#میثم_بادامچی – این مقالهای حاشیهای است بر یک میزگرد "#پرگار" (بی بی سی فارسی) با عنوان "روشنفکران غیردینی و دینی، چه تعاملی؟"
◄چندی قبل در برنامه پرگار بی بی سی فارسی در میزگردی با عنوان "روشنفکران غیردینی و دینی، چه تعاملی؟" با مشارکت #محمدرضا_نیکفر، داریوش آشوری و ماشااله آجودانی، چشم انداز تعامل سازنده میان روشنفکران غیردینی و دینی مورد بحث قرار گرفت.
بررسی و نقد تحلیل محمدرضا #نیکفر در آن میزگرد در مورد چشم انداز همکاری الهام بخش این نوشتار شد. نیکفر، بدون آنکه مستقیماً نامی از جان رالز و تعبیر لیبرالیسم سیاسی او (در تفکیک با لیبرالیسم جامع) ببرد، بگونهای رالزی (و احتمالاً با الهام از رالز یا شاید هابرماس متاخر) استدلال کرد که گرچه روشنفکران غیردینی و دینی در زمینه حقیقت با هم اختلاف نظرهای جدی و شاید حل نشدنی دارند، زمینه همکاری میان ایشان در بحث عدالت سیاسی و دموکراسیخواهی کاملاً فراهم است. برای توضیح بیشتر این نکته نیکفر که در فضای روشنفکری ایران امروز توجه بدان مهم است، برخی مفاهیم پایه لیبرالیسم سیاسی جان رالز را به صورت مختصر در بخش اول مقاله شرح خواهم داد....
نیکفر در میزگرد "روشنفکران غیردینی و دینی، چه تعاملی؟ " میگوید موضوع اصلی ما به عنوان روشنفکر، چه روشنفکر سکولار و چه دینی، زیست مشترک در جهان است. (حالا چه منظورمان از جهان ایران باشد یا کل جهان.) به زبان ساده، «باید بتوانیم در این جهان باهم صحبت کنیم بدون اینکه همدیگر را بکشیم.» او نحوه همکاری میان روشنفکران غیردینی و دینی بر سر برداشت سیاسی مشترک از عدالت (به تعبیر رالز) را چنین شرح میدهد: «خانه مشترکی داریم و در خانه مشترک میخواهیم اصولی را بگذاریم برای کار [همکاری]. مثلا در خانه مشترک میگوییم که جای این کارد اینجاست، نگذاریدش روی میز چون ممکن است بیفتد روی دست و پای من. و روی این توافق میکنیم. ولی اگر یکی آمد و گفت این کارد مقدسی است و یک جایگاه ویژهای دارد و باید از این بالا آویزان باشد، من با این [نوع تعیین جایگاه] مشکل دارم. مشکل در امتیازخواهی است. آنچه در ایران این سیستم تبعیض را ایجاد کرده مبتنی بر یک امتیازخواهی است. نقد این امتیاز خواهی یعنی نقد هرگونه اِعمال ولایت، حالا به اسم تاریخ، به اسم فرهنگ، به اسم اینکه این ریشه در مردم ما دارد، یا هرچیز دیگری، نقد این امتیاز خواهی برای رسیدن به وضعیتی که در آن خشونت نباشد و ما بتوانیم مبنی داشته باشیم برای حل مسائل تبعیض، برای حل استثمار [ضروری است]. وقتی که روشنفکران دینی مدام یک مبانی معرفتی را دخالت بدهند، و به خاطر آن مبانی معرفتی ادعای حقیقت بکنند.... تا زمانی که پشت سر اینها دوگانه دینی "ضلالت و هدایت" وجود داشته باشد و تصور کنند که ما "صراط مستقیم" میرویم و بقیه گمراه هستند، و از این زاویه بخواهند وارد شوند، آن موقع میتوانیم بگوییم که نه، این به هم زدن اصول همزیستی در جهان مشترک ما است.»...
◄چندی قبل در برنامه پرگار بی بی سی فارسی در میزگردی با عنوان "روشنفکران غیردینی و دینی، چه تعاملی؟" با مشارکت #محمدرضا_نیکفر، داریوش آشوری و ماشااله آجودانی، چشم انداز تعامل سازنده میان روشنفکران غیردینی و دینی مورد بحث قرار گرفت.
بررسی و نقد تحلیل محمدرضا #نیکفر در آن میزگرد در مورد چشم انداز همکاری الهام بخش این نوشتار شد. نیکفر، بدون آنکه مستقیماً نامی از جان رالز و تعبیر لیبرالیسم سیاسی او (در تفکیک با لیبرالیسم جامع) ببرد، بگونهای رالزی (و احتمالاً با الهام از رالز یا شاید هابرماس متاخر) استدلال کرد که گرچه روشنفکران غیردینی و دینی در زمینه حقیقت با هم اختلاف نظرهای جدی و شاید حل نشدنی دارند، زمینه همکاری میان ایشان در بحث عدالت سیاسی و دموکراسیخواهی کاملاً فراهم است. برای توضیح بیشتر این نکته نیکفر که در فضای روشنفکری ایران امروز توجه بدان مهم است، برخی مفاهیم پایه لیبرالیسم سیاسی جان رالز را به صورت مختصر در بخش اول مقاله شرح خواهم داد....
نیکفر در میزگرد "روشنفکران غیردینی و دینی، چه تعاملی؟ " میگوید موضوع اصلی ما به عنوان روشنفکر، چه روشنفکر سکولار و چه دینی، زیست مشترک در جهان است. (حالا چه منظورمان از جهان ایران باشد یا کل جهان.) به زبان ساده، «باید بتوانیم در این جهان باهم صحبت کنیم بدون اینکه همدیگر را بکشیم.» او نحوه همکاری میان روشنفکران غیردینی و دینی بر سر برداشت سیاسی مشترک از عدالت (به تعبیر رالز) را چنین شرح میدهد: «خانه مشترکی داریم و در خانه مشترک میخواهیم اصولی را بگذاریم برای کار [همکاری]. مثلا در خانه مشترک میگوییم که جای این کارد اینجاست، نگذاریدش روی میز چون ممکن است بیفتد روی دست و پای من. و روی این توافق میکنیم. ولی اگر یکی آمد و گفت این کارد مقدسی است و یک جایگاه ویژهای دارد و باید از این بالا آویزان باشد، من با این [نوع تعیین جایگاه] مشکل دارم. مشکل در امتیازخواهی است. آنچه در ایران این سیستم تبعیض را ایجاد کرده مبتنی بر یک امتیازخواهی است. نقد این امتیاز خواهی یعنی نقد هرگونه اِعمال ولایت، حالا به اسم تاریخ، به اسم فرهنگ، به اسم اینکه این ریشه در مردم ما دارد، یا هرچیز دیگری، نقد این امتیاز خواهی برای رسیدن به وضعیتی که در آن خشونت نباشد و ما بتوانیم مبنی داشته باشیم برای حل مسائل تبعیض، برای حل استثمار [ضروری است]. وقتی که روشنفکران دینی مدام یک مبانی معرفتی را دخالت بدهند، و به خاطر آن مبانی معرفتی ادعای حقیقت بکنند.... تا زمانی که پشت سر اینها دوگانه دینی "ضلالت و هدایت" وجود داشته باشد و تصور کنند که ما "صراط مستقیم" میرویم و بقیه گمراه هستند، و از این زاویه بخواهند وارد شوند، آن موقع میتوانیم بگوییم که نه، این به هم زدن اصول همزیستی در جهان مشترک ما است.»...