راهبرد
12.1K subscribers
660 photos
137 videos
18 files
1.11K links
يادداشت هاي توسعه ایران

امیرحسین خالقی

تماس:

t.me/AmirHosseinKHQ
و
twitter.com/amirkhaleqi
و
joinclubhouse.com/@amirkhaleqi
و
instagram.com/amirhosseinkhqi

حمایت از راهبرد:

http://hamibash.com/rahbordchannel
Download Telegram
در ستایش محافظه کاری و پرهیز از تندروی:

[گویا] همه مفاسد روستا زیر سر کسانی است که از شهر به آنجا می آیند؛ مگر البته آقا معلمی که کتاب های آگاهی بخش برایشان می برد تا آگاه و مبارز شوند و بدانند تمام ثروتشان را چه کسانی غارت کرده اند! اخر کدام ثروت؟ تیفوس و خوره و خاک و فقر و جهل؟ <فلسفه های روانگردان، مرتضی مردیها>

کانال راهبرد
@RahbordChannel
از نظر نخبگان و اثرگذاران جهان، ایران کجا ایستاده است؟

هفته گذشته در داوس بر اساس نظرسنجی ها اطلاعات جالبی هم از وضعیت کشورها در حوزه های مختلف به دست آمد و برخی رتبه بندی ها پیشنهاد شد. این آمار در واقع تصویری تقریبی است از آنچه نخبگان جهان دارند و همین بررسی آنها را جالب می کند.

این بار برخلاف رده بندی های مشابه بهترین کشورها از شمال اروپا نبودند، از میان 60 کشور آلمان بهترین کشور جهان شناخته شد و کانادا، بریتانیا و ایالات متحده هم در رتبه های بعدی هستند. عربستان در رده 29 است و وطن آریایی-اسلامی هم در جایگاه 58 قرار دارد.

در برخی رده بندی های جزئی تر هم آماری ارائه شده است که بسیار درس آموز است:

1) اثرگذاری در جهان (31 از 60)
2) شاخص قدرت (12 از 60)
3) محل مناسب برای دفتر مرکزی یک شرکت (60 از 60)
4) شروع یک کسب و کار جدید (60 از 60)
و
5) بزرگ کردن بچه (59 از 60)

رتبه بندی های دیگری هم هست که می توانید در پیوندهای زیر ببینید، خواهش می کنم از آنها نتایج رادیکال نگیرید.

http://goo.gl/ikfjSs
http://goo.gl/pW87jU


کانال راهبرد
@RahbordChannel
👍1
اهل معامله را دوست بدارید، آنها شما را نجات خواهند داد!

برخی محمود احمدی نژاد و دونالد ترامپ را شبیه هم می دانند و هر دو را با چوب عوام فریبی می زنند. شاید حرف ها و رفتارهای عجیب غریب و جنجالی وجه مشترک آن دو باشد و البته اقبال خیره کننده ای که ملت همیشه در صحنه به آنها داشته و دارند.

تفاوت های آن دو کم نیست، ولی یکی از همه مهمتر است: ترامپ به قول خودش اهل کسب و کار است و تمام عمرش معامله کرده است و ریاست جمهوری را نیز به همین چشم می بیند، ولی آن یکی جز احتمالا یکی دو سال آخر دولتش معنی بده- بستان و معامله را نفهمید.

با اهل معامله شاید سر میز به توافق نرسید، ولی آنها میزرا واژگون نمی کنند، در نهایت آنها راه حل مشکل را در مذاکره و گفتگو می دانند و اختلاف ها را با دادن و گرفتن امتیازها حل می کنند. تفکر ترامپی حتی اگر جنگی هم در آینده به راه بیندازد، توجیهی مشخص برای آن ارائه می دهد و این بسیار بهتر از کسانی امثال جورج بوش است.

اهل معامله بودن فضیلت سیاسیون است، وطن فروشی! هم کنند با قیمت خوب می فروشند، این ویژگی را دستکم نگیرید.

کپی رایت: ایده این نوشته از دوست فرهیخته ای صاحبنظر در مسائل رسانه ساکن دانمارک گرفتم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب فلاکت زدگی ملل

شاید بتوان شاخص فلاکت را تخمینی از سوتدبیری اقتصادی در یک کشور دانست، بسیاری نام آن را در مناظره های انتخاباتی 88 از زبان مرد رزم و اقتصاد، آقای محسن رضایی، شنیدند.

شاخص فلاکت را اغلب از جمع نرخ بهره و تورم به دست می آورند، در فرمولی جدیدتر اگر به این دو، نرخ متوسط بهره (وام دهی بانک ها) افزوده شود و درصد تغییر واقعی تولید ناخالص ملی را کم کنید، می توان ارزیابی بهتری داشت.

چند سالی است که ونزوئلا در صدر این فهرست است و امسال هم با اختلاف فاحش از بقیه فلاکت زده تر است! پس از آن به ترتیب کشورهای زیر قرار دارند: اوکراین، برزیل و آرژانتین.

دلاوران ایرانی هم در این فهرست بعد از روسیه در جایگاه 7 قرار دارند که البته از زمانی که رتبه 2 را در همین فهرست دارا بوند پیشرفت قابل ملاحظه ای است.

http://goo.gl/vLV5WY

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب پرهیز از توهم

دکتر غنی نژاد عزیز سالهاست به جای آنکه بین "ظلم ستیزان" عالم برای خود محبوبیتی دست و پا کند و دائم رنج "مستضعفان" را به رخ بکشد، از واقعیت ها گفته و خود را از عوام گرایی دور نگاه داشته است. در این سرمقاله دنیای اقتصاد همچنان جسارت وی مثال زدنی است.

مانند بسیاری از روشنفکران کپک زده ایرانی می توان به سرمایه داری ناسزا گفت و اعتباری پیدا کرد، اما واقع بینی و اسیر توهمات نشدن در این حوالی چیزی شبیه کیمیاست. ما نیازمند متفکرانی هستیم که ارزش عقلانیت را یادآور شوند و بگویند دنیا به خوبی افسانه های پریان نیست و انسان ها باید مسئولیت کار خود را بر عهده گیرند. به نظرم او از کسانی است که چنین کرده است. عمرت دراز استاد!

http://goo.gl/8Zrakq

کانال راهبرد
@RahbordChannel
نزدیک بینی ملی

یادم هست یکی از وکلای مجلس پنجم در مخالفت با پیوستن ایران به پروتکل مونترال گفته بود همان ها که لایه اوزون را سوراخ کردند، حالا هم خودشان بروند آن را بدوزند و این قضیه ربطی به کشورهایی مثل ایران ندارد.

تجربه شخصی من می گوید که اکثر ما نسبت به مسائل مرتبط با جهان (گلوبال) به شدت غیرحساس هستیم، فرهیخته و عادی هم ندارد. شاید علتش این باشد که آنقدر خود را از جهان دور می بینیم که گویی بدبختی های آنها به سراغ ما نمی آید. وقتی کسانی در خارجه از چالش های آینده جهان صحبت می کند، انگار نه انگار که این مسائل دستکم تا اندازه ای مربوط به ما هم هست و مطرح است. شاید از آنجا که درکی از جایگاهمان در جهان نداریم و روابط بین خود و دیگران را به خوبی نمی شناسیم، دچار این عارضه نزدیک بینی شده ایم.

برای بسیاری، جهان همین حوالی خاورمیانه است که نفتش برای دنیا خیلی می ارزد، آن طرف هم آمریکایی ها هستند که چشمشان دنبال این نفت است، بقیه هم چندان مهم نیستند. اگر هم مشکلی هست به ما مربوط نیست، بی بروبرگرد یانکی ها به وجودش آورده اند، حالا هم خودشان حلش کنند.

در داووس بزرگترین چالش های پیش روی جهان به بحث گذاشته شده است که فهرست وار در زیر آمده است، ببینید در گفتار مردم و به اصطلاح فرهیختگان تا چه اندازه حضور دارند و جدی تلقی می شوند. مثلا بحث برابری جنسیتی از چالش های آینده جهان ارزیابی شده است، در مملکت آریایی-اسلامی اصلا این چالش تلقی نمی شود، حتی کسانی می گویند چرا به اندازه کافی نابرابر نیست و همین وضع فعلی هم از رسوبات فرهنگ منحط غرب است! 

1) امنیت غذایی
2) نابرابری اقتصادی و اجتماعی در سطح جهان
3) بیکاری در جهان
4) تغییرات آب و هوایی
5) کارکرد نهادها و بازارهای مالی و دسترسی به خدمات مالی
6) دسترسی و مسائل مربوط به اینترنت
7) نابرابری جنسیتی
8) بازرگانی و سرمایه گذاری بین المللی
9) سرمایه گذاری و پس انداز بلند مدت
10) خدمات درمانی و سلامت

http://goo.gl/OY94lb


کانال راهبرد
@RahbordChannel
برنامه های توسعه چند ساله باشند تا مملکت کویت بشود؟

به پیشنهاد دوستان دنیای اقتصاد یادداشت زیر را در مورد برنامه های توسعه نوشتم، وقتی مخاطب تو را نمی شناسد نمی توان خیلی حرف ها را نوشت، همه چیز مستعد سوتفاهم خواهد بود، ولی برای دوستانی که شاید خط فکری ام را بدانند و با نوشته هایم آشناتر باشند می شود کمی راحت تر صحبت کرد، دیدم بد نیست برای کسانی که آن را خوانده اند یک تکمله هم اضافه کنم.

خلاصه استدلال من در این نوشته اینست:
1) پنچ سال یا کمتر و بیشتر مهم نیست، اول باید دید می شود این برنامه را نوشت یا نه؟

2) جواب پرسش بالا منفی است، دوره تفکرات زیرخاکی سوسیالیستی گذشته است، جز احتمالا کره شمالی کسی دنبال برنامه ریزی جامع به عنوان ابزار بهبود اقتصاد نیست، باید به سازوکار بازار اعتماد کرد و افسانه "دولت برنامه ریز" را کنار گذاشت. (تاکید اصلی سرمقاله دو روز پیش دکتر غنی نژاد همین بود) در کنار این باید در نظر داشت با این سرعت تغییرات و پیچیدگی تدوین همان "شبه برنامه ها" حتی برای افق های چهار و پنچ سال هم دشوار است. باید برنامه را به مفهوم اصول کلی راهنما فهمید نه روشی دقیق برای تخصیص منابع!

4) تیر خلاص! اساسا مضحک است که برای توسعه "برنامه" ریخت، توسعه امری به تمامی سیاسی و نیازمند اجماع کنشگران سیاسی است تا تعریف شود و پیش برود. در کشوری که عده از کنشگران قدرتمند سیاسی حتی لفظ "توسعه" را تحمل نمی کنند و این حرف ها را غربی و قرتی بازی می دانند شوخی بزرگی است که به فکر نقشه راهی به نام "برنامه توسعه" باشی. مسخره است که بالاترین مقام اجرایی مملکت تمام تلاشش را برای "تعامل سازنده با دنیا" انجام دهد و وزیر خارجه اش هی به این و آن لبخند بزند و عده ای را برای ارتقای مناسبات تجاری به اروپا ببرد، ولی آن طرف کسانی بگویند این ها زمینه سازی برای ورود اجانب به کشور است و راه "نفوذ" را باز کردن!

تا وقتی حکومت قانون و شیوه تعامل با همدیگر را بلد نیستیم دنبال "توسعه" یا "پیشرفت" یا هر اسم دیگری رفتن فقط بازی با الفاظ است، برای آنکه اوج فاجعه را بهتر بفمیم بد نیست مناظره چند وقت پیش دکتر رنانی عزیز را با جناب مصباحی مقدم در مورد توسعه ببینید تا بفهمید خانه از پای بست ویران است! حرف های دو طرف به عنوان نماد دو تفکر در کشور، چنان با هم بیگانه است که انگار از دو سیاره مختلف آمده اند. راستی، نامه دردمندانه دکتر رنانی به شورای نگهبان را می خواندم همه هشدار بود درباره کم بودن فرصت!

در مملکتی درگیر بحران های متعدد که فقط بی آبی یکی از آنهاست، هنوز کسانی روی مقصد توافق ندارند، مسیر رسیدن به آن پیشکش! باز هم گفته پایان یادداشت را باید تکرار کرد: برای توسعه پیش و بیش از "برنامه" خوب نیازمند نهادها و قانون‎های خوب هستیم.


از نقد و نظر دوستان در مورد این یادداشت استقبال می کنم و استفاده خواهم کرد @AmirHosseinKHQ

http://goo.gl/qPMh3t

کانال راهبرد
@RahbordChannel
موسیو و شیخ

صحبت های دیشب رئیس دولت را نشنیدم، ولی گویا یک جمله آن پوشش وسیعی پیدا کرده است. جستجویی کردم دیدم ایشان گفته است: "در نشست مطبوعاتی که با رئیس‌جمهور فرانسه داشتم، آقای اولاند درباره سرمایه‌گذاری‌ها در ایران گفت که یکی از اهداف آنان برای کار با ایران، ایجاد اشتغال برای جوانان ایران است". منتقدانی از این سو و آن سو گفتند که در اقتصاد سرمایه داری چنین چیزی امکان ندارد و مرد فرانسوی به فکر منافع خودش است و … (احتمالا سرمایه داری مظلوم ترین واژه مورد استفاده در مملکت آریایی- اسلامی ماست، چیزی مترادف فحش و بدبیراه و در مایه های جمیع رذایل!)

دفاع از سیاسیون کار من نیست، کسانی بیزنس شان اینست و از این راه درآمد دارند، ولی دیدم می شود نوعی حسن تعبیر از چنین گفته ای داشت. این صحبت رئیس دولت احتمالا به این معنا بوده است که آنقدر توانسته ایم ارتباط خوبی با خارجه بگیریم که مسیو پرزیدنت هم حواسش به ما هست، چنین سخنی شاید بهتر بود گفته نمی شد یا به شکل بهتری بیان می شد. اما به نظرم بد نیست متفاوت آن را ببینیم.

این حرف درستی است که آدم ها، کشورها و گروه ها به دنبال منافع خودشان هستند و نمی توان از آنها انتظار خیرخواهی داشت، اما این لزوما به این معنا نیست که منافع من در تضاد با منافع دیگران تعریف می شود. این بحثی جدی و بنیادی در فلسفه اخلاق فردی، جامعه شناسی و سیاست است. درست است که انسان ها خودخواهند و منافع خودشان را دنبال میکنند، ولی این ضرورتا به معنای غارت و چپاول دیگران نیست، می توان منافع را وسیع تر و کلان تر تعریف کرد که طرفین سود خود را دنبال کردن آن ببینند (کسانی به آن رابطه برد-برد می گویند). بسیار از نخبگان آنگلوساکسون و به ویژه بریتانیایی ها مدت ها تلاش کرده اند نشان دهند که دنبال کردن سود شخصی نه تنها بد نیست بلکه می توانند بهترین انتخاب ها باشد. به نظرم کار اهالی سیاست از قضا همین خلق و ایجاد گزینه هایی است که بیشترین منافع را برای بیشترین افراد فراهم آورد.

مسیو اولاند احتمالا منظورش این نبود که هدف "اصلی" ما آبادی ایران و کار جور کردن برای جوان ایرانی است، ولی لازم دیده است که بگوید مناسبات میان ایرانی ها و فرنگی ها به کار هردوی آنها می آید و یکطرفه نیست. به جای آنکه کشوری برای زمین و زمان خط و نشان بکشد، اگر وارد مناسبات تجاری با دیگران، شاید علاوه بر نفع اجنبی به نفع خودش هم باشد!

نه به خیرخواهی بیش از اندازه دیگران امیدوار باشیم و نه تمام منافع را تضاد با هم ببینیم، به نظرم آن میانه جای بهتری است. والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دفاع از بزرگترین عامل بدبختی بشر!

دویست سیصد سال پیش از این در همین ایران اگر بانوی خانه از همسرش می پرسید چرا ما وضعمان اینست و مثل فلان شازده ثروت نداری؟ احتمالا از مردش جواب می شنید: او کجا و من کجا، شازده ها و خان زاده ها از مابهتران اند و همیشه ی وضعشان از ما بهتر بوده، تا بوده همین بوده! بانوی محترم هم قانع می شد، زیرا به عینه می دید که تفاوتی عمیق میان آنها و از ما بهتران وجود دارد و لزوما مشکل بی عرضگی مرد او نیست.

این روزها وضع کمی تفاوت کرده است، با تمام نابرابری ها، بسیار می توان شنید که بانوی امروزی به همسرش می گوید، فلانی را ببین با آنکه بچه محل بودید و از یک جا شروع کردید، او الان تو را می خرد و آزاد می کند و درآمد چنین و چنان است و کلی ملک و املاک دارد، ولی تو سالهاست درجا می زنی!

آنچه خواندید، مثال بومی شده ای از کتاب "ذهنیت ضدسرمایه داری" از فون میزس است، از آن می توان نکته اساسی را استخراج کرد. اقتصاد بازار آزاد و سرمایه داری افراد را بر اساس داشته ها و توانمندی هایشان پاداش می دهد، اگر توانستی کاری کنی که مشتریان تو را بپسندند، فارغ از اینکه چه کسی هستی می توانی به موفقیت مالی برسی. دیگر همچون گذشته لزوما پیوندهای فامیلی و خونی موفقیت تو را تعیین نمی کند.

در مورد ایران هم فقط بابک زنجانی، آقازاده ها و فساد اداری گسترده را نبینید، با اقتصاد بازار آزاد به معنای واقعی آن بسیار فاصله داریم، ولی حتی در اینجا هم با تمام کاستی ها باید انصاف داد که کار با گذشته های دور تفاوت کرده است. همه ما پیرامون خود کسانی را می شناسیم که لزوما دزد و اهل زدوبند نیستند، ولی از نظر مالی توانسته اند موفق باشند. این نسبت به گذشته گامی به جلوست، عدالت در سرمایه داری را باید به معنای برابری در فرصت ها فهمید و این چیز کمی نیست. در کنار توجه به تفاوت درآمد در اقتصاد سرمایه داری، به نظرم باید این جنبه را هم در نظر داشت، گفته شده است سرمایه داری افراد را با خود واقعی شان روبه رو می کند و همین آن را تا این اندازه نامحبوب کرده است.

دکتر جمشید اسدی این مقاله کوتاه را معرفی کرده است با عنوانی جالب و خلاف تصور رایج: "سرمایه داری برابری را ارتقا می دهد". اگر امروزه بسیاری از ما (نه فقط اغنیا) به اب لوله کشی، خودرو و بسیاری محصولات دیگر دسترسی داریم، اگر بیماری های عفونی هر از چندی عضوی از خانواده ما را نمی گیرد، اگر مادران کمتری پس از زایمان می میرند، اگر آدم ها بیشتر عمر می کنند، اگر قحطی های گسترده روی نمی دهد همه را باید دستاوردهای نظام سرمایه داری دانست.

از نقد سرمایه داری زیاد شنیده ایم، ولی بد نیست به برخی منافع ناشنیده آن نیز پرداخته شود. این به ویژه در مملکت آریایی- اسلامی ما که نخواندن و فکر نکردن ولی دائم طلبکار بودن سکه رایج است، مفید هم هست.

http://goo.gl/ydCFdX

کانال راهبرد
@RahbordChannel
"انسان دوستی" به کارتان نمی آید!

فرض کنید کارتان دوخت لباس است، باید 18 ساعت در روز در اتاقی بدون تهویه کار کنید، آب قابل شرب در اختیارتان نیست، اگر سر به سر رئیس تان بگذارید، اجازه دستشویی رفتن به شما نمی دهد یا شاید مجبورتان کند زیر آفتاب سوزان زمین را تمیز کنید. برای چنین کار سختی ساعتی حدود نیم دلار (به قیمت دلار این روزها حدود دو هزار تومان) حقوق می گیرید!

این شرایط کار بسیاری از کارگاه ها در کشورهای جهان سوم است، خیلی وحشتناک است؟ شاید اینطور باشد، ولی پژوهشی نشان می دهند این شرایط نه تنها بدترین گزینه نیست، بلکه وضع کارگران را بهبود هم می بخشد و در بلندمدت به سود کشور است. با وضع مقررات و اجبار هم نمی توانید اوضاع را عوض کنید. تا وقتی درآمد ملی کشوری پایین است و فقر در آن بیداد می کند، قوانین هم به کار نمی آیند. با محدود کردن کارفرماها، وضع کارگران بهتر نمی شود و چیزی تغییر نمی کند، فقط آنچه آشکار بود، اکنون به پستو می خزد و پنهان می شود.

دنیا کارتون نیست، تخیل را کنار بگذارید و واقع بین باشید.

https://goo.gl/eyks89

کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب یک اشتباه رایج

بسیاری از افراد، اقتصاد بازار آزاد (با مسامحه همان سرمایه داری) را به عنوان راه حل مشکلات اجتماعی معرفی می کنند، تردیدی نیست که بهترین راه پیشرفت اجتماعی همان اقتصاد بازار آزاد است، ولی بازار فی نفسه "راه حل" مشکلات نیست، بلکه این "فرصت" را به "ما" می دهد تا مشکلات "خودمان" را حل کنیم. در واقع بازار مشکلات را حل نمیکند، انسان های آزاد هستند که چنین می کنند.

در بازار است که افراد این آزادی را پیدا میکنند که راهی برای گشودن گره های خود و دیگران بیابند. از این رو باید آن را قدمی ضروری برای جستجوی راه حل و نه خود آن دانست. اگر کسانی "باید بازارها را آزاد کنیم" و "مقررات زدایی کنیم" و مانند آن را به عنوان راه حل تجویز می کنند، نشان از بدفهمی دارد. مشکلات با بازار حل نمی شود، ولی در بازار می توان امید به گشودن آن داشت.

چنین نگاهی (لیبرالیسم) شاید تنها فلسفه ای است که به دنبال جهان آرمانی نیست، بلکه می خواهد فضایی ایجاد شود تا بتوان از رنج آدم ها کم کرد. این با بهره گرفتن از توان افراد آزاد ممکن می شود. به قول هایک برنامه ای که اکثریت مردم آن را پی ریخته باشند، بسیار بهتر از اقلیت [یعنی برنامه ریزهای دولتی] است.

https://goo.gl/kRJ0Q3

کانال راهبرد
@RahbordChannel
توهمات پسابرجام!

این مقاله نیویورک تایمز به نکته مهمی اشاره کرده است که برای آنها که فکر می کنند بعد از تحریم ها ایران کویت می شود آموزنده است. نقل قول کرده است که سرمایه گذاری خارجی محدود به صنایع شبه-دولتی است که روی آنها کنترل وجود دارد، شرکت نفت و ایمیدرو و خودروسازی و کنگلومره های سرمایه گذاری شبه دولتی در این فهرست قرار دارند، معنی ندارد اجنبی بیاید و در بخش خصوصی (نه خصولتی!) دلار بریزد که بعد مایه دردسر شود و بتواند در سیاست و اقتصاد و فرهنگ مملکت اثربگذارد.

منتقدانی گفته اند سرمایه گذاری در این صنایع ناکارآمد و فاسد شبه دولتی مثل آب ریختن در الک است و چنانکه باید به رشد اقتصاد کمک نمی کند، در برابر آنها کسانی هم می گویند حرفتان بیراه نیست ولی کار مملکت هم حساب خودش را دارد!

بخش خصوصی که بنگاه های نه چندان بزرگ در اختیار اوست، هرچند کارش ساده تر می شود، ولی نباید امید زیادی به بهبود اوضاعش داشته باشد. هنوز ایرانی ها باید حسن نیت خود را نشان دهند تا اوضاع بهتر شود، گفته شده است هنوز نقل و انتقال پول به حالت عادی برنگشته است، وانگهی معلوم هم نیست اجرای برجام به همین خوبی پیش برود، کسانی بخواهند موش بدوانند، دوباره تحریم ها برمی گردند. راستی یک پیشنهاد، انتخابات اسفند، مشارکت و نتایج آن را جدی بگیرید!


http://goo.gl/Z1drsU

کانال راهبرد
@RahbordChannel
درباب امنیت ملی و زنان: تو را زنانه می خواهند!

کسانی می گویند میزان تمدن و فرهیختگی یک ملت را می توان از چگونگی رفتار و نگرش آن با زنان فهمید، قضیه گویا جدی تر از اینهاست و کار به امنیت ملی هم رسیده است! فارین پالیسی مقاله ای از 2012 را دوباره بازنشر کرده است که بر اساس داده های تجربی میان امنیت یک کشور و امنیت زنان آن رابطه معنا داری برقرار است.

گفته شده است که برای پیش بینی میزان صلح و پایداری یک کشور بر خلاف انتظار نباید سراغ میزان ثروت، میزان دموکراتیک بودن یا هویت مذهبی-قومی آن رفت، بلکه چگونگی رفتار با زنانش خیلی مهمتر است. هرچه شکاف جنسیتی در کشوری بیشتر باشد، احتمال رو آوردن به خشونت در عرصه داخلی و خارجی بیشتر است، گفته اند که میان رشد اقتصادی، فساد و رفاه از یک طرف و شکاف جنسیتی از طرف دیگر پیوندی قوی دیده می شود. کسانی معتقدند وقتی در خانه روابط به شدت نابرابر میان زن و مرد وجود دارد، همین خشونت و نابرابری در سطح بالاتر میان حکومت و شهروندان هم بازتولید می شود.

یادم هست دکتر رنانی در مناظره با جناب مصباحی مقدم همین نقش زنان در توسعه را با بیانی دیگر پیش کشید و باز طرف مقابل به جاده خاکی زد و از تفاوت فرهنگی صحبت کرد! اینکه جایی نوشتم باید از "سیاست توسعه" سخن گفت و نه "برنامه توسعه" از این روست که هنوز کسانی در بنیادهای توسعه با یکدیگر اختلاف دارند.

http://goo.gl/ujGXwG

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هنر نزد ایرانیان است و بس

بانوان بیکار ننشته اند و توان خود را در طراحی یک برنامه موبایلی به نام "گرشاد" آزموده اند. هرچند برنامه های مشابه آن وجود دارد، این کاربرد خاص مختص وطن آریایی-اسلامی ماست 😊

در متن زیر گرشاد این‌طور معرفی شده است: «با نگاه کردن به نقشه شهری که در آن زندگی می‌کنید، می‌توانید مسیر‌هایی را انتحاب کنید که احتمال برخورد با گشت ارشاد در آن‌ها کمتر باشد. همزمان وقتی به یک گشت ارشاد در نقطه‌ای از شهر برمی‌خورید، می‌توانید با صرف چند ثانیه و به راحتی، مکان آن را در گرشاد نشانه‌گذاری کنید و دیگر شهروندان را از گرفتار شدن در دام نجات دهید.»

http://goo.gl/wbLJME

کانال راهبرد
@RahbordChannel
وزارتخانه های خوشبختی و مدارا!

اعراب حوالی خلیج فارس کارهای جالبی می کنند، از جمله در امارات متحده عربی، سال ها پیش "وزارتخانه خوشبختی" به وجود آورده اند که هدفش ارتقا احوال ملت و شادتر کردن آنها بوده است (به نظر می رسد با وزارت رفاه ما خیلی تفاوت داشته باشد)، به تازگی می خواهند یک وزرات مدارا و سعه صدر (تالرنس به زبان فرنگی) هم به تاسیس کنند که ارزش های جدیدی را به اهالی آنجا تزریق کند.

برخی منتقدان اساسا با فضای شیخ نشین ها مشکل دارند و می گویند از نظر شاخص های دموکراسی و مدنی وضعشان خراب است و حتی همین اقدامات دولتی برای خوشحال کردن ملت هم بوی تمامیت خواهی و استبداد می دهد، ولی گاهی فکر می کنم واقعا چه انتظاری داریم، با وضعیت کنونی با ازادی دادن به مردم صحاری خاورمیانه چیزی جز اخوان المسلمین و داعش در می آید؟ والله اعلم. 😊

http://goo.gl/dRZs7v


کانال راهبرد
@RahbordChannel
باید ثروتی به وجود بیاید تا بتوان توزیعش کرد!

کشوری فقیرتر از کنگو، امید به زندگی مردم آن نصف و نرخ مرگ و میر نوزادان سه برابر کشورهای درحال توسعه، این توصیفی از سوئد 150 سال قبل است! کشوری که اکنون در بسیاری از رتبه بندی های توسعه و پیشرفت و رفاه در میان برترین هاست.

منتقدان نظام سرمایه داری به کشورهای نوردیک از جمله سوئد به عنوان مصداق های موفق سوسیالیسم اشاره می کنند، ولی گفته اند که این کشور در 1950 نرخ مالیات کمتری حتی از ایالات متحده داشته است و رویکرد آزادی اقتصادی (لسه فر) را به طور جدی دنبال می کرده است. رشد و پیشرفت سوئد را باید به دلیل سیاست های لیبرال صد ساله ای دانست که از 1850تا 1950 دنبال کرده است و پس از آن سوسیال دموکرات ها به بحث بازتوزیع و دولت رفاه پرداخته اند. آنها از حدود دهه 70 کمی تند و تیز رفتند، ولی در دهه 90 دریافتند که برخی راه ها به ترکستان است! کاهش مالیات ها و مقررات زدایی از اقدامات آنها در طی این سال ها بوده است. آنها در شاخص آزادی اقتصادی بنیاد هریتج (سال 2015) رتبه 23 را دارا هستند.

چنانکه نویسنده هم اشاره کرده است، برای فهم واقعیت توسعه، نباید عکس ها را مقایسه کرد، بلکه باید فیلم طولانی پیشرفت آنها را در طول تاریخ دید. خواندن این مقاله برای بسیاری از رمانتیک های وطنی که زیادی بی روغن سرخ می کنند و دنیا را شبیه کارتون می فهمند بسیار توصیه می شود. هایک بزرگ زمانی گفت که اقتصاد به آدم ها می آموزد که چقدر در مورد میزان توانایی هایشان در طراحی اشتباه می کنند. جان کلام اینکه، صحبت از نسخه بومی و وطنی توسعه البته بد نیست، ولی مشروط بر اینکه تخیل را جای واقعیت نگیریم.

http://goo.gl/Ypedys
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بوی رونق از اوضاع جهان می شنوم؟

گفته اند برای آنکه برآوردی از رونق و رکود از اقتصاد جهان داشته باشید، دو شاخص می تواند به شما کمک کند یکی قیمت نفت و دیگری شاخص بالتیک

از آنجا که نفت در بسیاری از صنایع و محصولات به کار گرفته می شود، بالا رفتن قیمت آن می تواند نشانه رشد اقتصاد جهان دانسته شود، شاخص بالتیک هم به قیمت حمل و نقل دریایی اشاره دارد که بالا رفتن آن می تواند نشان دهنده افزایش تقاضا برای مواد اولیه و کالاهای سرمایه ای تلقی شود. می توانید در سایت های مثل بلومبرگ این شاخص را دنبال کنید. گفته شده است این شاخص در حالت عادی حدود 1000 است، ولی امروز دیدم که روی 291 ایستاده است.

برای تخمینی سرانگشتی از رونق و رکود اقتصادی جهان می توان این دو شاخص را به کار گرفت، اگر هر دو از حد متوسط بالاتر باشند، کم و بیش نشانه رشد اقتصادی جهان است.

https://goo.gl/cyOAln

کانال راهبرد
@RahbordChannel
دنیا ما جای خطرناکی است؟

گفته شده است احتمال اینکه در آمریکا افراد از افتادن تلویزیون یا یکی از اثاثیه خانه بمیرند، از احتمال کشته شدن در حمله تروریستی بیشتر است! در جای دیگر قریب به مضمون گفته اند احتمال کشته شدن از نیش مار هم از احتمال هدف تروریستی قرار گرفتن بیشتر است! پس چرا حملات تروریستی اینقدر جدی تلقی می شوند؟

این را باید در روانشناسی ادم ها جستجو کرد، افراد رویدادهایی که روی آنها کنترلی ندارند، ترس فراوان ایجاد می کنند و می توانند خطر جدی برای عده زیادی به بار بیاورند را بسیار محتمل تصور می کنند، هرچند در واقعیت چنین نباشد. تروریسم هر سه این ویژگی ها را دارد و از این روست که افکار عمومی بسیاری از دولت ها را به سمت تزریق بودجه بیشتر در حوزه مبارزه با تروریسم می برد، موش دواندن های آشکار و پنهان دولت ها و گروه های سیاسی برای تزریق ترس در جامعه که جای خود دارد!

کانمان از اقتصاددانان رفتاری مشهور نقش رسانه ها را در این بزرگنمایی بسیار جدی می گیرد، پوشش های خبری که از منطق مارکتینگ خاص خود پیروی می کند در این ایجاد ترس ها بسیار موثر است. این ترس ها افراد را به سوی رفتار غیرعاقلانه می برد. می گویند پس از حملات یازده سپتامبر بسیاری تصمیم گرفتند به دلیل خطر سفرهای هوایی با ماشین شخصی سفر کنند، غافل از آنکه خطر رانندگی با ماشین از سفر هوایی بسیار بیشتر است. با این حال از آنجا که افراد در رانندگی خود کنترل کار را در دست دارند، ریسک آن خیلی بالا ارزیابی نمی شود.

برای گریز از این خطا چند توصیه وجود دارد، یکی اینکه زیاد اخبار گوش ندهید! دیگری بررسی عینی و علمی و بی طرف است که البته همه امکان آن را ندارند و دیگری پخش خوشبختی در میان مردم و تزریق شادی میان آنهاست تا مصائب دنیا را کمرنگ تر ببینند.
البته آنچه گفتم به هیچ رو تجویز خوش بینی ساده لوحانه نیست، هر انسان تاریخ خوانده ای می داند که نابخردی چگونه می تواند به یکباره فوران کند و آدم ها چه بلاهایی می توانند به سر هم بیاورند!
https://goo.gl/HWyrb5

کانال راهبرد
@RahbordChannel
چو پرورده باشد پسر در شکار
نترسد چو پیش آیدش کارزار

به عنوان یک نظر شخصی، از دیپلمات ها خوشم می آید، آقای ظریف هم از این قضیه مستثنی نیست، ادب و متانتی که در تعامل با رسانه ها و اهالی خارجه نشان می دهد ستودنی است، حداقلش می داند دیپلمات است نه خطیب مذهبی و زیادی بی روغن سرخ نمی کند. اما دیدم اخیرا ملت همیشه در صحنه زیادی شلوغش کرده اند، جهت استحضار اهالی راهبرد بد نیست کمی از سیاسیون دولت های عرب خاورمیانه و به ویژه وزرای خارجه آنها هم بشنویم و بدانیم چقدر کار دشواری پیش روست. نوشته زیر در وبگاه اندیشکده رند بسیار راهگشاست.

گفته می شود که نسل جدیدی از سیاستمداران عرب در حال ظهورند، شاهزادگان جوانی که بسیاری از در دانشگاه های تراز اول دنیا درس خوانده اند به قدرت می رسند، چنانکه در میان شیخ نشین ها می توان انتظار داشت، بسیاری از آنها از کودکی برای گرفتن مناصب حساس تربیت می شوند. از آنجا که پیوند خونی با نظام حاکم دارند، حذف کلی آنها از حکومت هم زیاد محتمل نیست و نوعی ثبات وجود دارد. آنها را برای کارآموزی و کسب تجربه می فرستند تا موقعی که به مناصب جدی رسیدند کار به دست یک ادم باتجربه برسد. اما برسیم به مصادیق:

از محمد سلمان پیشتر گفته ام که از نوجوانی درگیر امور بود و در حال حاضر هم از قدرتمندترین ها در بین حکام صحرای حجاز است و با توجه به تصویر مثبتش در میان جوان ترها به نوعی معمار اصلاحات آینده عربستان به شمار می آید. عادل جبیر وزیر امور خارجه که چند سال در آمریکا به عنوان سفیر سعودی مشغول بوده است، با توجه به ارتباط گسترده عرب ها و یانکی ها، اگر تعامل با اجنبی را بهتر از وزیرخندان ما بلد نباشد، کمتر هم بلد نیست و دید که در جمع کردن ائتلاف علیه ایرانی ها در قضیه سفارت خانه خوب عمل کرد.

سفیر کنونی اماراتی ها در آمریکا به نام یوسف العتیبه که تنها 42 سال سن دارد، به همراه وزیر خارجه 43 ساله فعلی از چهره های بسیار توانمند در سیاست خارجی خاورمیانه اند و به گفته مقاله توانسته اند امارات را به قدرت منطقه ای بدل کند. همین یوسف العتیبه به تنهایی وزنه ای در دیپلماسی امارات است که ما در ایران نظیرش را شاید نداشته باشیم. شیخ محمد آل مکتوم هم که خبر انتصاب کابینه جوان او هفته گذشته بیرون آمد و هشت زن را به عنوان وزیر برگزید دیدگاه های پیشرویی دارد، او به تنهایی کارهایی کرده است کارستان! از محمد زائد ال نهیان که در جهت نوسازی بوروکراسی دولتی گام های اساسی برداشته است می گذریم. این دو تا اخری چندان جوان نیستند، ولی با معیارهای خاورمیانه هرگز کهنسال به شمار نمی آیند.
در قطر امیر 35 ساله تمیم بن حمد ال ثانی یک وزیر سی و پنج ساله دیگر محمد بن عبدالرحمان ال ثانی را به وزارت خارجه برگزیده است، بد نیست سوابق این یکی را هم ببینید که نه به اندازه امارات و سعودی، ولی ادم باتجربه ای به حساب می آید. در بحرین هم آل خلیفه وضعیت مشابهی دارند و سیاستمداران و بوروکرات ها جوانی را در برای روزهای دشوار در اب نمک خوابانده اند.

گفته می شوند این ادم های جدید دید تحلیلی و مدرن تری نسبت به اوضاع دارند، ولی دنبال دموکراسی و این قبیل قرتی بازی ها نیستند، عراق 2003 و بهار عربی را دیده اند، جالب اینجاست که بر اساس نظرسنجی ها، عرب های جوانتر هم زیاد علاقه به دموکراسی و رفرم سیاسی و فضای باز نشان نداده اند و بیشتر مطالبات اقتصادی است که این ادم ها درس خوانده در غرب با توجه به رابطه گسترده با دنیا و تمرکز قدرت می توانند آن را به سرانجامی برسانند. به نظر می رسد باید ادعای شوریدن ملت مسلمان بر علیه حکام جائر عرب را کمی با احتیاط مطرح کرد.

حال چرا این اطلاعات را مطرح کردم: تصویر نادرست رایج از اعراب یعنی شیخ های چاق جیره خوار آمریکا را کنار بگذارید، با نسل دیگری روبه رو هستید که گاه بسیار توانمند هستند و برای حکومت تربیت شده اند و قواعد بازی را هم بلدند، در دیپلماسی منطقه ای با چند جوان پرت روبه رو نیستیم. این ها بر خلاف ایران حکومت یکدست تری دارند و به لحاظ سیاسی هم کنترل بهتری روی جامعه شان وجود دارد و در چالش های آینده باید دانست که کار ساده نیست.

http://goo.gl/EA3LKh
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برای مبارزه با فقر نیازمند آزادی هستیم!

گفته اند که کیپ ورد در آفریقا از کشورهایی است که توانسته است گام های اساسی در کاهش فقر بردارد، کسانی آن را به توسعه زیرساخت ها مانند راهسازی و مانند آن نسبت می دهند، ولی این همه ماجرا نیست. تجربه بسیاری از کشورهای ثروتمند در گذشته نشان می دهد که با نبود زیرساخت های فراوان هم هم توانسته اند رشد اقتصادی مناسبی را به دست آورند و فقر را کاهش دهند، عامل اساسی را باید در آزادی های سیاسی و اجتماعی جست.

مقایسه این کشور با جایی مانند لیبریا در شاخص های آزادی اقتصادی و حقوق سیاسی نشان می دهد که کیپ ورد را باید یک دموکراسی در ترازهای جهانی دانست. صرف فراهم کردن زیرساخت ها کمکی به کاهش فقر نمی کند، تنها با آزادی های سیاسی و اجتماعی است که مردم می توانند امیدوار باشند دولت ها پاسخگوتر و فقرا کم شمارتر خواهند شد. با پول و کمک های فنی خارجی به دولت های فاسد و دیکتاتورها فقر از بین نمی رود، فقط اقتدارگرایی تقویت می شود.

کوتاه سخن اینکه اصل در نهادها و سیاست هاست. باید تاکید حضرت ماکیاولی بر ضرورت قانون ها و نهادهای خوب در کشورداری را همواره پیش چشم داشت.
http://goo.gl/w0A9IV

کانال راهبرد
@RahbordChannel