راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
بازی اولتیماتوم و منطق بازار

اگر به شما 100 دلار بدهند و بگویند که آن را به دلخواه بین خودتان و دیگری تقسیم کنید و مشروط بر پذیرش طرف مقابل پول به شما و او تعلق می گیرد، ولی اگر او سهمش را قبول نکرد، پولی نصیب هیچ کدامتان نمی شود، به نظرتان کار چطور پیش می رود؟

این بازی را بازی اولتیماتوم می نامند، شاید به نظر برسد که طرف مقابل با منطق "کاچی بهتر از هیچی" حتی اگر از 100 دلار اولیه، یک دلار هم گیرش بیاید، بپذیرد و کار به خوبی و خوشی تمام شود، ولی در بسیاری موارد دیده می شود که مثلا اگر شما 60 دلار برای خودتان بردارید و 40 دلار هم گیرش بیاید، طرف باز هم نمی پذیرد و هر دو دست خالی خواهید ماند!

این دقیقا همان منطق مبادله است؛ درست است که طرفین دنبال منفعت شخصی خود اند و بعید است سهم خود را کمتر از دیگری بگیرند، ولی باید به "درجاتی" منفعت طرف مقابل و قابل پذیرش بودن کار خود برای دیگری را هم به حساب آورند والا اساسا کار پیش نمی رود؛ در نظر داشته باشیم که در یک اقتصاد مبتنی بر مبادله و بازار این مبادله ها بارها و بارها و در حوزه های مختلف انجام می شوند و منفعت افراد هم کوتاه مدت و محدود نیست.

گفته می شود در جوامعی که بازار در آنها گسترده است، سهم طرفین باید نزدیکتر به هم باشد؛ ولی در برخی جوامع دیگر مثلا جنگل نشینان حتی پذیرش سهم 1 به 99 هم شانس بالایی دارد و آنها در پی تنبیه تقسیم کننده خودخواه و محروم کردن او نخواهند رفت، در فرهنگ های خاورمیانه ای هم شاید کسانی حتی سهم بیشتر را رد کنند؛ زیرا بر این باورند که شاید دریافت هدیه در آینده درخواست هایی داشته باشد که توان برآوردنش را نداشته باشند.

مبادله آدم ها را وا می دارد که به تبعات کنش های خود فکر کنند و صرفا هوس خود را در نظر نداشته باشند و این البته بسیار عالی است؛ به قول یکی از اهل فن اقتصاد بازار شاید آدم ها را اخلاقی نکند، ولی دستکم بی اخلاقی را کیفر می دهد، و الله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "23 نکته که باید در مورد سرمایه داری بدانید" اثر تیم ورستال است.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب واردات و تحریم و باقی قضایا

رندان اهل دل نقل می کنند که پسری جوان سیگار می کشید؛ پدر گفت نکش که از ارث محرومت می کنم. پسر جواب داده بود پدر جان تو اگر ارثی داشتی که من سیگاری نمی شدم!

بعضی بزرگواران گفته اند و می گویند از آنجا که سهم واردات از کل خروجی اقتصاد ما زیاد نیست و به اصطلاح اقتصاد ما بسته است؛ پس اثر ویرانگر تحریم ها تا اندازه زیادی تعدیل می شود؛ اینجاست که به سیاق آن جوانک ناخلف باید گفت اگر نسبت تجارت ما با دنیا بالا بود که اساسا به این سادگی تحریم نمی شدیم. والله اعلم.

پ.ن: نمودار بالا نسبت تجارت (صادرات+واردات) به تولید ناخالص داخلی در چند کشور.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب مصائب زمان پریشی

‏اینکه مثلا در دورانی در امریکا تعرفه ها وجود داشته اند معنای تجویز ان برای رشد دیگر کشورها را ندارد؛ یادمان نرود در قرن 19 هزینه حمل و نقل نسبت به تعرفه بسیار بالا بود و به همین دلیل خیلی ها به سمت تولید ملی حرکت کردند؛ آن زمان خبری از لجستیک ارزان و کشتی اقیانوس پیما و ... نبود.

نظر تکمیلی یکی از دوستان: حتی در مورد ‌‎آمریکا باید بدانیم کنار دستش بازار بزرگی برای تجارت عمده از راه زمین نداشت . موضوع تعرفه را بهتر است در اروپای قرن ۱۹ بررسی کرد تازه با در نظر گرفتن همین موضوع لجستیک.

خلاصه فریب شیادان تاریخ نخوانده را نخورید و حمایت از تولید ملی با افزایش تعرفه ها را شبیه حمایت های پدر (دولت) از فرزند (صنایع نوپای ملی) نگیرید؛ نخست آنکه هیچ دولتی پدر خوبی نیست مگر برای فرزندان نورچشمی و دوم آنکه این حمایت ها اغلب به زیان همه فرزندان دیگر (شهروندان) تمام می شود؛ چاره کار برداشتن موانع اداری و قانونی پیش روی تولیدکننده داخلی است؛ به عبارتی مقررات کمتر؛ نه افزودن بر انبوه مقررات و تبصره های موجود. والله اعلم.

Anachronism
کانال راهبرد
@RahbordChannel
‏
چین ثابت کرده است دولت می تواند در رشد اقتصادی موثر عمل کند؟

توهمات دولت گرایان را جدی نگیرید و اسیر شیادی سیاست پیشگان نشوید؛ رشد اقتصاد چین نه به دلیل حضور دولت؛ بلکه به رغم مداخله های گسترده آن بوده است. در بلندمدت راهی جز تن دادن به منطق بازار برای توسعه یک ملت وجود ندارد. به نظر آن گفته درست را بارها تکرار کرد که دولت نهادی غارتگر است و نباید انتظار خلق ثروت واقعی از آن داشت. والله اعلم

پ.ن: این بخشی از کتاب "ثروت عمومی ملل" نوشته دتر و فولستر است که دکتر جعفر خیرخواهان به فارسی برگردانده است. کتاب "چین چگونه سرمایه داری شد" نوشته کوز و وانگ را از دست ندهید.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هشدار به هواداران الگوی توسعه چینی

"بر پایه گزارش فوربس؛ 50 عضو رده بالای کنگره ملی چین مجموعا ثروتی بالغ بر 94.7 میلیارد دلار اندوخته اند که ثروت 50 عضو رده بالای کنگره ایالات متحده امریکا با تنها 1.6 میلیارد دلار را ناچیز جلوه می دهد. از میان 358 میلیارد چینی در فهرست ثروتمندان چینی هورون تعداد 90 نفر از آنها سیاستمداران فعالی هستند!"

با دنبال کردن الگوی چینی شاید برای مدتی رشد اقتصادی حاصل شود؛ ولی بعید است بتوان انتظار کاهش فساد را داشت. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
زمین های دولتی و نظامی تهران!

برآوردی ندارم؛ ولی بخش بزرگی از زمین های تهران را نظامیان و دولتی ها در اختیار گرفته اند؛ برای نمونه زندان اوین برای کاربری کنونی شاید زیادی گرانقیمت باشد، شاید بهتر باشد با لحاظ شفافیت و "عدالت" به تجربه بریتانیایی ها هم فکر کرد؛ والله اعلم.

پ.ن: منبع کتاب ثروت "عمومی" ملل از دتر و فولستر ترجمه دکتر جعفر خیرخواهان است.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب جنگ داخلی ایران

"خیلی از تازه کارها در حوزه سیاست ایران شاید به این فکر بیفتند که با توجه به تنوع قومیتی چشمگیر ایران بد نیست با کارت قومیت ها بازی کرد و به حمایت از برخی از جنبش های تجزیه طلب پرداخت. این اشتباه بزرگی است. ایران به عنوان یک ملت مفهومی بسیار دیرپاتر از این دولت های قومی است و تاریخی دور و دراز دارد.

در گذشته هم وقتی کسانی خواستند از این ناآرامی های قومی به سود خود بهره برداری کنند، تنها باعث شد که ایرانی ها از دسته و گروه ها و اقوام مختلف زیر یک پرچم واحد متحد شوند، مهم هم نبود که دولتشان چقدر بد و سرکوبگر باشد. حمله صدام حسین به ایران در 1980 حکومت انقلابی ایران را نجات داد؛ حکومتی که سررشته کار از دستش در رفته بود."

این ترجمه آزاد بخشی از مقاله مایکل روبین است با عنوانی رعب آور "جنگ داخلی قریب الوقوع در ایران چگونه خواهد بود؟"؛ ادعا کرده است که خوشبختانه تاکنون ایالات متحده و هیچ قدرت دیگری از جنبش های تجزیه طلب حمایت نکرده است که به دلایل بالا کار درستی بوده است؛ اینکه در آینده چه می شود، کمی نگران کننده است، والله اعلم.

https://goo.gl/2Z1Lwu

کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمای دولت ها در ایران

"دولت در همه جا حضوری هراس آور دارد؛ ولی نمی تواند مردم را وا دارد چنانکه که سیاستگذاران می خواهند عمل کنند؛ انگار که تکه سنگ بزرگی را داخل برکه ای کوچک بیندازی؛ همه جا موج ایجاد می شود؛ ولی بعید است بتوانی ماهی ای بگیری!"

این معمای دولت ها در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ماست در همه ارکان جامعه نفوذ می کنند؛ ولی ازپس ایجاد تغییرات مطلوب بر نمی آیند.

پ.ن: گفته بالا از کتاب دولت های ضعیف جامعه های قوی اثر جوئل میگدال است. نابجاترین پیشنهاد اینست که برای این هیولای همه جا حاضر (دولت) حضور بیشتر را تجویز کنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از مصائب سرمایه داری!

انسان های امروز حدود 380 درصد بیش از آغاز دهه 1980 (آغاز دوره موسوم به نئولیبرالیسم) از وفور نعمت بیشتری برخوردار اند، والله اعلم.


https://goo.gl/ntcYSr

کانال راهبرد
@RahbordChannel
این یک درصدی های دوست داشتنی!

زمانی کسانی در ینگه دنیا در خیابان راه افتاده بودند و می گفتند ما 99 درصدی ها می خواهیم پوزه آن 1 درصد چپاولگر را به خاک بمالیم، این فتیش یک درصدی ها برای بسیاری جذاب بود، آدم هایی که بیشتر از 99 درصد مردم درآمد دارند و به قیمت بدبختی بقیه نان می خورند و دستشان با سیاسیون در یک کاسه است و ...

اما واقعیت چیست؟ پژوهشی نشان می دهد که حدود 11 درصد از آمریکایی ها در عمرشان حداقل یک بار در این گروه اسرار آمیز 1 درصدی جا می گیرند، ولی نرخ ورود و خروج به این دسته بسیار زیاد است؛ حدود 94 درصد افرادی که توفیق ورود به باند "یک درصدی ها" را دارند، عمر حضورشان به بیش از یک سال نمی رسد! برای بقیه هم اوضاع خوب نیست، در واقع عمر حضور 99 درصد از اعضای باند "یک درصدی ها" بیش از یک دهه نیست!

در مضمونی مشابه کسانی در ایران حرف از 4 درصدی و 96 درصدی ها زده اند؛ اینکه اوضاع ما چگونه است، البته تحقیقی نداریم، ولی از من به شما نصیحت این قبیل ارقام را حتی از مراکز علمی معتبر هم با احتیاط بپذیرید، چه رسد به اهالی سیاست، والله اعلم.

https://goo.gl/5P6BSm

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک اقتصاد امنیتی؛ میمون کوری که موز گیرش آمد!

آن حضرت جایی گفته بود "چماق" و "هویج" هر دو برای جهت دهی به اقتصاد و همراه کردن بنگاه ها در راه توسعه لازم است؛ چه اشکال دارد اگر "هویج هایی" مانند مشوق های صادراتی و وام های ارزان و ... کارگر نیفتاد از "چماق هایی" مانند قطع وام از بانک های دولتی و حتی پای کار آوردن امنیتی چی ها استفاده کرد؟ ( آن حضرت کسی نیست جز پرفسور ها جون چانگ، اقتصاددان کره ای هوادار مداخله دولت که باب دل خیلی ها در وطن شده است)

مثال هایی هم می آورد؛ در دهه 1960، گروه ال جی، غول صنعت الکترونیک، می خواست در صنایع پوشاک و نساجی وارد شود، ولی با فشار دولت وارد صنعت تولید کابل های برق شد؛ ، در دهه 1970، دولت کره جنوبی فشار زیادی روی شرکت هیوندای و بنیانگذار افسانه ای آن آورد که وارد ساخت کشتی بشوند و حتی ژنرال پارک، دیکتاتور کره ای و معمار توسعه کره، شخصا او را تهدید کرده بود که به حرف گوش نکند کار شرکتش تمام است!

کسانی هم در ایران با الهام از این نمونه "درخشان" خواهان مداخله های "هدفمند" دولت در اقتصاد اند و البته پاسخ هم نمی دهند چرا امام زاده دولت در روسیه و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین حاجت نداد. باری، روی کاغذ دولت ها می توانند به همان خوبی بازار عمل کنند، ولی در واقعیت کار متفاوت است. یک لحظه فکر کنید نیروهای امنیتی اجازه مداخله هایی از این دست را پیدا کنند، یک طرف اطلاعات و داغ و درفش دارد و طرف دیگر پول، نتیجه از خورشید هم روشن تر است. هرچند در ایران نمونه هایی مانند طرح مبارزه با ثروت های بادآورده را در دوران سازندگی داشته ایم، ولی در جامعه ای با ارزش های دموکراتیک بعید است بتوان سمت و سوی این حرکت ها رفت.

هزینه فرصت هم بحث دیگری است، فرض کنید ال جی به سراغ همان حوزه پوشاک رفته بود (حوزه ای که احتمالا با توجه به ملاحظات سودآوری و رشد بازار و دسترس بودن منابع و مانند آن انتخاب شده بود)، از کجا می دانیم که در آن صورت وضعیتی بهتر از حالت کنونی وجود نداشت؟ دولت مسیری را برای بنگاه ها انتخاب کرد و بعد همه ابزارها را برای سرپا نگاه داشتن آنها انجام می دهد؛ شاید نمونه های موفقی هم به وجود بیایند و روی کاغذ ارقام اشتغال و تولید هم بالا رود، ولی این لزوما به معنای خلق ثروت واقعی و کارایی بالا نیست. به هر صورت عجیب نیست که یک میمون کور هم گاهی موز گیرش بیاید، ولی در اکثر موارد حاصل چیزی در مایه های فاجعه بوده است (صنعت خودروسازی ایران فقط یک نمونه است). در مورد فساد در چنین اقتصادهایی که پیشتر گفته ام و نیاز به تکرار ندارد.

یک مسئله بزرگ هم این وسط هست، می دانیم خیلی اوقات دولت ها از فلان بنگاه و صنعت حمایت می کنند، ولی کی به این نتیجه می رسند که باید دست از حمایت بردارند؟ تصمیم گیری در این مورد معمولا سیاسی است و معمولا بسیار دیرهنگام بعد از اینکه منابع فراوانی هدر شدند صورت می گیرد، در اقتصاد آزاد، اگر امیدی به حال و آینده یک شرکت نبود منحل می شود و سرمایه و نیروی کار به سمت دیگر می رود. حمایت های دولت بسیاری اوقات مثل تنفس مصنوعی دادن به جنازه است (نیازی به آوردن مثال های وطنی است؟)!

راستی چرا فکر می کنیم آدم ها وقتی در بازار و بخش خصوصی فعال اند، فقط به فکر سود شخصی اند، ولی وقتی به دولت می روند به فرشته هایی تبدیل می شوند که دغدغه ای جز خدمت به خلق ندارند؟ دولت "خوب" مورد نظر بسیاری از دولتگرایان در واقع "مجمع الفرشتگان" است! یک نکته را هم در مورد کره جنوبی از یاد نبریم؛ اصلا فرض کنیم این مداخله های "موثر" بود؛ اگر نبود شرایط ویژه جنگ سرد و مناسبات قدرت در شرق آسیا و حمایت های ایالات متحده، امکان نداشت تاکید می کنم امکان نداشت دولت کره بتواند دو سه دهه کسری تجاری را تاب بیاورد؛ پیش نیاز توسعه اقتصادی، داشتن یک سیاست خارجی هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی است، والله اعلم.

https://goo.gl/NgJwyD

کانال راهبرد
@RahbordChannel
یک بیماری خطرناک شایع در میان ما ایرانیان: نام پرانی!

عزیز دلی پای این عکس نوشته است: "‏نام عکاس«فرجیان»است.اسم کوچکش را نمیدانم.
محمد یا مهسا، فیروزه یا میثم، هرچه که باشد، منی که به سختی چیزی میتواند گرفتارم کند را 48 ساعت است، به استیصال کشانده است و وادارم کرده تمام آثار بکت، بودلر، پوشکین، برشت و ییتس را برای بیان چیزی که میخواهم بیان کنم و نمیتوانم،جستجو کنم".

نام پرانی (یا به قول اهالی فرنگ نیم دراپینگ) یعنی ردیف کردن کلی اسم بزرگ برای گفتن چیزی که یحتمل خود گوینده هم نمی داند چیست! اگر کسی برای شرح نظرش به اسم کلی متفکر و سلبریتی ارجاع می دهد، و اگر از او شرح بیشتر بخواهید باز چند تا اسم دیگر ردیف و به کتاب هایی که باید بخوانید اشاره می کند؛ تردید نکنید با یک شیاد نام پران روبه رویید!

این عزیزان مجرم نیستند، ولی بیمارند؛ شاید بهترین کار این باشد که وقتتان را تلف این "کاسبان توجه" نکنید و از آنها فاصله بگیرید؛ والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتباط چندهمسری و ثبات سیاسی!

در جوامعی مانند سودان که چندهمسری رایج است؛ بخشی چشمگیری از جمعیت فقیر سرش بی کلاه می ماند. گفته اند اگر 10 درصد ثروتمند بالای جامعه هرکدام چهار همسر اختیار کنند؛ 30 درصد پایین فقیر بدون همسر خواهند ماند. این جوانان برای فرار از سرنوشت نامیمون خود رو به راهزنی و خشونت می آورند؛ عضو گروه های تروریستی یا خشونت طلب می شوند و خلاصه ثبات سیاسی را به خطر می اندازند. والله اعلم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از خوانندگان ارجمند راهبرد، در رابطه با پست نام پرانی کتابی کوتاه را به نگارش درآورده اند که در اختیار دیگر دوستان قرار می گیرد:

درتحلیل توسعه نیافتگی کشورها تمرکز بر موانع سیاسی و اقتصادی است و موانع فرهنگی اغلب فراموش میشوند. در کتاب زیر دکتر نظام بهرامی کمیل با طرح ایده "نام باوری" Namism تلاش میکند تا یکی از موانع فرهنگی توسعه در ایران را معرفی کند. "نام باوری" باور به این عقیده است که نام ها چنان قدرتی دارند که میتوانند جهان واقعی را کنترل کنند. انسان نام باور با توسعه و عقلانیت سازگار نیست زیرا اگر انسان مدرن برای بارش باران، ابرها را بارور میسازد؛ انسان نام باور به شعر و دعای باران تاکید میکند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
Namism.pdf
1.2 MB
نام باوری

کانال راهبرد
@RahbordChannel
پنج اصل برای تحلیل روابط بین الملل "واقع گرا" از حضرت استاد

1. نقش آفرینان اصلی در سیاست بین الملل دولت ها اند؛ چیزی بالاتر و فراتر از آنها وجود ندارد.

2. دولت ها توان تهاجمی متفاوتی دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر، ولی همه به درجاتی از آن برخوردارند.

3. دولت ها هیچگاه نمی توانند از نیت و قصد دولت های دیگر اطمینان داشته باشند.

4. هدف اصلی دولت ها و البته نه تنها هدف آنها، حفظ بقای خود است.

5. دولت ها عاقلانه رفتار می کنند و در دنبال کردن استراتژی های مختلف برای بقای خود هوشمندانه عمل می کنند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
روایت یک فرمانده عراقی از جنگ با ایران و یورش "امواج انسانی"

"صدها تن از ایرانی ها هجوم می آورند و حتی مستقیم به میدان مین می زدند و به بهای از دست دادن پاهایشان آنها را منفجر می کردند ... الله اکبر می گفتند و پیش می آمدند و ما هم شلیک می کردیم و با مسلسل های 50 میل خود مثل داس دروشان می کردیم!

سربازان من هم هجده نوزده سال و فقط چند سالی بزرگتر از آن "بچه ها" بودند؛ گاهی حتی به گریه می افتادند و فرماندهان مجبور می شدند به زور آنها را به سر پست شان برگردانند.

گاهی هم ایرانی ها با موتور به سمت ما هجوم می آوردند؛ افراد ما اول به آنها می خندیدند، ولی وقتی می دیدند دارند به سمت شان نارنجک پرت می کنند؛ آنها را به رگبار می بستند!"

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب حس حقارت ملی

"فاصلۀ آبادان و بندرعباس، از نظر تجدد و مدنیـّت، با كيش، و فاصلۀ كيش با جنوب خليج فارس زيادتر می‌شود و روحيۀ‌ ملی ما از اين بابت خراب است.  عربها پروژه‌های سی‌‌سالۀ ما را سه‌ساله به نتيجه می‌‌رسانند زيرا می‌دانند كه نمی‌دانند و يكی را استخدام می‌كنند كه بداند.  ما حتی قادر نيستيم تهران را قدری شبيه كيش كنيم زيرا جزيره نيست و بی‌دروپيكر است.

حق آدميزاد است كه از كسانی خوشش نيايد اما مدام طعنه‌زدن به مساحت خاك ديگران خبر از پختگی فكر نمی‌دهد و سعی (بی‌‌حاصل) در تحقير ديگران، آن هم صرفاً از روی رشك، درمان درد ما نيست.  نه همسايه‌های معاصر، ‌هرچه هستند يا نيستند،‌ حقمان را خورده‌اند و نه از نظر تغذيه فرقی می‌كند كه قيمه را با غين بنويسيم يا با قاف. ”درگذر از نام و بنگر در صفات.“  قدری لپه و گوشت و همت بايد".

کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع مدیران دولتی در ایران: کبوتران حرم!

"با ایجاد سروصدا از عابران به طور ناگهانی از جای خود بلند می شوند و در آسمان پرواز می کنند و تا حدی پراکنده می شوند؛ بیشتر کبوتران از جای خود بلند می شوند، ولی تعدادی هم بنا به عللی (نشنیدن صدا و ...) سر جای خود می مانند. با آرام شدن اوضاع دوباره به روی عمارت حرم بر می گردند و می نشینند، برخی سرجای قبلی خود می نشینند و برخی جای دیگری روی عمارت فرود می آیند؛ ممکن است هنگام پرواز تعداد دیگری از کبوتران هم بر حسب اتفاق به آن بپیوندند و یا برخی هم هرگز باز نگردند. در بلندمدت و به دلیل زاد و ولد، کبوتران جوان جایگزین پیرترها می شوند، ولی به هر حال حرم را ترک نمی کنند، مگر آنکه حادثه ای رخ دهد که دیگر امکان ماندن نباشد"!

آنچه خواندید البته طنازی رندان نبود؛ مضمون یک مقاله علمی جالب است که می توانید در لینک زیر ببینید، انصافا بهتر از این در توصیف اوضاع مملکت نمی شود گفت، والله اعلم.

https://goo.gl/QtfYNS

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دو کره

وقتی داستان توسعه کره جنوبی را می خوانید؛ یادتان باشد بخش مهمی از قضیه کمک های 35 میلیاردی امریکا به این کشور است. همت به خرج دادن ملت و تدبیر اهالی دولت هم شرط است، ولی کره جنوبی بعید بود زیر تحریم، با تکروی و فقط با تمرکز روی "توان داخلی" به جایی می رسید.

مسیر کره جنوبی در آغاز در بهترین حالت کپی ضعیف تری از ایران دهه 1340 بود؛ کافی است خاطرات سیاستگذاران اقتصادی آن سال ها مانند عالیخانی و ابتهاج را ببینید؛ همان سیاست های حمایتی و افزایش توان تولید داخل و ... با شدت تمام دنبال می شد و البته از تحریم هم خبری نبود. فانتزی ماجراجویان وطنی را جدی نگیرید. به نظر می رسد تجویز دوباره آن سیاست ها در شرایط تحریمی و با بسته بودن اقتصاد، بیشتر ایران را به همسایه شمالی کره جنوبی شبیه می کند تا خود آن، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel