راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
انتخابات، نظامی ها، پوپولیسم راست و باقی قضایا

س: پوپولیسم راست چه تفاوتی با پوپولیسم چپ دارد؟

ج: تعریف خیلی دندانگیری از خود پوپولیسم نداریم، بیشتر شبیه ناسزایی است که افراد به آنها که دوستشان ندارند نسبت می دهند و برای خیلی ها کم بیش معادل عوامفریبی (دماگوژی) است. در گفتار تاریخی نام حزبی است که اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده فعال بود و هوادارانش بیشتر کشاورزانی بودند که کارشان در عصر طلایی امریکا خوب نچرخیده بود؛ بازندگانی که دولت و کسب و کارهای بزرگ را مقصر می دانستند و به دنبال تقسیم عادلانه عواید حاصل از آن پیشرفت بودند.

در سیاست کسانی آن را رویکردی می دانند که بیشتر در پی جلب محبوبیت مردم است تا تن دادن به نظر کارشناسان و خبرگان، پوپولیسم هم در این معنا نمک کار سیاست ورزی در دموکراسی هاست و به درجاتی گریزی از آن نیست. دیگرانی با تاکید متفاوت پوپولیسم را به معنای سیاست ورزی بر مبنای قرار دادن "مردم" در برابر نخبگان حاکم دانسته اند، سیاستی که به اصطلاح “ضدنظام” (آنتی استبلیشمنت) است. از این نگاه پوپولیسم پیدا کردن یک شکاف بزرگ و تلاش برای بسیج سیاسی از طریق آن است، شیوه عمل هم اینست که مقصران اصلی وضع بد را نخبگان و اهالی نظام موجود بدانیم. در یک تقسیم بندی کلی نیز پوپولیسم را می توان در دو مسیر به اصطلاح چپ و راست پیش برد، در نوع چپ آن حرف از ضدیت با سرمایه داری و هواداری از توزیع درآمد و ثروت و البته آن واژه قبیحه عدالت اجتماعی است و در پوپولیسم راست از مخالفت با مهاجرپذیری و تاکید بر ناسیونالیسم و به طور خاص رد محیط زیست گرایی می شنویم.

این وسط جهانی سازی جایگاه ویژه ای دارد، مرغ عروسی و عزاست و انگار در هر دو نوع پوپولیسم با آن مسئله دارند، یکی آن را بیشتر استثمار فرامرزی و گسترش سلطه و ویرانی سیاره می داند و دیگری از جنبه کمرنگ شدن هویت ملی با آن مشکل دارد. مصداق های معمول اینها هم زیاد شنیده می شوند، خیلی ها ترامپ امریکایی، لوپن فرانسوی و ویلدرز هلندی را در زمره پوپولیسم راست به شمار می آورند و چاوز ونزوئلایی، پرون آرژانتینی و سیپراس یونانی (سیریزا) را در دسته پوپولیسم چپ جای می دهند. اینجا و آنجا واریته های دیگر پوپولیسم را هم استفاده کرده اند از جمله پوپولیسم نفتی (پترو پوپولیسم) که در کشورهای نفتی مثل ما موضوعیت می یابد و محمود خان احمدی نژاد از چهره های شاخص آن است و پوپولیسم خودکفا خواهانه و دیگر مفاهیم مشابه که بیشتر در گفتار سیاسی رایج اند تا میان اهل دانشگاه.

س: در ایران خطر پوپولیسم راست بیشتر است یا پوپولیسم چپ؟

ج: در ایران خطر متاسفانه خطر همه چیز اعم از چپ و راست جدی است! آنقدر شکاف جدی داریم که کافی است دست دراز کنیم تا یکی نصیبمان شود و بتوانیم بر مبنای آن به اصطلاح سیاست ورزی کنیم. به نظر می رسد اهالی سیاست در کشور ما با چیزی به نام بحران دستاورد روبه رو اند، چیزی که بتوان آن را به افکار عمومی فروخت وجود ندارد. وضعیت اقتصادی خوبی نیست و قرار هم نیست خوب شود، آدم های بیکار و محتاج نان شب رو به افزایش اند و آن به اصطلاح نابرابری خود را تمام قد نشان می دهد. کشور در حال تحریم است و هر روز شاهد ناکارآمدی جدیدی هستیم که این حماسه مازوت و آلودگی هوا و قطع برق نمونه های اخیر آن اند، پاسپورت ایرانی را خیلی جاهای دنیا جدی نمی گیرند و هر روز درست یا غلط خبر از پیشرفت حیرت آور کشورهایی که تا مدتها پیش از این جزء میوه جات نبودند به گوش می رسد و ایران زیبا با آن همه قابلیت و منبع و پیشینه ده سال است که رشد اقتصادی نداشته و بیکاری تحصیل کرده ها و جوانانش چشمگیر است. خیلی ها با پاهایشان به گزینه " به آینده امیدی نیست" رای داده اند و مهاجرت را انتخاب کرده اند.

بدی کار هم اینجاست که متاسفانه امیدی به اینکه "اوضاع از اینکه هست، خیلی بدتر نشود" هم به چشم نمی خورد. اما اگر بخواهیم یک حدس و "استمباد" (منظور همان استنباط مبتنی بر باد و از اصطلاحاتی که است که روزنامه نگار پیش کسوت ایرانی استاد محمد قائد شرفی آن را باب کرد) شخصی داشته باشم، این بار باید منتظر ظهور نوعی پوپولیسم راست باشیم.

بخشی از مصاحبه با جریده وزين تجارت فردا

https://bit.ly/3b53GwA

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
اقتدارگرایی یا تمامیت خواهی؟

باید میان اقتدارگرایی و تمامیت خواهی تفاوت قائل شد: رژیم های تمامیت خواه نفوذ در تمامی جنبه های زندگی انسانها، اعم از اقتصاد، اجتماع، دین، فرهنگ و خانواده را مجاز می دانند و چنین قدرتی را اعمال می کنند، ولی در اقتدارگرایی چنین نیست. در رژیم های تمامیت خواه یک حزب غالب با یک ایدئولوژی مشخص و انضباطی سفت و سخت نقش آفرینی می کند و با جهدی تمام به دنبال بسیج سیاسی اند، دستکاری فرایندهای سیاسی برای ایجاد مشارکت بالا در میان شهروندان به طور جدی دنبال می شود و البته کنترل شدیدی روی نامزدهای و سیاست های آنها وجود دارد.

اقتدارگرایی ولی بیشتر ذهنیت (منتالیتی) است تا ایدئولوژی، مشارکت سیاسی پایین است و از تکثرگرایی و رقابت میان سیاست ها و کنشگران سیاسی (از جمله رسانه ها) هم خبری نیست و البته کنترل محدودی روی جنبه های دیگر (اقتصاد، دین، فرهنگ و ...) وجود دارد و تلاش چندانی برای دستکاری آنها صورت نمی گیرد.

برای مقایسه بد نیست یادی از شیلی و کوبا کنیم، کوبا یک نمونه از رژیم های تمامیت خواه است، ولی شیلی دوران پینوشه را می توان اقتدارگرا به حساب آورد، در یکی در کمتر از دو دهه انتقال به دموکراسی صورت گرفت و اقتصادی شکوفا باقی ماند که در آینده یحتمل چپ ها نابودش کنند، در دیگری بعد از چند دهه نکبت، همچنان امیدی به بهبود نیست! در میان بدی ها هم همه در یک سطح قرار ندارند، والله اعلم.

https://hvr.co/38Wjr7E

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب فعالان بیزینس حقوق کارگر

"جز برای ابلهانی که هنوز بر این باورند که به صرف افزایش میزان پول می توان سرمایه را هم افزایش داد، بر همگان مسلم است که در میان کارگران، سود آنها که سازماندهی بهتری دارند را در واقع باید زیان بقیه تلقی کرد. آن همه توجیه و دلیل تراشی برای بالا بردن حقوق و دستمزدها نه یک پیروزی بلکه شکستی برای طبقه کارگر به شمار می آید. در واقع این به معنای دزدی از ندارترها و البته کمتر سازماندهی شده ترها به سود داراترهاست به گونه ای که سهمی کمتر از تولید کل گیر آنها می آید.

تا زمانی که این نکته اصلی را درنیابیم مشکل بیکاری حل نخواهد شد: کسانی که بیشترین رنج را از انحصارگری اتحادیه های کارگری می بینند کارگران صنایع دیگرند؛ نه فقط آنها که کار بهتر یا حتی کاری گیرشان نمی آید، بلکه آنها که درآمدشان به دلیل رفتن سرمایه ها به صنایع با انحصار نیروی کار قوی تر بسیار کمتر شده است. یکی از کارهای پوچ روشفکران امروز است که سرمایه داری را برای بیکاری سرزنش و نقد می کنند. اقتصاد بازار نیست که این مشکلات را به بار آورده است، بلکه سنگ انداختن پیش روی فرایند بازار با قدرت سازمان یافته (بیشتر از طریق انحصارگری اتحادیه ها ولی همچنین با انحصار چاپ پول) است که اجازه نمی دهد رقابت برای تسویه بازار عمل کند ...

انحصارچی های بزرگ دیگر و دلیل اصلی مصیبت کنونی همین اتحادیه های کارگری اند. این بدان معنا نیست که باید اتحادیه ها را سرکوب کرد. اما باید آنها را به تمامی و از اساس از همه امتیازهای ویژه محروم کرد، همان امتیازهایی که قوای قضاییه و مقننه با بی مبالاتی و بلاهت به آنها بخشیده اند به نظر نمی رسد افکار عمومی بریتانیا آگاه باشد که تا چه اندازه اعطای این امتیازها از سوی قوه مقننه به اتحادیه های کارگری مغایر و متضاد با همان اصول اساسی قانونی است که عظمت این کشور را به بار آورده است و چقدر می تواند ثروت آن را هدر دهد و از بین ببرد".

گفته بالا از فردریش فون هایک درباره بریتانیاست، ولی درسی است بزرگ برای همه ما که فریب رمانتیسیسم بیزینس اعتراض را نخوریم، والله اعلم.

https://amzn.to/31bu4x9

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"عدالت اجتماعی" و دولت

وقتی دولت فخیمه می خواهد در راستای "عدالت اجتماعی" فقرا سهم بزرگتری از اقتصاد داشته باشند، می بینید که واقعا کارساز است! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دولت وارد می شود!

در مورد هفت تپه، هیاهوی سلبریتی های حقوق کارگر و فعالان بیزینس اعتراض را زیاد شنیده اید، ولی سر بزرگ قضیه زیر لحاف است و اهل دل چیزهای دیگری در سر دارند، این فیلم کوتاه به قول فرنگی ها "ماست- واچ" را از دست ندهید که ثواب دارد و در می یابید چه کیسه ای برای پول شما دوخته شده است. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دیکتاتوری همیشه بد نیست، دموکراسی های بدتر هم داریم!

"خب من با دیکتاتوری به عنوان یک نهاد ماندگار و بلندمدت کاملا مخالفم، اما دیکتاتوری شاید برای دوره گذار ضروری باشد، گاهی برای یکی کشور لازم است که برای دوره ای شکلی از دیکتاتوری را تجربه کند. یک دیکتاتور ممکن است به شکل لیبرال حکومت کند و البته همچنین می توان دموکراسی داشت که هیچ بهره ای از لیبرالیسم نداشته باشد. شخصا دیکتاتوری لیبرال را به یک دموکراسی غیرلیبرال ترجیح می دهم. برداشت شخصی ام از جمله در مورد امریکای لاتین اینست که برای مثال در شیلی ما گذاری از حکومت دیکتاتوری به یک دولت لیبرال خواهیم داشت. طی این دور گذار شاید لازم باشد درجاتی از دیکتاتوری را داشته باشیم، نه به عنوان نظامی همیشگی بلکه در جایگاه یک نظم موقت".

"دموکراسی" همیشه بهترین گزینه برای مردمی که عقل کرم و چنگال اژدها دارند نیست، دموکراسی که در آن به بهانه منفعت جمعی و نظر اکثریت، مال و آزادی من سلب شود، به درد زباله دانی هم نمی خورد، دموکراسی یا "لیبرال" دموکراسی است یا اصلا دموکراسی نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد
https://bit.ly/2Hja5HY
تاریخ بسیار بیش از یک بار تکرار می شود و هربار هم تراژدی است!

"یک بار هم در اواخر سال ۱۳۶۶ بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان (میرحسین موسوی) بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدید احساس خطر میکرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست.

به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمیکردند، عاطفی بود و احساسی عمل میکرد.

منظور ایشان از آن صحبت ها این بود که هنوز می توان با این شرایط ادامه داد. در حالی که وقتی یک ساختمان شروع به ریختن میکند، ابتدا ترک می خورد و سپس فرو می ریزد. ساکنان آن خانه هم باید در همان زمانی که ترکها را می بینند به فکر چاره باشند نه در هنگام فرو ریختن. اما پس از آن که در سال ۶۷ شرایط اقتصادی را در آن نامه برای ایشان نوشتم، خود آقای موسوی هم به بغرنج بودن شرایط پی برد. به نظر من ما می توانستیم در سال ۶۵ و ۶۶ به این امر واقف شویم که متاسفانه نشد. معمولا باید مسئولان یک کشور زودتر از مردم سیگنال های شرایط خوب یا بد اجتماعی - اقتصادی و سیاسی را بگیرند. اما در ایران این مردم هستند که زودتر از مسئولان آن سیگنال ها را می گیرند و پس از مدتی مسئولان کشور هم به تبع آنها متوجه میشوند. گاهی هم اصلا متوجه نمی شوند".

https://bit.ly/3j1Qomo

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
بهترین تصویر درباره کرونا

آنها که در بستر بیماری اند را به شما نشان می دهند، ولی کسی آن همه آدم را نمی بیند که از خودکشی ها و سوء مصرف ها و عدم درمان به موقع (امراضی مثل سرطان) ناشی از پاندمی کرونا می میرند. شاید بعدها دریابیم آسیب های مستقیم پاندمی در مقابل پیامدهای ویرانگر غیرمستقیم اش بسیار اندک بوده است. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهنمای ایجاد نورچشمی در شش گام

1) دولت برای "حمایت از مصرف کننده" قانون می گذارد.
2) تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمت باید مجوز بگیرند و مقررات وضع شده را رعایت کنند.
3) اجرای مقررات تازه و گرفتن مجوز هزینه بنگاه ها را افزایش می دهد.
4) شرکت های کوچکتر و با منابع کمتر از پس هزینه های جدید بر نمی آیند و از میدان خارج می شوند. ورود تازه واردها به صنعت هم کاهش می یابد.
5) فشار رقابتی روی شرکت های بزرگ کاهش می یابد و آنها می توانند با خیال راحت سود بیشتری به جیب بزنند.
6) تبریک می گویم الان شما چندتایی نورچشمی به قبلی ها اضافه کرده اید!

بنگاه های بزرگ عاشق مقررات اضافه اند، چون توان مالی و منابع لازم را دارند و میدان رقابت برایشان خلوت می شود، اما این انحصارها به زیان مصرف کنندگان تمام می شود، آمازون از حداقل حقوق ساعتی 15 دلار استقبال می کند، شاید هزینه هایش بالاتر رود، اما رقبای کوچکترش از میدان به در می شوند، اگر نورچشمی بیشتری می خواهید، بر تعداد مجوزها و مقررات بیفزایید، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
☑️ چرا پرداختن به مسئله نیشکر هفت‌تپه برای اقتصاد ایران حیاتی است؟

گفت‌وگوی اینستاگرامی
مرتضی کاظمی و امیرحسین خالقی


در لینک زیر ببینید:

اینجا

نیازی به وارد شدن به اپلیکیشن اینستاگرام نیست و کافی روی عکس زیر کلیک کنید.


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الانتظار اشد من الموت!

در این گفتگوی کوتاه با بورسان به بحث انتظارات در اقتصاد پرداخته ام. تا یار چه پسندد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
حماسه شورت و زیرپوش

۱۹ بهمن ۱۳۴۹ سالگرد "حماسه سیاهکل" است که اهل دل قضیه اش را به خوبی می دانند؛ چریک های خلقی در فتح الفتوحی غریب با کشتن دو نفر در پاسگاه سیاهکل کارستان کردند در نهایت هم ارتش شاهنشاهی با کمک مردم محلی؟ آن اوباش را کیفر داد، ولی ظاهرا از آنجا که در مملکت آریایی اسلامی اصل "اگر کم نیاوری برنده ای" حاکم است، هنوز رفقا یاد این "حماسه‌" را گرامی می دارند، دیدم توس طهماسبی خاطره ای جالب از این مبارزان راه آزادی نقل کرده است که خواندنی است:

"‏سازمان چریک‌های فدایی خلق و آرمانشهری که برای ایران در نظر داشتند پیش از هر چیز با یک تصویر برایم تداعی می‌شود: زمانی که در آغاز دهه ۵۰، اعضای آن در زندان تصمیم گرفتند تا برای زدودن آخرین آثار باقیمانده از مالکیت خصوصی و تفکر خرده بورژوایی، شورت‌ها و زیرپوش‌هایشان را هم اشتراکی ‏کنند. اما این عملیات با شکوه انقلابی با مانعی جدی برخورد کرد: بیماری‌های پوستی شامل قارچ و زخم‌های عفونی، مبارزان نستوه خلق را از پا انداخت و در نهایت دخالت بیژن جزنی سبب شد تا از آرمان انقلابی اشتراکی کردن لباس‌های زیر چشم پوشی نمایند".

سالهاست هواداران این ریتارددهای پرت می گویند انقلاب را از ما دزدیدند! حرف مفتی است، ولی حتی اگر آن را بپذیریم، باید خدا را شکر که دزدیده شد! والله اعلم.

https://bit.ly/39Yxv0W

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از لوله تفنگ این اوباش دموکراسی بیرون نمی آمد!

جناب علی مصدقی خاطره ای از دوران مبارزه رفقای ازادیخواه آورده اند که خواندنش بسیار آموزنده است: "‏ناهید قاجار، از اعضای شاخه مشهد سازمان چریکهای به اصطلاح فدایی خلق در خاطراتش می نویسد:‌ خانه‌ی تیمی ما در زمستان سال 1354 در مشهد ... بود ... روزی گربه کوچک خاکستری و سفید بخت‌برگشته‌ای از روی دیوار خانه گذر می‌کرد.

ویدا گلی‌آبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچه‌هاست. چه صورت زیبایی دارد! بیچاره نمی‌داند که به‌ کجا آمده و ما چیزی برای خوردن او نداریم! ما با تکان دادن دست گربه‌ بیچاره را بدرقه کردیم. او با سرعت از روی دیوار به کوچه پرید و رفت. ما هردو خندیدیم. گویا رفقا این‌ گفتگو‌ و اظهار علاقه‌ی ویدا و من را در حیاط خانه شنیدند. شب؛ هنگامِ برنامه‌نویسی, انتقادات فراوانی به ویدا و نیز به من مطرح کردند. (به ‌ویژه ویدا که از نظرِ سنی از من جوان‌تر بود) تنبیه من نوشتن انتقاد از خود بود. من موظف شده بودم که بر روحیه‌ی لطیف حیوان‌دوستی‌ام غلبه کنم و آن ‌را در نوشته‌ام منعکس نمایم.

اما در مورد ویدا که جوان‌تر و تجربه زندگی کمتری داشت، رفقا تصمیم دیگری گرفتند. تصمیمی بی‌رحمانه و ظالمانه! ویدا به این گربه عادت کرده بود. گربه از ماه‌ها پیش به‌روی دیوار خانه‌ی ما می‌آمد و ویدا گویا یواشکی تکه‌نانی یا چیزی به او می‌داد و حتا دستی به سرورویش می‌کشید. ویدا رابطه‌اش را با گربه پنهان کرده بود. آن‌ شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و انتقادات سختی به این دختر جوان روا داشتند. ویدا تصمیم رفقا را در این‌باره که هنوز جوان است و نتوانسته بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، پذیرفت. تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد! ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحه‌ای که صدا ‌خفه‌کن داشت گلوله‌ای در گوش گربه شلیک کرد. گربه را در ‏همان‌جا رها کرد و به اتاقش برگشت. فردای آن‌روز، احمد غلامیان مسئول روز خانه‌‌ی تیمی، غذای آب‌گوشتی که گه‌ گاه می‌پختیم برای‌مان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردنِ سفره، به‌ کنایه گفت آب‌گوشت خوش‌مزه‌ای بود؟!

‏ما امروز آب‌گوشت گربه خوردیم. من باورم نمی‌شد که گوشت کوبیده ما همان گربه روی دیوار باشد. از آن‌روز به‌بعد ویدا، همان ویدای شاد و سرحال نبود".

این بربریت ها انحراف از "مسیر واقعی ازادی خواهی" و ضرورت مبارزه نبود، از ان ایده های ظلمانی جز این بر نمی آمد، والله اعلم.

https://bit.ly/3rNpjXv


کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
❤1👍1
رونق و رکود به زبان ساده برای الکلی ها!

"مشکلات در دوره رونق به وجود می آیند و رکود چیزی جز یک فرایند اصلاح ضروری نیست. کسادی در واقع خطاهایی که در دوره رونق رخ داده است (چیزی که اتریشی ها به آن سرمایه گذاری نادرست می گویند) را نشان می دهد و برجسته می سازد و همچنین فرایند تخصیص دوباره منابع به کاربردهای ارزشمندتر را به کار می اندازد.

در این مورد می توان از تمثیل خماری پس از میگساری و شادنوشی بهره گرفت. وقتی فرد صبح روز بعد بیدار می شود و احوال خوبی ندارد به این علت نیست که آن روز صبح تصمیم بدی گرفته است، خیر، این پیامد تصمیم بد دیشب است. بدن شما در حالت سالم و عادی نیست و این راهی برای بهبود آثار زیانبار الکل است. شما حس خوبی ندارید، ولی از قضا این حس بدان معناست که وضع رو به بهبودی است و بدنتان در حال رها شدن از شر سموم است ...

یکی از دلالت های این نکته که گفتیم اینست که سیاست درست در جریان وقوع کسادی چیزی جز این نیست که اجازه دهیم اقتصاد خودش خود را ترمیم و درمان کند و دولت برای از بین بردن کسادی سراغ ایجاد تورم جدید نرود".

https://amzn.to/37pDZEf

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"عدالت اجتماعی" قابل اجراست ، ولی در پادگان!

اگر جامعه را یک سازمان اجباری بزرگ بدانیم که گروهی از افراد می توانند نظم دلخواه خود (که آن را نظمی همسو با "خیر جمعی" می دانند) را پیشنهاد و با قدرت اجرا کنند، البته می توان از عدالت اجتماعی هم سخن گفت، ولی در جامعه ای تشکیل شده از افراد آزاد مفهوم عدالت اجتماعی هیچ معنایی ندارد. عدالت اجتماعی حاصل انسان انگاری "جامعه" است، اگر جامعه را مجموعه ای از انسان ها بدانیم که هیچ هدف مشترکی ندارند و مناسبات آنها با قانون های انتزاعی که آزمون زمان را از سر گذرانده اند، هماهنگ می شوند، می توان دریافت که چقدر چهره انسانی بخشیدن به آن نابجاست.

برای تقریب ذهن می توان به رویدادهای طبیعی مثل زلزله که وقوع آنها را نمی توان به عامل انسانی نسبت داد توجه کرد، در زلزله کسانی آسیب جدی می بینند و دیگرانی سالم و سلامت جان به در می برند؛ چنین رویدادهایی بسیار تاسف برانگیز است، ولی اشاره به عدالت و عادلانه بودن و نبودن آن به وضوح نامعقول است. در مورد توزیع مواهب مادی نیز قضیه تفاوتی ندارد،

در یک نظام تقسیم کار پیچیده غیرشخصی مبتنی بر بازار چه "کسی" مسئول است که رفتار وی را مصداق بی عدالتی بدانیم؟ چنین "کسی" وجود ندارد. در نظامی که افراد بدن اجبار مشخص کار خود را انتخاب می کند و با توافق با هم به مبادله می پردازند و تنها زمانی می توان درآمد داشت که مطلوبیتی برای دیگران فراهم آید و البته بخت و اقبال و ریسک پذیری هم بخشی از کار است؛ نمی توان "کسی" را مسئول تفاوت های افراد دانست.

"عدالت اجتماعی فقط در یک اقتصاد هدایت شده و دستوری مثل ارتش که افراد در مورد آنچه می توانند انجام دهند از دیگری دستور می گیرند، می تواند معنا پیدا کند".

https://t.me/farhangi_e_kian/19673

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
توصیه پیر ژئوپلیتیک به بایدن

دستاوردهای ترامپ در خاورمیانه چشمگیر بود، می توان آن را با توفیق نیکسون در ارتباط با چین در 1972 مقایسه کرد، او با پیمان ابراهیم و عادی سازی روبط اسرائیل با اعراب توانست مسئله فلسطین را از بقیه مسائل منطقه جدا کند و همچنین دولت های سنی را در در مقابل شیعه ها یعنی ایران متحد کرد که ظرفیت بالقوه برای تهدیدی آن را دارند.

همین سیاست قبلی را در مورد ایران ادامه دهید! فشار حداکثری را باید حفظ کرد تا دریابیم ایرانی ها می خواهند به کدام سمت حرکت کنند، اگر در مورد ایران راه متفاوتی برویم، دستاوردهای مهم دولت قبل هم از دست خواهد رفت.

کیسینجر را نمی توان جدی نگرفت، ولی همه ما محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده ایم، والله اعلم.

https://bit.ly/2PDKo91

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب حضور نظامی ها در سیاست و اقتدارگرایی و باقی قضایا

مولانا محمد قائد شرفی در یادداشتی درباره رضاه شاه پهلوی و آن به اصطلاح توسعه آمرانه نوشته است: "ویکتور هوگو گفت ”هیچ چیز نیرومندتر از فکری نیست که وقتش فرا رسیده باشد.“ انقلاب و جهش اجتماعی مانند نوزادی است که نمی‌توان مانع تولدش شد. قدرت سردار سپه قدرت فکری بود که تحققش او را می‌طلبید، و نوزادی که خروجش از زهدان تاریخ نیاز به قابله‌ای مانند او داشت.

کسانی که ادای ظهور یک نظامی ِ دیگر در صحنهٔ سیاست ایران درمی‌آورند باید ابتدا فردی پیدا کنند همان اندازه جدی و باورپذیر با چکمه‌ای آمادهٔ از سر راه برداشتن آنچه مانع ترقی جامعه باشد. بعید است امثال سرلشکر دکتر فیلد‌مارشال آماتور، سردار دکتر خلبان مهندس، قلی پلنگ، یا خزانه‌دار شرکت سهامی خاص بتوانند همان امیدها و نویدی به جامعه بدهند که مرد سوادکوهی داد. استقبال از لوکوموتیوران ماهر و قابلهٔ قوی باید همراه باشد با انتظار جامعه برای تولد و تحقق ایدهٔ نیرومند ــــ آن ایدهٔ نیرومند جذاب خاص. هر شبیه‌سازی دیگری تقلید و کاریکاتور خامدستانه است".

هرگونه توضیح بیشتری توهین به ایجاز جادویی نوشته در توصیف اوضاع امروز است، والله اعلم.

https://bit.ly/3tbg04r

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب میوه جات و مرغ عروسی و عزا

دیدم دوستی نوشته است:" لیبرال‌ها ادعا می‌کنند که بالارفتن تقاضا باعث بالارفتن قیمت‌ها می‌شود ... همان‌طوری که درباره گران‌شدن یکباره ماسک می‌گفتند ... پس به نظر آن‌ها اگر تقاضا پایین بیاید، طبیعتاً قیمت‌ها هم پایین می‌آیند. اما آیا چنین است؟ دست کم اکبر یاوری از مدیران اتحادیه بارفروشان چیز دیگری می‌گوید: "بیش از پنج‌هزارتن میوه در میدان‌های روی دست بارفروشان مانده چون کسی میوه نمی‌خرد. میوه گران است و قدرت خرید مردم کم شده." ، میوه گران شده، مردم نمی‌توانند بخرند، پس تقاضا به‌شدت پایین آمده و باید طبیعتاً قیمت میوه هم پایین بیاید اما اگر الان بروی در خیابان و به هر کسی بگویی به‌زودی قیمت میوه پایین می‌آید، به ریشت می‌خند و ...".
https://t.me/roozArooz_media/28859

البته از پژوهشگر جماعت انتظار می رود سطح تحلیل را از گپ های داخل تاکسی ارتقا دهد، ولی ظاهرا نفرت از لیبرالیسم عملا ناموجود مشکل ایجاد کرده است، قضیه چیست؟ در همان مقدمات علم ملال آور اقتصاد در مورد قانون تقاضا می خوانیم که که اگر با "حفظ باقی شرایط" میزان تقاضای ملت (یعنی خواسته+پول درجیب) برای فلان کالا افزایش یابد، قیمت هم بالا می رود تا تعادل عرضه و تقاضا برقرار شود، در مورد کاهش تقاضا هم باید با کاهش قیمت روبه رو باشیم. به بیان دیگر "با حفظ باقی شرایط" اگر پژوهشگر ما به میوه فروشی محل برود و بچه های محل میوه نخریده باشند، می تواند انتظار داشته باشد میوه را ارزانتر بخرد. پس فعلا لیبرال ها! چیز نادرستی نگفته اند.

با این حال برای فهم بهتر باید قضیه را طی زمان دید که چطور تغییر رخ می دهد. فردای روزی که میوه فروش محل از شر محموله میوه مشکل ساز "ارزان" راحت شد، حواسش هست وقتی به میدان می رود مثل دفعه قبل رفتار نکند، او که سرش در حساب و کتاب است، احتمالا میزان کمتری خریداری می کند و با قیمت بیشتری به مشتریان خاص اهل دل بفروشد تا هم دخل و خرجش بخواند و هم جنس مازاد روی دستش نماند، شاید میوه با کیفیت پایین تر انتخاب کند تا ارزان تر باشد و با قدرت خرید اهالی محلی بیشتر سازگار باشد، در یک امکان رادیکال حتی شاید به این نتیجه برسد اصلا چه کاری است وقتی مایه ای در نمی آید، پول و سرمایه را خرج کاری پردردسر مثل میوه فروشی کند، پیش خودش می گوید فعلا مغازه را تحویل می دهم و هزینه اضافه نمی کنم تا ببینم سال بعد چه می شود و ...، در هر حال شرایط "تغییر" می کند.

در واقع پژوهشگر عزیز برای تفسیر قانون تقاضا باید حواسش بیشتر جمع این کدوی "حفظ باقی شرایط" بود و به جای عکس روی فیلم بیشتر متمرکز می شد. اما نکته مهم دیگری هم هست؛ آن عزیز بارفروش اشاره اش به "میدان" است، نه مغازه های سطح شهر. او در همان مصاحبه گفته است: "بارفروشی که روزی پنج ماشین میوه می‌فروخت امروز در شب عید توانسته یک ماشین میوه بفروشد. علت این است که مردم از میوه‌فروشی‌ها میوه نمی‌خرند و میوه‌فروش هم از بارفروش سفارش نمی‌گیرد." دقت کنید! میوه فروش و بارفروش دو بازیگر متفاوت اند و وضعیت در میدان با میوه فروشی محل متفاوت است!


او به قیمت برخی میوه جات هم اشاره می کند که مثلا تامسون مجلسی 8 تا ده هزار تومان است و خیار چقدر است و فلان، ولی اینها قیمت "میدان" است و در معامله بارفروش و میوه فروش موضوعیت دارد! اما مگر در میدان قانون تقاضا برقرار نیست؟ چرا آنجا قیمت پایین نمی آید؟ این حرف حساب است و از قضا دستکم در یک فقره موز درهمان مصاحبه رئیس صنف محترم اشاره می کند: موز در میادین اصلی میوه کیلویی ۱۰ هزار تومان ارزان شده است! او اطلاعات بیشتری در مورد اقلام دیگر نداده است، ولی در مورد بقیه هم می شود انتظار داشت در صورت وجود میوه جات در میدان، اگر میوه فروش ها نخرند، جنس را باید با قیمت پایین تر فروخت.

البته برای اظهار نظر دقیق باید از اهل فن پرسید و دینامیزم پیچیده بازار میوه جات و محصولات کشاورزی را بررسی کرد، ولی تا همین جا هم روشن است که اگر فقط هدفمان متلک به لیبرالیسم عملا ناموجود نباشد، خوبیت ندارد به قانون تقاضا گیر بدهیم! باید "واقعیت ها" را بررسی کنیم که کار ساده ای نیست. لیبرالیسم هم این وسط انگار طفل حرام زاده ای است که هر که بخواهد جز میوه جات به حساب آید، حتما باید لگدی هم به آن بزند. والله اعلم.

https://bit.ly/3qVJaCM

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
ایران احتمالا به سلاح هسته ای دست یافته است، به فکر راهکار مناسب باشید!

به نظر نویسندگان این يادداشت، سازمان‌های امنیتی غربی در توهم به سر می‌برند، ایران احتمالا به مرحله تولید سلاح هسته ای رسیده است و چه بسا با کمک کره شمالی آن را آزمایش کرده باشد. برجام و امثالهم هم به کار نمی آید، یانکی‌‌ها باید از این به بعد ایران را تهدیدی هسته‌ای در نظر بگیرند، به فکر تقویت زیرساخت‌ها و دفاع ضدموشکی گسترده باشند و فعالیت‌های اطلاعاتی جدی را برای کشف پایگاه‌های هسته‌ای دنبال کنند، والله اعلم.

https://bit.ly/3r8pH25

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
نان، کار، بردگی!

‏کسی که "نان" تو در گرو "لطف" اوست، به تو آزادی نخواهد داد!
به علاوه، بدون "آزادی" بعید است "نان" کافی گیرت آید.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY