سهاب ❖
6.41K subscribers
31.8K photos
14K videos
395 files
25.2K links
☑️سهاب
نام اختصاری: سازمان هماهنگی اعتراضات بلوچستان

☑️این کانال بخش اطلاع رسانی سهاب است، مبارزات واقعی در میدان اند.

☑️با ما ارتباط بگیرید:

ادمین ها:
@hbbalouch
Download Telegram
🙏2
بیانیه حزب بلوچستانء راجی تپاکی در محکومیت حمله به مراسم عروسی در کوهستک بلوچستان

حزب بلوچستانء راجی تپاکی حمله مرگبار در مجاورت مراسم عروسی در کوهستک شهرستان سیریک را که بنا بر گزارش رسانہ ھای بلوچستان به جان‌باختن پنج شهروند بلوچ و مجروح شدن ۶۸ نفر انجامیده است، به‌شدت محکوم می‌کند. تبدیل شادی یک خانواده به سوگ و به خاک و خون کشیده‌شدن مردم، از جمله زنان و کودکان، فاجعه‌ای دردناک است که نباید در میان ادعاهای متناقض و تبلیغات نظامی به فراموشی سپرده شود.

ما همدردی عمیق خود را با مردم ستمدیده بلوچ، به‌ویژه خانواده‌های جان‌باختگان و مجروحان، اعلام می‌کنیم و خود را شریک درد و اندوه آنان می‌دانیم. به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گوییم و برای تمامی مجروحان بهبودی کامل آرزو داریم.

روایت‌های متفاوت درباره عامل و نحوه این حمله، ضرورت حقیقت‌یابی مستقل را دوچندان کرده است. نسبت‌دادن حمله به آمریکا از سوی رژیم جمهوری اسلامی، بدون ارائه شواهد قابل بررسی، برای روشن‌شدن حقیقت کافی نیست. اظهارات سنتکام نیز جای بررسی مستقل مسئولیت نیروهای آمریکایی را نمی‌گیرد. شهادت شاهدان، تصاویر محل حادثه و بقایای مهمات باید حفظ و توسط کارشناسان مستقل بررسی شوند.

سابقه انکار شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی و سپس پذیرش مسئولیت از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، دلیل روشنی است که روایت رسمی این رژیم نباید بدون راستی‌آزمایی پذیرفته شود. این سابقه، ضرورت شفافیت را نشان می‌دهد؛ تعیین عامل حمله کوهستک نیز باید بر شواهد همین واقعه استوار باشد.

حزب بلوچستانء راجی تپاکی، رژیم جمهوری اسلامی را در قبال حفاظت از جان مردم، امدادرسانی فوری، حفظ شواهد و فراهم‌کردن امکان تحقیق مستقل مسئول و پاسخ‌گو می‌داند. سپاه پاسداران باید درباره هرگونه فعالیت نظامی مرتبط با این حادثه پاسخ روشن و مستند بدهد. چنانچه نقش مستقیم سپاه در حمله احراز شود، مسئولیت آن باید بدون پرده‌پوشی اعلام شود و آمران و عاملان پاسخ‌گو باشند. هیچ طرف دیگری نیز نباید از پاسخ‌گویی مصون بماند.

ما خواهان دسترسی فوری مجروحان به امکانات درمانی، حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده و انجام تحقیقی مستقل و بی‌طرفانه با مشارکت نهادهای معتبر بین‌المللی هستیم. خانواده‌ها حق دارند بدانند چه اتفاقی افتاده، چه کسانی مسئول بوده‌اند و چگونه عدالت اجرا خواهد شد.

جان مردم بلوچ بی‌ارزش نیست. بلوچستان نباید میدان جنگ و محل پرداخت هزینه منازعات نظامی باشد. در کنار خانواده‌های قربانیان می‌ایستیم و بر روشن‌شدن حقیقت و پاسخ‌گویی تمامی مسئولان این فاجعه پافشاری می‌کنیم.

حزب بلوچستانء راجی تپاکی
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
T.me/sahabbalochistan
https://t.me/SahabBalochistan/70534
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهیم بلوچ، دبیرکل حزب بلوچستان راجی تپاکی، در گفت‌وگو با برنامه «زاگرس ۲۴» درباره نگاه مردم بلوچ به شرایط امروز ایران، مهم‌ترین نگرانی‌ها و حقوق آنان و همچنین پیامدهای ادامه این وضعیت برای آینده بلوچستان و ملت بلوچ سخن گفته است.

T.me/sahabbalochistan
@partybns
🔥4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمایت حزب بلوچستانء راجی تپاکی از اعتصاب عمومی در کوردستان

حزب بلوچستانء راجی تپاکی ضمن گرامی‌ داشت یاد ژینا امینی و جان‌باختگان جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»، حمایت کامل خود را از اعتصاب عمومی روز چهارشنبه ۲۵ شهریور در کوردستان اعلام می‌کند.

اعتصاب عمومی، نمادی از مقاومت مدنی، همبستگی و ایستادگی در برابر سرکوب و تبعیض جمهوری اسلامی است. ما از مردم بلوچستان و دیگر ملت‌ها و مردمان ایران می‌خواهیم در کنار مردم کوردستان بایستند و صدای مشترک آزادی، برابری و حق تعیین سرنوشت را رساتر سازند.

حزب بلوچستانء راجی تپاکی
بلوچستان دیمروی، وتمستری، برابری

#ژینا_امینی
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_کوردستان
https://t.me/SahabBalochistan/70537
👍5
سهاب ❖
Video
چهار سال پس از ژینا امینی؛ شعله مقاومت همچنان زنده است

در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲، ژینا امینی، زن جوان ۲۲ ساله کُرد، در یکی از بیمارستان‌های تهران جان باخت.

او همراه با برادرش از کُردستان به پایتخت سفر کرده بود که توسط نیروهای موسوم به «گشت ارشاد» بازداشت شد. جرم ادعایی‌اش این بود که چند تار موی او از زیر حجاب اجباری نمایان شده بود.

اندکی بعد، ژینا به کُما رفت و بر اثر جراحات وارده جان باخت. هیئت مستقل حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد اعلام کرده است که مرگ او غیرقانونی بوده و بر اثر خشونت فیزیکی در زمان بازداشت و در حالی رخ داده است که در اختیار مأموران حکومتی قرار داشت.

مرگ ژینا جرقه‌ای بود که نارضایتی عمیق و انباشته‌شده مردم را شعله‌ور ساخت. اعتراضات از کُردستان آغاز شد و به‌سرعت سراسر ایران را فرا گرفت. زنان و جوانان در صف نخست ایستادند و فریاد زدند:

زن، زندگی، آزادی ـ ژن، ژیان، ئازادی!

آنچه با اعتراض به حجاب اجباری آغاز شد، به خیزشی سراسری علیه سرکوب، تبعیض و حاکمیت غیردموکراتیک جمهوری اسلامی تبدیل شد.

کُردها، بلوچ‌ها، عرب‌های اهوازی، ترک‌های آذربایجانی، فارس‌ها و دیگر ملت‌ها و مردمان، در مطالبه آزادی، کرامت انسانی، حقوق بنیادین و گذار سیاسی به‌سوی دموکراسی، تمرکززدایی از قدرت و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و مردمان مختلف، متحد و هم‌صدا شدند.

رژیم این مطالبات را با گلوله، زندان، شکنجه، خشونت جنسی و اعدام پاسخ داد. صدها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. سازمان ملل متحد اعلام کرده است که شماری از این جنایت‌ها می‌توانند مصداق جنایت علیه بشریت باشند.

بلوچستان، سرزمین ریشه‌های من، مقاومت را ادامه داد

بلوچستان بهای بسیار سنگینی پرداخت.

در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲، نیروهای امنیتی رژیم پس از نماز جمعه در زاهدان، به‌سوی مردم بی‌دفاع آتش گشودند. نزدیک به ۱۰۹ بلوچ کشته و صدها نفر زخمی شدند. بسیاری از مجروحان نیز دچار معلولیت‌های مادام‌العمر شدند.

این روز با نام جمعه خونین زاهدان در تاریخ ثبت شده است.

در ۴ نوامبر، کشتار در شهر خاش، در بلوچستان، تکرار شد. نیروهای امنیتی در آنجا نیز به‌سوی معترضان تیراندازی کردند. در مجموع، بیش از ۱۲۰ نفر در جمعه‌های خونین زاهدان و خاش جان باختند.

با وجود کشتار، تهدید و بازداشت‌های گسترده، مردم بلوچستان همچنان پس از نمازهای جمعه گردهم آمدند. آنان بیش از یک سال، هفته پس از هفته، اعتراضات را زنده نگه داشتند.

بلوچستان به یکی از آخرین و نیرومندترین سنگرهای جنبش ژینا تبدیل شد.

خشم مردم زیر خاکستر زنده است

رژیم توانست بخش آشکار جنبش را سرکوب کند، اما نتوانست اندیشه‌ها و آرمان‌های آن را شکست دهد.

چهار سال بعد، آثار جنبش ژینا همچنان پابرجاست: در مقاومت زنان، در مطالبات آزادی‌خواهانه جوانان و در ایستادگی ملت‌ها و مردمانی که حاضر نیستند تبعیض و سرکوب را بپذیرند یا زیر فرمان دیکتاتوری مستقر در تهران زندگی کنند.

خشم مردم از میان نرفته است؛ این خشم زیر خاکستر باقی مانده و هر لحظه ممکن است بار دیگر شعله‌ور شود.

اما یک رژیم تضعیف‌شده خودبه‌خود سقوط نمی‌کند. برای رسیدن به آزادی، به سازمان‌دهی، همبستگی و یک بدیل دموکراتیک و قابل‌اعتماد نیاز است.

ازاین‌رو، همه نیروهای آزادی‌خواه باید حول اصول دموکراسی، سکولاریسم، برابری، حقوق بشر و حق ملت‌ها و مردمان گوناگون برای تعیین آزادانه آینده سیاسی خود متحد شوند.

نظام سیاسی آینده باید بر پایه اراده آزاد ملت‌ها و مردمان، مشارکت برابر و تصمیم‌گیری دموکراتیک شکل گیرد.

فراخوانی به سوئد و جامعه جهانی

ما از جامعه جهانی می‌خواهیم کسانی را که برای آزادی مبارزه می‌کنند، تنها نگذارد.

آمران و عاملان جنایت‌های رژیم باید پاسخ‌گو شوند. زندانیان سیاسی، روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق زنان و نمایندگان ملت‌های تحت ستم باید مورد حمایت و حفاظت قرار گیرند.

ما به‌طور ویژه از احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری، سازمان‌های زنان و مدافعان حقوق بشر در سوئد می‌خواهیم:

در کنار ملت‌ها و مردمان ایران بایستید. اجازه ندهید منافع اقتصادی و دیپلماتیک بر جان انسان‌ها و حقوق بنیادین آنان برتری یابد.

چهار سال پس از مرگ ژینا امینی، یاد او و همه کسانی را که در کُردستان، بلوچستان و دیگر مناطق ایران به قتل رسیدند، گرامی می‌داریم.

نام ژینا از رژیمی که کوشید صدای او را خاموش کند، بزرگ‌تر شده است. جمعه‌های خونین زاهدان و خاش هرگز فراموش نخواهند شد.

مبارزه تا روزی ادامه خواهد یافت که همه ملت‌ها و مردمان بتوانند در آزادی، برابری و کرامت زندگی کنند.

زن، زندگی، آزادی!

عدالت برای زاهدان و خاش!

متحد علیه دیکتاتوری؛ برای دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و مردمان!

مهیم سرخوش بلوچ
دبیرکل
بلوچستانءِ راجی تپاکی
https://t.me/SahabBalochistan/70538
👍1
سهاب ❖
Photo
هشتم مهر ۱۴۰۱ دزاپ(زاهدان)؛ روزی که خون ریخته شد و همبستگی رویید
روایت جمعه خونین دزاپ؛ از کشتار و زخم تا فداکاری و همبستگی یک ملت

کریم بلوچ

هشت مهر ۱۴۰۱ را نمی‌توان تنها با شمار کشته‌شدگان و زخمی‌شدگان کشتار آن روز تعریف کرد.

هشتم مهر، روزی است که در آن خیابان‌های دزاپ، پایتخت بلوچستان، با خون مردم بلوچ رنگین شد؛ روزی که کودکان، جوانان، زنان، سالمندان، نمازگزاران، رهگذران و نان‌آوران خانواده‌ها، در میان باران گلوله قرار گرفتند؛ اما در فردای آن روز، در کنار سوگ و خشم، پدیده‌ای بزرگ نیز پدیدار شد: همبستگی کم‌سابقه مردم برای نجات انسان‌ها.

این وجه از هشتم مهر نیز باید ثبت شود؛ زیرا تاریخ فقط با نام قربانیان نوشته نمی‌شود. تاریخ باید نام کسانی را نیز به یاد داشته باشد که برای نجات یک انسان، جان و امنیت خود را به خطر انداختند.

جنایتی که با یک اعتراض آغاز نشد؛ با یک مطالبه انسانی آغاز شد

اعتراض مردم در آن روز، در فضای خشم و اعتراضات سراسری پس از کشته‌شدن مهسا ژینا امینی و همچنین اعتراض به اتهام تجاوز به یک دختر نوجوان بلوچ از سوی فرمانده انتظامی چابهار شکل گرفته بود.

مطالبه مردم، پیش از هر چیز، مطالبه عدالت بود:

محاکمه متهم.  
حفظ حرمت انسان.  
حفظ حرمت یک دختر بلوچ.  
و پایان دادن به بی‌پناهی مردم در برابر قدرت.

اما پاسخ به این مطالبه، به جای رسیدگی و عدالت، گلوله بود.

آن روز، در اطراف مصلی و خیابان‌های دزاپ، صحنه‌هایی شکل گرفت که برای همیشه در حافظه مردم بلوچ باقی خواهد ماند: پیکرهای افتاده بر زمین، مجروحانی که به دنبال راهی برای زنده ماندن بودند، خانواده‌هایی که عزیزان خود را جست‌وجو می‌کردند و مردمی که نمی‌دانستند چگونه می‌توانند این همه زخمی را نجات دهند.

گلوله‌ای که در همان روز شلیک شد، الزاماً همان روز قربانی نگرفت

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در ثبت تاریخی هشتم مهر نباید فراموش شود، این است که شمار قربانیان را نمی‌توان تنها با تعداد کسانی که در همان ساعات نخست جان باختند سنجید.

بخشی از مجروحان در روزها و هفته‌های بعد، بر اثر شدت جراحات، عفونت، خونریزی، نیاز به عمل جراحی و نبود امکانات کافی درمانی جان باختند.

بنابراین، وقتی از قربانیان هشتم مهر سخن می‌گوییم، باید زنجیره مرگ و جراحت پس از آن روز را نیز در نظر داشته باشیم.

در گزارش‌های حقوق‌بشری، نام ده‌ها تن که پس از تحمل روزها یا هفته‌ها رنج ناشی از جراحات آن روز جان باختند، ثبت شده است.

همین مسئله یکی از دلایل تفاوت آمارهای منتشرشده در مقاطع مختلف است.


چرا آمار جان‌باختگان متفاوت است؟

تفاوت آمار نباید موجب تردید در اصل فاجعه شود.

بخشی از قربانیان فاقد شناسنامه بودند. برخی اجساد در روستاهای اطراف دفن شدند. خانواده‌هایی به دلیل تهدیدهای امنیتی حاضر به انتشار نام و تصویر عزیزان خود نشدند. در مواردی نیز برای احراز هویت قربانیان باید از دوستان، بستگان و آشنایان اطلاعات جمع‌آوری می‌شد.

حتی در مواردی، فعالان حقوق‌بشری برای مدت طولانی نتوانستند هویت برخی قربانیان را به‌طور قطعی مشخص کنند یا مرتب کردن لیست نام و مشخصات دو و یا چند کس یکی بود که بعد از دانستن نام اولیای آنها ، دانستیم که چند نفرند.

از سوی دیگر، بسیاری از مجروحانی که در ساعات نخست زنده مانده بودند، بعدها بر اثر جراحات خود جان باختند و در فهرست‌های اولیه قرار نداشتند.

فقر، بی‌شناسنامگی، ترس، بی‌سوادی، فشار امنیتی و تهدید خانواده‌ها، همه در دشوار شدن ثبت دقیق قربانیان نقش داشتند.

از این رو، عدد نهایی قربانیان را نباید دستاویزی برای کوچک شمردن ابعاد جنایت قرار داد.

هر نام، یک انسان است؛  
هر انسان، یک خانواده است؛  
و هر خانواده، بخشی از تاریخ یک ملت و عضوی از اجتماع بلوچستان است.


خدانور؛ انسانی که برای نجات دیگران شتافت

در میان روایت‌های هشتم مهر، داستان خدانور لجه‌ای جایگاهی ویژه دارد.

بر اساس روایت همراهان و گزارش‌های میدانی فعالان بلوچ، خدانور پس از آغاز تیراندازی و مشاهده شمار زیادی از کشته‌ها و مجروحان، برای کمک به زخمی‌ها شتافت.
 او در جریان تلاش برای جابه‌جایی مجروحان، خود هدف گلوله قرار گرفت.

گلوله‌ای به بدنش اصابت کرد و او را به بیمارستان رساندند؛ اما روایت همراهانش از آن ساعات، روایتی تلخ از کمبود امدادرسانی و درمان است.

خدانور روز بعد، نهم مهر، جان باخت.

اما آنچه باید در حافظه تاریخی باقی بماند، تنها لحظه مرگ او نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که یک انسان زخمی، پیش از آنکه خود قربانی شود، برای نجات دیگران شتافت.

این وجه خدانور باید در تاریخ هشتم مهر با حروفی درشت ثبت شود:

او تنها قربانی نبود؛ او یکی از امدادگران مردمی آن روز نیز بود.


پزشکان و امدادگران؛ جبهه دیگری از انسانیت
🔥1
سهاب ❖
Photo
در آن روزهای دشوار، گروهی از پزشکان، پرستاران، کارکنان درمانی و داوطلبان بلوچ و غیربلوچ، با امکاناتی بسیار محدود، تلاش کردند مجروحان را نجات دهند.


مؤسسه محسنین زاهدان و پزشکان و داوطلبانی که با آن همکاری داشتند، از جمله کسانی بودند که در حد توان خود برای مداوای مجروحان تلاش کردند.

در میان آنان نام دکتر ابراهیم ریگی با احترام باید ثبت شود؛ پزشکی که بنا بر روایت‌های میدانی، در کنار دیگر پزشکان و امدادگران، برای درمان زخمیان و رساندن کمک به خانواده‌های آنان تلاش کرد.

فعالیت آنان تنها در بیمارستان خلاصه نمی‌شد.

در مواردی، مجروحانی که امکان مراجعه به مراکز درمانی نداشتند، در خانه‌ها تحت مراقبت قرار گرفتند و پزشکان و داوطلبان برای مداوای آنان به خانه‌هایشان رفتند.

دارو، پول، خون، پانسمان و دیگر نیازهای درمانی جمع‌آوری و میان مجروحان و خانواده‌های آنان توزیع می‌شد.

این تلاش‌ها، در شرایطی انجام می‌شد که ترس و فشار امنیتی بر فضای شهر حاکم بود.

این پزشکان و امدادگران نیز باید در تاریخ هشتم مهر و روزهای بعد بعنوان ناجیان فداکار در جای خود به نیکی یاد شوند.

در کنار نام کسی که جان خود را از دست داد، باید نام کسی را نیز نوشت که برای نجات جان انسان دیگری ایستاد.


  هشت مهر و فرداهای دیگر آن؛ بلوچستان به یاری زخمیان برخاست

شاید یکی از درخشان‌ترین صفحات تاریخ هشتم مهر، روز نهم مهر و روزهای پس از آن باشد.

 در سراسر بلوچستان، از بلوچستان شرقی تا  بلوچستان شمالی و بلوچستان غربی، و از سراسر ایران و کردستان مردم برای کمک به زخمیان بسیج شدند.

بلوچ‌های خارج از بلوچستان، بلوچ‌های کشورهای خلیج، مهاجران و فعالان خارج از کشور نیز به این موج همبستگی پیوستند.

موضوع دیگر فقط زاهدان نبود.

بلوچستان احساس کرد که زخمی شده است و بلوچستان برای نجات زخمی‌های خود به پا خاست.

پزشکان تلاش کردند.

مردم خون اهدا کردند.

دارو جمع‌آوری شد.

پول برای خانواده‌های نیازمند فراهم شد.

مجروحان به خانه‌های امن منتقل شدند.

خانواده‌هایی که نان‌آور خود را از دست داده بودند، مورد حمایت قرار گرفتند.

و کسانی که خود هیچ امکاناتی نداشتند، هر آنچه در توانشان بود، در اختیار دیگران گذاشتند.

این صحنه، تنها یک واکنش عاطفی نبود؛ نمونه‌ای از همبستگی اجتماعی یک جامعه در برابر یک فاجعه بود.

باید نام نجات‌دهندگان نیز ثبت شود

ما معمولاً تاریخ را با نام کشته‌شدگان می‌نویسیم؛ و البته باید چنین کنیم.

اما در تاریخ هشتم مهر، یک دفتر دیگر نیز باید گشوده شود:

دفتر نجات‌دهندگان

نام پزشکانی که با فداکاری شبانه روزی مجروحان را درمان کردند.

نام پرستارانی که در کنار آنان ماندند.

نام کسانی که خون اهدا کردند.

نام رانندگانی که مجروحان را جابه‌جا کردند.

نام کسانی که دارو رساندند.

نام کسانی که خانواده‌های داغدار را تنها نگذاشتند.

نام زنانی که در خانه‌های خود از مجروحان مراقبت کردند و خانه های خود را به سنگر مقاومتی تبدیل کردند همچون مادر صنوبر بلوچ، مادر زنده یاد  خدانور لجه ای و دخترانش که پاره تن خود را نیز ازدست داده بودند.

نام جوانانی که برای نجات زخمی‌ها خطر کردند.

نام کسانی که بی‌آنکه نامشان منتشر شود، شبانه برای یک خانواده نان و دارو بردند.

و نام همه کسانی که در آن روزها، انسان ماندند.

باید نام آنان نیز در کنار نام جان‌باختگان نوشته شود.

زیرا اگر جان‌باختگان نماد فداکاری‌اند، نجات‌دهندگان نماد زندگی و انسانیت هستند.

هشتم مهر؛ فقط یک روز نیست

هشتم مهر در تقویم یک روز است؛ اما در حافظه یک ملت، یک دوره تاریخی است.

روزی که پیش از آن، بسیاری شاید تصور می‌کردند درد و رنج مردم بلوچ را می‌توان با سکوت، تهدید، فقر و فراموشی پنهان کرد.

اما هشتم مهر نشان داد که خون ریخته‌شده می‌تواند حافظه بسازد.

نشان داد که یک ملت می‌تواند در دل بزرگ‌ترین اندوه، برای نجات یکدیگر برخیزد.

نشان داد که همبستگی، تنها یک شعار نیست؛ می‌تواند در قالب یک کیسه خون، یک بسته دارو، یک آمبولانس، یک پزشک داوطلب، یک خانه امن، یک وعده غذا و یک دست یاری‌رسان ظاهر شود.

و شاید مهم‌تر از همه نشان داد:
 جامعه‌ای که برای نجات زخمیان خود به پا می‌خیزد، هنوز زنده است.

وظیفه نسل‌های آینده

نسل آینده بلوچستان باید بداند که هشتم مهر تنها تاریخ یک کشتار نیست.

باید بداند چه کسانی کشته شدند.

چه کسانی زخمی شدند.

چه کسانی ماه‌ها و سال‌ها با آثار جراحت زندگی کردند.

چه خانواده‌هایی نان‌آور خود را از دست دادند.

چه کودکانی پدر یا سرپرست خود را از دست دادند.

و در کنار همه اینها:

چه کسانی برای نجات آنان برخاستند و حقایق را در میان هجمه ای از دروغ پردازی در دستگاههای عریض و طویل تبلیغاتی حکومتی،  برای جهانیان آشکار ساختند و اسناد آن جنایات را تا دادگاههای بین المللی بردند.
🔥1
سهاب ❖
Photo
باید اسناد، تصاویر، ویدئوها، شهادت‌ها، نام‌ها، خاطرات خانواده‌ها و روایت‌های پزشکان و امدادگران گردآوری و محفوظ شود.

هرچه ثبت امروز دقیق‌تر باشد، تحریف فردا دشوارتر خواهد بود.

  دفاع از حقیقت و خواست انسانی انتقام نیست،  بلکه اجرای حقیقت و عدالت است

یاد قربانیان هشتم مهر نباید به نفرت کور از انسان‌ها تبدیل شود.

آنچه باید باقی بماند، مطالبه حقیقت، عدالت، کرامت انسانی و پاسخگویی مسئولان است.

مردمی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، حق دارند بدانند چه کسی دستور داد، چه کسانی شلیک کردند، چه کسانی در سرکوب نقش داشتند، چرا مجروحان با مشکلات درمانی روبه‌رو شدند و چرا سال‌ها پس از آن، حقیقت کامل این حادثه همچنان محل مناقشه و پیگیری است.

عدالت یعنی قربانی فراموش نشود و جنایت عادی نشود.


در حافظه بلوچستان

هشت مهر ۱۴۰۱ را باید با دو تصویر به نسل‌های آینده سپرد:

تصویر نخست، خیابان‌های خونین دزاپ و پیکرهای افتاده مردم بی‌دفاع است.

تصویر دوم، مردمی است که پس از آن فاجعه، برای نجات یکدیگر برخاستند.

اولی یادآور عمق فاجعه است؛  
دومی یادآور عمق انسانیت.

و شاید بهترین ادای احترام به جان‌باختگان این باشد که هر دو تصویر را با هم حفظ کنیم.

**نام جان‌باختگان را فراموش نکنیم.  
زخم‌های مجروحان را فراموش نکنیم.  
رنج خانواده‌ها را فراموش نکنیم.  
زندانیان و بازماندگان را فراموش نکنیم.  
و نجات‌دهندگان را نیز فراموش نکنیم.**

زیرا هشتم مهر تنها روزی نبود که خون بلوچ بر زمین ریخت؛

روزی نیز بود که همبستگی بلوچ در برابر آن خون، قد برافراشت.

یاد جان‌باختگان هشتم مهر ۱۴۰۱ دزاپ گرامی باد.

یاد مجروحان و خانواده‌های داغدارشان گرامی باد.

نام نجات‌دهندگان و پزشکان و امدادگران آن روزها جاودانه باد.

و حقیقت، هر اندازه دیر، سرانجام باید گفته و ثبت شود.
   29.09.2026

#جمعه_خونین #کشتار_زاهدان

https://t.me/SahabBalochistan/70543
🔥2
چابهار و سواحل مکران ملک حکومت‌ها نیست؛ واگذاری زمین، غارت منابع و حقوق ملت بلوچ
نویسنده: مُهیم بلوچ ـ سرخوش
۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶
بخش ۱ از ۳

از دیدگاه من و اکثریت ملت بلوچ جمهوری اسلامی در بلوچستان فاقد مشروعیت مردمی است. مشروعیت با استقرار نیروهای نظامی، کنترل اداری و تحمیل تصمیم‌های مرکز به دست نمی‌آید؛ مشروعیت از اراده آزاد مردم، مشارکت واقعی آنان و احترام به حقوقشان سرچشمه می‌گیرد. سیاست‌های جمهوری اسلامی از آغاز حاکمیتش در بلوچستان، ظالمانه، تبعیض‌آمیز و دارای ماهیت استعماری بوده است: تصمیم‌گیری درباره سرزمین و منابع در اختیار حکومت قرار دارد، اما مردم بلوچ هزینه‌های آن را تحمل می‌کنند.

سال‌هاست که اعتراض بلوچ‌ها به محرومیت از مشارکت مؤثر در تصمیم‌های سیاسی، اقتصادی و معیشتی، با مسئله تصرف زمین و بهره‌برداری از منابع پیوند خورده است. گزارش‌های منتشرشده درباره تخریب خانه‌ها، مصادره زمین و واگذاری اراضی به نهادهای حکومتی و مجموعه‌های برخوردار از حمایت قدرت، نشان می‌دهد که نگرانی درباره طرح چابهار را باید در بستری گسترده‌تر بررسی کرد. (radiozamaneh.com)

بلوچستان را نمی‌توان به مرزهای یک استان محدود کرد

وقتی از زمین‌های بلوچستان سخن می‌گوییم، منظور تنها محدوده اداری استان کنونی سیستان‌وبلوچستان نیست. منظور، بلوچستان تاریخی و مناطق بلوچ‌نشینی است که بخش‌هایی از آن امروز در استان‌های هرمزگان، کرمان و خراسان جنوبی قرار دارند. تقسیمات اداری نمی‌تواند پیوند تاریخی، فرهنگی و معیشتی مردم با سرزمینشان را از میان ببرد. (aasoo.org)

در این بحث، پهنه ساحلی مورد نظر از نواحی بلوچ‌نشین شرق بندرعباس تا پیرامون کراچی امتداد دارد۰ بنابراین، مسئله حقوق ساحلی ملت بلوچ را نمی‌توان به چابهار یا یک پروژه محدود کرد. (iranicaonline.org, meij.or.jp)

طرح‌هایی که با عنوان توسعه، زمین مردم را از دسترس آنان خارج می‌کنند و جمعیت تازه‌ای را بدون مشارکت ساکنان مستقر می‌سازند، نگرانی جدی درباره مهندسی سرزمینی و جمعیتی ایجاد می‌کنند. اگر تغییر ترکیب مذهبی نیز هدف یا پیامد چنین سیاست‌هایی باشد، بررسی مستقل آن ضروری است کہ رژیم اشغالگر آخوندی فرصت بررسی ھای مستقل را نمی دھد۰ اما با وجود این مردم حق دارند درباره آینده سرزمین، هویت و جایگاه خود پرسش کنند.

زمین‌های آباواجدادی؛ از «نداشتن سند» تا واگذاری به صاحبان قدرت

یکی از مسائل اساسی، تبدیل فقدان سند رسمی به بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن سابقه سکونت، کشاورزی و استفاده نسل‌به‌نسل از زمین است. نبود سند دولتی، به‌تنهایی، نشان نمی‌دهد که زمینی فاقد صاحب، استفاده‌کننده یا حقوق قابل حمایت است.

خبرگزاری ھای بلوچستان از جملہ رصد بلوچستان از تصرف و واگذاری هزاران هکتار در محدوده سیریک و جاسک به شرکت ماهان گزارش داده اند۰ گروه ھای حقوق بشری بلوچستان نیز اعتراض کشاورزان باهوکلات به فعالیت این شرکت بر زمین‌های مورد ادعای آنان را بازتاب داده اند۰ این گزارش‌ها باید با اسناد ثبتی، قراردادها و بررسی مستقل سنجیده شوند؛ اما نمی‌توان شکایت مردم را صرفاً با عنوان «اراضی ملی» کنار گذاشت. (rasanknews.com, bhrg.info)

مطالبه ما روشن است: تمام واگذاری‌های مورد اختلاف به ارتش، سپاه پاسداران، بنیادها، شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی و مجموعه‌های خصوصی برخوردار از حمایت حکومت باید شفاف و قابل رسیدگی باشند. عنوان سازمانی بهره‌بردار، جای اثبات قانونی‌بودن تصرف و رعایت حقوق مردم را نمی‌گیرد.

موضع ما این است که پس از سرنگونی رژیم ایران و استقرار حاکمیت بلوچستان به دست نمایندگان واقعی مردم، تمامی زمین‌هایی که از طریق رانت واگذار شده‌اند ــ چه به بیگانگان و چه به شمار اندکی از بلوچ‌های برخوردار از رانت ــ پس از بررسی و احراز نامشروع‌بودن واگذاری در مراجع قانونی و مستقل، بازپس گرفته شوند و به‌عنوان دارایی عمومی، در اختیار خزانه ملی بلوچستان قرار گیرند.

طرح چابهار و طالبان؛ چه چیزی معلوم است؟

محسن زنگنه در گفت‌وگوی اولیه خود با تلویزیون سحر در ۸ اکتبر ۲۰۲۶، درباره مذاکره با وزیر صنعت طالبان گفت: «در گفت‌وگو با وزیر صنعت [طالبان] توافق کردیم که افغانستان بتواند در بندر چابهار در منطقه آزاد، یک سرزمین متعلق به خودش داشته باشد.» او همچنین از تفاهم اولیه برای اختصاص حدود ۱۰ هکتار زمین در ساحل بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در منطقه ویژه اقتصادی خبر داد. (afintl.com)

پس از واکنش‌ها، زنگنه در ۹ اکتبر انتقال خاک و حاکمیت را رد کرد و گفت منظور، اختصاص زمین برای سرمایه‌گذاری افغانستان بوده است. علیرضا نورا، فرماندار چابهار، نیز اعلام کرد که تاکنون درخواست، اقدام اجرایی یا واگذاری اراضی در این زمینه صورت نگرفته است. (parsi.euronews.com, parstoday.ir)
👍2
اما این توضیحات، ابهام ناشی از تعبیر اولیه زنگنه درباره داشتن «سرزمین متعلق به خودش» را برطرف نمی‌کند. تا زمانی که متن تفاهم، نقشه اراضی و شرایط بهره‌برداری منتشر نشود، انتقال قطعی مالکیت یا حاکمیت به طالبان اثبات‌شده نیست؛ همان‌گونه که صرف تکذیب مقام‌های حکومت نیز پاسخ کافی به نگرانی ملت بلوچ درباره حقوق زمین، معیشت و مشارکت در تصمیم‌گیری نیست. محمدسعید اربابی، که از دیدگاه من پادوی سپاه است و مسئولیت ظاهری منطقه آزاد چابهار را بر عهده دارد اما فقط مجری تاسمیمار بالائی ھاست (بہ بلوچی یک چوکر است) نیز باید درباره نقش خود در این طرح پاسخ‌گو باشد. تکذیب‌های مقام‌های حکومت نمی‌تواند جای انتشار متن توافق و روشن‌شدن سرنوشت زمین‌های ملت بلوچ را بگیرد.

بااین‌حال، پرسش اصلی پابرجاست: حقوق مردم بلوچ در این مذاکرات کجا قرار دارد؟ حتی اگر قرارداد صرفاً اجاره یا اعطای حق بهره‌برداری باشد، آیا وضعیت زمین‌ها، حقوق ساکنان و آثار آن بر معیشت و محیط‌زیست بررسی شده است؟
👍2
چابهار و سواحل مکران ملک حکومت‌ها نیست؛ واگذاری زمین، غارت منابع و حقوق ملت بلوچ
نویسنده: مُهیم بلوچ ـ سرخوش
۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶
بخش ۲ از ۳

حقوق بین‌الملل؛ حکومت صاحب اختیار نامحدود نیست

ماده یک میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تعیین سرنوشت مردمان و پیگیری آزادانه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان را به رسمیت می‌شناسد و محروم‌کردن مردم از وسایل معاششان را منع می‌کند. ایران این میثاق را تصویب کرده است. مواد ۲۵ و ۲۶ نیز مشارکت در امور عمومی و حمایت برابر و بدون تبعیض را تضمین می‌کنند. (iran.un.org, docstore.ohchr.org)

این مقررات به معنای اثبات خودکار مالکیت همه زمین‌ها یا الزام به همه‌پرسی درباره هر پروژه نیستند؛ اما مبنایی جدی برای مقابله با حذف مردم از تصمیم‌گیری و محروم‌کردن آنان از منابع زندگی‌اند.

کمیته حقوق بشر سازمان ملل نیز تصریح کرده است که حقوق فرهنگی می‌تواند با شیوه زندگی وابسته به زمین و منابع، از جمله ماهیگیری، پیوند داشته باشد و حمایت از آن مستلزم مشارکت مؤثر جوامع متأثر است. بنابراین، قطع دسترسی مردم بلوچ به ساحل، زمین و منابع، می‌تواند فراتر از زیان اقتصادی، زندگی فرهنگی آنان را نیز تهدید کند. (docstore.ohchr.org)

دریایی که منافعش دور می‌شود و خطرهایش برای صیاد می‌ماند

اعتراض صیادان بلوچ به صید صنعتی و ترال، بخشی از همین مسئله است. تسنیم در گزارشی، اظهارات صیادانی را نقل کرده که فعالیت کشتی‌های ترال چینی را عامل کاهش صید و رفتن به آب‌های خطرناک اطراف سومالی می‌دانستند؛ همان گزارش، تکذیب مجوز صید برای کشتی‌های خارجی از سوی مقام شیلات را نیز آورده است کہ تکذیبی دروغین است چون مردم سواحل سالھا کشتی ھای ترایل چینی را در حال صید در سواحل دریای مکران مشاھدہ کردند۰ گروگان‌گیری صیادان کنارک توسط دزدان دریایی سومالی نیز مستند شده است. (tasnimnews.ir, parsi.euronews.com)

بنابراین، خطرهایی که صیادان بلوچ برای تأمین معاش متحمل شده‌اند، نباید نادیده گرفته شود. دولت موظف است هم منابع دریایی و هم امنیت و حقوق صیادان را حمایت کند کہ تا الان نکردہ است چون ھمانند یک دولت اشغالگر و حتی بدتر از اشغالگر در بلوچستان عمل کردہ است۰

آب و طلا؛ توسعه برای چه کسانی؟

طرح انتقال آب شیرین‌شده دریای مکران به کریدور شرق و شھرھای مرکزی در خراسان جنوبی و خراسان رضوی، کرمان یزد و اصفھان را شامل می‌شود. پرسش اصلی این است که مردم ساحل و روستاهای بلوچستان در عمل چه سهمی دریافت می‌کنند و آیا تأمین آب آنان بر نیاز صنایع و انتقال به نقاط دوردست تقدم دارد؟ (farab.com) جواب خیر است!

پیامدهای آبگیری، دفع شورابه و تأسیسات ساحلی باید مستقلاً ارزیابی شوند. مردم بلوچ نباید هزینه محیط‌زیستی طرح‌هایی را بپردازند که منافعشان عمدتاً به دیگران می‌رسد.

در تفتان نیز گزارش‌هایی از اعتراض مردم به کاهش و خشک‌شدن چشمه‌ها، آسیب به باغ‌ها و فعالیت معدن طلای انجیروک منتشر شده است. ساکنان این پیامدها را به معدن‌کاوی نسبت داده‌اند و گزارش‌هایی از برخورد خشونت‌آمیز با زنان معترض وجود دارد. طبق گزارشھای مختکف سالانہ دستکم ۵۰۰ کیلو طلای خالص استخراج می شود اما حتی یک کیلوی آن سھم بلوچ نشدہ است۰ (balochistanhrdn.org, iranwire.com)

اگر طلا استخراج شود، اما آب و کشاورزی مردم آسیب ببیند و سهم عادلانه‌ای از منافع به جامعه محلی نرسد، نام «توسعه» نمی‌تواند این بی‌عدالتی را توجیه کند.

طالبان و حقوق دو ملت

مخالفت با معامله با طالبان، مخالفت با مردم افغانستان نیست. مردم افغانستان نیز قربانی سرکوب و محرومیت‌اند. شورای حقوق بشر سازمان ملل، نظام تبعیض و طرد زنان و دختران توسط طالبان را محکوم کرده است. (docstore.ohchr.org)

طالبان فاقد مشروعیت دموکراتیک و مردمی است؛ بااین‌حال، این امر به‌تنهایی تمام قراردادهای آن را خودکار باطل نمی‌کند. نقد حقوقی طرح چابهار باید بر محتوای توافق، صلاحیت طرف‌ها و رعایت حقوق مردم استوار باشد. نیاز افغانستان به تجارت و دسترسی به دریا، مجوز محروم‌کردن ملت بلوچ از زمین و معیشت نیست.

آیا پس از پایان جمهوری اسلامی می‌توان این واگذاری‌ها و قراردادها را باطل یا فسخ کرد؟

پایان جمهوری اسلامی می‌تواند زمینه بازبینی حقوقی طرح‌های انتقال آب، تصرف زمین، واگذاری منابع و قراردادهای داخلی و خارجی در بلوچستان را فراهم کند. اما تغییر حکومت و عدم مشارکت ملت بلوچ، به‌تنهایی، همه قراردادها را خودکار باطل نمی‌کند. باید میان بطلان یک واگذاری از ابتدا، فسخ قرارداد معتبر و توقف یا اصلاح اجرای یک پروژه تفاوت گذاشت.
👍2
در مورد واگذاری زمین به سازمان‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی، اگر در رسیدگی مستقل ثابت شود که واگذاری بر پایه تصرف غیرقانونی، فساد، جعل، فقدان صلاحیت یا نقض حقوق صاحبان زمین انجام شده است، بسته به قانون حاکم می‌توان ابطال واگذاری، بازپس‌گیری زمین و جبران خسارت را مطالبه کرد. وجود سند صادرشده توسط حکومت، به‌خودی‌خود مانع بررسی قانونی منشأ آن نیست. البته صرف ادعای رانت نیز جای اثبات تخلف را نمی‌گیرد.

در مورد توافق‌های احتمالی با طالبان، چین یا دیگر طرف‌های خارجی، ابتدا باید روشن شود که سند مورد بحث یک معاهده میان دولت‌هاست، قرارداد تجاری است یا صرفاً تفاهمی مقدماتی. قواعد حاکم بر این اسناد متفاوت‌اند. در حقوق معاهدات، اصل وفای به عهد برقرار است و تغییر حکومت معمولاً تعهدات دولت را از میان نمی‌برد. کنوانسیون وین نیز برای بی‌اعتباری معاهده به دلیل نقض قواعد داخلی مربوط به صلاحیت انعقاد، شرایط سخت‌گیرانه‌ای مقرر می‌کند؛ هر ایراد داخلی موجب بطلان بین‌المللی نیست. اعمال مستقیم این کنوانسیون نیز نیازمند بررسی وضعیت عضویت طرف‌هاست، هرچند بسیاری از قواعد آن بازتاب حقوق عرفی‌اند. (untreaty.un.org)
👍2
چابهار و سواحل مکران ملک حکومت‌ها نیست؛ واگذاری زمین، غارت منابع و حقوق ملت بلوچ
نویسنده: مُهیم بلوچ ـ سرخوش
۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶
بخش ۳ از ۳

عدم مشارکت ملت بلوچ، هنگامی مبنای حقوقی قوی‌تری برای اعتراض می‌شود که با نقض یک تعهد مشخص همراه باشد: مانند نقض حقوق زمین، محرومیت از معیشت، تبعیض، تخلیه اجباری یا نادیده‌گرفتن الزامات قابل اعمالِ مشورت و رضایت. چنین تخلفاتی می‌توانند مبنای مطالبه توقف اقدام زیان‌بار، بازگرداندن زمین و جبران خسارت باشند؛ اما الزاماً به معنای بطلان تمام قرارداد مرتبط نیستند.

ماده ۲۸ اعلامیه سازمان ملل درباره حقوق مردمان بومی، برای زمین‌ها و منابعی که بدون رضایت آزادانه، قبلی و آگاهانه تصرف یا آسیب‌دیده‌اند، بازگرداندن یا جبران عادلانه را مطرح می‌کند. این معیار برای طرح مطالبه بازپس‌گیری اهمیت دارد؛ بااین‌حال، اعلامیه معاهده الزام‌آور نیست و استناد مشخص به آن درباره ملت بلوچ نیازمند توضیح انطباق حقوقی است. (ohchr.org)

در قراردادهای سرمایه‌گذاری خارجی نیز باید قانون حاکم، شرایط فسخ، تعهدات سرمایه‌گذار و حمایت‌های احتمالی معاهدات سرمایه‌گذاری بررسی شود. لغو یک‌جانبه حقوق معتبر ممکن است مطالبه غرامت ایجاد کند؛ بنابراین بازپس‌گیری حقوق ملت بلوچ باید بر پرونده‌های مستند و رسیدگی منصفانه استوار باشد. (uncitral.un.org)

در طرح‌های انتقال آب و استخراج منابع نیز مطالبه باید متناسب با تخلف باشد: توقف فعالیت زیان‌بار، اصلاح پروژه، احیای محیط‌زیست، تأمین حقوق و نیازهای مردم، جبران خسارت و، در صورت وجود مبنای قانونی، لغو مجوز یا فسخ قرارداد.

موضع ما روشن است: هیچ واگذاری نباید صرفاً به دلیل امضای مقام‌های جمهوری اسلامی از بازبینی مصون بماند. پس از پایان این حکومت، نمایندگان واقعی مردم باید سازوکاری مستقل، شفاف و با مشارکت ملت بلوچ برای بررسی این پرونده‌ها ایجاد کنند. زمین‌های متعلق به اشخاص و جوامع که غیرقانونی گرفته شده‌اند باید به صاحبان حق بازگردند؛ دارایی‌های عمومیِ نامشروع واگذارشده نیز باید به دارایی عمومی بلوچستان بازگردانده شوند.

مطالبه ما بازپس‌گیری حقوق ملت بلوچ است؛ و راه حقوقی محکم آن، اثبات تخلف، رسیدگی مستقل و اجرای احکام است. قرارداد و مجوز حکومتی نباید پوششی برای مصونیت تصرف غیرقانونی و غارت منابع باشد.

این اگر استعمار نیست، چه نامی دارد؟

وقتی تصمیم‌ها در مرکز گرفته می‌شود، منابع از سرزمین مردم استخراج می‌شود، منافع در اختیار صاحبان قدرت قرار می‌گیرد و هزینه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی برای ساکنان باقی می‌ماند، از نگاه من با الگویی از استعمار روبه‌رو هستیم. این توصیف سیاسی باید در بررسی حقوقی به موارد مشخص تبدیل شود: سلب حقوق زمین، تبعیض، تخلیه اجباری، محرومیت از معیشت و تخریب زندگی فرهنگی.

اگر اجرای طرح چابهار یا دیگر پروژه‌ها با چنین اقداماتی همراه باشد، می‌تواند نقض جدی و، بسته به شدت و گستردگی، فاحش حقوق ملت بلوچ محسوب شود. حفظ حاکمیت رسمی ایران یا تغییر عنوان قرارداد به «سرمایه‌گذاری»، چنین نقض‌هایی را مشروع نمی‌کند.

جمهوری اسلامی باید متن توافق‌ها و واگذاری‌ها را منتشر کند، حقوق رسمی و عرفی مردم را به رسمیت بشناسد و امکان مشارکت و رسیدگی مستقل را فراهم سازد. بلوچستان ملک حکومت، سپاه، ارتش، بنیادها یا شرکت‌های برخوردار از حمایت قدرت نیست.

هشدار من به جمهوری اسلامی روشن است: اگر به غارت زمین و منابع بلوچستان و تحمیل تصمیم‌ها بر ملت بلوچ ادامه دهید، با مقاومت سخت، گسترده و سازمان‌یافته مدنی، سیاسی، حقوقی و دفاع مشروع (کہ آغاز ھم شدہ ولی تشدید خواھد شد) این ملت روبه‌رو خواهید شد. سرکوب نمی‌تواند حق مردم بر سرزمین، معیشت، هویت و آینده‌شان را از میان ببرد.

ملت بلوچ حق دارد درباره سرزمین و توسعه خود مشارکت مؤثر و تعیین‌کننده داشته باشد. هیچ توافقی میان جمهوری اسلامی و طالبان نباید این حق را زیر پا بگذارد.

پایان۰
👍5
بلوچستانءِ ھمدلیں بانُکاں
Video
کودک یتیم بلوچ، شناسنامه می‌خواهد تا به مدرسه برود؛ وقتی دولت هم در برابر حق او سکوت می‌کند!

نادر، کودک بلوچ که پدرش را از دست داده، تنها یک آرزو دارد: شناسنامه بگیرد و به مدرسه برود. اما با وجود داشتن شناسنامه پدر و مادرش، سال‌ها پیگیری خانواده برای صدور شناسنامه او بی‌نتیجه مانده است. نادر به‌جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، ناچار است برای کمک به تأمین هزینه‌های زندگی خانواده کار کند.

این داستان بسیاری از کودکان و خانواده‌های بلوچ است که با وجود داشتن مدارک و شواهد هویتی، همچنان از حق داشتن شناسنامه محروم مانده‌اند. بسیاری از خانواده‌های بلوچ ساکن مناطق مرزی نیز سال‌هاست با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند و از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم‌اند.

پس از جمعه خونین زاهدان، روند پیگیری پرونده‌های شناسنامه‌ای در بلوچستان نیز، بنا بر گزارش‌ها و روایت‌های مردم، با بن‌بست و محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو شده است.
در شرایطی که بسیاری از مردم بلوچ با وجود ارائه مدارک و مستندات، همچنان در انتظار دریافت شناسنامه‌اند، نگرانی‌ها درباره تبعیض در روند احراز هویت و تأثیر سیاست‌های جمعیتی بر حقوق مردم بومی افزایش یافته است.


بلوچستانءِ ھمدلیں بانُکاں


@mahshan_baloch

اینستاگرام:
www.instagram.com/hamdelin_banokan

تلگرام:
https://t.me/hamdelinbanokan

یوتیوب:

https://www.youtube.com/@hamdelinbanokan

کانال واتساپ
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6crxs4o7qMoXQlbi1j
💔4
سهاب ❖
Photo
🔹کشور بلوچستان توسط انگلیس از بین رفت و بخش غربی آن به اشغال قاجاریه در آمد و مرزهای کنونی ایران شکل گرفتند. اما اگر بلوچستان کشور خود را میداشت چه وضعیتی داشت؟!

روزی را تصور کنید که مردم بلوچستان با افتخار پاسپورت خود را در دست دارند، سندی که نشان از هویت، استقلال و آزادی آنها داشته باشد. آن وقت دیگر برای سفر به کشورهای جهان نیازی به درخواست ویزا ندارند، چرا که پاسپورت بلوچستان به بیش از ۱۵۰ کشور اجازه ورود بدون ویزا را فراهم کرده است. فرودگاه‌های بین‌المللی در زاهدان، چابهار و ... پر از مسافران بلوچ هستند که برای تحصیل، تجارت و گردشگری به سراسر دنیا سفر می‌کنند.

بلوچستان به یک مرکز اقتصادی پررونق تبدیل شده است. منابع طبیعی و بنادر استراتژیک آن، این سرزمین را به یکی از قطب‌های تجاری جهان بدل کرده است. سرمایه‌گذاران از سراسر دنیا برای همکاری و تجارت به بلوچستان می‌آیند و دانشگاه‌های مدرن آن، دانشجویانی از سراسر جهان را جذب می‌کنند. صنعت گردشگری در حال شکوفایی است، سواحل زیبای مکران و مناطق تاریخی آن سالانه میلیون‌ها گردشگر را به خود جذب می‌کنند و هزاران شغل ایجاد میشود.

بلوچ‌ها در سازمان‌های بین‌المللی نماینده دارند، سفارت‌خانه‌های بلوچستان در پایتخت‌های جهان تأسیس شده‌اند و این کشور در میان ملت‌های آزاد جهان جایگاه خود را یافته است. دیگر خبری از تبعیض، محرومیت و سرکوب این صده ها نیست. جوانان بلوچ با امید و انگیزه در سرزمین خود کار و پیشرفت می‌کنند. زنان بلوچ در سیاست، علم و تجارت نقش‌های کلیدی دارند و مردم در رفاه و امنیت زندگی می‌کنند.

آینده‌ای که در آن بلوچ‌ها دیگر مجبور به مهاجرت اجباری و سوختبری و...نیستند، بلکه با افتخار به جهان معرفی می‌شوند. روزی که مردمانش با عزت و احترام در سراسر دنیا شناخته شوند.

#سهاب #راجی_تپاکی_گل
https://t.me/SahabBalochistan/70552
💔7👍4💯1