«منطق سرمایه» یا «بورژوازی اسلامی»؟/ پاسخ #فروغ _اسدپور به #محمدرضا _نیکفر
نیکفر وزن اصلی بحث را روی فرهنگ تزویر و امتیازوری سرمایهداری (بورژوازی) اسلامی میگذارد و به رویههای فرهنگی این بورژوازی یا سرمایهداری میپردازد که در همهحال از حاکمیت اسلامی تغذیه میکند، از نظام ولایی امتیازور شده و برای بقای خود به وجود آن محتاج است. با این توصیفات که مقاله بهدست میدهد، دیگر نمیتوان از «بخش خصوصی» یا اصولا کارکردهای سرمایهدارانه در ایران سخنی گفت. زیرا که این سرمایهداران «خصوصی» نیازمند مرحمتهای دستگاه دینی حاکم بر کشور هستند، و بنابراین با تمکین به آموزههای دینی آن بیش از اینکه سرمایهدار باشند و به فعالیت اقتصادی مستقل دست بیازند، نوکرمنش و امتیازورند (شاید پردور رفته باشم در تفسیرم از متن نویسنده، امیدوارم چنین نباشد). به جز این، نیکفر یادآور میشود که این سرمایهداران در یک زمین خونین بازی میکنند، گیرم پاشنهی کفش بعضیهایشان هم خونین نباشد. لازم به توضیح نیست که زمین بازی در سرمایهداری بهطور کلی خونین است، گیرم که در کشورهای مرکز سر سرمایهداری از تن جدا نمیشود، جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی (نظیر آنچه در ایران دیدهایم) به خاک و خون کشیده نمیشوند و معترضان اجتماعی را به دار و درفش نمیسپارند، یا خونریزی طبقات پایینی جامعه را به روشنی جامعهی ایران شاهد نیستیم. اما بحرانهای فراگیر اقتصادی و سیاسی در مرکز، جنگ، سرگشتگی، فقر، قحطی، و مصایب زیستمحیطی و نظایر آن در حاشیه که گریبان میلیاردها انسان فقیر، پناهجو، آواره، درگیر جنگ و تعرض را گرفتهست، از دهشت خونین بودن زمین بازی در جهان امروز چیزی کم نمیکند. این نیز به معنای آن نیست که بگوییم زمین بازی در ایران با زمین بازی در کشورهای مرکز هیچ تفاوتی ندارد. نکته این است که بین این زمین قرمز از خون و آن زمین بزرگترِ بازی پیوندی واقعی وجود داشته و دارد (همان کمداشتی که بالاتر به آن اشاره کردم).
البته نقطهی قوت مقالهی دوم این است که مولف در مقالهی کوتاه خود بر آن عنصری دست میگذارد که به کلی در مقالهی نخست غایب است؛ آن زمینهی سیاسی- اجتماعی- فرهنگی که «سرمایه» باید در چارچوب آن عمل کند. خلیل نظری و نمونههای بسیار فراوانی نظیر او، از دل یک وضعیت سیاسی و فرهنگی خاص برآیند کردهاند که مهر خود را بر این «سرمایهداران» و هم بعضی کارکردهای سرمایهداری در ایران کوبیده است. اما آیا تمکین این سرمایهداران از نظام ولایی به معنای آن است که سرمایهدارانه عمل کردن را هم از یاد بردهاند؟ بلد نیستند کارگران را در محل تولید سازمان بدهند و استثمارشان کنند؟ ارزش اضافه تولید کنند و احتمالا بر خلاف انتظار ما حتی واحد تولیدی خود را گسترش هم بدهند؟ این نکتهی بهغایت مهم، این موضوع که سرمایهدارانه بودن این بنگاههای «خصوصی» چگونه است در مقالهی دوم به بحث گذاشته نمیشود.
مطلب کامل:
https://www.radiozamaneh.com/357081
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
نیکفر وزن اصلی بحث را روی فرهنگ تزویر و امتیازوری سرمایهداری (بورژوازی) اسلامی میگذارد و به رویههای فرهنگی این بورژوازی یا سرمایهداری میپردازد که در همهحال از حاکمیت اسلامی تغذیه میکند، از نظام ولایی امتیازور شده و برای بقای خود به وجود آن محتاج است. با این توصیفات که مقاله بهدست میدهد، دیگر نمیتوان از «بخش خصوصی» یا اصولا کارکردهای سرمایهدارانه در ایران سخنی گفت. زیرا که این سرمایهداران «خصوصی» نیازمند مرحمتهای دستگاه دینی حاکم بر کشور هستند، و بنابراین با تمکین به آموزههای دینی آن بیش از اینکه سرمایهدار باشند و به فعالیت اقتصادی مستقل دست بیازند، نوکرمنش و امتیازورند (شاید پردور رفته باشم در تفسیرم از متن نویسنده، امیدوارم چنین نباشد). به جز این، نیکفر یادآور میشود که این سرمایهداران در یک زمین خونین بازی میکنند، گیرم پاشنهی کفش بعضیهایشان هم خونین نباشد. لازم به توضیح نیست که زمین بازی در سرمایهداری بهطور کلی خونین است، گیرم که در کشورهای مرکز سر سرمایهداری از تن جدا نمیشود، جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی (نظیر آنچه در ایران دیدهایم) به خاک و خون کشیده نمیشوند و معترضان اجتماعی را به دار و درفش نمیسپارند، یا خونریزی طبقات پایینی جامعه را به روشنی جامعهی ایران شاهد نیستیم. اما بحرانهای فراگیر اقتصادی و سیاسی در مرکز، جنگ، سرگشتگی، فقر، قحطی، و مصایب زیستمحیطی و نظایر آن در حاشیه که گریبان میلیاردها انسان فقیر، پناهجو، آواره، درگیر جنگ و تعرض را گرفتهست، از دهشت خونین بودن زمین بازی در جهان امروز چیزی کم نمیکند. این نیز به معنای آن نیست که بگوییم زمین بازی در ایران با زمین بازی در کشورهای مرکز هیچ تفاوتی ندارد. نکته این است که بین این زمین قرمز از خون و آن زمین بزرگترِ بازی پیوندی واقعی وجود داشته و دارد (همان کمداشتی که بالاتر به آن اشاره کردم).
البته نقطهی قوت مقالهی دوم این است که مولف در مقالهی کوتاه خود بر آن عنصری دست میگذارد که به کلی در مقالهی نخست غایب است؛ آن زمینهی سیاسی- اجتماعی- فرهنگی که «سرمایه» باید در چارچوب آن عمل کند. خلیل نظری و نمونههای بسیار فراوانی نظیر او، از دل یک وضعیت سیاسی و فرهنگی خاص برآیند کردهاند که مهر خود را بر این «سرمایهداران» و هم بعضی کارکردهای سرمایهداری در ایران کوبیده است. اما آیا تمکین این سرمایهداران از نظام ولایی به معنای آن است که سرمایهدارانه عمل کردن را هم از یاد بردهاند؟ بلد نیستند کارگران را در محل تولید سازمان بدهند و استثمارشان کنند؟ ارزش اضافه تولید کنند و احتمالا بر خلاف انتظار ما حتی واحد تولیدی خود را گسترش هم بدهند؟ این نکتهی بهغایت مهم، این موضوع که سرمایهدارانه بودن این بنگاههای «خصوصی» چگونه است در مقالهی دوم به بحث گذاشته نمیشود.
مطلب کامل:
https://www.radiozamaneh.com/357081
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
«منطق سرمایه» یا «بورژوازی اسلامی»؟
فروغ اسدپور- موضوع دیگری که نیکفر میتوانست بحث کند ولی نکرد، این است: آیا این ایدئولوژی با منطق تولید سرمایهدارانه همپوشانی دارد یا نه در تضاد با آن عمل میکند؟
Radio Zamaneh
Photo
مدرنیتهی سرمایهدارانه و جامعهی سوسیالیستی
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/393455&rhash=eec6b76cb50965
اندیشه زمانه / #فروغ_اسدپور : این مقاله مقدمهای است بر اندیشه #موشه_پوستون و بازتفسیر انتقادی او از #مارکسیسم.
ابتدا بحثی انتقادی پیرامون روششناسی پوستون پیش میبرم. در قسمت بعدی انتقادات پوستون به مارکسیسم سنتی را طرح میکنم، پس از آن بازسازی اندیشههای انتقادی مارکس به دست پوستون را بیان میکنم. در آخر هم سخنی چند پیرامون بعضی نکات بحث پوستون میگویم.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/393455
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/393455&rhash=eec6b76cb50965
اندیشه زمانه / #فروغ_اسدپور : این مقاله مقدمهای است بر اندیشه #موشه_پوستون و بازتفسیر انتقادی او از #مارکسیسم.
ابتدا بحثی انتقادی پیرامون روششناسی پوستون پیش میبرم. در قسمت بعدی انتقادات پوستون به مارکسیسم سنتی را طرح میکنم، پس از آن بازسازی اندیشههای انتقادی مارکس به دست پوستون را بیان میکنم. در آخر هم سخنی چند پیرامون بعضی نکات بحث پوستون میگویم.
🌎 https://www.radiozamaneh.com/393455
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
t.me
مدرنیتهی سرمایهدارانه و جامعهی سوسیالیستی
فروغ اسدپور – این مقاله که مقدمهای است انتقادی بر اندیشه موشه پوستون، به یاد این اندیشمند و به مناسبت دویست سالگی مارکس نوشته شده است.