شاخص فناشدگی دولت
از میان 178 کشور ایران 44 ام شده است، معنی اش اینست که 43 کشور دیگر که وضع دولتشان بدتر از ماست هم در جهان وجود دارد. اینجا اشاره به توانایی دولت در انجام کارکردهای اولیه اش در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصاد و اجتماعی و مانند آن است، اینجا کشورهای توسعه یافته رتبه بالاتری دارند و برای مثال رتبه فنلاند 178 است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
از میان 178 کشور ایران 44 ام شده است، معنی اش اینست که 43 کشور دیگر که وضع دولتشان بدتر از ماست هم در جهان وجود دارد. اینجا اشاره به توانایی دولت در انجام کارکردهای اولیه اش در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصاد و اجتماعی و مانند آن است، اینجا کشورهای توسعه یافته رتبه بالاتری دارند و برای مثال رتبه فنلاند 178 است.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مقصر اصلی بدبختی ونزوئلا!
تولید سرانه ونزوئلا از دهه پیش ۸۷ درصد کاهش یافته است، از ۱۲۲۰۰ دلار به حدود ۱۵۰۰ دلار! اوضاع این کشور از هائیتی هم وخیمتر است؛ آیا دلیلش تحریمهای یانکیهاست؟
نوربرگ، اقتصاددان معروف موسسه کاتو (کیتو) می گوید: خیر! تحریمهای جدی این اواخر در ۲۰۱۹ اعمال شدند، ولی از مدتها پیش از آن، به ویژه پس از کاهش قیمت نفت، سقوط اقتصاد ونزوئلا آغاز شده بود.
در واقع مشکل اصلی گاوهاییاند که اقتصاد آن کشور را اداره میکنند؛ از "سوسیالیسم قرن بیست و یکم" هم مثل نمونههای قرن بیستمیاش جز نکبت و بدبختی بیرون نمیآید، والله اعلم.
https://bit.ly/2PWf2Lj
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
تولید سرانه ونزوئلا از دهه پیش ۸۷ درصد کاهش یافته است، از ۱۲۲۰۰ دلار به حدود ۱۵۰۰ دلار! اوضاع این کشور از هائیتی هم وخیمتر است؛ آیا دلیلش تحریمهای یانکیهاست؟
نوربرگ، اقتصاددان معروف موسسه کاتو (کیتو) می گوید: خیر! تحریمهای جدی این اواخر در ۲۰۱۹ اعمال شدند، ولی از مدتها پیش از آن، به ویژه پس از کاهش قیمت نفت، سقوط اقتصاد ونزوئلا آغاز شده بود.
در واقع مشکل اصلی گاوهاییاند که اقتصاد آن کشور را اداره میکنند؛ از "سوسیالیسم قرن بیست و یکم" هم مثل نمونههای قرن بیستمیاش جز نکبت و بدبختی بیرون نمیآید، والله اعلم.
https://bit.ly/2PWf2Lj
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
راهنمای کاربردی سوسیالیست شدن در هشت گام
1. نقد کنید: به زمین و زمان ناسزا بگوید و ناله کنید. هر مصیبتی را به سرمایه داری نسبت دهید، جنگ، قحطی، سرکوب، استثمار، نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست گزینه های خوبی اند.
2. رویابافی کنید: یک سوسیالیسم آرمانی و تخیلی تصویر کنید که در آن همه چیز دموکراتیک، صلح آمیز، برابر و بدون تبعیض است. یادتان نرود خاطر نشان کنید در این بهشت همه چیز دولتی است، ولی وارد جزئیات نشوید. به ویژه در مورد اینکه در واقعیت چطور این بهشت بناست محقق شود، مطلقا حرفی نزنید.
3. ندیده بگیرید: اقتصاددان ها، دانشمندان علم سیاست و مورخان در مورد امکان ناپذیری سیستم مطلوب شما زیاد حرف می زنند، ولی توجهی نکنید و آنها را نادیده بگیرید. در مورد اهمیت مالکیت خصوصی و بازار زیاد می شنوید، ولی حرف خودتان را بزنید و کوتاه نیایید.
4. همبستگی ایجاد کنید: چند حکومت نظیر چین، روسیه و کوبا که در گذشته پا در مسیر سوسیالیسم را گذاشته اند را انتخاب کنید و مدام از آنها یاد کنید، اگر فلان دولت سوسیالیست هم در انتخابات پیروز شد و سرکار آمد، حواستان باشد که از برخی سیاست های آن که به دردتان می خورد (کاهش فقر و بی سوادی و ..) دستکم برای مدتی تعریف کنید.
5. محکوم کنید: وقتی تکلیف عروس های تعریفی (رژیم های گام قبلی) مشخص شد و جنگ و قحطی و سرکوب و استثمار آنها خود را نشان داد، به مداخله خارجی، تحریم کشورهای سرمایه داری و ضدانقلاب های داخلی اشاره کنید و آنها را محکوم کنید.
6. انکار کنید: اگر دیدید کار جدی تر از این حرف هاست که بشود همه مشکلات را به مداخله خارجی و تحریم و مانند آن نسبت داد، شدت و وخامت مشکلات را انکار کنید و اگر ممکن بود کلا زیر میز بزنید.
7. نام ها را عوض کنید: اگر دید کار افاقه نکرد و رژیم های سوسیالیست آنقدر تباهی به بار آورده اند که نمی شود فرافکنی کرد و امکان انکار هم نیست، خود را نبازید، حق به جانب بگویید که آن رژیم ها سوسیالیست واقعی نبودند!
8. بازگشت به مرحله نخست
این نسخه مجرب را به کار بگیرید، جواب پس داده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
https://bit.ly/3vUzmMb
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
1. نقد کنید: به زمین و زمان ناسزا بگوید و ناله کنید. هر مصیبتی را به سرمایه داری نسبت دهید، جنگ، قحطی، سرکوب، استثمار، نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست گزینه های خوبی اند.
2. رویابافی کنید: یک سوسیالیسم آرمانی و تخیلی تصویر کنید که در آن همه چیز دموکراتیک، صلح آمیز، برابر و بدون تبعیض است. یادتان نرود خاطر نشان کنید در این بهشت همه چیز دولتی است، ولی وارد جزئیات نشوید. به ویژه در مورد اینکه در واقعیت چطور این بهشت بناست محقق شود، مطلقا حرفی نزنید.
3. ندیده بگیرید: اقتصاددان ها، دانشمندان علم سیاست و مورخان در مورد امکان ناپذیری سیستم مطلوب شما زیاد حرف می زنند، ولی توجهی نکنید و آنها را نادیده بگیرید. در مورد اهمیت مالکیت خصوصی و بازار زیاد می شنوید، ولی حرف خودتان را بزنید و کوتاه نیایید.
4. همبستگی ایجاد کنید: چند حکومت نظیر چین، روسیه و کوبا که در گذشته پا در مسیر سوسیالیسم را گذاشته اند را انتخاب کنید و مدام از آنها یاد کنید، اگر فلان دولت سوسیالیست هم در انتخابات پیروز شد و سرکار آمد، حواستان باشد که از برخی سیاست های آن که به دردتان می خورد (کاهش فقر و بی سوادی و ..) دستکم برای مدتی تعریف کنید.
5. محکوم کنید: وقتی تکلیف عروس های تعریفی (رژیم های گام قبلی) مشخص شد و جنگ و قحطی و سرکوب و استثمار آنها خود را نشان داد، به مداخله خارجی، تحریم کشورهای سرمایه داری و ضدانقلاب های داخلی اشاره کنید و آنها را محکوم کنید.
6. انکار کنید: اگر دیدید کار جدی تر از این حرف هاست که بشود همه مشکلات را به مداخله خارجی و تحریم و مانند آن نسبت داد، شدت و وخامت مشکلات را انکار کنید و اگر ممکن بود کلا زیر میز بزنید.
7. نام ها را عوض کنید: اگر دید کار افاقه نکرد و رژیم های سوسیالیست آنقدر تباهی به بار آورده اند که نمی شود فرافکنی کرد و امکان انکار هم نیست، خود را نبازید، حق به جانب بگویید که آن رژیم ها سوسیالیست واقعی نبودند!
8. بازگشت به مرحله نخست
این نسخه مجرب را به کار بگیرید، جواب پس داده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
https://bit.ly/3vUzmMb
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
در باب فلاکتزدگی ما ایرانیان!
استیو بزرگ هرسال شاخص فلاکت کشورهای مختلف را محاسبه میکند. جز معدود شاخصهایی است که در آن در دنیا حرف داریم و میدرخشیم! امسال یک خبر خوب و یک خبر بد داریم:
خبر خوب: ۷ کشور دنیا از ما مفلوکترند.
خبر بد: از ۱۴۸ کشور دنیا فلاکزدهتریم.
خلاصه لبخند بزنید که هنوز جای امیدواری هست، والله اعلم.
https://bit.ly/3tAdDYs
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
استیو بزرگ هرسال شاخص فلاکت کشورهای مختلف را محاسبه میکند. جز معدود شاخصهایی است که در آن در دنیا حرف داریم و میدرخشیم! امسال یک خبر خوب و یک خبر بد داریم:
خبر خوب: ۷ کشور دنیا از ما مفلوکترند.
خبر بد: از ۱۴۸ کشور دنیا فلاکزدهتریم.
خلاصه لبخند بزنید که هنوز جای امیدواری هست، والله اعلم.
https://bit.ly/3tAdDYs
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب انتخابات ایران و پوپولیسم راست!
"برخی درباره انتخابات روبهرو از خطر بروز پوپولیسم راست خبر میدهند؛ چقدر این تحلیل با واقعیت همخوانی دارد؟
در مورد ظهور نوعی پوپولیسم که انگار تردیدی نیست، ولی با توجه به پیشینه کار ما اینجا هم احتمال اینکه کسانی دست به دامن نوعی ملیگرایی شوند تا تحمل جراحیهای آینده را آسان سازد، زیاد است. در بحرانی که در آن به سر میبریم، بعید است جز توسل به نوعی ناسیونالیسم چیزی به سیاسیون ایرانی کمک کند، رسیدن ملت باستانی قدرتمند به جایگاهی درخور در آینده شاید تنها چیزی باشد که بتواند امکان نوعی اصلاح را فراهم سازد و بشود آن را به مردم فروخت. اما اجازه دهید اینجا کمی در مورد موفقیت آن بدبین باشم، پوپولیسم بیش از هر چیز به چهره نیاز دارد، در توفیق پوپولیسم، وجود یک پوپولیست اعظم هم شرط است؛ کسی که بتواند با تودههای مردم ارتباط برقرار کند و به زبان مردمی سخن بگوید و رموز دلبری از آنها را بلد باشد، تا اینجا که چنین کسی معرفی نشده است و حقیقتش بعید بدانم فردی با فاصله از اهالی قدرت فعلی (شرط لازم یک پوپولیست) پیدا شود که توانمندی ایفای چنین نقشی را داشته باشد. انتخاب شدن ترامپ در انتخابات آمریکا برای خیلیها در ایران معنایش این بود که خطر برخورد نظامی بیشتر میشود و میتوان این نقش مردمی-ملی را به یک نظامی واگذار کرد، با کمال احترام به آنها که چنین باوری دارند، ولی فکر نمیکنم بتوان چنین تحلیلی را خیلی جدی گرفت.
آیا با هیچ راهی نمیتوان از بروز پوپولیسم در انتخابات پیشرو گریخت؟ به عبارتی چه میتوان کرد؟
در غیاب یک پروژه سیاسی جدی یا باید قهر مردم از صندوقها و کاهش سرمایه اجتماعی و پیامدهای منفی آن را پذیرفت که از نظر من برای کشوری به وسعت و تنوع ایران شدنی نیست یا نوعی پوپولیسم اعم از چپ و راست را پی گرفت، خیلی در مورد پوپولیسم مساله نداریم، بیشتر تاکید بر این است که آیا کسی پیدا میشود که بتواند چنین نقشی را به عهده بگیرد که برای مخاطبان وی باورپذیر باشد. نظر شخصیام البته این است که بسیار بعید به نظر میرسد، اما از آنجا که پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، در این مورد هم باید نشست و دید اوضاع چطور پیش میرود.
نقش جامعه مدنی میتواند چه باشد؟ به هر حال جریان روشنفکری و جامعه مدنی در همه کشورها هدایتکننده بخشی از مردم به ویژه طبقه متوسط به حساب میآید. در ایران چه نقشی برای این گروه میبینید؟
خیلی جامعه مدنی پرنفوذ و قدرتمندی وجود ندارد که انتظار نقشآفرینی داشته باشیم، کدام تشکل و گروه و حزب و رسانه و سمن را سراغ دارید که توان و قابلیتی برای اثرگذاری جدی داشته باشد؟ کمی شلوغکاری رسانهای را احتمالاً در شبکههای اجتماعی در سال 1400 شاهد خواهیم بود و سیل بیانیهها و متهم کردنهای این یا آن، و از آنجا که پوپولیسم متهم کردن زمین و زمان برای بهرهگیری سیاسی است، شاید خیلی حرفها بشنویم و به طور موقت بحثها داغ شود، ولی اگر روند به همین شکل کنونی پیش برود، فکر نمیکنم در انتخابات شاهد تحقق هدف اصلی یعنی مشارکت بالا باشیم.
در صورت به قدرت رسیدن پوپولیسم راست در ریاستجمهوری ایران چه سرنوشتی برای اقتصاد میتوان متصور بود؟ آیا میتوان بهرغم حضور این افراد در قدرت به سیاستهای اصلاح اقتصادی دل خوش کرد؟
اگر فرض کنیم این به اصطلاح پوپولیسم راست بتواند کارستان کند و نظر تعداد زیادی از شهروندان را جلب کند، میتوان حدس زد سیاستهای اقتصاد کلی بر مبنای فلسفه حمایتگرایی خواهد بود و سیاستهایی از قبیل وامهای ارزان به تولیدکنندگان و صنعتگران، افزایش تعرفهها و دشوار یا ممنوع کردن واردات، تخصیص ترجیحی ارز برای به اصطلاح «فعالیتهای تولیدی ارزشافزای داخلی»، حمایت از صنایع ملی و سرمایهگذاری دولت برای مگاپروژههای اشتغالساز و البته تاکید بر خودکفایی و شعارهایی نظیر «ایرانی ایرانی بخر» و «ایرانی میتواند» را میتوان انتظار داشت".
بخش هایی از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا را اینجا آورده ام، مربوط به یکی دو ماه پیش است، ولی هنوز نظرم تغییر نکرده است، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
https://bit.ly/3fdKZaz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"برخی درباره انتخابات روبهرو از خطر بروز پوپولیسم راست خبر میدهند؛ چقدر این تحلیل با واقعیت همخوانی دارد؟
در مورد ظهور نوعی پوپولیسم که انگار تردیدی نیست، ولی با توجه به پیشینه کار ما اینجا هم احتمال اینکه کسانی دست به دامن نوعی ملیگرایی شوند تا تحمل جراحیهای آینده را آسان سازد، زیاد است. در بحرانی که در آن به سر میبریم، بعید است جز توسل به نوعی ناسیونالیسم چیزی به سیاسیون ایرانی کمک کند، رسیدن ملت باستانی قدرتمند به جایگاهی درخور در آینده شاید تنها چیزی باشد که بتواند امکان نوعی اصلاح را فراهم سازد و بشود آن را به مردم فروخت. اما اجازه دهید اینجا کمی در مورد موفقیت آن بدبین باشم، پوپولیسم بیش از هر چیز به چهره نیاز دارد، در توفیق پوپولیسم، وجود یک پوپولیست اعظم هم شرط است؛ کسی که بتواند با تودههای مردم ارتباط برقرار کند و به زبان مردمی سخن بگوید و رموز دلبری از آنها را بلد باشد، تا اینجا که چنین کسی معرفی نشده است و حقیقتش بعید بدانم فردی با فاصله از اهالی قدرت فعلی (شرط لازم یک پوپولیست) پیدا شود که توانمندی ایفای چنین نقشی را داشته باشد. انتخاب شدن ترامپ در انتخابات آمریکا برای خیلیها در ایران معنایش این بود که خطر برخورد نظامی بیشتر میشود و میتوان این نقش مردمی-ملی را به یک نظامی واگذار کرد، با کمال احترام به آنها که چنین باوری دارند، ولی فکر نمیکنم بتوان چنین تحلیلی را خیلی جدی گرفت.
آیا با هیچ راهی نمیتوان از بروز پوپولیسم در انتخابات پیشرو گریخت؟ به عبارتی چه میتوان کرد؟
در غیاب یک پروژه سیاسی جدی یا باید قهر مردم از صندوقها و کاهش سرمایه اجتماعی و پیامدهای منفی آن را پذیرفت که از نظر من برای کشوری به وسعت و تنوع ایران شدنی نیست یا نوعی پوپولیسم اعم از چپ و راست را پی گرفت، خیلی در مورد پوپولیسم مساله نداریم، بیشتر تاکید بر این است که آیا کسی پیدا میشود که بتواند چنین نقشی را به عهده بگیرد که برای مخاطبان وی باورپذیر باشد. نظر شخصیام البته این است که بسیار بعید به نظر میرسد، اما از آنجا که پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، در این مورد هم باید نشست و دید اوضاع چطور پیش میرود.
نقش جامعه مدنی میتواند چه باشد؟ به هر حال جریان روشنفکری و جامعه مدنی در همه کشورها هدایتکننده بخشی از مردم به ویژه طبقه متوسط به حساب میآید. در ایران چه نقشی برای این گروه میبینید؟
خیلی جامعه مدنی پرنفوذ و قدرتمندی وجود ندارد که انتظار نقشآفرینی داشته باشیم، کدام تشکل و گروه و حزب و رسانه و سمن را سراغ دارید که توان و قابلیتی برای اثرگذاری جدی داشته باشد؟ کمی شلوغکاری رسانهای را احتمالاً در شبکههای اجتماعی در سال 1400 شاهد خواهیم بود و سیل بیانیهها و متهم کردنهای این یا آن، و از آنجا که پوپولیسم متهم کردن زمین و زمان برای بهرهگیری سیاسی است، شاید خیلی حرفها بشنویم و به طور موقت بحثها داغ شود، ولی اگر روند به همین شکل کنونی پیش برود، فکر نمیکنم در انتخابات شاهد تحقق هدف اصلی یعنی مشارکت بالا باشیم.
در صورت به قدرت رسیدن پوپولیسم راست در ریاستجمهوری ایران چه سرنوشتی برای اقتصاد میتوان متصور بود؟ آیا میتوان بهرغم حضور این افراد در قدرت به سیاستهای اصلاح اقتصادی دل خوش کرد؟
اگر فرض کنیم این به اصطلاح پوپولیسم راست بتواند کارستان کند و نظر تعداد زیادی از شهروندان را جلب کند، میتوان حدس زد سیاستهای اقتصاد کلی بر مبنای فلسفه حمایتگرایی خواهد بود و سیاستهایی از قبیل وامهای ارزان به تولیدکنندگان و صنعتگران، افزایش تعرفهها و دشوار یا ممنوع کردن واردات، تخصیص ترجیحی ارز برای به اصطلاح «فعالیتهای تولیدی ارزشافزای داخلی»، حمایت از صنایع ملی و سرمایهگذاری دولت برای مگاپروژههای اشتغالساز و البته تاکید بر خودکفایی و شعارهایی نظیر «ایرانی ایرانی بخر» و «ایرانی میتواند» را میتوان انتظار داشت".
بخش هایی از مصاحبه بنده مخلص با جریده وزین تجارت فردا را اینجا آورده ام، مربوط به یکی دو ماه پیش است، ولی هنوز نظرم تغییر نکرده است، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
https://bit.ly/3fdKZaz
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
هفته نامه تجارت فردا
بحران دستاورد
آیسان تنها: بسیاری معتقدند جامعه ایرانی این روزها مستعد بروز پوپولیسم راست است. افزایش نارضایتیها، تمایل برخی گروهها به حضور کمرنگ در انتخابات پیش
رئیس جمهور آینده ایران کیست؟
مایکل روبین از تحلیلگران شناخته شده محافظه کار است، کتابی خواندنی به نام "رقص با شیطان" در مورد چگونگی تعامل با "دولت های یاغی" نظیر ایران نوشته و البته معتقد به برخورد تند و تیز و مماشات نکردن با این کشورهاست. حدود یک ماه پیش مقاله ای در مورد انتخابات ایران نوشته است، پیش از آنکه اسمی از بسیاری از نامزدهای امروز در میان باشد.
او فکر می کند رئیس جمهور آینده ایران سید ابراهیم رئیسی است، اشاره می کند انتخابات در جمهوری اسلامی دو کارکرد عمده دارد نخست بُر خوردن و گردش قدرت در گروه های سیاسی ایران است، به این شکل جای پای هیچ گروهی آنقدر محکم نمی شود که توازن قوا در سیستم سیاسی ایران را به خطر بیندازد. دوم هم ایجاد مشروعیت برای نظام سیاسی است. روبین به پیام نوروزی آیت الله خامنه ای و شرط مذهبی بودن رئیس جمهور آینده اشاره می کند، ولی دلیل اصلی وی برای این پیش بینی مباحث مربوط به جانشینی در بالاترین سطح نظام سیاسی ایران است. توصیه اش به بلینکن و اصحاب بایدن برای تعامل با ایران هم اینست که مثل اوباما دنبال توافق به هر قیمتی نباشند. آنها نباید یک برجام دیگر که به نظرش پر از اشکال است را به امریکا تحمیل کنند و به ویژه از قضیه موشک های بالستیک غافل نباشند.
به نظرم حدس موجهی است، باید نشست و دید که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت، والله اعلم.
https://bit.ly/2T1MAsJ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مایکل روبین از تحلیلگران شناخته شده محافظه کار است، کتابی خواندنی به نام "رقص با شیطان" در مورد چگونگی تعامل با "دولت های یاغی" نظیر ایران نوشته و البته معتقد به برخورد تند و تیز و مماشات نکردن با این کشورهاست. حدود یک ماه پیش مقاله ای در مورد انتخابات ایران نوشته است، پیش از آنکه اسمی از بسیاری از نامزدهای امروز در میان باشد.
او فکر می کند رئیس جمهور آینده ایران سید ابراهیم رئیسی است، اشاره می کند انتخابات در جمهوری اسلامی دو کارکرد عمده دارد نخست بُر خوردن و گردش قدرت در گروه های سیاسی ایران است، به این شکل جای پای هیچ گروهی آنقدر محکم نمی شود که توازن قوا در سیستم سیاسی ایران را به خطر بیندازد. دوم هم ایجاد مشروعیت برای نظام سیاسی است. روبین به پیام نوروزی آیت الله خامنه ای و شرط مذهبی بودن رئیس جمهور آینده اشاره می کند، ولی دلیل اصلی وی برای این پیش بینی مباحث مربوط به جانشینی در بالاترین سطح نظام سیاسی ایران است. توصیه اش به بلینکن و اصحاب بایدن برای تعامل با ایران هم اینست که مثل اوباما دنبال توافق به هر قیمتی نباشند. آنها نباید یک برجام دیگر که به نظرش پر از اشکال است را به امریکا تحمیل کنند و به ویژه از قضیه موشک های بالستیک غافل نباشند.
به نظرم حدس موجهی است، باید نشست و دید که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت، والله اعلم.
https://bit.ly/2T1MAsJ
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
The National Interest
The Meaning of Iran’s Forthcoming Elections
The Iranian elections are two months away and it is still too early to know who the vetted and approved candidates might be. But the most likely next president, that is, if he runs, will be Ebrahim
یادی از دو خرداد: چپ های خجالتی موسوم به "اصلاح طلب"!
"رویکرد جدید نیروهای چپ برای همرزمان سابقشان از طیف سنتی، که بعدتر به اصولگرایان معروف شدند، قابل درک و هضم نبود چراکه مشاهده می کردند افراطیون سابق اکنون به رقبای خود درس تساهل و تسامح می دهند! جوانان پرشوری که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و تخم افراطی گری بی دلیل در روابط بین المللی را در کشور کاشتند، و یا با تنگ نظری و انحصارطلبی حوزه های فرهنگی و هنری را به زعم خود از نیروهای غیر خودی یا غیر انقلابی "پاکسازی" کردند، و طرفدار پیگیر مصادره ها و سلب مالكيتها بودند اکنون پرچم جامعه مدنی، مدرنیته و حقوق شهروندی را به دست گرفته اند ...
اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی گسترده ای در میان تحصیل کردگان و اقشار متوسط جامعه پیدا کردند ... در مدت زمان کوتاهی کتاب ها و نشریات اصلاح طلب با شمارگان کم سابقه ای جامعه را فرا گرفت و مباحث فکری و نظری همانند سال های آغازین انقلاب در محافل آکادمیک و روشنفکری رونق پیدا کرد. اصلاح طلبان (چپ های سابق) خود را وارثان برحق انقلاب می دانستند و معتقد بودند "انحرافی" که پس از پایان جنگ تحمیلی در مسیر انقلاب ایجاد و نیروهای چپ را در صحنه سیاسی به حاشیه راند با جنبش اصلاح طلبی تصحیح شود. آنها که با شعارهای "مدرن" و "آزادی خواهانه" به میدان آمده بودند در مباحث خود کمتر به کارنامه اعمال گذشته خود می پرداخت وانمود می کردندند که گویی همه افراطی گری ها، تنگ نظری ها و انحصارطل سال های نخستین انقلاب کار رقبای “ راستگرای سنتی بوده است.
نیروهای راست سنتی بنا به ماهیت خود توان تبلیغاتی و نفوذ اصلاح طلبان در اقشار مختلف جامعه به ویژه میان تحصیلکردگان و روشنفکران را نداشتند، روش های غیر دموکراتیک مانند توسل به گروه های فشار برای حفظ موقعیت و قدرت خود را در دستور کار قرار دادند و با این کار ناخواسته به تأیید ادعاهای اصلاح طلبان کمک کردند. رویکرد نادرست راست سنتی در این مبارزه رفته رفته به تضعیف هرچه بیشتر پایگاه اجتماعی آنها و تقویت رقبای اصلاح طلبشان در میان اقشار متوسط و تحصیل کرده انجامید...
نباید فراموش کرد که شعارها و اساسا ایدئولوژی آغازین انقلاب اسلامی عمدتا ملهم از تفکرات چپ رایج در آن زمان در میان فعالان سیاسی و روشنفکران مخالف رژیم شاه بود. مذهبیون سنتی نظریه انقلابی منسجمی از آن خود نداشتند و این در حال و هوای اوایل انقلاب که همه گروه ها و جناح های سیاسی بر براندازی رژیم سلطنتی تأکید داشتند به چشم نمی آمد. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب که مصادره واحدهای تولیدی بخش خصوصی و اموال و دارایی های ثروتمندان آغاز شد، مذهبیون سنتی طبیعتا موافق این روش های افراطی نبودند اما با توجه به غلبه فضای انقلابی چندان توان مخالفت علنی با این روش ها را هم نداشتند.
ده سال نخست انقلاب دوران سیطره عملی و نظری ایدئولوژی انقلابی چپ اسلامی بود که نتیجه آن را می توان در ایجاد نوعی اقتصاد دولتی ناکارآمد و فضای سیاسی - فرهنگی بسته و تحت نظارت و ممیزی سختگیرانه مشاهده کرد. اصلاحات اقتصادی که از سال ۱۳۶۸ آغاز شد برخلاف تصور رایج صرفا به دلیل پایان جنگ و ضرورت بازسازی پس از آن نبود بلکه بیشتر به علت بن بست اقتصاد دولتی و فضای بسته فرهنگی بود که برنارضایتی عمومی دامن میزد و دیگر قابل دوام به نظر نمی رسید. این اصلاحات نیازمند تدبیر جدید عمل گرایانه ای خارج از گفتار ایدئولوژیک چپ بود، اقداماتی مانند آزادسازی اقتصادی، میدان دادن به بخش خصوصی که از سوی برخی نیروهای چپ به رجعت به “سرمایه داری منحط غربی" تعبیر شد".
امروز هم که جوانترهای آنها اغلب با لحنی دائم الطلبکار صحبت می کنند، می شود نشانه های آن تاریخ مشعشع را دید، والله اعلم.
https://bit.ly/3fEFO3v
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"رویکرد جدید نیروهای چپ برای همرزمان سابقشان از طیف سنتی، که بعدتر به اصولگرایان معروف شدند، قابل درک و هضم نبود چراکه مشاهده می کردند افراطیون سابق اکنون به رقبای خود درس تساهل و تسامح می دهند! جوانان پرشوری که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و تخم افراطی گری بی دلیل در روابط بین المللی را در کشور کاشتند، و یا با تنگ نظری و انحصارطلبی حوزه های فرهنگی و هنری را به زعم خود از نیروهای غیر خودی یا غیر انقلابی "پاکسازی" کردند، و طرفدار پیگیر مصادره ها و سلب مالكيتها بودند اکنون پرچم جامعه مدنی، مدرنیته و حقوق شهروندی را به دست گرفته اند ...
اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی گسترده ای در میان تحصیل کردگان و اقشار متوسط جامعه پیدا کردند ... در مدت زمان کوتاهی کتاب ها و نشریات اصلاح طلب با شمارگان کم سابقه ای جامعه را فرا گرفت و مباحث فکری و نظری همانند سال های آغازین انقلاب در محافل آکادمیک و روشنفکری رونق پیدا کرد. اصلاح طلبان (چپ های سابق) خود را وارثان برحق انقلاب می دانستند و معتقد بودند "انحرافی" که پس از پایان جنگ تحمیلی در مسیر انقلاب ایجاد و نیروهای چپ را در صحنه سیاسی به حاشیه راند با جنبش اصلاح طلبی تصحیح شود. آنها که با شعارهای "مدرن" و "آزادی خواهانه" به میدان آمده بودند در مباحث خود کمتر به کارنامه اعمال گذشته خود می پرداخت وانمود می کردندند که گویی همه افراطی گری ها، تنگ نظری ها و انحصارطل سال های نخستین انقلاب کار رقبای “ راستگرای سنتی بوده است.
نیروهای راست سنتی بنا به ماهیت خود توان تبلیغاتی و نفوذ اصلاح طلبان در اقشار مختلف جامعه به ویژه میان تحصیلکردگان و روشنفکران را نداشتند، روش های غیر دموکراتیک مانند توسل به گروه های فشار برای حفظ موقعیت و قدرت خود را در دستور کار قرار دادند و با این کار ناخواسته به تأیید ادعاهای اصلاح طلبان کمک کردند. رویکرد نادرست راست سنتی در این مبارزه رفته رفته به تضعیف هرچه بیشتر پایگاه اجتماعی آنها و تقویت رقبای اصلاح طلبشان در میان اقشار متوسط و تحصیل کرده انجامید...
نباید فراموش کرد که شعارها و اساسا ایدئولوژی آغازین انقلاب اسلامی عمدتا ملهم از تفکرات چپ رایج در آن زمان در میان فعالان سیاسی و روشنفکران مخالف رژیم شاه بود. مذهبیون سنتی نظریه انقلابی منسجمی از آن خود نداشتند و این در حال و هوای اوایل انقلاب که همه گروه ها و جناح های سیاسی بر براندازی رژیم سلطنتی تأکید داشتند به چشم نمی آمد. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب که مصادره واحدهای تولیدی بخش خصوصی و اموال و دارایی های ثروتمندان آغاز شد، مذهبیون سنتی طبیعتا موافق این روش های افراطی نبودند اما با توجه به غلبه فضای انقلابی چندان توان مخالفت علنی با این روش ها را هم نداشتند.
ده سال نخست انقلاب دوران سیطره عملی و نظری ایدئولوژی انقلابی چپ اسلامی بود که نتیجه آن را می توان در ایجاد نوعی اقتصاد دولتی ناکارآمد و فضای سیاسی - فرهنگی بسته و تحت نظارت و ممیزی سختگیرانه مشاهده کرد. اصلاحات اقتصادی که از سال ۱۳۶۸ آغاز شد برخلاف تصور رایج صرفا به دلیل پایان جنگ و ضرورت بازسازی پس از آن نبود بلکه بیشتر به علت بن بست اقتصاد دولتی و فضای بسته فرهنگی بود که برنارضایتی عمومی دامن میزد و دیگر قابل دوام به نظر نمی رسید. این اصلاحات نیازمند تدبیر جدید عمل گرایانه ای خارج از گفتار ایدئولوژیک چپ بود، اقداماتی مانند آزادسازی اقتصادی، میدان دادن به بخش خصوصی که از سوی برخی نیروهای چپ به رجعت به “سرمایه داری منحط غربی" تعبیر شد".
امروز هم که جوانترهای آنها اغلب با لحنی دائم الطلبکار صحبت می کنند، می شود نشانه های آن تاریخ مشعشع را دید، والله اعلم.
https://bit.ly/3fEFO3v
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دولت آینده، تا اطلاع ثانوی دولت اصلاح اقتصاد نیست!
حکمت کشورداری به حاکمان ایران آموخته است که "در مملکتی به این هرزگی" و وسعت و تنوع باید درجاتی از مقبولیت سیاسی وجود داشته باشد، نمی توان با صرف زور و فشار برای مدتی طولانی اوضاع را حفظ کرد. بحث خواستن و نخواستن هم نیست؛ یک دستگاه اداری منسجم (بوروکراسی موثر) و یک ساختار سیاسی کارآمد (حزب فراگیر) نیاز است که در حوالی ما در حکم کیمیاست. دو سه روز اخیر نشان داد که انگار خبری از مشارکت بالا نخواهد بود. چه اتفاقی افتاده است؟ می شود حدس زد پای ملاحظه ای بسیار مهم در میان است که بر بقیه دغدغه ها سایه افکنده است: جانشینی در عالی ترین سطح سیاسی که رویدادی حیاتی برای رژیم های سیاسی نظیر ایران به حساب می آید.
برای دولت آینده، با هر کدام از این هفت نفر، به دلیل مسئله مهم جانشینی با وضعیت "امتناع برنامه ریزی" روبه رو هستیم (حال و هوایی مشابه سال 67 و 68 با شدت بیشتر)، هر برنامه ای هرچقدر هم منسجم بختی برای اجرا ندارد، در کوتاه مدت اولویت چیزی جز اقتصاد است و البته سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای سیاست های اقتصادی هم وجود ندارد.
پیروز انتخابات هر کسی باشد حالا که فشارهای خارجی کاهش یافته و اوضاع بیرونی به طور نسبی روبه بهبود است، کج دار و مریز پیش می رود تا ببیند بعد از "زمان صفر" و شوک سیاسی پیامد آن و عوض شدن صحنه چطور می توان عمل کرد. وضعیت برای بقیه اهالی سیاست هم چندان متفاوت نیست. با توجه به برخی اخبار به نظر می رسد آنها انتظار تحولات اساسی را در کوتاه مدت دارند. جان کلام اینکه در دولت جدید بسیار بعید است شاهد اصلاح جدی در اقتصاد باشیم، انگار تغییرات "پیشا-اقتصادی" زیادی پیش روست. والله اعلم.
https://bit.ly/2StHULC
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
حکمت کشورداری به حاکمان ایران آموخته است که "در مملکتی به این هرزگی" و وسعت و تنوع باید درجاتی از مقبولیت سیاسی وجود داشته باشد، نمی توان با صرف زور و فشار برای مدتی طولانی اوضاع را حفظ کرد. بحث خواستن و نخواستن هم نیست؛ یک دستگاه اداری منسجم (بوروکراسی موثر) و یک ساختار سیاسی کارآمد (حزب فراگیر) نیاز است که در حوالی ما در حکم کیمیاست. دو سه روز اخیر نشان داد که انگار خبری از مشارکت بالا نخواهد بود. چه اتفاقی افتاده است؟ می شود حدس زد پای ملاحظه ای بسیار مهم در میان است که بر بقیه دغدغه ها سایه افکنده است: جانشینی در عالی ترین سطح سیاسی که رویدادی حیاتی برای رژیم های سیاسی نظیر ایران به حساب می آید.
برای دولت آینده، با هر کدام از این هفت نفر، به دلیل مسئله مهم جانشینی با وضعیت "امتناع برنامه ریزی" روبه رو هستیم (حال و هوایی مشابه سال 67 و 68 با شدت بیشتر)، هر برنامه ای هرچقدر هم منسجم بختی برای اجرا ندارد، در کوتاه مدت اولویت چیزی جز اقتصاد است و البته سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای سیاست های اقتصادی هم وجود ندارد.
پیروز انتخابات هر کسی باشد حالا که فشارهای خارجی کاهش یافته و اوضاع بیرونی به طور نسبی روبه بهبود است، کج دار و مریز پیش می رود تا ببیند بعد از "زمان صفر" و شوک سیاسی پیامد آن و عوض شدن صحنه چطور می توان عمل کرد. وضعیت برای بقیه اهالی سیاست هم چندان متفاوت نیست. با توجه به برخی اخبار به نظر می رسد آنها انتظار تحولات اساسی را در کوتاه مدت دارند. جان کلام اینکه در دولت جدید بسیار بعید است شاهد اصلاح جدی در اقتصاد باشیم، انگار تغییرات "پیشا-اقتصادی" زیادی پیش روست. والله اعلم.
https://bit.ly/2StHULC
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
US News & World Report
Iranian Official Denies Rumours of Decline in Supreme Leader's Health
DUBAI (Reuters) -An official close to Iran's Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei denied rumours on social media on Monday that the 81-year-old's health was deteriorating.
تاریخ هپروت: دکترین شوک!
"تک تک اتفاقاتی که در "دکترین شوک" به عنوان مثال و شاهد ذكر شده و صفحات و سطور بسیاری به آنها اختصاص يافته است را میتوان بررسی کرد و به شانتاژ بودن آنها پی برد، اما به صورت مختصر و گذرا "دکترین شوک" مدعي است جهان و نظام سرمایه داری برای اجرایی کردن ایدههای افرادی چون فریدمن، ابتدا شوكي عظيم خلق میکند تا جامعه برای پذیرش آن نظریهها و آن تحولات اقتصادی ویرانگر، آمادگی پیدا کند.
به عنوان مثال، جهان سرمایه داری ابتدا در شیلی کودتا به راه انداخت و به شکل خشونت آمیزی رئیس جمهور آلنده را سرنگون كرد و با این شوک باعث شد تا کسی مقاومت نکند و در دوره دولت نظامی "ژنرال پینوشه" ایدههای فریدمن زير سايه وحشت ناشي از این کودتا که همان شوک محسوب میشود، عملیاتی شده و به مرحله اجرا در آید.
وي در این مورد مثالهایی دیگری هم دارد؛ مثلا جنگ در برابر تروریسم و حمله آمریکا به افغانستان و عراق را هم برنامه اي پيچيده و از قبل طراحي شده مي داند كه پيش زمينه آن حمله يازده سپتامبر به خاك آمريكا بود. اتفاق 11 سپتامبر را هم به گونه ای تحلیل می کند که مسبب آن خود آمریکا و دنیای سرمایه داری بوده است. از نظر نویسنده، حمله يازده سپتامبر به نیویورک و واشنگتن شوکي بود به آمریکا و جهان كه زمینه را برای تهاجم به کشورهای دیگر تحت پوشش مبارزه با تروریسم هموار کرد؛ در واقع نويسنده كتاب موضوع را تا اين اندازه ساده ، کودکانه و توطئه انگارانه فرض كرده و از دلایل و مقدمات غلط به نتایج اسفباري رسیده است.
گفتمان چپ در فضاي ضدسرمایه داری و غرب ستیزانه ای که در دهههای گذشته در بسیاری از کشورهای سرمایهداری و در محافل روشنفکری به وجود آمده است، به دنبال چنگ زدن به هر ريسمان و توسل به هر ايده اي است تا حقانیت خود را اثبات و قوای پراكنده خويش را سازماندهی کند و چنین آثاری قبل از اینکه در معرض نقد و آزمایش قرار گيرند و در آنها سره از ناسره تشخیص داده شود، با ايجاد موج تبلیغاتی وسیع در بوق و کرنا شده و اين ادعا مطرح مي شود که کتابی آمده و دنیای سرمایه داری را افشا و پستیها و پلشتیهای این نظام را هویدا کرده و در معرض دید مردم قرار داده است. اما اندكي فاصله گرفتن از این جو هیجانی كافي است تا از همان ابتدا متوجه بطلان شواهدِ به ظاهر تاریخی کتاب شويم".
چاپ دوم کتاب خواندنی "توسعه و بازار در برابر پوپولیسم" نوشته دوست فرهیخته جناب نجات بهرامی منتشر شد. روایتی متفاوت از شیلی که سعی کرده است دور از رمانتیسیسم رایج به بررسی واقعیتها بپردازد و از دروغ های "اصحاب ناله" پرده بردارد، والله اعلم.
https://t.me/bahraminejat/333
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"تک تک اتفاقاتی که در "دکترین شوک" به عنوان مثال و شاهد ذكر شده و صفحات و سطور بسیاری به آنها اختصاص يافته است را میتوان بررسی کرد و به شانتاژ بودن آنها پی برد، اما به صورت مختصر و گذرا "دکترین شوک" مدعي است جهان و نظام سرمایه داری برای اجرایی کردن ایدههای افرادی چون فریدمن، ابتدا شوكي عظيم خلق میکند تا جامعه برای پذیرش آن نظریهها و آن تحولات اقتصادی ویرانگر، آمادگی پیدا کند.
به عنوان مثال، جهان سرمایه داری ابتدا در شیلی کودتا به راه انداخت و به شکل خشونت آمیزی رئیس جمهور آلنده را سرنگون كرد و با این شوک باعث شد تا کسی مقاومت نکند و در دوره دولت نظامی "ژنرال پینوشه" ایدههای فریدمن زير سايه وحشت ناشي از این کودتا که همان شوک محسوب میشود، عملیاتی شده و به مرحله اجرا در آید.
وي در این مورد مثالهایی دیگری هم دارد؛ مثلا جنگ در برابر تروریسم و حمله آمریکا به افغانستان و عراق را هم برنامه اي پيچيده و از قبل طراحي شده مي داند كه پيش زمينه آن حمله يازده سپتامبر به خاك آمريكا بود. اتفاق 11 سپتامبر را هم به گونه ای تحلیل می کند که مسبب آن خود آمریکا و دنیای سرمایه داری بوده است. از نظر نویسنده، حمله يازده سپتامبر به نیویورک و واشنگتن شوکي بود به آمریکا و جهان كه زمینه را برای تهاجم به کشورهای دیگر تحت پوشش مبارزه با تروریسم هموار کرد؛ در واقع نويسنده كتاب موضوع را تا اين اندازه ساده ، کودکانه و توطئه انگارانه فرض كرده و از دلایل و مقدمات غلط به نتایج اسفباري رسیده است.
گفتمان چپ در فضاي ضدسرمایه داری و غرب ستیزانه ای که در دهههای گذشته در بسیاری از کشورهای سرمایهداری و در محافل روشنفکری به وجود آمده است، به دنبال چنگ زدن به هر ريسمان و توسل به هر ايده اي است تا حقانیت خود را اثبات و قوای پراكنده خويش را سازماندهی کند و چنین آثاری قبل از اینکه در معرض نقد و آزمایش قرار گيرند و در آنها سره از ناسره تشخیص داده شود، با ايجاد موج تبلیغاتی وسیع در بوق و کرنا شده و اين ادعا مطرح مي شود که کتابی آمده و دنیای سرمایه داری را افشا و پستیها و پلشتیهای این نظام را هویدا کرده و در معرض دید مردم قرار داده است. اما اندكي فاصله گرفتن از این جو هیجانی كافي است تا از همان ابتدا متوجه بطلان شواهدِ به ظاهر تاریخی کتاب شويم".
چاپ دوم کتاب خواندنی "توسعه و بازار در برابر پوپولیسم" نوشته دوست فرهیخته جناب نجات بهرامی منتشر شد. روایتی متفاوت از شیلی که سعی کرده است دور از رمانتیسیسم رایج به بررسی واقعیتها بپردازد و از دروغ های "اصحاب ناله" پرده بردارد، والله اعلم.
https://t.me/bahraminejat/333
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
مشکل "جمهوریت" این یا آن چهره نیست، تکنولوژی است!
نخست وزیر فعلی روسیه، میخاییل میشوستین، که پیشتر در مسند رئیس اداره مالیات قرار داشت، از یک روزنامه نگار اجنبی برای حضور در دفتر خود دعوت می کند. از او می پرسد که دیروز عصر در هتل قهوه سفارش داده است؟ او در عرض چند دقیقه با استفاده از پایگاه داده های اقتصادی خود اقلام سفارش روزنامه نگار را در مانیتورهای رو دیوار (ویدئو وال) به او نشان می دهد که یک لاته، یک اسپرسو و سه کاپوچینو سفارش داده است! میشوستین می خواست نشان دهد که ما در اداره مالیات همه چیز را می دانیم و حتی این جزئیات ساده هم از دستمان نمی رود. اینجا برای محاسبه تورم مثل لیبرال دموکراسی های غربی وقت را برای نمونه گیری قیمت کالاهای سبد تورم تلف نمی کنند، کل کار با فشار یک دکمه انجام می شود! این اشراف مایه رشک بسیاری از اهالی سیاست در غرب است، نیاز آدم سیاسی به مالیات گیری حداکثری مثل نیاز ماهی به آب است!
عملکرد مالیاتی میشوستین عالی بود و توانست درآمدهای دولت "تزار بزرگ" را به شکل چشمگیری افزایش دهد، ولی او با آن نمایش در واقع به مخاطبش می گفت که حواسمان به شماها هست و خلاصه بجنبید، شما را خواهیم جنباند! هر چه بخرید و بفروشید و همه مبادله ها و مناسبات شما را جایی ذخیره داریم که لازم باشد به شکل مقتضی مورد استفاده قرار می گیرد. در مملکت "تزار بزرگ" 1984 جورج اورورل نه یک افسانه که واقعیت است. حالا میشوستین نخست وزیر روسیه است.
چین که از این نظر حتی از روسیه جلوتر است و از سیستم رتبه بندی اجتماعی اش زیاد شنیده ایم، خیلی ها ابراز نگرانی می کنند که اگر فلانی به قدرت برسد، کشور پادگان می شود و "جمهوریت" به باد می رود و تسمه از گرده مردم خواهند کشید. بحث در مورد تفاوت های شخصیت این یا آن آدم سیاسی البته می تواند مضمون بحث های داغی باشد، ولی در بهترین حالت سطحی و گمراه کننده است. اگر دلنگران آزادی انسان ها یا به قول رایج در فولکلور سیاسی ایران "جمهوریت" هستید، اصل مطلب جای دیگری است: تکنولوژی و اقتدارگرایی فنی، چیزی که با توجه به اقبال اهالی سیاست در ایران به چین و روسیه احتمالا باید خیلی باعث نگرانی باشد. صدای پای آن را این حوالی نمی شنوید؟ والله اعلم.
https://bit.ly/2RwBpYw
پ.ن: نظر دوست گرانقدر در کانال "جناب گاو" را هم ببینید:
https://t.me/jenabegav/606
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
نخست وزیر فعلی روسیه، میخاییل میشوستین، که پیشتر در مسند رئیس اداره مالیات قرار داشت، از یک روزنامه نگار اجنبی برای حضور در دفتر خود دعوت می کند. از او می پرسد که دیروز عصر در هتل قهوه سفارش داده است؟ او در عرض چند دقیقه با استفاده از پایگاه داده های اقتصادی خود اقلام سفارش روزنامه نگار را در مانیتورهای رو دیوار (ویدئو وال) به او نشان می دهد که یک لاته، یک اسپرسو و سه کاپوچینو سفارش داده است! میشوستین می خواست نشان دهد که ما در اداره مالیات همه چیز را می دانیم و حتی این جزئیات ساده هم از دستمان نمی رود. اینجا برای محاسبه تورم مثل لیبرال دموکراسی های غربی وقت را برای نمونه گیری قیمت کالاهای سبد تورم تلف نمی کنند، کل کار با فشار یک دکمه انجام می شود! این اشراف مایه رشک بسیاری از اهالی سیاست در غرب است، نیاز آدم سیاسی به مالیات گیری حداکثری مثل نیاز ماهی به آب است!
عملکرد مالیاتی میشوستین عالی بود و توانست درآمدهای دولت "تزار بزرگ" را به شکل چشمگیری افزایش دهد، ولی او با آن نمایش در واقع به مخاطبش می گفت که حواسمان به شماها هست و خلاصه بجنبید، شما را خواهیم جنباند! هر چه بخرید و بفروشید و همه مبادله ها و مناسبات شما را جایی ذخیره داریم که لازم باشد به شکل مقتضی مورد استفاده قرار می گیرد. در مملکت "تزار بزرگ" 1984 جورج اورورل نه یک افسانه که واقعیت است. حالا میشوستین نخست وزیر روسیه است.
چین که از این نظر حتی از روسیه جلوتر است و از سیستم رتبه بندی اجتماعی اش زیاد شنیده ایم، خیلی ها ابراز نگرانی می کنند که اگر فلانی به قدرت برسد، کشور پادگان می شود و "جمهوریت" به باد می رود و تسمه از گرده مردم خواهند کشید. بحث در مورد تفاوت های شخصیت این یا آن آدم سیاسی البته می تواند مضمون بحث های داغی باشد، ولی در بهترین حالت سطحی و گمراه کننده است. اگر دلنگران آزادی انسان ها یا به قول رایج در فولکلور سیاسی ایران "جمهوریت" هستید، اصل مطلب جای دیگری است: تکنولوژی و اقتدارگرایی فنی، چیزی که با توجه به اقبال اهالی سیاست در ایران به چین و روسیه احتمالا باید خیلی باعث نگرانی باشد. صدای پای آن را این حوالی نمی شنوید؟ والله اعلم.
https://bit.ly/2RwBpYw
پ.ن: نظر دوست گرانقدر در کانال "جناب گاو" را هم ببینید:
https://t.me/jenabegav/606
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Foreign Policy
Russia’s New Prime Minister Augurs Techno-Authoritarianism
Mikhail Mishustin used the art of surveillance to master the science of tax revenue collection. Now he may lend that expertise to enhance Putin’s authoritarian…
مغز کرم و چنگال اژدها
"هیچ جباریتی دل آزارتر از جباریت عوام و گمنامان نیست؛ چنین جباریتی همه جا را سرک می کشد و همه چیز را به هم می ریزد؛ با بلاهت سهمگین و همه جا حاضرش جلوی جوانه زدن نوآوری را می گیرد و ریشه هر نبوغی را می سوزاند، این گله بی چوپان، این مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند!"
از این ذهن کرم و چنگال اژدها بترسید، کاربلدترین پوپولیست ها هم تا جایی مردم را راهبری می کنند، از جایی به بعد فشار توده ها آنها را پیش خواهد برد، اینکه تعداد زیادی به اشتباهی معتقد باشند، چیزی از اشتباه بودن آن کم نمی کند، یک حماقت را حتی اگر تعداد زیادی تایید کنند باز هم حماقت است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
"هیچ جباریتی دل آزارتر از جباریت عوام و گمنامان نیست؛ چنین جباریتی همه جا را سرک می کشد و همه چیز را به هم می ریزد؛ با بلاهت سهمگین و همه جا حاضرش جلوی جوانه زدن نوآوری را می گیرد و ریشه هر نبوغی را می سوزاند، این گله بی چوپان، این مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند!"
از این ذهن کرم و چنگال اژدها بترسید، کاربلدترین پوپولیست ها هم تا جایی مردم را راهبری می کنند، از جایی به بعد فشار توده ها آنها را پیش خواهد برد، اینکه تعداد زیادی به اشتباهی معتقد باشند، چیزی از اشتباه بودن آن کم نمی کند، یک حماقت را حتی اگر تعداد زیادی تایید کنند باز هم حماقت است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خبر رسیدن جنس مرغوب
کتاب " اقتصاد اتریشی - آشنایی با مکتب بازار-" توسط نشر آماره منتشر شد.
تالیف استیون هورویتز
ترجمه امیرحسین خالقی
با اجازه نامه رسمی از ناشر اصلی در امریکا
قطع رقعی ۱۸۰ صفحه
قیمت ۵۰۰۰۰ تومان
برای تهیه این کتاب به سایت نشر آماره یا فروشگاه داریک پی مراجعه کنید:
صفحه کتاب
با ۱۵ درصد تخفیف ویژه تا پانزدهم تیرماه
صفحه کتاب
با 20 درصد تخفیف
به همراه تخفیف ده درصدی دیگر آثار
###### تعداد محدود #####
www.nashreamareh.ir
پشتیبانی از طریق پیامک - واتس آپ و تلگرام
09368764391
لینک کتاب در آمازون
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
کتاب " اقتصاد اتریشی - آشنایی با مکتب بازار-" توسط نشر آماره منتشر شد.
تالیف استیون هورویتز
ترجمه امیرحسین خالقی
با اجازه نامه رسمی از ناشر اصلی در امریکا
قطع رقعی ۱۸۰ صفحه
قیمت ۵۰۰۰۰ تومان
برای تهیه این کتاب به سایت نشر آماره یا فروشگاه داریک پی مراجعه کنید:
صفحه کتاب
با ۱۵ درصد تخفیف ویژه تا پانزدهم تیرماه
صفحه کتاب
با 20 درصد تخفیف
به همراه تخفیف ده درصدی دیگر آثار
###### تعداد محدود #####
www.nashreamareh.ir
پشتیبانی از طریق پیامک - واتس آپ و تلگرام
09368764391
لینک کتاب در آمازون
اینجا
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍3
برای ویلای مدیر عامل چرتکه نیندازید!
دیدم عزیزی نوشته است: "يه تفكر هست كه ميگه اگر از هايپرماركت ها خريد كنی، به مدير عامل كمک كردی كه بتونه ويلای سومش رو بخره!
اما اگر از مغازه محل خريد كنی، به يه بچه كمک كردی كه بره مدرسه يا بره كلاس ورزش و به يه پدر و مادر كمک كردی، تا بتونن يه لقمه نون بذارن سر سفره بچه هاشون!"
از آنجا که شبیه این استدلال زیاد تکرار میشود چند نکته قابل ذکر است:
۱. به عنوان مشتری که احتمالا پول با زحمت به دست اوردهای حق شماست که از هر جا که خواستی هایپر مارکت یا بقالی یقینعلی خريد کنی، هیچ الزام "اخلاقی" در کار نیست، خريد شما به درجاتی نوعی کمک برای کارمند جزء هایپرمارکت که در انبار آن زحمت میکشد هم به شمار میآید.
۲. هایپرمارکت و یقینعلی بقال در معنای دقیق کلمه اساسا جانشین هم نیستند، دو تجربه خريد متفاوتاند و مشتریان خود را دارند، خیلی از ما هم در موقعیتهای مختلف از این یا آن استفاده میکنیم.
۳. فرض کنید طرف ویلای پنجمش را بخرد، چه اشکالی دارد؟ از من یا دیگری که سرقت نکرده است، جنس ارزانی تامین کرده است و هزاران و چه بسا میلیونها مشتری توانستهاند از کالا و خدمات ارزان برخوردار باشند و پول زحمتکشی را خرج کنند، به چنین کسی باید دست مریزاد گفت، نه اینکه برای اموالش چرتکه انداخت.
۴. یقینعلی خودش بیش از بقیه به فکر منفعت خودش است، پولش را هم در میآورد، ولی اگر چنین نیست و کارش نمی چرخد، چرا باید فکر کنیم باید او را به زور سرپا نگه داشت؟ او میتواند کار دیگری راه بیندازد و نیاز مهمی از مردم را برطرف سازد و خود و بقیه را ثروتمندتر کند.
۵. این تصور که اگر یقینعلیها از میدان به در شدند، هایپرمارکتها دارای قدرت انحصاری میشوند، یکهتازی میکنند و خون مردم را با گرانفروشی در شیشه خواهند کرد هم باد هواست. حتی یقینعلی هم میداند که فارغ از رقابت کالا را نمیتوان با هر قیمتی فروخت و کافی است سود خوبی به جیب بزنی تا رندان وارد صحنه شوند و آرامشت را به هم بزنند. هایپرمارکتها هم بخواهد زیاد بیترمز بروند با اتحادیه یقینعلیها روبه رو میشوند که جنس ارزانتر میدهند و مشتریانشان از دست خواهند رفت. در رقابت هم از هر طرف کشته شود به نفع مشتری است.
مخلص کلام، از هرکدام "دلتان خواست" و با هر انگیزهای خريد کنید و لذت خريد را با فکر کردن به ترهات از بین نبرید، والله اعلم.
پ.ن: "مشهور بودن به صداقت خود منشاء ثروت است. بازارهای رقابتی کلک کلاه برداران، متقلبان و دروغ گویان را خواهند کَند، بازار انسان ها را اخلاقیتر نمی سازد، ولی هزینه رفتار غیراخلاقی را بالا می برد. از این روست که گفته می شود سرمایه داری از محتوای اخلاقی قدرتمندی برخوردار است".
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
دیدم عزیزی نوشته است: "يه تفكر هست كه ميگه اگر از هايپرماركت ها خريد كنی، به مدير عامل كمک كردی كه بتونه ويلای سومش رو بخره!
اما اگر از مغازه محل خريد كنی، به يه بچه كمک كردی كه بره مدرسه يا بره كلاس ورزش و به يه پدر و مادر كمک كردی، تا بتونن يه لقمه نون بذارن سر سفره بچه هاشون!"
از آنجا که شبیه این استدلال زیاد تکرار میشود چند نکته قابل ذکر است:
۱. به عنوان مشتری که احتمالا پول با زحمت به دست اوردهای حق شماست که از هر جا که خواستی هایپر مارکت یا بقالی یقینعلی خريد کنی، هیچ الزام "اخلاقی" در کار نیست، خريد شما به درجاتی نوعی کمک برای کارمند جزء هایپرمارکت که در انبار آن زحمت میکشد هم به شمار میآید.
۲. هایپرمارکت و یقینعلی بقال در معنای دقیق کلمه اساسا جانشین هم نیستند، دو تجربه خريد متفاوتاند و مشتریان خود را دارند، خیلی از ما هم در موقعیتهای مختلف از این یا آن استفاده میکنیم.
۳. فرض کنید طرف ویلای پنجمش را بخرد، چه اشکالی دارد؟ از من یا دیگری که سرقت نکرده است، جنس ارزانی تامین کرده است و هزاران و چه بسا میلیونها مشتری توانستهاند از کالا و خدمات ارزان برخوردار باشند و پول زحمتکشی را خرج کنند، به چنین کسی باید دست مریزاد گفت، نه اینکه برای اموالش چرتکه انداخت.
۴. یقینعلی خودش بیش از بقیه به فکر منفعت خودش است، پولش را هم در میآورد، ولی اگر چنین نیست و کارش نمی چرخد، چرا باید فکر کنیم باید او را به زور سرپا نگه داشت؟ او میتواند کار دیگری راه بیندازد و نیاز مهمی از مردم را برطرف سازد و خود و بقیه را ثروتمندتر کند.
۵. این تصور که اگر یقینعلیها از میدان به در شدند، هایپرمارکتها دارای قدرت انحصاری میشوند، یکهتازی میکنند و خون مردم را با گرانفروشی در شیشه خواهند کرد هم باد هواست. حتی یقینعلی هم میداند که فارغ از رقابت کالا را نمیتوان با هر قیمتی فروخت و کافی است سود خوبی به جیب بزنی تا رندان وارد صحنه شوند و آرامشت را به هم بزنند. هایپرمارکتها هم بخواهد زیاد بیترمز بروند با اتحادیه یقینعلیها روبه رو میشوند که جنس ارزانتر میدهند و مشتریانشان از دست خواهند رفت. در رقابت هم از هر طرف کشته شود به نفع مشتری است.
مخلص کلام، از هرکدام "دلتان خواست" و با هر انگیزهای خريد کنید و لذت خريد را با فکر کردن به ترهات از بین نبرید، والله اعلم.
پ.ن: "مشهور بودن به صداقت خود منشاء ثروت است. بازارهای رقابتی کلک کلاه برداران، متقلبان و دروغ گویان را خواهند کَند، بازار انسان ها را اخلاقیتر نمی سازد، ولی هزینه رفتار غیراخلاقی را بالا می برد. از این روست که گفته می شود سرمایه داری از محتوای اخلاقی قدرتمندی برخوردار است".
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
در باب واکسنجات و باقی قضایا
خیلیها به دنبال ایناند که دولت از مصرفکنندگان حمایت کند، ولی خبر ندارند که مسئله اصلی حمایت از مصرفکنندگان در برابر شر دولت است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
خیلیها به دنبال ایناند که دولت از مصرفکنندگان حمایت کند، ولی خبر ندارند که مسئله اصلی حمایت از مصرفکنندگان در برابر شر دولت است!
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یاد گذشته: در مزایای وا دادن!
تیمسار پاکروان یکی دو سال مانده به انقلاب تصمیم گرفته بود که سری به کاشان بزند، او و همسرش راهشان را از جنوب شهر انتخاب می کنند، تصویری که از زبان همسرش در توصیف اوضاع گفته می شد حیرت آور است، آلونک هایی که با قوطی و حلبی ساخته شده بودند، آب غیربهداشتی و بدبو که مردم مجبور به آشامیدن آن بودند و آشغال و کثافتی که از در و دیوار بالا می رفت.
سال های بداقبالی پادشاه بود، با موش دواندن عرب های حجاز، قیمت نفت سقوط کرده و طرح های بلندپروازانه شاه معطل مانده بود، تورم و بیکاری غوغا می کرد، ناظری خارجی از دیدن این همه جوان بیکار ناراضی در جنوب پایتخت تعجب کرده بود که چطور رژیم سلطنتی هنوز سرپاست، در دوران رونق از روستاهای مختلف همه برای کار به پایتخت آمده بودند و با کاهش درآمدهای دولت و رکود پیامد آن، خیلی هایشان بیکار شده بودند. بمب نارضایتی به کار افتاده بود.
از آن سو سدها هم تکمیل نشده بود و تولید برق کافی نبود، در تهران گاه تا 9 ساعت قطعی برق را شاهد بودیم. دانشجویان و روشنفکران هم که سایه شاه مستبد را با تیر می زدند. پاکروان عکس ها گرفته و به شاه و ملکه نشان داده بود که خطر جدی تر از اینهاست، می گفتند که بعد از آن مرتب با شاه در این مورد دیدار می کرد و نقل کرده است که شاه بیمار را همچون غریقی درمانده می دید که در چشمان او می خواند چقدر به کمک اش نیازمند است. اما کاری از کسی برنیامد، کل قضایا یکسال بیشتر طول نکشید و شد آنچه که شد.
بعد از این تحریم های اخیر دیدم کسانی صدایشان درآمده است که چرا اصلا سراغ توافق و برجام رفتید. به نظرم بد نیست اوضاع آن دوران پیش از انقلاب را مرور کنیم که بی شباهت به اوضاع چند سال پیش نبود. زمانی که با پیامدهای نفتی پس انفجار قیمت نفت روبه رو بودیم و البته تحریمی هم در کار نبود. چه آن زمان و چه اکنون هزینه اداره مملکت آریایی اسلامی بسیار بالا بود و هست.
در این کشور به هزار دلیل موجه و غیرموجه تعداد ناراضیان وضع موجود همیشه زیادتر از تعداد راضی ها بوده است. تا اطلاع ثانوی باید به شکلی آنها را آرام نگه داشت؛ دولت ها برای این کار ایجاد شغل، تقسیم عایدات نفت و انحصار زور را در اختیار دارند، ولی همه اینها نیازمند پترودلار است.
اما در دوره تحریم ها دیدیم که شریان درآمدی اصلی کشور در حال قطع شدن بود، اکثریتی از مردم هم حوصله مقاومت برای حق مسلم شان نداشتند و نارضایتی بالا بود، در طرف مقابل هم تقریبا همه دنیا صف کشیده بودند، در این حالت اگر کسانی زیاد مقاومت می کردند، بعید نبود با بدتر شدن اوضاع مملکت با شورش های اجتماعی روبه رو شود. وقتی پول کافی نداشته باشی که خرج حفظ وضع موجود کنی، نیروهای گریز از مرکز کار را از دستت در می آورند. روی وطن دوستی مردم خیلی نباید حساب کرد، اقتصاد مهم تر است. این مملکت در خباثت و توطئه خودکفاست.
کار ادامه پیدا می کرد، کنترل مملکتی با این وسعت ساده نبود، "مقاومت" و "ایستادگی" و "حق مسلم" البته بد نیست، مشروط بر اینکه پولی در بساط باشد، حتی وطن پرستی هم نیازمند وجه نقد است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
تیمسار پاکروان یکی دو سال مانده به انقلاب تصمیم گرفته بود که سری به کاشان بزند، او و همسرش راهشان را از جنوب شهر انتخاب می کنند، تصویری که از زبان همسرش در توصیف اوضاع گفته می شد حیرت آور است، آلونک هایی که با قوطی و حلبی ساخته شده بودند، آب غیربهداشتی و بدبو که مردم مجبور به آشامیدن آن بودند و آشغال و کثافتی که از در و دیوار بالا می رفت.
سال های بداقبالی پادشاه بود، با موش دواندن عرب های حجاز، قیمت نفت سقوط کرده و طرح های بلندپروازانه شاه معطل مانده بود، تورم و بیکاری غوغا می کرد، ناظری خارجی از دیدن این همه جوان بیکار ناراضی در جنوب پایتخت تعجب کرده بود که چطور رژیم سلطنتی هنوز سرپاست، در دوران رونق از روستاهای مختلف همه برای کار به پایتخت آمده بودند و با کاهش درآمدهای دولت و رکود پیامد آن، خیلی هایشان بیکار شده بودند. بمب نارضایتی به کار افتاده بود.
از آن سو سدها هم تکمیل نشده بود و تولید برق کافی نبود، در تهران گاه تا 9 ساعت قطعی برق را شاهد بودیم. دانشجویان و روشنفکران هم که سایه شاه مستبد را با تیر می زدند. پاکروان عکس ها گرفته و به شاه و ملکه نشان داده بود که خطر جدی تر از اینهاست، می گفتند که بعد از آن مرتب با شاه در این مورد دیدار می کرد و نقل کرده است که شاه بیمار را همچون غریقی درمانده می دید که در چشمان او می خواند چقدر به کمک اش نیازمند است. اما کاری از کسی برنیامد، کل قضایا یکسال بیشتر طول نکشید و شد آنچه که شد.
بعد از این تحریم های اخیر دیدم کسانی صدایشان درآمده است که چرا اصلا سراغ توافق و برجام رفتید. به نظرم بد نیست اوضاع آن دوران پیش از انقلاب را مرور کنیم که بی شباهت به اوضاع چند سال پیش نبود. زمانی که با پیامدهای نفتی پس انفجار قیمت نفت روبه رو بودیم و البته تحریمی هم در کار نبود. چه آن زمان و چه اکنون هزینه اداره مملکت آریایی اسلامی بسیار بالا بود و هست.
در این کشور به هزار دلیل موجه و غیرموجه تعداد ناراضیان وضع موجود همیشه زیادتر از تعداد راضی ها بوده است. تا اطلاع ثانوی باید به شکلی آنها را آرام نگه داشت؛ دولت ها برای این کار ایجاد شغل، تقسیم عایدات نفت و انحصار زور را در اختیار دارند، ولی همه اینها نیازمند پترودلار است.
اما در دوره تحریم ها دیدیم که شریان درآمدی اصلی کشور در حال قطع شدن بود، اکثریتی از مردم هم حوصله مقاومت برای حق مسلم شان نداشتند و نارضایتی بالا بود، در طرف مقابل هم تقریبا همه دنیا صف کشیده بودند، در این حالت اگر کسانی زیاد مقاومت می کردند، بعید نبود با بدتر شدن اوضاع مملکت با شورش های اجتماعی روبه رو شود. وقتی پول کافی نداشته باشی که خرج حفظ وضع موجود کنی، نیروهای گریز از مرکز کار را از دستت در می آورند. روی وطن دوستی مردم خیلی نباید حساب کرد، اقتصاد مهم تر است. این مملکت در خباثت و توطئه خودکفاست.
کار ادامه پیدا می کرد، کنترل مملکتی با این وسعت ساده نبود، "مقاومت" و "ایستادگی" و "حق مسلم" البته بد نیست، مشروط بر اینکه پولی در بساط باشد، حتی وطن پرستی هم نیازمند وجه نقد است. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
👍1
مخزن الاسرار!
یک مجموعه کتابچه خوب به زبان ساده (لاتین) برای آشنایی با غول های حوزه اقتصاد از موسسه فریزر هست، یکی دو تایی از آنها ترجمه شده اند و همانطور که از اسم این مجموعه هم بر می آید، برای درک اقتصاد سیاسی ضروری اند، اگر هر یک از یاران راهبرد تمایل داشت، خبر بدهد تا ارسال کنم. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
یک مجموعه کتابچه خوب به زبان ساده (لاتین) برای آشنایی با غول های حوزه اقتصاد از موسسه فریزر هست، یکی دو تایی از آنها ترجمه شده اند و همانطور که از اسم این مجموعه هم بر می آید، برای درک اقتصاد سیاسی ضروری اند، اگر هر یک از یاران راهبرد تمایل داشت، خبر بدهد تا ارسال کنم. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY