بازهم درخشیدیم!
در گزارش 2016 فریزر، رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی 150 است که نسبت به سال پیش 3 رده سقوط کرده است (از 159 کشور). ما 125امین دولت بزرگ دنیا را داریم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در گزارش 2016 فریزر، رتبه ایران در شاخص آزادی اقتصادی 150 است که نسبت به سال پیش 3 رده سقوط کرده است (از 159 کشور). ما 125امین دولت بزرگ دنیا را داریم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بی عقلی عاقلانه!
🌑فرض کنید دارید در خیابانی خلوت راه می روید، مردی قوی هیکل جلوی رویتان سبز می شود و چاقو به دست از شما طلب پول می کند، چه می کنید؟ بسیار محتمل است که دست به جیب شوید، پول را تقدیم کنید و جان را برهانید. اما اگر مطمئن باشید که امکان ندارد زورگیر محترم از چاقویش استفاده کند، واکنشتان چیست؟ در این مورد بعید است تهدید او را جدی تلقی کنید و پولی بدهید. با آنکه می دانید او از شما قوی تر است و قدرت بیشتری دارد، ولی از آنجا که خاطر جمع اید که از آن قدرت استفاده نمی کند، تهدیدش اثری نخواهد داشت.
🌒همین منطق در روابط میان کشورها هم برقرار است، اگر کشوری توان نظامی بالایی داشته باشد، ولی کشورهای دیگر مطمئن باشد که از قدرت بالایش استفاده نخواهد کرد، بعید است که آن سازوبرگ نظامی توان بازدارندگی داشته باشد و امنیت ایجاد کند. آن کشور قدرتمند باید هر از گاهی نشان دهد که "همه گزینه ها روی میز است".
🌓اما یک مرور تاریخی، در جنگ سرد و در کشاکش جدال اتمی میان شوروی و امریکا، دیدگاهی وجود داشت که برای بازدارندگی موثر، باید دشمن همیشه در حالت "ترس" باقی بماند و مطمئن باشد حتی اگر در حمله اتمی پیش دستی کرد، باز هم طرف مقابل توان کافی برای تلافی و نابودی کامل او را داراست! اگر یک طرف 5 موشک بالستیک اتمی در زرادخانه اش دارد، طرف دیگر باید 10 تا انبار کند تا دشمن خیال نگاه چپ به او را هم به سرش راه ندهد. سخت نیست بفهمیم که این "بازی تعداد موشک ها" هیچ وقت به پایان نمی رسد، هر طرف سعی می کند بیش از دیگری موشک داشته باشد و طرفین برای آنکه کم نیاورند، همیشه در حال افزایش توان اتمی خود هستند.
🌔اما این همه ماجرا نیست، نه تنها هر کشور باید زرادخانه اش پر باشد، بلکه باید نشان دهد در مواقع ضروری ابایی از به کار بردنش هم ندارد. به همین دلیل در جنگ سرد هردو کشور سیگنال های برای هم می فرستادند که چقدر می توانند "بی عقل" و "کله خر" باشند، مثلا کنترل پرتاب موشک ها را به رایانه ها می سپردند و در حالت خودکار قرار می دادند تا نشان دهند، اگر رادارها اعلام خطر کنند، هیچ ملاحظه ای و مانعی در استفاده از قدرتشان نخواهد بود یا زیردریایی های اتمی در صورتی که ارتباطشان با مرکز قطع می شد، مجاز به استفاده از سلاح اتمی بودند. این نمونه ها و موارد دیگر با توجه به ریسک بالا "بی عقلی" محض بود، ولی از قضا "عاقلانه ترین" کار ممکن هم بود! از این رو بود که در زمان بحران اتمی کوبا دنیا در کابوس جنگ هسته ای به سر می برد.
🌕از این روست که در دنیا به افزایش هزینه نظامی کشورها حساسیت وجود دارد، تنها خرید جنگ افزار کافی نیست، بلکه باید نشان دهی اراده استفاده از ان را هم داری و این همانجایی است که ریسک جنگ بالا می رود. (هزینه های نظامی عربستان را به تازگی دیده اید؟) پیشتر فکر می کردم مگر امکان دارد به این سادگی جنگی در بگیرد، جنگ جدی ترین کار دنیاست و در زمان ما چنین بلاهتی بعید است، بعدها که گذرا تاریخ بعضی جنگ ها را مرور کردم و دیدم چقدر گاهی "حماقت از قضا عاقلانه ترین کار است" و چقدر انسان ها می توانند اشتباه کنند، دیگر اطمینان قبل را ندارم. شاید هم بد نباشد روی حرف باستیا بیشتر تامل کنیم و در حوزه های دیگر هم چاره جویی کنیم: "اگر کالاها از مرزها رد نشوند، سربازان این کار را خواهند کرد".
goo.gl/mnFYH9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑فرض کنید دارید در خیابانی خلوت راه می روید، مردی قوی هیکل جلوی رویتان سبز می شود و چاقو به دست از شما طلب پول می کند، چه می کنید؟ بسیار محتمل است که دست به جیب شوید، پول را تقدیم کنید و جان را برهانید. اما اگر مطمئن باشید که امکان ندارد زورگیر محترم از چاقویش استفاده کند، واکنشتان چیست؟ در این مورد بعید است تهدید او را جدی تلقی کنید و پولی بدهید. با آنکه می دانید او از شما قوی تر است و قدرت بیشتری دارد، ولی از آنجا که خاطر جمع اید که از آن قدرت استفاده نمی کند، تهدیدش اثری نخواهد داشت.
🌒همین منطق در روابط میان کشورها هم برقرار است، اگر کشوری توان نظامی بالایی داشته باشد، ولی کشورهای دیگر مطمئن باشد که از قدرت بالایش استفاده نخواهد کرد، بعید است که آن سازوبرگ نظامی توان بازدارندگی داشته باشد و امنیت ایجاد کند. آن کشور قدرتمند باید هر از گاهی نشان دهد که "همه گزینه ها روی میز است".
🌓اما یک مرور تاریخی، در جنگ سرد و در کشاکش جدال اتمی میان شوروی و امریکا، دیدگاهی وجود داشت که برای بازدارندگی موثر، باید دشمن همیشه در حالت "ترس" باقی بماند و مطمئن باشد حتی اگر در حمله اتمی پیش دستی کرد، باز هم طرف مقابل توان کافی برای تلافی و نابودی کامل او را داراست! اگر یک طرف 5 موشک بالستیک اتمی در زرادخانه اش دارد، طرف دیگر باید 10 تا انبار کند تا دشمن خیال نگاه چپ به او را هم به سرش راه ندهد. سخت نیست بفهمیم که این "بازی تعداد موشک ها" هیچ وقت به پایان نمی رسد، هر طرف سعی می کند بیش از دیگری موشک داشته باشد و طرفین برای آنکه کم نیاورند، همیشه در حال افزایش توان اتمی خود هستند.
🌔اما این همه ماجرا نیست، نه تنها هر کشور باید زرادخانه اش پر باشد، بلکه باید نشان دهد در مواقع ضروری ابایی از به کار بردنش هم ندارد. به همین دلیل در جنگ سرد هردو کشور سیگنال های برای هم می فرستادند که چقدر می توانند "بی عقل" و "کله خر" باشند، مثلا کنترل پرتاب موشک ها را به رایانه ها می سپردند و در حالت خودکار قرار می دادند تا نشان دهند، اگر رادارها اعلام خطر کنند، هیچ ملاحظه ای و مانعی در استفاده از قدرتشان نخواهد بود یا زیردریایی های اتمی در صورتی که ارتباطشان با مرکز قطع می شد، مجاز به استفاده از سلاح اتمی بودند. این نمونه ها و موارد دیگر با توجه به ریسک بالا "بی عقلی" محض بود، ولی از قضا "عاقلانه ترین" کار ممکن هم بود! از این رو بود که در زمان بحران اتمی کوبا دنیا در کابوس جنگ هسته ای به سر می برد.
🌕از این روست که در دنیا به افزایش هزینه نظامی کشورها حساسیت وجود دارد، تنها خرید جنگ افزار کافی نیست، بلکه باید نشان دهی اراده استفاده از ان را هم داری و این همانجایی است که ریسک جنگ بالا می رود. (هزینه های نظامی عربستان را به تازگی دیده اید؟) پیشتر فکر می کردم مگر امکان دارد به این سادگی جنگی در بگیرد، جنگ جدی ترین کار دنیاست و در زمان ما چنین بلاهتی بعید است، بعدها که گذرا تاریخ بعضی جنگ ها را مرور کردم و دیدم چقدر گاهی "حماقت از قضا عاقلانه ترین کار است" و چقدر انسان ها می توانند اشتباه کنند، دیگر اطمینان قبل را ندارم. شاید هم بد نباشد روی حرف باستیا بیشتر تامل کنیم و در حوزه های دیگر هم چاره جویی کنیم: "اگر کالاها از مرزها رد نشوند، سربازان این کار را خواهند کرد".
goo.gl/mnFYH9
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
بی عقلی عاقلانه! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
اقتصاد یک تریلیون دلاری ایران؟
🌑در گزارش اخیر مک کینزی پیش شده است که اقتصاد ایران پتانسیل این را دارد که اندازه اش تا سال 2035 به یک تریلیون دلار برسد، می شود انتظار داشت که وقتی در تحلیل ها به ارقام کلان یک صفر اضافه شود، یعنی از میلیون به میلیارد دلار یا از میلیارد به تریلیون دلار برسیم، منطق کار عوض شود. این همان جایی است که کمیت در واقع کیفیت را دگرگون می کند. اقتصاد میلیارد دلاری با تریلیون دلاری تفاوت های اساسی دارند. ارقام به ما می گوید اقتصادهای کمی در جهان در 2015 تولید ناخالص داخلی تریلیون دلاری داشته اند: سه تای نخست ایالات متحده در حدود 17 و چین نزدیک به 10 و بعد از آن ژاپن با 4 تریلیون!
🌓اما در این بین به نظرم در آن گزارش یک عدد مهم تر از آن 1 تریلیون وجود دارد که باید آن را چاره کرد: برای تحقق آن پتاسیل مورد اشاره باید سرجمع 3.5 تریلیون دلار؟ سرمایه گذاری انجام شود که بخش عمده ای از آن از قرار سرمایه گذاری اجنبی یا همان اف دی آی است. اوضاع پسابرجام، امنیت سرمایه گذاری و تصویر جهانی ایران را هم که می دانیم، ایران از بسیاری جهات آنقدرها که خودمان تصور می کنیم برای سرمایه گذار خارجی جذابیت ندارد. آخرین رتبه ما در “شاخص فرصت جهانی” که نمایانگر همین جذابیت سرمایه گذاری است، خیلی رضایتبخش نیست: رتبه 119 از 136 کشور.
🌕من جای شما باشم بیشتر روی آن تریلیون دلار دومی یعنی میزان سرمایه گذاری تمرکز می کنم. از آنجا که ذاتا بلندپرواز نیستم، همین که تا 2035 آبی برای خوردن در مملکت وجود داشته باشد هم خدا را شکر می کنم، هرچند در مملکت آریایی اسلامی ما هیچ چیز بعید نیست و شاید اوضاع بهبود غریبی کند، والله اعلم.
http://goo.gl/WyOmVc
http://goo.gl/ffEXrb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑در گزارش اخیر مک کینزی پیش شده است که اقتصاد ایران پتانسیل این را دارد که اندازه اش تا سال 2035 به یک تریلیون دلار برسد، می شود انتظار داشت که وقتی در تحلیل ها به ارقام کلان یک صفر اضافه شود، یعنی از میلیون به میلیارد دلار یا از میلیارد به تریلیون دلار برسیم، منطق کار عوض شود. این همان جایی است که کمیت در واقع کیفیت را دگرگون می کند. اقتصاد میلیارد دلاری با تریلیون دلاری تفاوت های اساسی دارند. ارقام به ما می گوید اقتصادهای کمی در جهان در 2015 تولید ناخالص داخلی تریلیون دلاری داشته اند: سه تای نخست ایالات متحده در حدود 17 و چین نزدیک به 10 و بعد از آن ژاپن با 4 تریلیون!
🌓اما در این بین به نظرم در آن گزارش یک عدد مهم تر از آن 1 تریلیون وجود دارد که باید آن را چاره کرد: برای تحقق آن پتاسیل مورد اشاره باید سرجمع 3.5 تریلیون دلار؟ سرمایه گذاری انجام شود که بخش عمده ای از آن از قرار سرمایه گذاری اجنبی یا همان اف دی آی است. اوضاع پسابرجام، امنیت سرمایه گذاری و تصویر جهانی ایران را هم که می دانیم، ایران از بسیاری جهات آنقدرها که خودمان تصور می کنیم برای سرمایه گذار خارجی جذابیت ندارد. آخرین رتبه ما در “شاخص فرصت جهانی” که نمایانگر همین جذابیت سرمایه گذاری است، خیلی رضایتبخش نیست: رتبه 119 از 136 کشور.
🌕من جای شما باشم بیشتر روی آن تریلیون دلار دومی یعنی میزان سرمایه گذاری تمرکز می کنم. از آنجا که ذاتا بلندپرواز نیستم، همین که تا 2035 آبی برای خوردن در مملکت وجود داشته باشد هم خدا را شکر می کنم، هرچند در مملکت آریایی اسلامی ما هیچ چیز بعید نیست و شاید اوضاع بهبود غریبی کند، والله اعلم.
http://goo.gl/WyOmVc
http://goo.gl/ffEXrb
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
سرمایه گذاری در ایران چقدر جذاب است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
شاخص حسن روابط با جهان
🌑اگر احیانا قصد سفر به خارجه و به ویژه اروپا و امریکا را داشته باشید، می دانید که گرفتن ویزا چه کار نفس گیری است، حتی از قرار برای نوبت گرفتن از سفارت هم بازار سیاه شکل گرفته است و کسانی از این راه نان می خورند. برای رتبه بندی کشورها از لحاظ سهولت سفر به خارجه "شاخص گذرنامه" را تعریف کرده اند که تعداد کشورهایی است که شهروندان یک کشور خاص می توانند بدون درخواست ویزا به آنها سفر کنند.
🌓در صدر فهرست آلمان و سوئد می درخشند که شهروندان آنها می توانند بدون ویزا به 158 کشور سفر کنند، در انتها و رتبه 94 ام افغانستان قرار دارد که شهروندانش می توانند تنها به 24 کشور سفر کنند. در رتبه بندی سال گذشته این شاخص امریکا و بریتانیا در صدر قرار داشتند که در سال جدید بریتانیا به رتبه دوم و امریکا به رتبه چهارم نزول کرده است.
🌕ایران نیز جایی بهتر از رتبه 89ام نیافته است و البته این جایگاه را با لیبی و بنگلادش شریک است. کشورهای پایین فهرست در این شاخص بیشتر کشورهای فقیری هستند که درگیر تعارضات داخلی اند و شاید بتوان این شاخص را تقریبی از حسن روابط با جهان هم تلقی کرد که با تصویر کلی جهانیان از هر کشور هم بی ارتباط نیست.
goo.gl/HkweP4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑اگر احیانا قصد سفر به خارجه و به ویژه اروپا و امریکا را داشته باشید، می دانید که گرفتن ویزا چه کار نفس گیری است، حتی از قرار برای نوبت گرفتن از سفارت هم بازار سیاه شکل گرفته است و کسانی از این راه نان می خورند. برای رتبه بندی کشورها از لحاظ سهولت سفر به خارجه "شاخص گذرنامه" را تعریف کرده اند که تعداد کشورهایی است که شهروندان یک کشور خاص می توانند بدون درخواست ویزا به آنها سفر کنند.
🌓در صدر فهرست آلمان و سوئد می درخشند که شهروندان آنها می توانند بدون ویزا به 158 کشور سفر کنند، در انتها و رتبه 94 ام افغانستان قرار دارد که شهروندانش می توانند تنها به 24 کشور سفر کنند. در رتبه بندی سال گذشته این شاخص امریکا و بریتانیا در صدر قرار داشتند که در سال جدید بریتانیا به رتبه دوم و امریکا به رتبه چهارم نزول کرده است.
🌕ایران نیز جایی بهتر از رتبه 89ام نیافته است و البته این جایگاه را با لیبی و بنگلادش شریک است. کشورهای پایین فهرست در این شاخص بیشتر کشورهای فقیری هستند که درگیر تعارضات داخلی اند و شاید بتوان این شاخص را تقریبی از حسن روابط با جهان هم تلقی کرد که با تصویر کلی جهانیان از هر کشور هم بی ارتباط نیست.
goo.gl/HkweP4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
شاخص حسن روابط با جهان - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
اگر احیانا قصد سفر به خارجه و به ویژه اروپا و امریکا را داشته باشید، می دانید که گرفتن ویزا چه کار نفس گیری است، حتی از قرار برای نوبت گرفتن از سفارت هم بازار سیاه شکل گرفته است و کسانی از این راه نان می خورند. برای رتبه بندی کشورها از لحاظ سهولت سفر به […]
در باب توهم زدایی: 7 افسانه درباره کشورهای اسکاندیناوی
🌑گفته اند اگر اسکاندیناوی نبود، چپ ها یکی اختراع می کردند! خیلی ها در پاسخ به هواداران اقتصاد بازار آزاد از کشورهای اسکاندیناوی (دانمارک، نروژ و سوئد) مثال می زنند. می گویند این کشورها توانسته اند رشد بالای اقتصادی را با سطح پایین نابرابری؛ نوآوری و مهمتر از همه دولت بزرگ و مالیات بالا ترکیب کنند، کشورهای اسکاندیناوی در بسیاری از شاخص های پیشرفت در صدر هستند و حتی در همین انتخابات اخیر ایالات متحده هم کسانی الگوی اسکاندیناوی را تحسین می کردند. باری، بد نیست نگاه دقیقتری به اوضاع بیندازیم:
🌓 نخست، دلیل موفقیت این کشورها ربطی به نقش پررنگ دولت ندارد، باید به مدتها پیش از آن برگشت. در سوئد ردپای دولت بزرگ به شکل کنونی را باید از دهه 1960 پی گرفت، ولی این کشور در سالهای 1870 تا 1936 رشد بی سابقه اش را تجربه کرد و بالاترین نرخ رشد را در میان کشورهای صنعتی داشت. بعدها ورق برگشت و از 1936 تا 2008 نرخ رشد اقتصاد این کشور به رتبه 13 در میان 28 کشور صنعتی کاهش یافت.
🌓 دوم، تا پیش از دهه 1960، نسبت مالیات دریافتی به تولید ناخالص داخلی در این کشورها از 25 تا 32 درصد متغیر بود که تفاوت چندانی با دیگر کشورهای توسعه یافته نداشت و حتی امروزه هم دوباره می توان دید که این نسبت در مقایسه با سال های قبل تعدیل شده است و برخلاف تصور عموم مردم عدد بالایی نیست.
🌓 سوم، به طور خاص، آن دوره طلایی سوسیال دموکراسی که خیلی از منتقدان سرمایه داری حسرتش را می خورند (اوایل دهه 1970 تا اوایل 1990) یک اشتباه تمام عیار بود، سوئد که در آغاز این دوره 4 امین کشور ثروتمند دنیا بود به رده 13 ام سقوط کرد. تاسیس کسب و کارهای جدید و موفق در آن دوران ناامید کننده بود. از 1950 تا 2000 جمعیت سوئد از 7 میلیون به 9 میلیون رسید، ولی در عمل شغل جدیدی ایجاد نشد.
🌓 چهارم، طول عمر بالای اهالی اسکاندیناوی و نرخ پایین مرگ و میر نوزادان هم به دوران قبل از دولت بزرگ برمی گردد. در 1960 در میان کشورهای سازمان همکاری های اقتصادی این کشورها بهترین وضعیت را داشتند، ولی در 2005 تفاوت آنها با بریتانیا و ایالات متحده به طور جدی کاهش پیدا کرد و حتی به مرور زمان ایسلند که دولت بزرگی هم ندارد از آنها پیشی گرفته است.
🌓 پنجم، جامعه برابر اسکاندیناوی هم مربوط به پیش از دوران "طلایی" دولت است. در سه دهه پایانی قرن 19 و نیمه نخست قرن 20 تفاوت درآمدها به شدت کاهش یافت. جامعه به اصطلاح برابر فعلی ربطی به دولت و مالیات ندارد، حرکت اصلی پیش از آن انجام گرفته بود.
🌓 ششم، دولت رفاه، سرمایه اجتماعی این کشورها را نابود کرد! وقتی بیمه بیکاری و مزایایی از این دست در دسترس باشد، عجیب نیست که اگر کسانی از شرایط کاری ناراضی باشند، خود را به ناخوشی بزنند و پول بی زبان را در جیبشان بگذارند، در جام جهانی 2002 غیبت از کار 41 درصد افزایش پیدا کرد. اوایل دهه 1980 در حدود 82 درصد سوئدی ها بی دلیل پول گرفتن از دولت را نادرست می دانستند، ولی در اوایل دهه 2010 این میزان به 55 درصد رسید.
🌓 هفتم، جذب مهاجران در این کشورها بسیار دشوار است، در کشورهای انگلوساکسون نرخ بیکاری مهاجران و بومی ها با تحصیلات پایین کم وبیش یکسان است، ولی در اسکاندیناوی بیکاری مهاجران بسیار بیشتر است، حتی برای تحصیل کرده ها هم کار چندان ساده نیست. در فنلاند و سوئد بیکاری مهاجران تحصیل کرده تا 8 درصد بیشتر از بومی ها با همان سطح تحصیلات است.
🌕خلاصه آنکه امام زاده "دولت" در عرصه اقتصاد حاجت نمی دهد و زیاد هم برای اسکاندیناوی بی روغن سرخ نکنیم، یادمان باشد سوسیالیسم جرم نیست، ولی بیماری است 😊
goo.gl/wzCKjB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑گفته اند اگر اسکاندیناوی نبود، چپ ها یکی اختراع می کردند! خیلی ها در پاسخ به هواداران اقتصاد بازار آزاد از کشورهای اسکاندیناوی (دانمارک، نروژ و سوئد) مثال می زنند. می گویند این کشورها توانسته اند رشد بالای اقتصادی را با سطح پایین نابرابری؛ نوآوری و مهمتر از همه دولت بزرگ و مالیات بالا ترکیب کنند، کشورهای اسکاندیناوی در بسیاری از شاخص های پیشرفت در صدر هستند و حتی در همین انتخابات اخیر ایالات متحده هم کسانی الگوی اسکاندیناوی را تحسین می کردند. باری، بد نیست نگاه دقیقتری به اوضاع بیندازیم:
🌓 نخست، دلیل موفقیت این کشورها ربطی به نقش پررنگ دولت ندارد، باید به مدتها پیش از آن برگشت. در سوئد ردپای دولت بزرگ به شکل کنونی را باید از دهه 1960 پی گرفت، ولی این کشور در سالهای 1870 تا 1936 رشد بی سابقه اش را تجربه کرد و بالاترین نرخ رشد را در میان کشورهای صنعتی داشت. بعدها ورق برگشت و از 1936 تا 2008 نرخ رشد اقتصاد این کشور به رتبه 13 در میان 28 کشور صنعتی کاهش یافت.
🌓 دوم، تا پیش از دهه 1960، نسبت مالیات دریافتی به تولید ناخالص داخلی در این کشورها از 25 تا 32 درصد متغیر بود که تفاوت چندانی با دیگر کشورهای توسعه یافته نداشت و حتی امروزه هم دوباره می توان دید که این نسبت در مقایسه با سال های قبل تعدیل شده است و برخلاف تصور عموم مردم عدد بالایی نیست.
🌓 سوم، به طور خاص، آن دوره طلایی سوسیال دموکراسی که خیلی از منتقدان سرمایه داری حسرتش را می خورند (اوایل دهه 1970 تا اوایل 1990) یک اشتباه تمام عیار بود، سوئد که در آغاز این دوره 4 امین کشور ثروتمند دنیا بود به رده 13 ام سقوط کرد. تاسیس کسب و کارهای جدید و موفق در آن دوران ناامید کننده بود. از 1950 تا 2000 جمعیت سوئد از 7 میلیون به 9 میلیون رسید، ولی در عمل شغل جدیدی ایجاد نشد.
🌓 چهارم، طول عمر بالای اهالی اسکاندیناوی و نرخ پایین مرگ و میر نوزادان هم به دوران قبل از دولت بزرگ برمی گردد. در 1960 در میان کشورهای سازمان همکاری های اقتصادی این کشورها بهترین وضعیت را داشتند، ولی در 2005 تفاوت آنها با بریتانیا و ایالات متحده به طور جدی کاهش پیدا کرد و حتی به مرور زمان ایسلند که دولت بزرگی هم ندارد از آنها پیشی گرفته است.
🌓 پنجم، جامعه برابر اسکاندیناوی هم مربوط به پیش از دوران "طلایی" دولت است. در سه دهه پایانی قرن 19 و نیمه نخست قرن 20 تفاوت درآمدها به شدت کاهش یافت. جامعه به اصطلاح برابر فعلی ربطی به دولت و مالیات ندارد، حرکت اصلی پیش از آن انجام گرفته بود.
🌓 ششم، دولت رفاه، سرمایه اجتماعی این کشورها را نابود کرد! وقتی بیمه بیکاری و مزایایی از این دست در دسترس باشد، عجیب نیست که اگر کسانی از شرایط کاری ناراضی باشند، خود را به ناخوشی بزنند و پول بی زبان را در جیبشان بگذارند، در جام جهانی 2002 غیبت از کار 41 درصد افزایش پیدا کرد. اوایل دهه 1980 در حدود 82 درصد سوئدی ها بی دلیل پول گرفتن از دولت را نادرست می دانستند، ولی در اوایل دهه 2010 این میزان به 55 درصد رسید.
🌓 هفتم، جذب مهاجران در این کشورها بسیار دشوار است، در کشورهای انگلوساکسون نرخ بیکاری مهاجران و بومی ها با تحصیلات پایین کم وبیش یکسان است، ولی در اسکاندیناوی بیکاری مهاجران بسیار بیشتر است، حتی برای تحصیل کرده ها هم کار چندان ساده نیست. در فنلاند و سوئد بیکاری مهاجران تحصیل کرده تا 8 درصد بیشتر از بومی ها با همان سطح تحصیلات است.
🌕خلاصه آنکه امام زاده "دولت" در عرصه اقتصاد حاجت نمی دهد و زیاد هم برای اسکاندیناوی بی روغن سرخ نکنیم، یادمان باشد سوسیالیسم جرم نیست، ولی بیماری است 😊
goo.gl/wzCKjB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب توهم زدایی: ۷ افسانه درباره کشورهای اسکاندیناوی | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
اوضاع حمل و نقل ایران؟
رتبه ایران در عملکرد لجستیک 96ام جهان است، حوالی ما امارات رتبه 13ام است، به نقشه جهان نگاه کنید، پررنگ ترها وضعیت بهتری دارند.
goo.gl/yb21Iu
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه ایران در عملکرد لجستیک 96ام جهان است، حوالی ما امارات رتبه 13ام است، به نقشه جهان نگاه کنید، پررنگ ترها وضعیت بهتری دارند.
goo.gl/yb21Iu
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در جهنم خاورمیانه چه خبر است؟
هزینه های نظامی دو رقیب منطقه ای عربستان (بالا) و ایران (پایین)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هزینه های نظامی دو رقیب منطقه ای عربستان (بالا) و ایران (پایین)
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب علل بدبختی مملکت!
🌑در این حوالی گروه بزرگی از منتقدان عادت دارند در بیان علت اوضاع شیرتوشیر کنونی، به بعضی چیزها فحش بدهند: یکی از آنها "سرمایه داری" است. بسیارانی باورشان این است که ایران یک کشور "سرمایه داری" است و از حرفشان کوتاه هم نمی آیند. از آن سو کسانی واژه باکلاس تر "نئولیبرال" را می پسندند و باورشان اینست که کار کار اجنبی است. از آنجا که نگارنده این سطور ذاتا دموکرات است، اعتقاد دارد هیچ ایرادی ندارد آدم ها انتقاد کنند، ولی مشروط بر اینکه بدانند از چه انتقاد می کنند.
🌒اگر “سرمایه داری” را معادل فحش ندانیم، حرف کلی اینست که در توزیع منابع در اقتصاد به سازوکار بازار اعتماد کنیم و دولت زیاد در کار اقتصادی مردم موش ندواند (اقتصاد بازار آزاد). بماند که حرف و حدیث و جزئیات در همین تعریف ساده کم نیست، ولی اجازه دهید به شاخصی رجوع کنیم که نشان می دهد یک کشور چقدر به واقع "سرمایه داری" است: شاخص آزادی اقتصادی هریتج.
🌓کفار غربی گفته اند آزادی اقتصادی یعنی اینکه در چهار حوزه حکومت قانون، دولت محدود، کارایی مقررات و بازارهای باز اوضاع کشور خوب باشد، جان کلام اینست که فضا چقدر برای عملکرد درست بازار و مبادله داوطلبانه مساعد است و نیازی به ورود دولت در اقتصاد نیست. در سال 2016 بر همین اساس 178 کشور را درپنج دسته (آزاد، تقریبا آزاد، تا حدی آزاد، تقریبا غیرآزاد و سرکوب شده) رتبه بندی کرده اند. اما ایران کجا قرار می گیرد؟
🌔تبریک! درست حدس زدید؛ در دسته آخر! رتبه ایران در جهان 171 است، چنانکه انتظار دارید رتبه آخر یعنی 178 به کره شمالی می رسد و هنگ کنگ و سنگاپور اول و دوم اند، بر خلاف انتظار آمریکا آزادترین اقتصاد جهان نیست و در رتبه 11 است. خلاصه که حرف های مانند در ایران "سرمایه داری" حاکم است، عمدتا در مایه های قصه کلثوم ننه است و نباید آن را جدی گرفت.
🌕یادم هست دکتر منصور با همان جدیت خاص خودش می گفت؛ چیزی که در اقتصاد ایران می بینیم بیشتر قانون جنگل است تا “سرمایه داری” که نیازمند بستر قانونی و حقوقی و نهادی قوی است. راستش را بخواهید با او هم نظرم . 😊
goo.gl/YximdD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑در این حوالی گروه بزرگی از منتقدان عادت دارند در بیان علت اوضاع شیرتوشیر کنونی، به بعضی چیزها فحش بدهند: یکی از آنها "سرمایه داری" است. بسیارانی باورشان این است که ایران یک کشور "سرمایه داری" است و از حرفشان کوتاه هم نمی آیند. از آن سو کسانی واژه باکلاس تر "نئولیبرال" را می پسندند و باورشان اینست که کار کار اجنبی است. از آنجا که نگارنده این سطور ذاتا دموکرات است، اعتقاد دارد هیچ ایرادی ندارد آدم ها انتقاد کنند، ولی مشروط بر اینکه بدانند از چه انتقاد می کنند.
🌒اگر “سرمایه داری” را معادل فحش ندانیم، حرف کلی اینست که در توزیع منابع در اقتصاد به سازوکار بازار اعتماد کنیم و دولت زیاد در کار اقتصادی مردم موش ندواند (اقتصاد بازار آزاد). بماند که حرف و حدیث و جزئیات در همین تعریف ساده کم نیست، ولی اجازه دهید به شاخصی رجوع کنیم که نشان می دهد یک کشور چقدر به واقع "سرمایه داری" است: شاخص آزادی اقتصادی هریتج.
🌓کفار غربی گفته اند آزادی اقتصادی یعنی اینکه در چهار حوزه حکومت قانون، دولت محدود، کارایی مقررات و بازارهای باز اوضاع کشور خوب باشد، جان کلام اینست که فضا چقدر برای عملکرد درست بازار و مبادله داوطلبانه مساعد است و نیازی به ورود دولت در اقتصاد نیست. در سال 2016 بر همین اساس 178 کشور را درپنج دسته (آزاد، تقریبا آزاد، تا حدی آزاد، تقریبا غیرآزاد و سرکوب شده) رتبه بندی کرده اند. اما ایران کجا قرار می گیرد؟
🌔تبریک! درست حدس زدید؛ در دسته آخر! رتبه ایران در جهان 171 است، چنانکه انتظار دارید رتبه آخر یعنی 178 به کره شمالی می رسد و هنگ کنگ و سنگاپور اول و دوم اند، بر خلاف انتظار آمریکا آزادترین اقتصاد جهان نیست و در رتبه 11 است. خلاصه که حرف های مانند در ایران "سرمایه داری" حاکم است، عمدتا در مایه های قصه کلثوم ننه است و نباید آن را جدی گرفت.
🌕یادم هست دکتر منصور با همان جدیت خاص خودش می گفت؛ چیزی که در اقتصاد ایران می بینیم بیشتر قانون جنگل است تا “سرمایه داری” که نیازمند بستر قانونی و حقوقی و نهادی قوی است. راستش را بخواهید با او هم نظرم . 😊
goo.gl/YximdD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب علل بدبختی مملکت! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
چشم ها را باید شست، اوضاع دنیا خوب است!
فرض کنید سال 1986 درآمد روزانه یک ویتنامی 1 دلار و درآمد دیگری 10 دلار بوده باشد، سی سال بعد درآمدها هشت برابر شده است، یکی 8 دلار و دیگری 80 دلار درآمد دارد، اگر تفاوت "مطلق" آنها را در نظر بگیرید، نابرابری بیشتر شده است، ولی اگر "نسبی" ببینید، نابرابری تغییری نکرده است. نمودارهای ضریب جینی "نسبی" (تفاوت درآمدی) نشان می دهد، در سال های اخیر انسان ها برابرتر هم شده اند.
goo.gl/9jT89e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
فرض کنید سال 1986 درآمد روزانه یک ویتنامی 1 دلار و درآمد دیگری 10 دلار بوده باشد، سی سال بعد درآمدها هشت برابر شده است، یکی 8 دلار و دیگری 80 دلار درآمد دارد، اگر تفاوت "مطلق" آنها را در نظر بگیرید، نابرابری بیشتر شده است، ولی اگر "نسبی" ببینید، نابرابری تغییری نکرده است. نمودارهای ضریب جینی "نسبی" (تفاوت درآمدی) نشان می دهد، در سال های اخیر انسان ها برابرتر هم شده اند.
goo.gl/9jT89e
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"نفت" مسئله مرگ و زندگی نیست چیزی فراتر از هر دوی اینهاست!
🌑بسیارانی تصور می کنند که واقعا در مملکت ایرانی اسلامی ما خبرهایی است و این حوالی کرور کرور استعداد خوابیده است. انگار همه چیز حی و حاضر است و فقط یک "یا علی" نیاز است تا ایران بشود سوییس! آنها بر این باورند که به واقع ایران و کشورهای صحرای خاورمیانه جز میوه جات اند و فقط نیاز به "خودباوری" دارند تا مشت محکم را بر دهان بقیه بکوبند. اما کار به این سادگی نیست.
🌓دُن کرلئونه می گفت که برایش مهم نیست که یک مرد از چه راهی پول در می آورد، ولی از قرار برای آنکه بفهمیم یک کشور با خودش چند چند است، بیش از همه باید ببینیم از چه راهی پول در می آورد. از شعارهای اهل سیاست که بگذریم، مملکت ما عمدتا روی پول نفت می چرخد. کشورهایی که منابع زیرزمینی ندارند، برای توسعه، مجبورند این کمبود را با پرورش استعدادهای روی زمین و عقلانیت جبران کنند. اما خوشبختانه در ایران نیازی به این قبیل حرف ها نیست! صد سالی است به ما خبر داده اند که زیر پایتان نفت است و فهمیده ایم بدون نیاز به تدبیر و زحمت و کارآفرینی و ... می شود پول در آورد.
🌓درست است که ایرانی ها فکر می کنند از هوشمندترین ها در جهانند و سابقه تاریخی شان خار چشم اجنبی است، ولی اهل دل می دانند که با حلواحلوا کردن دهان شیرین نمی شود. تولید ثروت در همه جا دشوار است و در این مملکت عشقی دشوارتر. چون ما فکر می کنیم خیلی کارمان درست است، قرار نیست در واقعیت هم همین طور باشد. درآمد نفتی که بالا باشد شاه سابق حرف از باج ندادن به چشم آبی ها می زند و مرد مهروز هم به همه دنیا درس "مدیریت جهانی" می دهد، ولی با پایین آمدن آن همه فتیله را پایین می کشند و می فهمند که باید فکر نان کرد. این قضیه در بسیاری از کشورهای نفتی به درجاتی رخ می دهد و پول نفت بالا و پایین شود، اقتصاد و سیاست و فرهنگ و بقیه چیزها هم دچار تحول می شود.
🌕 در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد با ارجاع به برخی منابع به این موضوع و گفتمان ضدتوسعه پیامد آن اشاره کرده ام، توصیه اینست که زیادی نخواهیم خودمان را به رخ این و آن بکشیم و از دنیا طلبکار باشیم که چرا ما را به حد کافی دوست ندارید. سرمان به کار خودمان باشد و زیاد بی روغن سرخ نکنیم، بفهمیم اینی که الان هم هست از برکت نفتی است که اجنبی برایمان کشف کرده است و کمربندها را برای فردای بدون نفت محکم ببندیم. افسری "اینگیلیسی" که گویا در دوره قجر گذرش به این حوالی افتاده بود، زمانی گفته بود؛ "ایرانیان جز سطحی ترین معنای واژه، از هرگونه حس وطن پرستی عاری اند". امروز هم حرفش خیلی پرت نیست، وطن پرستی کار دشواری است و بیش از شعار نیازمند عقلانیت است. حواسمان باشد دوران نفت سر رسیده است و "ایران" را باید حفظ کرد.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد: goo.gl/9ZmZQv
https://goo.gl/gkqB2k
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑بسیارانی تصور می کنند که واقعا در مملکت ایرانی اسلامی ما خبرهایی است و این حوالی کرور کرور استعداد خوابیده است. انگار همه چیز حی و حاضر است و فقط یک "یا علی" نیاز است تا ایران بشود سوییس! آنها بر این باورند که به واقع ایران و کشورهای صحرای خاورمیانه جز میوه جات اند و فقط نیاز به "خودباوری" دارند تا مشت محکم را بر دهان بقیه بکوبند. اما کار به این سادگی نیست.
🌓دُن کرلئونه می گفت که برایش مهم نیست که یک مرد از چه راهی پول در می آورد، ولی از قرار برای آنکه بفهمیم یک کشور با خودش چند چند است، بیش از همه باید ببینیم از چه راهی پول در می آورد. از شعارهای اهل سیاست که بگذریم، مملکت ما عمدتا روی پول نفت می چرخد. کشورهایی که منابع زیرزمینی ندارند، برای توسعه، مجبورند این کمبود را با پرورش استعدادهای روی زمین و عقلانیت جبران کنند. اما خوشبختانه در ایران نیازی به این قبیل حرف ها نیست! صد سالی است به ما خبر داده اند که زیر پایتان نفت است و فهمیده ایم بدون نیاز به تدبیر و زحمت و کارآفرینی و ... می شود پول در آورد.
🌓درست است که ایرانی ها فکر می کنند از هوشمندترین ها در جهانند و سابقه تاریخی شان خار چشم اجنبی است، ولی اهل دل می دانند که با حلواحلوا کردن دهان شیرین نمی شود. تولید ثروت در همه جا دشوار است و در این مملکت عشقی دشوارتر. چون ما فکر می کنیم خیلی کارمان درست است، قرار نیست در واقعیت هم همین طور باشد. درآمد نفتی که بالا باشد شاه سابق حرف از باج ندادن به چشم آبی ها می زند و مرد مهروز هم به همه دنیا درس "مدیریت جهانی" می دهد، ولی با پایین آمدن آن همه فتیله را پایین می کشند و می فهمند که باید فکر نان کرد. این قضیه در بسیاری از کشورهای نفتی به درجاتی رخ می دهد و پول نفت بالا و پایین شود، اقتصاد و سیاست و فرهنگ و بقیه چیزها هم دچار تحول می شود.
🌕 در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد با ارجاع به برخی منابع به این موضوع و گفتمان ضدتوسعه پیامد آن اشاره کرده ام، توصیه اینست که زیادی نخواهیم خودمان را به رخ این و آن بکشیم و از دنیا طلبکار باشیم که چرا ما را به حد کافی دوست ندارید. سرمان به کار خودمان باشد و زیاد بی روغن سرخ نکنیم، بفهمیم اینی که الان هم هست از برکت نفتی است که اجنبی برایمان کشف کرده است و کمربندها را برای فردای بدون نفت محکم ببندیم. افسری "اینگیلیسی" که گویا در دوره قجر گذرش به این حوالی افتاده بود، زمانی گفته بود؛ "ایرانیان جز سطحی ترین معنای واژه، از هرگونه حس وطن پرستی عاری اند". امروز هم حرفش خیلی پرت نیست، وطن پرستی کار دشواری است و بیش از شعار نیازمند عقلانیت است. حواسمان باشد دوران نفت سر رسیده است و "ایران" را باید حفظ کرد.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد: goo.gl/9ZmZQv
https://goo.gl/gkqB2k
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
ایران و روزگار پسانفت
<p>
<strong>امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران</strong>
</p>
<p>
زمانی هنری کیسینجر در جملهای ماندگار گفته بود نفت کالای بسیار مهمی است، مهمتر از اینکه اختیارش به دست عربها سپرده شود. چنین نگاهی شاید خلاف ادب سیاسی شمرده شود، ولی در…
<strong>امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران</strong>
</p>
<p>
زمانی هنری کیسینجر در جملهای ماندگار گفته بود نفت کالای بسیار مهمی است، مهمتر از اینکه اختیارش به دست عربها سپرده شود. چنین نگاهی شاید خلاف ادب سیاسی شمرده شود، ولی در…
نمره سیاست اقتصادی دولت "اعتدال"؟
رتبه و امتیاز جهانی ایران در حوزه رقابت پذیری (نهادها، سیاست ها و عوامل موثر بر بهره وری اقتصاد) در دولت یازدهم 2013 تا 2016.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
رتبه و امتیاز جهانی ایران در حوزه رقابت پذیری (نهادها، سیاست ها و عوامل موثر بر بهره وری اقتصاد) در دولت یازدهم 2013 تا 2016.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب جوانان ایران و آن جانی تکریتی
🌑راست و دروغش با راوی، می گویند صدام حسین جایی نوشته خداوند سه موجود را بی دلیل خلق کرده است: مگس، یهودی ایرانی! آن جانی تکریتی کینه ای غریب به ایرانی داشت، پیشترها محمدرضا شاه او را با قرارداد الجزایر تحقیر کرده بود، در کنار قدرتی بزرگ مانند ایران امثال وی امکان عرض اندام نداشتند. عراق حتی پیش از انقلاب محلی برای تحرکات مخالفان رژیم ایران شده بود، عرفان قانعی فرد از شاه سابق نقل می کند که بعد از قرارداد الجزایر به سرلشگر پاکروان گفته بود حیف که نمی شود همه چیز را گفت اما این دیوانه به ایران و ایرانی خیال سوء دارد.
🌒شاه ایران که از نظر سیاسی واقع گرا بود، بی دلیل آن همه تسلیحات را خریداری نکرده بود، او می دانست که قدرت را باید با قدرت مهار کرد، همزیستی با امثال صدام حسین ممکن نبود. عرب ها پیش از انقلاب هم همسایگان آرامی نبودند، از همان دوران جمال عبدالناصر با ایران مشکل داشتند و مخالفان شاه را حمایت می کردند، نقل می کنند هویدا به یکی از شیوخ عرب گفته بود که نمی شود پیش روی ما اظهار دوستی کنید و چون در خلوت می روید آن کار دیگر، ما چنین دوستانی نیاز نداریم.
🌓بعد از انقلاب که اوضاع را مناسب دیدند و حکومت جدید را تهدیدی برای موجودیتشان احساس می کردند، از کمک به برادر تکریتی خود دریغ نکردند. از قول ژنرال علوی کیا آورده اند: “آن همه ژنرال نظامی و افسر برجسته امنیتی بخاطر پرونده سازی این چپ ها و توده ای های ملعون اعدام شدند و شیرازه امنیت مملکت از هم پاشید و صدام هم فرصت را متناسب دید و خلا را شناخت”.
🌔در اسناد اخیر آمریکایی ها آمده است که حتی کسی مثل سلطان قابوس عمان، چگونه بنا داشته برای حمله به ایران پایگاه در اختیار بعثی ها قرار دهد و با تهدید یانکی ها منصرف شده است، نقش بقیه عرب ها که نیاز به توضیح ندارد. یاسر عرفات فردای انقلاب به ایران آمد، ولی در نهایت کنار برادر عربش قرار گرفت. بماند که کسانی مثل رجوی و بختیار زیر چتر بعثی ها و با حمایت صدام مثلا می خواستند با حکومت ایران مبارزه کنند!
🌕این روزها یادآور رشادت جوانان ایرانی است که نگذاشتند خوزستان عربستان شود و هرچند برخی از آنها زبانشان عربی بود، اما بیش از آن ایرانی بودند و با جانشان از این گربه بزرگ حفاظت کردند. در این جنگ بی تدبیری داخلی ها هم کم نبود و کاش عقلانیت حاکم بود، اما عزیزی گفته است بین شمال و جنوب خلیج تا ابد فارس فقط فاصله جغرافیایی نیست، یک فاصله عمیق فرهنگی و پرناشدنی است. پیشتر نمیشد با عرب ها بی دردسر زیست، اکنون هم نمی شود. البته این توصیه به دشمنی کور نیست، بلکه گوشزد کردن لزوم دیپلماسی خردمندانه است.
goo.gl/UH39yp
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑راست و دروغش با راوی، می گویند صدام حسین جایی نوشته خداوند سه موجود را بی دلیل خلق کرده است: مگس، یهودی ایرانی! آن جانی تکریتی کینه ای غریب به ایرانی داشت، پیشترها محمدرضا شاه او را با قرارداد الجزایر تحقیر کرده بود، در کنار قدرتی بزرگ مانند ایران امثال وی امکان عرض اندام نداشتند. عراق حتی پیش از انقلاب محلی برای تحرکات مخالفان رژیم ایران شده بود، عرفان قانعی فرد از شاه سابق نقل می کند که بعد از قرارداد الجزایر به سرلشگر پاکروان گفته بود حیف که نمی شود همه چیز را گفت اما این دیوانه به ایران و ایرانی خیال سوء دارد.
🌒شاه ایران که از نظر سیاسی واقع گرا بود، بی دلیل آن همه تسلیحات را خریداری نکرده بود، او می دانست که قدرت را باید با قدرت مهار کرد، همزیستی با امثال صدام حسین ممکن نبود. عرب ها پیش از انقلاب هم همسایگان آرامی نبودند، از همان دوران جمال عبدالناصر با ایران مشکل داشتند و مخالفان شاه را حمایت می کردند، نقل می کنند هویدا به یکی از شیوخ عرب گفته بود که نمی شود پیش روی ما اظهار دوستی کنید و چون در خلوت می روید آن کار دیگر، ما چنین دوستانی نیاز نداریم.
🌓بعد از انقلاب که اوضاع را مناسب دیدند و حکومت جدید را تهدیدی برای موجودیتشان احساس می کردند، از کمک به برادر تکریتی خود دریغ نکردند. از قول ژنرال علوی کیا آورده اند: “آن همه ژنرال نظامی و افسر برجسته امنیتی بخاطر پرونده سازی این چپ ها و توده ای های ملعون اعدام شدند و شیرازه امنیت مملکت از هم پاشید و صدام هم فرصت را متناسب دید و خلا را شناخت”.
🌔در اسناد اخیر آمریکایی ها آمده است که حتی کسی مثل سلطان قابوس عمان، چگونه بنا داشته برای حمله به ایران پایگاه در اختیار بعثی ها قرار دهد و با تهدید یانکی ها منصرف شده است، نقش بقیه عرب ها که نیاز به توضیح ندارد. یاسر عرفات فردای انقلاب به ایران آمد، ولی در نهایت کنار برادر عربش قرار گرفت. بماند که کسانی مثل رجوی و بختیار زیر چتر بعثی ها و با حمایت صدام مثلا می خواستند با حکومت ایران مبارزه کنند!
🌕این روزها یادآور رشادت جوانان ایرانی است که نگذاشتند خوزستان عربستان شود و هرچند برخی از آنها زبانشان عربی بود، اما بیش از آن ایرانی بودند و با جانشان از این گربه بزرگ حفاظت کردند. در این جنگ بی تدبیری داخلی ها هم کم نبود و کاش عقلانیت حاکم بود، اما عزیزی گفته است بین شمال و جنوب خلیج تا ابد فارس فقط فاصله جغرافیایی نیست، یک فاصله عمیق فرهنگی و پرناشدنی است. پیشتر نمیشد با عرب ها بی دردسر زیست، اکنون هم نمی شود. البته این توصیه به دشمنی کور نیست، بلکه گوشزد کردن لزوم دیپلماسی خردمندانه است.
goo.gl/UH39yp
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
در باب جوانان ایران و آن جانی تکریتی - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
راست و دروغش با راوی، می گویند صدام حسین جایی نوشته خداوند سه موجود را بی دلیل خلق کرده است: مگس، یهودی ایرانی! آن جانی تکریتی کینه ای غریب به ایرانی داشت، پیشترها محمدرضا شاه او را با قرارداد الجزایر تحقیر کرده بود، در کنار قدرتی بزرگ مانند ایران امثال وی…
دغدغه های توسعه: از این "مردم" بخاری بلند می شود؟
🌑یکی از بزنگاه های تاریخی جالب در ایران اصلاحات ارضی است، پروژه ای که قرار بود سیستم ارباب رعیتی ایران را تغییر دهد، گفته اند یکی از خان های کردستان در زمین های وسیعش اجازه ساخت مدرسه را نمی داد و معتقد بود اگر رعایا بفهمند و سواد داشته باشند، دیگر از من فرمان نمی برند. کار به جایی رسیده بود که یک مالک خیرخواه دیگر که زمین هایش در محاصره خان قدرتمند بود، مخفیانه یک طویله را در اختیار کودکان قرار داده بود که آنجا درس بخوانند!
🌒گفته اند که شاه سالها پیش از این قضیه وقتی از آذربایجان برمی گشت و فقر و فلاکت مردم را می دید، فکر تغییر در سرش ایجاد شده بود، وی می گفت که حکومت بر مردمی فقیر و ژنده پوش فضیلتی ندارد. از قرار همه روشنفکران و تحصیل کرده ها هم با این موافق بودند و شاه می خواست ابروی از دست رفته در قضیه 28 مرداد را اعاده کند. البته اجبار و فشار امریکا برای تغییر در ایران هم بخش اساسی ماجرا بود. محمد قائد جایی به مضمون گفته است اگر امریکا پشت قضیه نبود، نه محمدرضا شاه و نه مصدق و نه هیچکس دیگر نمی توانست جلوی مالکان را بگیرد که به کوه نزنند و تفنگچی تجهیز نکنند. چنانکه با این همه باز هم مخالفت ها در میان روحانیون و ملاکان دیده شد.
🌓با ترتیب خاصی این طرح پیش برده شد، از قرار به مدت 2 سال شوراهایی در هر روستا تشکیل شده بود که بذر و کود و دیگر ابزار موردنیاز را برای روستاییان تهیه می کرد و مبلغی هم دریافت می کرده است که برای عمران روستا از آن استفاده می کردند. گفته شده است که اینها عملکرد مناسبی داشتند و با توجه به آنکه کارشان جنبه سیاسی هم نداشت، خطری هم برای حکومت نداشتند و به نوعی تمرین مشارکت و توانمندسازی هم به شمار می آمدند. اما بعدها با تاسیس یک سازمان مرکزی اصلاحات ارضی (بعدها وزارت) این تشکل های خودجوش و محلی هم از میان رفتند و تحت نظارت دولت درآمدند که البته دیگر اثربخش نبودند.
🌔دکتر غنی نژاد که عمر وی دراز باد در مصاحبه ای می گفت، این کار اشتباه بود و شاه به دست خودش یک "مهندسی اجتماعی" کرد که زمینه ساز انقلاب هم شد، پیش نهادش این بود که دولت نباید دخالت در توزیع زمین می کرد و مالکیت این منبع اقتصادی را حتی با نیت خیرخواهانه جابه جا می کرد، باید استقرار "حکومت قانون" و آزادسازی را پیش می برد و خود مردم بهتر می توانستند اقتصادشان را چاره کنند و البته انقلابی هم در کار نبود. با کلیت حرف نمی توان مخالف بود، ولی سوال اینجاست اگر دخالت دولت و بالاتر از آن فشار امریکا نبود، با رعایایی فقیر و ناآگاه چگونه می شد چشم به حقوق برابر و "حکومت قانون" داشت. برای نمونه حتی در مجلس آن دوران نیز مالکان عمده نفوذ زیادی داشتند، زیرا روستاییان با توجه به اقتدار سنتی به افرادی موردنظر آنها رای می دادند.
🌕هرچقدر فکر می کنم می بینم در جامعه ای مثل ایران در آن شرایط باید یک دولت توسعه گرا با مشت آهنین حرکت را آغاز می کرد، هرچند پس از آغاز شاید بهتر بود پایش را اندک اندک بیرون می کشید. مطمئن نیستم، ولی شاید در آن شرایط ایران، سودای "حکومت قانون" بدون دخالت دولت به همان ملوک الطوائفی دوران پیش از رضا شاه می انجامید، والله اعلم.
goo.gl/MGrHTT
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑یکی از بزنگاه های تاریخی جالب در ایران اصلاحات ارضی است، پروژه ای که قرار بود سیستم ارباب رعیتی ایران را تغییر دهد، گفته اند یکی از خان های کردستان در زمین های وسیعش اجازه ساخت مدرسه را نمی داد و معتقد بود اگر رعایا بفهمند و سواد داشته باشند، دیگر از من فرمان نمی برند. کار به جایی رسیده بود که یک مالک خیرخواه دیگر که زمین هایش در محاصره خان قدرتمند بود، مخفیانه یک طویله را در اختیار کودکان قرار داده بود که آنجا درس بخوانند!
🌒گفته اند که شاه سالها پیش از این قضیه وقتی از آذربایجان برمی گشت و فقر و فلاکت مردم را می دید، فکر تغییر در سرش ایجاد شده بود، وی می گفت که حکومت بر مردمی فقیر و ژنده پوش فضیلتی ندارد. از قرار همه روشنفکران و تحصیل کرده ها هم با این موافق بودند و شاه می خواست ابروی از دست رفته در قضیه 28 مرداد را اعاده کند. البته اجبار و فشار امریکا برای تغییر در ایران هم بخش اساسی ماجرا بود. محمد قائد جایی به مضمون گفته است اگر امریکا پشت قضیه نبود، نه محمدرضا شاه و نه مصدق و نه هیچکس دیگر نمی توانست جلوی مالکان را بگیرد که به کوه نزنند و تفنگچی تجهیز نکنند. چنانکه با این همه باز هم مخالفت ها در میان روحانیون و ملاکان دیده شد.
🌓با ترتیب خاصی این طرح پیش برده شد، از قرار به مدت 2 سال شوراهایی در هر روستا تشکیل شده بود که بذر و کود و دیگر ابزار موردنیاز را برای روستاییان تهیه می کرد و مبلغی هم دریافت می کرده است که برای عمران روستا از آن استفاده می کردند. گفته شده است که اینها عملکرد مناسبی داشتند و با توجه به آنکه کارشان جنبه سیاسی هم نداشت، خطری هم برای حکومت نداشتند و به نوعی تمرین مشارکت و توانمندسازی هم به شمار می آمدند. اما بعدها با تاسیس یک سازمان مرکزی اصلاحات ارضی (بعدها وزارت) این تشکل های خودجوش و محلی هم از میان رفتند و تحت نظارت دولت درآمدند که البته دیگر اثربخش نبودند.
🌔دکتر غنی نژاد که عمر وی دراز باد در مصاحبه ای می گفت، این کار اشتباه بود و شاه به دست خودش یک "مهندسی اجتماعی" کرد که زمینه ساز انقلاب هم شد، پیش نهادش این بود که دولت نباید دخالت در توزیع زمین می کرد و مالکیت این منبع اقتصادی را حتی با نیت خیرخواهانه جابه جا می کرد، باید استقرار "حکومت قانون" و آزادسازی را پیش می برد و خود مردم بهتر می توانستند اقتصادشان را چاره کنند و البته انقلابی هم در کار نبود. با کلیت حرف نمی توان مخالف بود، ولی سوال اینجاست اگر دخالت دولت و بالاتر از آن فشار امریکا نبود، با رعایایی فقیر و ناآگاه چگونه می شد چشم به حقوق برابر و "حکومت قانون" داشت. برای نمونه حتی در مجلس آن دوران نیز مالکان عمده نفوذ زیادی داشتند، زیرا روستاییان با توجه به اقتدار سنتی به افرادی موردنظر آنها رای می دادند.
🌕هرچقدر فکر می کنم می بینم در جامعه ای مثل ایران در آن شرایط باید یک دولت توسعه گرا با مشت آهنین حرکت را آغاز می کرد، هرچند پس از آغاز شاید بهتر بود پایش را اندک اندک بیرون می کشید. مطمئن نیستم، ولی شاید در آن شرایط ایران، سودای "حکومت قانون" بدون دخالت دولت به همان ملوک الطوائفی دوران پیش از رضا شاه می انجامید، والله اعلم.
goo.gl/MGrHTT
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دغدغه های توسعه: از این “مردم” بخاری بلند می شود؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
گاه شمار یک دشمنی
🌑ایران و عربستان از بعد از جنگ جهانی دوم رقیب منطقه ای یکدیگر به حساب می آمدند، ولی بعد از انقلاب این رقابت شکلی ایدئولوژیک هم به خود گرفت، شاه خالد عربستان پس از انقلاب ایران نامه تبریک ارسال می کند و آرزو می کند که با همبستگی اسلامی بتوانند ارتباط نزدیکتری داشته باشند، ولی پاسخ رضایتبخشی دریافت نمی کند. حال و هوای آن سالها و دعوت کشورانقلابی از همه مسلمین جهان به وحدت زیر پرچم "اسلام واقعی" نشان می داد که بعید است ارتباط سعودی ها و ایران رو به گرمی باشد.
🌒سعودی ها در جنگ ایران و عراق از کمک های مالی کلان به بغداد فروگذار نکردند و از آن سوی ایرانی ها هم از حمایت از شیعیان استان های شرقی عربستان غافل نبودند، مراسم حج هم به عنوان یک گردهمایی سیاسی فراملی تلقی شد و حتی گفته شد که مکه شهر مقدس مسلمین به دست کفار افتاده است و باید به دست مسلمانان واقعی آزاد شود. در آن سو، پس از بیرون راندن عراقی ها از مرزهای ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پیشنهاد جبران خسارت دادند که پذیرفته نشد، سعودی ها شعار "راه قدس از کربلا می گذرد" را تهدیدی برای خود به شمار می آوردند.
🌓سال 67 هم در درگیری حجاج ایرانی و سعودی ها 400 نفر کشته شدند که بیشترشان ایرانی بودند. فردا هم در تهران به سفارت عربستان حمله شد که به مرگ یکی از عرب ها انجامید و ارتباط قطع شد. پس از پایان جنگ و تغییرات سیاسی در ایران، صدام حسین با حمله به کویت به افسانه "اخوت عربی" پایان داد و ایران و عربستان علیرغم مخالفت های داخلی برای مقابله این تهدید مشترک با هم متحد شدند، روابط از سر گرفته شد و آنها مدتی همکاری خوبی با هم داشتند.
🌔اما با حمله ایالات متحده به عراق ورق برگشت، از قرار تنها کشور اسلامی که از سقوط صدام رضایت داشت ایران بود. نفوذ بالای ایران در عراق و خلا قدرت سیاست های منطقه ای ایران را دچار تحول کرد، ایرانی ها از طریق بغداد و دمشق و لبنان تا نزدیک اسرائیل رسیده بودند. زنگ خطر برای سعودی ها و دیگر دولت های عرب به صدا درآمد. از قرار ادعا شده بود حاضرند تا میلیارد دلار خرج کنند که دولت شیعه عراق را سرنگون کنند. قضیه هسته ای هم به کمک عرب ها آمد و مشهور است که سعودی ها به امریکایی ها گفته اند باید سر مار (ایران) را به سنگ کوبید. قضیه حمایت مالی سعودی ها از نیروهای مخالف اسد در جنگ سوریه را هم که شنیده ایم و جنگ یمن هم هنوز در جریان است. بعد از اعدام یک روحانی بلندپایه شیعه در عربستان و آتش زدن سفارت های آن درایران بار دیگر ارتباط ها به کلی قطع شد.
🌕آینده چه خواهد شد بستگی به خیلی چیزها دارد و کار متخصصان فال قهوه است، ولی به نظرم این وسط بیش از ایدئولوژی ها باید به قیمت یک ماده سیاه بدبو (نفت) توجه کرد. ایدئولوژی ها در این حوالی تا وقتی با عایدات نفت حمایت نشوند بعید است منشا اثر سیاسی جدی باشند. با این حال تاریخ صحاری خاورمیانه نشان داده است که هر آن می شود غافلگیر شد.
https://goo.gl/u7afF4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑ایران و عربستان از بعد از جنگ جهانی دوم رقیب منطقه ای یکدیگر به حساب می آمدند، ولی بعد از انقلاب این رقابت شکلی ایدئولوژیک هم به خود گرفت، شاه خالد عربستان پس از انقلاب ایران نامه تبریک ارسال می کند و آرزو می کند که با همبستگی اسلامی بتوانند ارتباط نزدیکتری داشته باشند، ولی پاسخ رضایتبخشی دریافت نمی کند. حال و هوای آن سالها و دعوت کشورانقلابی از همه مسلمین جهان به وحدت زیر پرچم "اسلام واقعی" نشان می داد که بعید است ارتباط سعودی ها و ایران رو به گرمی باشد.
🌒سعودی ها در جنگ ایران و عراق از کمک های مالی کلان به بغداد فروگذار نکردند و از آن سوی ایرانی ها هم از حمایت از شیعیان استان های شرقی عربستان غافل نبودند، مراسم حج هم به عنوان یک گردهمایی سیاسی فراملی تلقی شد و حتی گفته شد که مکه شهر مقدس مسلمین به دست کفار افتاده است و باید به دست مسلمانان واقعی آزاد شود. در آن سو، پس از بیرون راندن عراقی ها از مرزهای ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پیشنهاد جبران خسارت دادند که پذیرفته نشد، سعودی ها شعار "راه قدس از کربلا می گذرد" را تهدیدی برای خود به شمار می آوردند.
🌓سال 67 هم در درگیری حجاج ایرانی و سعودی ها 400 نفر کشته شدند که بیشترشان ایرانی بودند. فردا هم در تهران به سفارت عربستان حمله شد که به مرگ یکی از عرب ها انجامید و ارتباط قطع شد. پس از پایان جنگ و تغییرات سیاسی در ایران، صدام حسین با حمله به کویت به افسانه "اخوت عربی" پایان داد و ایران و عربستان علیرغم مخالفت های داخلی برای مقابله این تهدید مشترک با هم متحد شدند، روابط از سر گرفته شد و آنها مدتی همکاری خوبی با هم داشتند.
🌔اما با حمله ایالات متحده به عراق ورق برگشت، از قرار تنها کشور اسلامی که از سقوط صدام رضایت داشت ایران بود. نفوذ بالای ایران در عراق و خلا قدرت سیاست های منطقه ای ایران را دچار تحول کرد، ایرانی ها از طریق بغداد و دمشق و لبنان تا نزدیک اسرائیل رسیده بودند. زنگ خطر برای سعودی ها و دیگر دولت های عرب به صدا درآمد. از قرار ادعا شده بود حاضرند تا میلیارد دلار خرج کنند که دولت شیعه عراق را سرنگون کنند. قضیه هسته ای هم به کمک عرب ها آمد و مشهور است که سعودی ها به امریکایی ها گفته اند باید سر مار (ایران) را به سنگ کوبید. قضیه حمایت مالی سعودی ها از نیروهای مخالف اسد در جنگ سوریه را هم که شنیده ایم و جنگ یمن هم هنوز در جریان است. بعد از اعدام یک روحانی بلندپایه شیعه در عربستان و آتش زدن سفارت های آن درایران بار دیگر ارتباط ها به کلی قطع شد.
🌕آینده چه خواهد شد بستگی به خیلی چیزها دارد و کار متخصصان فال قهوه است، ولی به نظرم این وسط بیش از ایدئولوژی ها باید به قیمت یک ماده سیاه بدبو (نفت) توجه کرد. ایدئولوژی ها در این حوالی تا وقتی با عایدات نفت حمایت نشوند بعید است منشا اثر سیاسی جدی باشند. با این حال تاریخ صحاری خاورمیانه نشان داده است که هر آن می شود غافلگیر شد.
https://goo.gl/u7afF4
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
گاه شمار یک دشمنی | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
کمونیسم وداع با تمدن
🌑در بیشتر سالهای 1970 کالای سادهای مثل سنجاق سر برای زنان در لهستان یافت نمیشد، برنامه اقتصادی را مردان تهیه میکردند و از قرار چنین محصولاتی از چشمشان دور مانده بود. در نمونهای دیگر، در چین زمان مائوتسه تونگ، پیشوای مردمی تصمیم گرفت تولید فولاد کشور را افزایش دهد و باز در یک حرکت «مردمی» و با «برنامهریزی» دقیق همه روستاییان و کشاورزان بدون تخصص و دانش لازم به تولید فولاد وا داشته شدند و حاصل البته یک افتضاح تمام عیار پرهزینه و دردناک بود.
🌕در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد بسیار کوتاه به برخی ابعاد کمونیسم پرداخته ام، جان کلام اینست که باید به هر دیدگاه که به بهانه خیر جمعی "فرد" را نادیده می گیرد بدبین بود. اجازه بدهید صریح باشیم، برای افزایش ثروت راهی بهتر از مبادله اختیاری در بازار با حفظ اصل مالکیت خصوصی (همان سرمایه داری) وجود ندارد، به ویژه در مملکت ایرانی اسلامی با این همه مصیبت یک کار خوب می تواند این باشد که به ملت یادآوری کنیم که "سرمایه دارها" و "لیبرال ها" را دوست بدارید، آنها شما را نجات می دهند. 😊
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ouNnFD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑در بیشتر سالهای 1970 کالای سادهای مثل سنجاق سر برای زنان در لهستان یافت نمیشد، برنامه اقتصادی را مردان تهیه میکردند و از قرار چنین محصولاتی از چشمشان دور مانده بود. در نمونهای دیگر، در چین زمان مائوتسه تونگ، پیشوای مردمی تصمیم گرفت تولید فولاد کشور را افزایش دهد و باز در یک حرکت «مردمی» و با «برنامهریزی» دقیق همه روستاییان و کشاورزان بدون تخصص و دانش لازم به تولید فولاد وا داشته شدند و حاصل البته یک افتضاح تمام عیار پرهزینه و دردناک بود.
🌕در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد بسیار کوتاه به برخی ابعاد کمونیسم پرداخته ام، جان کلام اینست که باید به هر دیدگاه که به بهانه خیر جمعی "فرد" را نادیده می گیرد بدبین بود. اجازه بدهید صریح باشیم، برای افزایش ثروت راهی بهتر از مبادله اختیاری در بازار با حفظ اصل مالکیت خصوصی (همان سرمایه داری) وجود ندارد، به ویژه در مملکت ایرانی اسلامی با این همه مصیبت یک کار خوب می تواند این باشد که به ملت یادآوری کنیم که "سرمایه دارها" و "لیبرال ها" را دوست بدارید، آنها شما را نجات می دهند. 😊
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ouNnFD
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
کمونیسم وداع با تمدن
امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
خمرهای سرخ پس از به قدرت رسیدن در کامبوج تصمیم گرفتند همه چیز را ویران کنند و از اول بسازند. سالی را که به قدرت رسیدند به پیروی از انقلاب فرانسه «سال صفر» نامگذاری کردند و برای آنکه یک جامعه کشاورزی…
دکترای سیاستگذاری دانشگاه تهران
خمرهای سرخ پس از به قدرت رسیدن در کامبوج تصمیم گرفتند همه چیز را ویران کنند و از اول بسازند. سالی را که به قدرت رسیدند به پیروی از انقلاب فرانسه «سال صفر» نامگذاری کردند و برای آنکه یک جامعه کشاورزی…
راهنمای کاربردی تربیت ملل یاغی: مشت آهنین همیشه بد نیست!
🌑ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن 19 ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال 1853 یک کشتی جنگی آمریکایی وارد خلیج توکیو شد و به فرمان ژاپنی ها مبنی بر ترک محل و رفتن به ناکازاکی توجه نکرد. کار بالا گرفت و یانکی ها ضرب شستی به چشم بادامی ها نشان دادند. همین باعث شد که ژاپنی های دورمانده از جهان بفهمند چقدر از دنیا عقب مانده اند و البته مجبور به امضای قراردادی شدند که بندرهای ژاپن را به روی آمریکایی ها باز می کرد. پیش از آن ژاپنی ها خودشان را قدرتمند می پنداشتند که شکست چرتشان را پاره کرد.
🌒این سرآغاز تحول عظیمی در ژاپن بود، آنها که می ترسیدند به سرنوشت چین رو به زوال رفته دچار شوند، تغییرات اساسی موسوم به اصلاحات میجی را دنبال کردند. سیستم فئودالی پیشین ازمیان رفت، ارتش بازسازی شد و با سرعت رو به صنعتی شدن رفتند. آنها خواستند از غربی ها تقلید کنند، ولی در آن دوران تقلید از غربی ها معنایی جز دنبال کردن سیاست های امپریالیستی نداشت، به ویژه که ژاپن از نظر منابع طبیعی کشور فقیری بود. هدف اول مستعمره سازی ژاپنی ها کره بود که منابع آهن و زغال سنگ فراوانی داشت. آنها با پیروزی در جنگ این کشور را از چنگ چینی ها در آورند و به تایوان هم دست پیدا کردند. بعدها بر سر کره و منچوری با روسیه هم درگیر شدند و البته آن را هم شکست دادند. در جنگ جهانی اول هم اوضاع به کامشان شد و سرزمین های امپراتوری آلمان در اقیانوس آرام را تصرف کردند.
🌓بعد از جنگ این توسعه طلبی ژاپنی ها ادامه یافت، به ویژه که این کشور آسیبی هم در جنگ ندیده بود. آنها دوباره با چین درگیر شدند و توحش ژاپنی ها در آن دوران شاید در تاریخ معاصر کم نظیر باشد (قضیه نانجینگ)، جنگ طولانی شد و ژاپن که هیچ متحدی هم نداشت با بحران های اقتصادی جدی روبه رو شد. به سیبری هجوم برد که از روسیه شکست خورد و بعد هم حمله به فیلیپین، مالایا، هنگ کنگ و سنگاپور و پرل هاربر حمله کرد که این لاف آخری کار دستش داد و پایان قصه را هم که می دانیم.
🌔ژاپنی ها می خواستند سری توی سرها داشته باشند و بلای چین به سرشان نیاید، ولی نفهمیدند که قاعده بازی عوض شده است. وقتی دوره استعمارگری گذشته باشد و کشوری بخواهد همچنان بر روال قبل پیش برود، بعید است احترامی پیدا کند. در چنین حالتی بیشتر حکومتی یاغی تلقی می شود که باید با زبان زور با آن حرف زد. کشوری که بخواهد تنها با زور و یاغیگری پیش برود، سرنوشت خوبی ندارد.
🌕اما نکته مهم این بود که بعد از آن بمب معروف امریکایی ها آن را به حال خودشان وا نگذاشتند، ماندند و میخ را محکم کوبیدند و اکنون آن کشور یاغی بعد از آن سال ها سرش به کار خودش است و دستاوردهای فراوانی داشته است. مقایسه کنید با افغانستان که ایالات متحده خیلی زود آن را ترک کرد و اکنون یک دولت ورشکسته در آن به سر کار آمده است و احتمالا صادراتش فقط مواد مخدر و تروریست است. روشن بود که از دل آن سرزمین نفرین شده دموکراسی و آزادی در نمی آید، تنها راهش شاید این بود با زور تفنگ اجنبی از نهال آزادی حفاظت می شد تا با گذر زمان کم کم پا بگیرد. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، بعید است از صندوق جز بن لادن و مرسی کسی بیرون بیاید. واقع بین باشید!
goo.gl/w59f4h
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن 19 ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال 1853 یک کشتی جنگی آمریکایی وارد خلیج توکیو شد و به فرمان ژاپنی ها مبنی بر ترک محل و رفتن به ناکازاکی توجه نکرد. کار بالا گرفت و یانکی ها ضرب شستی به چشم بادامی ها نشان دادند. همین باعث شد که ژاپنی های دورمانده از جهان بفهمند چقدر از دنیا عقب مانده اند و البته مجبور به امضای قراردادی شدند که بندرهای ژاپن را به روی آمریکایی ها باز می کرد. پیش از آن ژاپنی ها خودشان را قدرتمند می پنداشتند که شکست چرتشان را پاره کرد.
🌒این سرآغاز تحول عظیمی در ژاپن بود، آنها که می ترسیدند به سرنوشت چین رو به زوال رفته دچار شوند، تغییرات اساسی موسوم به اصلاحات میجی را دنبال کردند. سیستم فئودالی پیشین ازمیان رفت، ارتش بازسازی شد و با سرعت رو به صنعتی شدن رفتند. آنها خواستند از غربی ها تقلید کنند، ولی در آن دوران تقلید از غربی ها معنایی جز دنبال کردن سیاست های امپریالیستی نداشت، به ویژه که ژاپن از نظر منابع طبیعی کشور فقیری بود. هدف اول مستعمره سازی ژاپنی ها کره بود که منابع آهن و زغال سنگ فراوانی داشت. آنها با پیروزی در جنگ این کشور را از چنگ چینی ها در آورند و به تایوان هم دست پیدا کردند. بعدها بر سر کره و منچوری با روسیه هم درگیر شدند و البته آن را هم شکست دادند. در جنگ جهانی اول هم اوضاع به کامشان شد و سرزمین های امپراتوری آلمان در اقیانوس آرام را تصرف کردند.
🌓بعد از جنگ این توسعه طلبی ژاپنی ها ادامه یافت، به ویژه که این کشور آسیبی هم در جنگ ندیده بود. آنها دوباره با چین درگیر شدند و توحش ژاپنی ها در آن دوران شاید در تاریخ معاصر کم نظیر باشد (قضیه نانجینگ)، جنگ طولانی شد و ژاپن که هیچ متحدی هم نداشت با بحران های اقتصادی جدی روبه رو شد. به سیبری هجوم برد که از روسیه شکست خورد و بعد هم حمله به فیلیپین، مالایا، هنگ کنگ و سنگاپور و پرل هاربر حمله کرد که این لاف آخری کار دستش داد و پایان قصه را هم که می دانیم.
🌔ژاپنی ها می خواستند سری توی سرها داشته باشند و بلای چین به سرشان نیاید، ولی نفهمیدند که قاعده بازی عوض شده است. وقتی دوره استعمارگری گذشته باشد و کشوری بخواهد همچنان بر روال قبل پیش برود، بعید است احترامی پیدا کند. در چنین حالتی بیشتر حکومتی یاغی تلقی می شود که باید با زبان زور با آن حرف زد. کشوری که بخواهد تنها با زور و یاغیگری پیش برود، سرنوشت خوبی ندارد.
🌕اما نکته مهم این بود که بعد از آن بمب معروف امریکایی ها آن را به حال خودشان وا نگذاشتند، ماندند و میخ را محکم کوبیدند و اکنون آن کشور یاغی بعد از آن سال ها سرش به کار خودش است و دستاوردهای فراوانی داشته است. مقایسه کنید با افغانستان که ایالات متحده خیلی زود آن را ترک کرد و اکنون یک دولت ورشکسته در آن به سر کار آمده است و احتمالا صادراتش فقط مواد مخدر و تروریست است. روشن بود که از دل آن سرزمین نفرین شده دموکراسی و آزادی در نمی آید، تنها راهش شاید این بود با زور تفنگ اجنبی از نهال آزادی حفاظت می شد تا با گذر زمان کم کم پا بگیرد. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، بعید است از صندوق جز بن لادن و مرسی کسی بیرون بیاید. واقع بین باشید!
goo.gl/w59f4h
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
راهنمای کاربردی تربیت ملل یاغی: مشت آهنین همیشه بد نیست! - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
ژاپنی ها پیش از جنگ جهانی دوم یکبار دیگر هم شکست از امریکایی ها را تجربه کرده بودند، در سال های میانه قرن ۱۹ ژاپن کشوری منزوی بود که خارجی ها حق ورود به آن را نداشتند و ارتباط تجاری آن تنها با هلند از بندر ناکازاکی بود. در سال ۱۸۵۳ یک کشتی جنگی آمریکایی […]
خرج قدرت یک کشور را از کجا بیاوریم؟
🌑چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته "ای جی ام-158" نوشته بود که این موشک پرقدرت با 1000 کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان 24 فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-1) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب افکن ها برای از کار انداختن کل دفاع هوایی ساحلی یک کشور نیرومند جهان سوم کافی خواهد بود!
🌒در جستجوی بیشتر مشخص شد که برای ساخت چنین موشکی از حدود 15 سال پیش مشغول به کار بودند و 3 میلیارد دلار هم هزینه کرده اند و اکنون هم قیمت هر فروند از موشک فوق الذکر 1 میلیون و 327 هزار دلار است. از این یک فقره که بگذریم قیمت جنگ افزار سرگیجه آور است از موشک کروز که هر دانه اش 830 هزار دلار آب می خورد تا تانکی که 6.2 میلیون دلار قیمت دارد و جنگنده های که هر فروندش 150 میلیون دلار است و همینطور هواپیمای فوق پیشرفته با قیمت یک میلیارد و 100 میلیون دلار، زیردریایی های دو میلیارد و 300 میلیون دلاری تا ناوهواپیمابری که 13 میلیارد و 500 میلیون دلار قیمت دارد. در کنار اینها ایالات متحده سالانه حدود 52 میلیارد دلار خرج برنامه های اتمی می کنند!
🌔این را کنار هزینه های لجستیک و نیروی انسانی و بقیه موارد بگذارید می بینید که جنگ عجب پرهزینه است! در این حوالی جنگ را بیشتر یک عمل قهرمانانه و فردی تصور می کنیم که کافی است شجاعت به میزان کافی وجود داشته باشد تا از هر مانعی بگذری، تخصصی در جنگاوری ندارم، ولی به نظرجنگ مدرن بیش از رشادت نیازمند جنگ افزار و استراتژی و تاکتیک است. ارقام بالا البته مربوط به قدرتمندترین ارتش دنیاست، ولی می شود حدس زد که در هر کشوری هزینه نگهداری یک ارتش منظم و خرید و ساخت سلاح سرسام آور است. اگر کشوری در جنگی درگیر باشد که واویلاست. (می توانید این را از حکام صحرای حجاز که با قیمت پایین نفت و جنگ های مستقیم و نیابتی روبه رو هستند بپرسید)
🌕بدون آنکه بخواهیم بازی مرغ و تخم مرغ کنیم که کدام اولویت دارد، بدیهی است که قدرت نظامی بالا نیازمند یک اقتصاد پرقدرت است، اقتصادی که توان سوخت رسانی به ماشین نظامی کشور را داشته باشد، حجم اقتصاد کشورها به نوعی بیانگر قدرت نظامی آنها هم هست. بدون یک اقتصاد به حد کافی بزرگ بعید است بتوان قدرت نظامی بالایی هم داشت. حال سوال اینجاست برای رشد اقتصادی و بزرگتر شدن حجم اقتصاد راهی بهتر از اقتصاد بازار آزاد سراغ دارید؟ 😊
https://goo.gl/82b1rG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته "ای جی ام-158" نوشته بود که این موشک پرقدرت با 1000 کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان 24 فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-1) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب افکن ها برای از کار انداختن کل دفاع هوایی ساحلی یک کشور نیرومند جهان سوم کافی خواهد بود!
🌒در جستجوی بیشتر مشخص شد که برای ساخت چنین موشکی از حدود 15 سال پیش مشغول به کار بودند و 3 میلیارد دلار هم هزینه کرده اند و اکنون هم قیمت هر فروند از موشک فوق الذکر 1 میلیون و 327 هزار دلار است. از این یک فقره که بگذریم قیمت جنگ افزار سرگیجه آور است از موشک کروز که هر دانه اش 830 هزار دلار آب می خورد تا تانکی که 6.2 میلیون دلار قیمت دارد و جنگنده های که هر فروندش 150 میلیون دلار است و همینطور هواپیمای فوق پیشرفته با قیمت یک میلیارد و 100 میلیون دلار، زیردریایی های دو میلیارد و 300 میلیون دلاری تا ناوهواپیمابری که 13 میلیارد و 500 میلیون دلار قیمت دارد. در کنار اینها ایالات متحده سالانه حدود 52 میلیارد دلار خرج برنامه های اتمی می کنند!
🌔این را کنار هزینه های لجستیک و نیروی انسانی و بقیه موارد بگذارید می بینید که جنگ عجب پرهزینه است! در این حوالی جنگ را بیشتر یک عمل قهرمانانه و فردی تصور می کنیم که کافی است شجاعت به میزان کافی وجود داشته باشد تا از هر مانعی بگذری، تخصصی در جنگاوری ندارم، ولی به نظرجنگ مدرن بیش از رشادت نیازمند جنگ افزار و استراتژی و تاکتیک است. ارقام بالا البته مربوط به قدرتمندترین ارتش دنیاست، ولی می شود حدس زد که در هر کشوری هزینه نگهداری یک ارتش منظم و خرید و ساخت سلاح سرسام آور است. اگر کشوری در جنگی درگیر باشد که واویلاست. (می توانید این را از حکام صحرای حجاز که با قیمت پایین نفت و جنگ های مستقیم و نیابتی روبه رو هستند بپرسید)
🌕بدون آنکه بخواهیم بازی مرغ و تخم مرغ کنیم که کدام اولویت دارد، بدیهی است که قدرت نظامی بالا نیازمند یک اقتصاد پرقدرت است، اقتصادی که توان سوخت رسانی به ماشین نظامی کشور را داشته باشد، حجم اقتصاد کشورها به نوعی بیانگر قدرت نظامی آنها هم هست. بدون یک اقتصاد به حد کافی بزرگ بعید است بتوان قدرت نظامی بالایی هم داشت. حال سوال اینجاست برای رشد اقتصادی و بزرگتر شدن حجم اقتصاد راهی بهتر از اقتصاد بازار آزاد سراغ دارید؟ 😊
https://goo.gl/82b1rG
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
خرج قدرت یک کشور را از کجا بیاوریم؟ - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
چندی پیش یکی از صاحبنظران علوم نظامی درباره نوعی موشک پیشرفته “ای جی ام-۱۵۸″ نوشته بود که این موشک پرقدرت با ۱۰۰۰ کیلومتر برد اندازه کوچکی دارد و به همین دلیل می توان ۲۴ فروند از آنها را به بمب افکن های بزرگ (مانند بی-۱) سوار کرد، از این رو یک پرواز این بمب…
در باب آن تکریتی یهودستیز!
🌑داریوش همایون فقید زمانی می گفت ما با کشورهای عرب نمی توانیم ارتباطی خوبی داشته باشیم و باید به غیرعرب ها مانند ترکیه و پاکستان رو کنیم. او گفته بود ایران باید خودش را از منجلاب خاورمیانه بیرون بکشد. به نظر می رسد پان عربیسم امثال جمال عبدالناصر و قذافی و صدام از دلایل این نظر بود. شریعتی که در بین عرب ها نفوذی داشت و در کار اتحاد امت اسلامی بود؛ گاهی مبارزان ضدشاه را به برادران عرب وصل می کرد و برخی نظیر ابراهیم یزدی و رفقا البته از کمک های مصر و لیبی هم بهره مند می شدند تا مبارزه سیاسی و احتمالا بدون خشونت! کنند. آغوش کشیدن عرفات را فردای انقلاب یادتان هست؟
🌒توس طهماسبی پژوهشگر فرهیخته به یکی از سلبریتی های پان عرب یعنی صدام و حزب بعث پرداخته بود و از نقشی که دایی اش در شکل دهی به ایده های منحط وی داشت نوشته است که باعث شد جستجوی مختصری کنم. از قرار در پان عربیسم از ناصر به بعد نوعی گرایش ضدیهودی هم می توان دید که البته در ظاهر مخالفت با اسرائیل خود را نشان می دهد. پیش از آن کسانی از مسلمانان (محمد امین الحسینی مفتی بیت المقدس چهره برجسته آنهاست) با آلمان نازی همکاری کردند تا راه حل نهایی اش را زودتر پیش ببرد، حتی امروز هم در میان عرب ها کم نیستند که معتقدند اگر فرصت دوباره ای مثل هیتلر به دست آورند، اشتباهات وی را تکرار نمی کنند! امروزه هم یکی از شیوه های جلب نظر خلق عرب همین دشمنی با یهودیان است، صدام حسین، بن لادن و قذافی و بقیه اوباش از این حربه بارها استفاده کرده اند. اما اجازه دهید به یک حادثه تاریخی مهم بپردازیم که حوالی ما در عراق پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاده است.
🌔یهودیان عراق یکی از بزرگترین جامعه های یهودی دنیا بودند، ولی تعداد آنها اکنون بسیار کاهش یافته است. گفته اند بعد از استقلال عراق برخی از وزرای مهم آن یهودی بودند و در دولت نقش پررنگی داشتند. در سال 1341 رشید علی گیلانی که یک ناسیونالیست عرب و صدراعظم پادشاهی عراق بود، تلاش کرد برای کاهش نفوذ بریتانیا با دول محور و آلمان نازی نزدیک شود. کودتایی ترتیب داد و دو سه ماهی در قدرت بود. آن دوران همسو با نازی ها، عراق را پروپاگاندای ضدیهود فرا گرفت و در و دیوار خیابان ها را شعار علیه یهودیان پر کرد، آن زمان حدود صد و سی هزار یهودی در عراق زندگی می کردند. عمر دولت کودتا دیری نپایید و بریتانیایی ها دوباره مسلط شدند، در فاصله خلا قدرت میان این دو رویداد یک کشتار قومی (پوگروم) روی داد و در فاصله دو روز 180 کشته و 240 زخمی به بار آمد و البته 100 خانه یهودیان ویران شد و 500 تایی از کسب و کارهایشان هم غارت شد. بعد از آن هم البته کسی مسئولیتی به عهده نگرفت و پیگیری مشخصی انجام نشد. گفته اند همین باعث شد که 10 سال بعد بیش از 90 درصد آنها مهاجرت کنند.
🌕باری، شاید ارقام برای مایی که توحش امثال داعش را با کیفیت اچ دی می بینیم این واقعه خیلی پررنگ نباشد، ولی این عکس سیاه و سفید از آن واقعه که یهودیان در طبقات بالا منتظر سرنوشتشان هستند، انگار هراس غریبی را در خود ذخیره کرده است. یهودیان در ایران در مقایسه با بسیاری دیگر کشورهای عرب آزادی بیشتری دارند و حتی در مجلس هم نماینده دارند، جالب است بدانید حتی در دوران حافظ اسد در سوریه هم محدودیت های غریبی بر رفت و آمد و زندگی آنها در سوریه حاکم بود. اینکه دلایل این نفرت ها چیست، البته نیازمند بحث مفصل است، اما برای فهم آن از منظر فردی بد نیست به مبحثی به نام بلاگردانی (اسکیپ گُتینگ) در روانشناسی سیاسی مراجعه کنید.
goo.gl/ndNMjI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
🌑داریوش همایون فقید زمانی می گفت ما با کشورهای عرب نمی توانیم ارتباطی خوبی داشته باشیم و باید به غیرعرب ها مانند ترکیه و پاکستان رو کنیم. او گفته بود ایران باید خودش را از منجلاب خاورمیانه بیرون بکشد. به نظر می رسد پان عربیسم امثال جمال عبدالناصر و قذافی و صدام از دلایل این نظر بود. شریعتی که در بین عرب ها نفوذی داشت و در کار اتحاد امت اسلامی بود؛ گاهی مبارزان ضدشاه را به برادران عرب وصل می کرد و برخی نظیر ابراهیم یزدی و رفقا البته از کمک های مصر و لیبی هم بهره مند می شدند تا مبارزه سیاسی و احتمالا بدون خشونت! کنند. آغوش کشیدن عرفات را فردای انقلاب یادتان هست؟
🌒توس طهماسبی پژوهشگر فرهیخته به یکی از سلبریتی های پان عرب یعنی صدام و حزب بعث پرداخته بود و از نقشی که دایی اش در شکل دهی به ایده های منحط وی داشت نوشته است که باعث شد جستجوی مختصری کنم. از قرار در پان عربیسم از ناصر به بعد نوعی گرایش ضدیهودی هم می توان دید که البته در ظاهر مخالفت با اسرائیل خود را نشان می دهد. پیش از آن کسانی از مسلمانان (محمد امین الحسینی مفتی بیت المقدس چهره برجسته آنهاست) با آلمان نازی همکاری کردند تا راه حل نهایی اش را زودتر پیش ببرد، حتی امروز هم در میان عرب ها کم نیستند که معتقدند اگر فرصت دوباره ای مثل هیتلر به دست آورند، اشتباهات وی را تکرار نمی کنند! امروزه هم یکی از شیوه های جلب نظر خلق عرب همین دشمنی با یهودیان است، صدام حسین، بن لادن و قذافی و بقیه اوباش از این حربه بارها استفاده کرده اند. اما اجازه دهید به یک حادثه تاریخی مهم بپردازیم که حوالی ما در عراق پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاده است.
🌔یهودیان عراق یکی از بزرگترین جامعه های یهودی دنیا بودند، ولی تعداد آنها اکنون بسیار کاهش یافته است. گفته اند بعد از استقلال عراق برخی از وزرای مهم آن یهودی بودند و در دولت نقش پررنگی داشتند. در سال 1341 رشید علی گیلانی که یک ناسیونالیست عرب و صدراعظم پادشاهی عراق بود، تلاش کرد برای کاهش نفوذ بریتانیا با دول محور و آلمان نازی نزدیک شود. کودتایی ترتیب داد و دو سه ماهی در قدرت بود. آن دوران همسو با نازی ها، عراق را پروپاگاندای ضدیهود فرا گرفت و در و دیوار خیابان ها را شعار علیه یهودیان پر کرد، آن زمان حدود صد و سی هزار یهودی در عراق زندگی می کردند. عمر دولت کودتا دیری نپایید و بریتانیایی ها دوباره مسلط شدند، در فاصله خلا قدرت میان این دو رویداد یک کشتار قومی (پوگروم) روی داد و در فاصله دو روز 180 کشته و 240 زخمی به بار آمد و البته 100 خانه یهودیان ویران شد و 500 تایی از کسب و کارهایشان هم غارت شد. بعد از آن هم البته کسی مسئولیتی به عهده نگرفت و پیگیری مشخصی انجام نشد. گفته اند همین باعث شد که 10 سال بعد بیش از 90 درصد آنها مهاجرت کنند.
🌕باری، شاید ارقام برای مایی که توحش امثال داعش را با کیفیت اچ دی می بینیم این واقعه خیلی پررنگ نباشد، ولی این عکس سیاه و سفید از آن واقعه که یهودیان در طبقات بالا منتظر سرنوشتشان هستند، انگار هراس غریبی را در خود ذخیره کرده است. یهودیان در ایران در مقایسه با بسیاری دیگر کشورهای عرب آزادی بیشتری دارند و حتی در مجلس هم نماینده دارند، جالب است بدانید حتی در دوران حافظ اسد در سوریه هم محدودیت های غریبی بر رفت و آمد و زندگی آنها در سوریه حاکم بود. اینکه دلایل این نفرت ها چیست، البته نیازمند بحث مفصل است، اما برای فهم آن از منظر فردی بد نیست به مبحثی به نام بلاگردانی (اسکیپ گُتینگ) در روانشناسی سیاسی مراجعه کنید.
goo.gl/ndNMjI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب آن تکریتی یهودستیز! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد