🗞 مناسبات فقه و اخلاق
گفتوگوی علی مهجور با #ابوالقاسم_فنائی
🔅این گفتوگو پیشتر در نشریه وزین حیات معنوی، شماره دوم، زمستان ۱۳۹۸، صص ۷-۴۵ . منتشر گردیده است. بازنشر آن در اینجا با اجازه دوست گرامی و فرهیخته، جناب آقای علی باقریفر، مدیر مسئول و سردبیر محترم این نشریه، صورت میگیرد. از ایشان بابت موافقت با درخواست بازنشر آن سپاسگزارم. اینک که در آستانه چهلمین روز درگذشت دوست عزیزم شادروان استاد رضا بابائی قرار داریم، این گفتوگو را به روان پاک ایشان تقدیم میکنم.
🌐 دریافت فایل PDF این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
گفتوگوی علی مهجور با #ابوالقاسم_فنائی
🔅این گفتوگو پیشتر در نشریه وزین حیات معنوی، شماره دوم، زمستان ۱۳۹۸، صص ۷-۴۵ . منتشر گردیده است. بازنشر آن در اینجا با اجازه دوست گرامی و فرهیخته، جناب آقای علی باقریفر، مدیر مسئول و سردبیر محترم این نشریه، صورت میگیرد. از ایشان بابت موافقت با درخواست بازنشر آن سپاسگزارم. اینک که در آستانه چهلمین روز درگذشت دوست عزیزم شادروان استاد رضا بابائی قرار داریم، این گفتوگو را به روان پاک ایشان تقدیم میکنم.
🌐 دریافت فایل PDF این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
مناسبات فقه و اخلاق؛ گفتوگوی علی مهجور با ابوالقاسم فنائی • صدانت
وقتی درباره قلمرو شریعت و اخلاق یا قلمرو علم فقه و علم اخلاق سخن میگوییم، دو معنای از قلمرو را باید از یکدیگر تفکیک کنیم. معنای اول را «قلمرو بالقوّه»...
🎥 خدا و رنج بشر
👤 #ابراهیم_آزادگان (عضو هیات علمی و رییس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)
🔅اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ این تنظیمِ دقیق تحت تأثیر قرار گرفتهایم که جهان برای زندگی انسانی طراحی شده است، معضلِ شُرور طبیعی فوریت مییابند. نظر من آن است که مشاهدهی جهان از منظر انساننگرانه منشاء چالش خداباوران است که از این تنش برمیخیزد. پیشنهاد من در دستوپنجه نرم کردن با این چالش این است که شاید این جهان برای غایاتِ الهی تنظیمِ دقیق شده است، که آن غایت میتواند تجلی عشقِ او از مجرای دردها و عواطفِ موجوداتِ دارایِ آگاهی حسی باشد.
🌐 صوت و فیلم این سخنرانی آنلاین
🌾 @jorateandishidan
🌾 @Sedanet
👤 #ابراهیم_آزادگان (عضو هیات علمی و رییس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)
🔅اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ این تنظیمِ دقیق تحت تأثیر قرار گرفتهایم که جهان برای زندگی انسانی طراحی شده است، معضلِ شُرور طبیعی فوریت مییابند. نظر من آن است که مشاهدهی جهان از منظر انساننگرانه منشاء چالش خداباوران است که از این تنش برمیخیزد. پیشنهاد من در دستوپنجه نرم کردن با این چالش این است که شاید این جهان برای غایاتِ الهی تنظیمِ دقیق شده است، که آن غایت میتواند تجلی عشقِ او از مجرای دردها و عواطفِ موجوداتِ دارایِ آگاهی حسی باشد.
🌐 صوت و فیلم این سخنرانی آنلاین
🌾 @jorateandishidan
🌾 @Sedanet
صدانت
سخنرانی آنلاین ابراهیم آزادگان با عنوان «خدا و رنج بشر» • صدانت
اگر جهان برای زندگی انسان بهطور دقیق تنظیم شده باشد، چرا زندگی دربردارندهی چنین مصیبتها و رنجهایی است؟ به نظر میآید که به همان میزانی که ما از درکِ...
☘️ مولانا وقتی دعا میکرد
✍️ #صدیق_قطبی
🔅۱. دعا برای مولانا خیز برداشتن به سمت خداست. کوششی از عُمق جان است برای تماس با خداوند. تپیدن و جنبش ماهیِ به خاک افتاده است برای بازگشت به دریا. دعا برای او یک جهتگیری وجودی است طوری که نه تنها زبان، که سراسر اقلیم جان او دعا شود و در آتش اشتیاق خدا بسوزد:
ز بس دعا که بکردم دعا شده است وجودم
که هر که بیند رویم دعا به خاطرش آید
کالوَن(۱۵۰۹ – ۱۵۶۴) نیایش را «تمرین دائمی ایمان» میدانست. ممارست و کوششی مستمر برای حفظ و پرورش پیوند با خدا. در نگاه مولانا نیز دعا کارکرد مشابهی دارد. به باور او دعا تلاش برای غلبه بر فروبستگی است. گشودن خود رو به خداست:
اگر دعا نکنم لطف او همی گوید:
که سرد و بسته چرایی؟ بگو! زبان داری
اگر دعا نکند «سرد» و «بسته» میمانَد. با دعا کردن میکوشد تا دریچههای جان خود را رو به خدا بگشاید و با گذر از فروبستگی به «گشادِ اندرون» دست یابد. وقتی به جانب خدا که نور جهان است خود را میگشاید از «سرما» خلاصی مییابد. نیایش در نگاه مولانا راهی است برای کنار زدن پردههای غفلت و بیرون آمدن از وضعیت غیبت به مرحلهی حضور. «دیونوسیوس مجعول» فیلسوف و عارف مسیحی اوایل قرون وسطی گفته است:
«کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخرهای به طرفش پرت شده میگیرد و میکشد، صخره را به طرف خود نمیکشد بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک میکند.»(به نقل از کتاب نیایش، فریدریش هایلر)
گویا دعا نزد عارفان کارکرد نربان را دارد که میتوان به مدد آن ارتفاع گرفت. از زبان خداست که میگوید:
اگر چه بام بلند است آسمان، مگریز
چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
ما در نیایش و دعا دربارهی خدا حرف نمیزنیم، بلکه با خدا حرف میزنیم و او را «تو» خطاب میکنیم. دعا تلاشی است برای عبور از خدای غایب که دربارهاش حرف میزنند به خدایی حاضر که طرف گفتوگو است. عبور از «او» به «تو». هر چه دربارهی خدا حرف میزنیم، دربارهی «او» حرف میزنیم، تنها در دعاست که خدا به «تو»یِ زندگی ما بَدَل میشود و ما امکان تماس با او را مییابیم. از اینروست که در داستان موسی و شبان، خدا موسی را عتاب میکند که تو بندهی ما را از ما جدا کردی. شبان در مقام وصل و تماس بود چرا که سرگرم گفتگو با خدا بود، اما تو با سخن گفتن دربارهی خدا شبان را از اقلیم وصل و تماس به وادی فصل کشاندی. به وادی حرف زدن دربارهی خدا.
🔅۲. خدا انسان را به دعا فراخوانده است و شیوه دعا کردن را نیز به او آموخته است. به چشم مولانا این نکته حائز اهمیت بسیار است چرا که بیانگر عشق خدا به آدمی است و به تعبیر بایزید بسطامی گواه آن است که «خود اول او مرا خواسته بود».
مولانا میگوید:
«این طلب در ما هم از ایجاد توست»، «هم ز اول تو دهی میلِ دعا»، «این دعا را هم ز تو آموختیم» و «این دعا هم بخشش و تعلیم توست». تو در ما ذوق دعا کردن انگیختهای، پس به حقِ این لطف عشقآمیز، دعای ما را اجابت کن: «چون دعامان امر کردی ای عُجاب / این دعای خویش را کن مستجاب»
مولانا توجه دارد که بذر اشتیاق را خدا در سینهی انسانها کاشته است و این موهبت را گواه عشق او میداند و به آن متوسل میشود: «ای دعا از تو اجابت هم ز تو»؛ «حُرمت آنکه دعا آموختی / در چنین ظلمت چراغ افروختی»
مولانا میکوشید تا اجابت و «لبیک» خدا را در نفس نیایش و دعای خود دریابد. لبیکی که اگرچه شنیده نمیشود اما چشیدنی است: «هست لبیکی که نتوانی شنید / لیک سر تا پای، بتوانی چشید». بیدار شدن آن سوز و درد درونی که خود را در نیایش آشکار میکرد در نگاه مولانا «پیکی» از سوی خدا بود: «آن نیاز و درد و سوزت، پیک ماست» و در لایهی زیرین نیایشهای سوزمند ما، اجابتها خدا جاری است: «زیر هر یا رب تو، لبیکهاست»
میگوید خدا در من این میل و طلب را برانگیخته تا زبان به نیایش او تر کنم و اوست که چون آهنرُبایی پولاد دل ما را به جانب خویش میکشد:
پولادپارههاییم، آهنرُباست عشقت
اصلِ همه طلب تو در خود طلب ندیدم
اما دعایی که گواه اجابت خداست، دعای سرد و تقلیدی نیست. دعای دردمندانه است:
درد آمد بهتر از مُلک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بیدرد، از افسردگی است
خواندن با درد، از دلبردگی است
(مثنوی، دفتر سوم)
🔅۳. از آنجا که مهمترین یا تنها مانع پیوند ما با خدا خودِ دروغین یا نفسِ ماست، تمنای درونی مولانا نیز که در آینهی دعاهای پرسوز او نمایان است غالباً معطوف به رهایی از بند نفس است:
دست گیر از دست ما، ما را بخر
پرده را بردار و پردهی ما مَدَر
باز خر ما را از این نفس پلید
کاردش تا استخوان ما رسید
(مثنوی، دفتر دوم)
ای خدا بگمار قومی روحمند
تا ز صندوق بدنمان وا خرند
(مثنوی، دفتر ششم)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
✍️ #صدیق_قطبی
🔅۱. دعا برای مولانا خیز برداشتن به سمت خداست. کوششی از عُمق جان است برای تماس با خداوند. تپیدن و جنبش ماهیِ به خاک افتاده است برای بازگشت به دریا. دعا برای او یک جهتگیری وجودی است طوری که نه تنها زبان، که سراسر اقلیم جان او دعا شود و در آتش اشتیاق خدا بسوزد:
ز بس دعا که بکردم دعا شده است وجودم
که هر که بیند رویم دعا به خاطرش آید
کالوَن(۱۵۰۹ – ۱۵۶۴) نیایش را «تمرین دائمی ایمان» میدانست. ممارست و کوششی مستمر برای حفظ و پرورش پیوند با خدا. در نگاه مولانا نیز دعا کارکرد مشابهی دارد. به باور او دعا تلاش برای غلبه بر فروبستگی است. گشودن خود رو به خداست:
اگر دعا نکنم لطف او همی گوید:
که سرد و بسته چرایی؟ بگو! زبان داری
اگر دعا نکند «سرد» و «بسته» میمانَد. با دعا کردن میکوشد تا دریچههای جان خود را رو به خدا بگشاید و با گذر از فروبستگی به «گشادِ اندرون» دست یابد. وقتی به جانب خدا که نور جهان است خود را میگشاید از «سرما» خلاصی مییابد. نیایش در نگاه مولانا راهی است برای کنار زدن پردههای غفلت و بیرون آمدن از وضعیت غیبت به مرحلهی حضور. «دیونوسیوس مجعول» فیلسوف و عارف مسیحی اوایل قرون وسطی گفته است:
«کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخرهای به طرفش پرت شده میگیرد و میکشد، صخره را به طرف خود نمیکشد بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک میکند.»(به نقل از کتاب نیایش، فریدریش هایلر)
گویا دعا نزد عارفان کارکرد نربان را دارد که میتوان به مدد آن ارتفاع گرفت. از زبان خداست که میگوید:
اگر چه بام بلند است آسمان، مگریز
چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
ما در نیایش و دعا دربارهی خدا حرف نمیزنیم، بلکه با خدا حرف میزنیم و او را «تو» خطاب میکنیم. دعا تلاشی است برای عبور از خدای غایب که دربارهاش حرف میزنند به خدایی حاضر که طرف گفتوگو است. عبور از «او» به «تو». هر چه دربارهی خدا حرف میزنیم، دربارهی «او» حرف میزنیم، تنها در دعاست که خدا به «تو»یِ زندگی ما بَدَل میشود و ما امکان تماس با او را مییابیم. از اینروست که در داستان موسی و شبان، خدا موسی را عتاب میکند که تو بندهی ما را از ما جدا کردی. شبان در مقام وصل و تماس بود چرا که سرگرم گفتگو با خدا بود، اما تو با سخن گفتن دربارهی خدا شبان را از اقلیم وصل و تماس به وادی فصل کشاندی. به وادی حرف زدن دربارهی خدا.
🔅۲. خدا انسان را به دعا فراخوانده است و شیوه دعا کردن را نیز به او آموخته است. به چشم مولانا این نکته حائز اهمیت بسیار است چرا که بیانگر عشق خدا به آدمی است و به تعبیر بایزید بسطامی گواه آن است که «خود اول او مرا خواسته بود».
مولانا میگوید:
«این طلب در ما هم از ایجاد توست»، «هم ز اول تو دهی میلِ دعا»، «این دعا را هم ز تو آموختیم» و «این دعا هم بخشش و تعلیم توست». تو در ما ذوق دعا کردن انگیختهای، پس به حقِ این لطف عشقآمیز، دعای ما را اجابت کن: «چون دعامان امر کردی ای عُجاب / این دعای خویش را کن مستجاب»
مولانا توجه دارد که بذر اشتیاق را خدا در سینهی انسانها کاشته است و این موهبت را گواه عشق او میداند و به آن متوسل میشود: «ای دعا از تو اجابت هم ز تو»؛ «حُرمت آنکه دعا آموختی / در چنین ظلمت چراغ افروختی»
مولانا میکوشید تا اجابت و «لبیک» خدا را در نفس نیایش و دعای خود دریابد. لبیکی که اگرچه شنیده نمیشود اما چشیدنی است: «هست لبیکی که نتوانی شنید / لیک سر تا پای، بتوانی چشید». بیدار شدن آن سوز و درد درونی که خود را در نیایش آشکار میکرد در نگاه مولانا «پیکی» از سوی خدا بود: «آن نیاز و درد و سوزت، پیک ماست» و در لایهی زیرین نیایشهای سوزمند ما، اجابتها خدا جاری است: «زیر هر یا رب تو، لبیکهاست»
میگوید خدا در من این میل و طلب را برانگیخته تا زبان به نیایش او تر کنم و اوست که چون آهنرُبایی پولاد دل ما را به جانب خویش میکشد:
پولادپارههاییم، آهنرُباست عشقت
اصلِ همه طلب تو در خود طلب ندیدم
اما دعایی که گواه اجابت خداست، دعای سرد و تقلیدی نیست. دعای دردمندانه است:
درد آمد بهتر از مُلک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بیدرد، از افسردگی است
خواندن با درد، از دلبردگی است
(مثنوی، دفتر سوم)
🔅۳. از آنجا که مهمترین یا تنها مانع پیوند ما با خدا خودِ دروغین یا نفسِ ماست، تمنای درونی مولانا نیز که در آینهی دعاهای پرسوز او نمایان است غالباً معطوف به رهایی از بند نفس است:
دست گیر از دست ما، ما را بخر
پرده را بردار و پردهی ما مَدَر
باز خر ما را از این نفس پلید
کاردش تا استخوان ما رسید
(مثنوی، دفتر دوم)
ای خدا بگمار قومی روحمند
تا ز صندوق بدنمان وا خرند
(مثنوی، دفتر ششم)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
☘️ گفتگوی زنده اهالی فرهنگ؛ لایو اینستاگرام
🔅در پی وضعیت پدیدآمده پس از شیوع ویروس کووید ۱۹ و دشواری یا عدم امکان برگزاری جلسات حضوری، بسیاری از گفتگوهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی برگزار میشود. از اینرو شایسته دیدیم تا آن دسته از گفتگوهای زندهی اینستاگرامی را که به عرصههای فکری فرهنگی و اجتماعی مرتبطاند به شکل سامانمند و متمرکزی اطلاعرسانی کنیم.
🔅مخاطبان عزیز میتوانند ما را در اطلاعرسانی هر چه بهتر و فراگیرتر جلساتی از این دست با گذاشتن کامنت یاری کنند.
🌐 معرفی مجموعهها
🌾 @Sedanettv
🔅در پی وضعیت پدیدآمده پس از شیوع ویروس کووید ۱۹ و دشواری یا عدم امکان برگزاری جلسات حضوری، بسیاری از گفتگوهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی برگزار میشود. از اینرو شایسته دیدیم تا آن دسته از گفتگوهای زندهی اینستاگرامی را که به عرصههای فکری فرهنگی و اجتماعی مرتبطاند به شکل سامانمند و متمرکزی اطلاعرسانی کنیم.
🔅مخاطبان عزیز میتوانند ما را در اطلاعرسانی هر چه بهتر و فراگیرتر جلساتی از این دست با گذاشتن کامنت یاری کنند.
🌐 معرفی مجموعهها
🌾 @Sedanettv
🗞 چهار ساحت وجود ما
✍️ #ساسان_حبیبوند
🔅اگر بهتازگی صاحب یک کارخانه شده باشید، برای مدیریت صحیح و بهرهبرداری مطلوب از مجموعه خود، سعی خواهید کرد ابتدا شناختی از کلیات کارخانه و اجزاء و قسمتهای آن بهدست بیاورید و از نیازها و مشکلات احتمالی هر بخش آگاهی پیدا کنید. اگر خانهای برای خرید به شما پیشنهاد شده باشد، اولین سؤالتان این خواهد بود که آن خانه چند اتاق دارد و از چه قسمتهایی تشکیل شده، از چه امکاناتی برخوردار است و نقشه کلی ساختمان آن چیست. همینطور، اگر در دورهی خلبانی ثبت نام کنید نخستین مطلبی که به شما خواهند آموخت، آشنایی با قسمتها و اجزاء اصلی هواپیما و کارکرد و خصوصیات هر بخش است و البته ارتباط بخشهای مختلف با یکدیگر. علت همهی اینها آن است که داشتن شناخت کلی از بخش های اصلی هر مجموعه، برای کاربرد صحیح و بهرهگیری مفید از آن، ضروری است و هر استفاده یا رفتار درستی با آن، فقط در سایه چنین شناختی ممکن است.
🔅اما آیا تا کنون به این موضوع اندیشیدهاید که وجود شما بهعنوان یک انسان از چه ابعادی تشکیل شده است؟ آیا سعی کردهاید یک طرح کلان و کلی از خصوصیات و نیازهای خود ترسیم کنید؟ برای شخص من این سؤال، همواره پرسشی جذاب و بااهمیت بوده است، بهخصوص که همانطور که گفتیم، در دست داشتن یک نقشه کلی از وجود خویش، به شناخت ما از نیازها و قابلیتهایمان کمک شایانی خواهد کرد و نقشی محوری در برنامهریزی برای شادمانی و شکوفاییمان خواهد داشت. در گفتاری که پیش روست قصد دارم آنچه را که در تلاش برای پاسخ به این سؤال یافتهام با شما در میان بگذارم. اما قبل از شروع بحث چند نکته هست که میبایست درباره آنچه در این گفتار طرح شده است در نظر داشت.
🔅من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای وجود آدمی را به شکلی جز آنچه در اینجا طرح شده، برشمارند یا تقسیمبندی دیگری از ویژگیهای آن بهدست دهند و چنین هم کردهاند و طبعا آنچه که در این گفتار میخوانید دیدگاه من است و نتیجه تحقیقات و تأملات این قلم. دیگر آن که به گمان من صرفنظر از ابعاد و ساحات برشمرده در این گفتار، در ما بهعنوان انسان، مرکزی به اسم "من" یا "خود" وجود دارد که در حقیقت، این ویژگیها و نیازها همگی متعلق به او و تحت اختیار اویند. در حقیقت، وقتی بحث از "ابعاد وجود خود" میکنیم در سخن ما، اشاره به یک "خود"، نهفته است که آن ابعاد یا ساحات، متعلق به او هستند - هر چند پرداختن به چیستی و جنس چنین "مرکزی"، موضوع بحث این گفتار نیست.
🔅ممکن است کسانی چنین "خودی" را بهعنوان روح و یا "بُعد روحانی" وجود ما بشناسند و بگویند: آنچه که در اینجا گفته شده، ناظر بر نیازها و قابلیتهای ماست، در حالی که علاوه بر همهی اینها، ساحتی روحانی وجود دارد که نه جزو نیازهاست و نه در زمرهی قابلیتها، بلکه خودِ وجود و هستی آدمی را شامل میشود. در پاسخ باید گفت چنین دیدگاهی با آنچه در این مقال گفتهایم منافاتی ندارد بلکه میتوان گوهر وجود انسان را روحی دانست که ساحات ذکر شده، مجموعهی ویژگیهای متعلق به او یا زیر نظارت او هستند. به هر حال، خواه چنین "خود"ی را از جنس روح بدانیم، خواه بخشی از مغز و خواه یک مرکز آگاهی در ذهن، بهگمان من در وجود چنین مرکز مستقلی به سختی میتوان مناقشه کرد.
🌐 متن کامل این مقاله
@sasanhabibvand
🌾 @Sedanet
✍️ #ساسان_حبیبوند
🔅اگر بهتازگی صاحب یک کارخانه شده باشید، برای مدیریت صحیح و بهرهبرداری مطلوب از مجموعه خود، سعی خواهید کرد ابتدا شناختی از کلیات کارخانه و اجزاء و قسمتهای آن بهدست بیاورید و از نیازها و مشکلات احتمالی هر بخش آگاهی پیدا کنید. اگر خانهای برای خرید به شما پیشنهاد شده باشد، اولین سؤالتان این خواهد بود که آن خانه چند اتاق دارد و از چه قسمتهایی تشکیل شده، از چه امکاناتی برخوردار است و نقشه کلی ساختمان آن چیست. همینطور، اگر در دورهی خلبانی ثبت نام کنید نخستین مطلبی که به شما خواهند آموخت، آشنایی با قسمتها و اجزاء اصلی هواپیما و کارکرد و خصوصیات هر بخش است و البته ارتباط بخشهای مختلف با یکدیگر. علت همهی اینها آن است که داشتن شناخت کلی از بخش های اصلی هر مجموعه، برای کاربرد صحیح و بهرهگیری مفید از آن، ضروری است و هر استفاده یا رفتار درستی با آن، فقط در سایه چنین شناختی ممکن است.
🔅اما آیا تا کنون به این موضوع اندیشیدهاید که وجود شما بهعنوان یک انسان از چه ابعادی تشکیل شده است؟ آیا سعی کردهاید یک طرح کلان و کلی از خصوصیات و نیازهای خود ترسیم کنید؟ برای شخص من این سؤال، همواره پرسشی جذاب و بااهمیت بوده است، بهخصوص که همانطور که گفتیم، در دست داشتن یک نقشه کلی از وجود خویش، به شناخت ما از نیازها و قابلیتهایمان کمک شایانی خواهد کرد و نقشی محوری در برنامهریزی برای شادمانی و شکوفاییمان خواهد داشت. در گفتاری که پیش روست قصد دارم آنچه را که در تلاش برای پاسخ به این سؤال یافتهام با شما در میان بگذارم. اما قبل از شروع بحث چند نکته هست که میبایست درباره آنچه در این گفتار طرح شده است در نظر داشت.
🔅من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای وجود آدمی را به شکلی جز آنچه در اینجا طرح شده، برشمارند یا تقسیمبندی دیگری از ویژگیهای آن بهدست دهند و چنین هم کردهاند و طبعا آنچه که در این گفتار میخوانید دیدگاه من است و نتیجه تحقیقات و تأملات این قلم. دیگر آن که به گمان من صرفنظر از ابعاد و ساحات برشمرده در این گفتار، در ما بهعنوان انسان، مرکزی به اسم "من" یا "خود" وجود دارد که در حقیقت، این ویژگیها و نیازها همگی متعلق به او و تحت اختیار اویند. در حقیقت، وقتی بحث از "ابعاد وجود خود" میکنیم در سخن ما، اشاره به یک "خود"، نهفته است که آن ابعاد یا ساحات، متعلق به او هستند - هر چند پرداختن به چیستی و جنس چنین "مرکزی"، موضوع بحث این گفتار نیست.
🔅ممکن است کسانی چنین "خودی" را بهعنوان روح و یا "بُعد روحانی" وجود ما بشناسند و بگویند: آنچه که در اینجا گفته شده، ناظر بر نیازها و قابلیتهای ماست، در حالی که علاوه بر همهی اینها، ساحتی روحانی وجود دارد که نه جزو نیازهاست و نه در زمرهی قابلیتها، بلکه خودِ وجود و هستی آدمی را شامل میشود. در پاسخ باید گفت چنین دیدگاهی با آنچه در این مقال گفتهایم منافاتی ندارد بلکه میتوان گوهر وجود انسان را روحی دانست که ساحات ذکر شده، مجموعهی ویژگیهای متعلق به او یا زیر نظارت او هستند. به هر حال، خواه چنین "خود"ی را از جنس روح بدانیم، خواه بخشی از مغز و خواه یک مرکز آگاهی در ذهن، بهگمان من در وجود چنین مرکز مستقلی به سختی میتوان مناقشه کرد.
🌐 متن کامل این مقاله
@sasanhabibvand
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله ساسان حبیبوند با عنوان «چهار ساحت وجود ما» • صدانت
من در اینجا وجود انسان را شامل چهار بعد یا چهار ساحت کلی دانستهام و خصوصیات و احتیاجات هر ساحت را برشمردهام. با این حال ممکن است کسانی ابعاد و نیازهای ...
☘️ من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود...
✍️ قسمتی از مصاحبه با #محمد_مجتهد_شبستری
🔅1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم «وجوب» را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم «توصیه» را باید قرار داد. مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید. این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است. عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی، روحی و روانی که به منظور تعالی روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد. این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی به دنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
🔅من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است، «خُلق» شریف است نه دولا راست شدن. باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد. اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد. یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم. توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و مزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🔅2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم. با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری. همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🔅به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید. امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به قدر مقدور این اعمال را بهجا آورید. هر قدر که میتوانید ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید. به نظر من دستور از بالا، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند. باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
🔅نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع نفاق و ریا شده است. آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🔅3- به نظر من آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای تکلیف کلامی و فقهی نیست. واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی، تاریخ پیدایش دارد. هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است. البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آن را کنار گذاشت.
🌐 متن کامل این مصاحبه
@mohammadmojtahedshabestari
🌾 @Sedanet
✍️ قسمتی از مصاحبه با #محمد_مجتهد_شبستری
🔅1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم «وجوب» را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم «توصیه» را باید قرار داد. مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید. این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است. عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی، روحی و روانی که به منظور تعالی روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد. این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی به دنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
🔅من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است، «خُلق» شریف است نه دولا راست شدن. باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد. اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد. یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم. توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و مزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🔅2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم. با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری. همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🔅به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید. امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به قدر مقدور این اعمال را بهجا آورید. هر قدر که میتوانید ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید. به نظر من دستور از بالا، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند. باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
🔅نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع نفاق و ریا شده است. آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🔅3- به نظر من آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای تکلیف کلامی و فقهی نیست. واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی، تاریخ پیدایش دارد. هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است. البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آن را کنار گذاشت.
🌐 متن کامل این مصاحبه
@mohammadmojtahedshabestari
🌾 @Sedanet
3danet.net
نسبتسنجی میان اسلام و حقوق بشر در گفتوگو با محمّد مجتهد شبستری
پاسخهای کلّی و گاه مبهمی به این پرسش از نسبت میان اسلام و حقوق بشر داده شده است، امّا هیچ یک از این پاسخها همهی موارد تعارض را مشخص نکرده و در ...
☘️ نگاهی به کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن»، ترجمه مرتضی کریمینیا
✍️ #ایمان_تاجی
🔅قرآن کتابی است که به اعتقاد عموم مسلمانان حاصل وحی خداوند به پیامبر خود، حضرت محمد (ص) است. طی قرون متمادی این متن، مورد تحلیل و تفسیر بسیاری از عالمان قرار گرفته است. اما در صد سال اخیر که علوم به سرعت زیادی رو به پیشرفت گذاردند و علوم انسانی نیز از این قاعده مستثنا نبود، روشهای جدیدی در نقد متون در جوامع غربی به وجود آمد که توانست رهیافت های نو و بدیعی را در حوزه علوم انسانی بگشاید. یکی از متونی که مورد تحلیل و نقد غربیان قرار گرفت قرآن بود. غربیان یا اصطلاحا مستشرقان با استفاده از ابزار روشهای جدید مبتنی بر تحلیل متن در علوم انسانی تحقیقات بسیاری را در مورد قرآن انجام دادند.
🔅کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالاتی از برخی قرآنپژوهان غربی است که قبلا توسط مترجم و قرآن پژوه زبردست، «مرتضی کریمینیا» ترجمه شده و در مجلات مختلف به چاپ رسیده است. اکنون این مقالات جمعآوری شده و در یک جلد توسط انتشارات هرمس چاپ شده است. کریمینیا مترجمی چندزبانه است و از آلمانی و انگلیسی و عربی ترجمه می-کند. او از پیشگامان معرفی کارهای قرآنپژوهان غربی و نواندیشان عرب در کشور ماست. کریمینیا در مقدمه خود بر این کتاب مینویسد:
🔅«. . . تنها ما ایرانیان، عربها، ترکها، مالاییها و مسلمانان شبیه قاره نیستیم که به درس و بحث در باب قرآن و دانشهای تفسیری حول آن میپردازیم. مدتهای مدید است که دیگران هم پرسشهای علمی در این حیطه درمی-آورند و رشته مطالعات قرآنی را در مجامع علمی و دانشگاهی خود تازهتر و پررونقتر میسازند؛ درست همچنان که چنین امری در تمامی علوم فنی، پایه، پزشکی، کشاورزی و از همه مهمتر در حوزههای مختلف علوم انسانی روی میدهد. مهمترین تفاوت مطالعات قرآنی با سایر رشتههای علمی و دانشگاهی در کشور ما آن است که اغلب بانیان و حاملان این رشته نظرا و عملا خود را از دانستن پرسشهای دیگران بی نیاز میدانند.»
🔅«. . . در این میان اما، مطالعات قرآنی در ایران امروز ما به رغم کمیت چشمگیر و ابعاد وسیعش، همچنان محدود و در بند تکرار مکررات باقی مانده است. از همین رو، شباهتی عجیب به جزیرهای دارد که ساکنانش تنها به زبانی که خود میفهمند سخن میگویند. نه تولیداتش در مدار علمی جهان به رسمیت شناخته می شود، و نه هیچ فارغالتحصیل حوزه و دانشگاهش به محض ورود به کنفرانسهای اسلامشناسی غربی، ذرهای از موضوعات مقالات و روش بحث و جدل شرکتکنندگان سر در میآورد. در نهایت خوشبینی، مفروض میگیریم که فرد مورد نظر با مانع جدی زبان مواجه نباشد.»
🔅از این منظر ارزش این کتاب تنها به ارایه تفسیرها و مطالب جدید در حوزه علوم قرآنی نیست بلکه از آن مهمتر معرفی و نمایشی است که از روشهای نوین رویکرد به مطالعات متنمحور در باب قرآن به دست میدهد. روشهایی که در نزد ما غریب مانده است...
🌐 متن کامل این معرفی
🌾 @Sedanet
✍️ #ایمان_تاجی
🔅قرآن کتابی است که به اعتقاد عموم مسلمانان حاصل وحی خداوند به پیامبر خود، حضرت محمد (ص) است. طی قرون متمادی این متن، مورد تحلیل و تفسیر بسیاری از عالمان قرار گرفته است. اما در صد سال اخیر که علوم به سرعت زیادی رو به پیشرفت گذاردند و علوم انسانی نیز از این قاعده مستثنا نبود، روشهای جدیدی در نقد متون در جوامع غربی به وجود آمد که توانست رهیافت های نو و بدیعی را در حوزه علوم انسانی بگشاید. یکی از متونی که مورد تحلیل و نقد غربیان قرار گرفت قرآن بود. غربیان یا اصطلاحا مستشرقان با استفاده از ابزار روشهای جدید مبتنی بر تحلیل متن در علوم انسانی تحقیقات بسیاری را در مورد قرآن انجام دادند.
🔅کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالاتی از برخی قرآنپژوهان غربی است که قبلا توسط مترجم و قرآن پژوه زبردست، «مرتضی کریمینیا» ترجمه شده و در مجلات مختلف به چاپ رسیده است. اکنون این مقالات جمعآوری شده و در یک جلد توسط انتشارات هرمس چاپ شده است. کریمینیا مترجمی چندزبانه است و از آلمانی و انگلیسی و عربی ترجمه می-کند. او از پیشگامان معرفی کارهای قرآنپژوهان غربی و نواندیشان عرب در کشور ماست. کریمینیا در مقدمه خود بر این کتاب مینویسد:
🔅«. . . تنها ما ایرانیان، عربها، ترکها، مالاییها و مسلمانان شبیه قاره نیستیم که به درس و بحث در باب قرآن و دانشهای تفسیری حول آن میپردازیم. مدتهای مدید است که دیگران هم پرسشهای علمی در این حیطه درمی-آورند و رشته مطالعات قرآنی را در مجامع علمی و دانشگاهی خود تازهتر و پررونقتر میسازند؛ درست همچنان که چنین امری در تمامی علوم فنی، پایه، پزشکی، کشاورزی و از همه مهمتر در حوزههای مختلف علوم انسانی روی میدهد. مهمترین تفاوت مطالعات قرآنی با سایر رشتههای علمی و دانشگاهی در کشور ما آن است که اغلب بانیان و حاملان این رشته نظرا و عملا خود را از دانستن پرسشهای دیگران بی نیاز میدانند.»
🔅«. . . در این میان اما، مطالعات قرآنی در ایران امروز ما به رغم کمیت چشمگیر و ابعاد وسیعش، همچنان محدود و در بند تکرار مکررات باقی مانده است. از همین رو، شباهتی عجیب به جزیرهای دارد که ساکنانش تنها به زبانی که خود میفهمند سخن میگویند. نه تولیداتش در مدار علمی جهان به رسمیت شناخته می شود، و نه هیچ فارغالتحصیل حوزه و دانشگاهش به محض ورود به کنفرانسهای اسلامشناسی غربی، ذرهای از موضوعات مقالات و روش بحث و جدل شرکتکنندگان سر در میآورد. در نهایت خوشبینی، مفروض میگیریم که فرد مورد نظر با مانع جدی زبان مواجه نباشد.»
🔅از این منظر ارزش این کتاب تنها به ارایه تفسیرها و مطالب جدید در حوزه علوم قرآنی نیست بلکه از آن مهمتر معرفی و نمایشی است که از روشهای نوین رویکرد به مطالعات متنمحور در باب قرآن به دست میدهد. روشهایی که در نزد ما غریب مانده است...
🌐 متن کامل این معرفی
🌾 @Sedanet
صدانت
نگاهی به کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن»، ترجمه مرتضی کریمینیا • صدانت
کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالاتی از برخی قرآنپژوهان غربی است که قبلا توسط مترجم و قرآن پژوه زبردست، «مرتضی کریمینیا» ترجمه شده و در مجلات ...
Forwarded from مدرسه فلسفه دین
💠 خوش بود گر محک تجربه آید به میان
✍️ وحید حلاج
1️⃣ فیلم پیوست بخشی از فیلم «اشباح گویا» است که در آن دختر مسیحی نوجوانی به نام «اینس» با بازی ناتالی پورتمن به خاطر امتناع از خوردن گوشت خوک متهم به یهودیت میشود و تحت شکنجه کلیسا به یهودیبودن خود اعتراف میکند.
در صحنهای از فیلم، «پدر لورنزو» با بازی خاویر باردم به همراه فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی قرن هجده، در مهمانی شام پدر دختر شرکت دارند. در میان گفتگو صحبت از اعتراف دخترک میرود و لونزو تلویحا اعترافْ زیر شکنجه را تایید میکند. فرانسیسکو گویا میگوید که این اعترافها چطور میتواند چیزی را اثبات کند؟ من اگر شکنجه بشوم اعتراف میکنم که سلطان عثمانی بودم. پدر لورنزو در پاسخ میگوید که شما این کار را نمیکنید، چون اگر بیگناه باشید و خداترس؛ ترس از خدا از همچو اعترافی جلوگیری میکند.
پدر دختر از لورنزو میپرسد که مطمئنید؟ لورنزو میگوید بلی. بعد میپرسد آیا تا به حال از شما اعترافگیری شده است و آیا اگر تحت شکنجه قرار بگیرید ترس شما از خداوند مانع از این خواهد شد که اعتراف کنید یک میمون هستید؟ لورنزو جا میخورد و انکار میکند. پدر دخترک کاغذ و قلم میاورد و بعد میگوید درهای تالار را ببندند. متن اعتراف را این گونه مینویسد: «من لورنزو کاسامارز، بدین وسیله اعتراف میکنم که فرزند حرامزاده یک شامپانزه و یک اورانگوتان هستم و نقشه کشیدهام تا به کلیسا آسیب بزنم.» و بعد میخواهد که لورنزو متن را امضا کند. لورنزو امتناع میکند، به دستور پدر دخترک تحت شکنجه قرار میگیرد و البته طولی نمیکشد که اعترافنامه را امضا میکند.
2️⃣ از یکی دو روز پیش که اقدام به بستن حرم حضرت معصومه در قم و حرم امام رضا در مشهد شده است، جمعی از مردم معترض در مقابل حرمین تجمع کرده و خواستار بازگشایی درها شدهاند، که کلیپهایی هم از آن منتشر شده است. در یکی از این کلیپها آقایی با پیراهن سفید روبروی ورودی حرم حضرت معصومه ایستاده و رو به جمعیت معترض میگوید: «اینجا فرق داره. اونی که میگه اگه تو حرم بیای کرونا میگیری، بگو شما اذن دخول این حرمو خوندی یا نه؟ اذن دخولی که آیه قرآنه؛ می گه "رب أدخلنی مُدخل صدق و أخرجنی مُخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا" یعنی چی؟ یعنی خدایا منو سالم و صحیح و صادق وارد این خانه کن، سالم و صحیحم خارج کن، از برای من کمک قرار بده. ما اعتقادمون اینه؛ این اذن دخول این حرمه. هرکی گفته اینجا کرونا میگیره چون نفهمیده یعنی چی... ما میگیم آقا اینجا شفاست... حالا کسی اعتقاد داره باید بیاد اینجا امشب در این حرم باز بشه.»
3️⃣ همانطور که از فیلم «اشباح گویا» نمونه آوردم برای آزمودن درستی یا نادرستی بسیاری از ادعاها بهتر است آنها را به صورت تجربی آزمود. در آن فیلم پدر لورنزو از یاری خداوند به بیگناهان و خداترسان در جهت عدم اعتراف سخن میگفت اما مواجهه با تجربه واقعی نشان داد که خود او هم تاب مقاومت در برابر شکنجه را نمیآورد و مجبور به اعتراف به چیزی شد که البته در حالت عادی هیچگاه چنین اعترافی نمیکرد.
شاید اگر دست معترض به بسته شدن حرم را، میگرفتند و پس از خواندن اذن دخول او را به داخل حرم میبردند و به نحوی و البته با رضایت خودش، او را آلوده به کرونا یا هر بیماری دیگری میکردند آن وقت این شخص میتوانست نشان دهد که سخن حقی گفته است یا خیر. گرچه بعید میدانم حتی در صورت بیمار شدن هم، او و همفکرانش از ادعایشان عقب بنشینند اما معتقدم تجربیات واقعی اگر به یکباره بنیان چنین اعقاداتی را فرو نریزند حتما در دیوارهای آن ترکی خواهند نشاند.
4️⃣ به نظرم می رسد این روزها در پی گذراندن نقاطی بحرانی در نسبت میان دین و علم هستیم. اگر بخواهم صادق باشم این آقایی که در بخش دوم به او اشاره کردم پربیراه هم نمیگوید. جابجای قرآن از عاملیت خداوند در جهان هستی و دعا به درگاه او در تمام نیازها سخن گفته شده است. به عنوان نمونه در آیات 78 تا 81 سوره شعرا، صراحتا شفا را به خداوند نسبت می دهد و بر آن تاکید هم می کند.
علی ای حال تلقی از دین در طول تاریخ دچار تحولات بسیاری شده و معمولا هرجا که علم تجربی توانسته مشکلی را حل کند باورهای دینی در آن زمینه یا عقب نشسته یا به گونهای خود را با دستاوردهای علم جدید سازگار کرده است.
در همین ماجرای کرونا، بسیاری مومنان را دیدهام که در ایمانشان به خداوند ثابت قدماند اما علاج اصلی در این بیماری را علم تجربی پزشکی میدانند و باور دارند اراده خداوند بر شفاء از طریق علم پزشکی قرار گرفته است.
علم تجربی، دیر یا زود، بر این بیماری و موارد مشابه غلبه خواهد کرد و تلقی از دین برای این که همچنان زنده و کارآمد بماند چارهای ندارد جز این که خود را با این رقیب شدید سازگار نماید.
🏮فانوس: تاملاتی در فلسفه و دین
@vahidhallaj_channel
✍️ وحید حلاج
1️⃣ فیلم پیوست بخشی از فیلم «اشباح گویا» است که در آن دختر مسیحی نوجوانی به نام «اینس» با بازی ناتالی پورتمن به خاطر امتناع از خوردن گوشت خوک متهم به یهودیت میشود و تحت شکنجه کلیسا به یهودیبودن خود اعتراف میکند.
در صحنهای از فیلم، «پدر لورنزو» با بازی خاویر باردم به همراه فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی قرن هجده، در مهمانی شام پدر دختر شرکت دارند. در میان گفتگو صحبت از اعتراف دخترک میرود و لونزو تلویحا اعترافْ زیر شکنجه را تایید میکند. فرانسیسکو گویا میگوید که این اعترافها چطور میتواند چیزی را اثبات کند؟ من اگر شکنجه بشوم اعتراف میکنم که سلطان عثمانی بودم. پدر لورنزو در پاسخ میگوید که شما این کار را نمیکنید، چون اگر بیگناه باشید و خداترس؛ ترس از خدا از همچو اعترافی جلوگیری میکند.
پدر دختر از لورنزو میپرسد که مطمئنید؟ لورنزو میگوید بلی. بعد میپرسد آیا تا به حال از شما اعترافگیری شده است و آیا اگر تحت شکنجه قرار بگیرید ترس شما از خداوند مانع از این خواهد شد که اعتراف کنید یک میمون هستید؟ لورنزو جا میخورد و انکار میکند. پدر دخترک کاغذ و قلم میاورد و بعد میگوید درهای تالار را ببندند. متن اعتراف را این گونه مینویسد: «من لورنزو کاسامارز، بدین وسیله اعتراف میکنم که فرزند حرامزاده یک شامپانزه و یک اورانگوتان هستم و نقشه کشیدهام تا به کلیسا آسیب بزنم.» و بعد میخواهد که لورنزو متن را امضا کند. لورنزو امتناع میکند، به دستور پدر دخترک تحت شکنجه قرار میگیرد و البته طولی نمیکشد که اعترافنامه را امضا میکند.
2️⃣ از یکی دو روز پیش که اقدام به بستن حرم حضرت معصومه در قم و حرم امام رضا در مشهد شده است، جمعی از مردم معترض در مقابل حرمین تجمع کرده و خواستار بازگشایی درها شدهاند، که کلیپهایی هم از آن منتشر شده است. در یکی از این کلیپها آقایی با پیراهن سفید روبروی ورودی حرم حضرت معصومه ایستاده و رو به جمعیت معترض میگوید: «اینجا فرق داره. اونی که میگه اگه تو حرم بیای کرونا میگیری، بگو شما اذن دخول این حرمو خوندی یا نه؟ اذن دخولی که آیه قرآنه؛ می گه "رب أدخلنی مُدخل صدق و أخرجنی مُخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا" یعنی چی؟ یعنی خدایا منو سالم و صحیح و صادق وارد این خانه کن، سالم و صحیحم خارج کن، از برای من کمک قرار بده. ما اعتقادمون اینه؛ این اذن دخول این حرمه. هرکی گفته اینجا کرونا میگیره چون نفهمیده یعنی چی... ما میگیم آقا اینجا شفاست... حالا کسی اعتقاد داره باید بیاد اینجا امشب در این حرم باز بشه.»
3️⃣ همانطور که از فیلم «اشباح گویا» نمونه آوردم برای آزمودن درستی یا نادرستی بسیاری از ادعاها بهتر است آنها را به صورت تجربی آزمود. در آن فیلم پدر لورنزو از یاری خداوند به بیگناهان و خداترسان در جهت عدم اعتراف سخن میگفت اما مواجهه با تجربه واقعی نشان داد که خود او هم تاب مقاومت در برابر شکنجه را نمیآورد و مجبور به اعتراف به چیزی شد که البته در حالت عادی هیچگاه چنین اعترافی نمیکرد.
شاید اگر دست معترض به بسته شدن حرم را، میگرفتند و پس از خواندن اذن دخول او را به داخل حرم میبردند و به نحوی و البته با رضایت خودش، او را آلوده به کرونا یا هر بیماری دیگری میکردند آن وقت این شخص میتوانست نشان دهد که سخن حقی گفته است یا خیر. گرچه بعید میدانم حتی در صورت بیمار شدن هم، او و همفکرانش از ادعایشان عقب بنشینند اما معتقدم تجربیات واقعی اگر به یکباره بنیان چنین اعقاداتی را فرو نریزند حتما در دیوارهای آن ترکی خواهند نشاند.
4️⃣ به نظرم می رسد این روزها در پی گذراندن نقاطی بحرانی در نسبت میان دین و علم هستیم. اگر بخواهم صادق باشم این آقایی که در بخش دوم به او اشاره کردم پربیراه هم نمیگوید. جابجای قرآن از عاملیت خداوند در جهان هستی و دعا به درگاه او در تمام نیازها سخن گفته شده است. به عنوان نمونه در آیات 78 تا 81 سوره شعرا، صراحتا شفا را به خداوند نسبت می دهد و بر آن تاکید هم می کند.
علی ای حال تلقی از دین در طول تاریخ دچار تحولات بسیاری شده و معمولا هرجا که علم تجربی توانسته مشکلی را حل کند باورهای دینی در آن زمینه یا عقب نشسته یا به گونهای خود را با دستاوردهای علم جدید سازگار کرده است.
در همین ماجرای کرونا، بسیاری مومنان را دیدهام که در ایمانشان به خداوند ثابت قدماند اما علاج اصلی در این بیماری را علم تجربی پزشکی میدانند و باور دارند اراده خداوند بر شفاء از طریق علم پزشکی قرار گرفته است.
علم تجربی، دیر یا زود، بر این بیماری و موارد مشابه غلبه خواهد کرد و تلقی از دین برای این که همچنان زنده و کارآمد بماند چارهای ندارد جز این که خود را با این رقیب شدید سازگار نماید.
🏮فانوس: تاملاتی در فلسفه و دین
@vahidhallaj_channel
Telegram
بایگانی صدانت
اعترافگیری با شکنجه و امداد الهی
Goya's Ghosts (2006)
Goya's Ghosts (2006)
☘️ خدای طاعون : ژئوپولتیک اپیدمی و «حباب های تهی» (حباب هیگز)
✍️ الکساندر دوگین
برگردان: سیدحسین طباطبائی
🔅الكساندر دوگین، متفكر نامدار و جریان ساز روس، برای ایرانیان چهره ای آشناست كه شوربختانه این آشنائی بیشتر به سبب بهره برداری های تبلیغاتی از پاره ای مواضع افراطی وی در قبال موضوعاتی همچون لیبرالیسم، جهانی سازی، هژمونی تمدن غربی و باورهای آخرالزمانی وی در سطح باقی مانده است و فرصت آشنائی، تحلیل و نقد منطقی آراء و اندیشه های وی را در مجامع و محافل علمی كشورمان فراهم نیاورده است.
🔅این نظریه پرداز 58 ساله روس كه با نظریه «اوراسیاگرائی جدید» و كتاب «تئوری چهارم سیاست» خود شهره است، نمایندگی افراطی ترین نگرش ملی گرایی در سپهر اندیشه و سیاست روسیه امروز را بر عهده دارد و با نقد بنیادین مبانی تمدن امروز غرب، بدیل اوراسیائی آن را به مثابه نسخه شفابخش بحران های فراگیر بین المللی كه با گذار از سه مكتب سیاسی و فلسفی لیبرالیسم، سوسیالیسم و فاشیسم حاصل می شود، معرفی می نماید.
🔅شاكله تمدن اوراسیائی جدید دوگین، محوریت روسیه اسلاو در این تمدن و نقش و جایگاهی كه برخی تمدنهای دیرین از قبیل تمدن چین و ایران در آن دارند، از نكات مهمی است كه در تبیین دیدگاه های این اندیشمند روس در كشورمان تقریبا مغفول واقع شده و آنگونه كه شایسته است مورد بررسی، بحث و تبادل نظر قرار نگرفته است. و از این روست كه می بینیم بر خلاف بزرگنمائی برخی مواضع ضد غربی و شبه آخر الزمانی وی در برخی رسانه های كشورمان، از نگره های به شدت افراطی وی در خصوص برتری نژاد اسلاو، مواضع شاذ او در جنگ های بالكان و حمایت ویژه اش از صرب ها و دیدگاه تمدنی توسعه طلبانه وی كه به قرار گرفتن تمدن های كهنی چون تمدن ایرانی در ذیل تمدن اوراسیائی اسلاو محور منجر می شود كمتر سخن به میان آمده است و متاسفانه نقدها و جبهه بندی هائی كه در كشور ما در برابر وی شكل گرفته است بخشی متاثر از تبلیغات شدید غربی ها علیه وی كه به نوعی «دوگین هراسی» بیشتر شبیه است و بخشی واكنش به بهره برداری های یكسویه و تبلیغاتی از پاره ای دیدگاه ها و اقدامات او بوده است.
🔅با همه این احوال، الكساندر دوگین نظریه پرداز و متفكری جدی است كه در برهوت روسیه امروز كه از چهره های متفكر و جریان ساز تقریبا سترون است، شایسته توجه و بررسی عالمانه اهالی اندیشه و نظر است تا آراء و افكار « خلاف آمد عادت»ِ وی كه ریشه در پاره ای از اصیل ترین و دیرپاترین باورها و گرایش های فكری و فرهنگی روسیه دارد، كما هو حقه در بوته نقد نهاده شود و جوانب مختلف و مهم تر از آن پیامدهای متفاوت مترتب بر آن مورد بررسی قرار گیرد.
🔅در گرماگرم دست و پنجه نرم كردن جهان امروز با پاندمی ویروس كرونا كه بی تردید پدیده ای منحصر به فرد در تاریخ بشر به شمار می رود و شاید هنوز برای سنجیدن آثار آن بر زیست انسان معاصر در بسیاری از ابعاد خیلی زود باشد، الكساندر دوگین در مقاله ای كه برای هفته نامه زافترا كه ارگان جریان فرهنگی سنتی - ملی گرای روسیه امروز به شمار می رود، از منظری دیگر به تحلیل تحولاتی كه جهان معاصر با فراگیری ویروس كرونا با آن مواجه خواهد شد پرداخته است.
🔅وی در این مقاله ضمن طرح مفروضات همیشگی خود كه معطوف به پایان لیبرالیسم و جهانی سازی و فروپاشی نظم جهانی است، مفهومی در فیزیك جدید كه بر اساس آن پایان جهان صورتبندی شده است و از مقولات چالش برانگیز مكانیك كوانتوم و كیهان شناسی است را بر گرفته و به طرح دیدگاه خود در خصوص جهان پس از كرونا كه به باور وی پس از گذراندن دوره شوك، همچنان تا زمان رسدن به آن نقطه خاص - كه دقیقا نگفته است چه ویژگی هایی دارد و كی خواهد رسید - به روند پیشین خود ادامه خواهد داد، پرداخته است.
🔅اشاره وی به ناكامی نظام های مختلف جهانی از جمله نظام حاكم بر ایران در تعامل با این فرآیند، سمت و سوی واقعی و بی پرده نظام فكری این متفكر روس را به خوبی نشان می دهد. امید كه برگردان این مقاله در شناخت بیشتر جامعه علمی كشور ما از آراء و اندیشه های یكی از نظریه پردازان مهم و جنجالی امروز روسیه مثمر ثمر واقع گردد.
🌐 متن کامل مقاله
🌾 @Sedanet
✍️ الکساندر دوگین
برگردان: سیدحسین طباطبائی
🔅الكساندر دوگین، متفكر نامدار و جریان ساز روس، برای ایرانیان چهره ای آشناست كه شوربختانه این آشنائی بیشتر به سبب بهره برداری های تبلیغاتی از پاره ای مواضع افراطی وی در قبال موضوعاتی همچون لیبرالیسم، جهانی سازی، هژمونی تمدن غربی و باورهای آخرالزمانی وی در سطح باقی مانده است و فرصت آشنائی، تحلیل و نقد منطقی آراء و اندیشه های وی را در مجامع و محافل علمی كشورمان فراهم نیاورده است.
🔅این نظریه پرداز 58 ساله روس كه با نظریه «اوراسیاگرائی جدید» و كتاب «تئوری چهارم سیاست» خود شهره است، نمایندگی افراطی ترین نگرش ملی گرایی در سپهر اندیشه و سیاست روسیه امروز را بر عهده دارد و با نقد بنیادین مبانی تمدن امروز غرب، بدیل اوراسیائی آن را به مثابه نسخه شفابخش بحران های فراگیر بین المللی كه با گذار از سه مكتب سیاسی و فلسفی لیبرالیسم، سوسیالیسم و فاشیسم حاصل می شود، معرفی می نماید.
🔅شاكله تمدن اوراسیائی جدید دوگین، محوریت روسیه اسلاو در این تمدن و نقش و جایگاهی كه برخی تمدنهای دیرین از قبیل تمدن چین و ایران در آن دارند، از نكات مهمی است كه در تبیین دیدگاه های این اندیشمند روس در كشورمان تقریبا مغفول واقع شده و آنگونه كه شایسته است مورد بررسی، بحث و تبادل نظر قرار نگرفته است. و از این روست كه می بینیم بر خلاف بزرگنمائی برخی مواضع ضد غربی و شبه آخر الزمانی وی در برخی رسانه های كشورمان، از نگره های به شدت افراطی وی در خصوص برتری نژاد اسلاو، مواضع شاذ او در جنگ های بالكان و حمایت ویژه اش از صرب ها و دیدگاه تمدنی توسعه طلبانه وی كه به قرار گرفتن تمدن های كهنی چون تمدن ایرانی در ذیل تمدن اوراسیائی اسلاو محور منجر می شود كمتر سخن به میان آمده است و متاسفانه نقدها و جبهه بندی هائی كه در كشور ما در برابر وی شكل گرفته است بخشی متاثر از تبلیغات شدید غربی ها علیه وی كه به نوعی «دوگین هراسی» بیشتر شبیه است و بخشی واكنش به بهره برداری های یكسویه و تبلیغاتی از پاره ای دیدگاه ها و اقدامات او بوده است.
🔅با همه این احوال، الكساندر دوگین نظریه پرداز و متفكری جدی است كه در برهوت روسیه امروز كه از چهره های متفكر و جریان ساز تقریبا سترون است، شایسته توجه و بررسی عالمانه اهالی اندیشه و نظر است تا آراء و افكار « خلاف آمد عادت»ِ وی كه ریشه در پاره ای از اصیل ترین و دیرپاترین باورها و گرایش های فكری و فرهنگی روسیه دارد، كما هو حقه در بوته نقد نهاده شود و جوانب مختلف و مهم تر از آن پیامدهای متفاوت مترتب بر آن مورد بررسی قرار گیرد.
🔅در گرماگرم دست و پنجه نرم كردن جهان امروز با پاندمی ویروس كرونا كه بی تردید پدیده ای منحصر به فرد در تاریخ بشر به شمار می رود و شاید هنوز برای سنجیدن آثار آن بر زیست انسان معاصر در بسیاری از ابعاد خیلی زود باشد، الكساندر دوگین در مقاله ای كه برای هفته نامه زافترا كه ارگان جریان فرهنگی سنتی - ملی گرای روسیه امروز به شمار می رود، از منظری دیگر به تحلیل تحولاتی كه جهان معاصر با فراگیری ویروس كرونا با آن مواجه خواهد شد پرداخته است.
🔅وی در این مقاله ضمن طرح مفروضات همیشگی خود كه معطوف به پایان لیبرالیسم و جهانی سازی و فروپاشی نظم جهانی است، مفهومی در فیزیك جدید كه بر اساس آن پایان جهان صورتبندی شده است و از مقولات چالش برانگیز مكانیك كوانتوم و كیهان شناسی است را بر گرفته و به طرح دیدگاه خود در خصوص جهان پس از كرونا كه به باور وی پس از گذراندن دوره شوك، همچنان تا زمان رسدن به آن نقطه خاص - كه دقیقا نگفته است چه ویژگی هایی دارد و كی خواهد رسید - به روند پیشین خود ادامه خواهد داد، پرداخته است.
🔅اشاره وی به ناكامی نظام های مختلف جهانی از جمله نظام حاكم بر ایران در تعامل با این فرآیند، سمت و سوی واقعی و بی پرده نظام فكری این متفكر روس را به خوبی نشان می دهد. امید كه برگردان این مقاله در شناخت بیشتر جامعه علمی كشور ما از آراء و اندیشه های یكی از نظریه پردازان مهم و جنجالی امروز روسیه مثمر ثمر واقع گردد.
🌐 متن کامل مقاله
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله الكساندر دوگین با عنوان «خدای طاعون: ژئوپولتیك اپیدمی و حباب های تهی» • صدانت
من اكنون می فهمم كه چرا در پاره ای جوامع خدای طاعون پرستیده می شود. ظهور طاعون این امكان را به شما می دهد كه به طور كامل زندگی اجتماعی را نوسازی كنید...
🎥 جلسات هستی و عدم از نگاه خیام و مولانا
🔶 فیلم، صوت و متن
🔹قسمت اول
🔹قسمت دوم
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🔶 فیلم، صوت و متن
🔹قسمت اول
🔹قسمت دوم
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
صدانت
متن و صوت سخنرانی «هستی و عدم از نگاه خیام و مولانا» ، از آرش نراقی (۱) • صدانت
هستی و عدم از نگاه خیام و مولانا ، خیام به عنوان یک حکیم متامل وقتی به جهان نظر می کند برجسته ترین چهره ای که از این عالم بر چشم او می نشیند...
☘️ درسگفتارهای شرح الهيات شفا
👤 آیت الله مصباح یزدی
🔅شرح الهیات شفا مجموعه درسگفتارهای آیت الله مصباح یزدی طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ است که طی ۱۴۱ جلسه در مؤسسه “در راه حق” برای طلاب ارائه شده است. از این مجموعه تاکنون شرح مقاله اول تا پنجم در ۳ جلد تدوین و نگارش شده و توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی به چاپ رسیده است، و بقیه آن نیز در حال تدوین و نگارش است. مجموعه پیشرو دوره کامل صوتی این جلسات است که برای استفاده علاقمندان عرضه میشود.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
👤 آیت الله مصباح یزدی
🔅شرح الهیات شفا مجموعه درسگفتارهای آیت الله مصباح یزدی طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ است که طی ۱۴۱ جلسه در مؤسسه “در راه حق” برای طلاب ارائه شده است. از این مجموعه تاکنون شرح مقاله اول تا پنجم در ۳ جلد تدوین و نگارش شده و توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی به چاپ رسیده است، و بقیه آن نیز در حال تدوین و نگارش است. مجموعه پیشرو دوره کامل صوتی این جلسات است که برای استفاده علاقمندان عرضه میشود.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای شرح الهيات شفا از آیت الله مصباح یزدی • صدانت
شرح الهيات شفا مجموعه درسگفتار های آیت الله مصباح یزدی طی سالهای 1368 تا 1370 است كه طی 141 جلسه در مؤسسه "در راه حق" برای طلاب ارائه شده است...
☘️ درسگفتارهای نحو عربی
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅درسگفتارهای نحو عربی مصطفی ملکیان در سال ۱۳۶۳ و در حوزهی علمیه قم برای طلاب علوم دینی ارایه شده است. در آن جلسات، نحو عربی براساس کتاب صمدیه طی ۸۲ جلسه تدریس شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅درسگفتارهای نحو عربی مصطفی ملکیان در سال ۱۳۶۳ و در حوزهی علمیه قم برای طلاب علوم دینی ارایه شده است. در آن جلسات، نحو عربی براساس کتاب صمدیه طی ۸۲ جلسه تدریس شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
صدانت
درسگفتارهای نحو عربی از مصطفی ملکیان • صدانت
درسگفتار نحو عربی توسط مصطفی ملکیان در سال ۱۳۶۳ و در حوزه ی علمیه قم برای طلاب علوم دینی ارایه شده است. در آن جلسات نحو عربی براساس کتاب صمدیه طی ...
☘️ مصاحبه با استیون هیکس: هگل سم است!
🔅توضیحات مصاحبهکننده (محمد ماشینچیان): استیون هیکس استاد فلسفه در دانشگاه راکفورد در ایلینوی و مدیر مرکز اخلاق و کارآفرینی در این دانشگاه است. آشنایی خوانندهی ایرانی با هیکس بهواسطهی کتاب او با عنوان «تبیین پستمدرنیسم؛ شکگرایی و سوسیالیسم از روسو تا فوکو» است که با دو ترجمهی مختلف در بازار ایران موجود است. کتاب «نیچه و نازیها»ی هیکس به ترجمهی محسن محمودی و به کوشش مجلهی اینترنتی بورژوا نیز پس از انتشار این مصاحبه منتشر شد.
🔅مطلب پیش رو برگردان یک مصاحبهی اختصاصی کوتاه است که با هیکس دربارهی فلسفهی هگل انجام دادیم. علت موج بازگشت فیلسوفان معاصر به هگل چیست؟ چه عناصری در فلسفهی هگل میتوان جست که هم درک انسانها را از جهان هستی عمق ببخشد و هم زندگی اجتماعی را برای ایشان غنیتر سازد؟ در این مصاحبه، هیکس به ارائهی آن دیدگاهی دربارهی هگل میپردازد که به تفصیل در «تبیین پستمدرنیسم» شرح داده است.
🌐 متن کامل این مصاحبه
🌾 @Sedanet
🌾 @bourgeois_ir
🔅توضیحات مصاحبهکننده (محمد ماشینچیان): استیون هیکس استاد فلسفه در دانشگاه راکفورد در ایلینوی و مدیر مرکز اخلاق و کارآفرینی در این دانشگاه است. آشنایی خوانندهی ایرانی با هیکس بهواسطهی کتاب او با عنوان «تبیین پستمدرنیسم؛ شکگرایی و سوسیالیسم از روسو تا فوکو» است که با دو ترجمهی مختلف در بازار ایران موجود است. کتاب «نیچه و نازیها»ی هیکس به ترجمهی محسن محمودی و به کوشش مجلهی اینترنتی بورژوا نیز پس از انتشار این مصاحبه منتشر شد.
🔅مطلب پیش رو برگردان یک مصاحبهی اختصاصی کوتاه است که با هیکس دربارهی فلسفهی هگل انجام دادیم. علت موج بازگشت فیلسوفان معاصر به هگل چیست؟ چه عناصری در فلسفهی هگل میتوان جست که هم درک انسانها را از جهان هستی عمق ببخشد و هم زندگی اجتماعی را برای ایشان غنیتر سازد؟ در این مصاحبه، هیکس به ارائهی آن دیدگاهی دربارهی هگل میپردازد که به تفصیل در «تبیین پستمدرنیسم» شرح داده است.
🌐 متن کامل این مصاحبه
🌾 @Sedanet
🌾 @bourgeois_ir
صدانت
مصاحبه محمد ماشینچیان با استیون هیکس: هگل سم است! • صدانت
هگل سم است. انسانشناسیاش خامدستانه و هولناک است. هراسآورتر از آن فلسفهاش است. در نظر بیاورید که آراء او بخشی از جهان فلسفی آلمانی در قرن نوزدهم ...
☘️ هشتمین همایش «روز نیایش»
🔅 مؤسسهی فرهنگی - هنریِ سروشِ مولانا از سال 1391 در ماه مبارک رمضان هر سال اقدام به برگزاری همایشهایی تحت عنوان «روز نیایش» کرده است. امسال نیز با توجه به رعایت مسائل بهداشتی، برنامههای «روز نیایش» به صورت مجازی برگزار و به صورت رایگان منتشر شدند.
🔸سخنرانی #ایرج_شهبازی با عنوان "انواع دعا از نظر مولانا"
🔸سخنرانی #سودابه_کریمی با عنوان "معنای دعا نزد شمس و مولانا"
🔸سخنرانی #سیامک_مختاری با عنوان "شب قدر؛ نزول قرآن و صعود انسان"
🔸سخنرانی #حمیدرضا_توکلی با عنوان "نیایشهای نامنتظر مولانا"
🔸سخنرانی #آرش_نراقی با عنوان "نیایش: تأملاتی فلسفی درباره خدایی که تأثیر میپذیرد"
🌐 مشاهده فیلم تمامی جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Sorooshemewlana
🔅 مؤسسهی فرهنگی - هنریِ سروشِ مولانا از سال 1391 در ماه مبارک رمضان هر سال اقدام به برگزاری همایشهایی تحت عنوان «روز نیایش» کرده است. امسال نیز با توجه به رعایت مسائل بهداشتی، برنامههای «روز نیایش» به صورت مجازی برگزار و به صورت رایگان منتشر شدند.
🔸سخنرانی #ایرج_شهبازی با عنوان "انواع دعا از نظر مولانا"
🔸سخنرانی #سودابه_کریمی با عنوان "معنای دعا نزد شمس و مولانا"
🔸سخنرانی #سیامک_مختاری با عنوان "شب قدر؛ نزول قرآن و صعود انسان"
🔸سخنرانی #حمیدرضا_توکلی با عنوان "نیایشهای نامنتظر مولانا"
🔸سخنرانی #آرش_نراقی با عنوان "نیایش: تأملاتی فلسفی درباره خدایی که تأثیر میپذیرد"
🌐 مشاهده فیلم تمامی جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Sorooshemewlana
صدانت
هشتمین همایش «روز نیایش» به همت مؤسسهی فرهنگی - هنریِ سروشِ مولانا • صدانت
مؤسسهی فرهنگی - هنریِ سروشِ مولانا از سال 1391 در ماه مبارک رمضان هر سال اقدام به برگزاری همایشهایی تحت عنوان «روز نیایش» کرده است...
☘️ قرآنی به ترتیب نزول و روایت اتمام حجّت
👤 #فرهاد_شفتی
🔅چند سال پیش در فضای مجازی در جستجوی نسخهایی از قرآن بودم که بر مبنای ترتیب نزول باشد. حاصل این جستجو یافتن نسخهایی از قرآن به تدوین عبداالله العلوی الفاطمی بود. این نویسندهی سوری بر پایهی تحلیل خود از برخی روایات ترتیب و شأن نزول، تلاش کرده است که سورههای قرآن را به ترتیب نزول مرتّب کند. در آغاز ماه رمضان امسال این نسخه از قرآن را برای دوستان در کانال تلگرامی خود همرسان کردم، با تأکید بر اینکه این برداشت شخص تدوین کننده از ترتیب احتمالی سورههاست. دوستان سایت صدانت از من خواستند مطلبی دربارهی خواندن قرآن به ترتیب نزول بنویسم تا با این نسخه از قرآن در این تارنما در دسترس علاقهمندان قرار گیرد. امیدوارم با نوشتار کوتاه زیر، این خواسته را اجابت کرده باشم.
🔅ترتیب سورهها در قرآنی که در دسترس همگان است ترتیبی حجمی است. به استثنای سورهی فاتحه، بقیهی سورهها تقریباً از بزرگ تا کوچک آمدهاند. در این که آیا چنین ترتیبی توقیفی (به دستور پیامبر) یا اجتهادی (توسط صحابه) است اختلاف نظر است، اگرچه به نظر میرسد که نظر غالب بین قرآن پژوهان، اجتهادی بودن ترتیب سورههاست...
🔅... پیشنهاد من به علاقهمندان معارف قرآنی این است که یکبار نیز قرآن را نزدیک به ترتیب نزول بخوانند. مینویسم نزدیک زیرا متاسّفانه هیچگونه سند قطعی دربارهی ترتیب واقعی نزول سورههای قرآن نداریم. هر ترتیبی که پیشنهاد شده است صرفاً نتیجهی تدبّر گردآورنده بر منتخبی از اخبار آحاد و گاه متناقض است...
🌐 متن کامل این نوشتار به همراه PDF جدیدترین نسخه از قرآن به ترتیب نزول
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
👤 #فرهاد_شفتی
🔅چند سال پیش در فضای مجازی در جستجوی نسخهایی از قرآن بودم که بر مبنای ترتیب نزول باشد. حاصل این جستجو یافتن نسخهایی از قرآن به تدوین عبداالله العلوی الفاطمی بود. این نویسندهی سوری بر پایهی تحلیل خود از برخی روایات ترتیب و شأن نزول، تلاش کرده است که سورههای قرآن را به ترتیب نزول مرتّب کند. در آغاز ماه رمضان امسال این نسخه از قرآن را برای دوستان در کانال تلگرامی خود همرسان کردم، با تأکید بر اینکه این برداشت شخص تدوین کننده از ترتیب احتمالی سورههاست. دوستان سایت صدانت از من خواستند مطلبی دربارهی خواندن قرآن به ترتیب نزول بنویسم تا با این نسخه از قرآن در این تارنما در دسترس علاقهمندان قرار گیرد. امیدوارم با نوشتار کوتاه زیر، این خواسته را اجابت کرده باشم.
🔅ترتیب سورهها در قرآنی که در دسترس همگان است ترتیبی حجمی است. به استثنای سورهی فاتحه، بقیهی سورهها تقریباً از بزرگ تا کوچک آمدهاند. در این که آیا چنین ترتیبی توقیفی (به دستور پیامبر) یا اجتهادی (توسط صحابه) است اختلاف نظر است، اگرچه به نظر میرسد که نظر غالب بین قرآن پژوهان، اجتهادی بودن ترتیب سورههاست...
🔅... پیشنهاد من به علاقهمندان معارف قرآنی این است که یکبار نیز قرآن را نزدیک به ترتیب نزول بخوانند. مینویسم نزدیک زیرا متاسّفانه هیچگونه سند قطعی دربارهی ترتیب واقعی نزول سورههای قرآن نداریم. هر ترتیبی که پیشنهاد شده است صرفاً نتیجهی تدبّر گردآورنده بر منتخبی از اخبار آحاد و گاه متناقض است...
🌐 متن کامل این نوشتار به همراه PDF جدیدترین نسخه از قرآن به ترتیب نزول
🌾 @Sedanet
🌾 @Farhadshafti
3danet.net
مقاله فرهاد شفتی با عنوان «قرآنی به ترتیب نزول و روایت اتمام حجّت»
چند سال پیش در جستجوی نسخهایی از قرآن بودم که بر مبنای ترتیب نزول باشد. حاصل این جستجو یافتن نسخهایی از قرآن به تدوین عبدالله العلوی الفاطمی بود...
🎥 به طعام خود بنگریم
👤 سید حسن اسلامی اردکانی
🔅به همت پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، در نشستهای مجازی شبهای ماه مبارک رمضان سیدحسن اسلامی اردکانی (استاد دانشگاه ادیان و مذاهب) در سحرگاه شنبه ۲۷ اردیبهشتماه و در شامگاه یکشنبه ۲۸ اردیبهشتماه تحت عنوان «به طعام خود بنگریم» به سخنرانی پرداخت. در ادامه میتوانید گزارش ایکنا (خبرگزاری بین المللی قرآن) از این جلسات و فایلهای صوتی و تصویری آن را مطالعه و دریافت کنید.
🌐 متن گزارش به همراه صوت و فیلم
🌾 @Sedanet
🌾 @Andishedinimoaser
👤 سید حسن اسلامی اردکانی
🔅به همت پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، در نشستهای مجازی شبهای ماه مبارک رمضان سیدحسن اسلامی اردکانی (استاد دانشگاه ادیان و مذاهب) در سحرگاه شنبه ۲۷ اردیبهشتماه و در شامگاه یکشنبه ۲۸ اردیبهشتماه تحت عنوان «به طعام خود بنگریم» به سخنرانی پرداخت. در ادامه میتوانید گزارش ایکنا (خبرگزاری بین المللی قرآن) از این جلسات و فایلهای صوتی و تصویری آن را مطالعه و دریافت کنید.
🌐 متن گزارش به همراه صوت و فیلم
🌾 @Sedanet
🌾 @Andishedinimoaser
☘️ تاملی در دو نوع مواجهه با دعاهای ماثور
مواجهه خلاقانه و مواجهه مقلدانه
✍️ #عباسعلی_منصوری
🔅یکی از سرمایه هایی که معمولا ادیان به پیروان خود هدیه می کنند، دعاها و مناجات هایی است که در کتب مقدس ادیان یا بر زبان موسسان و بزرگان ادیان جاری شده است و سنت شفاهی یا مکتوب ادیان آن را حفظ نموده و در اختیار پیروان خود قرار می دهند. اما مواجهه مومنان و پیروان ادیان با این سرمایه یکسان نیست و تلقی متفاوتی از اهمیت و جایگاه این سرمایه و ماهیت آن دارند. همچنان که به نحو دیگری همین سخن در مورد برداشت ایشان از مناسک و شرایع و حتی عقاید دینی هم صادق است.
🔅برای کسانی که «ایمان» مهمترین مساله و طلب است، دعا از برخی از عقاید و مناسک و احکام، اهمیت و کارکرد بیشتری در مساله ایمان دارد. ایشان به ادعیه وارد شده در سنت شفاهی یا مکتوب ادیان به مثابه یک عمل و منسک دینی- که جزئی از دین محسوب شود- نمی نگرند بلکه به ادعیه به عنوان تجربه های اولیاء در هنگام دعا و مناجات می نگرند.یعنی این دعاها را احوالات و اقوال اولیاء دین در مواجهه واقعی آنها با خدا می دانند که از سر توفیق و امداد الهی به دست پیروان ادیان رسیده است. بنابراین هیچگاه به این ادعیه به عنوان جزء رسمی دین که پذیرش آنها شرط ورود به دین یا خروج از دین باشد نمی نگرند. بلکه دعا را لازمه و ثمره و نشانه دینداری و ایمان می بینند و در مواجهه با ادعیه ماثور به دنبال جمع کردن ثواب یا اثر تکوینی این ادعیه نیستند بلکه به دنبال زبان و بیانی هستند که با کمک آن بتوانند بهتر خدا را بخوانند و با او مناجات کنند.
🔅اما برای کسانی که شریعت ورزی و عقیده و هویت دین محور مهمترین مساله و طلب است، جایگاه و اهمیت دعا در مرتبه بعد از اعمال و مناسک و عقاید دینی قرار دارد و دعا بیشتر در حکم تزئین دینداری است تا اصل و متن دینداری.و هرگاه هم بخواهند به ادعیه توجه ویژه داشته باشند این توجه ویژه به این صورت نمود می یابد که رفته رفته استقلال دعا از عقاید و سایر مناسک دینی از بین می رود و عملا ادعیه دینی تبدیل به یک عمل و عبادت دینی می شوند که فرد باید طبق ضوابط خاصی آنها را به جا بیاورد و منتظر ثواب و اثر تکوینی آنها باشد.
🔅این فهم و تلقی متفاوت از اهمیت،جایگاه و ماهیت دعا سبب می شود که در مقام عمل هم نحوه مواجهه و نوع بهره مندی این دو گروه از ادعیه متفاوت باشد. معمولا «ایمان اندیشان» بنا به تلقی که از جایگاه و ماهیت دعا دارند به ادعیه ماثور یا غیر ماثور وارد شده در کتب و منابع دینی چنین می نگرند که...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
مواجهه خلاقانه و مواجهه مقلدانه
✍️ #عباسعلی_منصوری
🔅یکی از سرمایه هایی که معمولا ادیان به پیروان خود هدیه می کنند، دعاها و مناجات هایی است که در کتب مقدس ادیان یا بر زبان موسسان و بزرگان ادیان جاری شده است و سنت شفاهی یا مکتوب ادیان آن را حفظ نموده و در اختیار پیروان خود قرار می دهند. اما مواجهه مومنان و پیروان ادیان با این سرمایه یکسان نیست و تلقی متفاوتی از اهمیت و جایگاه این سرمایه و ماهیت آن دارند. همچنان که به نحو دیگری همین سخن در مورد برداشت ایشان از مناسک و شرایع و حتی عقاید دینی هم صادق است.
🔅برای کسانی که «ایمان» مهمترین مساله و طلب است، دعا از برخی از عقاید و مناسک و احکام، اهمیت و کارکرد بیشتری در مساله ایمان دارد. ایشان به ادعیه وارد شده در سنت شفاهی یا مکتوب ادیان به مثابه یک عمل و منسک دینی- که جزئی از دین محسوب شود- نمی نگرند بلکه به ادعیه به عنوان تجربه های اولیاء در هنگام دعا و مناجات می نگرند.یعنی این دعاها را احوالات و اقوال اولیاء دین در مواجهه واقعی آنها با خدا می دانند که از سر توفیق و امداد الهی به دست پیروان ادیان رسیده است. بنابراین هیچگاه به این ادعیه به عنوان جزء رسمی دین که پذیرش آنها شرط ورود به دین یا خروج از دین باشد نمی نگرند. بلکه دعا را لازمه و ثمره و نشانه دینداری و ایمان می بینند و در مواجهه با ادعیه ماثور به دنبال جمع کردن ثواب یا اثر تکوینی این ادعیه نیستند بلکه به دنبال زبان و بیانی هستند که با کمک آن بتوانند بهتر خدا را بخوانند و با او مناجات کنند.
🔅اما برای کسانی که شریعت ورزی و عقیده و هویت دین محور مهمترین مساله و طلب است، جایگاه و اهمیت دعا در مرتبه بعد از اعمال و مناسک و عقاید دینی قرار دارد و دعا بیشتر در حکم تزئین دینداری است تا اصل و متن دینداری.و هرگاه هم بخواهند به ادعیه توجه ویژه داشته باشند این توجه ویژه به این صورت نمود می یابد که رفته رفته استقلال دعا از عقاید و سایر مناسک دینی از بین می رود و عملا ادعیه دینی تبدیل به یک عمل و عبادت دینی می شوند که فرد باید طبق ضوابط خاصی آنها را به جا بیاورد و منتظر ثواب و اثر تکوینی آنها باشد.
🔅این فهم و تلقی متفاوت از اهمیت،جایگاه و ماهیت دعا سبب می شود که در مقام عمل هم نحوه مواجهه و نوع بهره مندی این دو گروه از ادعیه متفاوت باشد. معمولا «ایمان اندیشان» بنا به تلقی که از جایگاه و ماهیت دعا دارند به ادعیه ماثور یا غیر ماثور وارد شده در کتب و منابع دینی چنین می نگرند که...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet