#علی_شریعت_کاشانی: #خیزش_اعتراضی_دیماه در ایران از دیدگاه #روانشناسی_توده
بخش اندیشه زمانه/ علی شریعت کاشانی – ... در خیزش دیماه با دو روانشناسی تودهای متفاوت آشنا میشویم:
• یکی روانشناسیِ تودۀ خودجوشِ برآشفته و واخواه و بازخواستکننده است،
• و دوم روانشناسی گروه فرمانفرما و حکومتگر و خردهتودهای هوادار و فرمانبردار آن است.
در یک دید کلی، «روانشناسی توده» مجموعهای از کنشها و واکنشهای متنوع، خواستها و گرایشهای فعال و منفعل، فرافکنیها، آرمانگراییها، همانندشدگیهای متقابل زشت و زیبا، و نیز مناسبات عشقورزانه و سازنده و یا برعکس خصمانه و ویرانگر است که در بطن یک توده، خردهتوده یا گروه پای میگیرند و بافتار روانشناختی آن را تشکیل میدهند. جلوهها و کارکردهای عینی و اجتماعی این روانشناسی نیز متناسب با شرایط زمانی و مکانی خاص شکل میگیرند.
در خلوت روانشناسی دو توده مورد گفتوگوی ما، چونان در هر تودۀ انسانی و اجتماعی دیگری، شماری فرایند و سازوکار روانی و خصلت منشی و رفتاری حضور دارند. اینها در وحدت و انسجام جوهری توده، طبیعت مناسبات بینانسانی موجود در آن، و چگونگی برخورد و تماس کلی آن با جهان خارج، نقش «عامل» را بازی میکنند. ولی در هر توده (در تودۀ اجتماعی، و یا در تودۀ حکومتی) متناسب با جایگاه فرهنگی، پایگاه اجتماعی، و ماهیت و مقاصد آن توده جهتی ویژه به خود میگیرند و تأثیرات و کارکردهایی متفاوت از خود نشان میدهند. ...
در شرایط بحرانی و رویارویی، یک جنگ روانی از سوی هردو تودۀ رقیب و درگیر در پیش گرفته میشود. این جنگ بهمثابۀ ابزاری برای ابراز وجود و قدرتنمایی و کوچک شمردن و مرعوب ساختن طرف مقابل بهکار میافتد. بیدلیل نیست که جنگ روانی معمولاَ نمادها (سمبولها) را نشانه میگیرد و در خیزشها و تظاهرات خیابانی نیز اغلب در حد نمادستیزی مستقر میشود. چنین است که معترضان خشمگین بر آنچه که مظهر قدرت و نیز نمایندۀ دید و تفکر و ایدئولوژی حاکمیت است میشورند. در مثال اعتراضات اخیر در ایران میبینیم که عکسهای راهبر (نماد رهبریت و اقتدار) را به آتش میکشند، مقبرۀ امامزادههایی را، که نماد و نمود یک تقدس تبارگرایانه و نیز ازجمله تکیهگاههای سلسلهمراتبی فکری و مسلکی حاکمیت دینی است، طعمۀ آتش خشم و نفرت میکنند. نیز به مراکز نظامی و امنیتی که در نظرشان بازوی زور و سرکوب حاکمیت است حملهور میشوند، شماری ساختمانهای اداری و دولتی و حتا برخی مراکز دادستانی را (که در نظرشان بیشتر نماد ظلمگستری است تا دادگستری) هدف قرار میدهند، و هرآنچه را نیز که نماد و نمود تراکم و انباشت پول و دارایی است (بانکها، بنیادها و تشکیلات مالی...) نشانه میروند. جلوۀ دیگری از این جنگ روانی شعارهای زشت و زیبا است. برخی از آنها بر آزادیخواهی، مطالبات و حق و حقوقهای مدنی، و یا مواردی چون آزادی بازداشتشدگان و زندانیان متمرکزند، و برخی دیگر فریادهای «مرگ براین» و «مرگ برآن» به گوش میرسانند که از یک روحیۀ دستجمعی سخت عصبی و خشمآلود و عاصیشده برمیخیزد.
از سوی دیگر همین جنگ روانی و نمادستیزی، ولی اینبار به صورتی دیگرگونه و با نیات و مقاصدی متفاوت، از سوی عوامل حاکمیت در پیش گرفته میشود. در اینجا جنگ روانی همچون ابزاری برای مرعوبکردن بهکار میافتد، و این کار بهرویهم تحقق دو هدف بزرگ را دنبال میکند:
• یکی تضعیف روحیه تودۀ بهپا خاسته و درهمکوبیدن نیروی پایداری آن بهمنظور رفع خطر است، و این چیزی است که به ایجاد احساس ناتوانایی و یأسِِ توأم با ترس و هراس در افراد توده (یا دستکم در شماری از آنان) میانجامد. در پیِ خیزش اخیر موارد خودکشی یا اقدام به خودکشی در بازداشتگاهها و زندانها اوج این دلسردی و واهمهزدگی را بازمینمایاند.
• دوم القاکردن سکوت و سکون و سربهزیریِ بیچون و چرا در سطح جامعه و بین بزرگتودۀ شهروند و زهر چشمگرفتن از آن است...
متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/377262&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/377262
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
بخش اندیشه زمانه/ علی شریعت کاشانی – ... در خیزش دیماه با دو روانشناسی تودهای متفاوت آشنا میشویم:
• یکی روانشناسیِ تودۀ خودجوشِ برآشفته و واخواه و بازخواستکننده است،
• و دوم روانشناسی گروه فرمانفرما و حکومتگر و خردهتودهای هوادار و فرمانبردار آن است.
در یک دید کلی، «روانشناسی توده» مجموعهای از کنشها و واکنشهای متنوع، خواستها و گرایشهای فعال و منفعل، فرافکنیها، آرمانگراییها، همانندشدگیهای متقابل زشت و زیبا، و نیز مناسبات عشقورزانه و سازنده و یا برعکس خصمانه و ویرانگر است که در بطن یک توده، خردهتوده یا گروه پای میگیرند و بافتار روانشناختی آن را تشکیل میدهند. جلوهها و کارکردهای عینی و اجتماعی این روانشناسی نیز متناسب با شرایط زمانی و مکانی خاص شکل میگیرند.
در خلوت روانشناسی دو توده مورد گفتوگوی ما، چونان در هر تودۀ انسانی و اجتماعی دیگری، شماری فرایند و سازوکار روانی و خصلت منشی و رفتاری حضور دارند. اینها در وحدت و انسجام جوهری توده، طبیعت مناسبات بینانسانی موجود در آن، و چگونگی برخورد و تماس کلی آن با جهان خارج، نقش «عامل» را بازی میکنند. ولی در هر توده (در تودۀ اجتماعی، و یا در تودۀ حکومتی) متناسب با جایگاه فرهنگی، پایگاه اجتماعی، و ماهیت و مقاصد آن توده جهتی ویژه به خود میگیرند و تأثیرات و کارکردهایی متفاوت از خود نشان میدهند. ...
در شرایط بحرانی و رویارویی، یک جنگ روانی از سوی هردو تودۀ رقیب و درگیر در پیش گرفته میشود. این جنگ بهمثابۀ ابزاری برای ابراز وجود و قدرتنمایی و کوچک شمردن و مرعوب ساختن طرف مقابل بهکار میافتد. بیدلیل نیست که جنگ روانی معمولاَ نمادها (سمبولها) را نشانه میگیرد و در خیزشها و تظاهرات خیابانی نیز اغلب در حد نمادستیزی مستقر میشود. چنین است که معترضان خشمگین بر آنچه که مظهر قدرت و نیز نمایندۀ دید و تفکر و ایدئولوژی حاکمیت است میشورند. در مثال اعتراضات اخیر در ایران میبینیم که عکسهای راهبر (نماد رهبریت و اقتدار) را به آتش میکشند، مقبرۀ امامزادههایی را، که نماد و نمود یک تقدس تبارگرایانه و نیز ازجمله تکیهگاههای سلسلهمراتبی فکری و مسلکی حاکمیت دینی است، طعمۀ آتش خشم و نفرت میکنند. نیز به مراکز نظامی و امنیتی که در نظرشان بازوی زور و سرکوب حاکمیت است حملهور میشوند، شماری ساختمانهای اداری و دولتی و حتا برخی مراکز دادستانی را (که در نظرشان بیشتر نماد ظلمگستری است تا دادگستری) هدف قرار میدهند، و هرآنچه را نیز که نماد و نمود تراکم و انباشت پول و دارایی است (بانکها، بنیادها و تشکیلات مالی...) نشانه میروند. جلوۀ دیگری از این جنگ روانی شعارهای زشت و زیبا است. برخی از آنها بر آزادیخواهی، مطالبات و حق و حقوقهای مدنی، و یا مواردی چون آزادی بازداشتشدگان و زندانیان متمرکزند، و برخی دیگر فریادهای «مرگ براین» و «مرگ برآن» به گوش میرسانند که از یک روحیۀ دستجمعی سخت عصبی و خشمآلود و عاصیشده برمیخیزد.
از سوی دیگر همین جنگ روانی و نمادستیزی، ولی اینبار به صورتی دیگرگونه و با نیات و مقاصدی متفاوت، از سوی عوامل حاکمیت در پیش گرفته میشود. در اینجا جنگ روانی همچون ابزاری برای مرعوبکردن بهکار میافتد، و این کار بهرویهم تحقق دو هدف بزرگ را دنبال میکند:
• یکی تضعیف روحیه تودۀ بهپا خاسته و درهمکوبیدن نیروی پایداری آن بهمنظور رفع خطر است، و این چیزی است که به ایجاد احساس ناتوانایی و یأسِِ توأم با ترس و هراس در افراد توده (یا دستکم در شماری از آنان) میانجامد. در پیِ خیزش اخیر موارد خودکشی یا اقدام به خودکشی در بازداشتگاهها و زندانها اوج این دلسردی و واهمهزدگی را بازمینمایاند.
• دوم القاکردن سکوت و سکون و سربهزیریِ بیچون و چرا در سطح جامعه و بین بزرگتودۀ شهروند و زهر چشمگرفتن از آن است...
متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/377262&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/377262
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
دو توده و دو روانشناسی تودهای: رویداشتی روانْاجتماعی به خیزش اعتراضی دیماه
علی شریعت کاشانی – این مقاله با توضیحی درباره روانشناسی توده میآغازد و سپس به طور مشخص تظاهرات اعتراضی دیماه ۱۳۹۶ را مورد بررسی قرار میدهد.
#محسن_سازگارا خطاب به #مصطفی_تاجزاده در واکنش به پاسخ او به #محسن_مخملباف − درباره #اصلاحطلبی، مقاومت مدنی، #سوریهای_شدن و #خیزش_اعتراضی
مصطفای عزیز،
لطفا از سه راهی سوریه شدن یا انقلاب خشونت بار وماندن نظام ولایت فقیه بیرون بیا. شاه هم میگفت اگر من بروم، ایران ایرانستان میشود. رفت و نشد. جمهوری اسلامی هم میگوید اگر من بروم، ایران سوریه میشود. می رود و نخواهد شد.
انقلاب خشونت بار راهم هیچ کس تایید نمیکند. خود انقلاب اسلامی هم با مدل مبارزات مدنی و بیخشونت به پیروزی رسید. تمام خشونت ورزیها بعداز پیروزی اتفاق افتاد. مقصر آن خشونتها اسلام فقاهتی و ایدئولوژی انقلابی و کینهورزانه به صورت گفتمان غالب نزد تمام جناحها و نخبگان آن روز جامعه بود. امروز خوشبختانه گفتمان غالب، دمکراسی سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشراست. اکثریت مطلق مخالفین ونخبگان جامعه به این گفتمان باور دارند.
مقاومت مدنی، بیش از ۷۰ سال است که به تدریج به صورت یک دانش بارور درآمده و کارنامه درخشانی هم برای گذار به دمکراسی دارد. روشهای مقاومت مدنی متکی برسه محور است:
• اعتراضات عمومی،
• عدم همکاری و فلج سازی حکومت،
• ریزش نیروهای حامی دیکتاتور به خصوص نیروهای مسلح و سرکوبگر و پیوستن آنها به مردم.
این استراتژی چون درجریان مبارزه، بر حضور حداکثری و بیخشونت مردم متکی است، شانس بنای دمکراسی بعداز پایین کشیدن دیکتاتور را بیش از هر روش دیگری دارد.
پیروزی در مبارزات مدنی سه اصل حداقلی نیاز دارد، اتحاد، برنامه ریزی و حفظ دیسیپلین مبارزات بی خشونت.
من با بسیاری از فعالین سوری مخالف اسد آشنا هستم، اشتباه بزرگ آنان این بود که فکر می کردند تنها با یک تاکتیک و آن هم رفتن به خیابان، ظرف یک تا سه هفته مثل تونس یا مصر پیروز می شوند و وقتی نشدند، نمیدانستند بعداز آن چه کار کنند. سه دسته شدند، گروهی ناامید شدند و کنار نشستند، گروهی به همان یک روش اعتراض خیابانی ادامه دادند و به شدت از سوی رژیم اسد و پشتیبانان سپاهی آن سرکوب شدند، گروه سوم به سمت اسلحه و خشونت ورزی رفتند و چون سرکوبهای گروه دوم روز به روزهم بی رحمتر وگستردهتر میشد، گوش شنوا و بازوی گشاده یافتند.
درایران این اتفاق نخواهد افتاد، چون مخالفین نظام ولایت فقیه و استبداد دینی حاکم، خیلی خوب به مبانی مبارزات مدنی آگاه هستند و در دام خشونت ورزیهای رژیم که درهمین اعتراضات اخیر هم دیدیم، نمیافتند. حکومت نزدیک به ۴ هزارنفر از جوانان فقیر و گرسنه و معترض را دستگیر و روانه خانههای امن و بازداشتگاههای غیرقانونی کرده، بیش از ۷۰ کشته تا کنون گزارش شده که دست کم قتل ۵ نفر آنان در زندان و زیر شکنجه بوده است. ترفند جدید حکومت هم خوراندن قرص متادون و آنان را معتاد و قاچاقچی معرفی کردن است. اما میبینیم که مبارزین خویشتن داری میکنند. حساب شده همچون موج دریا به عقب میروند تا چنگال خون آلود سرکوبگران گلویشان را ندرد و درحرکت بعدی با امواجی بلندتر و طوفندهتر بازگردند...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/378396&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/378396
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
مصطفای عزیز،
لطفا از سه راهی سوریه شدن یا انقلاب خشونت بار وماندن نظام ولایت فقیه بیرون بیا. شاه هم میگفت اگر من بروم، ایران ایرانستان میشود. رفت و نشد. جمهوری اسلامی هم میگوید اگر من بروم، ایران سوریه میشود. می رود و نخواهد شد.
انقلاب خشونت بار راهم هیچ کس تایید نمیکند. خود انقلاب اسلامی هم با مدل مبارزات مدنی و بیخشونت به پیروزی رسید. تمام خشونت ورزیها بعداز پیروزی اتفاق افتاد. مقصر آن خشونتها اسلام فقاهتی و ایدئولوژی انقلابی و کینهورزانه به صورت گفتمان غالب نزد تمام جناحها و نخبگان آن روز جامعه بود. امروز خوشبختانه گفتمان غالب، دمکراسی سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشراست. اکثریت مطلق مخالفین ونخبگان جامعه به این گفتمان باور دارند.
مقاومت مدنی، بیش از ۷۰ سال است که به تدریج به صورت یک دانش بارور درآمده و کارنامه درخشانی هم برای گذار به دمکراسی دارد. روشهای مقاومت مدنی متکی برسه محور است:
• اعتراضات عمومی،
• عدم همکاری و فلج سازی حکومت،
• ریزش نیروهای حامی دیکتاتور به خصوص نیروهای مسلح و سرکوبگر و پیوستن آنها به مردم.
این استراتژی چون درجریان مبارزه، بر حضور حداکثری و بیخشونت مردم متکی است، شانس بنای دمکراسی بعداز پایین کشیدن دیکتاتور را بیش از هر روش دیگری دارد.
پیروزی در مبارزات مدنی سه اصل حداقلی نیاز دارد، اتحاد، برنامه ریزی و حفظ دیسیپلین مبارزات بی خشونت.
من با بسیاری از فعالین سوری مخالف اسد آشنا هستم، اشتباه بزرگ آنان این بود که فکر می کردند تنها با یک تاکتیک و آن هم رفتن به خیابان، ظرف یک تا سه هفته مثل تونس یا مصر پیروز می شوند و وقتی نشدند، نمیدانستند بعداز آن چه کار کنند. سه دسته شدند، گروهی ناامید شدند و کنار نشستند، گروهی به همان یک روش اعتراض خیابانی ادامه دادند و به شدت از سوی رژیم اسد و پشتیبانان سپاهی آن سرکوب شدند، گروه سوم به سمت اسلحه و خشونت ورزی رفتند و چون سرکوبهای گروه دوم روز به روزهم بی رحمتر وگستردهتر میشد، گوش شنوا و بازوی گشاده یافتند.
درایران این اتفاق نخواهد افتاد، چون مخالفین نظام ولایت فقیه و استبداد دینی حاکم، خیلی خوب به مبانی مبارزات مدنی آگاه هستند و در دام خشونت ورزیهای رژیم که درهمین اعتراضات اخیر هم دیدیم، نمیافتند. حکومت نزدیک به ۴ هزارنفر از جوانان فقیر و گرسنه و معترض را دستگیر و روانه خانههای امن و بازداشتگاههای غیرقانونی کرده، بیش از ۷۰ کشته تا کنون گزارش شده که دست کم قتل ۵ نفر آنان در زندان و زیر شکنجه بوده است. ترفند جدید حکومت هم خوراندن قرص متادون و آنان را معتاد و قاچاقچی معرفی کردن است. اما میبینیم که مبارزین خویشتن داری میکنند. حساب شده همچون موج دریا به عقب میروند تا چنگال خون آلود سرکوبگران گلویشان را ندرد و درحرکت بعدی با امواجی بلندتر و طوفندهتر بازگردند...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/378396&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/378396
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
اجازه هست آقا مصطفی؟
محسن سازگارا خطاب به مصطفی تاجزاده در واکنش به پاسخ او به محسن مخملباف − شاه هم میگفت اگر من بروم، ایران ایرانستان میشود. رفت و نشد. جمهوری اسلامی هم میگوید اگر من بروم، ایران سوریه میشود.