس نشان میدهند که هر سه حالت محال است].
... [اما غزالی حالت سوم را محال نمیداند و میگوید] ذات در قوام و هستی خویش نیازمند صفات نیست و صفات، محتاج موصوفاند آنچنان که در حق ما [انسانها نیز] همینطور است پس باقی میماند که [فیلسوفان اعتراض کنند و] بگویند: آنچه [=صفات خدا] به غیر خود [ذات خدا] نیازمند باشد، واجبالوجود نتواند بود. در جواب به آنها [=فیلسوفان] گوییم: اگر به واجبالوجود آن را اراده میکنید که علتی فاعلی برای او نباشد، پس چرا میگویید فرض اینکه یکی از آندو محتاج به دیگری است، محال است؟ و چه محالی دارد که بگویند: همچنان که ذات واجبالوجود قدیم است، و فاعلی ندارد، صفت وی نیز همینطور است و با ذات وی قدیم است و فاعلی برای او نیست ... پس محال بودن این در کجاست؟
📚 از کتاب «تهافتالفلاسفه» (تناقضگویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی 📚
@philosophycafe
پس آنها [=فیلسوفان] را گوییم که: شما محال بودن کثرت را بدین صورت از کجا شناختید؟ ... برهانتان بر آن چیست؟ زیرا اینکه کسی بگوید کثرت در واجبالوجود محال است به سبب آنکه ذات موصوف واحد است و از اینجا برمیآید که کثرت صفات محال باشد، حال آنکه در این نکته نزاع وجود دارد، و محال بودنش به طور ضروری معلوم نیست.
🖋 [فیلسوفان] میگویند برهان بر این امر آن است که هر یک از صفت و موصوف، هرگاه این، آن و آن، این نباشد، پس یا هر دو در وجود بینیاز هستند، یا هر یک از آندو به دیگر محتاج است، یا یکی از دیگری بینیاز است ولی دومی نیازمند بدوست. [سپس نشان میدهند که هر سه حالت محال است].
... [اما غزالی حالت سوم را محال نمیداند و میگوید] ذات در قوام و هستی خویش نیازمند صفات نیست و صفات، محتاج موصوفاند آنچنان که در حق ما [انسانها نیز] همینطور است پس باقی میماند که [فیلسوفان اعتراض کنند و] بگویند: آنچه [=صفات خدا] به غیر خود [ذات خدا] نیازمند باشد، واجبالوجود نتواند بود. در جواب به آنها [=فیلسوفان] گوییم: اگر به واجبالوجود آن را اراده میکنید که علتی فاعلی برای او نباشد، پس چرا میگویید فرض اینکه یکی از آندو محتاج به دیگری است، محال است؟ و چه محالی دارد که بگویند: همچنان که ذات واجبالوجود قدیم است، و فاعلی ندارد، صفت وی نیز همینطور است و با ذات وی قدیم است و فاعلی برای او نیست ... پس محال بودن این در کجاست؟
📚 از کتاب «تهافتالفلاسفه» (تناقضگویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی 📚
@philosophycafe
🗯 جریانی امروز در فلسفۀ دنیا وجود داره به اسم «فلسفههای انگلیسی-آمریکایی» (این «انگلیسی-آمریکایی» با اون انگلیسی-آمریکاییهایی که صدا و سیما میگه فرق میکنه). اینکه «دقیقاً» ویژگی خاص این فلسفه چیه، موضوعیه که مورد اختلاف نظره. ما چه ویژگیای رو باید در یه فلسفه ببینیم تا بتونیم بگیم این فلسفه، انگلیسی-آمریکاییه؟ دقیقاً معلوم نیست. اما توی ایران داستان متفاوته. سخنرانیها و یادداشتهایی وجود داره تو ایران که افراد با تأکید و به راحتی یه لیستی از ویژگیها رو اعلام میکنن و میگن که هر فلسفهای که چنین ویژگیهایی داشت، جزو انگلیسی-آمریکاییهاست؛ مابقی فلسفهها اینطوری نیستن، یا اصلاً فلسفه نیستن یا اصلاً معنا ندارن و ادعاهایی از این دست.
🗯 البته هیچ مشکلی در این نیست که اساتید علاقهمند به فلسفههای انگلیسی-آمریکایی، ویژگیهای «حدودی» تعیین کنن تا نوآموزای فلسفه به طور «حدودی» بتونن تشخیص بدن که چه جریانهای عمدهای تو فلسفه وجود داره. مشکل اینجاست که این اساتید وقتی میخوان این جریان فلسفی رو معرفی کنن، معرفی نمیکنن؛ تبلیغات میکنن. مثلاً تصور کنین از یه سیاستمدار بپرسن که جناح سیاسی خودتو تعریف کن. اون پاسخ بده "ما به دنبال آزادی، عدالت و پیشرفت و تکامل انسان هستیم". این، معرفی نیست، تبلیغاته. استفاده از یه سری کلمهست که بار ارزشی مثبت داره و افراد رو به خودش جذب میکنه. اما سؤال اینه که آزادی یعنی چی؟ عدالت به کدوم معنا؟ پیشرفت از چه طریقی؟ جناحهای سیاسی رقیب به دنبال این چیزهای خوشگل نیستن، فقط شما هستین؟
🗯 همین اتفاق دقیقاً در "معرفی"های برخی اساتید از فلسفههای انگلیسی-آمریکایی وجود داره. مثلاً میگن ویژگی این فلسفهها اینه که از استدلال استفاده میکنن یا مسائل رو "بررسی موشکافانه" میکنن یا از "مبهمنویسی و مغلقگویی" پرهیز میکنن. خب سؤال اینه که بقیۀ جریانهای فلسفی از این کارا نمیکنن مگه؟ یعنی فقط این فلاسفه از این کارها انجام میدن؟ اینکه میگم تبلیغات میکنن این دوستان و نه معرفی، همینه؛ دقیقاً شبیه همون سیاستمداری که بالاتر مثالش رو زدم. و دقیقاً همون سؤالاتی که از اون سیاستمدار باید پرسید، از این اساتید و پژوهشگرای فلسفه هم باید پرسید. و جالبه که تمام ویژگیهایی که ذکر میکنن برای این فلسفهها، ویژگیهاییه که برای یه نوآموز فلسفه، به طور کلی و عمومی، ویژگیهای مثبته: استدلال، وضوح، موشکافی، توجه به علوم طبیعی!
🗯 حتی گهگاهی این تبلیغات خندهدار هم میشه. مثلاً گفته میشه فلسفههای انگلیسی-آمریکایی دارای "تواضع فلسفی" هستن. موقعی این ادعا خندهدارتر میشه که یکی از گروههای این جریان فلسفی رو در ابتدای قرن بیستم به یاد بیاریم.
در انتهای این یادداشت، نقلقولی از یه فیلسوفی میارم که این جریان فلسفی، نگاه مثبتی به این فیلسوف نداره و حتی اونو فیلسوف نمیدونه: "تجربه به ما یاد داده است که هیچ مانعی برای ظهور فلاسفۀ بزرگ، بزرگتر از آن نیست که در دانشگاهها از فلاسفۀ بد ستایش کنند".
من در این یادداشت، یه پیشفرض دارم و ممکنه کسانی باشن که پیشفرض منو قبول نداشته باشن. پیشفرضم اینه که «فلسفه با کارهای گوتلوب فرگه آغاز نشده».
✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh
@philosophycafe
🗯 البته هیچ مشکلی در این نیست که اساتید علاقهمند به فلسفههای انگلیسی-آمریکایی، ویژگیهای «حدودی» تعیین کنن تا نوآموزای فلسفه به طور «حدودی» بتونن تشخیص بدن که چه جریانهای عمدهای تو فلسفه وجود داره. مشکل اینجاست که این اساتید وقتی میخوان این جریان فلسفی رو معرفی کنن، معرفی نمیکنن؛ تبلیغات میکنن. مثلاً تصور کنین از یه سیاستمدار بپرسن که جناح سیاسی خودتو تعریف کن. اون پاسخ بده "ما به دنبال آزادی، عدالت و پیشرفت و تکامل انسان هستیم". این، معرفی نیست، تبلیغاته. استفاده از یه سری کلمهست که بار ارزشی مثبت داره و افراد رو به خودش جذب میکنه. اما سؤال اینه که آزادی یعنی چی؟ عدالت به کدوم معنا؟ پیشرفت از چه طریقی؟ جناحهای سیاسی رقیب به دنبال این چیزهای خوشگل نیستن، فقط شما هستین؟
🗯 همین اتفاق دقیقاً در "معرفی"های برخی اساتید از فلسفههای انگلیسی-آمریکایی وجود داره. مثلاً میگن ویژگی این فلسفهها اینه که از استدلال استفاده میکنن یا مسائل رو "بررسی موشکافانه" میکنن یا از "مبهمنویسی و مغلقگویی" پرهیز میکنن. خب سؤال اینه که بقیۀ جریانهای فلسفی از این کارا نمیکنن مگه؟ یعنی فقط این فلاسفه از این کارها انجام میدن؟ اینکه میگم تبلیغات میکنن این دوستان و نه معرفی، همینه؛ دقیقاً شبیه همون سیاستمداری که بالاتر مثالش رو زدم. و دقیقاً همون سؤالاتی که از اون سیاستمدار باید پرسید، از این اساتید و پژوهشگرای فلسفه هم باید پرسید. و جالبه که تمام ویژگیهایی که ذکر میکنن برای این فلسفهها، ویژگیهاییه که برای یه نوآموز فلسفه، به طور کلی و عمومی، ویژگیهای مثبته: استدلال، وضوح، موشکافی، توجه به علوم طبیعی!
🗯 حتی گهگاهی این تبلیغات خندهدار هم میشه. مثلاً گفته میشه فلسفههای انگلیسی-آمریکایی دارای "تواضع فلسفی" هستن. موقعی این ادعا خندهدارتر میشه که یکی از گروههای این جریان فلسفی رو در ابتدای قرن بیستم به یاد بیاریم.
در انتهای این یادداشت، نقلقولی از یه فیلسوفی میارم که این جریان فلسفی، نگاه مثبتی به این فیلسوف نداره و حتی اونو فیلسوف نمیدونه: "تجربه به ما یاد داده است که هیچ مانعی برای ظهور فلاسفۀ بزرگ، بزرگتر از آن نیست که در دانشگاهها از فلاسفۀ بد ستایش کنند".
من در این یادداشت، یه پیشفرض دارم و ممکنه کسانی باشن که پیشفرض منو قبول نداشته باشن. پیشفرضم اینه که «فلسفه با کارهای گوتلوب فرگه آغاز نشده».
✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh
@philosophycafe
Forwarded from Deleted Account
و اینم سوال من که براشون مهم نبود:
Forwarded from Deleted Account
ببخشید دوباره پیام دادم، لازم بود بیشتر توضیح بدم راجع به سوالم.
ازت پرسیدم چرا خیال رو نقاشی نمیکنی و میای واقعیت رو میکشی؟
منظورم اینه که چرا بجای "درخت"نمیای "درخت بودن" رو بکشی؟
کشیدن هویت درخت(جوهر یا به قول ارسطو اوسیا) دقیقا جاییه که هنر فراتر از فلسفه میره در حقیقت.
ازت پرسیدم چرا خیال رو نقاشی نمیکنی و میای واقعیت رو میکشی؟
منظورم اینه که چرا بجای "درخت"نمیای "درخت بودن" رو بکشی؟
کشیدن هویت درخت(جوهر یا به قول ارسطو اوسیا) دقیقا جاییه که هنر فراتر از فلسفه میره در حقیقت.
🎞 استاد: خب ما رسیدیم به آخر ترم. من هر کاری که میتونستم برای شما انجام دادم. حالا شما باید برید و به شیوۀ خودتون فکر کنید. وقتشه که با پروازتون صعود کنید، یا سقوط کنید و بمیرید.
دانشجو 1: هنوز از ارسطو دفاع میکنید آقای زیمیت. بالا یا پایین. صفر یا یک. صادق یا کاذب. صعود یا سقوط. شما بَردۀ منطق دوتایی هستید. میدونستید اینو؟
استاد: منطق؟
دانشجو 2: علمِ دلیل.
دانشجو 3: یا به طور دقیقتر؛ قدرت ذهن برای حکم دادن بر پایۀ اصول محکم اعتبار.
استاد: منطق! با توجه به گذشت ده هزار سال از تجربۀ بشری، (با لبخند) هنوز بهترین راه برای گذران روزهای ماست.
دانشجو 4: البته دقت داشته باشیم که منطق، شبها به کار ما نمیاد!
دانشجو 5: اوه، درسته. من دیشب تو تخت خواب یه جملۀ عالی خوندم. الان به شما هم میگم؛ «نسبت فلسفه به زندگی واقعی، مثل نسبت خودارضایی به سکس است».
استاد: باز خوبه حداقل تو یه چیزی خوندی!
🎬 از فیلم «پس از تاریکی» (2013)، ساختۀ جان هادلز 🎬
@philosophycafe
دانشجو 1: هنوز از ارسطو دفاع میکنید آقای زیمیت. بالا یا پایین. صفر یا یک. صادق یا کاذب. صعود یا سقوط. شما بَردۀ منطق دوتایی هستید. میدونستید اینو؟
استاد: منطق؟
دانشجو 2: علمِ دلیل.
دانشجو 3: یا به طور دقیقتر؛ قدرت ذهن برای حکم دادن بر پایۀ اصول محکم اعتبار.
استاد: منطق! با توجه به گذشت ده هزار سال از تجربۀ بشری، (با لبخند) هنوز بهترین راه برای گذران روزهای ماست.
دانشجو 4: البته دقت داشته باشیم که منطق، شبها به کار ما نمیاد!
دانشجو 5: اوه، درسته. من دیشب تو تخت خواب یه جملۀ عالی خوندم. الان به شما هم میگم؛ «نسبت فلسفه به زندگی واقعی، مثل نسبت خودارضایی به سکس است».
استاد: باز خوبه حداقل تو یه چیزی خوندی!
🎬 از فیلم «پس از تاریکی» (2013)، ساختۀ جان هادلز 🎬
@philosophycafe