Radio Zamaneh
15.9K subscribers
50.6K photos
3.8K videos
77 files
72.5K links
www.radiozamaneh.com
اخبار، گزارش، گفت‌وگو و تحلیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظری

🔹دریافت فیلترشکن «سایفون» با ارسال ایمیل خالی به:
zamaneh@psiphon3.com

🔹ارتباط با زمانه:
Contact@radiozamaneh.com

🔹شناسه تلگرام برای تماس ضروری:
@RZmedia
Download Telegram
#محمدرضا_نیکفر: #علی_شریعتی و افت انرژی اوتوپیایی
محمدرضا نیکفر − در کانون این مقاله تعیین جایگاه شریعتی نشسته است. برای این منظور از "بیداری اسلامی" شروع می‌کنیم و سیر آن را پی می‌گیریم. پس از آن به تعیین نسبت علی شریعتی با انقلاب ۱۳۵۷ می‌پردازیم.
◄قرار بود یادداشتی بنویسم درباره درک علی شریعتی از پروتستانتیسم. پیشتر در مقاله‌ای اندکی به این موضوع پرداخته بودم. به نظرم رسید که بنویسم که علی شریعتی پروتستانتیسم را از منابع دست اول نمی‌شناسد و با تاریخ دقیق آن آشنا نیست؛ کلیشه‌ای را از منابع دست چندم برگرفته و آن را تکرار می‌کند و تازه با الهام از آن ایده پروتستانتیسم اسلامی را هم می‌پروراند. اما به نظرم آمد که این یک بررسی انتقادی انتزاعی است، انتزاعی از این نظر که یک غلط‌گیری آکادمیک است. اما علی شریعتی که با ادعای عرضه رساله علمی درباره اصلاح‌گری دینی قلم نزده، و از طرف دیگر اگر قضاوتی باید صورت گیرد، بهتر آنکه داوری‌ای باشد بر زمینه یک داوری عمومی در باره برداشت روشنفکران ایرانی معاصر علی شریعتی درباره این یا آن موضوع از جمله درباره پروتستانتیسم. چه کسی در باره پروتستانتیسم دقیق مطالعه کرده و چیز توجه‌انگیزی نوشته بود تا با نظر به آن علی شریعتی را سرزنش کنیم؟ این سخن به معنای امتیاز دادن به شریعتی یا هر کس دیگر به شکل ندیدن خطاهای معرفتی‌شان به بهانه خطاکار بودن معاصرانشان نیست. آن خطاها بایستی دیده شوند، اما تنها با دست گذاشتن بر روی آنها ما چیزی نمی‌آموزیم و در بهترین حالت همچون کسی هستیم که ایستاده بر سکوی تجربه و علم امروزین با تمسخر به دیروزیان می‌نگرد. اگر یک جریان شریعتی‌گرا وجود داشت که همان آموزش‌های غلط را می‌پروراند و بر بنیاد آنها مثلا داعیه نظردهی درباره پروتستانتیسم داشت، حق بود ابتدا رویکردی غلط‌گیرانه می‌داشتیم. اما امروزه با چنین جریانی مواجه نیستیم. در روزگار ما انتقاد به شریعتی باب شده، آن هم به این صورت که او را شریک جرم "انقلاب اسلامی" بدانند. از او با احترام هم که یاد می‌کنند چهره‌ای را تصویر می‌کنند که در محاسبات سیاسی امروزین اختلال ایجاد نکند. دستگاه قدرت هم او را بزرگ می‌دارد: شریعتی را کرده‌اند از مظاهر "بیداری اسلامی" و "بازگشت به خویش"؛ و عکسش را در مجلات چاپ می‌کنند در کنار عکس کسانی که اگر شریعتی نمی‌مرد و عمرش به تجربه زیستن در زیر سایه ولایت فقیه قد می‌داد، بعید نبود به دستور آنان به قتل می‌رسید، همانسان که آن ناکسان برخی پیروان شریعتی را کشتند.
با این تأملات بود که فکرم عوض شد و از طرح نخست یادداشتی درباره شریعتی صرف نظر کردم و به این نتیجه رسیدم که زاویه دیگری بگشایم. هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم که زمانی در دفاع از علی شریعتی قلم به دست گیرم. اما اکنون چنین می‌کنم.
در کانون این مقاله تعیین جایگاه شریعتی نشسته است. برای این منظور از "بیداری اسلامی" شروع می‌کنیم و سیر آن را پی می‌گیریم. پس از آن به تعیین نسبت علی شریعتی با انقلاب ۱۳۵۷ می‌پردازیم و سپس درمی‌نگریم که انرژی اوتوپیایی‌ای که نام شریعتی حامل آن بود، چگونه افت کرد. منظور از انرژی اوتوپیایی کارمایه‌ آرمانگرایانه‌ای است که یک جمع یا یک نسل را پیش می‌اندازد. در کاربست، مفهوم این اصطلاح روشن می‌شود...
https://www.radiozamaneh.com/346586
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
#رضا_علیجانی: کنکاشی بر نفرت از #علی_شریعتی
در کامنت‌هایی که در اینترنت پای مقالات مربوط به علی شریعتی می‌نویسند، موجی از نفرت به چشم می‌خورد. این نفرت از چه ناشی می‌شود؟ شریعتی به راستی کیست و فکر او سرنوشتی یافته است؟...
◄در داخل کشور که بودم سالگردهای دکتر شریعتی برایم از شلوغ‌ترین روزهای سال بود. گاه از هجرت تا مرگش (26 اردیبهشت تا 29 خرداد) و این اواخر حتی در سالروز تولدش (اول آذرماه). در تهران و شهرستان ها، به محافل و دانشگاه‌های مختلف برای سخنرانی می‌رفتم؛ مثل روزهای تبلیغی روحانیون در ماه‌های محرم و صفر و یا رمضان.
در ایران سلسله جلساتی بود که به صورت ادواری هر ساله زیادتر هم می‌شد. در آن روزها باید مقاله می‌نوشتی و سخنرانی و مصاحبه می‌کردی، اینجا و آنجا. از سالگردهای بازرگان و طالقانی و شریعتی و این اواخر مصدق گرفته تا یادمان‌های مذهبی مثل مبعث و عاشورا و شب‌های قدر، تا سالروزهای سیاسی مثل سالگرد انقلاب و 18 تیر و انقلاب مشروطیت و.... حکایت داخل کشور را که اینک رصد می‌کنم گویی حکایت همان است که قبلا هم بود.
اما از وقتی که به خارج از کشور آمده ام تغییراتی برایم پیش آمده است، یکی از آنها افزوده شدن سالگرد اعدامهای تابستان فاجعه آمیز 67 بر تقویم فعالیت‌هایم است که در همه سالیان پس از آن یادش توسط خانواده‌ها و بازماندگان سیاسی قربانیان، کم و بیش در خارج از کشور بزرگ داشته شده است و همچنان ادامه دارد. اما یکی از برنامه‌هایی که برایم کمرنگ شده است سالگردهای دکتر شریعتی است.
راستی چرا این همه بین داخل و خارج فاصله و تفاوت وجود دارد؟ برای خودم این سئوال مهم و قابل تاملی بوده است. این تفاوت را در برخی حوزه‌های دیگر از جمله در رفتارهای سیاسی، سبک‌های زندگی و... نیز تجربه کرده و بر آن مکث و تامل کرده ام که مثلا چرا در داخل بیشتر به «اکنون» می‌اندیشند و در خارج (که البته همچون داخل به هیچوجه قابل یکدست و یکسان سازی نیست)، فضا بیشتر عرصه فکر کردن به «فردا» اگر نگویم «پس فردا»ست. این تجربه را قبلا در نوشتاری به اشتراک گذاشته ام...
اما در مورد شریعتی: یکی از منتقدان شناخته شده دین و نواندیشی دینی اخیرا برایم از «پیش‌داوری‌های دردناک» در مورد شریعتی گفت و افزود «کافی است نگاه کنید به کامنت‌های پای مقالات مربوط به شریعتی در فیس‌بوک و جاهای دیگر. این همه جهل آمیخته با نفرت وحشتناک است». تعبیر ایشان (جهل آمیخته به نفرت) گویی تمام تجربه ام در مورد شریعتی در خارج از کشور (البته باز نمیخواهم ساده سازی و یکسان سازی کنم) را یکجا صورتبندی کرد. فکر کردم مطلبی در همین باره در مقایسه تجربه داخل و خارج از کشور بنویسم...
https://www.radiozamaneh.com/349722
—----------------------------------------------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh