زمین های دولتی و نظامی تهران!
برآوردی ندارم؛ ولی بخش بزرگی از زمین های تهران را نظامیان و دولتی ها در اختیار گرفته اند؛ برای نمونه زندان اوین برای کاربری کنونی شاید زیادی گرانقیمت باشد، شاید بهتر باشد با لحاظ شفافیت و "عدالت" به تجربه بریتانیایی ها هم فکر کرد؛ والله اعلم.
پ.ن: منبع کتاب ثروت "عمومی" ملل از دتر و فولستر ترجمه دکتر جعفر خیرخواهان است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برآوردی ندارم؛ ولی بخش بزرگی از زمین های تهران را نظامیان و دولتی ها در اختیار گرفته اند؛ برای نمونه زندان اوین برای کاربری کنونی شاید زیادی گرانقیمت باشد، شاید بهتر باشد با لحاظ شفافیت و "عدالت" به تجربه بریتانیایی ها هم فکر کرد؛ والله اعلم.
پ.ن: منبع کتاب ثروت "عمومی" ملل از دتر و فولستر ترجمه دکتر جعفر خیرخواهان است.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب جنگ داخلی ایران
"خیلی از تازه کارها در حوزه سیاست ایران شاید به این فکر بیفتند که با توجه به تنوع قومیتی چشمگیر ایران بد نیست با کارت قومیت ها بازی کرد و به حمایت از برخی از جنبش های تجزیه طلب پرداخت. این اشتباه بزرگی است. ایران به عنوان یک ملت مفهومی بسیار دیرپاتر از این دولت های قومی است و تاریخی دور و دراز دارد.
در گذشته هم وقتی کسانی خواستند از این ناآرامی های قومی به سود خود بهره برداری کنند، تنها باعث شد که ایرانی ها از دسته و گروه ها و اقوام مختلف زیر یک پرچم واحد متحد شوند، مهم هم نبود که دولتشان چقدر بد و سرکوبگر باشد. حمله صدام حسین به ایران در 1980 حکومت انقلابی ایران را نجات داد؛ حکومتی که سررشته کار از دستش در رفته بود."
این ترجمه آزاد بخشی از مقاله مایکل روبین است با عنوانی رعب آور "جنگ داخلی قریب الوقوع در ایران چگونه خواهد بود؟"؛ ادعا کرده است که خوشبختانه تاکنون ایالات متحده و هیچ قدرت دیگری از جنبش های تجزیه طلب حمایت نکرده است که به دلایل بالا کار درستی بوده است؛ اینکه در آینده چه می شود، کمی نگران کننده است، والله اعلم.
https://goo.gl/2Z1Lwu
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"خیلی از تازه کارها در حوزه سیاست ایران شاید به این فکر بیفتند که با توجه به تنوع قومیتی چشمگیر ایران بد نیست با کارت قومیت ها بازی کرد و به حمایت از برخی از جنبش های تجزیه طلب پرداخت. این اشتباه بزرگی است. ایران به عنوان یک ملت مفهومی بسیار دیرپاتر از این دولت های قومی است و تاریخی دور و دراز دارد.
در گذشته هم وقتی کسانی خواستند از این ناآرامی های قومی به سود خود بهره برداری کنند، تنها باعث شد که ایرانی ها از دسته و گروه ها و اقوام مختلف زیر یک پرچم واحد متحد شوند، مهم هم نبود که دولتشان چقدر بد و سرکوبگر باشد. حمله صدام حسین به ایران در 1980 حکومت انقلابی ایران را نجات داد؛ حکومتی که سررشته کار از دستش در رفته بود."
این ترجمه آزاد بخشی از مقاله مایکل روبین است با عنوانی رعب آور "جنگ داخلی قریب الوقوع در ایران چگونه خواهد بود؟"؛ ادعا کرده است که خوشبختانه تاکنون ایالات متحده و هیچ قدرت دیگری از جنبش های تجزیه طلب حمایت نکرده است که به دلایل بالا کار درستی بوده است؛ اینکه در آینده چه می شود، کمی نگران کننده است، والله اعلم.
https://goo.gl/2Z1Lwu
کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمای دولت ها در ایران
"دولت در همه جا حضوری هراس آور دارد؛ ولی نمی تواند مردم را وا دارد چنانکه که سیاستگذاران می خواهند عمل کنند؛ انگار که تکه سنگ بزرگی را داخل برکه ای کوچک بیندازی؛ همه جا موج ایجاد می شود؛ ولی بعید است بتوانی ماهی ای بگیری!"
این معمای دولت ها در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ماست در همه ارکان جامعه نفوذ می کنند؛ ولی ازپس ایجاد تغییرات مطلوب بر نمی آیند.
پ.ن: گفته بالا از کتاب دولت های ضعیف جامعه های قوی اثر جوئل میگدال است. نابجاترین پیشنهاد اینست که برای این هیولای همه جا حاضر (دولت) حضور بیشتر را تجویز کنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"دولت در همه جا حضوری هراس آور دارد؛ ولی نمی تواند مردم را وا دارد چنانکه که سیاستگذاران می خواهند عمل کنند؛ انگار که تکه سنگ بزرگی را داخل برکه ای کوچک بیندازی؛ همه جا موج ایجاد می شود؛ ولی بعید است بتوانی ماهی ای بگیری!"
این معمای دولت ها در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ماست در همه ارکان جامعه نفوذ می کنند؛ ولی ازپس ایجاد تغییرات مطلوب بر نمی آیند.
پ.ن: گفته بالا از کتاب دولت های ضعیف جامعه های قوی اثر جوئل میگدال است. نابجاترین پیشنهاد اینست که برای این هیولای همه جا حاضر (دولت) حضور بیشتر را تجویز کنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از مصائب سرمایه داری!
انسان های امروز حدود 380 درصد بیش از آغاز دهه 1980 (آغاز دوره موسوم به نئولیبرالیسم) از وفور نعمت بیشتری برخوردار اند، والله اعلم.
https://goo.gl/ntcYSr
کانال راهبرد
@RahbordChannel
انسان های امروز حدود 380 درصد بیش از آغاز دهه 1980 (آغاز دوره موسوم به نئولیبرالیسم) از وفور نعمت بیشتری برخوردار اند، والله اعلم.
https://goo.gl/ntcYSr
کانال راهبرد
@RahbordChannel
این یک درصدی های دوست داشتنی!
زمانی کسانی در ینگه دنیا در خیابان راه افتاده بودند و می گفتند ما 99 درصدی ها می خواهیم پوزه آن 1 درصد چپاولگر را به خاک بمالیم، این فتیش یک درصدی ها برای بسیاری جذاب بود، آدم هایی که بیشتر از 99 درصد مردم درآمد دارند و به قیمت بدبختی بقیه نان می خورند و دستشان با سیاسیون در یک کاسه است و ...
اما واقعیت چیست؟ پژوهشی نشان می دهد که حدود 11 درصد از آمریکایی ها در عمرشان حداقل یک بار در این گروه اسرار آمیز 1 درصدی جا می گیرند، ولی نرخ ورود و خروج به این دسته بسیار زیاد است؛ حدود 94 درصد افرادی که توفیق ورود به باند "یک درصدی ها" را دارند، عمر حضورشان به بیش از یک سال نمی رسد! برای بقیه هم اوضاع خوب نیست، در واقع عمر حضور 99 درصد از اعضای باند "یک درصدی ها" بیش از یک دهه نیست!
در مضمونی مشابه کسانی در ایران حرف از 4 درصدی و 96 درصدی ها زده اند؛ اینکه اوضاع ما چگونه است، البته تحقیقی نداریم، ولی از من به شما نصیحت این قبیل ارقام را حتی از مراکز علمی معتبر هم با احتیاط بپذیرید، چه رسد به اهالی سیاست، والله اعلم.
https://goo.gl/5P6BSm
کانال راهبرد
@RahbordChannel
زمانی کسانی در ینگه دنیا در خیابان راه افتاده بودند و می گفتند ما 99 درصدی ها می خواهیم پوزه آن 1 درصد چپاولگر را به خاک بمالیم، این فتیش یک درصدی ها برای بسیاری جذاب بود، آدم هایی که بیشتر از 99 درصد مردم درآمد دارند و به قیمت بدبختی بقیه نان می خورند و دستشان با سیاسیون در یک کاسه است و ...
اما واقعیت چیست؟ پژوهشی نشان می دهد که حدود 11 درصد از آمریکایی ها در عمرشان حداقل یک بار در این گروه اسرار آمیز 1 درصدی جا می گیرند، ولی نرخ ورود و خروج به این دسته بسیار زیاد است؛ حدود 94 درصد افرادی که توفیق ورود به باند "یک درصدی ها" را دارند، عمر حضورشان به بیش از یک سال نمی رسد! برای بقیه هم اوضاع خوب نیست، در واقع عمر حضور 99 درصد از اعضای باند "یک درصدی ها" بیش از یک دهه نیست!
در مضمونی مشابه کسانی در ایران حرف از 4 درصدی و 96 درصدی ها زده اند؛ اینکه اوضاع ما چگونه است، البته تحقیقی نداریم، ولی از من به شما نصیحت این قبیل ارقام را حتی از مراکز علمی معتبر هم با احتیاط بپذیرید، چه رسد به اهالی سیاست، والله اعلم.
https://goo.gl/5P6BSm
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک اقتصاد امنیتی؛ میمون کوری که موز گیرش آمد!
آن حضرت جایی گفته بود "چماق" و "هویج" هر دو برای جهت دهی به اقتصاد و همراه کردن بنگاه ها در راه توسعه لازم است؛ چه اشکال دارد اگر "هویج هایی" مانند مشوق های صادراتی و وام های ارزان و ... کارگر نیفتاد از "چماق هایی" مانند قطع وام از بانک های دولتی و حتی پای کار آوردن امنیتی چی ها استفاده کرد؟ ( آن حضرت کسی نیست جز پرفسور ها جون چانگ، اقتصاددان کره ای هوادار مداخله دولت که باب دل خیلی ها در وطن شده است)
مثال هایی هم می آورد؛ در دهه 1960، گروه ال جی، غول صنعت الکترونیک، می خواست در صنایع پوشاک و نساجی وارد شود، ولی با فشار دولت وارد صنعت تولید کابل های برق شد؛ ، در دهه 1970، دولت کره جنوبی فشار زیادی روی شرکت هیوندای و بنیانگذار افسانه ای آن آورد که وارد ساخت کشتی بشوند و حتی ژنرال پارک، دیکتاتور کره ای و معمار توسعه کره، شخصا او را تهدید کرده بود که به حرف گوش نکند کار شرکتش تمام است!
کسانی هم در ایران با الهام از این نمونه "درخشان" خواهان مداخله های "هدفمند" دولت در اقتصاد اند و البته پاسخ هم نمی دهند چرا امام زاده دولت در روسیه و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین حاجت نداد. باری، روی کاغذ دولت ها می توانند به همان خوبی بازار عمل کنند، ولی در واقعیت کار متفاوت است. یک لحظه فکر کنید نیروهای امنیتی اجازه مداخله هایی از این دست را پیدا کنند، یک طرف اطلاعات و داغ و درفش دارد و طرف دیگر پول، نتیجه از خورشید هم روشن تر است. هرچند در ایران نمونه هایی مانند طرح مبارزه با ثروت های بادآورده را در دوران سازندگی داشته ایم، ولی در جامعه ای با ارزش های دموکراتیک بعید است بتوان سمت و سوی این حرکت ها رفت.
هزینه فرصت هم بحث دیگری است، فرض کنید ال جی به سراغ همان حوزه پوشاک رفته بود (حوزه ای که احتمالا با توجه به ملاحظات سودآوری و رشد بازار و دسترس بودن منابع و مانند آن انتخاب شده بود)، از کجا می دانیم که در آن صورت وضعیتی بهتر از حالت کنونی وجود نداشت؟ دولت مسیری را برای بنگاه ها انتخاب کرد و بعد همه ابزارها را برای سرپا نگاه داشتن آنها انجام می دهد؛ شاید نمونه های موفقی هم به وجود بیایند و روی کاغذ ارقام اشتغال و تولید هم بالا رود، ولی این لزوما به معنای خلق ثروت واقعی و کارایی بالا نیست. به هر صورت عجیب نیست که یک میمون کور هم گاهی موز گیرش بیاید، ولی در اکثر موارد حاصل چیزی در مایه های فاجعه بوده است (صنعت خودروسازی ایران فقط یک نمونه است). در مورد فساد در چنین اقتصادهایی که پیشتر گفته ام و نیاز به تکرار ندارد.
یک مسئله بزرگ هم این وسط هست، می دانیم خیلی اوقات دولت ها از فلان بنگاه و صنعت حمایت می کنند، ولی کی به این نتیجه می رسند که باید دست از حمایت بردارند؟ تصمیم گیری در این مورد معمولا سیاسی است و معمولا بسیار دیرهنگام بعد از اینکه منابع فراوانی هدر شدند صورت می گیرد، در اقتصاد آزاد، اگر امیدی به حال و آینده یک شرکت نبود منحل می شود و سرمایه و نیروی کار به سمت دیگر می رود. حمایت های دولت بسیاری اوقات مثل تنفس مصنوعی دادن به جنازه است (نیازی به آوردن مثال های وطنی است؟)!
راستی چرا فکر می کنیم آدم ها وقتی در بازار و بخش خصوصی فعال اند، فقط به فکر سود شخصی اند، ولی وقتی به دولت می روند به فرشته هایی تبدیل می شوند که دغدغه ای جز خدمت به خلق ندارند؟ دولت "خوب" مورد نظر بسیاری از دولتگرایان در واقع "مجمع الفرشتگان" است! یک نکته را هم در مورد کره جنوبی از یاد نبریم؛ اصلا فرض کنیم این مداخله های "موثر" بود؛ اگر نبود شرایط ویژه جنگ سرد و مناسبات قدرت در شرق آسیا و حمایت های ایالات متحده، امکان نداشت تاکید می کنم امکان نداشت دولت کره بتواند دو سه دهه کسری تجاری را تاب بیاورد؛ پیش نیاز توسعه اقتصادی، داشتن یک سیاست خارجی هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی است، والله اعلم.
https://goo.gl/NgJwyD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
آن حضرت جایی گفته بود "چماق" و "هویج" هر دو برای جهت دهی به اقتصاد و همراه کردن بنگاه ها در راه توسعه لازم است؛ چه اشکال دارد اگر "هویج هایی" مانند مشوق های صادراتی و وام های ارزان و ... کارگر نیفتاد از "چماق هایی" مانند قطع وام از بانک های دولتی و حتی پای کار آوردن امنیتی چی ها استفاده کرد؟ ( آن حضرت کسی نیست جز پرفسور ها جون چانگ، اقتصاددان کره ای هوادار مداخله دولت که باب دل خیلی ها در وطن شده است)
مثال هایی هم می آورد؛ در دهه 1960، گروه ال جی، غول صنعت الکترونیک، می خواست در صنایع پوشاک و نساجی وارد شود، ولی با فشار دولت وارد صنعت تولید کابل های برق شد؛ ، در دهه 1970، دولت کره جنوبی فشار زیادی روی شرکت هیوندای و بنیانگذار افسانه ای آن آورد که وارد ساخت کشتی بشوند و حتی ژنرال پارک، دیکتاتور کره ای و معمار توسعه کره، شخصا او را تهدید کرده بود که به حرف گوش نکند کار شرکتش تمام است!
کسانی هم در ایران با الهام از این نمونه "درخشان" خواهان مداخله های "هدفمند" دولت در اقتصاد اند و البته پاسخ هم نمی دهند چرا امام زاده دولت در روسیه و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین حاجت نداد. باری، روی کاغذ دولت ها می توانند به همان خوبی بازار عمل کنند، ولی در واقعیت کار متفاوت است. یک لحظه فکر کنید نیروهای امنیتی اجازه مداخله هایی از این دست را پیدا کنند، یک طرف اطلاعات و داغ و درفش دارد و طرف دیگر پول، نتیجه از خورشید هم روشن تر است. هرچند در ایران نمونه هایی مانند طرح مبارزه با ثروت های بادآورده را در دوران سازندگی داشته ایم، ولی در جامعه ای با ارزش های دموکراتیک بعید است بتوان سمت و سوی این حرکت ها رفت.
هزینه فرصت هم بحث دیگری است، فرض کنید ال جی به سراغ همان حوزه پوشاک رفته بود (حوزه ای که احتمالا با توجه به ملاحظات سودآوری و رشد بازار و دسترس بودن منابع و مانند آن انتخاب شده بود)، از کجا می دانیم که در آن صورت وضعیتی بهتر از حالت کنونی وجود نداشت؟ دولت مسیری را برای بنگاه ها انتخاب کرد و بعد همه ابزارها را برای سرپا نگاه داشتن آنها انجام می دهد؛ شاید نمونه های موفقی هم به وجود بیایند و روی کاغذ ارقام اشتغال و تولید هم بالا رود، ولی این لزوما به معنای خلق ثروت واقعی و کارایی بالا نیست. به هر صورت عجیب نیست که یک میمون کور هم گاهی موز گیرش بیاید، ولی در اکثر موارد حاصل چیزی در مایه های فاجعه بوده است (صنعت خودروسازی ایران فقط یک نمونه است). در مورد فساد در چنین اقتصادهایی که پیشتر گفته ام و نیاز به تکرار ندارد.
یک مسئله بزرگ هم این وسط هست، می دانیم خیلی اوقات دولت ها از فلان بنگاه و صنعت حمایت می کنند، ولی کی به این نتیجه می رسند که باید دست از حمایت بردارند؟ تصمیم گیری در این مورد معمولا سیاسی است و معمولا بسیار دیرهنگام بعد از اینکه منابع فراوانی هدر شدند صورت می گیرد، در اقتصاد آزاد، اگر امیدی به حال و آینده یک شرکت نبود منحل می شود و سرمایه و نیروی کار به سمت دیگر می رود. حمایت های دولت بسیاری اوقات مثل تنفس مصنوعی دادن به جنازه است (نیازی به آوردن مثال های وطنی است؟)!
راستی چرا فکر می کنیم آدم ها وقتی در بازار و بخش خصوصی فعال اند، فقط به فکر سود شخصی اند، ولی وقتی به دولت می روند به فرشته هایی تبدیل می شوند که دغدغه ای جز خدمت به خلق ندارند؟ دولت "خوب" مورد نظر بسیاری از دولتگرایان در واقع "مجمع الفرشتگان" است! یک نکته را هم در مورد کره جنوبی از یاد نبریم؛ اصلا فرض کنیم این مداخله های "موثر" بود؛ اگر نبود شرایط ویژه جنگ سرد و مناسبات قدرت در شرق آسیا و حمایت های ایالات متحده، امکان نداشت تاکید می کنم امکان نداشت دولت کره بتواند دو سه دهه کسری تجاری را تاب بیاورد؛ پیش نیاز توسعه اقتصادی، داشتن یک سیاست خارجی هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی است، والله اعلم.
https://goo.gl/NgJwyD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Adam Smith Institute
23 Things We Are Telling You About Capitalism — Adam Smith Institute
An examination of Ha Joon Chang's "23 Things they Don't Tell You About Capitalism". A critical examination: examining, chapter by chapter, the assumptions and arguments that Chang makes and pointing out where there are logical and conceptual errors. For…
یک بیماری خطرناک شایع در میان ما ایرانیان: نام پرانی!
عزیز دلی پای این عکس نوشته است: "نام عکاس«فرجیان»است.اسم کوچکش را نمیدانم.
محمد یا مهسا، فیروزه یا میثم، هرچه که باشد، منی که به سختی چیزی میتواند گرفتارم کند را 48 ساعت است، به استیصال کشانده است و وادارم کرده تمام آثار بکت، بودلر، پوشکین، برشت و ییتس را برای بیان چیزی که میخواهم بیان کنم و نمیتوانم،جستجو کنم".
نام پرانی (یا به قول اهالی فرنگ نیم دراپینگ) یعنی ردیف کردن کلی اسم بزرگ برای گفتن چیزی که یحتمل خود گوینده هم نمی داند چیست! اگر کسی برای شرح نظرش به اسم کلی متفکر و سلبریتی ارجاع می دهد، و اگر از او شرح بیشتر بخواهید باز چند تا اسم دیگر ردیف و به کتاب هایی که باید بخوانید اشاره می کند؛ تردید نکنید با یک شیاد نام پران روبه رویید!
این عزیزان مجرم نیستند، ولی بیمارند؛ شاید بهترین کار این باشد که وقتتان را تلف این "کاسبان توجه" نکنید و از آنها فاصله بگیرید؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
عزیز دلی پای این عکس نوشته است: "نام عکاس«فرجیان»است.اسم کوچکش را نمیدانم.
محمد یا مهسا، فیروزه یا میثم، هرچه که باشد، منی که به سختی چیزی میتواند گرفتارم کند را 48 ساعت است، به استیصال کشانده است و وادارم کرده تمام آثار بکت، بودلر، پوشکین، برشت و ییتس را برای بیان چیزی که میخواهم بیان کنم و نمیتوانم،جستجو کنم".
نام پرانی (یا به قول اهالی فرنگ نیم دراپینگ) یعنی ردیف کردن کلی اسم بزرگ برای گفتن چیزی که یحتمل خود گوینده هم نمی داند چیست! اگر کسی برای شرح نظرش به اسم کلی متفکر و سلبریتی ارجاع می دهد، و اگر از او شرح بیشتر بخواهید باز چند تا اسم دیگر ردیف و به کتاب هایی که باید بخوانید اشاره می کند؛ تردید نکنید با یک شیاد نام پران روبه رویید!
این عزیزان مجرم نیستند، ولی بیمارند؛ شاید بهترین کار این باشد که وقتتان را تلف این "کاسبان توجه" نکنید و از آنها فاصله بگیرید؛ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتباط چندهمسری و ثبات سیاسی!
در جوامعی مانند سودان که چندهمسری رایج است؛ بخشی چشمگیری از جمعیت فقیر سرش بی کلاه می ماند. گفته اند اگر 10 درصد ثروتمند بالای جامعه هرکدام چهار همسر اختیار کنند؛ 30 درصد پایین فقیر بدون همسر خواهند ماند. این جوانان برای فرار از سرنوشت نامیمون خود رو به راهزنی و خشونت می آورند؛ عضو گروه های تروریستی یا خشونت طلب می شوند و خلاصه ثبات سیاسی را به خطر می اندازند. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در جوامعی مانند سودان که چندهمسری رایج است؛ بخشی چشمگیری از جمعیت فقیر سرش بی کلاه می ماند. گفته اند اگر 10 درصد ثروتمند بالای جامعه هرکدام چهار همسر اختیار کنند؛ 30 درصد پایین فقیر بدون همسر خواهند ماند. این جوانان برای فرار از سرنوشت نامیمون خود رو به راهزنی و خشونت می آورند؛ عضو گروه های تروریستی یا خشونت طلب می شوند و خلاصه ثبات سیاسی را به خطر می اندازند. والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از خوانندگان ارجمند راهبرد، در رابطه با پست نام پرانی کتابی کوتاه را به نگارش درآورده اند که در اختیار دیگر دوستان قرار می گیرد:
درتحلیل توسعه نیافتگی کشورها تمرکز بر موانع سیاسی و اقتصادی است و موانع فرهنگی اغلب فراموش میشوند. در کتاب زیر دکتر نظام بهرامی کمیل با طرح ایده "نام باوری" Namism تلاش میکند تا یکی از موانع فرهنگی توسعه در ایران را معرفی کند. "نام باوری" باور به این عقیده است که نام ها چنان قدرتی دارند که میتوانند جهان واقعی را کنترل کنند. انسان نام باور با توسعه و عقلانیت سازگار نیست زیرا اگر انسان مدرن برای بارش باران، ابرها را بارور میسازد؛ انسان نام باور به شعر و دعای باران تاکید میکند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
درتحلیل توسعه نیافتگی کشورها تمرکز بر موانع سیاسی و اقتصادی است و موانع فرهنگی اغلب فراموش میشوند. در کتاب زیر دکتر نظام بهرامی کمیل با طرح ایده "نام باوری" Namism تلاش میکند تا یکی از موانع فرهنگی توسعه در ایران را معرفی کند. "نام باوری" باور به این عقیده است که نام ها چنان قدرتی دارند که میتوانند جهان واقعی را کنترل کنند. انسان نام باور با توسعه و عقلانیت سازگار نیست زیرا اگر انسان مدرن برای بارش باران، ابرها را بارور میسازد؛ انسان نام باور به شعر و دعای باران تاکید میکند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
پنج اصل برای تحلیل روابط بین الملل "واقع گرا" از حضرت استاد
1. نقش آفرینان اصلی در سیاست بین الملل دولت ها اند؛ چیزی بالاتر و فراتر از آنها وجود ندارد.
2. دولت ها توان تهاجمی متفاوتی دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر، ولی همه به درجاتی از آن برخوردارند.
3. دولت ها هیچگاه نمی توانند از نیت و قصد دولت های دیگر اطمینان داشته باشند.
4. هدف اصلی دولت ها و البته نه تنها هدف آنها، حفظ بقای خود است.
5. دولت ها عاقلانه رفتار می کنند و در دنبال کردن استراتژی های مختلف برای بقای خود هوشمندانه عمل می کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
1. نقش آفرینان اصلی در سیاست بین الملل دولت ها اند؛ چیزی بالاتر و فراتر از آنها وجود ندارد.
2. دولت ها توان تهاجمی متفاوتی دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر، ولی همه به درجاتی از آن برخوردارند.
3. دولت ها هیچگاه نمی توانند از نیت و قصد دولت های دیگر اطمینان داشته باشند.
4. هدف اصلی دولت ها و البته نه تنها هدف آنها، حفظ بقای خود است.
5. دولت ها عاقلانه رفتار می کنند و در دنبال کردن استراتژی های مختلف برای بقای خود هوشمندانه عمل می کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روایت یک فرمانده عراقی از جنگ با ایران و یورش "امواج انسانی"
"صدها تن از ایرانی ها هجوم می آورند و حتی مستقیم به میدان مین می زدند و به بهای از دست دادن پاهایشان آنها را منفجر می کردند ... الله اکبر می گفتند و پیش می آمدند و ما هم شلیک می کردیم و با مسلسل های 50 میل خود مثل داس دروشان می کردیم!
سربازان من هم هجده نوزده سال و فقط چند سالی بزرگتر از آن "بچه ها" بودند؛ گاهی حتی به گریه می افتادند و فرماندهان مجبور می شدند به زور آنها را به سر پست شان برگردانند.
گاهی هم ایرانی ها با موتور به سمت ما هجوم می آوردند؛ افراد ما اول به آنها می خندیدند، ولی وقتی می دیدند دارند به سمت شان نارنجک پرت می کنند؛ آنها را به رگبار می بستند!"
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"صدها تن از ایرانی ها هجوم می آورند و حتی مستقیم به میدان مین می زدند و به بهای از دست دادن پاهایشان آنها را منفجر می کردند ... الله اکبر می گفتند و پیش می آمدند و ما هم شلیک می کردیم و با مسلسل های 50 میل خود مثل داس دروشان می کردیم!
سربازان من هم هجده نوزده سال و فقط چند سالی بزرگتر از آن "بچه ها" بودند؛ گاهی حتی به گریه می افتادند و فرماندهان مجبور می شدند به زور آنها را به سر پست شان برگردانند.
گاهی هم ایرانی ها با موتور به سمت ما هجوم می آوردند؛ افراد ما اول به آنها می خندیدند، ولی وقتی می دیدند دارند به سمت شان نارنجک پرت می کنند؛ آنها را به رگبار می بستند!"
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب حس حقارت ملی
"فاصلۀ آبادان و بندرعباس، از نظر تجدد و مدنیـّت، با كيش، و فاصلۀ كيش با جنوب خليج فارس زيادتر میشود و روحيۀ ملی ما از اين بابت خراب است. عربها پروژههای سیسالۀ ما را سهساله به نتيجه میرسانند زيرا میدانند كه نمیدانند و يكی را استخدام میكنند كه بداند. ما حتی قادر نيستيم تهران را قدری شبيه كيش كنيم زيرا جزيره نيست و بیدروپيكر است.
حق آدميزاد است كه از كسانی خوشش نيايد اما مدام طعنهزدن به مساحت خاك ديگران خبر از پختگی فكر نمیدهد و سعی (بیحاصل) در تحقير ديگران، آن هم صرفاً از روی رشك، درمان درد ما نيست. نه همسايههای معاصر، هرچه هستند يا نيستند، حقمان را خوردهاند و نه از نظر تغذيه فرقی میكند كه قيمه را با غين بنويسيم يا با قاف. ”درگذر از نام و بنگر در صفات.“ قدری لپه و گوشت و همت بايد".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"فاصلۀ آبادان و بندرعباس، از نظر تجدد و مدنیـّت، با كيش، و فاصلۀ كيش با جنوب خليج فارس زيادتر میشود و روحيۀ ملی ما از اين بابت خراب است. عربها پروژههای سیسالۀ ما را سهساله به نتيجه میرسانند زيرا میدانند كه نمیدانند و يكی را استخدام میكنند كه بداند. ما حتی قادر نيستيم تهران را قدری شبيه كيش كنيم زيرا جزيره نيست و بیدروپيكر است.
حق آدميزاد است كه از كسانی خوشش نيايد اما مدام طعنهزدن به مساحت خاك ديگران خبر از پختگی فكر نمیدهد و سعی (بیحاصل) در تحقير ديگران، آن هم صرفاً از روی رشك، درمان درد ما نيست. نه همسايههای معاصر، هرچه هستند يا نيستند، حقمان را خوردهاند و نه از نظر تغذيه فرقی میكند كه قيمه را با غين بنويسيم يا با قاف. ”درگذر از نام و بنگر در صفات.“ قدری لپه و گوشت و همت بايد".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع مدیران دولتی در ایران: کبوتران حرم!
"با ایجاد سروصدا از عابران به طور ناگهانی از جای خود بلند می شوند و در آسمان پرواز می کنند و تا حدی پراکنده می شوند؛ بیشتر کبوتران از جای خود بلند می شوند، ولی تعدادی هم بنا به عللی (نشنیدن صدا و ...) سر جای خود می مانند. با آرام شدن اوضاع دوباره به روی عمارت حرم بر می گردند و می نشینند، برخی سرجای قبلی خود می نشینند و برخی جای دیگری روی عمارت فرود می آیند؛ ممکن است هنگام پرواز تعداد دیگری از کبوتران هم بر حسب اتفاق به آن بپیوندند و یا برخی هم هرگز باز نگردند. در بلندمدت و به دلیل زاد و ولد، کبوتران جوان جایگزین پیرترها می شوند، ولی به هر حال حرم را ترک نمی کنند، مگر آنکه حادثه ای رخ دهد که دیگر امکان ماندن نباشد"!
آنچه خواندید البته طنازی رندان نبود؛ مضمون یک مقاله علمی جالب است که می توانید در لینک زیر ببینید، انصافا بهتر از این در توصیف اوضاع مملکت نمی شود گفت، والله اعلم.
https://goo.gl/QtfYNS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"با ایجاد سروصدا از عابران به طور ناگهانی از جای خود بلند می شوند و در آسمان پرواز می کنند و تا حدی پراکنده می شوند؛ بیشتر کبوتران از جای خود بلند می شوند، ولی تعدادی هم بنا به عللی (نشنیدن صدا و ...) سر جای خود می مانند. با آرام شدن اوضاع دوباره به روی عمارت حرم بر می گردند و می نشینند، برخی سرجای قبلی خود می نشینند و برخی جای دیگری روی عمارت فرود می آیند؛ ممکن است هنگام پرواز تعداد دیگری از کبوتران هم بر حسب اتفاق به آن بپیوندند و یا برخی هم هرگز باز نگردند. در بلندمدت و به دلیل زاد و ولد، کبوتران جوان جایگزین پیرترها می شوند، ولی به هر حال حرم را ترک نمی کنند، مگر آنکه حادثه ای رخ دهد که دیگر امکان ماندن نباشد"!
آنچه خواندید البته طنازی رندان نبود؛ مضمون یک مقاله علمی جالب است که می توانید در لینک زیر ببینید، انصافا بهتر از این در توصیف اوضاع مملکت نمی شود گفت، والله اعلم.
https://goo.gl/QtfYNS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دو کره
وقتی داستان توسعه کره جنوبی را می خوانید؛ یادتان باشد بخش مهمی از قضیه کمک های 35 میلیاردی امریکا به این کشور است. همت به خرج دادن ملت و تدبیر اهالی دولت هم شرط است، ولی کره جنوبی بعید بود زیر تحریم، با تکروی و فقط با تمرکز روی "توان داخلی" به جایی می رسید.
مسیر کره جنوبی در آغاز در بهترین حالت کپی ضعیف تری از ایران دهه 1340 بود؛ کافی است خاطرات سیاستگذاران اقتصادی آن سال ها مانند عالیخانی و ابتهاج را ببینید؛ همان سیاست های حمایتی و افزایش توان تولید داخل و ... با شدت تمام دنبال می شد و البته از تحریم هم خبری نبود. فانتزی ماجراجویان وطنی را جدی نگیرید. به نظر می رسد تجویز دوباره آن سیاست ها در شرایط تحریمی و با بسته بودن اقتصاد، بیشتر ایران را به همسایه شمالی کره جنوبی شبیه می کند تا خود آن، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وقتی داستان توسعه کره جنوبی را می خوانید؛ یادتان باشد بخش مهمی از قضیه کمک های 35 میلیاردی امریکا به این کشور است. همت به خرج دادن ملت و تدبیر اهالی دولت هم شرط است، ولی کره جنوبی بعید بود زیر تحریم، با تکروی و فقط با تمرکز روی "توان داخلی" به جایی می رسید.
مسیر کره جنوبی در آغاز در بهترین حالت کپی ضعیف تری از ایران دهه 1340 بود؛ کافی است خاطرات سیاستگذاران اقتصادی آن سال ها مانند عالیخانی و ابتهاج را ببینید؛ همان سیاست های حمایتی و افزایش توان تولید داخل و ... با شدت تمام دنبال می شد و البته از تحریم هم خبری نبود. فانتزی ماجراجویان وطنی را جدی نگیرید. به نظر می رسد تجویز دوباره آن سیاست ها در شرایط تحریمی و با بسته بودن اقتصاد، بیشتر ایران را به همسایه شمالی کره جنوبی شبیه می کند تا خود آن، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب سلطان پروری در اقتصاد ایران
در نیمه دوم قرن ۱۹ و سالهای آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست؛ این گروه را به تحقیر بارونهای راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راههای درون املاک آنها میگذشتند پول زور میگرفتند.
مشهور بود که این بارونهای راهزن با زد و بند با دولت و وابستگان آنها جیبهای خود را پر میکنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را میبستند. در یک نمونه جالب، گفته میشد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حملونقل فعالیت میکرد و البته خدماتش ارزانقیمتتر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکتهای رقیب [که از یارانه های دولتی برخوردار بودند] پول میگرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. بارونهای راهزن در فرهنگ آمریکایی را میتوان معادل سلطانهای امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و...) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا میشود.
آیا وجود این قبیل سلطانها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ اینکه کسی سهم بزرگی از بازار یک صنعت را به خود اختصاص دهد و حتی عرضهکننده انحصاری کالا یا خدمتی باشد چیز بدی است؟ در این یادداشت "دنیای اقتصاد" ادعا کرده ام قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب میکند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته بهدنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام میدهد. یارانه و حمایتهای خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمیشود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد.
اما سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دلنگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژهاش از دست نرود. برای مثال در صنعت پیام رسان های اینترنتی، کارآفرین بازار محصولی مناسب و منطبق با نظر مشتریان عرضه و سعی میکند با رفع دغدغههای آنان از رقبا پیش افتد؛ ولی کارآفرین سیاسی دنبال لابی با اهالی سیاست با هدف وضع «قانون» خاص برای منع استفاده مردم از محصولات رقباست. بدیهی است که زندگی در قلمرو سلطان نوع نخست هیچ شباهتی به قلمرو دومی ندارد.
اما ظهور این همه سلطان بد در اقتصاد ایران غریب است؟ پاسخ یک «خیر» بزرگ است. در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطانها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی بهدلیل تحریم و دشواریهای نقلوانتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بستهتر میشود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیتهای فراوان برای اقتصاد وضع میشود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع میشود، وقتی سیاستگذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد میروند، وقتی برای حل هر چالشی در اقتصاد از دولت میخواهیم کاری انجام دهد و به ثروتآفرینان واقعی اعتماد نمیشود، وقتی برای انجام هر کار کوچکی نیاز به خریدن ناز یک بوروکرات دولتی و حتی گاهی پرداخت پول چای و انعام است، وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود و وقتی حمایت قانونی و حقوقی جدی از همه فعالان اقتصادی (و نه تعداد محدودی نورچشمی) وجود ندارد، بدیهی است که کسانی پیدا شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی میتوان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهرهوری نمیکند. به بیانی دیگر، وقتی میتوان با هزینه بسیار پایینتر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبتهای پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمیخرد. والله اعلم.
https://goo.gl/NG8rPy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در نیمه دوم قرن ۱۹ و سالهای آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست؛ این گروه را به تحقیر بارونهای راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راههای درون املاک آنها میگذشتند پول زور میگرفتند.
مشهور بود که این بارونهای راهزن با زد و بند با دولت و وابستگان آنها جیبهای خود را پر میکنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را میبستند. در یک نمونه جالب، گفته میشد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حملونقل فعالیت میکرد و البته خدماتش ارزانقیمتتر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکتهای رقیب [که از یارانه های دولتی برخوردار بودند] پول میگرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. بارونهای راهزن در فرهنگ آمریکایی را میتوان معادل سلطانهای امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و...) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا میشود.
آیا وجود این قبیل سلطانها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ اینکه کسی سهم بزرگی از بازار یک صنعت را به خود اختصاص دهد و حتی عرضهکننده انحصاری کالا یا خدمتی باشد چیز بدی است؟ در این یادداشت "دنیای اقتصاد" ادعا کرده ام قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب میکند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته بهدنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام میدهد. یارانه و حمایتهای خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمیشود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد.
اما سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دلنگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژهاش از دست نرود. برای مثال در صنعت پیام رسان های اینترنتی، کارآفرین بازار محصولی مناسب و منطبق با نظر مشتریان عرضه و سعی میکند با رفع دغدغههای آنان از رقبا پیش افتد؛ ولی کارآفرین سیاسی دنبال لابی با اهالی سیاست با هدف وضع «قانون» خاص برای منع استفاده مردم از محصولات رقباست. بدیهی است که زندگی در قلمرو سلطان نوع نخست هیچ شباهتی به قلمرو دومی ندارد.
اما ظهور این همه سلطان بد در اقتصاد ایران غریب است؟ پاسخ یک «خیر» بزرگ است. در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطانها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی بهدلیل تحریم و دشواریهای نقلوانتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بستهتر میشود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیتهای فراوان برای اقتصاد وضع میشود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع میشود، وقتی سیاستگذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد میروند، وقتی برای حل هر چالشی در اقتصاد از دولت میخواهیم کاری انجام دهد و به ثروتآفرینان واقعی اعتماد نمیشود، وقتی برای انجام هر کار کوچکی نیاز به خریدن ناز یک بوروکرات دولتی و حتی گاهی پرداخت پول چای و انعام است، وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود و وقتی حمایت قانونی و حقوقی جدی از همه فعالان اقتصادی (و نه تعداد محدودی نورچشمی) وجود ندارد، بدیهی است که کسانی پیدا شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی میتوان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهرهوری نمیکند. به بیانی دیگر، وقتی میتوان با هزینه بسیار پایینتر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبتهای پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمیخرد. والله اعلم.
https://goo.gl/NG8rPy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
بارونهای راهزن
در نیمه دوم قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم…
استاد بزرگوار جناب آقای دکتر طبیبیان، در مورد یادداشت قبلی "بارون های راهزن" نکته ای بجا را خاطر نشان کرده اند:
"سلام بر آقاى خالقى گرانقدر
مطلب شمارا در مورد سلطان هاى اقتصاد خواندم طبق معمول مطلب خوبى است تا جايى كه به رانت خوار ها و باج بگير هاى داخلى مربوط مى شود ، اما افرادى مثل راكفلر و وندرل بيلت و امثال آنان را نمى توان با اين مفت بر ها مقايسه كرد.
راكفلر نفت چراغ و پالايش نفت را استاندارد كرد هم او كمك بزرگى به رواج موتور هاى درون سوز و استفاده از بنزين كرد كه قبل از آن در تصفيه نفت دور ريخته مى شد چون هدف نفت چراغ بود(اين اقدام به رواج صنعت اتومبيل انجاميد كه چهره شهر ها و بيابان ها را باخيابان ها و اتوبان تغيير داد).
وندربيلت راه آهن سراسرى آمريكا را ساخت و راه آهن بود كه عملا اثر جنگ هاى داخلى را منتفى كرد به دليل انتقال كالا گسترش تجارت و مسافرت.
كارنگى صنعت ذوب آهن را ايجاد كرد، ايجاد راه آهن، پل هاى بزرگ و ساختمان هاى بزرگ ممكن شد، جى پى مورگان براى اولين بار برق رسانى به فواصل دور و نزديك و توليد برق متناوب را عملى كرد و توسعه داد.
درست است كه درزمان خودشان انحصار گر بودند و تئودور روزولت با قانون ضد تراست در مقابل آنان ايستاد و آنان را محدود كرد اما اين ها مردانى تلقى مى شوند كه آمريكا را ساختند، و دست آورد هاى آنان براى ساير ملت ها هم مفيد واقع شد. يك مستند شش قسمتى در مورد اين افراد تهيه شده كه بسيار آموزنده است اگر فرصت كرديد ببينيد من يك لينك برايتان در پايين مى گذارم. بد نبود مسئولين كشور هم مى ديدند تا از تجربه ديگران بياموزند."
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"سلام بر آقاى خالقى گرانقدر
مطلب شمارا در مورد سلطان هاى اقتصاد خواندم طبق معمول مطلب خوبى است تا جايى كه به رانت خوار ها و باج بگير هاى داخلى مربوط مى شود ، اما افرادى مثل راكفلر و وندرل بيلت و امثال آنان را نمى توان با اين مفت بر ها مقايسه كرد.
راكفلر نفت چراغ و پالايش نفت را استاندارد كرد هم او كمك بزرگى به رواج موتور هاى درون سوز و استفاده از بنزين كرد كه قبل از آن در تصفيه نفت دور ريخته مى شد چون هدف نفت چراغ بود(اين اقدام به رواج صنعت اتومبيل انجاميد كه چهره شهر ها و بيابان ها را باخيابان ها و اتوبان تغيير داد).
وندربيلت راه آهن سراسرى آمريكا را ساخت و راه آهن بود كه عملا اثر جنگ هاى داخلى را منتفى كرد به دليل انتقال كالا گسترش تجارت و مسافرت.
كارنگى صنعت ذوب آهن را ايجاد كرد، ايجاد راه آهن، پل هاى بزرگ و ساختمان هاى بزرگ ممكن شد، جى پى مورگان براى اولين بار برق رسانى به فواصل دور و نزديك و توليد برق متناوب را عملى كرد و توسعه داد.
درست است كه درزمان خودشان انحصار گر بودند و تئودور روزولت با قانون ضد تراست در مقابل آنان ايستاد و آنان را محدود كرد اما اين ها مردانى تلقى مى شوند كه آمريكا را ساختند، و دست آورد هاى آنان براى ساير ملت ها هم مفيد واقع شد. يك مستند شش قسمتى در مورد اين افراد تهيه شده كه بسيار آموزنده است اگر فرصت كرديد ببينيد من يك لينك برايتان در پايين مى گذارم. بد نبود مسئولين كشور هم مى ديدند تا از تجربه ديگران بياموزند."
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره پیشرفت ایران حتی در خاورمیانه هم قبولی نیست!
خوشمان بیاید یا نیاید این تکه از زمین (خاورمیانه) به دلایل متعدد با توسعه سر آشتی ندارد. راه رشد ما یکی بیشتر نیست، همان که داریوش همایون فقید گفت که ما با جهان بینی خاورمیانه ای به جایی نمی رسیم، باید از منجلاب خاورمیانه خارج شویم، والله اعلم.
پ.ن: نقشه بالا رتبه ایران در شاخص پیشرفت لگاتوم را نشان می دهد (108 در جهان)!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
خوشمان بیاید یا نیاید این تکه از زمین (خاورمیانه) به دلایل متعدد با توسعه سر آشتی ندارد. راه رشد ما یکی بیشتر نیست، همان که داریوش همایون فقید گفت که ما با جهان بینی خاورمیانه ای به جایی نمی رسیم، باید از منجلاب خاورمیانه خارج شویم، والله اعلم.
پ.ن: نقشه بالا رتبه ایران در شاخص پیشرفت لگاتوم را نشان می دهد (108 در جهان)!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب "تقدس" دولت!
حضرت می فرماید اگر به دلایلی مثل خطاپذیر بودن آدم ها یا ضعف اخلاقی آنها بازار آزاد را نقد می کنید؛ حواستان باشد که درست به همین دلایل باید نسبت به دولت ها هم بدگمان باشید.
درست است که در بازار همه به سود شخصی فکر می کنند، ولی چرا فکر می کنیم در دولت قضیه عوض می شود؟ در بازار با آدم های معمولی سروکار داریم، ولی در دولت با فرشته ها؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حضرت می فرماید اگر به دلایلی مثل خطاپذیر بودن آدم ها یا ضعف اخلاقی آنها بازار آزاد را نقد می کنید؛ حواستان باشد که درست به همین دلایل باید نسبت به دولت ها هم بدگمان باشید.
درست است که در بازار همه به سود شخصی فکر می کنند، ولی چرا فکر می کنیم در دولت قضیه عوض می شود؟ در بازار با آدم های معمولی سروکار داریم، ولی در دولت با فرشته ها؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel