در باب اقتصاد قانون: فساد همیشه بد نیست!
سه قرن پیش محدودیت های زیادی بر تجارت ایالات متحده برقرار بود و آنها بر اساس قوانین بریتانیا نمی توانستند آزادانه با دیگر کشورها مبادله تجاری داشته باشند، عمده صادرات و واردات آنها به صورت اجباری با بریتانیا بود. همین وضعیت برای بسیاری از کشورهای دیگر مستعمره هم برقرار بود.
در بریتانیا، دوک نیوکاسل مسئول رسیدگی به امور امریکا بود و از آنجا که بیشتر به حفظ جایگاه خود فکر می کرد، دنبال اجرای سفت و سقت قوانین هم نبود و دست مقامات محلی را در اجرای قوانین باز گذاشت. نتیجه این بود که مقامات گمرک محلی در ازای دریافت رشوه چشمانشان را می بستند تا تجار با هر کجا می خواهند مبادله داشته باشند. کسانی گفته اند این به اصطلاح فساد باعث شد که آمریکایی ها رشد اقتصادی خوبی را تجربه کنند، بعدها هم که بریتانیا بنای سختگیری گذاشت، نارضایتی گسترده ای به بار آمد و زمینه جدایی امریکا از بریتانیا فراهم آمد.
یک تصور رایج هست که همیشه قانون بهتر از بی قانونی است، چنین نیست. هر قانونی خوب یا بد هزینه ایجاد می کند: وضع قانون و اجرا و نظارت بر آن رایگان انجام نمی شود و باید برای آن هزینه کرد. کسانی باید باشند که این کارها را انجام دهند و حواسشان به اوضاع باشد و البته این خرج دارد. قانون های بد علاوه بر چنین هزینه هایی، جلوی منافع بالقوه را هم می گیرد و زمینه ساز فساد است. قانون های زائد هم فقط هزینه ایجاد می کنند، بدون آنکه منفعتی در پی داشته باشند. آنچه ما نیاز داریم حداقل قانون های خوب است.
http://goo.gl/c9Jvyb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سه قرن پیش محدودیت های زیادی بر تجارت ایالات متحده برقرار بود و آنها بر اساس قوانین بریتانیا نمی توانستند آزادانه با دیگر کشورها مبادله تجاری داشته باشند، عمده صادرات و واردات آنها به صورت اجباری با بریتانیا بود. همین وضعیت برای بسیاری از کشورهای دیگر مستعمره هم برقرار بود.
در بریتانیا، دوک نیوکاسل مسئول رسیدگی به امور امریکا بود و از آنجا که بیشتر به حفظ جایگاه خود فکر می کرد، دنبال اجرای سفت و سقت قوانین هم نبود و دست مقامات محلی را در اجرای قوانین باز گذاشت. نتیجه این بود که مقامات گمرک محلی در ازای دریافت رشوه چشمانشان را می بستند تا تجار با هر کجا می خواهند مبادله داشته باشند. کسانی گفته اند این به اصطلاح فساد باعث شد که آمریکایی ها رشد اقتصادی خوبی را تجربه کنند، بعدها هم که بریتانیا بنای سختگیری گذاشت، نارضایتی گسترده ای به بار آمد و زمینه جدایی امریکا از بریتانیا فراهم آمد.
یک تصور رایج هست که همیشه قانون بهتر از بی قانونی است، چنین نیست. هر قانونی خوب یا بد هزینه ایجاد می کند: وضع قانون و اجرا و نظارت بر آن رایگان انجام نمی شود و باید برای آن هزینه کرد. کسانی باید باشند که این کارها را انجام دهند و حواسشان به اوضاع باشد و البته این خرج دارد. قانون های بد علاوه بر چنین هزینه هایی، جلوی منافع بالقوه را هم می گیرد و زمینه ساز فساد است. قانون های زائد هم فقط هزینه ایجاد می کنند، بدون آنکه منفعتی در پی داشته باشند. آنچه ما نیاز داریم حداقل قانون های خوب است.
http://goo.gl/c9Jvyb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره رشد اقتصاد ما چند است؟
در بسیاری جاهای دنیا رشد اقتصادی را با شاخص نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) می سنجند و البته بسیاری معتقدند این کافی نیست )گفته می شود در این شاخص رتبه 189 دنیا را در سال گذشته داشته ایم) .
اگر اقتصاد را به یک خودرو تشبیه کنیم، این شاخص چیزی مثل همان سرعت سنج است که به شما می گوید با چه سرعتی می روید، ولی اینکه کجا می روید و چگونه می روید مشخص نیست. چند شاخص دیگر برای این منظور پیشنهاد و اندازه گیری ها انجام گرفته است. برای ایران هم می تواند موردتوجه قرار بگیرد (بماند که شاخص آخری حرف و حدیث کم ندارد).
شغل مناسب: فقط آمار اشتغال کافی نیست، تغییر شاخص درصد کسانی که مشغول به کار هستند و دریافتی متناسب با حداقل استانداردهای زندگی دارند مناسبتر است.
خوشبختی: تغییر برداشت و تصور مردم از میزان خوشبختی خود به عنوان یک شاخص معتبر شناخته شده است و ابعاد گوناگونی مانند سلامت و مسکن و مانند آن را در خود دارد.
محیط زیست: درصد تغییر انتشار گازهای گلخانه ای و دی اکسید کربن می تواند شاخص برای عملکرد زیست محیطی اقتصاد باشد.
سلامت: درصد افزایش و کاهش مرگ های قابل پیشگیری نمایانگر عملکرد اقتصاد در حوزه سلامت و بهداشت است.
انصاف و عدالت: تغییرات شاخص تفاوت درآمد میان دهک اول و دهم تصویری از انصاف اقتصادی است.
https://goo.gl/au8TqC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در بسیاری جاهای دنیا رشد اقتصادی را با شاخص نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) می سنجند و البته بسیاری معتقدند این کافی نیست )گفته می شود در این شاخص رتبه 189 دنیا را در سال گذشته داشته ایم) .
اگر اقتصاد را به یک خودرو تشبیه کنیم، این شاخص چیزی مثل همان سرعت سنج است که به شما می گوید با چه سرعتی می روید، ولی اینکه کجا می روید و چگونه می روید مشخص نیست. چند شاخص دیگر برای این منظور پیشنهاد و اندازه گیری ها انجام گرفته است. برای ایران هم می تواند موردتوجه قرار بگیرد (بماند که شاخص آخری حرف و حدیث کم ندارد).
شغل مناسب: فقط آمار اشتغال کافی نیست، تغییر شاخص درصد کسانی که مشغول به کار هستند و دریافتی متناسب با حداقل استانداردهای زندگی دارند مناسبتر است.
خوشبختی: تغییر برداشت و تصور مردم از میزان خوشبختی خود به عنوان یک شاخص معتبر شناخته شده است و ابعاد گوناگونی مانند سلامت و مسکن و مانند آن را در خود دارد.
محیط زیست: درصد تغییر انتشار گازهای گلخانه ای و دی اکسید کربن می تواند شاخص برای عملکرد زیست محیطی اقتصاد باشد.
سلامت: درصد افزایش و کاهش مرگ های قابل پیشگیری نمایانگر عملکرد اقتصاد در حوزه سلامت و بهداشت است.
انصاف و عدالت: تغییرات شاخص تفاوت درآمد میان دهک اول و دهم تصویری از انصاف اقتصادی است.
https://goo.gl/au8TqC
کانال راهبرد
@RahbordChannel
World Economic Forum
Five measures of growth that are better than GDP
The shortcomings of GDP, as a measure of what we want from an economy, are not a new discovery. But what are the alternatives?
چالش های اقتصاد ایران
می گویند بعد از برجام خیلی ها در خارج و داخل امید به بهبود داشتند، کسانی ایران را سرزمین فرصت ها می نامیدند، ولی گویا الان همه واقع بین تر شده اند.
در این مقاله اکونومیست گفته شده است که از مهمترین چالش ها محدودیت های بانکی است، از یکی از دوستان کاربلد بانکدار شنیدم که همه محدودیت های تحریم و عدم اعتماد به بانک های ایرانی و فاصله آنها با استانداردهای جهانی به کنار، سعودی ها هم به طور جدی موش می دوانند. گویا مشابه همین تهدید اخیر فروش دارایی هایشان در ایالات متحده را به صورت پنهان و با شدت بیشتر برای ایران دنبال می کنند، زیرا اثربخشی تحریم های بانکی را دیده اند. از جمله آن دوست عزیز اشاره می کرد که بانکی که 80 میلیارد دلار پول سعودی ها را در اختیار دارد، نمی تواند به رقیب منطقه ای آنها لبخند بزند و ظاهرا سنبه سعودی ها پرزور است.
قیمت نفت هم مصیبتی است، ایران در 2010 حدود 125 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، امسال شانس بیاورد حدود 25 میلیارد دلار! کاغذبازی و سلسله مراتب اداری که حتی کار برای صدور ویزا برای سرمایه گذاران سخت کرده است هم مشکل کمی نیست (شاخص سهولت کسب و کار را ببینید). فساد گسترده و فعالیت پنهان اقتصادی هم از چالش های پراهمیت هستند که خارجی ها را دلسرد می کنند. کسانی هم منتظر انتخابات امریکا هستند تا ببینند کار به کجا می رسد، این را اضافه کنید که بسیاری چهره های ذی نفوذ اساسا "تعامل سازنده با دنیا" و این قبیل قرتی بازی های دولت اعتدال را قصه کلثوم ننه می دانند و آن را جدی نمی گیرند.
جان کلام هنوز خیلی کار داریم، منتظر معجزه نباشید.
http://goo.gl/nEzNjb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
می گویند بعد از برجام خیلی ها در خارج و داخل امید به بهبود داشتند، کسانی ایران را سرزمین فرصت ها می نامیدند، ولی گویا الان همه واقع بین تر شده اند.
در این مقاله اکونومیست گفته شده است که از مهمترین چالش ها محدودیت های بانکی است، از یکی از دوستان کاربلد بانکدار شنیدم که همه محدودیت های تحریم و عدم اعتماد به بانک های ایرانی و فاصله آنها با استانداردهای جهانی به کنار، سعودی ها هم به طور جدی موش می دوانند. گویا مشابه همین تهدید اخیر فروش دارایی هایشان در ایالات متحده را به صورت پنهان و با شدت بیشتر برای ایران دنبال می کنند، زیرا اثربخشی تحریم های بانکی را دیده اند. از جمله آن دوست عزیز اشاره می کرد که بانکی که 80 میلیارد دلار پول سعودی ها را در اختیار دارد، نمی تواند به رقیب منطقه ای آنها لبخند بزند و ظاهرا سنبه سعودی ها پرزور است.
قیمت نفت هم مصیبتی است، ایران در 2010 حدود 125 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، امسال شانس بیاورد حدود 25 میلیارد دلار! کاغذبازی و سلسله مراتب اداری که حتی کار برای صدور ویزا برای سرمایه گذاران سخت کرده است هم مشکل کمی نیست (شاخص سهولت کسب و کار را ببینید). فساد گسترده و فعالیت پنهان اقتصادی هم از چالش های پراهمیت هستند که خارجی ها را دلسرد می کنند. کسانی هم منتظر انتخابات امریکا هستند تا ببینند کار به کجا می رسد، این را اضافه کنید که بسیاری چهره های ذی نفوذ اساسا "تعامل سازنده با دنیا" و این قبیل قرتی بازی های دولت اعتدال را قصه کلثوم ننه می دانند و آن را جدی نمی گیرند.
جان کلام هنوز خیلی کار داریم، منتظر معجزه نباشید.
http://goo.gl/nEzNjb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
The Economist
The over-promised land
It is proving harder than expected for investors to make a start
معجزه های هزاره سوم و باقی قضایا
دیدم دکتر میرزا خانی سردبیر محترم دنیای اقتصاد درباره ونزوئلا و بحران جاری آن نوشته اند، از آنجا که این کشور زمانی دوست و برادر به حساب می آمد و پرزیدنت مهرورز ایرانی علاقه زیادی به چاوز فقید داشت و زمانی این دو نفر، بت "مبارزان" جهان شده بودند، بد نیست مروری کوتاه به اوضاع داشته باشیم. فقط کمی حوصله کنید. از همین آغاز هم بگویم هرگونه شباهت با اوضاع اقتصادی مملکت ما اتفاقی است!
تا همین سه سال پیش کسانی عملکرد اقتصادی ونزوئلا را در حد "معجزه" می دانستند، شواهدی هم داشتند: تولید ناخالص داخلی در عرض ده سال دو برابر شده بود، بیکاری و مرگ و میر نوزادان به نصف کاهش پیدا کرده بود، فقر در ونزوئلا کاهش چشمگیری یافته بود و این کشور سومین کشور آمریکای لاتین از نظر فقر پایین ارزیابی می شد.نام نویسی در دانشگاه ها بیش از دو برابر شده بود و میلیون ها نفر برای نخستین بار دسترسی به خدمات درمانی پیدا کردند و خدمات اجتماعی گسترش زیادی پیدا کرده بود. (بد نیست تراز تجاری این کشور را در طی چند سال اخیر هم ببنیید)
اوضاع این کشور نفت خیر تا قبل از کاهش قیمت نفت خیلی بد نبود، ولی سوتدبیر در نهایت خودش را نشان داد، کسانی بررسی بیشتر کرده اند که در مقایسه با دیگر کشورهای آمریکای لاتین وضعیت ونزوئلا و دستاوردهایش چنان فتح الفتوحی هم نبود، در باقی کشورهای آن حوالی هم روند مشابهی در کاهش فقر، رشد اقتصادی و مرگ ومیر نوزادان دیده می شد. برای مثال در کلمبیا فقر از 45 درصد به 30 درصد رسید یا در اروگوئه از 32 درصد به حدود 11 درصد کاهش یافت و آمارهای مشابه دیگری نیز می توان ارائه داد. گفته شده است قبل از کاهش قیمت نفت کسر بودجه این کشور حدود 17 درصد بود که بعدها وخیم تر هم شد و به حدود 30 درصد رسید و تورم هم سال گذشته 64 درصد بوده است، در حال حاضر هم که می بینید چه خرمحشری است! بد نیست حوصله کردید شاخص فلاکت را هم بررسی کنید که این کشور با افتخار رتبه نخست دنیا را دارد . (گفته شده است که این اقتصادها از یک الگوی خاص 4 مرحله ای پیروی می کنند که حوصله کردم در آینده در مورد آن می نویسم، شاید به کار سیاستگذار مملکت ما هم بیاید)
جان کلام اینکه اقتصاد علم واقعیت هاست، هر چیزی هم در این دنیا حساب و کتاب دارد و به طور کلی از برخی فیگورهای سیاسی دوری کنید، منظورم همان کسانی است که بیش از اندازه صحبت از عدالت و کمک به فقرا می کنند و از بدیهای بازار آزاد می گویند، دستکم عملکرد اقتصادی شان جالب نیست 😊
https://goo.gl/uon62x
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دیدم دکتر میرزا خانی سردبیر محترم دنیای اقتصاد درباره ونزوئلا و بحران جاری آن نوشته اند، از آنجا که این کشور زمانی دوست و برادر به حساب می آمد و پرزیدنت مهرورز ایرانی علاقه زیادی به چاوز فقید داشت و زمانی این دو نفر، بت "مبارزان" جهان شده بودند، بد نیست مروری کوتاه به اوضاع داشته باشیم. فقط کمی حوصله کنید. از همین آغاز هم بگویم هرگونه شباهت با اوضاع اقتصادی مملکت ما اتفاقی است!
تا همین سه سال پیش کسانی عملکرد اقتصادی ونزوئلا را در حد "معجزه" می دانستند، شواهدی هم داشتند: تولید ناخالص داخلی در عرض ده سال دو برابر شده بود، بیکاری و مرگ و میر نوزادان به نصف کاهش پیدا کرده بود، فقر در ونزوئلا کاهش چشمگیری یافته بود و این کشور سومین کشور آمریکای لاتین از نظر فقر پایین ارزیابی می شد.نام نویسی در دانشگاه ها بیش از دو برابر شده بود و میلیون ها نفر برای نخستین بار دسترسی به خدمات درمانی پیدا کردند و خدمات اجتماعی گسترش زیادی پیدا کرده بود. (بد نیست تراز تجاری این کشور را در طی چند سال اخیر هم ببنیید)
اوضاع این کشور نفت خیر تا قبل از کاهش قیمت نفت خیلی بد نبود، ولی سوتدبیر در نهایت خودش را نشان داد، کسانی بررسی بیشتر کرده اند که در مقایسه با دیگر کشورهای آمریکای لاتین وضعیت ونزوئلا و دستاوردهایش چنان فتح الفتوحی هم نبود، در باقی کشورهای آن حوالی هم روند مشابهی در کاهش فقر، رشد اقتصادی و مرگ ومیر نوزادان دیده می شد. برای مثال در کلمبیا فقر از 45 درصد به 30 درصد رسید یا در اروگوئه از 32 درصد به حدود 11 درصد کاهش یافت و آمارهای مشابه دیگری نیز می توان ارائه داد. گفته شده است قبل از کاهش قیمت نفت کسر بودجه این کشور حدود 17 درصد بود که بعدها وخیم تر هم شد و به حدود 30 درصد رسید و تورم هم سال گذشته 64 درصد بوده است، در حال حاضر هم که می بینید چه خرمحشری است! بد نیست حوصله کردید شاخص فلاکت را هم بررسی کنید که این کشور با افتخار رتبه نخست دنیا را دارد . (گفته شده است که این اقتصادها از یک الگوی خاص 4 مرحله ای پیروی می کنند که حوصله کردم در آینده در مورد آن می نویسم، شاید به کار سیاستگذار مملکت ما هم بیاید)
جان کلام اینکه اقتصاد علم واقعیت هاست، هر چیزی هم در این دنیا حساب و کتاب دارد و به طور کلی از برخی فیگورهای سیاسی دوری کنید، منظورم همان کسانی است که بیش از اندازه صحبت از عدالت و کمک به فقرا می کنند و از بدیهای بازار آزاد می گویند، دستکم عملکرد اقتصادی شان جالب نیست 😊
https://goo.gl/uon62x
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Reflections on Venezuela’s "Economic Miracle"
Back in 2013, Salon took a quick break from criticizing a caricature of libertarianism to let David Sirota write an embarrassing article praising socialism in what turns out to be a fantastic case study in both the dangers of socialist economics and of course…
بعد از بمباران، بهترین راه تخریب یک شهر کنترل اجارههاست!
در این یادداشت دنیای اقتصاد گفته ام که هر کسی کمی از اقتصاد سردر بیاورد می داند که نهادهای کنترل کننده قیمت با هر اسمی از جمله تعزیزات حکومتی و حمایت از مصرف کننده اثراتی ویرانگر بر اقتصاد دارند، از جمله به تجربه کنترل اجاره بها در نیویورک اشاره شده است که چه بر سر ساخت و ساز آورد که گفتند بعد از بمباران، بهترین راه تخریب یک شهر کنترل اجارههاست! از زیان های اقتصادی که بگذریم، وقتی فرایند بازار را که یکی از بزرگترین ابداعات بشر است، مختل می کنیم، غول سیاست از شیشه در می آید.
رمانتیک هایی که با اهداف انسان دوستانه از قیمت گذاری دستوری دفاع می کنند، هنوز منطق مناسبات قدرت و بوروکراسی های عریض و طویل دولت را نمی شناسند. تجربه تاریخی بشر نشان می دهد که باید از "دولت" هراس داشت، به ویژه اگر در این حوالی و در صحاری خاورمیانه مستقر باشد. اگر در این مملکت توریست نباشید، دلایل زیادی برای این بدبینی می توانید در اطرافتان پیدا کنید. یک پیشنهاد دیگر هم دارم سری به سایت برخی از این نهادهای مداخله گر بزنید، از بزرگی آنها شگفت زده می شوید، واقعا فکر می کنید آنها بهتر از بازار عمل می کنند؟
متن کامل یادداشت را در لینک زیر ببینید، تلاش کرده ام حرف تازه ای بزنم، امیدوارم چنین بوده باشد.
http://goo.gl/Qh6rGf
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در این یادداشت دنیای اقتصاد گفته ام که هر کسی کمی از اقتصاد سردر بیاورد می داند که نهادهای کنترل کننده قیمت با هر اسمی از جمله تعزیزات حکومتی و حمایت از مصرف کننده اثراتی ویرانگر بر اقتصاد دارند، از جمله به تجربه کنترل اجاره بها در نیویورک اشاره شده است که چه بر سر ساخت و ساز آورد که گفتند بعد از بمباران، بهترین راه تخریب یک شهر کنترل اجارههاست! از زیان های اقتصادی که بگذریم، وقتی فرایند بازار را که یکی از بزرگترین ابداعات بشر است، مختل می کنیم، غول سیاست از شیشه در می آید.
رمانتیک هایی که با اهداف انسان دوستانه از قیمت گذاری دستوری دفاع می کنند، هنوز منطق مناسبات قدرت و بوروکراسی های عریض و طویل دولت را نمی شناسند. تجربه تاریخی بشر نشان می دهد که باید از "دولت" هراس داشت، به ویژه اگر در این حوالی و در صحاری خاورمیانه مستقر باشد. اگر در این مملکت توریست نباشید، دلایل زیادی برای این بدبینی می توانید در اطرافتان پیدا کنید. یک پیشنهاد دیگر هم دارم سری به سایت برخی از این نهادهای مداخله گر بزنید، از بزرگی آنها شگفت زده می شوید، واقعا فکر می کنید آنها بهتر از بازار عمل می کنند؟
متن کامل یادداشت را در لینک زیر ببینید، تلاش کرده ام حرف تازه ای بزنم، امیدوارم چنین بوده باشد.
http://goo.gl/Qh6rGf
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Donya-E-Eqtesad
منطق سیاسی قیمتگذاری
پر مخاطب ترین روزنامه اقتصادی کشور
چرا حمایت از تولید داخلی عاقبت ندارد!؟
ژاپنی ها به حمایت از تولیدکنندگان داخلی شهرت داشتند، ملتی خشن، متعصب و ماجراجو بعد از شکست برابر متفقین تلاش کردند با کمک یانکی ها اقتصادشان را دوباره بسازند. رویکرد حمایتی آنها (سیاست صنعتی) بسیار بحث برانگیز بوده است، منتقدان می گویند مانع شکوفایی کامل اقتصاد ژاپن شده و به سود نورچشمی ها تمام شده است. ذکر یک نمونه بد نیست.
سال 1986 ارزش ین به نسبت دلار دوبرابر شد، این یعنی صادرات ژاپنی ها گرانتر تمام می شد. صادرکنندگان ژاپنی به جای کارهای عاقلانه ای مثل کاهش هزینه ها و نوآوری، سراغ راه حل ساده تر رفتند. از آنجا که در طی سالها ارتباط خوبی با مقامات سیاسی پیدا کرده بودند، چانه زنی با دولتی ها شروع شد. آنها برای "حمایت از اقتصاد ملی" خواستار اعتبار ارزان (وام کم بهره) شدند. دولتی ها هم به وظیفه ملی میهنی خود عمل کردند و پذیرفتند این سامورایی های وطن پرست! را کمک کنند، حاصل چه شد؟
پیش از آن یک توضیح کوتاه بد نیست. متقاضی وام ارزان زیاد است، ولی وام ارزان به زیان وام دهنده و سود وام گیرنده است. اشتباه نکنیم اینجا دولت وام دهنده نیست، هیچ دولتی از خود پولی ندارد، در عمل وام دهنده اصلی مردم هستند (هرچند جزئیات کار بسیار پیچیده تر است)، پیامد وام های ارزان هم چیزی جز تورم نیست. این را هم اضافه کنید که نرخ بهره ای که مصنوعی پایین نگاه داشته شده است، به سرمایه گذاری نادرست منجر می شود، زیرا فرصت های غیرسودآور به اشتباه سودآور تلقی می شوند.
اما بشنوید از ژاپن: همه به دنبال وام و اعتبار ارزان رفتند، اوضاع کسب و کار البته چند سالی بد نبود، ولی در همین حال حباب ها شکل گرفت، قیمت زمین در توکیو به شکل چشمگیری افزایش یافت، شاخص بورس توکیو 4 برابر شد و بخش مالی به شدت فربه شد. اما اوایل دهه 1990 ورق برگشت، ترکیدن حباب ها شروع شد، شاخص بورس تا 80 درصد کاهش یافت، قیمت زمین و ملک سقوط کرد و رشد تولید ناخالص داخلی هم رسید به حدود 1 درصد!
خلاصه این "حمایت از تولید داخل" به این سادگی نیست و اما و اگرش زیاد است، خود دانید! 😊
https://goo.gl/FPnl2K
https://goo.gl/oKggtl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ژاپنی ها به حمایت از تولیدکنندگان داخلی شهرت داشتند، ملتی خشن، متعصب و ماجراجو بعد از شکست برابر متفقین تلاش کردند با کمک یانکی ها اقتصادشان را دوباره بسازند. رویکرد حمایتی آنها (سیاست صنعتی) بسیار بحث برانگیز بوده است، منتقدان می گویند مانع شکوفایی کامل اقتصاد ژاپن شده و به سود نورچشمی ها تمام شده است. ذکر یک نمونه بد نیست.
سال 1986 ارزش ین به نسبت دلار دوبرابر شد، این یعنی صادرات ژاپنی ها گرانتر تمام می شد. صادرکنندگان ژاپنی به جای کارهای عاقلانه ای مثل کاهش هزینه ها و نوآوری، سراغ راه حل ساده تر رفتند. از آنجا که در طی سالها ارتباط خوبی با مقامات سیاسی پیدا کرده بودند، چانه زنی با دولتی ها شروع شد. آنها برای "حمایت از اقتصاد ملی" خواستار اعتبار ارزان (وام کم بهره) شدند. دولتی ها هم به وظیفه ملی میهنی خود عمل کردند و پذیرفتند این سامورایی های وطن پرست! را کمک کنند، حاصل چه شد؟
پیش از آن یک توضیح کوتاه بد نیست. متقاضی وام ارزان زیاد است، ولی وام ارزان به زیان وام دهنده و سود وام گیرنده است. اشتباه نکنیم اینجا دولت وام دهنده نیست، هیچ دولتی از خود پولی ندارد، در عمل وام دهنده اصلی مردم هستند (هرچند جزئیات کار بسیار پیچیده تر است)، پیامد وام های ارزان هم چیزی جز تورم نیست. این را هم اضافه کنید که نرخ بهره ای که مصنوعی پایین نگاه داشته شده است، به سرمایه گذاری نادرست منجر می شود، زیرا فرصت های غیرسودآور به اشتباه سودآور تلقی می شوند.
اما بشنوید از ژاپن: همه به دنبال وام و اعتبار ارزان رفتند، اوضاع کسب و کار البته چند سالی بد نبود، ولی در همین حال حباب ها شکل گرفت، قیمت زمین در توکیو به شکل چشمگیری افزایش یافت، شاخص بورس توکیو 4 برابر شد و بخش مالی به شدت فربه شد. اما اوایل دهه 1990 ورق برگشت، ترکیدن حباب ها شروع شد، شاخص بورس تا 80 درصد کاهش یافت، قیمت زمین و ملک سقوط کرد و رشد تولید ناخالص داخلی هم رسید به حدود 1 درصد!
خلاصه این "حمایت از تولید داخل" به این سادگی نیست و اما و اگرش زیاد است، خود دانید! 😊
https://goo.gl/FPnl2K
https://goo.gl/oKggtl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
How Central Planners Crippled Japan’s Economy
The greatest tragedy of the 2008–2009 financial meltdown was not that it happened. The collapse of asset prices was the necessary result of near zero interest rates. No, the most devastating aspect of the financial meltdown is that central planning alchemy…
"اقتصاد مقاومتی" عربستان
حکام صحرای حجاز می خواهند وابستگی اقتصادشان به نفت را کم کنند، بو برده اند که دوره نفت به پایان خود نزدیک می شود و فهمیده اند که آمریکایی ها دیگر مثل سابق هوایشان را ندارند و به رقیب نزدیک شده اند. شاهزاده ای جوان که هم وزیر جنگ است و هم متولی اقتصاد قرار است کار تحول اقتصادی را پیش ببرد، گفته می شود میان جمعیت جوان عربستان محبوبیت زیادی دارد.
طرح تحول آنها به تازگی منتشر شده است، قرار است یارانه سوخت و برق و آب را کم کنند، از مردم بیشتر مالیات بگیرند و در مملکت را به روی خارجی ها بیشتر باز کنند، ولی اصل مطلب اینست که قرار است حدود 5 درصد از غول نفتی آرامکو را به قیمت تخمینی 2 تریلیون دلار واگذار کنند و پول را در صندوق سرمایه گذاری دولتی بریزند تا خرج تحول اقتصادی شود.
مشکل کم ندارند، بازار ناکارآمد نیروی انسانی، مهارت پایین، حذف زنان و نرخ بیکاری بالا همچنان مشکل ساز است. تندروهای وهابی هم بعید است اجازه دهند در مملکت روی توریست ها باز شود و شبیه دوبی شود.
اما برتری هایی هم دارند: بخش پتروشیمی آنها بسیار پیشروست و منابع معدنی سرشاری هم دارند، هرچند خام فروشی همچنان خیلی پراهمیت خواهد ماند بناست تا سال 2030 تولید ناخالص داخلی را دوبرابر کنند و تا 2020 دیگر به نفت وابسته نباشند. گفته شده است به این منظور باید 4 تریلیون دلار تا آن زمان در 8 صنعت معادن و فلزات، پتروشیمی، ساخت و تولید، خرده فروشی و عمده فروشی، توریسم، سلامت، مالی و ساخت و ساز سرمایه گذاری کنند و به سوی اقتصاد بازارمحور حرکت کنند. (حوصله کردید چشم انداز 2030 آنها را در الریاض ببینید و با چشم انداز 1404 ما مقایسه کنید). کسانی این طرح را بلندپروازانه اما عملی دانسته اند.
برای ما ایرانی ها تذکر یک نکته اساسی است، سعودی ها برای این جراحی اقتصادی از منظر سیاسی- اجتماعی به یک دشمن نیاز دارند تا همگرایی ملی شان حفظ شود و به این بهانه نارضایتی ها را مدیریت کنند. در کنار بقیه دلایل، ایران هراسی برایشان حیاتی است. مگر ممکن است از فرصتی طلایی "آتش زده شدن سفارتشان در تهران" بگذرند؟ هرگز، این برای آنها هدیه ای از آسمان بود!
http://goo.gl/X2zD2P
http://goo.gl/xFlzTf
http://goo.gl/FSS7QW
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حکام صحرای حجاز می خواهند وابستگی اقتصادشان به نفت را کم کنند، بو برده اند که دوره نفت به پایان خود نزدیک می شود و فهمیده اند که آمریکایی ها دیگر مثل سابق هوایشان را ندارند و به رقیب نزدیک شده اند. شاهزاده ای جوان که هم وزیر جنگ است و هم متولی اقتصاد قرار است کار تحول اقتصادی را پیش ببرد، گفته می شود میان جمعیت جوان عربستان محبوبیت زیادی دارد.
طرح تحول آنها به تازگی منتشر شده است، قرار است یارانه سوخت و برق و آب را کم کنند، از مردم بیشتر مالیات بگیرند و در مملکت را به روی خارجی ها بیشتر باز کنند، ولی اصل مطلب اینست که قرار است حدود 5 درصد از غول نفتی آرامکو را به قیمت تخمینی 2 تریلیون دلار واگذار کنند و پول را در صندوق سرمایه گذاری دولتی بریزند تا خرج تحول اقتصادی شود.
مشکل کم ندارند، بازار ناکارآمد نیروی انسانی، مهارت پایین، حذف زنان و نرخ بیکاری بالا همچنان مشکل ساز است. تندروهای وهابی هم بعید است اجازه دهند در مملکت روی توریست ها باز شود و شبیه دوبی شود.
اما برتری هایی هم دارند: بخش پتروشیمی آنها بسیار پیشروست و منابع معدنی سرشاری هم دارند، هرچند خام فروشی همچنان خیلی پراهمیت خواهد ماند بناست تا سال 2030 تولید ناخالص داخلی را دوبرابر کنند و تا 2020 دیگر به نفت وابسته نباشند. گفته شده است به این منظور باید 4 تریلیون دلار تا آن زمان در 8 صنعت معادن و فلزات، پتروشیمی، ساخت و تولید، خرده فروشی و عمده فروشی، توریسم، سلامت، مالی و ساخت و ساز سرمایه گذاری کنند و به سوی اقتصاد بازارمحور حرکت کنند. (حوصله کردید چشم انداز 2030 آنها را در الریاض ببینید و با چشم انداز 1404 ما مقایسه کنید). کسانی این طرح را بلندپروازانه اما عملی دانسته اند.
برای ما ایرانی ها تذکر یک نکته اساسی است، سعودی ها برای این جراحی اقتصادی از منظر سیاسی- اجتماعی به یک دشمن نیاز دارند تا همگرایی ملی شان حفظ شود و به این بهانه نارضایتی ها را مدیریت کنند. در کنار بقیه دلایل، ایران هراسی برایشان حیاتی است. مگر ممکن است از فرصتی طلایی "آتش زده شدن سفارتشان در تهران" بگذرند؟ هرگز، این برای آنها هدیه ای از آسمان بود!
http://goo.gl/X2zD2P
http://goo.gl/xFlzTf
http://goo.gl/FSS7QW
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Foreign Policy
Saudi Arabia Plans to Break Its ‘Addiction’ to Oil
Riyadh has an ambitious plan to transform and diversify its oil-dependent economy. Saudi Arabia’s new leadership desperately needs it to work.
پینوشه در برابر چاوز!
سرانه تولید ناخالص داخلی ونزوئلا سوسیالیست (نارنجی) و شیلی سرمایه داری (آبی).
"سوسیالیسم را در صحرا هم پیاده کنید با کمبود شن روبه رو می شوید".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرانه تولید ناخالص داخلی ونزوئلا سوسیالیست (نارنجی) و شیلی سرمایه داری (آبی).
"سوسیالیسم را در صحرا هم پیاده کنید با کمبود شن روبه رو می شوید".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اقتصاد مستراح!
گفته می شد که 3 سال قبل که فلاکت اقتصادی ونزوئلا به حد فعلی هم نرسیده بود، کاغذ توالت هم نایاب شد. دولتی ها هم نیروی مسلح به کارخانه اعزام کرده بودند تا "توزیع عادلانه" انجام شود و مردم در مستراح زیادی اذیت نشوند. کمی پیشتر برای محصولات الکترونیکی هم چنین شده بود و رئیس جمهور مادورو مردم دوست هم گرانفروشان را متهم کرده و خط و نشان کشیده بود. کمی پیشتر از آن و درحالیکه تورم کشور 54 درصد بود، رئیس جمهور با انگیزه های کاملا مردمی و نه به دلیل نزدیکی به انتخابات، هدیه کریسمس به مردم داده بود! (برایتان آشنا نیست؟)
همانطور که انتظار می رفت، دولتی ها نخست "بورژوازی زالوصفت" و "گران فروشان ضد میهن" را محکوم کردند و بعد کنترل همه جانبه قیمت ها را شروع کردند که البته کار را خراب تر کرد و کمبود جدی کالاها را باعث شد، از آن طرف دولت "مردمی" خرج هم داشت و با توجه به وضع بد اقتصادی مجبور تزریق پول بیشتر شد که تورم را بیشتر دامن زد. صف های طولانی خرید و "احتکار" هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی بود. دلیل آن هم روشن است در چنین شرایطی زمان اهمیت پیدا می کند و همه بلافاصله پول را خرج می کنند که بیشتر بهره مند بشوند، طبیعی است که اگر مردم انتظار افزایش تورم را داشته باشند، خریدهای آینده را هم همین حالا انجام می دهند تا حداکثر استفاده را از منابع محدودشان کرده باشند، این هم ربطی به نوع دوستی و اخلاق ندارد، عاقلانه ترین کار ممکن است.
گفته اند تورم ویژگی جالبی دارد افزایش از 60 تا 1000 آن بسیار ساده تر از رفتن از 3 به 40 و 50 است! علمای اقتصاد میگویند بدی دخالت دولت اینست که هرچقدر هم کار خراب شود، استدلال می کنند که حتما میزان دخالت به اندازه کافی نبوده است و باید با شدت بیشتر عمل کرد و این یعنی دخالت بیشتر وبیشتر! این همان جایی است که راه حل از خود مشکل بدتر است.
خلاصه که باید مراقب بود، بی تدبیری دولت ها در مستراح هم شما را رها نمی کند. 😊
https://goo.gl/n5iQnd
کانال راهبرد
@RahbordChannel
گفته می شد که 3 سال قبل که فلاکت اقتصادی ونزوئلا به حد فعلی هم نرسیده بود، کاغذ توالت هم نایاب شد. دولتی ها هم نیروی مسلح به کارخانه اعزام کرده بودند تا "توزیع عادلانه" انجام شود و مردم در مستراح زیادی اذیت نشوند. کمی پیشتر برای محصولات الکترونیکی هم چنین شده بود و رئیس جمهور مادورو مردم دوست هم گرانفروشان را متهم کرده و خط و نشان کشیده بود. کمی پیشتر از آن و درحالیکه تورم کشور 54 درصد بود، رئیس جمهور با انگیزه های کاملا مردمی و نه به دلیل نزدیکی به انتخابات، هدیه کریسمس به مردم داده بود! (برایتان آشنا نیست؟)
همانطور که انتظار می رفت، دولتی ها نخست "بورژوازی زالوصفت" و "گران فروشان ضد میهن" را محکوم کردند و بعد کنترل همه جانبه قیمت ها را شروع کردند که البته کار را خراب تر کرد و کمبود جدی کالاها را باعث شد، از آن طرف دولت "مردمی" خرج هم داشت و با توجه به وضع بد اقتصادی مجبور تزریق پول بیشتر شد که تورم را بیشتر دامن زد. صف های طولانی خرید و "احتکار" هم پیامد طبیعی چنین وضعیتی بود. دلیل آن هم روشن است در چنین شرایطی زمان اهمیت پیدا می کند و همه بلافاصله پول را خرج می کنند که بیشتر بهره مند بشوند، طبیعی است که اگر مردم انتظار افزایش تورم را داشته باشند، خریدهای آینده را هم همین حالا انجام می دهند تا حداکثر استفاده را از منابع محدودشان کرده باشند، این هم ربطی به نوع دوستی و اخلاق ندارد، عاقلانه ترین کار ممکن است.
گفته اند تورم ویژگی جالبی دارد افزایش از 60 تا 1000 آن بسیار ساده تر از رفتن از 3 به 40 و 50 است! علمای اقتصاد میگویند بدی دخالت دولت اینست که هرچقدر هم کار خراب شود، استدلال می کنند که حتما میزان دخالت به اندازه کافی نبوده است و باید با شدت بیشتر عمل کرد و این یعنی دخالت بیشتر وبیشتر! این همان جایی است که راه حل از خود مشکل بدتر است.
خلاصه که باید مراقب بود، بی تدبیری دولت ها در مستراح هم شما را رها نمی کند. 😊
https://goo.gl/n5iQnd
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Inflation, Shortages, and Social Democracy in Venezuela
Venezuela illustrates Mises’s argument that economic intervention, if unchecked, leads to socialism.
در دفاع از یک کلمه قبیحه: "سرمایه داری"
عکس های حدود صد سال پیش ایران در اینجا و آنجا موجودند، تهران با خانه های خشت و گلی اش شبیه روستاهای امروزی است. وقتی به عکس های مردم عادی نگاه می کنی، بیش از صفا و صمیمیت، نگون بختی و سختی کشیدگی می بینی! انسان هایی گروتسک که دوربین برایشان احتمالا چیزی غریب بوده است و با صورت های تیره شان به عکاس چشم دوخته اند، زندگی این مردم سخت بوده است: آب سالم نبود، غذای کافی نبود و امکانات بهداشتی هم وجود نداشت. حدس می زنم تازه تهران در مقایسه با روستاها بهشت بوده است. مرحوم داریوش همایون زمانی می گفت: این مردم خیلی بدبختند، ما حق نداریم از آنها متنفر باشیم.
از آن روزها خیلی چیزها تغییر کرده است، اکنون بسیاری از ما نگران قحطی نیستیم، برای وعده های غذایی مان حق انتخاب داریم، با چرخاندن شیر می توانیم به آب سالم دسترسی پیدا کنیم و دمایش را کم و زیاد کنیم، زنان ما لازم نیست از ترس مرگ احتمالی فرزندان به دفعات زیاد باردار شوند و تعداد بیشتری از آنها جان سالم به در می برند، لازم نیست برای گرسنه نماندن از طلوع تا غروب جان بکنیم، امیدواریم بیشتر از آن سال ها عمر کنیم، بسیاری از بیماری ها ریشه کن شده اند، می توانیم چیزی به نام زمان فراغت و تفریح داشته باشیم، کودکانمان به جای کارهای سخت می توانند کودکی کنند و ...
البته هنوز محدودیت های بسیاری زیادی داریم و کمبودها جدی است و کسانی به اندازه دیگران بهره مند نیستند، ولی پیشرفت کرده ایم، این بهبود را مدیون هرچه بیشتر حاکم شدن مناسبات "سرمایه داری" هستیم. در این یادداشت دنیای اقتصاد، ترجمه ای آزاد از خلاصه درسگفتارهای موسسه میزس آوردم که پاسخ هایی کوتاه به نقدهای رایج در مورد "سرمایه داری" است. لینک اصلی هم در زیر آمده است، به دلیل برخی محدودیت ها بخش هایی از ترجمه فارسی حذف شده است و دوستان مقدمه ای هم به آن افزوده اند، ولی یاداشتی است رهگشا برای اینکه دریابیم "سرمایه داری" ناسزا نیست، بلکه یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است.
متن فارسی مقاله را در لینک نخست و لاتین را در دومی بخوانید.
http://goo.gl/cpgxa6
https://goo.gl/ioIoJE
کانال راهبرد
@RahbordChannel
عکس های حدود صد سال پیش ایران در اینجا و آنجا موجودند، تهران با خانه های خشت و گلی اش شبیه روستاهای امروزی است. وقتی به عکس های مردم عادی نگاه می کنی، بیش از صفا و صمیمیت، نگون بختی و سختی کشیدگی می بینی! انسان هایی گروتسک که دوربین برایشان احتمالا چیزی غریب بوده است و با صورت های تیره شان به عکاس چشم دوخته اند، زندگی این مردم سخت بوده است: آب سالم نبود، غذای کافی نبود و امکانات بهداشتی هم وجود نداشت. حدس می زنم تازه تهران در مقایسه با روستاها بهشت بوده است. مرحوم داریوش همایون زمانی می گفت: این مردم خیلی بدبختند، ما حق نداریم از آنها متنفر باشیم.
از آن روزها خیلی چیزها تغییر کرده است، اکنون بسیاری از ما نگران قحطی نیستیم، برای وعده های غذایی مان حق انتخاب داریم، با چرخاندن شیر می توانیم به آب سالم دسترسی پیدا کنیم و دمایش را کم و زیاد کنیم، زنان ما لازم نیست از ترس مرگ احتمالی فرزندان به دفعات زیاد باردار شوند و تعداد بیشتری از آنها جان سالم به در می برند، لازم نیست برای گرسنه نماندن از طلوع تا غروب جان بکنیم، امیدواریم بیشتر از آن سال ها عمر کنیم، بسیاری از بیماری ها ریشه کن شده اند، می توانیم چیزی به نام زمان فراغت و تفریح داشته باشیم، کودکانمان به جای کارهای سخت می توانند کودکی کنند و ...
البته هنوز محدودیت های بسیاری زیادی داریم و کمبودها جدی است و کسانی به اندازه دیگران بهره مند نیستند، ولی پیشرفت کرده ایم، این بهبود را مدیون هرچه بیشتر حاکم شدن مناسبات "سرمایه داری" هستیم. در این یادداشت دنیای اقتصاد، ترجمه ای آزاد از خلاصه درسگفتارهای موسسه میزس آوردم که پاسخ هایی کوتاه به نقدهای رایج در مورد "سرمایه داری" است. لینک اصلی هم در زیر آمده است، به دلیل برخی محدودیت ها بخش هایی از ترجمه فارسی حذف شده است و دوستان مقدمه ای هم به آن افزوده اند، ولی یاداشتی است رهگشا برای اینکه دریابیم "سرمایه داری" ناسزا نیست، بلکه یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است.
متن فارسی مقاله را در لینک نخست و لاتین را در دومی بخوانید.
http://goo.gl/cpgxa6
https://goo.gl/ioIoJE
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا تحقق سوسیالیسم غیر ممکن است؟
امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
یکی از آخرین سنگرهای کمونیسم یا بهعبارت صحیحتر، سوسیالیسم، در روزهای گذشته از دست رفت. نه با جنگ و خونریزی، نه با دخالت دولت های کاپیتالیست، نه با زور و فشار مستقیم، که با نظر، اراده و تصمیم کمونیستهای…
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
یکی از آخرین سنگرهای کمونیسم یا بهعبارت صحیحتر، سوسیالیسم، در روزهای گذشته از دست رفت. نه با جنگ و خونریزی، نه با دخالت دولت های کاپیتالیست، نه با زور و فشار مستقیم، که با نظر، اراده و تصمیم کمونیستهای…
دولت مستعجل! (به زبان ساده)
برای بسیاری جالب است چگونه یک اقتصاد شکوفا ناگهان به رکود می رود، چیزی که از آن به عنوان بحران یاد می کنند و در 2008 رخ داد. نظریه چرخه های تجاری مکتب اتریش توضیحی از این موضوع است، بد نیست از آن بیشتر بدانیم:
سیاست های انبساطی دولت ها برای رونق اقتصاد عرضه پول را افزایش می دهد و این یعنی بانک ها بایستی نرخ بهره را پایین تر می آورند تا بتوانند این پول های اضافی را وام بدهند. (ماه عسل وام گیرندگان) وام گیرندگان با توجه به قیمت پایین سرمایه (بهره) اکنون می توانند فرصت های سرمایه گذاری بلندمدت را که در حالت قبل اقتصادی نبودند را دنبال کنند. این زمان طولانی تر آنها هم مشکل مهمی به نظر نمی رسد، زیرا نرخ پایین بهره در ظاهر حاکی از این است که مردم بیشتر پس اندازه می کنند و می خواهند و می توانند مصرفشان را عقب بیندازند و صبر کنند (سیگنال نادرست).
اما در واقعیت چنین نیست و مردم پس انداز (تمایل و توان خرید آینده) کافی ندارند، نرخ بهره را افزایش عرضه پول ایجاد کرده است، نه منابع جدید حاصل از پس انداز مردم. تقاضا مصرف کننده برای خرید در زمان حال و محاسبات تولیدکننده برای عرضه در آینده همخوان نیستند، همچنین از یاد نبریم که افزایش عرضه پول به معنای بالا رفتن تورم است که قیمت ها و دستمزد را افزایش می دهد. سرانجام هم بسیاری از سرمایه گذاران تولید از آنجا که نمی توانند منابع را با قیمت مناسب قبلی به دست آورند، کار را رها می کنند و فرایند رکود آغاز می شود.
جان کلام اینست که مداخله دولت در فرایند بازار پول عاقبت ندارد و دیری نمی پاید. آیا این منطق برای توضیح برخی رویدادهای ایران در دولت قبل هم مناسب است؟ اظهار نظر دقیق رویدادهای خاص محتاج بررسی بیشتر و در نظر گرفتن مقتضیات ایران است، ولی به نظرم این نگاه بینش ارزشمندی فراهم می آورد، والله اعلم.
https://goo.gl/ZX4nl1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
برای بسیاری جالب است چگونه یک اقتصاد شکوفا ناگهان به رکود می رود، چیزی که از آن به عنوان بحران یاد می کنند و در 2008 رخ داد. نظریه چرخه های تجاری مکتب اتریش توضیحی از این موضوع است، بد نیست از آن بیشتر بدانیم:
سیاست های انبساطی دولت ها برای رونق اقتصاد عرضه پول را افزایش می دهد و این یعنی بانک ها بایستی نرخ بهره را پایین تر می آورند تا بتوانند این پول های اضافی را وام بدهند. (ماه عسل وام گیرندگان) وام گیرندگان با توجه به قیمت پایین سرمایه (بهره) اکنون می توانند فرصت های سرمایه گذاری بلندمدت را که در حالت قبل اقتصادی نبودند را دنبال کنند. این زمان طولانی تر آنها هم مشکل مهمی به نظر نمی رسد، زیرا نرخ پایین بهره در ظاهر حاکی از این است که مردم بیشتر پس اندازه می کنند و می خواهند و می توانند مصرفشان را عقب بیندازند و صبر کنند (سیگنال نادرست).
اما در واقعیت چنین نیست و مردم پس انداز (تمایل و توان خرید آینده) کافی ندارند، نرخ بهره را افزایش عرضه پول ایجاد کرده است، نه منابع جدید حاصل از پس انداز مردم. تقاضا مصرف کننده برای خرید در زمان حال و محاسبات تولیدکننده برای عرضه در آینده همخوان نیستند، همچنین از یاد نبریم که افزایش عرضه پول به معنای بالا رفتن تورم است که قیمت ها و دستمزد را افزایش می دهد. سرانجام هم بسیاری از سرمایه گذاران تولید از آنجا که نمی توانند منابع را با قیمت مناسب قبلی به دست آورند، کار را رها می کنند و فرایند رکود آغاز می شود.
جان کلام اینست که مداخله دولت در فرایند بازار پول عاقبت ندارد و دیری نمی پاید. آیا این منطق برای توضیح برخی رویدادهای ایران در دولت قبل هم مناسب است؟ اظهار نظر دقیق رویدادهای خاص محتاج بررسی بیشتر و در نظر گرفتن مقتضیات ایران است، ولی به نظرم این نگاه بینش ارزشمندی فراهم می آورد، والله اعلم.
https://goo.gl/ZX4nl1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
fee.org
Is the Austrian Theory Enough?
Friends of Austrian business cycle theory do it no favors when they argue that it fully explains the Great Depression or anything else.
در باب فلاکت زدگی
این پست مربوط به سال گذشته است، ولی نکته اساسی آن همچنان قابل تامل است. نویسنده از 5 کشوری که بیشترین فلاکت اقتصادی را دارند (نرخ تورم+نرخ بیکاری+نرخ بهره-رشد اقتصادی) نام برده است: ونزوئلا، آرژانتین، سوریه، اوکراین و ایران. می دانیم که در آخرین رتبه بندی های فلاکت زدگی هم صدر جدول تغییر چندانی نکرده است. کمترین فلاکت زدگی را هم بر اساس این فرمول آورده است: برونئی، سوییس، چین، تایوان و ژاپن.
نکته جالب رتبه این کشورها در "شاخص آزادی های اقتصادی" میان 150 کشور جهان است که فلاکت زده ها رتبه متوسط (میانه) 120 را دارا هستند و دسته دوم رتبه 29! در سال های قبل و بعد هم کم وبیش قضیه از همین قرار است.
شاخص آزادی اقتصادی این ابعاد را شامل می شود: انتخاب شخصی، مبادله آزاد بر اساس منطق بازار، آزادی ورود و رقابت در بازارها، حمایت از افراد و دارایی هایشان در برابر دیگر افراد و نهادها. به نظر می رسد از این تفاوت جدی در رتبه ها نباید به سادگی گذشت. آزادی اقتصادی بیشتر به معنای بیرون آمدن از فلاکت نیست؟
گذشته از این اعداد، بر شما باد اعتماد به سازوکار بازار! باور کنید در کل بسیار بهتر از هر "دولت خیرخواهی" عمل می کند. 😊
http://goo.gl/Dg5DNp
کانال راهبرد
@RahbordChannel
این پست مربوط به سال گذشته است، ولی نکته اساسی آن همچنان قابل تامل است. نویسنده از 5 کشوری که بیشترین فلاکت اقتصادی را دارند (نرخ تورم+نرخ بیکاری+نرخ بهره-رشد اقتصادی) نام برده است: ونزوئلا، آرژانتین، سوریه، اوکراین و ایران. می دانیم که در آخرین رتبه بندی های فلاکت زدگی هم صدر جدول تغییر چندانی نکرده است. کمترین فلاکت زدگی را هم بر اساس این فرمول آورده است: برونئی، سوییس، چین، تایوان و ژاپن.
نکته جالب رتبه این کشورها در "شاخص آزادی های اقتصادی" میان 150 کشور جهان است که فلاکت زده ها رتبه متوسط (میانه) 120 را دارا هستند و دسته دوم رتبه 29! در سال های قبل و بعد هم کم وبیش قضیه از همین قرار است.
شاخص آزادی اقتصادی این ابعاد را شامل می شود: انتخاب شخصی، مبادله آزاد بر اساس منطق بازار، آزادی ورود و رقابت در بازارها، حمایت از افراد و دارایی هایشان در برابر دیگر افراد و نهادها. به نظر می رسد از این تفاوت جدی در رتبه ها نباید به سادگی گذشت. آزادی اقتصادی بیشتر به معنای بیرون آمدن از فلاکت نیست؟
گذشته از این اعداد، بر شما باد اعتماد به سازوکار بازار! باور کنید در کل بسیار بهتر از هر "دولت خیرخواهی" عمل می کند. 😊
http://goo.gl/Dg5DNp
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بالا و پایین های روزگار!
سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها در مقایسه با آمریکا (100) در بیش از یک قرن، چین را از دست ندهید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها در مقایسه با آمریکا (100) در بیش از یک قرن، چین را از دست ندهید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
داستان چین
چین از نخستین کشورهای بلوک شرق بود که حتی قبل از فروپاشی شوروی رو به اقتصاد بازار آزاد آورد، در آن زمان این برای بسیاری حتی نوعی انحراف از آموزه های سوسیالیستی به شمار می آمد. دنگ شیائو پینگ از سال 1978 اصلاحات اقتصادی برای نزدیکتر شدن به اقتصاد بازار را آغاز کرد. همین پیشرو بودن هم باعث شد چینی ها به مصیبت دیگر کشورهای بلوک شرق دچار نشوند.
به جای تحول بنیادی در ساختارهای اقتصادی (شوک درمانی) که بعدها در روسیه و چند کشور دیگر دنبال شد و نتایج مطلوبی هم نداشت، چینی ها آهسته کار را پیش بردند. کشوری با 80 درصد جمعیت روستایی اصلاحات اقتصادی را ابتدا در بخش کشاورزی اجرا کرد و سیاست های سفت و سخت مائو موسوم به انقلاب فرهنگی را کنار گذاشت (دوران مائو داستانی است پر ز آب چشم، شاید زمانی نوشتم) بقیه بخش های اقتصادی همچنان زیر برنامه ریزی دولتی ماندند. کشاورزان با این اصلاحات منتفع شدند و بسیاری از آنها در طی زمان وضعشان بهتر شد، از آن طرف بخش های دیگر که در شرایط رقابتی احتمالا نابود می شدند، زیر چتر حمایت دولتی ماندند. می شود گفت حال روستایی ها بهتر شد، ولی شهری ها هم ضرر نکردند.
سیاست شوک درمانی پشتوانه نظری قوی داشت، ولی از نظر سیاسی ممکن نبود و رویکرد آهسته و پیوسته چینی ها بیشتر مناسب حال و هوای کشورشان بود. همچنین حمایت و سماجت شیائوپینگ برای اجرای اصلاحات هم بوروکراسی دولتی را به این نتیجه رسانده بود که راهی جز بازاری تر کردن اقتصاد ندارند و هماهنگی خوبی ایجاد شد. پیشترها برنامه های دولتی به تاسی از شوروی بیشتر به سوی ایجاد صنایع پایه سرمایه بر مانند فولاد بود که چین مزیت در آن نداشت، ولی با این آزادی های اخیر توانستند در جایی که مزیت نیروی انسانی ارزان را دارند یعنی کالاهای مصرفی هم فعالیت کنند. به تدریج موفقیت بخش های اقتصادی آزاد توانست انگیزه ای برای دیگر بخش ها نیز ایجاد کند و حتی بخش های دولتی هم وارد کار شدند. البته این همه بدون عوارض هم نبود، فساد قابل توجهی وجود داشت و از آن سالها همچنان سایه سنگین دولت خودنمایی می کند، ولی آنها توانستند بهتر از دیگر کشورهای سوسیالیستی کار را پیش ببرند.
باید توجه کرد که اقتصاد بازار آزاد مسئله نهادهاست، اگر نباشند بیش از تحقق آزادی، شاهد هرج و مرج خواهیم بود. علت شکست روسیه و دیگر کشورها نیز برچیدن همه نهادهای پیشین بود، چینی ها دستکم به یکباره چنین نکردند. یادمان نرود "دولت" امام زاده ای است که هیچ کوری را شفا نداده است، اگر هم در چین گاهی موفق عمل کرده، دلیلش هموار کردن راه برای اقتصاد بازار بوده است. هنوز هم بازی برای چینی ها تمام نشده است. شوروی هم سال ها رشد اقتصاد بالا داشت، ولی چشم تیزبینی مانند هایک بود که در پس رشد هیولاوار آن امپراتوری شیطانی زوالش را می دید.
http://goo.gl/wUDbnV
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چین از نخستین کشورهای بلوک شرق بود که حتی قبل از فروپاشی شوروی رو به اقتصاد بازار آزاد آورد، در آن زمان این برای بسیاری حتی نوعی انحراف از آموزه های سوسیالیستی به شمار می آمد. دنگ شیائو پینگ از سال 1978 اصلاحات اقتصادی برای نزدیکتر شدن به اقتصاد بازار را آغاز کرد. همین پیشرو بودن هم باعث شد چینی ها به مصیبت دیگر کشورهای بلوک شرق دچار نشوند.
به جای تحول بنیادی در ساختارهای اقتصادی (شوک درمانی) که بعدها در روسیه و چند کشور دیگر دنبال شد و نتایج مطلوبی هم نداشت، چینی ها آهسته کار را پیش بردند. کشوری با 80 درصد جمعیت روستایی اصلاحات اقتصادی را ابتدا در بخش کشاورزی اجرا کرد و سیاست های سفت و سخت مائو موسوم به انقلاب فرهنگی را کنار گذاشت (دوران مائو داستانی است پر ز آب چشم، شاید زمانی نوشتم) بقیه بخش های اقتصادی همچنان زیر برنامه ریزی دولتی ماندند. کشاورزان با این اصلاحات منتفع شدند و بسیاری از آنها در طی زمان وضعشان بهتر شد، از آن طرف بخش های دیگر که در شرایط رقابتی احتمالا نابود می شدند، زیر چتر حمایت دولتی ماندند. می شود گفت حال روستایی ها بهتر شد، ولی شهری ها هم ضرر نکردند.
سیاست شوک درمانی پشتوانه نظری قوی داشت، ولی از نظر سیاسی ممکن نبود و رویکرد آهسته و پیوسته چینی ها بیشتر مناسب حال و هوای کشورشان بود. همچنین حمایت و سماجت شیائوپینگ برای اجرای اصلاحات هم بوروکراسی دولتی را به این نتیجه رسانده بود که راهی جز بازاری تر کردن اقتصاد ندارند و هماهنگی خوبی ایجاد شد. پیشترها برنامه های دولتی به تاسی از شوروی بیشتر به سوی ایجاد صنایع پایه سرمایه بر مانند فولاد بود که چین مزیت در آن نداشت، ولی با این آزادی های اخیر توانستند در جایی که مزیت نیروی انسانی ارزان را دارند یعنی کالاهای مصرفی هم فعالیت کنند. به تدریج موفقیت بخش های اقتصادی آزاد توانست انگیزه ای برای دیگر بخش ها نیز ایجاد کند و حتی بخش های دولتی هم وارد کار شدند. البته این همه بدون عوارض هم نبود، فساد قابل توجهی وجود داشت و از آن سالها همچنان سایه سنگین دولت خودنمایی می کند، ولی آنها توانستند بهتر از دیگر کشورهای سوسیالیستی کار را پیش ببرند.
باید توجه کرد که اقتصاد بازار آزاد مسئله نهادهاست، اگر نباشند بیش از تحقق آزادی، شاهد هرج و مرج خواهیم بود. علت شکست روسیه و دیگر کشورها نیز برچیدن همه نهادهای پیشین بود، چینی ها دستکم به یکباره چنین نکردند. یادمان نرود "دولت" امام زاده ای است که هیچ کوری را شفا نداده است، اگر هم در چین گاهی موفق عمل کرده، دلیلش هموار کردن راه برای اقتصاد بازار بوده است. هنوز هم بازی برای چینی ها تمام نشده است. شوروی هم سال ها رشد اقتصاد بالا داشت، ولی چشم تیزبینی مانند هایک بود که در پس رشد هیولاوار آن امپراتوری شیطانی زوالش را می دید.
http://goo.gl/wUDbnV
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دوره نفت تمام شده است!
اوج تقاضا در 2030 خواهد بود و تا چند سال آینده هم نفت بالاتر از 60 و 70 دلار نخواهد رفت.
https://goo.gl/LZhllv
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوج تقاضا در 2030 خواهد بود و تا چند سال آینده هم نفت بالاتر از 60 و 70 دلار نخواهد رفت.
https://goo.gl/LZhllv
کانال راهبرد
@RahbordChannel
سی میلیون کشته برای توسعه!
دولت ها در راه توسعه شاید تصمیم های پرهزینه بگیرند، زیرا ملاحظات سیاسی آنها با کارآفرینان و فعالان بخش خصوصی بسیار متفاوت است، در سال های 1958 تا 1960 در چین که مائو با الهام از شوروی برنامه تحول خود "پرش بزرگ به جلو" را اجرا کرد، بیش از سی میلیون نفر بر اثر قحطی جان خود را از دست دادند و رکود عمیقی بر جای ماند.
گذشته از این تجربیات زیادی داریم که حمایت های دولت طبقه ای از نورچشمی های وابسته به وجود می آورد. منظور فقط دولت های ناکارآمد نیست، حتی در نمونه های موفق توسعه مانند کره جنوبی هم چنین بوده است، برخی بحران مالی سال 1997 آسیا را ناشی از همین نورچشمی های قدرتمند دانسته اند.
بماند که دولت چین نمونه خوب یک دولت توسعه گرا به شمار نمی آید و سوتدبیر در کارنامه اش کم نیست، یکی از دلایلی که باعث می شود کاستی های عملکرد دولت ها کمتر دیده شود اینست که عملکردشان را با گذشته مقایسه می کنند و نه با دستاوردهای محتملی که در صورت وجود نهادهای خصوصی قدرتمند و آزادی اقتصادی حاصل می شد. هرچند به نظر می رسد باز هم پیشرفت های اخیر چین را بیشتر باید به بازاری تر شدن اقتصاد آنها نسبت داد تا به نقش آفرینی بیشتر دولت، والله اعلم.
http://goo.gl/wUDbnV
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دولت ها در راه توسعه شاید تصمیم های پرهزینه بگیرند، زیرا ملاحظات سیاسی آنها با کارآفرینان و فعالان بخش خصوصی بسیار متفاوت است، در سال های 1958 تا 1960 در چین که مائو با الهام از شوروی برنامه تحول خود "پرش بزرگ به جلو" را اجرا کرد، بیش از سی میلیون نفر بر اثر قحطی جان خود را از دست دادند و رکود عمیقی بر جای ماند.
گذشته از این تجربیات زیادی داریم که حمایت های دولت طبقه ای از نورچشمی های وابسته به وجود می آورد. منظور فقط دولت های ناکارآمد نیست، حتی در نمونه های موفق توسعه مانند کره جنوبی هم چنین بوده است، برخی بحران مالی سال 1997 آسیا را ناشی از همین نورچشمی های قدرتمند دانسته اند.
بماند که دولت چین نمونه خوب یک دولت توسعه گرا به شمار نمی آید و سوتدبیر در کارنامه اش کم نیست، یکی از دلایلی که باعث می شود کاستی های عملکرد دولت ها کمتر دیده شود اینست که عملکردشان را با گذشته مقایسه می کنند و نه با دستاوردهای محتملی که در صورت وجود نهادهای خصوصی قدرتمند و آزادی اقتصادی حاصل می شد. هرچند به نظر می رسد باز هم پیشرفت های اخیر چین را بیشتر باید به بازاری تر شدن اقتصاد آنها نسبت داد تا به نقش آفرینی بیشتر دولت، والله اعلم.
http://goo.gl/wUDbnV
کانال راهبرد
@RahbordChannel
باید با آدمیان گشاده دست بود یا آنها را از میان برداشت. آنها انتقام زخم های کوچک را می گیرند، ولی از پس زخم های کاری بر نمی آیند".
ماکیاولی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
ماکیاولی
کانال راهبرد
@RahbordChannel
معمای چین!
چینی ها به دلایل متعددی مورد توجه سیاستگذاران ایران هستند، شاید مهمترینش این باشد که "شرقی" اند و از مسیر عادی توسعه "غربی" پیروی نکرده اند. نقش دولت و حزب همچنان قوی است و از نظر سیاسی مقابل قرتی بازی های "غرب" مثل دموکراسی مقاومت می کنند، با این حال رشد اقتصادی آنها چشمگیر است.
بماند که فرهنگ خاص شرق آسیا با صد من سریش هم به فرهنگ مردم این حوالی نمی چسبد و زمین تا آسمان تفاوت دارند، ولی به نظر برخی در نهایت شرقی به حساب می آیند. دیده ام که در همین فضای تلگرامی هم برخی با الهام از چین بر افزایش نقش دولت در اقتصاد تاکید می کنند. پیشتر هم گفته ام که این دیدگاه خوشبینانه به دولت نسبت به منطق سیاست و مناسبات قدرت بی توجه است، پیدایش نوعی بوروکراسی شایسته دولتی برای هدایت حداقلی اقتصاد اگر سودای محالی نباشد، بسیار دشوار است (بنگرید به ایوانز در توسعه و چپاول)، نگاهی به پیرامون در همین ایران هم نشان می دهد که حرف از "ساختار دولتی کارآمد" شوخی بزرگی است.
در این نوشته به مورد چین و ویتنام پرداخته شده است و با بررسی تجربی نشان داده است که زمانی که این دو دولت پایشان را از اقتصاد کنار کشیده اند، رشد اقتصادی ماندگارتری را شاهد بودند و مسائل کنونی هم بیشتر ناشی از نقش و شیوه حضور دولت در اقتصاد است. همچنین اشاره می کند در طی این سالها دولت ها در بسیاری از موارد خردتر وظایف خود واگذار کرده است و رابطه این دو دولت با شهروندانشان نسبت به گذشته بسیار متفاوت است. (گویا قضیه میدان "تیان آن من" اثرش را گذاشته است).
جان کلام اینست که هیچ دولتی بهتر از خود "افراد" نمی تواند منفعت آنها را تشخیص دهد، ولی اینکه چگونه "افراد" با منافع متفاوت و گاه متعارض در کنار هم یک کل ارگانیک یعنی "جامعه" را شکل می دهند بحثی جدی است. از این روست که از "سیاست توسعه" صحبت می کنم، ما نیازمند فهم دقیق مفاهیمی مانند "آزادی"، "حق"، "قانون"، "جامعه" و "سیاست" هستیم.
http://goo.gl/0q0ad1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
چینی ها به دلایل متعددی مورد توجه سیاستگذاران ایران هستند، شاید مهمترینش این باشد که "شرقی" اند و از مسیر عادی توسعه "غربی" پیروی نکرده اند. نقش دولت و حزب همچنان قوی است و از نظر سیاسی مقابل قرتی بازی های "غرب" مثل دموکراسی مقاومت می کنند، با این حال رشد اقتصادی آنها چشمگیر است.
بماند که فرهنگ خاص شرق آسیا با صد من سریش هم به فرهنگ مردم این حوالی نمی چسبد و زمین تا آسمان تفاوت دارند، ولی به نظر برخی در نهایت شرقی به حساب می آیند. دیده ام که در همین فضای تلگرامی هم برخی با الهام از چین بر افزایش نقش دولت در اقتصاد تاکید می کنند. پیشتر هم گفته ام که این دیدگاه خوشبینانه به دولت نسبت به منطق سیاست و مناسبات قدرت بی توجه است، پیدایش نوعی بوروکراسی شایسته دولتی برای هدایت حداقلی اقتصاد اگر سودای محالی نباشد، بسیار دشوار است (بنگرید به ایوانز در توسعه و چپاول)، نگاهی به پیرامون در همین ایران هم نشان می دهد که حرف از "ساختار دولتی کارآمد" شوخی بزرگی است.
در این نوشته به مورد چین و ویتنام پرداخته شده است و با بررسی تجربی نشان داده است که زمانی که این دو دولت پایشان را از اقتصاد کنار کشیده اند، رشد اقتصادی ماندگارتری را شاهد بودند و مسائل کنونی هم بیشتر ناشی از نقش و شیوه حضور دولت در اقتصاد است. همچنین اشاره می کند در طی این سالها دولت ها در بسیاری از موارد خردتر وظایف خود واگذار کرده است و رابطه این دو دولت با شهروندانشان نسبت به گذشته بسیار متفاوت است. (گویا قضیه میدان "تیان آن من" اثرش را گذاشته است).
جان کلام اینست که هیچ دولتی بهتر از خود "افراد" نمی تواند منفعت آنها را تشخیص دهد، ولی اینکه چگونه "افراد" با منافع متفاوت و گاه متعارض در کنار هم یک کل ارگانیک یعنی "جامعه" را شکل می دهند بحثی جدی است. از این روست که از "سیاست توسعه" صحبت می کنم، ما نیازمند فهم دقیق مفاهیمی مانند "آزادی"، "حق"، "قانون"، "جامعه" و "سیاست" هستیم.
http://goo.gl/0q0ad1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص نورچشمی ها!
اکونومیست سهم نورچشمی ها و رانتجوها را در اقتصادهای ملی مختلف اندازه گیری می کند. (روسیه در صدر می درخشد).
http://goo.gl/laqqsY
http://goo.gl/aXrCLj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اکونومیست سهم نورچشمی ها و رانتجوها را در اقتصادهای ملی مختلف اندازه گیری می کند. (روسیه در صدر می درخشد).
http://goo.gl/laqqsY
http://goo.gl/aXrCLj
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بزرگی اقتصاد (به زبان ساده)
تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) معیار رایج مقایسه اندازه اقتصاد کشورهاست، همان مجموع کل تعاملات اقتصادی که درون مرزهای یک سرزمین صورت می گیرد. گفته می شود که صرف تکیه بر این شاخص برای مقایسه خطاست و شبیه اینست که قهرمان ها را بر اساس میزان عرقی که می ریزند تعیین کنیم. چند نکته که در مقایسه ها باید در نظر داشت:
1-در محاسبات تولید ناخالص داخلی برخی اعداد و ارقام مورد استفاده از جنس تولید اقتصادی به معنای متعارف نیستند. با این حال سهم آنها در شاخص کم نیست و می توانند شاخص را به طور مصنوعی بزرگ جلوه دهد. مانند معادل اجاره مالکانی که در خانه های شخصی خود سکونت دارند یا خدمات مالی و بانکی برای حساب های جاری که هزینه ای برای آنها دریافت نمی شود (کارمزد احتسابی)
2- مخارج دولتی هم در تولید ناخالص ملی محاسبه می شوند که می دانیم قواعد و منطقی متفاوت از بخش خصوصی دارند و حتی به دلیل مختل کردن بازار باید آنها را مخرب دانست. تولید ناخالص داخلی بالا برای کشوری که یک دولت پرخرج با چاپ پول پروژه های عظیم را برای اهداف به اصطلاح اجتماعی (یعنی بدون ملاحظات مربوط به بازار) تامین مالی می کند به معنای شکوفایی نیست. (منظور پروژه هایی مانند مسکن مهر نیست که گویا در چین هم مشابه داشته است؟)
شوروی هم در میانه های دهه 1980 اقتصادی بزرگتر از ایالات متحده داشت و نرخ رشدی بسیار بالا به مدت چند دهه تجربه کرد، ولی شد آنچه که شد! وقتی هم اعلام می کنیم ایران اقتصاد بیست و چندم دنیاست، بی تردید کارهایی انجام شده است، ولی بد نیست برخی تبصره ها را در نظر داشته باشیم، والله اعلم.
https://goo.gl/ojxgTD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) معیار رایج مقایسه اندازه اقتصاد کشورهاست، همان مجموع کل تعاملات اقتصادی که درون مرزهای یک سرزمین صورت می گیرد. گفته می شود که صرف تکیه بر این شاخص برای مقایسه خطاست و شبیه اینست که قهرمان ها را بر اساس میزان عرقی که می ریزند تعیین کنیم. چند نکته که در مقایسه ها باید در نظر داشت:
1-در محاسبات تولید ناخالص داخلی برخی اعداد و ارقام مورد استفاده از جنس تولید اقتصادی به معنای متعارف نیستند. با این حال سهم آنها در شاخص کم نیست و می توانند شاخص را به طور مصنوعی بزرگ جلوه دهد. مانند معادل اجاره مالکانی که در خانه های شخصی خود سکونت دارند یا خدمات مالی و بانکی برای حساب های جاری که هزینه ای برای آنها دریافت نمی شود (کارمزد احتسابی)
2- مخارج دولتی هم در تولید ناخالص ملی محاسبه می شوند که می دانیم قواعد و منطقی متفاوت از بخش خصوصی دارند و حتی به دلیل مختل کردن بازار باید آنها را مخرب دانست. تولید ناخالص داخلی بالا برای کشوری که یک دولت پرخرج با چاپ پول پروژه های عظیم را برای اهداف به اصطلاح اجتماعی (یعنی بدون ملاحظات مربوط به بازار) تامین مالی می کند به معنای شکوفایی نیست. (منظور پروژه هایی مانند مسکن مهر نیست که گویا در چین هم مشابه داشته است؟)
شوروی هم در میانه های دهه 1980 اقتصادی بزرگتر از ایالات متحده داشت و نرخ رشدی بسیار بالا به مدت چند دهه تجربه کرد، ولی شد آنچه که شد! وقتی هم اعلام می کنیم ایران اقتصاد بیست و چندم دنیاست، بی تردید کارهایی انجام شده است، ولی بد نیست برخی تبصره ها را در نظر داشته باشیم، والله اعلم.
https://goo.gl/ojxgTD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
The Reality Behind the Numbers in China’s Boom-Bust Economy
Last year, the world was stunned by an IMF report which found the Chinese economy larger and more productive than that of the United States, both in terms of raw GDP and purchasing power parity (PPP)