راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در باب سلطان پروری در اقتصاد ایران

در نیمه دوم قرن ۱۹ و سال‌های آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در ایالات‌متحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست؛ این گروه را به تحقیر بارون‌های راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راه‌های درون املاک آنها می‌گذشتند پول زور می‌گرفتند.

مشهور بود که این بارون‌های راهزن با زد و بند با دولت و وابستگان آنها جیب‌های خود را پر می‌کنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را می‌بستند. در یک نمونه جالب، گفته می‌شد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حمل‌و‌نقل فعالیت می‌کرد و البته خدماتش ارزان‌قیمت‌تر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکت‌های رقیب [که از یارانه های دولتی برخوردار بودند] پول می‌گرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. بارون‌های راهزن در فرهنگ آمریکایی را می‌توان معادل سلطان‌های امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و...) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا می‌شود.

آیا وجود این قبیل سلطان‌ها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ اینکه کسی سهم بزرگی از بازار یک صنعت را به خود اختصاص دهد و حتی عرضه‌کننده انحصاری کالا یا خدمتی باشد چیز بدی است؟ در این یادداشت "دنیای اقتصاد" ادعا کرده ام قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب می‌کند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته به‌دنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام می‌دهد. یارانه و حمایت‌های خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمی‌شود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد.

اما سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دل‌نگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژه‌اش از دست نرود. برای مثال در صنعت پیام رسان های اینترنتی، کارآفرین بازار محصولی مناسب و منطبق با نظر مشتریان عرضه و سعی می‌کند با رفع دغدغه‌های آنان از رقبا پیش افتد؛ ولی کارآفرین سیاسی دنبال لابی با اهالی سیاست با هدف وضع «قانون» خاص برای منع استفاده مردم از محصولات رقباست. بدیهی است که زندگی در قلمرو سلطان نوع نخست هیچ شباهتی به قلمرو دومی ندارد.

اما ظهور این همه سلطان بد در اقتصاد ایران غریب است؟ پاسخ یک «خیر» بزرگ است. در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطان‌ها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی به‌دلیل تحریم و دشواری‌های نقل‌و‌انتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بسته‌تر می‌شود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیت‌های فراوان برای اقتصاد وضع می‌شود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع می‌شود، وقتی سیاست‌گذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد می‌روند، وقتی برای حل هر چالشی در اقتصاد از دولت می‌خواهیم کاری انجام دهد و به ثروت‌آفرینان واقعی اعتماد نمی‌شود، وقتی برای انجام هر کار کوچکی نیاز به خریدن ناز یک بوروکرات دولتی و حتی گاهی پرداخت پول چای و انعام است، وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود و وقتی حمایت قانونی و حقوقی جدی از همه فعالان اقتصادی (و نه تعداد محدودی نورچشمی) وجود ندارد، بدیهی است که کسانی پیدا ‌ شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی می‌توان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهره‌وری نمی‌کند. به بیانی دیگر، وقتی می‌توان با هزینه بسیار پایین‌تر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبت‌های پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمی‌خرد. والله اعلم.

https://goo.gl/NG8rPy

کانال راهبرد
@RahbordChannel
استاد بزرگوار جناب آقای دکتر طبیبیان، در مورد یادداشت قبلی "بارون های راهزن" نکته ای بجا را خاطر نشان کرده اند:

"سلام بر آقاى خالقى گرانقدر
مطلب شمارا در مورد سلطان هاى اقتصاد خواندم طبق معمول مطلب خوبى است تا جايى كه به رانت خوار ها و باج بگير هاى داخلى مربوط مى شود ، اما افرادى مثل راكفلر و وندرل بيلت و امثال آنان را نمى توان با اين مفت بر ها مقايسه كرد.

راكفلر نفت چراغ و پالايش نفت را استاندارد كرد هم او كمك بزرگى به رواج موتور هاى درون سوز و استفاده از بنزين كرد كه قبل از آن در تصفيه نفت دور ريخته مى شد چون هدف نفت چراغ بود(اين اقدام به رواج صنعت اتومبيل انجاميد كه چهره شهر ها و بيابان ها را باخيابان ها و اتوبان تغيير داد).

وندربيلت راه آهن سراسرى آمريكا را ساخت و راه آهن بود كه عملا اثر جنگ هاى داخلى را منتفى كرد به دليل انتقال كالا گسترش تجارت و مسافرت.

كارنگى صنعت ذوب آهن را ايجاد كرد، ايجاد راه آهن، پل هاى بزرگ و ساختمان هاى بزرگ ممكن شد، جى پى مورگان براى اولين بار برق رسانى به فواصل دور و نزديك و توليد برق متناوب را عملى كرد و توسعه داد.

درست است كه درزمان خودشان انحصار گر بودند و تئودور روزولت با قانون ضد تراست در مقابل آنان ايستاد و آنان را محدود كرد اما اين ها مردانى تلقى مى شوند كه آمريكا را ساختند، و دست آورد هاى آنان براى ساير ملت ها هم مفيد واقع شد. يك مستند شش قسمتى در مورد اين افراد تهيه شده كه بسيار آموزنده است اگر فرصت كرديد ببينيد من يك لينك برايتان در پايين مى گذارم. بد نبود مسئولين كشور هم مى ديدند تا از تجربه ديگران بياموزند."

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره پیشرفت ایران حتی در خاورمیانه هم قبولی نیست!

خوشمان بیاید یا نیاید این تکه از زمین (خاورمیانه) به دلایل متعدد با توسعه سر آشتی ندارد. راه رشد ما یکی بیشتر نیست، همان که داریوش همایون فقید گفت که ما با جهان بینی خاورمیانه ای به جایی نمی رسیم، باید از منجلاب خاورمیانه خارج شویم، والله اعلم.

پ.ن: نقشه بالا رتبه ایران در شاخص پیشرفت لگاتوم را نشان می دهد (108 در جهان)!

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب "تقدس" دولت!

حضرت می فرماید اگر به دلایلی مثل خطاپذیر بودن آدم ها یا ضعف اخلاقی آنها بازار آزاد را نقد می کنید؛ حواستان باشد که درست به همین دلایل باید نسبت به دولت ها هم بدگمان باشید.

درست است که در بازار همه به سود شخصی فکر می کنند، ولی چرا فکر می کنیم در دولت قضیه عوض می شود؟ در بازار با آدم های معمولی سروکار داریم، ولی در دولت با فرشته ها؟ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
جوکی به نام اشتغال زایی دولت

دولت ثروتی خلق نمی کند، اشتغال زایی آن هم به این معناست که ثروت را از کسانی بگیرد و به جیب کسان دیگر بریزد. حتی اگر دولتی یک میلیون شغل ایجاد کند باز به معنای افزایش در خالص شغل ها نیست، زیرا پولی که دولت پرداخت می کند را از بخش خصوصی غصب کرده است؛ پولی که اگر گرفته نمی شد می توانست در ایجاد اشتغال واقعی خصوصی استفاده شود.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بودجه

کنجکاو شدم ببینم اداره تشریفات ریاست جمهوری چه می کند؛ دیدم مصاحبه ای از رئیس این اداره هست، از قرار در دو بخش داخلی و خارجی فعالیت می کنند و مثلا برای هر سفر خارجی حداقل هفت هشت نفر کارمند انگلیسی دان رئیس جمهور را همراهی می کنند. در برخی سفرها مانند سفر به نیویورک، همه یا بخش عمده ای از هزینه سفر ابواب جمعی رئیس جمهور و اهالی رسانه و دیگر همراهان را هم باید پرداخت کنند، ظاهرا پرداخت هدیه های نفیس به مهمانان عالی رتبه از یک طرف و خدمه و کارکنان تشریفات کشورهای میزبان از طرف دیگر هم بخشی از کار است.

القصه بسیاری از هزینه ها به دلار است و کار هم که مربوط به دک و پز کشور و عنعنات ملی است، خلاصه 60 میلیون دلار (به دلار 10 تومان) برای آبروداری مملکت خرج می شود، اینکه کم یا زیاد است البته در حوزه صلاحیت نگارنده نیست، والله اعلم

پ.ن: منظور از بودجه حوزه های علمیه روشن نیست، ولی مرکز خدمات و شورای عالی حوزه، شورای سیاستگذاری حوزه های خواهران، تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شورای برنامه ریزی حوزه خراسان جمعا 1755 میلیارد چوق بودجه دارند.

منبع تصویر: کانال شگفتی ها

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پول خصوصی، ویران کردن آخرین سنگر دولت ها

بدون خصوصی سازی کامل پول، آزادی واقعی انسان ها از تعرض دولت ها محقق نمی شود.

دو دوست فرهیخته کتابی خواندنی از حضرت هایک را به فارسی برگردانده اند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
جبر جغرافیا و جنگ؟

تعداد کشورهایی که با یک کشور مرز زمینی دارند؛ مرز زمینی با کشورهای بیشتر به معنای بالا رفتن احتمال تعارض ها و درگیری های نظامی است. تیره تر اوضاع بدتری دارند و روسیه و چین و برزیل در صدر پرریسک ها قرار می گیرند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
کارد و پنیر؟

کسانی معتقدند این دو بزرگوار (کینز و فریدمن) با صد من سریش هم به هم نمی چسبند، اما آنها در یک مورد اشتراک داشتند: تحریک تقاضا!

یکی معتقد بود وقتی بخش خصوصی نمی تواند، دولت پول قرض بگیرد و به جای آن خرج کند، دومی معتقد بود دولت پول را در اقتصاد پمپاژ کند تا اقتصاد تکان بخورد.

اما یک نکته ساده را از یاد نبریم، هیچ کس نمی تواند تقاضایی در بازار داشته باشد، جز آنکه پیشتر چیزی تولید کرده باشد که تقاضای کسی دیگری بوده است، در اقتصاد مجموع تقاضا از عرضه نمی تواند بیشتر باشد، شاید برای رشد اقتصادی باید بیشتر به تحریک تولید فکر کنیم تا تقاضا، والله اعلم

https://goo.gl/E8VtX1

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شیادی اهالی سیاست!

یکی توصیه می کرد هر زمان حرف از اقدامی در بخش عمومی و دولت شد بپرسید؛ پولش را از کجا بیاوریم؟

‌‎پرسش اینجاست چه کسی این حق را به این نماینده محترم و شهردار داده است در مورد مصرف "خیرخواهانه" منابع عمومی تصمیم بگیرند و با ژست انساندوستی کاسبی کنند؟ اگر کسی مایل بود خودش این کار را می کند، نیازی به چنین نمایش هایی با پول شهروندان نیست. مملکتی به این "هرزگی" با عشق و گل و رمانتیسیسم نمی چرخد؛ بیش از آن تدبیر نیاز است، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اندر فواید خلافکاری برای دولت!

یکی از بامزه ترین بخش های بودجه های سالانه ایران که نمی دانم معادلی در دیگر کشورهای توسعه یافته دارد یا نه، بند درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات است، قرار است در سال آینده دولت حدود 6 هزار میلیارد چوق از این محل درآمد داشته باشد! یعنی برای تامین حدود 2 درصد از بودجه عمومی، دولت فخیمه روی خلاف و رندی ملت حساب کرده است.

بخش عمده ای از درآمدهای این بخش یعنی 4 هزار میلیارد تومان آن هم مربوط به جرائم راهنمایی رانندگی است که یحتمل اگر ملت همیشه در صحنه تلاش کنند تا کیفیت رانندگی شان را ارتقا دهند و کمتر خلاف کنند، تامین نخواهد شد که ظاهرا خبر خوبی برای دولت نیست! امسال همین قلم 3 هزار میلیارد تومان بود که اگر افزایش جرایم رانندگی را نداشته باشیم، معنی اش اینست که برای سال آینده اهالی دولت فکر می کنند رانندگان ایرانی 33 درصد بیشتر تخلف خواهند کرد. اگر هم بیشتر خلاف کردند که چه بهتر, مشروط بر اینکه پولش را بدهند هیچ ایرادی ندارد! این راضی، آن راضی، خدا هم راضی!

البته قضیه محدود به این بند نیست و مثلا می شود دید که دولت حدود 15 میلیارد تومان هم روی درآمد حاصل از "تعویق" در تعویض گواهینامه یا 12 میلیارد هزینه کارشناسی رسیدگی به شکایات مناقصات حساب باز کرده است. در نگاهی کلی تر می شود ادعا کرد که بخش چشمگیری از درآمدهای دولت شاید در همه جای دنیا حاصل اجبار "قانونی" شهروندان برای استفاده از آن خدمات است؛ بالاخره اعطای مجوز و ثبت و طی روال قانونی و ... هزینه هایی دارد که استفاده کننده باید سرکیسه را شل کند؛ اگر هم تخطی کرد و کار به "تعویق" افتاد که جریمه می شود!

غریب نیست چرا مقررات زدایی اینقدر کار دشواری است، زیرا عده زیادی از رندان مقیم دولت منتظر نان حاصل از چنین مقرراتی اند، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب باشید در توبره مارگیری امریکا نیفتید!

از برجام که دیگر جنازه ای هم نمانده است، طرف اصلی صریحا کنار رفت و بقیه هم که نمی توانند یا نمی خواهند کاری کنند؛ حرف کسانی در ایران این است که از این توافق ننگین خارج شویم و دوباره فعالیت های هسته ای را از سر بگیریم.

این خبر احتمالا برای برخی خوشحال کننده است، جنگ طلبانی در امریکا همراه با لابی عرب ها و بعضی گروه های اپوزیسیون بر دونالد شیردل فشار خواهند آورد که ضرب شستی به ایرانی ها نشان دهد و به دنبال اقدام نظامی برود، احتمال توفیق آنها هم کم نیست، نزدیکان پرزیدنت هم حمایت خواهند کرد، بولتون که نزده می رقصد و پمپئو هم بعید است مخالفتی داشته باشد. استدلال اقتصادی آنها که از قضا ترامپ خوب می فهمد هم اینست که تا وقتی خیالمان از سمت ایران راحت نشده است، نمی شود خاورمیانه و آسیای غربی را به حال خود گذاشت، باید حضور نظامی داشت و این هم هزینه هایش زیادی بالاست.

ایران آخرین کشور از فهرست کشورهای لیست 11 سپتامبر است که هنوز با ماشین نظامی امریکا مواجه نشده است، عراق و لیبی که لشکر کشی مستقیم رخ داد و جریان سوریه را هم می دانیم، این سه دیگری هیچ خطری برای منافع امریکا و متحدان آن در منطقه یعنی اسرائیل ندارند.

یک دلیل اساسی ژئوپلیتیکی هم این وسط هست: هیچ کشور متخاصمی نباید در منطقه ای با منابع فراوان که کنترل آنها می تواند نفوذ جهانی ایجاد کند موقعیت مسلط پیدا کند؛ روشن است که خاورمیانه یکی از این مناطق است، این اصل آنقدر جدی است که حتی بلندپروازی های آخرین پادشاه ایران حتی با ارتباط مناسبی که با واشینگتن داشت با مقاومت روبه رو شد، یک دولت ملی گرا هم به همین دلیل افزایش نفوذ می تواند خیلی خطرناک باشد، شاید علت اینکه کسانی در امریکا برای مبارزه با ایران به فرقه رجوی و بانو به عنوان به اصطلاح الترناتیو نزدیک شده اند همین باشد، گروهی منفور ولی سازمان یافته که می توانند در بزنگاه ها موثر باشد، ولی مشروعیت لازم برای کاری جدی را ندارند. گفته می شود تعدادی از نفرات آنها به عراق انتقال پیدا کرده اند.

ایده آل کسانی اینست که ایران به مرزهای قومی و زبانی تجزیه شود و خطر آن کاهش یابد، کسانی دیگر معتقدند حمله تمام عیار نظامی مثل عراق زیادی پرهزینه است، ولی بد نیست زیرساخت های غیرنظامی مورد حمله گسترده قرار گیرد تا ریسک ایرانی ها کاهش پیدا کند؛ این گزینه اخیر هوادار کم ندارد.

یک دلیل دیگر برای توجیه حمله نظامی می تواند این باشد که خیلی ها در ینگه دنیا قضیه گروگان گیری و دیگر اقدامات خصمانه ایران را همچنان به یاد دارند و معتقدند باید درسی جدی به ایرانی ها داد تا بقیه کشورها نیز حساب کار دستشان بیاید، اینکه اوضاع چگونه می شود باید نشست و دید، همه چیز بستگی به واکنش های آینده اهالی سیاست و نظامی ها دارد. والله اعلم.

پ.ن: آنچه آمد خلاصه ای از یادداشت شیرین هانتر، از تحلیلگران بنام ایران و استاد دانشگاه جورج تاون است.

https://goo.gl/e6gRsF

کانال راهبرد
@RahbordChannel
❤1
معادله فساد در ایران؟

عبارت زیر را ببینید، اجازه دهید اسمش را برای سادگی “معادله فساد ایران” بگذاریم:
هزینه فساد = هزینه اخلال در سرمایه گذاری + هزینه رقابت در رانت جویی

به زبان ساده می گوید فساد در اقتصاد ایران در دو بخش خود را ظاهر می کند؛ نخست، سرمایه گذاری های نادرست با انگیزه های سیاسی که باعث اتلاف منابع می شود و جلوی سرمایه گذاری های درست بخش خصوصی واقعی را می گیرد (وام های ارزان، تسهیلات تکلیفی، اهلیت نداشتن وام گیرنده و مانند آن)، دوم، رقابت گروه های سیاسی برای گرفتن سهم بیشتر از سفره غنائم و کندن هر چه بیشتر از منابع عمومی برای حفظ قدرت سیاسی و حامی پروری (قبیله پروری، تقسیم پست های سیاسی و منابع مالی، اعمال نفوذ و مانند آن).

اما یک خبر بد هم داریم؛ می دانیم که سیستم سیاسی ایران یکدست نیست، گروه های سیاسی ناهمسو برای گرفتن سهم بیشتر از قدرت سیاسی با هم رقابت می کنند؛ گاهی سیستم سیاسی یکدست تر می شود و یک گروه می تواند بقیه را به حاشیه برانند و گاهی نیز توازن نسبی برقرار است، خبر بد این است که در هر دو حالت، یعنی تعادل یا عدم تعادل نسبی قدرت نیروهای سیاسی، هزینه فساد کاهش پیدا نخواهد کرد!

به معادله فساد دقت کنیم، وقتی ساختار یکدست است و یک گروه بیشتر قدرت سیاسی را قبضه کرده است، درست است که به دلیل غلبه یک گروه هزینه رقابت در رانت جویی (بخش دوم معادله) کاهش می یابد، ولی بخش دیگر معادله فساد، یعنی اخلال در سرمایه گذاری بسیار بزرگتر می شود (شاید بشود بخش اعظمی از دوران مهرورزی را چنین دید) و مجموع هزینه های فساد کاهش نخواهد یافت.

از سویی دیگر، وقتی رقابت بین گروه ها شدید است و گروهی دست بالا را ندارد، بخش دوم معادله یعنی هزینه رقابت در رانت جویی و رقیب را از میدان به در کردن بالا می رود، ولی به دلایل مشخص هزینه اخلال در سرمایه گذاری ها کاهش خواهد یافت. در واقع دو بخش معادله فساد در شرایط تعادل قدرت متفاوت در خلاف جهت هم حرکت می کنند و البته در هر دو حالت عملکرد اقتصاد پایین می آید و خوبان (مردم عادی) در این معامله تقصیر می کنند!

وقتی می گوییم مسئله اقتصاد ایران سیاسی و نهادی است و به جای امید بستن به این یا آن گروه باید دست به تغییرات ساختاری زد چنین معنایی را در نظر داریم، بماند که متاسفانه در میان اهالی سیاست ترقی خواه و گشوده به دنیا زیاد نداریم، آن هم در شرایطی که زمان علیه تمدن ایران در حال حرکت است، والله اعلم.

https://goo.gl/zAufrZ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
باید از گنداب خاورمیانه بیرون بیاییم!

فون هایک بزرگ، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش، گفته بود که خوبی اقتصاد این است که به انسان می آموزد چقدر در طراحی آینده ناتوان است؛ با این حال بوروکرات های دولت کم و بیش در همه جای جهان وعده ساختن این باور را القا می کنند که چنین نیست و می توان با سیاست های پولی و مالی مناسب آینده را ساخت و کلید خوشبختی در دستان پر توان آنهاست. با این حال کار به این سادگی نیست، عوامل دیگری مانند اعتماد مردم به چنین سیاست هایی شرطی اساسی است.

راجر فارمر می نویسد: "سیاست پولی و مالی شاید اثری که هواداران آن ادعا می کنند را داشته باشد؛ مشروط بر اینکه خانوارها و شرکت ها با خرید دارایی هایی مشهودی مانند مسکن و سرمایه گذاری ثروتشان در بازار سهام به اقتصاد اعتماد کنند به گونه که شرکت ها دوباره به سرمایه گذاری در کارخانه ها بپردازند. هیچ دلیل اقتصادی محکمی وجود ندارد که تنها به اعتبار اینکه دولت [بر اساس توصیه های اقتصاددانانی مانند جان مینارد کینز] پولی را [از بانک مرکزی یا کشورهای دیگر] استقراض و آن را بر روی کالا یا خدمات هزینه می کند؛ چنین اتفاقی بیفتد ... اعتماد عامل مستقلی است که منجر به تعیین نرخ بیکاری می شود، اگر ما اعتماد را بازنگردانیم، شاید اقتصاد دوباره شروع به رشد کند؛ اما بخش خصوصی مشاغلی را که برای بازگشت اعتماد کامل ضروری است ایجاد نمی کند". به بیان دیگر، از دشواری های ذاتی سیاستگذاری اقتصادی که بگذریم؛ اعتماد مردم به کارآمدی و تدبیر دولت ها شرطی اساسی در تحقق اهداف سیاست های آنهاست.

این پرسش را در میان شهروندان ایرانی زیاد شنیده ایم که آینده اقتصاد ایران چه می شود و آیا امیدی به بهبود اوضاع هست؛ هرچند به قول محمد قائد، روزنامه نگار معروف، پیشگویی در مورد آینده را باید به متخصصان فال قهوه سپرد، ولی به واقع ایرانی ها حق دارند نگران باشند، به یاد می آوریم جز مدتی کوتاهی پس از برجام؛ از آغاز قضیه هسته ای به این سو مردم این کشور در حالتی میان خوف و رجا به سر برده اند؛ روزی نیست که از بحران های جدی پیش روی کشور خبری نشنویم؛ "شرایط حساس کنونی" از زبان سیاسیون ایرانی نیفتاده است و آنها همواره از مردم خواسته اند که در این شرایط سخت آنها را تنها نگذارند، با این حال روشن نیست آیا برنامه مشخصی برای آینده دارند یا خیر؛ شوربختانه در شرایطی که گروه های سیاسی مختلف کشور حتی فهم مشترکی از اوضاع و گزینه های پیش رو هم ندارند؛ انتظار یکصدا بودن و همدلی برای حرکتی مشخص و هماهنگ خیلی خوشبینانه است. اما راه حل احتمالی برای ثبات بخشی به اقتصاد ایران چیست؟

اجازه دهید ادعا کنیم تا وقتی مسئله سیاسی ما یعنی ارتباط با بزرگترین قدرت سیاسی و اقتصادی جهان حل نشود، مجالی برای امیدواری به آینده اقتصاد ایران به وجود نمی آید. امریکا تنها یک کشور کیلومترها دورتر از ما نیست، نمایانگر یک فرهنگ و نگاه به جهان است، از قضا درست همان نگاهی که ما پیشرفت و توسعه و اقتصاد پررونق را با آن معنا می کنیم. امریکا تنها پرقدرت ترین کشور جهان از نظر اقتصادی و نظامی نیست؛ این کشور بیش و پیش از این دو یک ابرقدرت فرهنگی است؛ فرهنگی که آن دستاوردهای اقتصادی و نظامی را به وجود آورده است.

به خاطر نمی آورم حتی یک کشور در تاریخ معاصر داشته باشیم که با تخاصم با امریکا پیشرفت پایدار را تجربه کرده باشد؛ لیبی، عراق، کره شمالی و البته ایران نمونه های غم انگیزی از فرصت های از دست رفته اند؛ از نگاه روانشناسی سیاسی به قضیه بنگریم وقتی با کسی دشمنی می کنیم، سعی در رد و انکار همه آن چیزی می کنیم که او دارد؛ غریب نیست که در مورد امریکایی ها نیز چنین باشد، وقتی "اقتصاد بازار آزاد" و "آزادی" و دموکراسی و مانند آن را نپذیری مجبوری "اقتصاد بومی" و "حریت" و "مردمسالاری" و مانند آن را علم کنی و در مقابل هر چیز که رنگ دشمن می دهد مقاومت کنی. قضیه خیلی پیچیده نیست. تعجبی ندارد که به این وضعیت افتاده ایم، دنیا نظم خودش را دارد و قرار نیست به میل ما تغییر کند.

اجازه دهید صریح عرض کنم راه حل مشکل ایران تغییر در سیاست خارجی و آشتی با دنیاست، دشمنی با بزرگترین قدرت دنیا حالا گیریم امپریالیست و زورگو و ... به زیان منافع ملی ماست، مهم نیست حقیقت کدام سو است، مهم رفاه و آرامش 80 میلیون آدمی است که نام ایرانی بر خود دارند؛ بگذارید آن گفته شادوران داریوش همایون را تکرار کنیم "ما باید از گنداب خاورمیانه بیرون بیاییم" و این جز با آموختن و یادگیری و کمک آن کشور قدرتمند آن سوی آتلانتیک ممکن نیست، والله اعلم.

https://goo.gl/RhSn6t
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تصویری از یک پوستر تبلیغاتی شوروی سابق

عنوان تصویر: "آنجا (امریکا) وفور نعمت فقط برای پولدارهاست، ولی ما آن را برای همه می خواهیم".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک شوخی: افسانه بازتوزیع ثروت!

گفته می شود یکی از کارهای دولت ها بازتوزیع ثروت است، به زبان ساده یعنی از داراها بگیرد و به ندارها بدهد تا هم فقرا بتوانند زندگی بهتری داشته باشند و هم انسجام اجتماعی بهتر حفظ شود. از اینکه چنین اقدامی در صورت عدم رضایت مالک ثروت نوعی سرقت و راهزنی است و انگیزه کار و تولید ثروت را کاهش می دهد بگذریم، ولی اجازه بدهید روی مفهوم بازتوزیع مکثی کنیم، حضرت میزس اینجا حرف های خوبی دارد.

می دانیم که دو نوع کالا داریم یکی مصرفی و دیگری سرمایه ای؛ کالای مصرفی در هر لحظه از زمان عمدتا تنها به کار استفاده یک نفر (مصرف کننده نهایی) می آید؛ ولی کالای سرمایه ای می تواند برای تعداد زیادی از مشتریان قابل استفاده باشد. یک پیراهن (مصرفی) را در هر لحظه تنها یک فرد می تواند استفاده کند، ولی یک دستگاه تولید پیراهن (سرمایه ای) می تواند برای مصرف تعداد زیادی افراد قابل استفاده باشد، به نظر می رسد برای استفاده از کالای مصرفی باید آن را حتی موقت در اختیار داشت ، ولی برای بهره گیری از کالاهای سرمایه ای نیازی به آن نیست. عمده ثروت متمولان هم از جنس همین کالاهای سرمایه ای است و البته دغدغه خیلی ها هم بحث در اختیار داشتن یا مالکیت کالاهای سرمایه ای است .

وقتی می خواهیم توزیع ثروت کنیم و برابری را ترویج دهیم، یعنی دقیقا می خواهیم چه کنیم؟ در مورد کالاهای مصرفی که به نظر بی معناست، یعنی چه که لباس، اتومبیل، جواهر و مانند آنها را بین بقیه تقسیم کنیم؟ در عمل امکان تقسیم وجود ندارد، یک اتومبیل را چطور می توان بین عده زیادی تقسیم کرد؟ یعنی اتومبیل را به قطعات سازنده اش اوراق کنیم تا "بازتوزیع" ممکن شود؟ حتی در موارد تقسیم پذیرتر مثل یک قرص نان هم نمی توانید آن را میان دهان های پرشمار "بازتوزیع" کنید. در مورد کالاهای سرمایه ای مثل ژنراتور تولید برق که کار غیرممکن است. بازتوزیع ثروت در معنای درست آن تناقض آمیز است.

در واقع بازتوزیع ثروت به معنای دقیق کلمه نداریم، ولی حق مالکیت ثروت را می شود بازتوزیع کرد، این همان چیزی است که از قضا در اقتصاد سرمایه داری در قالب شرکت های سهامی وجود دارد. هرکسی می تواند سهامی را بخرد و بخشی از منافع ثروت را در اختیار بگیرد و حتی امکان فروش حق مالکیت و بهره مند شدن دیگری نیز از آن هست. اگر مالکیت اشخاص را قبول نداشته باشیم چه می شود کرد؟ چنانکه گفتیم امکان "توزیع واقعی ثروت" وجود ندارد، تجربه اش را در قرن 20 زیاد داشته ایم، یک دولت جبار به نام نمایندگی از عامه مردم ثروت را در اختیار می گیرد و آن را برای منافع حزبی و سیاسی خرج می کند. فکر کنید یک شهروند شوروی سابق به در یک کارخانه فولاد یا یک مدرسه دولتی می رفت و خواستار توزیع واقعی ثروت می شد!

کوتاه سخن اینکه فریب دولت ها و اهالی سیاست را در مورد "بازتوزیع ثروت" نخورید، گنجشکی است که به جای قناری آن را رنگ کرده اند، شاید سازوکارهای سازگار با سرمایه داری و مالکیت خصوصی مثل خیریه و سمن ها در تیمار فقرا بسیار موثرتر باشند، والله اعلم.

https://goo.gl/xt26qL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چرا باید بعضی کودتاچی ها را دوست داشت؟

کسانی در ایران کره جنوبی را الگوی توسعه می دانند؛ این را باید تا اندازه زیادی وامدار ژنرال پارک، یک کودتاچی غربگرا، دانست که با کودتای 1961 درست شبیه ژنرال پینوشه در شیلی جلوی فرو رفتن کشورش در کام کمونیسم و تبدیل شدن آن به مستعمره امپراتوری شر را گرفت.

یک حکومت اقتدارگرای مدرن نزدیک به غرب مانند کره جنوبی بارها بهتر از یک به اصطلاح جمهوری "مستقل" ضد توسعه یاغی نظیر کره شمالی است؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب افزایش قیمت بنزین و تورم و "مقصر" اصلی

تورم یک پدیده پولی است؛ بانک مرکزی است که تورم را ایجاد می کنند یا جلوی آن را می گیرد.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخ یا شیر؟

انتخاب با شماست که (البته پس از حصول اطمینان از جنسیت گاو!) با شاخ او دربیفتی یا از شیرش استفاده کنی، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel