ایران چقدر کشوری امنی به حساب می آید؟
یکی از شاخص های دیگری که میزان امن بودن کشورها را می سنجد، شاخص صلح جهانی است که در سه حوزه "تعارض های داخلی و خارجی"، "امنیت و ایمنی اجتماعی" و "نظامی بودن" به موضوع می پردازد.
در آخرین رده بندی، در صدر فهرست امن ترین کشورها ایسلند، دانمارک و اتریش قرار دارند و در انتها هم به ترتیب سوریه، سودان جنوبی و عراق جا دارند. در این رتبه بندی 163 کشور حضور دارند.
رتبه ایران در این شاخص 133 است، از میان رقبای منطقه ای عربستان با کمی فاصله در جایگاه 129 قرار گرفته است و اسرائیل هم رتبه 144 را دارد.
goo.gl/0QkT0n
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از شاخص های دیگری که میزان امن بودن کشورها را می سنجد، شاخص صلح جهانی است که در سه حوزه "تعارض های داخلی و خارجی"، "امنیت و ایمنی اجتماعی" و "نظامی بودن" به موضوع می پردازد.
در آخرین رده بندی، در صدر فهرست امن ترین کشورها ایسلند، دانمارک و اتریش قرار دارند و در انتها هم به ترتیب سوریه، سودان جنوبی و عراق جا دارند. در این رتبه بندی 163 کشور حضور دارند.
رتبه ایران در این شاخص 133 است، از میان رقبای منطقه ای عربستان با کمی فاصله در جایگاه 129 قرار گرفته است و اسرائیل هم رتبه 144 را دارد.
goo.gl/0QkT0n
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Vision of Humanity
Vision of Humanity – Global Peace Index
A ground-breaking milestone in the study of peace. For the first time, an Index has been created that ranks the nations of the world by their peacefulness.
اقتصاد چین روی امریکا را کم خواهد کرد؟
✔️به نظر می رسد پاسخ منفی است، بر اساس گزارش اخیر موسسه کردیت سوییس تخمین زده می شود که تفاوت ثروت خصوصی در دو کشور حدود 60 تریلیون دلار است و البته روبه افزایش است.
✔️دلیل آن روشن است، چین یک سرمایه داری کارآفرینانه و رقابتی نیست، بلکه یک سرمایه داری رفاقتی است که با حمایت بنگاه های دولتی و نورچشمی های حزبی جلو می رود، سیستم سیاسی آن یک بوروکراسی عریض و طویل پرهزینه است که مستعد پرورش فساد و زد و بند است (چیزی از نومنکلاتورا و سانترالیسم دموکراتیک شنیده اید؟). رتبه جهانی آن در شاخص ادراک از فساد 83 در میان حدود 160 کشور است. نشانه ای از آزادتر شدن آن هم نیست.
✔️بنا به گفته ها ویژگی فساد چینی ها این است که با یک رشد عجیب در تولید ثروت همراه شده است، در مراحل اولیه این بده بستان اهالی سیاست و اقتصاد شاید به شکل فاجعه رخ ندهد، در آلمان، ژاپن و شرق آسیا البته چنین روندی را شاهد بودیم (توسعه و چپاول نوشته ایوانز را خوانده اید؟). گفته اند تا دهه 1960 با آن هم سیاهکاری استالین هم کسانی خوش بین بودند کمونیست های شوروی روی سرمایه داری را کم خواهند کرد. اما کار متفاوت شد.
✔️از قرار چینی ها تکلیفشان را با مالکیت روشن نکرده اند و این بیشتر به عنوان یک امتیاز برای نزدیکان سیاسی تلقی می شود، حق کنترل بر دارایی وجود دارد، ولی مالکیت آن خیر. از آن سو، طبقه متوسط چین با همان مطالبات فانتزی آزادی خواهی و دموکراسی هم روبه قدرت گرفتن اند. با پیچیده تر شدن جامعه امکان کنترل دولتی و همه جانبه هم کاهش می یابد.
✔️خوبیت ندارد مثل متخصصان فال قهوه پیش گویی کنیم، به ویژه که مسئله خیلی پیچیده است، ولی بگذارید خطر کنیم و حدسی بزنیم. در آینده ای نه چندان دور این سیستم سیاسی توتالیتر باید تن به اصلاح دهد، می شود آن را عقب انداخت، ولی ناگزیر است. آن لحظه اصلاح خطرناک ترین زمان برای هر سیستم اقتدارگرا است.
goo.gl/NnmsaA
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️به نظر می رسد پاسخ منفی است، بر اساس گزارش اخیر موسسه کردیت سوییس تخمین زده می شود که تفاوت ثروت خصوصی در دو کشور حدود 60 تریلیون دلار است و البته روبه افزایش است.
✔️دلیل آن روشن است، چین یک سرمایه داری کارآفرینانه و رقابتی نیست، بلکه یک سرمایه داری رفاقتی است که با حمایت بنگاه های دولتی و نورچشمی های حزبی جلو می رود، سیستم سیاسی آن یک بوروکراسی عریض و طویل پرهزینه است که مستعد پرورش فساد و زد و بند است (چیزی از نومنکلاتورا و سانترالیسم دموکراتیک شنیده اید؟). رتبه جهانی آن در شاخص ادراک از فساد 83 در میان حدود 160 کشور است. نشانه ای از آزادتر شدن آن هم نیست.
✔️بنا به گفته ها ویژگی فساد چینی ها این است که با یک رشد عجیب در تولید ثروت همراه شده است، در مراحل اولیه این بده بستان اهالی سیاست و اقتصاد شاید به شکل فاجعه رخ ندهد، در آلمان، ژاپن و شرق آسیا البته چنین روندی را شاهد بودیم (توسعه و چپاول نوشته ایوانز را خوانده اید؟). گفته اند تا دهه 1960 با آن هم سیاهکاری استالین هم کسانی خوش بین بودند کمونیست های شوروی روی سرمایه داری را کم خواهند کرد. اما کار متفاوت شد.
✔️از قرار چینی ها تکلیفشان را با مالکیت روشن نکرده اند و این بیشتر به عنوان یک امتیاز برای نزدیکان سیاسی تلقی می شود، حق کنترل بر دارایی وجود دارد، ولی مالکیت آن خیر. از آن سو، طبقه متوسط چین با همان مطالبات فانتزی آزادی خواهی و دموکراسی هم روبه قدرت گرفتن اند. با پیچیده تر شدن جامعه امکان کنترل دولتی و همه جانبه هم کاهش می یابد.
✔️خوبیت ندارد مثل متخصصان فال قهوه پیش گویی کنیم، به ویژه که مسئله خیلی پیچیده است، ولی بگذارید خطر کنیم و حدسی بزنیم. در آینده ای نه چندان دور این سیستم سیاسی توتالیتر باید تن به اصلاح دهد، می شود آن را عقب انداخت، ولی ناگزیر است. آن لحظه اصلاح خطرناک ترین زمان برای هر سیستم اقتدارگرا است.
goo.gl/NnmsaA
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
اقتصاد چین روی امریکا را کم خواهد کرد؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
یهودیان بناست دنیا را بگیرند؟
✔️حضرت قائم مقام فرمود دشمنی با روس ها مصیبت است، دوستی شان مصیبت تر. اهل دل گفته اند یک اشتراک جالب متفکران وطنی با روشنفکران روسی در قرن های اخیر این بوده است که دائم در پی این بوده اند که یک راه "بومی" و "ارتدوکس" و "غیرغربی" را انتخاب کنند یا دنباله رو "غرب" شوند.
✔️عجیب نیست که انتلکتوئل ایرانی از زمانی که جز میوه جات به حساب آمدند، خیلی وقت ها به سمت همسایه شمالی غش کرده باشند. همین الان هم کسانی از قلب لندن لحظه ای در محکوم کردن سیاست های امپریالیسم و غرب تردید نمی کنند؛ اما نسبت به کشور برادر بزرگ نظری خطاپوش دارند.
✔️اما از ایران که بگذریم، به نظر می رسد روس های دوران تزار در گذشته یک هدیه بی نظیر به همه هواداران تئوری توطئه و یهودی ستیزی داده اند: پروتکل های بزرگان صهیون! منظور متن 24 جلسه ای است که سران یهودی دور هم جمع شدند و دسیسه ها برای کنترل جهان و تشکیل دولت جهانی یهود را پی ریختند. (منبع این ادعاها بخش هایی از کتاب "اختراع یک سنت مقدس" ترجمه دکتر ثابتی است)
✔️یهودی ها هیچ وقت در اروپا محبوب نبوده اند و از قرون وسطی حرف از شیطان پرستی و ذات خبیث آنها رواج داشت، به ویژه در قرن 19 کتاب هایی هم از ملاقات آنها با اهریمن و دسیسه و مانند آن به چاپ رسید که اقبال فراوان یافت. کسانی حتی انقلاب فرانسه را برآمده از توطئه جهود می دانستد.
✔️بعدها کسانی همه انواع تئوری توطئه مانند ایلومیناتی و فراماسونری را هم به یهودی ها ربط دادند. قضیه علاقه هیتلر و مردم آلمان بعد از جنگ جهانی اول به یهودی ستیزی روشن است و حتی از نقش ضدیهودهای آلمانی در کمک به صدام حسین برای ساخت سلاح هسته ای و شیمیایی و تعیین تکلیف اسرائیل یاد می کنند. در مورد نقش این ایده ها در مورد الحسینی هم پیشتر گفته ام.
✔️اما این پروتکل ها از قرار جعل پلیس مخفی تزار در سال های آغازین قرن بیستم است، برای آنکه جایگاه او را تقویت کنند و با توجه به سابقه منفی آنها مقصر بتراشند، کاری که در سیاست غیرمعمول نیست. اما این اثر جعلی سرنوشت غریبی پیدا کرد و مضمون های اصلی اش ماندگار شد و اکنون هم گویا جز پرفروش هاست. داستان سرایی در مورد طرح مخفی "تسلط یهودیان بر جهان" هم که همیشه اقبال داشته و دارد.
✔️تا جایی که ما از آموزه های علوم پیچیدگی و سیستم ها می فهمیم این ادعا که یک فرد یا گروهی از افراد بتوانند سرنوشت یک سیستم به پیچیدگی جهان یا حتی کشور را تعیین کنند ناممکن است. البته احتمالا در میان یهودیان هم کسانی پیدا می شوند که بخواهند در کار همه موش بدوانند، ولی واقعیت بسیار پیچیده تر از برنامه ها ما پیش می رود و انسان محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده است. به جای افشای توطئه شاید بهتر باشد به مسائل مهمتر بپردازیم و این قبیل داستان ها را فقط برای انبساط خاطر در آخر هفته ها گوش کنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️حضرت قائم مقام فرمود دشمنی با روس ها مصیبت است، دوستی شان مصیبت تر. اهل دل گفته اند یک اشتراک جالب متفکران وطنی با روشنفکران روسی در قرن های اخیر این بوده است که دائم در پی این بوده اند که یک راه "بومی" و "ارتدوکس" و "غیرغربی" را انتخاب کنند یا دنباله رو "غرب" شوند.
✔️عجیب نیست که انتلکتوئل ایرانی از زمانی که جز میوه جات به حساب آمدند، خیلی وقت ها به سمت همسایه شمالی غش کرده باشند. همین الان هم کسانی از قلب لندن لحظه ای در محکوم کردن سیاست های امپریالیسم و غرب تردید نمی کنند؛ اما نسبت به کشور برادر بزرگ نظری خطاپوش دارند.
✔️اما از ایران که بگذریم، به نظر می رسد روس های دوران تزار در گذشته یک هدیه بی نظیر به همه هواداران تئوری توطئه و یهودی ستیزی داده اند: پروتکل های بزرگان صهیون! منظور متن 24 جلسه ای است که سران یهودی دور هم جمع شدند و دسیسه ها برای کنترل جهان و تشکیل دولت جهانی یهود را پی ریختند. (منبع این ادعاها بخش هایی از کتاب "اختراع یک سنت مقدس" ترجمه دکتر ثابتی است)
✔️یهودی ها هیچ وقت در اروپا محبوب نبوده اند و از قرون وسطی حرف از شیطان پرستی و ذات خبیث آنها رواج داشت، به ویژه در قرن 19 کتاب هایی هم از ملاقات آنها با اهریمن و دسیسه و مانند آن به چاپ رسید که اقبال فراوان یافت. کسانی حتی انقلاب فرانسه را برآمده از توطئه جهود می دانستد.
✔️بعدها کسانی همه انواع تئوری توطئه مانند ایلومیناتی و فراماسونری را هم به یهودی ها ربط دادند. قضیه علاقه هیتلر و مردم آلمان بعد از جنگ جهانی اول به یهودی ستیزی روشن است و حتی از نقش ضدیهودهای آلمانی در کمک به صدام حسین برای ساخت سلاح هسته ای و شیمیایی و تعیین تکلیف اسرائیل یاد می کنند. در مورد نقش این ایده ها در مورد الحسینی هم پیشتر گفته ام.
✔️اما این پروتکل ها از قرار جعل پلیس مخفی تزار در سال های آغازین قرن بیستم است، برای آنکه جایگاه او را تقویت کنند و با توجه به سابقه منفی آنها مقصر بتراشند، کاری که در سیاست غیرمعمول نیست. اما این اثر جعلی سرنوشت غریبی پیدا کرد و مضمون های اصلی اش ماندگار شد و اکنون هم گویا جز پرفروش هاست. داستان سرایی در مورد طرح مخفی "تسلط یهودیان بر جهان" هم که همیشه اقبال داشته و دارد.
✔️تا جایی که ما از آموزه های علوم پیچیدگی و سیستم ها می فهمیم این ادعا که یک فرد یا گروهی از افراد بتوانند سرنوشت یک سیستم به پیچیدگی جهان یا حتی کشور را تعیین کنند ناممکن است. البته احتمالا در میان یهودیان هم کسانی پیدا می شوند که بخواهند در کار همه موش بدوانند، ولی واقعیت بسیار پیچیده تر از برنامه ها ما پیش می رود و انسان محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده است. به جای افشای توطئه شاید بهتر باشد به مسائل مهمتر بپردازیم و این قبیل داستان ها را فقط برای انبساط خاطر در آخر هفته ها گوش کنیم، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کیفیت نیروی کار ایران چقدر است؟
شاخص سرمایه های انسانی برآوردی از توانمندی نیروی کار کشورهاست . در ردیف آخر رتبه ایران را برای رده های سنی مختلف ببینید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شاخص سرمایه های انسانی برآوردی از توانمندی نیروی کار کشورهاست . در ردیف آخر رتبه ایران را برای رده های سنی مختلف ببینید.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب پوپولیسم
✔️حدود سال 84 زمانی که حرف از آمدن مرد مهرورز به میدان سیاست بود، اهل دل واژه "پوپولیسم" را به ملت معرفی کردند. هواداران از آن سو وی را "مردی از جنس" مردم می نامیدند. هرچند نگارنده به تمامی ساده زیستانی که پا به سیاست می گذارند بدبین است، ولی محمود خان اعجوبه ای بود و دل بسیاری را در مملکت آریایی- اسلامی ما ربوده بود. یادم هست زمانی مخالفان او را به لویی بناپارت تشبیه می کردند.
✔️در این یادداشت دنیای اقتصاد مفهوم پوپولیسم را مرور کوتاهی کرده و برخی ابعاد را شرح داده ام. قضیه در این حوالی البته ریشه دارتر از این حرفهاست و منحصر به یک چهره خاص نیست، اهالی سیاست ایران وقتی پول نفت به میزان کافی داشته باشند میزان توجهشان به "رعیت" البته افزایش می یابد. پوپولیسم نفتی از دوران مصدق السلطنه تا زمان کنونی جاری بوده و نفت مستقیم و غیرمستفیم نقش مهمی در وجیه المله شدن سیاسیون داشته است.
✔️یادمان نرود مقدار مناسبی از پوپولیسم نمک سیاست در همه جای دنیاست. با این حال، پوپولیسم به ویژه در جایی مثل ایران عمدتا با نوعی نوستالژی و حسرت دوران خوب گذشته همراه است، برای برانگیختن توده های مردم باید وعده تکرار یک دوران طلایی گذشته را داد، اگر سیاسیون زیادی! در مورد دوران خوب گذشته صحبت می کنند، شاید باید به آنها مشکوک شد که یک جای کارشان می لنگد. یادمان نرود "توده های مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند".
✔️لینک یادداشت دنیای اقتصاد
goo.gl/scW5bK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️حدود سال 84 زمانی که حرف از آمدن مرد مهرورز به میدان سیاست بود، اهل دل واژه "پوپولیسم" را به ملت معرفی کردند. هواداران از آن سو وی را "مردی از جنس" مردم می نامیدند. هرچند نگارنده به تمامی ساده زیستانی که پا به سیاست می گذارند بدبین است، ولی محمود خان اعجوبه ای بود و دل بسیاری را در مملکت آریایی- اسلامی ما ربوده بود. یادم هست زمانی مخالفان او را به لویی بناپارت تشبیه می کردند.
✔️در این یادداشت دنیای اقتصاد مفهوم پوپولیسم را مرور کوتاهی کرده و برخی ابعاد را شرح داده ام. قضیه در این حوالی البته ریشه دارتر از این حرفهاست و منحصر به یک چهره خاص نیست، اهالی سیاست ایران وقتی پول نفت به میزان کافی داشته باشند میزان توجهشان به "رعیت" البته افزایش می یابد. پوپولیسم نفتی از دوران مصدق السلطنه تا زمان کنونی جاری بوده و نفت مستقیم و غیرمستفیم نقش مهمی در وجیه المله شدن سیاسیون داشته است.
✔️یادمان نرود مقدار مناسبی از پوپولیسم نمک سیاست در همه جای دنیاست. با این حال، پوپولیسم به ویژه در جایی مثل ایران عمدتا با نوعی نوستالژی و حسرت دوران خوب گذشته همراه است، برای برانگیختن توده های مردم باید وعده تکرار یک دوران طلایی گذشته را داد، اگر سیاسیون زیادی! در مورد دوران خوب گذشته صحبت می کنند، شاید باید به آنها مشکوک شد که یک جای کارشان می لنگد. یادمان نرود "توده های مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند".
✔️لینک یادداشت دنیای اقتصاد
goo.gl/scW5bK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Donya-E-Eqtesad
«پوپولیسم» به زبان ساده
روزنامه دنیای اقتصاد، پرمخاطب ترین روزنامه اقتصادی کشور
(شاید) مهمترین قانون اقتصاد: نیروی کار ارزش ایجاد نمی کند!
✔️اگر نیمی از عمر خود را صرف تولید یک کالا کرده باشید، ولی کسی در بازار طالب آن نباشد، جنس شما از نظر اقتصادی بی ارزش است. نیروی کار (زحمت) در ترکیب با دیگر عوامل تولید مانند زمین و سرمایه است که محصول را به بار می آورد، ولی ارزش اقتصادی محصول تولیدی را تعیین نمی کند.
✔️ارزش محصولات به مطلوبیت آنها وابسته است. این مطلوبیت هم امری ذهنی است و بستگی کامل به ارزیابی افراد دارد. اگر خریداران محصولی را مطلوب تلقی نکنند، آن محصول فارغ از میزان زحمتی که برای تولیدش صرف شده است، ارزش اقتصادی ندارد. یک محصول برای آنکه به کار بیاید، باید برای مشتری فایده داشته باشد و البته این فایده داشتن را هم خریدار مشخص می کند.
✔️از این رو می شود ادعا کرد سیاست های اقتصادی با مضمون "اشتغال هر چه بیشتر" فی نفسه از نظر اقتصادی بی معناست، تنها در صورت ایجاد ارزش است که باید آن را جدی گرفت. دوندگان حرفه ای ماراتن البته زمان و تلاش بیشتری نسبت به دوندگان دو سرعت صرف می کنند، ولی جایزه آنها لزوما بیشتر از دسته دوم نیست.
goo.gl/AXJ2cz
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️اگر نیمی از عمر خود را صرف تولید یک کالا کرده باشید، ولی کسی در بازار طالب آن نباشد، جنس شما از نظر اقتصادی بی ارزش است. نیروی کار (زحمت) در ترکیب با دیگر عوامل تولید مانند زمین و سرمایه است که محصول را به بار می آورد، ولی ارزش اقتصادی محصول تولیدی را تعیین نمی کند.
✔️ارزش محصولات به مطلوبیت آنها وابسته است. این مطلوبیت هم امری ذهنی است و بستگی کامل به ارزیابی افراد دارد. اگر خریداران محصولی را مطلوب تلقی نکنند، آن محصول فارغ از میزان زحمتی که برای تولیدش صرف شده است، ارزش اقتصادی ندارد. یک محصول برای آنکه به کار بیاید، باید برای مشتری فایده داشته باشد و البته این فایده داشتن را هم خریدار مشخص می کند.
✔️از این رو می شود ادعا کرد سیاست های اقتصادی با مضمون "اشتغال هر چه بیشتر" فی نفسه از نظر اقتصادی بی معناست، تنها در صورت ایجاد ارزش است که باید آن را جدی گرفت. دوندگان حرفه ای ماراتن البته زمان و تلاش بیشتری نسبت به دوندگان دو سرعت صرف می کنند، ولی جایزه آنها لزوما بیشتر از دسته دوم نیست.
goo.gl/AXJ2cz
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Mises Institute
Ten Fundamental Laws of Economics
In the midst of so many economic fallacies being repeatedly seemingly without end, it may be helpful to return to some of the most basic laws of economics. Here are ten of them that bear repeating again and again. 1. Production precedes consumption
اقتصاد سیاسی رانت در ایران
✔️یک پیش فرض نادرست هواداران نقش آفرینی دولت در توسعه اینست که دولت را یک ماشین اداری تصور می کنند، کافی است خوب طراحی اش کنی و قطعات مرغوب به کار ببری، تا خودش مسئله توسعه کشور را برای همیشه حل کند. چنین تصویری بسیار گمراه کننده است، دولت بیش از هر چیز یک پدیده سیاسی است که منطق عمل آن خیلی وقت ها با دو دو تا چارتای اهالی اقتصاد توفیر دارد.
✔️بخواهیم آن را تشبیه کنیم بیشتر به جوانی یاغی می ماند که راه خودش را می رود و جز برای پول توجیبی از پدر و مادر فرمان نمی برد. در مورد دولت های نفتی خاورمیانه این جوان فوق الذکر علاوه بر اینکه عقل درست و حسابی ندارد، حتی محتاج پول والدین هم نیست! کسانی گفته اند کشورهای نفتی به طور کلی نرخ رشد اقتصادی کمتری از دیگران دارند.
✔️ایرانی ها نسبت به مالزی در یک فاصله 24 ساله (1979 تا 2003) سرمایه گذاری بالایی در اقتصاد کرده اند، ولی نرخ رشد سرانه آنها بسیار پایین تر است (0.1 درصد در برابر 4 درصد)، این سرمایه گذاری کجا تلف شده است؟ کسانی علت را رانت جویی گروه های مختلف سیاسی می بینند، چیزی که از آن به عنوان "رقابت مخرب برای رانت نفتی" یاد کرده اند.
✔️گفته اند دولت ها در ایران عایدات نفت را با ملاحظات سیاسی تقسیم می کنند و حمایت ها و مقررات دولتی هم در واقع چیزی جز هدیه به نورچشمی های سیاسی نیست. در کشوری بدون حمایت اساسی از حق مالکیت شخصی و ضعف نهادی بعید است سرمایه گذاران خصوصی مستقل چندان شانسی داشته باشد. سیاسیون برای داشتن سهم بزرگتری از کیک نفت با هم رقابت می کنند و منابع نیز با منطقی معیوب تخصیص داده می شوند. با این حال، دو سناریو برای کاهش رقابت های رانت جویانه پیشنهاد شده است.
✔️نخست، یکدست شدن عرصه سیاست ایران تا کشمکش ها کاهش پیدا کند، مانند آنچه در دوران شاه سابق ایران و اندونزی سوهارتو داشتیم، در این حالت فساد انحصاری می شود و طبیعی است رقابت مخرب رانتی کاهش می یابد. این راهکار "در ایران به این هرزگی" شدنی نیست، در بلند مدت به ضد خود تبدیل می شود و البته تولید ثروت را هم کاهش می دهد. خلاصه قرتی بازی های مانند "ضرورت تضارب آرا" را در فضای سیاست فعلی ایران خیلی جدی نگیرید!
✔️دوم، اصلاحات نهادی دموکراتیک، شفافیت و تدوین سازوکارهای حساب پس دهی و "حکومت قانون". نگارنده این سطور البته چنین راهکاری را هم از نظر سیاسی بسیار نامحتمل می داند، اما یک چیز را می توان قطعی گفت، با وضعیت فعلی در راه توسعه ایران، این امام زاده (دولت) حاجت نمی دهد. 😊
https://goo.gl/9p1v7g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️یک پیش فرض نادرست هواداران نقش آفرینی دولت در توسعه اینست که دولت را یک ماشین اداری تصور می کنند، کافی است خوب طراحی اش کنی و قطعات مرغوب به کار ببری، تا خودش مسئله توسعه کشور را برای همیشه حل کند. چنین تصویری بسیار گمراه کننده است، دولت بیش از هر چیز یک پدیده سیاسی است که منطق عمل آن خیلی وقت ها با دو دو تا چارتای اهالی اقتصاد توفیر دارد.
✔️بخواهیم آن را تشبیه کنیم بیشتر به جوانی یاغی می ماند که راه خودش را می رود و جز برای پول توجیبی از پدر و مادر فرمان نمی برد. در مورد دولت های نفتی خاورمیانه این جوان فوق الذکر علاوه بر اینکه عقل درست و حسابی ندارد، حتی محتاج پول والدین هم نیست! کسانی گفته اند کشورهای نفتی به طور کلی نرخ رشد اقتصادی کمتری از دیگران دارند.
✔️ایرانی ها نسبت به مالزی در یک فاصله 24 ساله (1979 تا 2003) سرمایه گذاری بالایی در اقتصاد کرده اند، ولی نرخ رشد سرانه آنها بسیار پایین تر است (0.1 درصد در برابر 4 درصد)، این سرمایه گذاری کجا تلف شده است؟ کسانی علت را رانت جویی گروه های مختلف سیاسی می بینند، چیزی که از آن به عنوان "رقابت مخرب برای رانت نفتی" یاد کرده اند.
✔️گفته اند دولت ها در ایران عایدات نفت را با ملاحظات سیاسی تقسیم می کنند و حمایت ها و مقررات دولتی هم در واقع چیزی جز هدیه به نورچشمی های سیاسی نیست. در کشوری بدون حمایت اساسی از حق مالکیت شخصی و ضعف نهادی بعید است سرمایه گذاران خصوصی مستقل چندان شانسی داشته باشد. سیاسیون برای داشتن سهم بزرگتری از کیک نفت با هم رقابت می کنند و منابع نیز با منطقی معیوب تخصیص داده می شوند. با این حال، دو سناریو برای کاهش رقابت های رانت جویانه پیشنهاد شده است.
✔️نخست، یکدست شدن عرصه سیاست ایران تا کشمکش ها کاهش پیدا کند، مانند آنچه در دوران شاه سابق ایران و اندونزی سوهارتو داشتیم، در این حالت فساد انحصاری می شود و طبیعی است رقابت مخرب رانتی کاهش می یابد. این راهکار "در ایران به این هرزگی" شدنی نیست، در بلند مدت به ضد خود تبدیل می شود و البته تولید ثروت را هم کاهش می دهد. خلاصه قرتی بازی های مانند "ضرورت تضارب آرا" را در فضای سیاست فعلی ایران خیلی جدی نگیرید!
✔️دوم، اصلاحات نهادی دموکراتیک، شفافیت و تدوین سازوکارهای حساب پس دهی و "حکومت قانون". نگارنده این سطور البته چنین راهکاری را هم از نظر سیاسی بسیار نامحتمل می داند، اما یک چیز را می توان قطعی گفت، با وضعیت فعلی در راه توسعه ایران، این امام زاده (دولت) حاجت نمی دهد. 😊
https://goo.gl/9p1v7g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
اقتصاد سیاسی رانت در ایران | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
رفتن به بهشت، بدون مردن!ً
✔️کمتر کسی از علاقه مندان به توسعه مملکت است که ارزش نوآوری برای رشد اقتصادی را تایید نکند، با این حال به نظر می رسد در بسیاری مواقع یک تفکیک اساسی و جدی در نظر گرفته نمی شود: تفاوت میان نواوری (اینُویشن) و اختراع (اینونشن). اختراع صرفا معرفی یک محصول و فناوری جدید برای نخستین بار است و نوآوری استفاده اقتصادی و ارزش آفرینی از آن محصولات و فناوری های تازه.
✔️گفته اند دانشمندان روسی اختراعاتی مانند لیزر، لامپ الکتریکی و فناوری حفاری هیدرولیک فرکینگ (شکست با آب) و بسیاری دیگر را به جهان معرفی کردند، ولی از آن اختراعات درخشان بهره ای نبردند. این اختراع ها به نوآوری ارزش افزا بدل نشد و به خلق ثروت نینجامید. علت چیست؟ محیط نامناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه. سرمایه گذاران و اهل فن روسی ترجیح می دهند جای امن تر و با حساب و کتاب تری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنند.
✔️وقتی در روسیه سیاست و اقتصاد در هم می رود، حقوق مالکیت فردی باد هواست و کسی آن را جدی نمی گیرد، امنیتی ها قدرت می گیرند و در نتیجه آن فساد بیداد می کند، به جای رقابت جدی و باز شدن اقتصاد، دغدغه همه چانه زنی برای بیشتر شدن سهم رانت است، بعید است آن اختراع های درخشان به خلق ثروت برسد.
✔️اگر حقوق مالکیت در کشوری جدی گرفته نمی شود و وضعیت حکومت قانون در آن رضایتبخش نیست، به نظر می رسد باید با لبخند با آمارهای میزان سرمایه گذاری های روی نوآوری و اختراعات روبه رو شد. انتظار رشد سیاسیون از چنین فضایی شبیه کسانی است که دوست دارند به بهشت بروند، ولی نمی خواهند بمیرند!
✔️راستی، رتبه مملکت ما در شاخص مالکیت خصوصی 101 در میان 128 کشور است و در حکومت قانون هم رتبه 86 از 113 را داریم. برادر بزرگوار موسولینی از قرار زمانی فرموده بودند "وطن پرستی کافی نیست"، شاید باید حرف ایشان را باید با این توضیح تکمیل کرد که "عقل و تدبیر هم لازم است"، والله اعلم.
https://goo.gl/NHQLxw
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️کمتر کسی از علاقه مندان به توسعه مملکت است که ارزش نوآوری برای رشد اقتصادی را تایید نکند، با این حال به نظر می رسد در بسیاری مواقع یک تفکیک اساسی و جدی در نظر گرفته نمی شود: تفاوت میان نواوری (اینُویشن) و اختراع (اینونشن). اختراع صرفا معرفی یک محصول و فناوری جدید برای نخستین بار است و نوآوری استفاده اقتصادی و ارزش آفرینی از آن محصولات و فناوری های تازه.
✔️گفته اند دانشمندان روسی اختراعاتی مانند لیزر، لامپ الکتریکی و فناوری حفاری هیدرولیک فرکینگ (شکست با آب) و بسیاری دیگر را به جهان معرفی کردند، ولی از آن اختراعات درخشان بهره ای نبردند. این اختراع ها به نوآوری ارزش افزا بدل نشد و به خلق ثروت نینجامید. علت چیست؟ محیط نامناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه. سرمایه گذاران و اهل فن روسی ترجیح می دهند جای امن تر و با حساب و کتاب تری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنند.
✔️وقتی در روسیه سیاست و اقتصاد در هم می رود، حقوق مالکیت فردی باد هواست و کسی آن را جدی نمی گیرد، امنیتی ها قدرت می گیرند و در نتیجه آن فساد بیداد می کند، به جای رقابت جدی و باز شدن اقتصاد، دغدغه همه چانه زنی برای بیشتر شدن سهم رانت است، بعید است آن اختراع های درخشان به خلق ثروت برسد.
✔️اگر حقوق مالکیت در کشوری جدی گرفته نمی شود و وضعیت حکومت قانون در آن رضایتبخش نیست، به نظر می رسد باید با لبخند با آمارهای میزان سرمایه گذاری های روی نوآوری و اختراعات روبه رو شد. انتظار رشد سیاسیون از چنین فضایی شبیه کسانی است که دوست دارند به بهشت بروند، ولی نمی خواهند بمیرند!
✔️راستی، رتبه مملکت ما در شاخص مالکیت خصوصی 101 در میان 128 کشور است و در حکومت قانون هم رتبه 86 از 113 را داریم. برادر بزرگوار موسولینی از قرار زمانی فرموده بودند "وطن پرستی کافی نیست"، شاید باید حرف ایشان را باید با این توضیح تکمیل کرد که "عقل و تدبیر هم لازم است"، والله اعلم.
https://goo.gl/NHQLxw
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
رفتن به بهشت، بدون مردن!ً - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
کمتر کسی از علاقه مندان به توسعه مملکت است که ارزش نوآوری برای رشد اقتصادی را تایید نکند، با این حال به نظر می رسد در بسیاری مواقع یک تفکیک اساسی و جدی در نظر گرفته نمی شود: تفاوت میان نواوری (اینُویشن) و اختراع (اینونشن). اختراع صرفا معرفی یک محصول و فناوری…
دولت ایران قوی است یا ضعیف؟
✔️در علم سیاست مرسوم است که دولت ها را به قوی، ضعیف، ورشکسته و مانند آن تقسیم می کنند، دیدم کسانی از اهل دل دنبال این هستند که بدانند آیا دولت ایران را می شود دولتی قوی به حساب آورد. اجازه دهید ببینیم دولت قوی چه تعریفی دارد تا بعد در مورد ایران قضاوت کنیم.
✔️دولت قوی دولتی است که در حفظ امنیت مرزها و مقابله با تهاجم خارجی موفق است، در تامین امنیت درون سرزمینی و مقابله با تهدیدهای داخلی (گروه های مسلح، باندهای جنایتکار، خطرات طبیعی و مانند آن) موثر عمل می کند، به عنوان داور نهایی در اختلافات میان شهروندان پذیرفته می شود، امکان مشارکت آزاد و بدون ترس شهروندان در فرایندهای سیاسی را فراهم می آورد.
✔️دولت قوی دولتی است که خدمات اجتماعی مناسب مانند درمان و آموزش را برای شهروندانش فراهم می آورد، در تامین زیرساخت های مناسب (جاده ها، بندرها، راه آهن و مانند آن) و کافی خوب عمل می کند، می توان به خدمات بیمه و بانکداری در مرزهای حاکمیت آن اعتماد کرد و سرانجام جامعه مدنی را به رسمیت می شناسد و آن را محدود نمی کند.
✔️حال می توانید وضعیت دولت در ایران را با توجه به ویژگی های بالا بسنجید و ببینید که آیا می توان آن را دولتی قوی به شمار آورد. البته دولت قوی لزوما معنای مثبتی هم ندارد، جالب است بدانید کسانی دولت ایالات متحده را به صورت سنتی دولتی ضعیف به شمار می آورند، زیرا حوزه و قلمرو عمل نسبی آن محدود است.
✔️اگر اهل عدد و رقم هستید، شاخصی به نام دولت ضعیف هم ابداع شده است و گزارشی مربوط به سال 2008 هم موجود است. در این شاخص با توجه به عملکرد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رفاه اجتماعی دولت های در حال توسعه (141 کشور) یک رتبه بندی جالب انجام شده است. در این رده بندی، صدرنشینان ضعیف ترین دولت ها را دارند که کشورهایی مانند سومالی، افغانستان، کنگو و عراق را شامل می شود.
✔️در این گزارش 2008 می توان دید که ایران 66 امین دولت ضعیف در میان کشورهای توسعه یافته است. اگر گزارش برای سال جدید هم تنظیم شود، شاید صدر جدول به سوریه برسد، ولی بعید است ایران وضعیت خیلی بهتری پیدا کرده باشد، والله اعلم.
goo.gl/ktj95o
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️در علم سیاست مرسوم است که دولت ها را به قوی، ضعیف، ورشکسته و مانند آن تقسیم می کنند، دیدم کسانی از اهل دل دنبال این هستند که بدانند آیا دولت ایران را می شود دولتی قوی به حساب آورد. اجازه دهید ببینیم دولت قوی چه تعریفی دارد تا بعد در مورد ایران قضاوت کنیم.
✔️دولت قوی دولتی است که در حفظ امنیت مرزها و مقابله با تهاجم خارجی موفق است، در تامین امنیت درون سرزمینی و مقابله با تهدیدهای داخلی (گروه های مسلح، باندهای جنایتکار، خطرات طبیعی و مانند آن) موثر عمل می کند، به عنوان داور نهایی در اختلافات میان شهروندان پذیرفته می شود، امکان مشارکت آزاد و بدون ترس شهروندان در فرایندهای سیاسی را فراهم می آورد.
✔️دولت قوی دولتی است که خدمات اجتماعی مناسب مانند درمان و آموزش را برای شهروندانش فراهم می آورد، در تامین زیرساخت های مناسب (جاده ها، بندرها، راه آهن و مانند آن) و کافی خوب عمل می کند، می توان به خدمات بیمه و بانکداری در مرزهای حاکمیت آن اعتماد کرد و سرانجام جامعه مدنی را به رسمیت می شناسد و آن را محدود نمی کند.
✔️حال می توانید وضعیت دولت در ایران را با توجه به ویژگی های بالا بسنجید و ببینید که آیا می توان آن را دولتی قوی به شمار آورد. البته دولت قوی لزوما معنای مثبتی هم ندارد، جالب است بدانید کسانی دولت ایالات متحده را به صورت سنتی دولتی ضعیف به شمار می آورند، زیرا حوزه و قلمرو عمل نسبی آن محدود است.
✔️اگر اهل عدد و رقم هستید، شاخصی به نام دولت ضعیف هم ابداع شده است و گزارشی مربوط به سال 2008 هم موجود است. در این شاخص با توجه به عملکرد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رفاه اجتماعی دولت های در حال توسعه (141 کشور) یک رتبه بندی جالب انجام شده است. در این رده بندی، صدرنشینان ضعیف ترین دولت ها را دارند که کشورهایی مانند سومالی، افغانستان، کنگو و عراق را شامل می شود.
✔️در این گزارش 2008 می توان دید که ایران 66 امین دولت ضعیف در میان کشورهای توسعه یافته است. اگر گزارش برای سال جدید هم تنظیم شود، شاید صدر جدول به سوریه برسد، ولی بعید است ایران وضعیت خیلی بهتری پیدا کرده باشد، والله اعلم.
goo.gl/ktj95o
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
دولت ایران قوی است یا ضعیف؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب منافع گورخوابی!
✔️انتشار عکس های از "بی خانمان" هایی که در گور می خوابند، باز احساسات مردم همیشه در صحنه را برانگیخته است. از قرار کسانی هم نظام بازار را مقصر دانسته اند! (هنوز شیرین عقل هایی هستند که اقتصاد ایران را سرمایه داری می دانند) اجازه بدهید با الهام از حضرت رُثبارد کمی متفاوت به قضیه نگاه کنیم.
✔️مشکل این "گورخواب ها" در ظاهر اینست که خانه و سرپناه ندارند، اما رویدادها با مضمون های مشابه با این قضیه اخیر کم نیستند و هر کدام مدتی تیتر اول می شوند (دستفروشان، زنان خیابانی و ...). اگر بخواهیم مخرج مشترک همین این خبرهای ناخوشایند را بگیریم اینست که بیچارگانی "پول" کافی ندارند و در مصیبت اند. در واقع همان "فقر" را هر از چندی به صورت های مختلف گزارش می کنند.
✔️واکنش رایج مردم چیست؟ بسیاری از افراد انتظار دارند دولت کاری کند و دستی بجنباند تا این بندگان خدا اینقدر در زحمت نباشند و مثلا برای گورخواب ها یک سرپناه یا گرمخانه ایجاد شود. اما اگر همه این مسائل به دلیل "فقر" است، چرا همان اصل مطلب، یعنی "نداشتن پول" را اظهار نمی کنند؟
✔️حرف اینست که چنین مواردی خیلی هم برای دولت ها بد نیست! مردمی که احساساتشان برانگیخته شده است، دنبال یک راه حل فوری هستند و دولت ها با پاسخ به این مطالبه، به نوعی از خود اعاده حیثیت می کنند. اما نکته اصلی اینجاست که بعد از چنین حوادثی مقدار بیشتری از ثروت مردم (مالیات و نفت و ...) با توجه به "خواست عمومی!" به گروه های ذینفع خاص می رسد. همان گروه هایی که باید خانه بسازند، خوراک فراهم کنند، هوای فقرا (بی خانمان ها، معتادان، گرسنگان و ...) را داشته باشند و ....
✔️اگر از آغاز همان مسئله اصلی یعنی "نبودن پول" را مطرح کنند، احساسات مردم آنقدرها برانگیخته نمی شود. همچنین ممکن است مردم بپرسند اگر دولت ها پولی را که کسانی با زحمت به دست آورده اند، دو دستی به دیگری تقدیم کنند، انگیزه کار کردن در هر دو طرف دهنده و گیرنده کم نمی شود؟ این کمک کردن چه اندازه باید باشد؟ سرپناه و خوراک و لباس که ظاهر ضروری اند، این فهرست چیزهایی که باید فراهم کرد چقدر باشد که "کرامت انسانی" فقرا حفظ شده باشد؟ دولت ها تا کی پولی را از یکی بگیرند و به دیگری بدهند؟ اگر این روال ادامه پیدا کند، آیا کسانی ترجیح نخواهند داد به جای کار کردن، مستمری بگیر دولت ها باشند و با پول بقیه زندگانی کنند؟
✔️در قضیه "گورخواب ها"، یک روزنامه نگار زبل بنا بر همان منطق رقابت میان جراید یک موضوع خوب را انتخاب کرده، عکس هایی بسیار حرفه ای کار کرده است و توجه ها را جلب کرده است. دستش هم درد نکند، ابزارهای مارکتینگ را به کار بسته است. اما خوبیت ندارد مخاطب محترم زیادی رمانتیک باشد، جوگیر شود و شلوغش کند.
goo.gl/QGGRQx
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️انتشار عکس های از "بی خانمان" هایی که در گور می خوابند، باز احساسات مردم همیشه در صحنه را برانگیخته است. از قرار کسانی هم نظام بازار را مقصر دانسته اند! (هنوز شیرین عقل هایی هستند که اقتصاد ایران را سرمایه داری می دانند) اجازه بدهید با الهام از حضرت رُثبارد کمی متفاوت به قضیه نگاه کنیم.
✔️مشکل این "گورخواب ها" در ظاهر اینست که خانه و سرپناه ندارند، اما رویدادها با مضمون های مشابه با این قضیه اخیر کم نیستند و هر کدام مدتی تیتر اول می شوند (دستفروشان، زنان خیابانی و ...). اگر بخواهیم مخرج مشترک همین این خبرهای ناخوشایند را بگیریم اینست که بیچارگانی "پول" کافی ندارند و در مصیبت اند. در واقع همان "فقر" را هر از چندی به صورت های مختلف گزارش می کنند.
✔️واکنش رایج مردم چیست؟ بسیاری از افراد انتظار دارند دولت کاری کند و دستی بجنباند تا این بندگان خدا اینقدر در زحمت نباشند و مثلا برای گورخواب ها یک سرپناه یا گرمخانه ایجاد شود. اما اگر همه این مسائل به دلیل "فقر" است، چرا همان اصل مطلب، یعنی "نداشتن پول" را اظهار نمی کنند؟
✔️حرف اینست که چنین مواردی خیلی هم برای دولت ها بد نیست! مردمی که احساساتشان برانگیخته شده است، دنبال یک راه حل فوری هستند و دولت ها با پاسخ به این مطالبه، به نوعی از خود اعاده حیثیت می کنند. اما نکته اصلی اینجاست که بعد از چنین حوادثی مقدار بیشتری از ثروت مردم (مالیات و نفت و ...) با توجه به "خواست عمومی!" به گروه های ذینفع خاص می رسد. همان گروه هایی که باید خانه بسازند، خوراک فراهم کنند، هوای فقرا (بی خانمان ها، معتادان، گرسنگان و ...) را داشته باشند و ....
✔️اگر از آغاز همان مسئله اصلی یعنی "نبودن پول" را مطرح کنند، احساسات مردم آنقدرها برانگیخته نمی شود. همچنین ممکن است مردم بپرسند اگر دولت ها پولی را که کسانی با زحمت به دست آورده اند، دو دستی به دیگری تقدیم کنند، انگیزه کار کردن در هر دو طرف دهنده و گیرنده کم نمی شود؟ این کمک کردن چه اندازه باید باشد؟ سرپناه و خوراک و لباس که ظاهر ضروری اند، این فهرست چیزهایی که باید فراهم کرد چقدر باشد که "کرامت انسانی" فقرا حفظ شده باشد؟ دولت ها تا کی پولی را از یکی بگیرند و به دیگری بدهند؟ اگر این روال ادامه پیدا کند، آیا کسانی ترجیح نخواهند داد به جای کار کردن، مستمری بگیر دولت ها باشند و با پول بقیه زندگانی کنند؟
✔️در قضیه "گورخواب ها"، یک روزنامه نگار زبل بنا بر همان منطق رقابت میان جراید یک موضوع خوب را انتخاب کرده، عکس هایی بسیار حرفه ای کار کرده است و توجه ها را جلب کرده است. دستش هم درد نکند، ابزارهای مارکتینگ را به کار بسته است. اما خوبیت ندارد مخاطب محترم زیادی رمانتیک باشد، جوگیر شود و شلوغش کند.
goo.gl/QGGRQx
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب منافع گورخوابی! | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب یک پدیده غریب در صحاری خاورمیانه
✔️کسانی معتقدند حکومت بر کشورهای صحاری خاورمیانه جز مشاغل سخت است و روشن نیست تا چه اندازه می توان به شعارهای زنده باد و مرده باد مردم این کشورها اعتماد کرد. می گویند شاه ایران تا چند ماه پیش از سقوط حکومتش فکر نمی کرد به این زودی باید جلای وطن کند، مخالفان زنده هم اذعان دارند که باورشان نمی شد شاه به این زودی وا بدهد.
✔️از قرار شاه سفری به مشهد کرده بود و ملت همیشه در صحنه او را بسیار تحویل گرفته بودند و "کینگ آو کینگز" درباره آپارتاید هم نطقی فرموده بود. با این حال چند ماه بعد قضیه به شکل دیگر پیش رفت. تصور کنید که شواهد زیادی وجود دارد که مردم شما را "پدر تاجدار ملت" می دانند و فکر می کنید محبوب القلوب هستید، ولی یکباره می بینید که باید چمدان ها را حاضر کنید و به مسافرت استعلاجی بی بازگشت بروید!
✔️این قضیه به اصطلاح "رنگ عوض کردن" البته منحصر به ایران نیست، اقتصاددانی ترک تبار به نام "تیمور کوران" این قضیه را در چند کشور دنیا بررسی کرده است و نامی جالب هم برایش برگزیده است: جعل ترجیح ها. به این معنا که افراد زیر فشار اجتماعی و در جلوت به شکلی رفتار می کنند که در خلوت خود به آن باور ندارند. در مورد انقلاب ها هم به نظر می رسد مردم هم مطیع و موافق حکومت اند، ولی به یکباره ورق بر می گردد و خود "واقعی" را بروز می دهند.
✔️گفته اند در مورد انقلاب ها چنین الگویی رصد شده است، مردم به دلایل اجتماعی و اینکه تصور می کنند مخالفت فایده ای ندارد و اکثریت موافق وضع موجودند به اوضاع تمکین می کنند، ولی به محض اینکه دریافتند سنبه مخالفان وضع فعلی هم پرزور است، همه چیز برمی گردد. چیزی شبیه به همان آرامش قبل از طوفان است که با وزش باد ناگهان تبدیل به بحران می شود.
✔️در جوامعی که جمع گرایی ارج و قربی دارد و هزینه اجتماعی "خود واقعی" را نشان دادن بالاست، عجیب نیست که ببینیم حکومت های مقتدری که کسی فکرش را نمی کرد ساقط شوند. کافی است نیروی مخالف بتواند خودی نشان دهد و قدرت نسبی خود را به مردم ثابت کند. از این روست که تغییرات سریع در برخی جوامع هرچند در ظاهر مخالفت چندانی برنمی انگیزد، در واقع جامعه را آبستن تعارض های جدی خواهد کرد. خداوند به همه حاکمان خاورمیانه صبر دهد.
پ.ن: پیشنهاد این نوشته از دوست فرزانه، دکتر جعفر خیرخواهان، بود.
goo.gl/e9cE5g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️کسانی معتقدند حکومت بر کشورهای صحاری خاورمیانه جز مشاغل سخت است و روشن نیست تا چه اندازه می توان به شعارهای زنده باد و مرده باد مردم این کشورها اعتماد کرد. می گویند شاه ایران تا چند ماه پیش از سقوط حکومتش فکر نمی کرد به این زودی باید جلای وطن کند، مخالفان زنده هم اذعان دارند که باورشان نمی شد شاه به این زودی وا بدهد.
✔️از قرار شاه سفری به مشهد کرده بود و ملت همیشه در صحنه او را بسیار تحویل گرفته بودند و "کینگ آو کینگز" درباره آپارتاید هم نطقی فرموده بود. با این حال چند ماه بعد قضیه به شکل دیگر پیش رفت. تصور کنید که شواهد زیادی وجود دارد که مردم شما را "پدر تاجدار ملت" می دانند و فکر می کنید محبوب القلوب هستید، ولی یکباره می بینید که باید چمدان ها را حاضر کنید و به مسافرت استعلاجی بی بازگشت بروید!
✔️این قضیه به اصطلاح "رنگ عوض کردن" البته منحصر به ایران نیست، اقتصاددانی ترک تبار به نام "تیمور کوران" این قضیه را در چند کشور دنیا بررسی کرده است و نامی جالب هم برایش برگزیده است: جعل ترجیح ها. به این معنا که افراد زیر فشار اجتماعی و در جلوت به شکلی رفتار می کنند که در خلوت خود به آن باور ندارند. در مورد انقلاب ها هم به نظر می رسد مردم هم مطیع و موافق حکومت اند، ولی به یکباره ورق بر می گردد و خود "واقعی" را بروز می دهند.
✔️گفته اند در مورد انقلاب ها چنین الگویی رصد شده است، مردم به دلایل اجتماعی و اینکه تصور می کنند مخالفت فایده ای ندارد و اکثریت موافق وضع موجودند به اوضاع تمکین می کنند، ولی به محض اینکه دریافتند سنبه مخالفان وضع فعلی هم پرزور است، همه چیز برمی گردد. چیزی شبیه به همان آرامش قبل از طوفان است که با وزش باد ناگهان تبدیل به بحران می شود.
✔️در جوامعی که جمع گرایی ارج و قربی دارد و هزینه اجتماعی "خود واقعی" را نشان دادن بالاست، عجیب نیست که ببینیم حکومت های مقتدری که کسی فکرش را نمی کرد ساقط شوند. کافی است نیروی مخالف بتواند خودی نشان دهد و قدرت نسبی خود را به مردم ثابت کند. از این روست که تغییرات سریع در برخی جوامع هرچند در ظاهر مخالفت چندانی برنمی انگیزد، در واقع جامعه را آبستن تعارض های جدی خواهد کرد. خداوند به همه حاکمان خاورمیانه صبر دهد.
پ.ن: پیشنهاد این نوشته از دوست فرزانه، دکتر جعفر خیرخواهان، بود.
goo.gl/e9cE5g
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Wikipedia
Timur Kuran
در مصائب مالیات
✔️دیدم برخی از دوستان مقایسه ای انجام داده اند میان نرخ های مالیات بر درآمد در کشورهای دیگر جهان. نشان داده اند که در جایی مثل دانمارک تا بیش از شصت درصد هم از افراد مالیات گرفته می شود. سپس نتیجه گرفته اند که در مملکت این میزان بسیار کمتر است و باید افزایش یابد. منطق استدلال آنها هم بازتوزیع بهتر ثروت در جامعه بوده است.
✔️بد نیست بدانیم برخی کشورها چیزی به نام مالیات بر درآمد شخصی ندارند: قطر، عمان، امارات، عربستان سعودی، بحرین، کویت، برمودا، جزایر کیمن، باهاما، موناکو، هنک کنگ. در این 11 کشور البته دولت ها در بعضی موارد دریافتی هایی از مردم دارند، ولی چیزی به نام مالیات بر درآمد وجود ندارد.
✔️احتمالا مردم همیشه در صحنه حتی از نوع مایه دار آن هم خواهند پرسید، اگر گاهی مبنای مقایسه ما جاهایی مثل عراق و سوریه و لیبی است، چرا در مورد مالیات بر درآمد باید به کشورهایی مثل دانمارک و سوییس رجوع کنیم. عجالتا دولت همین عایدات نفت را درست هزینه کند و بشود از این دم و دستگاه لَخت و ناکارآمد دولتی حساب کشید، تا بعد در مورد مالیات صحبت کنیم.
✔️بعید است در "خر محشر" فعلی که یکی از راه های پولدار شدن فساد اداری است و سازوکار شفافی برای رصد عملکرد دولت ها وجود ندارد، بتوان شهروند عاقل را قانع کرد پولش را در اختیار بوروکرات های دولتی بگذارد که خودشان هم تکلیف خودشان را نمی دانند.
✔️در نظر داشته باشیم "مالیات" یک مفهوم مدرن است و با خراج و پول زور فرق می کند. زمانی می توان حرف از "مالیات" زد که با یک دولت مدرن و شفاف سروکار داریم، جامعه مدنی و حکومت قانون موضوعیت داشته باشد و نهادها مردمی و غیردولتی بتوانند خودی نشان دهند. در ایران کسانی اینها را حرف های غربی و قصه کلثوم ننه می دانند.
✔️گفته اند در فلسفه سیاسی غرب دولت مظهر خرد است، نهادی که نمی گذارد ادم ها گرگ وار همدیگر را بدرند، ولی در این حوالی مصیبتی است که باید از شرش به خدا پناه برد. اگر نخواهیم اینقدر بدبین هم باشیم، نمی توان شهروند عاقلی که با زحمت و فکر پولش را به دست آورده است، صرفا به دلایل اخلاقی قانع کرد که حواست به گورخواب ها و ضعفا باشد و ما همه انسانیم و مال اندوزی بد است و غیره.
✔️این حرف ها برای یک روستا و شهر کوچک شاید جواب بدهد، ولی کشور هشتاد میلیونی را بعید است بشود فقط با حرف متمدن کرد، تدبیر و عقلانیت هم شرط است. تجربه نشان می دهد که در همه جا باید به دولت ها بدبین بود و در صحاری خاورمیانه بدبین تر، والله اعلم.
goo.gl/oEdLtZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️دیدم برخی از دوستان مقایسه ای انجام داده اند میان نرخ های مالیات بر درآمد در کشورهای دیگر جهان. نشان داده اند که در جایی مثل دانمارک تا بیش از شصت درصد هم از افراد مالیات گرفته می شود. سپس نتیجه گرفته اند که در مملکت این میزان بسیار کمتر است و باید افزایش یابد. منطق استدلال آنها هم بازتوزیع بهتر ثروت در جامعه بوده است.
✔️بد نیست بدانیم برخی کشورها چیزی به نام مالیات بر درآمد شخصی ندارند: قطر، عمان، امارات، عربستان سعودی، بحرین، کویت، برمودا، جزایر کیمن، باهاما، موناکو، هنک کنگ. در این 11 کشور البته دولت ها در بعضی موارد دریافتی هایی از مردم دارند، ولی چیزی به نام مالیات بر درآمد وجود ندارد.
✔️احتمالا مردم همیشه در صحنه حتی از نوع مایه دار آن هم خواهند پرسید، اگر گاهی مبنای مقایسه ما جاهایی مثل عراق و سوریه و لیبی است، چرا در مورد مالیات بر درآمد باید به کشورهایی مثل دانمارک و سوییس رجوع کنیم. عجالتا دولت همین عایدات نفت را درست هزینه کند و بشود از این دم و دستگاه لَخت و ناکارآمد دولتی حساب کشید، تا بعد در مورد مالیات صحبت کنیم.
✔️بعید است در "خر محشر" فعلی که یکی از راه های پولدار شدن فساد اداری است و سازوکار شفافی برای رصد عملکرد دولت ها وجود ندارد، بتوان شهروند عاقل را قانع کرد پولش را در اختیار بوروکرات های دولتی بگذارد که خودشان هم تکلیف خودشان را نمی دانند.
✔️در نظر داشته باشیم "مالیات" یک مفهوم مدرن است و با خراج و پول زور فرق می کند. زمانی می توان حرف از "مالیات" زد که با یک دولت مدرن و شفاف سروکار داریم، جامعه مدنی و حکومت قانون موضوعیت داشته باشد و نهادها مردمی و غیردولتی بتوانند خودی نشان دهند. در ایران کسانی اینها را حرف های غربی و قصه کلثوم ننه می دانند.
✔️گفته اند در فلسفه سیاسی غرب دولت مظهر خرد است، نهادی که نمی گذارد ادم ها گرگ وار همدیگر را بدرند، ولی در این حوالی مصیبتی است که باید از شرش به خدا پناه برد. اگر نخواهیم اینقدر بدبین هم باشیم، نمی توان شهروند عاقلی که با زحمت و فکر پولش را به دست آورده است، صرفا به دلایل اخلاقی قانع کرد که حواست به گورخواب ها و ضعفا باشد و ما همه انسانیم و مال اندوزی بد است و غیره.
✔️این حرف ها برای یک روستا و شهر کوچک شاید جواب بدهد، ولی کشور هشتاد میلیونی را بعید است بشود فقط با حرف متمدن کرد، تدبیر و عقلانیت هم شرط است. تجربه نشان می دهد که در همه جا باید به دولت ها بدبین بود و در صحاری خاورمیانه بدبین تر، والله اعلم.
goo.gl/oEdLtZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
در مصائب مالیات - وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
دیدم برخی از دوستان مقایسه ای انجام داده اند میان نرخ های مالیات بر درآمد در کشورهای دیگر جهان. نشان داده اند که در جایی مثل دانمارک تا بیش از شصت درصد هم از افراد مالیات گرفته می شود. سپس نتیجه گرفته اند که در مملکت این میزان بسیار کمتر است و باید افزایش…
مشت های واقعیت
✔️مایک تایسون، مشتزن معروف، گفته بود همه تا زمانی که نخستین مشت به صورتشان نخورده است، برای بردن برنامه دارند. مقصود مرد تنومند این بود که برنامهها در مواجهه با واقعیت ها تا چه اندازه ناموفقند و آنچه روی کاغذ پیشبینی میشود با آنچه در عمل روی میدهد، زمین تا آسمان تفاوت دارند.
✔️حکایت برنامه های توسعه در مملکت آریایی-اسلامی ما داستانی است پر ز آب چشم، هزینه بسیار می کنیم تا برنامه هایی بنویسم برای اجرا نشدن. در این یادداشت استدلال کرده ام وقت گذاشتن برای این برنامه های عریض و طویل فقط ریختن پول مملکت است به چاه، هر دولتی که قول این همه کار بدهد، یعنی قرار نیست کاری هم انجام دهد.
✔️در مملکتی که هنوز روی خود مفهوم توسعه اجماعی وجود ندارد، خوبیت ندارد وقت خودمان و مردم را برای "برنامه توسعه" تلف کنیم: گمشده ما «برنامه توسعه» نیست، «سیاست توسعه» است.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/c8Qu2Z
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️مایک تایسون، مشتزن معروف، گفته بود همه تا زمانی که نخستین مشت به صورتشان نخورده است، برای بردن برنامه دارند. مقصود مرد تنومند این بود که برنامهها در مواجهه با واقعیت ها تا چه اندازه ناموفقند و آنچه روی کاغذ پیشبینی میشود با آنچه در عمل روی میدهد، زمین تا آسمان تفاوت دارند.
✔️حکایت برنامه های توسعه در مملکت آریایی-اسلامی ما داستانی است پر ز آب چشم، هزینه بسیار می کنیم تا برنامه هایی بنویسم برای اجرا نشدن. در این یادداشت استدلال کرده ام وقت گذاشتن برای این برنامه های عریض و طویل فقط ریختن پول مملکت است به چاه، هر دولتی که قول این همه کار بدهد، یعنی قرار نیست کاری هم انجام دهد.
✔️در مملکتی که هنوز روی خود مفهوم توسعه اجماعی وجود ندارد، خوبیت ندارد وقت خودمان و مردم را برای "برنامه توسعه" تلف کنیم: گمشده ما «برنامه توسعه» نیست، «سیاست توسعه» است.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/c8Qu2Z
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
مشتهای واقعیت!
امیرحسین خالقی
دکترای سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
مایک تایسون، مشتزن معروف، گفته بود همه تا زمانی که نخستین مشت بهصورتشان نخورده است، برای بردن برنامه دارند. مقصود مرد تنومند این بود که برنامهها در مواجهه با واقعیتها تا چه اندازه ناموفقند و…
دکترای سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
مایک تایسون، مشتزن معروف، گفته بود همه تا زمانی که نخستین مشت بهصورتشان نخورده است، برای بردن برنامه دارند. مقصود مرد تنومند این بود که برنامهها در مواجهه با واقعیتها تا چه اندازه ناموفقند و…
در باب "مردم"
✔️از واژه "مردم" خوشم نمی آید، بیشتر یادآور توده های افراد در کف خیابان هاست، همان هایی که ذهن کرم و چنگال اژدها دارند. در کشوری عشقی بدون نهادهای ریشه دار و مدرن ترسناک ترین چیز همین "مردم" است. این "مردم" بدون مشارکت نهادی و سیاسی مدرن فرقی با "اعضای قبیله" و "رعایا" ندارند، بدیهی است که باید از حضور جمعی آنها هراسان بود.
✔️دیدم دوستی فرهیخته مدام واژه "دولت (مردم)" را به کار می برد، گویی که این دو مترادف همدیگرند. خواستم برای او بنویسم که از قضا تفاوت ما با دنیای متمدن شاید این است که به سختی بتوان این دو را مترادف فرض کرد. در جامعه پیچیده و متنوع ایران ایراد این است که بسیاری افراد و گروه ها موافق نیستند دم و دستگاهی به نام "دولت" مترادف آنهاست.
✔️بیراه هم نمی گویند، سازوکار نهادی برای مشارکت همه آدم ها و گروه های متنوع وجود ندارد. در یک جامعه مدرن ما "افرادی" داریم که تفاوت میان آنها به رسمیت شناخته شده است، آنها به اختیار خود در کنش جمعی وارد می شوند و اهداف مشترکی را پیش می برند. بعید است بتوان این را مشابه اوضاع ما دانست.
✔️در این حوالی خیلی ها در حضور جمعی آدم ها در فضاهای عمومی شکوه و عظمت می بینند، حقیقتش چنین صحنه هایی بیشتر هراس آور است. نسبت به این واژه ارتجاعی "مردم" از زبان سیاسیون حساس باشید، "مردم" به معنای توده یکدستی که گله وار رفتار می کند و چیزی مشخص به نام "خواست مردم" دارد، توصیفی خوبی از یک جامعه پویا نیست.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️از واژه "مردم" خوشم نمی آید، بیشتر یادآور توده های افراد در کف خیابان هاست، همان هایی که ذهن کرم و چنگال اژدها دارند. در کشوری عشقی بدون نهادهای ریشه دار و مدرن ترسناک ترین چیز همین "مردم" است. این "مردم" بدون مشارکت نهادی و سیاسی مدرن فرقی با "اعضای قبیله" و "رعایا" ندارند، بدیهی است که باید از حضور جمعی آنها هراسان بود.
✔️دیدم دوستی فرهیخته مدام واژه "دولت (مردم)" را به کار می برد، گویی که این دو مترادف همدیگرند. خواستم برای او بنویسم که از قضا تفاوت ما با دنیای متمدن شاید این است که به سختی بتوان این دو را مترادف فرض کرد. در جامعه پیچیده و متنوع ایران ایراد این است که بسیاری افراد و گروه ها موافق نیستند دم و دستگاهی به نام "دولت" مترادف آنهاست.
✔️بیراه هم نمی گویند، سازوکار نهادی برای مشارکت همه آدم ها و گروه های متنوع وجود ندارد. در یک جامعه مدرن ما "افرادی" داریم که تفاوت میان آنها به رسمیت شناخته شده است، آنها به اختیار خود در کنش جمعی وارد می شوند و اهداف مشترکی را پیش می برند. بعید است بتوان این را مشابه اوضاع ما دانست.
✔️در این حوالی خیلی ها در حضور جمعی آدم ها در فضاهای عمومی شکوه و عظمت می بینند، حقیقتش چنین صحنه هایی بیشتر هراس آور است. نسبت به این واژه ارتجاعی "مردم" از زبان سیاسیون حساس باشید، "مردم" به معنای توده یکدستی که گله وار رفتار می کند و چیزی مشخص به نام "خواست مردم" دارد، توصیفی خوبی از یک جامعه پویا نیست.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب پیشرفت کشورها
وضعیت کشورها از نظر شاخص حقوق مالکیت (آبی پررنگ بهترین وضعیت و بعد به ترتیب سبز، بنفش، قهوه ای و قرمز جا دارند)
goo.gl/Xg4nQI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وضعیت کشورها از نظر شاخص حقوق مالکیت (آبی پررنگ بهترین وضعیت و بعد به ترتیب سبز، بنفش، قهوه ای و قرمز جا دارند)
goo.gl/Xg4nQI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب پیشرفت کشورها
نگاهی به نقشه بالا حقایق جالبی را روشن می کند، آبی پررنگ نشاندهنده کشورهایی است که از نظر حفظ حقوق مالکیت رتبه خوبی دارند، در رده های بعدی به ترتیب سبزها، بنفش ها و قهوه ای ها و قرمزها قرار می گیرند. برخی از کشورها هم در این رده بندی آورده نشده اند.
انگار که وضعیت کشورها در حفظ حقوق مالکیت می تواند اوضاع آنها در بسیاری از شاخص های رفاه و پیشرفت دیگر را هم به مخاطب اطلاع دهد. کشورهای آبی (برترین ها در حفظ حقوق مالکیت) کشورهایی هستند که آنها را اغلب پیشرفته و توسعه یافته به حساب می آوریم (کشورهای با فرهنگ انگلوساکسون). در مورد بقیه هم کم وبیش چنین وضعیتی برقرار است و انتظار داریم کشورهای با رتبه بهتر در حفظ حقوق مالکیت از درجه توسعه یافتگی بیشتری هم برخوردار باشند.
وقتی تعداد خبرهای "مصادره اموال فلان مجرم" یا "بازگشت پول مردم به خزانه مملکت" زیاد شنیده بشوند، شاید کسانی آن را نشان دهنده اقتدار دولت ها تلقی کنند، ولی این از نظر حقوق مالکیت خبر خوبی نیست. شاید باید آن را نشانه ای از توسعه نیافتگی کشورها دانست.
کسانی در این حوالی با هر چیز "فردی" و "خصوصی" مشکل دارند، می خواهند این حوالی کشوری در استانداردهای سوییس و دانمارک برپا شود، ولی از فرهنگ منحط "فردگرایی" و "آزادی" و "سرمایه داری" خبری نباشد. البته تلاش برای در انداختن طرحی نو بد نیست، ولی به قول اهل دل "گشتم نبود، نگرد نیست".
goo.gl/Xg4nQI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نگاهی به نقشه بالا حقایق جالبی را روشن می کند، آبی پررنگ نشاندهنده کشورهایی است که از نظر حفظ حقوق مالکیت رتبه خوبی دارند، در رده های بعدی به ترتیب سبزها، بنفش ها و قهوه ای ها و قرمزها قرار می گیرند. برخی از کشورها هم در این رده بندی آورده نشده اند.
انگار که وضعیت کشورها در حفظ حقوق مالکیت می تواند اوضاع آنها در بسیاری از شاخص های رفاه و پیشرفت دیگر را هم به مخاطب اطلاع دهد. کشورهای آبی (برترین ها در حفظ حقوق مالکیت) کشورهایی هستند که آنها را اغلب پیشرفته و توسعه یافته به حساب می آوریم (کشورهای با فرهنگ انگلوساکسون). در مورد بقیه هم کم وبیش چنین وضعیتی برقرار است و انتظار داریم کشورهای با رتبه بهتر در حفظ حقوق مالکیت از درجه توسعه یافتگی بیشتری هم برخوردار باشند.
وقتی تعداد خبرهای "مصادره اموال فلان مجرم" یا "بازگشت پول مردم به خزانه مملکت" زیاد شنیده بشوند، شاید کسانی آن را نشان دهنده اقتدار دولت ها تلقی کنند، ولی این از نظر حقوق مالکیت خبر خوبی نیست. شاید باید آن را نشانه ای از توسعه نیافتگی کشورها دانست.
کسانی در این حوالی با هر چیز "فردی" و "خصوصی" مشکل دارند، می خواهند این حوالی کشوری در استانداردهای سوییس و دانمارک برپا شود، ولی از فرهنگ منحط "فردگرایی" و "آزادی" و "سرمایه داری" خبری نباشد. البته تلاش برای در انداختن طرحی نو بد نیست، ولی به قول اهل دل "گشتم نبود، نگرد نیست".
goo.gl/Xg4nQI
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
در باب پیشرفت کشورها | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
بگذارید سیاست به اقتصاد کمک کند!
✔️دوستی ارجمند در یک مقاله با عدد و رقم نشان داده بود که ایران یک هزینه فرصت 3 میلیارد دلاری برای گندم می پردازد. به گفته ایشان می شود مقدار غله مصرفی کشور را از روسیه و چین به نصف قیمت فعلی خرید، ولی دولت آن را به قیمت بالاتر از کشاورز ایرانی می خرد و قضیه به نان و گندم یارانه ای می رسد که همه از آن خبر داریم.
✔️البته کشاورزان از این حمایت خوشحال می شوند، ولی بقیه مردم هزینه آن را می پردازند. کسانی دیگر با توجه به قضیه آب البته استدلال مقاله اصلی را تایید می کردند. اما دوستی دیگر در نقد این نظر گفته بود البته این "تحلیل های اقتصادی" درست است، ولی کشوری که رابطه خوبی با دنیا ندارد، درست نیست که در مورد یک کالای استراتژیک مثل گندم خود را وابسته به اجنبی کند.
✔️این حرف اخیر هم بیراه نیست و پیشتر هم در مورد بریتانیا و انگلستان جنگ جهانی اول هم نوشته ام، اما اجازه دهید قضیه را جور دیگر نگاه کنیم، چرا یک کشور باید اینقدر مجبور باشد از خودش دفاع کند و هزینه پرداخت کند؟ به عنوان یک دانشجوی علم سیاست آنقدرها می فهمم که دنیا کارتون نیست و باید مراقب خباثت ذاتی بشر هم باشیم، اما هزینه دفاع و دیپلماسی ما چقدر باید باشد؟
✔️یک دولت یاغی مثل کره شمالی که احتمالا جز چین با همه دنیای متمدن مشکل دارد هم البته دلایل کافی برای پرداختن هزینه های بالای دفاعی را دارد، حتی اگر مردمش از قحطی تلف شوند، پیشوای بزرگ می تواند ادعا کند که این اقتصاد دان های لیبرال که حرف از تقسیم کار و مزیت نسبی و ارتباط با کشورهای دیگر می زنند چیزی از سیاست سر در نمی آورند! ما نمی توانیم خود را به دیگران وابسته کنیم و "استقلال" خود را به خطر بیندازیم.
✔️حرف پیشوا البته از نظر سیاست "مستقل" کشورش توجیه پذیر است، ولی ایراد آن "سیاست مستقل" بدوی و مضحکی است که پیش گرفته است. گاهی بد نیست به جای صحبت از مفاهیمی به شدت مبهم مانند "استقلال" به این شکل به قضیه نگاه کنیم: هزینه "استقلال" ما چقدر است؟ اینکه مجبوریم تمامیت ارضی را حفظ کنیم و جلوی جنگ های احتمالی را بگیریم، البته حرف درستی است، ولی یک نکته اساسی را نادیده می گیرد: با چه هزینه ای مجاز به این کار هستیم؟
✔️اگر معیار ما فقط شکست نخوردن در جنگ و از دست ندادن بخشی از کشور باشد و هزینه ها را در نظر نگیریم، استدلال مان معیوب است، صدام حسین تا روز قبل از سقوطش می توانست چنین ادعایی کند که "استقلال" کشورش را حفظ کرده است و در این راه هزینه های بسیار مهم نیست! یک سوال خوب برای ارزیابی سیاسیون کشورها می تواند این باشد، هزینه این "استقلال ها" و "حق مسلم ها" چقدر بوده است؟ احتمالا خیلی ها با همان زیرکی همیشگی شان خواهند گفت: والله اعلم! اما چاره ای هم نداریم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️دوستی ارجمند در یک مقاله با عدد و رقم نشان داده بود که ایران یک هزینه فرصت 3 میلیارد دلاری برای گندم می پردازد. به گفته ایشان می شود مقدار غله مصرفی کشور را از روسیه و چین به نصف قیمت فعلی خرید، ولی دولت آن را به قیمت بالاتر از کشاورز ایرانی می خرد و قضیه به نان و گندم یارانه ای می رسد که همه از آن خبر داریم.
✔️البته کشاورزان از این حمایت خوشحال می شوند، ولی بقیه مردم هزینه آن را می پردازند. کسانی دیگر با توجه به قضیه آب البته استدلال مقاله اصلی را تایید می کردند. اما دوستی دیگر در نقد این نظر گفته بود البته این "تحلیل های اقتصادی" درست است، ولی کشوری که رابطه خوبی با دنیا ندارد، درست نیست که در مورد یک کالای استراتژیک مثل گندم خود را وابسته به اجنبی کند.
✔️این حرف اخیر هم بیراه نیست و پیشتر هم در مورد بریتانیا و انگلستان جنگ جهانی اول هم نوشته ام، اما اجازه دهید قضیه را جور دیگر نگاه کنیم، چرا یک کشور باید اینقدر مجبور باشد از خودش دفاع کند و هزینه پرداخت کند؟ به عنوان یک دانشجوی علم سیاست آنقدرها می فهمم که دنیا کارتون نیست و باید مراقب خباثت ذاتی بشر هم باشیم، اما هزینه دفاع و دیپلماسی ما چقدر باید باشد؟
✔️یک دولت یاغی مثل کره شمالی که احتمالا جز چین با همه دنیای متمدن مشکل دارد هم البته دلایل کافی برای پرداختن هزینه های بالای دفاعی را دارد، حتی اگر مردمش از قحطی تلف شوند، پیشوای بزرگ می تواند ادعا کند که این اقتصاد دان های لیبرال که حرف از تقسیم کار و مزیت نسبی و ارتباط با کشورهای دیگر می زنند چیزی از سیاست سر در نمی آورند! ما نمی توانیم خود را به دیگران وابسته کنیم و "استقلال" خود را به خطر بیندازیم.
✔️حرف پیشوا البته از نظر سیاست "مستقل" کشورش توجیه پذیر است، ولی ایراد آن "سیاست مستقل" بدوی و مضحکی است که پیش گرفته است. گاهی بد نیست به جای صحبت از مفاهیمی به شدت مبهم مانند "استقلال" به این شکل به قضیه نگاه کنیم: هزینه "استقلال" ما چقدر است؟ اینکه مجبوریم تمامیت ارضی را حفظ کنیم و جلوی جنگ های احتمالی را بگیریم، البته حرف درستی است، ولی یک نکته اساسی را نادیده می گیرد: با چه هزینه ای مجاز به این کار هستیم؟
✔️اگر معیار ما فقط شکست نخوردن در جنگ و از دست ندادن بخشی از کشور باشد و هزینه ها را در نظر نگیریم، استدلال مان معیوب است، صدام حسین تا روز قبل از سقوطش می توانست چنین ادعایی کند که "استقلال" کشورش را حفظ کرده است و در این راه هزینه های بسیار مهم نیست! یک سوال خوب برای ارزیابی سیاسیون کشورها می تواند این باشد، هزینه این "استقلال ها" و "حق مسلم ها" چقدر بوده است؟ احتمالا خیلی ها با همان زیرکی همیشگی شان خواهند گفت: والله اعلم! اما چاره ای هم نداریم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در فضیلت هیچ کاری نکردن!
✔️اسلاوی ژیژک فیلسوف نامدار اسلوونیایی از مرد جوانی یاد میکند که در فرانسه سالهای جنگ جهانی دوم بر سر دوراهی قرار گرفته بود که آیا باید به مادر تنها و بیمارش کمک میکرد یا وارد جنبش مقاومت میشد و با نازیهای اشغالگر میجنگید. او برای این پرسش یک راه حل سوم داشت که به قول خودش راهی شرم آور است.
✔️پیشنهادش به مرد جوان این بود که به مادرش بگوید به جنبش مقاومت میپیوندد و به دوستانش در جنبش بگوید که میخواهد از مادرش مراقبت کند، ولی در واقع به کنجی جدا و دور از دیگران بخزد و مشغول مطالعه شود و بیاموزد و بیاموزد و بیاموزد! منظور مرد فیلسوف این بود که در بسیاری از موارد با وجود دشواری باید از وسوسه «کاری کردن» پرهیز کرد، از موضوع فاصله گرفت و بیشتر اندیشید.
✔️در این مورد اخیر گورخوابی هم واکنش نشان ندادن کار دشواری است، ولی شاید درست ترین کار باشد! در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام نگاهی متفاوت به موضوع ارائه دهم و البته اشاره ای هم به یک برنامه مشابه در ایالات متحده داشته ام. جان کلام این است که بیش و پیش از "اخلاقی" بودن باید "عقلانی" بود و رمانتیک ها به بهشت نمی روند.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ivtlRB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️اسلاوی ژیژک فیلسوف نامدار اسلوونیایی از مرد جوانی یاد میکند که در فرانسه سالهای جنگ جهانی دوم بر سر دوراهی قرار گرفته بود که آیا باید به مادر تنها و بیمارش کمک میکرد یا وارد جنبش مقاومت میشد و با نازیهای اشغالگر میجنگید. او برای این پرسش یک راه حل سوم داشت که به قول خودش راهی شرم آور است.
✔️پیشنهادش به مرد جوان این بود که به مادرش بگوید به جنبش مقاومت میپیوندد و به دوستانش در جنبش بگوید که میخواهد از مادرش مراقبت کند، ولی در واقع به کنجی جدا و دور از دیگران بخزد و مشغول مطالعه شود و بیاموزد و بیاموزد و بیاموزد! منظور مرد فیلسوف این بود که در بسیاری از موارد با وجود دشواری باید از وسوسه «کاری کردن» پرهیز کرد، از موضوع فاصله گرفت و بیشتر اندیشید.
✔️در این مورد اخیر گورخوابی هم واکنش نشان ندادن کار دشواری است، ولی شاید درست ترین کار باشد! در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام نگاهی متفاوت به موضوع ارائه دهم و البته اشاره ای هم به یک برنامه مشابه در ایالات متحده داشته ام. جان کلام این است که بیش و پیش از "اخلاقی" بودن باید "عقلانی" بود و رمانتیک ها به بهشت نمی روند.
لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ivtlRB
کانال راهبرد
@RahbordChannel
❤1
شبح جنگ از سر ایران گذشته است؟
✔️داریم از حدود سال 1390 شمسی (2011 میلادی) و اواسط دوره احمدی نژاد و درآمدهای بالای نفتی صحبت می کنیم. جیمز ماتیس، وزیر دفاع کنونی امریکا، در نقش فرمانده نیروی های این کشور در خاورمیانه مشغول بود طی یک ماه در تلفاتی کم سابقه حدود 15 نفر از نیروهایش در عراق کشته شدند، کسانی حملات را از جانب نیروهای نزدیک به ایران می دانستند. پیشنهاد "سگ هار" دادن پاسخی مناسب به ایران بود: حمله شبانه به یکی از نیروگاه ها یا پالایشگاه ها در خاک ایران!
✔️مقامات کاخ سفید البته پیشنهاد وی را نپذیرفتند. همان زمان حتی کسانی در امریکا نگران اقدامات پیش بینی نشده اسرائیل بودند، روشن نیست ارتباط انفجار بیدگنه در ایران در ماه های پایانی 2011 با اوضاع روز چه بود، ولی گفته اند نقش اصلی ماتیس در آن دوران این بود که در صورت واکنش نظامی اسرائیل به ایرانی ها تفهیم کند که پاسخ متقابل به آن کشور چقدر برایشان گران تمام خواهد شد.
✔️ژنرال امریکایی نظرش این بود که با دریافت نخستین نشانه ها از شروع جنگ آتی (مین گذاری تنگه هرمز) با پیش دستی جلوی آن را بگیرد و اجازه ندهد جنگی شروع شود! مدتها روی پیامدهای جنگ با ایران بحث بود و برنامه عملیاتی "جنگ جهانی سوم" برای متحدین امریکا شرح داده می شد.
✔️سال 2012 نخستین نشانه های تمایل ایرانی ها برای حل مسئله هسته ای اشکار شد و ماتیس هم به تدریج کنار رفت. اکنون او مسئول 1 میلیون و 300 هزار نفر نیروی نظامی امریکاست که در 150 کشور جهان پراکنده اند. او را کنار دیگر چهره های امنیتی و نظامی دولت ترامپ بگذارید.
✔️در نقش وزیر دفاع البته انتظار نمی رود مانند گذشته باشد، ولی احتمالا دولتی که ادعا می کند "عظمت از دست رفته امریکا را برگرداند" و باید نشان دهد "گزینه نظامی فقط تهدیدی در مذاکره نیست" به اندازه دولت قبلی ملایم نخواهد بود. می گویند نئولیبرالیسم و "تقدم تجارت بر جنگ" و "جهانی سازی" زمانش گذشته است و اکنون ظهور دوباره ملی گرایی را شاهد هستیم. قضاوتی در این مورد ندارم، ولی می توان انتظار داشت ارتش ها نقش پررنگ تری از قبل داشته باشند و این خوب نیست.
✔️جنگ شر مطلق است به ویژه برای ایرانی که هشت سال آن را چشیده است، روی کاغد خبری نیست، ولی خطر "سوء محاسبه" را کوچک نگیرید. همسایگان منطقه ای و عرب ها هم البته اهمیت دارند، الان که این را می نویسم یک روز از مرگ آیت الله گذشته است، کسانی به رابطه خوب او با اعراب و سعودی ها اشاره می کردند، کسی چه می داند، شاید بعدها دریابیم او می توانست نقش سازنده ای ایفا کند، والله اعلم.
goo.gl/eTfdqS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️داریم از حدود سال 1390 شمسی (2011 میلادی) و اواسط دوره احمدی نژاد و درآمدهای بالای نفتی صحبت می کنیم. جیمز ماتیس، وزیر دفاع کنونی امریکا، در نقش فرمانده نیروی های این کشور در خاورمیانه مشغول بود طی یک ماه در تلفاتی کم سابقه حدود 15 نفر از نیروهایش در عراق کشته شدند، کسانی حملات را از جانب نیروهای نزدیک به ایران می دانستند. پیشنهاد "سگ هار" دادن پاسخی مناسب به ایران بود: حمله شبانه به یکی از نیروگاه ها یا پالایشگاه ها در خاک ایران!
✔️مقامات کاخ سفید البته پیشنهاد وی را نپذیرفتند. همان زمان حتی کسانی در امریکا نگران اقدامات پیش بینی نشده اسرائیل بودند، روشن نیست ارتباط انفجار بیدگنه در ایران در ماه های پایانی 2011 با اوضاع روز چه بود، ولی گفته اند نقش اصلی ماتیس در آن دوران این بود که در صورت واکنش نظامی اسرائیل به ایرانی ها تفهیم کند که پاسخ متقابل به آن کشور چقدر برایشان گران تمام خواهد شد.
✔️ژنرال امریکایی نظرش این بود که با دریافت نخستین نشانه ها از شروع جنگ آتی (مین گذاری تنگه هرمز) با پیش دستی جلوی آن را بگیرد و اجازه ندهد جنگی شروع شود! مدتها روی پیامدهای جنگ با ایران بحث بود و برنامه عملیاتی "جنگ جهانی سوم" برای متحدین امریکا شرح داده می شد.
✔️سال 2012 نخستین نشانه های تمایل ایرانی ها برای حل مسئله هسته ای اشکار شد و ماتیس هم به تدریج کنار رفت. اکنون او مسئول 1 میلیون و 300 هزار نفر نیروی نظامی امریکاست که در 150 کشور جهان پراکنده اند. او را کنار دیگر چهره های امنیتی و نظامی دولت ترامپ بگذارید.
✔️در نقش وزیر دفاع البته انتظار نمی رود مانند گذشته باشد، ولی احتمالا دولتی که ادعا می کند "عظمت از دست رفته امریکا را برگرداند" و باید نشان دهد "گزینه نظامی فقط تهدیدی در مذاکره نیست" به اندازه دولت قبلی ملایم نخواهد بود. می گویند نئولیبرالیسم و "تقدم تجارت بر جنگ" و "جهانی سازی" زمانش گذشته است و اکنون ظهور دوباره ملی گرایی را شاهد هستیم. قضاوتی در این مورد ندارم، ولی می توان انتظار داشت ارتش ها نقش پررنگ تری از قبل داشته باشند و این خوب نیست.
✔️جنگ شر مطلق است به ویژه برای ایرانی که هشت سال آن را چشیده است، روی کاغد خبری نیست، ولی خطر "سوء محاسبه" را کوچک نگیرید. همسایگان منطقه ای و عرب ها هم البته اهمیت دارند، الان که این را می نویسم یک روز از مرگ آیت الله گذشته است، کسانی به رابطه خوب او با اعراب و سعودی ها اشاره می کردند، کسی چه می داند، شاید بعدها دریابیم او می توانست نقش سازنده ای ایفا کند، والله اعلم.
goo.gl/eTfdqS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
شبح جنگ از سر ایران گذشته است؟ | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد
در باب مرگ آیت الله
✔️گفته می شود شاه سابق که در ابتدا از او با عنوان "شاه جوانبخت" یاد می کردند، در سال های آغازین سلطنت زیر سایه سنگین قجری تبارها بود، مصدق و قوام از برجسته ترین ها بودند و در رده های پایین تر هم اوضاع خیلی متفاوت نبود. تعداد آنها که به دلیل تمکن خانوادگی در اروپا درسی خوانده بودند، در بدنه بوروکراسی پهلوی ها کم نبود.
✔️از جایی به بعد اوضاع مملکت و گرایش شاه به آنجا رسید که نسلی جدیدی جایگزین قبلی ها شود، در این نسل جدید تعداد "امریکا رفته ها" کم نبود، دوران قاجارها برای آنها معنای خاصی نداشت و حتی برخی خود را جوان های رضا شاهی می نامیدند. به نظرم می توان شباهتی با سال های اخیر ایران هم سراغ گرفت.
✔️بعد از دوران جنگ نسل جدیدی از مدیران به وجود آمدند که در بهترین شکل می توان آنها را با نام "کارگزاران" طبقه بندی کرد، به قول خودشان تکنوکرات هایی که در دهه اول جمهوری اسلامی تجربه کسب کرده بودند، برخی از آنها در دوره پهلوی در امریکا و اروپا درسی خوانده بودند و برخی دیگر هم بعد از انقلاب در انگلستان و اروپا تحصیل کردند تا به علم روز تجهیز شوند.
✔️اگر مدیران نسل قبل فقط نماد تعهد بودند، این جدید ها می خواستند نشان دهند که جنبه تخصص شان پررنگ تر است. کاری به عملکردشان نداریم، ولی دولت سازندگی چنین تصویری را نشان می داد. همین دیدگاه در هشت سال بعدی هم پی گرفته شد. دولت مهروزی اما یک بزنگاه جالب بود، با یک گفتمان متفاوت، نسل جدیدی بر سرکار آمد.
✔️کسانی آن را انقلابی دیگر می نامیدند. اهل فن می گویند که صرفا با تغییر قدرت سیاسی نمی توانید در رفتار دولت ها تغییر ملموس ایجاد کنید، بوروکرات های دولتی و ساختار اداری جلوی آن را می گیرند. این دولت جرات کرد و تمام بوروکراسی را زیر و زبر کرد.
✔️این مدیران جدید نسل مهرورزی جوانی شان هم از جنگ شروع می شد نه از مبارزات انقلابی. آنها جوان های جمهوری اسلامی بودند. شعار آنها مجهز شدن به علم روز دنیا نبود، بلکه ایجاد "الگوی بومی" بود؛ ترکیبی غریب که بیشتر نشان از شور داشت. پروژه آنها هرچند با عایدات نفت تا حدی پیش رفت، به دلیل سنبه پرزور اجنبی ها شکستش زودتر از موقع اشکار شد. نسل قبلی "کارگزاران" دوباره فراخوانی شد.
✔️پیش گویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی بعید است این نسل قدیم عمر زیادی داشته باشد، جانشینی هم برای ادامه آنها سراغ نداریم. بازسازی اندیشه جدی هم در آنها نمی بینیم، آنقدر "پراگماتیک" اند که فرصت بازسازی فکری ندارند. آنها می خواهند نشان دهند که نه اصلاح طلب اند و نه اصول گرا و حرفشان "اعتدال" است. معتدل بودن هرچند فضیلتی شخصی است، ولی بعید است در مملکتی بلاخیز مانند ایران در بلندمدت خیلی جدی گرفته شود.
✔️دوست داشتم در زمان حیات آیت الله فقید فرصتی دست می داد، قهوه ای می نوشیدیم و گپی می زدیم، ولی شاید بشود گفت زمان واقعی مرگ این رجل سیاسی نامدار همان سال 1384 بود. والله اعلم.
goo.gl/rOVd3u
کانال راهبرد
@RahbordChannel
✔️گفته می شود شاه سابق که در ابتدا از او با عنوان "شاه جوانبخت" یاد می کردند، در سال های آغازین سلطنت زیر سایه سنگین قجری تبارها بود، مصدق و قوام از برجسته ترین ها بودند و در رده های پایین تر هم اوضاع خیلی متفاوت نبود. تعداد آنها که به دلیل تمکن خانوادگی در اروپا درسی خوانده بودند، در بدنه بوروکراسی پهلوی ها کم نبود.
✔️از جایی به بعد اوضاع مملکت و گرایش شاه به آنجا رسید که نسلی جدیدی جایگزین قبلی ها شود، در این نسل جدید تعداد "امریکا رفته ها" کم نبود، دوران قاجارها برای آنها معنای خاصی نداشت و حتی برخی خود را جوان های رضا شاهی می نامیدند. به نظرم می توان شباهتی با سال های اخیر ایران هم سراغ گرفت.
✔️بعد از دوران جنگ نسل جدیدی از مدیران به وجود آمدند که در بهترین شکل می توان آنها را با نام "کارگزاران" طبقه بندی کرد، به قول خودشان تکنوکرات هایی که در دهه اول جمهوری اسلامی تجربه کسب کرده بودند، برخی از آنها در دوره پهلوی در امریکا و اروپا درسی خوانده بودند و برخی دیگر هم بعد از انقلاب در انگلستان و اروپا تحصیل کردند تا به علم روز تجهیز شوند.
✔️اگر مدیران نسل قبل فقط نماد تعهد بودند، این جدید ها می خواستند نشان دهند که جنبه تخصص شان پررنگ تر است. کاری به عملکردشان نداریم، ولی دولت سازندگی چنین تصویری را نشان می داد. همین دیدگاه در هشت سال بعدی هم پی گرفته شد. دولت مهروزی اما یک بزنگاه جالب بود، با یک گفتمان متفاوت، نسل جدیدی بر سرکار آمد.
✔️کسانی آن را انقلابی دیگر می نامیدند. اهل فن می گویند که صرفا با تغییر قدرت سیاسی نمی توانید در رفتار دولت ها تغییر ملموس ایجاد کنید، بوروکرات های دولتی و ساختار اداری جلوی آن را می گیرند. این دولت جرات کرد و تمام بوروکراسی را زیر و زبر کرد.
✔️این مدیران جدید نسل مهرورزی جوانی شان هم از جنگ شروع می شد نه از مبارزات انقلابی. آنها جوان های جمهوری اسلامی بودند. شعار آنها مجهز شدن به علم روز دنیا نبود، بلکه ایجاد "الگوی بومی" بود؛ ترکیبی غریب که بیشتر نشان از شور داشت. پروژه آنها هرچند با عایدات نفت تا حدی پیش رفت، به دلیل سنبه پرزور اجنبی ها شکستش زودتر از موقع اشکار شد. نسل قبلی "کارگزاران" دوباره فراخوانی شد.
✔️پیش گویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی بعید است این نسل قدیم عمر زیادی داشته باشد، جانشینی هم برای ادامه آنها سراغ نداریم. بازسازی اندیشه جدی هم در آنها نمی بینیم، آنقدر "پراگماتیک" اند که فرصت بازسازی فکری ندارند. آنها می خواهند نشان دهند که نه اصلاح طلب اند و نه اصول گرا و حرفشان "اعتدال" است. معتدل بودن هرچند فضیلتی شخصی است، ولی بعید است در مملکتی بلاخیز مانند ایران در بلندمدت خیلی جدی گرفته شود.
✔️دوست داشتم در زمان حیات آیت الله فقید فرصتی دست می داد، قهوه ای می نوشیدیم و گپی می زدیم، ولی شاید بشود گفت زمان واقعی مرگ این رجل سیاسی نامدار همان سال 1384 بود. والله اعلم.
goo.gl/rOVd3u
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Khaleqi
مرگ واقعی یک آیت الله | وبسایت شخصی امیرحسین خالقی
وب سایت شخصی امیر حسین خالقی ، خالقی ، راهبرد ، سیاست ، اقتصاد