❄️ آنچه نابخشودنی است
✍️ #محمد_فاضلی
🔅 معلوم شد هواپیمای اوکراینی هدف موشک خودی قرار گرفته است.
🔅 اشتباه و اتفاق بخشی از ذات نظامیگری، فناوری و حتی صنعت هوایی است.
🔅 اما دروغگویی و اصرار بر پنهانکاری، با ذات اطلاعرسانی و روراستی با ملت در تضاد است.
🔅 سه روز پنهانکاری خطرناک است.
🔅 وحشتناک، پاسخ این سؤال است: «سیستمهایی که تا به این حد پنهانکار و غیرشفاف هستند، چه چیزهای دیگری را پنهان میکنند یا قادرند پنهان کنند؟»
🔅 هولناک، پنهان نگه داشتن واقعیت از دولت است که اگر پنهان نشده بود رئیس سازمان هواپیمایی و سخنگوی دولت با آن اصرار از نفی سناریوی اصابت موشک نمیگفتند.
🔅 دروغگویی و پنهانکاری سیستماتیک نابخشودنی است.
🔅 نمیدانم بر داغ بر دل مانده قربانیان پرواز بگریم یا بر این سطح از نابخردی، بیاخلاقی یا ناکارآمدی که بر سر میلیونها ایرانی آوار میشود.
🌾 @Sedanet
🌾 @fazeli_mohammad
✍️ #محمد_فاضلی
🔅 معلوم شد هواپیمای اوکراینی هدف موشک خودی قرار گرفته است.
🔅 اشتباه و اتفاق بخشی از ذات نظامیگری، فناوری و حتی صنعت هوایی است.
🔅 اما دروغگویی و اصرار بر پنهانکاری، با ذات اطلاعرسانی و روراستی با ملت در تضاد است.
🔅 سه روز پنهانکاری خطرناک است.
🔅 وحشتناک، پاسخ این سؤال است: «سیستمهایی که تا به این حد پنهانکار و غیرشفاف هستند، چه چیزهای دیگری را پنهان میکنند یا قادرند پنهان کنند؟»
🔅 هولناک، پنهان نگه داشتن واقعیت از دولت است که اگر پنهان نشده بود رئیس سازمان هواپیمایی و سخنگوی دولت با آن اصرار از نفی سناریوی اصابت موشک نمیگفتند.
🔅 دروغگویی و پنهانکاری سیستماتیک نابخشودنی است.
🔅 نمیدانم بر داغ بر دل مانده قربانیان پرواز بگریم یا بر این سطح از نابخردی، بیاخلاقی یا ناکارآمدی که بر سر میلیونها ایرانی آوار میشود.
🌾 @Sedanet
🌾 @fazeli_mohammad
Telegram
انبار صدانت
علی عابدزاده (رییس سازمان هواپیمایی کشوری - 19 دی 98): امکان انفجار هواپیمای اوکراینی بر اثر شلیک موشک از لحاظ فنی وجود ندارد.
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanet
❄️ چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند؟
متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با #مقصود_فراستخواه
ویژه نامۀ اعتماد | مهر ۱۳۹۰
🔅 جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبه ستیز هم هست. البته لازم است میان نخبه گرایی و نخبه پروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبه پروری نیست ولی نخبه گرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبه گرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت و در دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبه گرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج می شوند و پوپولیسم راه می اندازند. اما هرگز ما نخبه پرور نبودهایم.
🔅تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود 84 براورد می کنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای داده ها ،رتبه ایران در 185 کشور جهان 97 بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم و دیدگاه نژادپرستانه را موجه نمی دانم ، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین می آورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد.
🔅در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین 100 تا 105 است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها ، حدود 80 تا 90 گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایین تر از 75 است.میبینید که هم در سطح فردی ، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و درمیان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچ کدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند وباید به صورت تجربی بررسی وتحقیق وتبیین بشوند.
🔅 بر اساس آمارهای منتشر شده ما 4 تا 5 میلیون مهاجر ایرانی در 32 کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در 67 گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایه ای بالغ بر 800 میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این 800 میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشورگردش می کند وخیر آن به سیستمهای فراملی می رسد. امروز بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکزعلمی ودانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یک پنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
🔅کل تعداد استادان در داخل کشور در سال89-90 برابر با 2560 نفر بوده است اما هماکنون تنها 500 استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا می توانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یک پنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
🔅همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب می شوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
🔅 چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با 150 تا 180 هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج 50 میلیارد دلار سرمایه در هر سال...
🌐 متن کامل این مصاحبه
🌾 @Sedanet | @Mfarasatkhah
متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با #مقصود_فراستخواه
ویژه نامۀ اعتماد | مهر ۱۳۹۰
🔅 جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبه ستیز هم هست. البته لازم است میان نخبه گرایی و نخبه پروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبه پروری نیست ولی نخبه گرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبه گرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت و در دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبه گرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج می شوند و پوپولیسم راه می اندازند. اما هرگز ما نخبه پرور نبودهایم.
🔅تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود 84 براورد می کنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای داده ها ،رتبه ایران در 185 کشور جهان 97 بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم و دیدگاه نژادپرستانه را موجه نمی دانم ، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین می آورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد.
🔅در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین 100 تا 105 است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها ، حدود 80 تا 90 گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایین تر از 75 است.میبینید که هم در سطح فردی ، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و درمیان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچ کدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند وباید به صورت تجربی بررسی وتحقیق وتبیین بشوند.
🔅 بر اساس آمارهای منتشر شده ما 4 تا 5 میلیون مهاجر ایرانی در 32 کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در 67 گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایه ای بالغ بر 800 میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این 800 میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشورگردش می کند وخیر آن به سیستمهای فراملی می رسد. امروز بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکزعلمی ودانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یک پنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
🔅کل تعداد استادان در داخل کشور در سال89-90 برابر با 2560 نفر بوده است اما هماکنون تنها 500 استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا می توانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یک پنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
🔅همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب می شوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
🔅 چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با 150 تا 180 هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج 50 میلیارد دلار سرمایه در هر سال...
🌐 متن کامل این مصاحبه
🌾 @Sedanet | @Mfarasatkhah
صدانت
چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند • صدانت
جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبه ستیز هم هست. البته لازم است میان نخبه گرایی و نخبه پروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبه پروری نیست ولی نخبه گرایی...
❄️ ما باید با تمام وجود و با حضور قلب می نشستیم پای حرف مردم
✍️ #مصطفی_ملکیان
🔅من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب ، که فقط با حقیقت نجات می یابد.
🔅ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم. ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر می کنند ما باید فقط حرف شنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب می نشستیم پای حرف مردم
🔅اگر دو چیز در زندگی ام نباشد، زندگی دیگر برایم معنا ندارد: در درجه اول باید بتوانم درد و رنجی را کاهش دهیم و در درجه دوم اگر حقیقتی به ذهنم رسید، آن را به گفته خودم و به دست خودم با دیگران در میان بگذارم و به قول شما جوانان شیر share کنم. تنها دل خوشی من در زندگی این دو موضوع است و چیز دیگری سراغ ندارم.
🔅نظریه های مختلف معنای زندگی را هم می دانم؛ ولی فقط این دو مورد را معنی دهنده به زندگی خودم می دانم. من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب ، که فقط با حقیقت نجات می یابد. البته هیچ حقیقتی نیست که در ابتدا تلخ نباشد؛ حقیقت دارویی تلخ است. اینکه بدانید انسان موجودی تنهاست یا عدالت هیچگاه به معنای حقیقی اش نمی تواند تحقق یابد، اینها همه تلخ اند؛ اما حقیقت وقتی وارد وجود تو شد کم کم آثارو برکاتش را می گذارد و تاثیر خودش را نشان میدهد.
🔅متاسفانه ما بیشترین عشق را به سخن گفتن و کمترین عشق را به شنیدن داریم. من به خودم و دیگران توصیه میکنم که بیشتر حرف مردم را بشنویم، نه اینکه حرص و ولع داشته باشیم برایشان صحبت کنیم. من یک شوخی با خدا هم بکنم، فکر میکنم خدا هم اگر کمی بیشتر حرف ما را می شنید، شاید وضع ما بهتر از این بود. اگر پیامبران خدا و بنیانگذاران ادیان و مذاهب و عارفان و فیلسوفان و متفکران و مصلحان اجتماعی حرف مخاطبان خود را بیشتر بشنوند و کمتر با آنها حرف بزنند، فکر می کنم وضع دنیا خیلی بهتر از این شود. ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم.
🔅ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر می کنند ما باید فقط حرف شنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب می نشستیم پای حرف مردم . این مردم از همسر و فرزندان من شروع می شوند تا فلان رجل سیاسی و فلان شهری و فلان روستایی و فلان زن یا مرد یا پیر و جوان و همه و همه ما متاسفانه کمتر کسی را داریم که حرف هایمان را بشنود و ای کاش روحانیون و روشنفکران کمی حرف می شنیدند و می دیدند مردم از چه می رنجند و به چه دردهایی مبتلایند.
🌐 فایل PDF کامل این مصاحبه
ماهنامه برای فردا | مهر 96
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
✍️ #مصطفی_ملکیان
🔅من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب ، که فقط با حقیقت نجات می یابد.
🔅ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم. ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر می کنند ما باید فقط حرف شنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب می نشستیم پای حرف مردم
🔅اگر دو چیز در زندگی ام نباشد، زندگی دیگر برایم معنا ندارد: در درجه اول باید بتوانم درد و رنجی را کاهش دهیم و در درجه دوم اگر حقیقتی به ذهنم رسید، آن را به گفته خودم و به دست خودم با دیگران در میان بگذارم و به قول شما جوانان شیر share کنم. تنها دل خوشی من در زندگی این دو موضوع است و چیز دیگری سراغ ندارم.
🔅نظریه های مختلف معنای زندگی را هم می دانم؛ ولی فقط این دو مورد را معنی دهنده به زندگی خودم می دانم. من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب ، که فقط با حقیقت نجات می یابد. البته هیچ حقیقتی نیست که در ابتدا تلخ نباشد؛ حقیقت دارویی تلخ است. اینکه بدانید انسان موجودی تنهاست یا عدالت هیچگاه به معنای حقیقی اش نمی تواند تحقق یابد، اینها همه تلخ اند؛ اما حقیقت وقتی وارد وجود تو شد کم کم آثارو برکاتش را می گذارد و تاثیر خودش را نشان میدهد.
🔅متاسفانه ما بیشترین عشق را به سخن گفتن و کمترین عشق را به شنیدن داریم. من به خودم و دیگران توصیه میکنم که بیشتر حرف مردم را بشنویم، نه اینکه حرص و ولع داشته باشیم برایشان صحبت کنیم. من یک شوخی با خدا هم بکنم، فکر میکنم خدا هم اگر کمی بیشتر حرف ما را می شنید، شاید وضع ما بهتر از این بود. اگر پیامبران خدا و بنیانگذاران ادیان و مذاهب و عارفان و فیلسوفان و متفکران و مصلحان اجتماعی حرف مخاطبان خود را بیشتر بشنوند و کمتر با آنها حرف بزنند، فکر می کنم وضع دنیا خیلی بهتر از این شود. ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم.
🔅ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر می کنند ما باید فقط حرف شنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب می نشستیم پای حرف مردم . این مردم از همسر و فرزندان من شروع می شوند تا فلان رجل سیاسی و فلان شهری و فلان روستایی و فلان زن یا مرد یا پیر و جوان و همه و همه ما متاسفانه کمتر کسی را داریم که حرف هایمان را بشنود و ای کاش روحانیون و روشنفکران کمی حرف می شنیدند و می دیدند مردم از چه می رنجند و به چه دردهایی مبتلایند.
🌐 فایل PDF کامل این مصاحبه
ماهنامه برای فردا | مهر 96
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
صدانت
مصاحبه ماهنامه برای فردا با مصطفی ملکیان • صدانت
مصطفی ملکیان: سال 1358 که وارد حوزه علمیه قم شدم با آقای مصباح تماس داشتم، البته از قبل از 58 هم بواسطه اینکه یکی از برادرانم شاگردی ایشان را می کرد با ...
❄️ نشست «جوکر و حوادث آبان»
🔅برنامه اکران و تحلیل فیلم جوکر در شریف از سوی اندیشکده راهبردی مهاجر در هشتم دیماه و در آمفی تئاتر مرکزی برگزار شد. در این نشست بیژن عبدالکریمی، سید محمدتقی چاوشی، سید جواد میری، محمدحسین بادامچی، فاطمه دلاوری، ابوطالب صفدری و آیدین ابراهیمی سخنرانی کردند.
🔅فیلم سینمایی جوکر اینقدر به مذاق دوستداران سینما خوش آمده که تقریبا در هر محفلی حرفی از آن شنیده میشود. البته بحث و صحبت درباره آن فقط به گعدههای سینمایی محدود نماند و با توجه به اعتراضهای مردمی در کشورهای مختلف به سرعت ابعاد دیگری هم به خودش گرفت و جامعهشناسان و دانشکدههای علوم اجتماعی هم سراغش رفتند و تحلیلها و پشت پردههایی زیادی درباره آن گفته و شنیده شد...
🌐 دریافت فیلم سخنرانیها
🌾 @Sedanet
🌾 @Mohajer_ThinkTank
🔅برنامه اکران و تحلیل فیلم جوکر در شریف از سوی اندیشکده راهبردی مهاجر در هشتم دیماه و در آمفی تئاتر مرکزی برگزار شد. در این نشست بیژن عبدالکریمی، سید محمدتقی چاوشی، سید جواد میری، محمدحسین بادامچی، فاطمه دلاوری، ابوطالب صفدری و آیدین ابراهیمی سخنرانی کردند.
🔅فیلم سینمایی جوکر اینقدر به مذاق دوستداران سینما خوش آمده که تقریبا در هر محفلی حرفی از آن شنیده میشود. البته بحث و صحبت درباره آن فقط به گعدههای سینمایی محدود نماند و با توجه به اعتراضهای مردمی در کشورهای مختلف به سرعت ابعاد دیگری هم به خودش گرفت و جامعهشناسان و دانشکدههای علوم اجتماعی هم سراغش رفتند و تحلیلها و پشت پردههایی زیادی درباره آن گفته و شنیده شد...
🌐 دریافت فیلم سخنرانیها
🌾 @Sedanet
🌾 @Mohajer_ThinkTank
صدانت
نشست «جوکر و حوادث آبان» • صدانت
نمایش فیلم جوکر در نشست «جوکر و حوادث آبان» به همراه سخنرانی بیژن عبدالکریمی، سید محمدتقی چاوشی، سید جواد میری، محمدحسین بادامچی، فاطمه دلاوری...
❄️ #پیتر_سینگر : ترور سلیمانی توسط آمریکا توجیه شدنی نیست
روزنامه فرهیختگان | شماره ۲۹۵۶ | یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸
مترجم: علیرضا خباززاده رضایی
🔅ما میتوانیم با این فرض شروع کنیم که گرفتن زندگی یک انسان اشتباه است. رئیسجمهور دونالد ترامپ این موضوع را انکار نخواهد کرد. برای مثال، یک سال پیش او گفت: «من همیشه از اولین حق در اعلامیه استقلالمان دفاع خواهم کرد؛ حق حیات.» ترامپ برای فعالان ضد سقطجنین خطابه میکرد اما حق حیات -که بر جنینها صدق میکند- باید در مورد افراد مسن نیز مصداق داشته باشد. آیا «مردان بد» استثنا هستند؟
🔅باز هم برای اینکه بحث را تا حد امکان صریح پیش ببریم، بیایید فرض کنیم «حق حیات» صرفا ضامن حیات انسانهای بیگناه است. [حال] چه کسی بناست بیگناهی را قضاوت کند؟ اگر موافق باشیم، همانطور که آمریکاییها اغلب میگویند که برآنند، «یک دولت قانون و نه [دولت] افراد» [باید در کار باشد] و باید برای تصمیمگیری در مورد گناه، یک روند قانونی طی شود. از سال ۲۰۰۲ دیوان بینالمللی کیفری به دنبال اعمال این فرآیند در سطح جهان است. شورای بینالمللی ICC موفقیتهای قابلتوجهی در تعقیب مجرمان جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت داشتهاست، اما دامنه [اعمال رای] دادگاه محدود است و با امتناع ایالاتمتحده از پیوستن به ۱۲۲ کشور دیگر که صلاحیت آن را پذیرفتهاند، [این فرآیند توسط ایالات متحده] یاری نشده است.
🔅اگر مقامات ارشد وزارت امور خارجه بر این باورند که ایالاتمتحده در یک جنگ عادلانه با ایران است، همانگونه که در سال ۱۹۴۳ در [مقابل] ژاپن [در حال جنگ] بود، قتل سلیمانی منطقی بهنظر میرسد. طبق نظریه استاندارد [در] جنگی منصفانه، ممکن است دشمنان خود را هر زمان که فرصتی برای انجام این کار داشته باشید، بکشید، البته تا زمانی که اهمیت هدف مورد نظر در مقایسه با [اهمیت] خسارت [وارده احتمالی به] افراد بیگناه بیشتر باشد.
🔅اما ایالات متحده با ایران در جنگ نیست. [چراکه] قانون اساسی ایالاتمتحده فقط به کنگره اختیار اعلام جنگ میدهد [درصورتیکه کنگره] هرگز اعلان جنگ با ایران را اعلام نکرده است. [حتی] رئیس مجلس نمایندگان «نانسی پلوسی» اظهار داشت: «باید در مورد طرح قتل سلیمانی با رهبران کنگره رایزنی میشد. اگر ترور سلیمانی یک عمل جنگی بود، حق با نانسی پلوسی بود.»
🔅اگر از طرف دیگر این قتل عملی مبتنیبر جنگ نبود پس بهعنوان یک ترور غیرقانونی نیز برای جلوگیری از حمله قریبالوقوع لازم نبوده است [چراکه] هم غیرقانونی و هم غیراخلاقی بود. این اقدام نهتنها از نظر تشدید [اعمال] انتقامجویانه در خاورمیانه بلکه [از آنجا که خود موجب] کاهش بیشتر حاکمیت بینالمللی قانون [شده است]، عواقب منفی شدیدتری را به همراه خواهد داشت.
🌐 متن کامل انگلیسی و فارسی به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @farhikhtegandaily
روزنامه فرهیختگان | شماره ۲۹۵۶ | یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸
مترجم: علیرضا خباززاده رضایی
🔅ما میتوانیم با این فرض شروع کنیم که گرفتن زندگی یک انسان اشتباه است. رئیسجمهور دونالد ترامپ این موضوع را انکار نخواهد کرد. برای مثال، یک سال پیش او گفت: «من همیشه از اولین حق در اعلامیه استقلالمان دفاع خواهم کرد؛ حق حیات.» ترامپ برای فعالان ضد سقطجنین خطابه میکرد اما حق حیات -که بر جنینها صدق میکند- باید در مورد افراد مسن نیز مصداق داشته باشد. آیا «مردان بد» استثنا هستند؟
🔅باز هم برای اینکه بحث را تا حد امکان صریح پیش ببریم، بیایید فرض کنیم «حق حیات» صرفا ضامن حیات انسانهای بیگناه است. [حال] چه کسی بناست بیگناهی را قضاوت کند؟ اگر موافق باشیم، همانطور که آمریکاییها اغلب میگویند که برآنند، «یک دولت قانون و نه [دولت] افراد» [باید در کار باشد] و باید برای تصمیمگیری در مورد گناه، یک روند قانونی طی شود. از سال ۲۰۰۲ دیوان بینالمللی کیفری به دنبال اعمال این فرآیند در سطح جهان است. شورای بینالمللی ICC موفقیتهای قابلتوجهی در تعقیب مجرمان جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت داشتهاست، اما دامنه [اعمال رای] دادگاه محدود است و با امتناع ایالاتمتحده از پیوستن به ۱۲۲ کشور دیگر که صلاحیت آن را پذیرفتهاند، [این فرآیند توسط ایالات متحده] یاری نشده است.
🔅اگر مقامات ارشد وزارت امور خارجه بر این باورند که ایالاتمتحده در یک جنگ عادلانه با ایران است، همانگونه که در سال ۱۹۴۳ در [مقابل] ژاپن [در حال جنگ] بود، قتل سلیمانی منطقی بهنظر میرسد. طبق نظریه استاندارد [در] جنگی منصفانه، ممکن است دشمنان خود را هر زمان که فرصتی برای انجام این کار داشته باشید، بکشید، البته تا زمانی که اهمیت هدف مورد نظر در مقایسه با [اهمیت] خسارت [وارده احتمالی به] افراد بیگناه بیشتر باشد.
🔅اما ایالات متحده با ایران در جنگ نیست. [چراکه] قانون اساسی ایالاتمتحده فقط به کنگره اختیار اعلام جنگ میدهد [درصورتیکه کنگره] هرگز اعلان جنگ با ایران را اعلام نکرده است. [حتی] رئیس مجلس نمایندگان «نانسی پلوسی» اظهار داشت: «باید در مورد طرح قتل سلیمانی با رهبران کنگره رایزنی میشد. اگر ترور سلیمانی یک عمل جنگی بود، حق با نانسی پلوسی بود.»
🔅اگر از طرف دیگر این قتل عملی مبتنیبر جنگ نبود پس بهعنوان یک ترور غیرقانونی نیز برای جلوگیری از حمله قریبالوقوع لازم نبوده است [چراکه] هم غیرقانونی و هم غیراخلاقی بود. این اقدام نهتنها از نظر تشدید [اعمال] انتقامجویانه در خاورمیانه بلکه [از آنجا که خود موجب] کاهش بیشتر حاکمیت بینالمللی قانون [شده است]، عواقب منفی شدیدتری را به همراه خواهد داشت.
🌐 متن کامل انگلیسی و فارسی به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @farhikhtegandaily
صدانت
پیتر سینگر: ترور سلیمانی توسط آمریکا توجیه شدنی نیست • صدانت
بهدنبال حمله هواپیماهای بدونسرنشین آمریکا که منجر به کشته شدن فرمانده ارشد نظامی ایران و چند نفر دیگر شد، یک مقام ارشد وزارت امور خارجه ...
❄️ داغهای تازهشده و ترومای (روانزخم) میاننسلی را بشنویم
✍️ #حنیفرضا_جابریپور (مشاورِ ارشد «بنیادِ کودکِ استرالیا» و دانشجوی دکتریِ در دانشکدهی آموزش در دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا)
🔹درخواست میکنم این نوشته را یا نخوانید، یا تا انتها بخوانید.
🔅حوادث تلخ روزهای گذشته که دنیا را تکان داد، دلهای ایرانیان زیادی را هم به شکلهای گوناگون و البته متضاد تکان داد. عصبشناسان امروزه بهتر میدانند آنچه که ما از آن به «تازه شدن داغ» یاد میکنیم چه فرایند مغزی و عصبشناختیای دارد. سازوکارهایی در زیست و روان ما انسانها وجود دارند که باعث می شوند برخی اتفاقها که در زمان حال میافتند ما را به تجربهها، احساسات و عواطف، و عزمها و عهدهای گذشته وصل کنند. این همه، محصول اتفاقهای بزرگ است. هر آدمی به نحوی به آن وصل میشود، وجودش پُر میشود از احساس و عاطفه و فکر و تحلیل، و اینها را جایی در ظرفی میریزد.
🔅این روزها ظرفهای مجازی پر شده است از غم و خشم و تهدید و ناسزا و یاد و نوحه و بدوبیراه و عشق و نفرت. سیل کلمات و جملات بعضاً متضاد ایرانیها در این چند روز آینهی تمام نمای نورونهای آینهای و ترومای میاننسلی بود. در این میان سه جمله ذهنم را تکان داد و برایم انگیزهی این نوشته شد. اول یکی از دوستان بود که گفت: “احساس میکنم پدرم دوباره شهید شده است!” و دیگری محمود دولتآبادی که نوشته بود: “آیا این است سرنوشت همهی فرزندان شایستهی این آب و خاک با هر اندیشه و هر گرایشی؟ انهدام؟” و سوم اینکه: “ما هنوز در مورد هواپیمایی که در دههی هفتاد به کوه کرکس خورد و برادر و داییام را از دست دادم، اطلاعات درستی نداریم.”...
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet | @Aussiedu
✍️ #حنیفرضا_جابریپور (مشاورِ ارشد «بنیادِ کودکِ استرالیا» و دانشجوی دکتریِ در دانشکدهی آموزش در دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا)
🔹درخواست میکنم این نوشته را یا نخوانید، یا تا انتها بخوانید.
🔅حوادث تلخ روزهای گذشته که دنیا را تکان داد، دلهای ایرانیان زیادی را هم به شکلهای گوناگون و البته متضاد تکان داد. عصبشناسان امروزه بهتر میدانند آنچه که ما از آن به «تازه شدن داغ» یاد میکنیم چه فرایند مغزی و عصبشناختیای دارد. سازوکارهایی در زیست و روان ما انسانها وجود دارند که باعث می شوند برخی اتفاقها که در زمان حال میافتند ما را به تجربهها، احساسات و عواطف، و عزمها و عهدهای گذشته وصل کنند. این همه، محصول اتفاقهای بزرگ است. هر آدمی به نحوی به آن وصل میشود، وجودش پُر میشود از احساس و عاطفه و فکر و تحلیل، و اینها را جایی در ظرفی میریزد.
🔅این روزها ظرفهای مجازی پر شده است از غم و خشم و تهدید و ناسزا و یاد و نوحه و بدوبیراه و عشق و نفرت. سیل کلمات و جملات بعضاً متضاد ایرانیها در این چند روز آینهی تمام نمای نورونهای آینهای و ترومای میاننسلی بود. در این میان سه جمله ذهنم را تکان داد و برایم انگیزهی این نوشته شد. اول یکی از دوستان بود که گفت: “احساس میکنم پدرم دوباره شهید شده است!” و دیگری محمود دولتآبادی که نوشته بود: “آیا این است سرنوشت همهی فرزندان شایستهی این آب و خاک با هر اندیشه و هر گرایشی؟ انهدام؟” و سوم اینکه: “ما هنوز در مورد هواپیمایی که در دههی هفتاد به کوه کرکس خورد و برادر و داییام را از دست دادم، اطلاعات درستی نداریم.”...
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet | @Aussiedu
صدانت
حنیفرضا جابریپور؛ داغهای تازهشده و ترومای (روانزخم) میاننسلی را بشنویم • صدانت
تروماهای میاننسلی در این شرایط دوباره جان میگیرند. دردهایی که نسلها به هم منتقل کردهاند زنده می شوند. ترومای میاننسلی با ذهنهای ما چنان ...
❔پرسش از #آرش_نراقی :
استاد, سلام و عرض ادب. عموم ادیان ابراهیمی و مذاهب ـ و شقاق آنان خدایی را مورد پرستش قرار میدهند که قادر مطلق است, برای اینکه تردیدهای حاصل از برهان شر را پاسخ گو باشیم, آیا فلسفه پاسخ قطعی برای اثبات آن خدای دینی پیامبران را دارد و اگر نه آیا امکان رسیدن به آن پاسخ از طریق فلسفه وجود دارد؟
🔹پاسخ ایشان:
با سلام- به نظرم فلسفه می تواند از معقولیت آن باور دفاع کند. اما دشوار بتوان از اثبات قطعی آن باور در قلمرو فلسفه سخن گفت. فلسفه حداکثر می تواند برهانی خوب و قابل قبولی در دفاع از خداوند عرضه کند،اما توقع اثبات قطعی به گمانم از توان فلسفه بیرون است. من در این باره در مقاله «سنت گرایی انتقادی» توضیحاتی داده ام که شاید خالی از فایده ای نباشد. اگر فرصتی یافتید بد نیست که نگاهی به آن مقاله بیندازید.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
استاد, سلام و عرض ادب. عموم ادیان ابراهیمی و مذاهب ـ و شقاق آنان خدایی را مورد پرستش قرار میدهند که قادر مطلق است, برای اینکه تردیدهای حاصل از برهان شر را پاسخ گو باشیم, آیا فلسفه پاسخ قطعی برای اثبات آن خدای دینی پیامبران را دارد و اگر نه آیا امکان رسیدن به آن پاسخ از طریق فلسفه وجود دارد؟
🔹پاسخ ایشان:
با سلام- به نظرم فلسفه می تواند از معقولیت آن باور دفاع کند. اما دشوار بتوان از اثبات قطعی آن باور در قلمرو فلسفه سخن گفت. فلسفه حداکثر می تواند برهانی خوب و قابل قبولی در دفاع از خداوند عرضه کند،اما توقع اثبات قطعی به گمانم از توان فلسفه بیرون است. من در این باره در مقاله «سنت گرایی انتقادی» توضیحاتی داده ام که شاید خالی از فایده ای نباشد. اگر فرصتی یافتید بد نیست که نگاهی به آن مقاله بیندازید.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
❄️ پروندهای درباره لذت و رنج
ضمیمه اندیشه و علوم انسانی روزنامه اصفهان زیبا
🔅آنچه در این شماره از ویژه نامه به آن خواهیم پرداخت، مفهوم لذت و رنج در زندگی است. این موضوع از آن جهت مهم است که زندگی بشر در طول تاریخ مرهون نوع نگاه و تفسیر نسبت به زندگی خوب و نیک فرجام است؛ در واقع تبیین شیوه ای از زندگی که در آن سعادت معنا می یابد و انسان به مطلوب خودش میرسد. زندگی خوب و بهزیستی به معنای خوب زندگی کردن، دارای مؤلفه های مختلفی است که فیلسوفان و اندیشمندان متعددی در گذر تاریخی به جستجوی آن پرداخته اند. از آنجا که معمولا غایت زندگی به همراه شیوه زیستن دغدغه بشر بوده، دستیابی به آرامش و بالاترین حد بهبودی نیز منشأ دلبستگی های آن است.
🔹با گفتارها و نوشتارهایی از:
سعید مدنی، ناصر مهدوی، حسین دباغ، سیدهادی معتمدی، لطفالله میثمی، امیرحسین خداپرست، محمود مقدسی، مهدی زمانی، شیرزاد پِیک حِرفه، نغمه پروان، محمدعلی دادخواه، هدی خطیبی مقدم، صدیق قطبی، امیر تاکی
🌐 توضیحات بیشتر و فایل PDF
🌾 @Sedanet | @Esfzibanews
ضمیمه اندیشه و علوم انسانی روزنامه اصفهان زیبا
🔅آنچه در این شماره از ویژه نامه به آن خواهیم پرداخت، مفهوم لذت و رنج در زندگی است. این موضوع از آن جهت مهم است که زندگی بشر در طول تاریخ مرهون نوع نگاه و تفسیر نسبت به زندگی خوب و نیک فرجام است؛ در واقع تبیین شیوه ای از زندگی که در آن سعادت معنا می یابد و انسان به مطلوب خودش میرسد. زندگی خوب و بهزیستی به معنای خوب زندگی کردن، دارای مؤلفه های مختلفی است که فیلسوفان و اندیشمندان متعددی در گذر تاریخی به جستجوی آن پرداخته اند. از آنجا که معمولا غایت زندگی به همراه شیوه زیستن دغدغه بشر بوده، دستیابی به آرامش و بالاترین حد بهبودی نیز منشأ دلبستگی های آن است.
🔹با گفتارها و نوشتارهایی از:
سعید مدنی، ناصر مهدوی، حسین دباغ، سیدهادی معتمدی، لطفالله میثمی، امیرحسین خداپرست، محمود مقدسی، مهدی زمانی، شیرزاد پِیک حِرفه، نغمه پروان، محمدعلی دادخواه، هدی خطیبی مقدم، صدیق قطبی، امیر تاکی
🌐 توضیحات بیشتر و فایل PDF
🌾 @Sedanet | @Esfzibanews
❄️ رویکرد تحلیلی به فلسفهی اسلامی
👤 #محمود_مروارید
🔅چهارمین نشست هفتگی «نیم فاصله، دانشگاهیان در فضای عمومی» با موضوع «رویکرد تحلیلی به فلسفه اسلامی» با حضور محمود مروارید، عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانشهای بنیادی، چهارشنبه ۱۱ دیماه از سوی مؤسسه خانه کتاب برگزار شد.
🔅محمود مروارید در ابتدای این جلسه با طرح این سؤال که اساساً فلسفه تحلیلی یعنی چه؟ و تفاوت و شباهتش با دیگر فلسفهها چیست؟ سخنان خود را آغاز کرد و گفت: میتوان ۱۰ خصوصیت برای فلسفه تحلیلی بیان کرد که معمولاً نظریات و افرادی که ذیل فلسفه تحلیلی قرار دارند چند نمونه از این خصوصیات را دارند.
🔅وی اظهار کرد: خصوصیت اول این است که در فلسفه تحلیلی وقتی با یک مسأله کلان فلسفی برخورد میکنند، فیلسوفان تحلیلی به مسائل ریزتز خردش میکنند و میکوشند این مسائل را به سرانجام برسانند و در نهایت بتوانند تصویری از یک مسأله کلان بدست بیاورند. دوم اینکه در هر بحثی که وارد میشوند با توجه به واژگان و مفاهیمی که در آن مسأله وارد شده، حتیالامکان سعی میکنند به صورت دقیق و واضح، منظور را بیان کنند.
🌐 متن گزارش به همراه فایل صوتی
🌾 @Sedanet
🌾 @Drmorvarid
🌾 @Nimfaasele_ir
👤 #محمود_مروارید
🔅چهارمین نشست هفتگی «نیم فاصله، دانشگاهیان در فضای عمومی» با موضوع «رویکرد تحلیلی به فلسفه اسلامی» با حضور محمود مروارید، عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانشهای بنیادی، چهارشنبه ۱۱ دیماه از سوی مؤسسه خانه کتاب برگزار شد.
🔅محمود مروارید در ابتدای این جلسه با طرح این سؤال که اساساً فلسفه تحلیلی یعنی چه؟ و تفاوت و شباهتش با دیگر فلسفهها چیست؟ سخنان خود را آغاز کرد و گفت: میتوان ۱۰ خصوصیت برای فلسفه تحلیلی بیان کرد که معمولاً نظریات و افرادی که ذیل فلسفه تحلیلی قرار دارند چند نمونه از این خصوصیات را دارند.
🔅وی اظهار کرد: خصوصیت اول این است که در فلسفه تحلیلی وقتی با یک مسأله کلان فلسفی برخورد میکنند، فیلسوفان تحلیلی به مسائل ریزتز خردش میکنند و میکوشند این مسائل را به سرانجام برسانند و در نهایت بتوانند تصویری از یک مسأله کلان بدست بیاورند. دوم اینکه در هر بحثی که وارد میشوند با توجه به واژگان و مفاهیمی که در آن مسأله وارد شده، حتیالامکان سعی میکنند به صورت دقیق و واضح، منظور را بیان کنند.
🌐 متن گزارش به همراه فایل صوتی
🌾 @Sedanet
🌾 @Drmorvarid
🌾 @Nimfaasele_ir
صدانت
سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفهی اسلامی» • صدانت
چهارمین نشست هفتگی «نیم فاصله، دانشگاهیان در فضای عمومی» با موضوع «رویکرد تحلیلی به فلسفه اسلامی» با حضور محمود مروارید، عضو هیئت علمی پژوهشگاه ...
Audio
🎙سیاستِ عذرخواهی یا عذرخواهیِ سیاسی
👤 #کاوه_بهبهانی
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دوم خرداد 1398
🌾 @Sedanet | @Sophia_Kaveh
👤 #کاوه_بهبهانی
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دوم خرداد 1398
🌾 @Sedanet | @Sophia_Kaveh
❄️ از مرگ چرا هراسم؟
گفتاری درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان
✍️ #آرش_نراقی
کالج موراوین، پنسیلوانیا
۲۶ اکتبر ۲۰۱۹
🔅مرگ یکی از مهمترین سرچشمه های هراس در زندگی انسانها بوده است. اما ریشه این هراس عمیق وجودی چیست؟ چرا انسانها مرگ خود و عزیزان شان را سوگناک و هراس آور می یابند؟ به نظر می رسد که پاسخ این پرسش روشن است: مرگ بنیان هستی ما و عزیزان مان را نشانه می رود. دررسیدن مرگ به معنای از دست دادن عزیزترین محبوب ما، یعنی جان خود و عزیزان مان، است. گویی مرگ مایه زیانی عظیم و چاره ناپذیر است، و این زیان عظیم است که مرگ را هولناک می کند. این آموزه را گاه «آموزه زیان» می نامند: هراس از مرگ ناشی از زیانی است که لاجرم بر ما وارد می کند. اما آیا «آموزه زیان» صادق است؟ آیا مرگ به واقع سرچشمه زیان و به این اعتبار مایه هراس در زندگی ماست؟ آیا هراس از مرگ امری معقول است؟
🔅انسانها به این پرسش پاسخ های متفاوتی داده اند. در چارچوب اندیشه دینی هراس از مرگ (از آن حیث که مرگ است) غالباً امری ناموجه تلقی می شود، چرا که در آن چارچوب حیات انسان پس از مرگ بیمارستانی او همچنان ادامه می یابد، و اگر مرگ پایان راه نباشد، در آن صورت هراس از آن (دست کم از آن حیث که مایه نیستی ما و عزیزان مان نیست) امری ناموّجه خواهد بود. از همین رو کسانی مانند فروید معتقد بودند که سرّ ماندگاری دین و تداوم دین باوری از جمله این است که دین تسلایی در برابر هراس از مرگ و اندوه ناشی از آن فراهم می کند. هراس از مرگ خود و عزیزان گاه چنان ما را در چنبره خود می فشارد که شوق و جرئت زیستن را از ما می ستاند. اما دین با وعده حیات پس از مرگ و جاودانگی وحشت ما را می زداید و از حجم هراس و اندوه مان در این عالم می کاهد.
🔅البته علاوه بر پاسخ های دینی، از منظر غیردینی هم پاسخهایی به «آموزه زیان» داده شده است. یعنی گروهی از حکیمان کوشیده اند بدون توسل جستن به متافیزیک دینی هراس ما را از مرگ چاره کنند. برای مثال، کسانی، مانند برنارد ویلیامز، معتقد بودند که جاودانگی طوق لعنتی بر گردن انسان است، و بنابراین، مرگ نه فقط زیان آفرین نیست که می تواند مایه رهایی و معنابخشی باشد، و لذا انسان خردمند باید به آن خوشامد بگوید. علاوه بر حکیمان روزگار مدرن، در فرهنگ باستان هم کسانی در نفی «آموزه زیان» کوشیده اند. از جمله این افراد اپیکور (حکیم یونانی) و پیروان او بوده اند. اپیکور و شاگردان اش کوشیدند تا بدون توسل به ایده خدا یا حیات پس از مرگ هراس انسان را از مرگ چاره کنند، و به قوّت استدلال نشان دهند که هراس ما از مرگ اساساً امری نامعقول است، و یک انسان خردمند و آگاه به قوّت عقل درمی یابد که مرگ مایه زیان و در نتیجه مایه هراس نیست.
🔅قصد من در این نوشتار آن است که پاسخ اپیکوریان را به پدیده هراس از مرگ بررسی کنم. در سنت اپیکوریان دو استدلال مهم در نفی «آموزه زیان» و اثبات نامعقولیت هراس از مرگ مطرح شده است: استدلال اپیکور که می توان آن را «معمای زمان» (The Timing Puzzle) نامید، و استدلال لوکرتیوس (Lucretius) که می توان آن را «استدلال تقارن» (The Symmetry Argument) خواند...
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🌾 @andishepouya
گفتاری درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان
✍️ #آرش_نراقی
کالج موراوین، پنسیلوانیا
۲۶ اکتبر ۲۰۱۹
🔅مرگ یکی از مهمترین سرچشمه های هراس در زندگی انسانها بوده است. اما ریشه این هراس عمیق وجودی چیست؟ چرا انسانها مرگ خود و عزیزان شان را سوگناک و هراس آور می یابند؟ به نظر می رسد که پاسخ این پرسش روشن است: مرگ بنیان هستی ما و عزیزان مان را نشانه می رود. دررسیدن مرگ به معنای از دست دادن عزیزترین محبوب ما، یعنی جان خود و عزیزان مان، است. گویی مرگ مایه زیانی عظیم و چاره ناپذیر است، و این زیان عظیم است که مرگ را هولناک می کند. این آموزه را گاه «آموزه زیان» می نامند: هراس از مرگ ناشی از زیانی است که لاجرم بر ما وارد می کند. اما آیا «آموزه زیان» صادق است؟ آیا مرگ به واقع سرچشمه زیان و به این اعتبار مایه هراس در زندگی ماست؟ آیا هراس از مرگ امری معقول است؟
🔅انسانها به این پرسش پاسخ های متفاوتی داده اند. در چارچوب اندیشه دینی هراس از مرگ (از آن حیث که مرگ است) غالباً امری ناموجه تلقی می شود، چرا که در آن چارچوب حیات انسان پس از مرگ بیمارستانی او همچنان ادامه می یابد، و اگر مرگ پایان راه نباشد، در آن صورت هراس از آن (دست کم از آن حیث که مایه نیستی ما و عزیزان مان نیست) امری ناموّجه خواهد بود. از همین رو کسانی مانند فروید معتقد بودند که سرّ ماندگاری دین و تداوم دین باوری از جمله این است که دین تسلایی در برابر هراس از مرگ و اندوه ناشی از آن فراهم می کند. هراس از مرگ خود و عزیزان گاه چنان ما را در چنبره خود می فشارد که شوق و جرئت زیستن را از ما می ستاند. اما دین با وعده حیات پس از مرگ و جاودانگی وحشت ما را می زداید و از حجم هراس و اندوه مان در این عالم می کاهد.
🔅البته علاوه بر پاسخ های دینی، از منظر غیردینی هم پاسخهایی به «آموزه زیان» داده شده است. یعنی گروهی از حکیمان کوشیده اند بدون توسل جستن به متافیزیک دینی هراس ما را از مرگ چاره کنند. برای مثال، کسانی، مانند برنارد ویلیامز، معتقد بودند که جاودانگی طوق لعنتی بر گردن انسان است، و بنابراین، مرگ نه فقط زیان آفرین نیست که می تواند مایه رهایی و معنابخشی باشد، و لذا انسان خردمند باید به آن خوشامد بگوید. علاوه بر حکیمان روزگار مدرن، در فرهنگ باستان هم کسانی در نفی «آموزه زیان» کوشیده اند. از جمله این افراد اپیکور (حکیم یونانی) و پیروان او بوده اند. اپیکور و شاگردان اش کوشیدند تا بدون توسل به ایده خدا یا حیات پس از مرگ هراس انسان را از مرگ چاره کنند، و به قوّت استدلال نشان دهند که هراس ما از مرگ اساساً امری نامعقول است، و یک انسان خردمند و آگاه به قوّت عقل درمی یابد که مرگ مایه زیان و در نتیجه مایه هراس نیست.
🔅قصد من در این نوشتار آن است که پاسخ اپیکوریان را به پدیده هراس از مرگ بررسی کنم. در سنت اپیکوریان دو استدلال مهم در نفی «آموزه زیان» و اثبات نامعقولیت هراس از مرگ مطرح شده است: استدلال اپیکور که می توان آن را «معمای زمان» (The Timing Puzzle) نامید، و استدلال لوکرتیوس (Lucretius) که می توان آن را «استدلال تقارن» (The Symmetry Argument) خواند...
🌐 مطالعه متن کامل به همراه PDF
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🌾 @andishepouya
صدانت
از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان • صدانت
هراس از مرگ ناشی از زیانی است که لاجرم بر ما وارد می کند. اما آیا «آموزه زیان» صادق است؟ آیا مرگ به واقع سرچشمه زیان و به این اعتبار مایه هراس در زندگی...
❄️ یگانه راه رهایی به روایت مصطفی ملکیان
آسیب شناسی ریشه اعتراضات
روزنامه شهروند | شماره ۱۸۸۸ | ۹۸/۱۰/۲۵
🔅وقتی قرار اولمان در اوایل آبان ماه کنسل شد، نزدیک به دو ماه طول کشید تا قرار دیگری با او بگذاریم و برای مصاحبه به دیدارش برویم. در این مدت اتفاق مهمی در کشور افتاده بود. اعتراضهایی که به بهانه افزایش قیمت بنزین آغاز و کمی بعد به خشونت کشیده شد. خبرهایی که متعاقب این اعتراضها و پس از آن آمد، موضوع مصاحبه ما را تغییر داد: «چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟» و «جامعه چه مسیری را طی میکند؟»
🔅به نظر ناخوش بود. کمی بیحوصله و خسته به نظر میآمد، شاید هم کمی عصبانی از اتفاقهایی که افتاده و برخوردهایی که شده. اگر کسی #مصطفی_ملکیان را بشناسد، دلیل این بیحوصلگی و عصبانیت او را کاملا درک میکند. کسی که تمام دغدغهاش اخلاقی زیستن و تلاش برای بهروزی و خوشی آدمیان است، قطعا ناخوشی انسانها، او را هم ناخوش میکند.
🔅لب به انتقاد گشود و گفت باید به مشکلات موجود توجه کرد: «هرچه هم خاک روی مشکلات بپاشید، در نهایت باید آن مشکلات اصلی را پیدا کنید و آنها را حل کنید.» ملکیان میگوید، انسان دارای ساختار ذهنی، جسمی و روانی خاصی است و برای داشتن زندگی اجتماعی باید به این ساختارها توجه شود. اگر نه، این موجود نمیتواند همبستگی اجتماعیاش را با سایر موجودات همنوع خودش در جامعه حفظ کند: «جز این، راهی وجود ندارد.»
🔅ملکیان می گوید، وقتی مردم به کسی رأی میدهند، برای تامین «نظم، امنیت، عدالت و آزادی» است. هر اقدامی که این موارد را تهدید کند، صدای اعتراض آنها را، از این حیث که انسان هستند و یکسری نیازهای انسانی دارند، درمیآورد. نمیتوان به آنها گفت که چرا صدایتان را بلند کردید. او از این جهت به اعتراضهای مردمی به افزایش قیمت بنزین نگاه میکند: «وقتی ضربهای به کاسه زانوی من میخورد، پای من ناخودآگاه بالا میپرد. وقتی یک سوزنی در دست من فرو برود، ناخوداگاه جیغ میکشم. دیگر اینجا فرصت تأمل ندارم. این اعتراضات هم دقیقا جیغ کشیدن کسی است که آزار دیده است.»
🔅ملکیان سه نقد و عیب اساسی به سخن افرادی وارد می کند که استدلال شان برای افزایش قیمت بنزین، مقایسه آن با کشورهای دیگر است.
🔅در نهایت وقتی از او پرسیدیم، «چه باید کرد و راه حل چیست؟»، همان پاسخی را داد که بارها در سخنرانیها و مصاحبههای دیگرش، کم و بیش، مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره کرده است: «اصلاح فرهنگ» یا همان «تحول درونی».
🔅ملکیان معتقد است که «کارهای فرهنگی یعنی اینکه من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساس و عواطف نابهجا را از مردم بگیرم و به جای آن، احساسات و عواطف بهجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم.» گرچه این، راهی بس دشوار و طولانی است اما یگانه راه موجود است.
🌐 گفتگو روزنامه شهروند با مصطفی ملکیان را اینجا بخوانید
🌾 @Sedanet
🌾 @Shahrvand_daily
🌾 @Mostafamalekian
آسیب شناسی ریشه اعتراضات
روزنامه شهروند | شماره ۱۸۸۸ | ۹۸/۱۰/۲۵
🔅وقتی قرار اولمان در اوایل آبان ماه کنسل شد، نزدیک به دو ماه طول کشید تا قرار دیگری با او بگذاریم و برای مصاحبه به دیدارش برویم. در این مدت اتفاق مهمی در کشور افتاده بود. اعتراضهایی که به بهانه افزایش قیمت بنزین آغاز و کمی بعد به خشونت کشیده شد. خبرهایی که متعاقب این اعتراضها و پس از آن آمد، موضوع مصاحبه ما را تغییر داد: «چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟» و «جامعه چه مسیری را طی میکند؟»
🔅به نظر ناخوش بود. کمی بیحوصله و خسته به نظر میآمد، شاید هم کمی عصبانی از اتفاقهایی که افتاده و برخوردهایی که شده. اگر کسی #مصطفی_ملکیان را بشناسد، دلیل این بیحوصلگی و عصبانیت او را کاملا درک میکند. کسی که تمام دغدغهاش اخلاقی زیستن و تلاش برای بهروزی و خوشی آدمیان است، قطعا ناخوشی انسانها، او را هم ناخوش میکند.
🔅لب به انتقاد گشود و گفت باید به مشکلات موجود توجه کرد: «هرچه هم خاک روی مشکلات بپاشید، در نهایت باید آن مشکلات اصلی را پیدا کنید و آنها را حل کنید.» ملکیان میگوید، انسان دارای ساختار ذهنی، جسمی و روانی خاصی است و برای داشتن زندگی اجتماعی باید به این ساختارها توجه شود. اگر نه، این موجود نمیتواند همبستگی اجتماعیاش را با سایر موجودات همنوع خودش در جامعه حفظ کند: «جز این، راهی وجود ندارد.»
🔅ملکیان می گوید، وقتی مردم به کسی رأی میدهند، برای تامین «نظم، امنیت، عدالت و آزادی» است. هر اقدامی که این موارد را تهدید کند، صدای اعتراض آنها را، از این حیث که انسان هستند و یکسری نیازهای انسانی دارند، درمیآورد. نمیتوان به آنها گفت که چرا صدایتان را بلند کردید. او از این جهت به اعتراضهای مردمی به افزایش قیمت بنزین نگاه میکند: «وقتی ضربهای به کاسه زانوی من میخورد، پای من ناخودآگاه بالا میپرد. وقتی یک سوزنی در دست من فرو برود، ناخوداگاه جیغ میکشم. دیگر اینجا فرصت تأمل ندارم. این اعتراضات هم دقیقا جیغ کشیدن کسی است که آزار دیده است.»
🔅ملکیان سه نقد و عیب اساسی به سخن افرادی وارد می کند که استدلال شان برای افزایش قیمت بنزین، مقایسه آن با کشورهای دیگر است.
🔅در نهایت وقتی از او پرسیدیم، «چه باید کرد و راه حل چیست؟»، همان پاسخی را داد که بارها در سخنرانیها و مصاحبههای دیگرش، کم و بیش، مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره کرده است: «اصلاح فرهنگ» یا همان «تحول درونی».
🔅ملکیان معتقد است که «کارهای فرهنگی یعنی اینکه من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساس و عواطف نابهجا را از مردم بگیرم و به جای آن، احساسات و عواطف بهجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم.» گرچه این، راهی بس دشوار و طولانی است اما یگانه راه موجود است.
🌐 گفتگو روزنامه شهروند با مصطفی ملکیان را اینجا بخوانید
🌾 @Sedanet
🌾 @Shahrvand_daily
🌾 @Mostafamalekian
صدانت
یگانه راه رهایی به روایت مصطفی ملکیان؛ آسیب شناسی ریشه اعتراضات • صدانت
به گمان من مجموعه این اعتراضها، اولا هرگز فقط ماهیت اقتصادی نداشت، اگرچه دستاویز آن امری اقتصادی بود؛ اما مسلما اعتراضی بود همهجانبه که دری و پنجرهای...
نظر شما چیست؟!
این اظهارات پیرو مصاحبه اخیر مصطفی ملکیان با روزنامه شهروند نوشته شده است. نوشتار کامل مجتبی زارعی را نیز میتوانید در خبرگزاری فارس بخوانید.
https://www.instagram.com/p/B7X_SsHHLcL/
این اظهارات پیرو مصاحبه اخیر مصطفی ملکیان با روزنامه شهروند نوشته شده است. نوشتار کامل مجتبی زارعی را نیز میتوانید در خبرگزاری فارس بخوانید.
https://www.instagram.com/p/B7X_SsHHLcL/
Instagram
وبسایت فرهنگی صدانت
. #مصطفی_ملکیان #مجتبی_زارعی #متفکر #آزادی #آزادی_بیان
❄️ مجموعه مقالات «اندر روش و منش نواندیشان و روشنفکران دینی»
✍️ #مهدی_ایرانمنش
قسمت اول: بازخوانی دین از پنجرۀ عقل (1)
قسمت دوم: بازخوانی دین از پنجرۀ عقل (2)
قسمت سوم: بازخوانی دین از پنجرۀ اخلاق (1)
ادامه دارد...
🌐 دریافت فایلهای PDF در سایت صدانت
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @Mfarasatkhah
🌾 @Abolghasemfanaei
✍️ #مهدی_ایرانمنش
قسمت اول: بازخوانی دین از پنجرۀ عقل (1)
قسمت دوم: بازخوانی دین از پنجرۀ عقل (2)
قسمت سوم: بازخوانی دین از پنجرۀ اخلاق (1)
ادامه دارد...
🌐 دریافت فایلهای PDF در سایت صدانت
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @Mfarasatkhah
🌾 @Abolghasemfanaei
❄️ درسگفتارهای نظریه عدالت جان رالز
👤 #مصطفی_زالی | دانشگاه تهران
15 جلسه | پاییز ۹۸
🔅هدف درسگفتارهای پیش رو، مواجههای مستقیم با عناصر اصلی نظریه عدالت جان رالز از طریق خوانش کتاب مختصر او، عدالت به مثابه انصاف: یک بازگویی است. این کتاب حاصل ویرایش جزوه درسی رالز برای تدریس نظریه عدالت در دانشگاه هاروارد است و میتوان آن را بیانی موجز از مسائل اصل دو کتاب نظریه عدالت و لیبرالیسم سیاسی دانست. در ذیل خوانش این کتاب و در حاشیه شرح و بسط عناصر اصلی اندیشه او، به برخی از مفاهیم اساسی دیگر مانند مفهوم عقل عمومی اشاره شده و پارهای از انتقادات وارد بر نظریه او و منازعات شکلگرفته ذیل نظریه همانند نظریه ایدال در برابر نظریه غیرایدال، ضرورت یا عدم ضرورت توجیه رئالیستی هنجارها و حدود مشروع مداخله دولت در اقتصاد به اجمال بیان میشود.
🌐 دریافت صوت تمام جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #مصطفی_زالی | دانشگاه تهران
15 جلسه | پاییز ۹۸
🔅هدف درسگفتارهای پیش رو، مواجههای مستقیم با عناصر اصلی نظریه عدالت جان رالز از طریق خوانش کتاب مختصر او، عدالت به مثابه انصاف: یک بازگویی است. این کتاب حاصل ویرایش جزوه درسی رالز برای تدریس نظریه عدالت در دانشگاه هاروارد است و میتوان آن را بیانی موجز از مسائل اصل دو کتاب نظریه عدالت و لیبرالیسم سیاسی دانست. در ذیل خوانش این کتاب و در حاشیه شرح و بسط عناصر اصلی اندیشه او، به برخی از مفاهیم اساسی دیگر مانند مفهوم عقل عمومی اشاره شده و پارهای از انتقادات وارد بر نظریه او و منازعات شکلگرفته ذیل نظریه همانند نظریه ایدال در برابر نظریه غیرایدال، ضرورت یا عدم ضرورت توجیه رئالیستی هنجارها و حدود مشروع مداخله دولت در اقتصاد به اجمال بیان میشود.
🌐 دریافت صوت تمام جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی • صدانت
هدف درسگفتارهای درسگفتارهای نظریه عدالت جان رالز با تدریس دکتر مصطفی زالی ، مواجههای مستقیم با عناصر اصلی نظریه عدالت جان رالز از طریق خوانش کتاب ...
❄️ دیالکتیک سلیگمنی در آستانه تحولی نو در روانشناسی
✍️ #میلاد_محمودزاده
🔅در سیر تکامل علم ( science ) نقطه عطف هایی وجود دارد که باعث تحول اساسی در شناخت ما از جهان و پدیده های معین می شود. پیشرفت علم حاصل تفکر انتقادی( critical thinking) نسبت به نظریه های علمی موجود به منظور جایگزینی با دیدگاه هایی بهتر و دقیق تر است.
🔅توماس کوهن ( Thomas Kuhn ) فیلسوف و جامعه شناس آمریکایی در کتاب ساختار انقلاب های علمی ( The structure of scientific Revolutions ) برای تحول و توسعه در علم ۴ مرحله به خصوص را بر می شمارد که اصلی ترین آن برای ظهور و بروز علم جدید مرحله عبور از پارادایم (paradigm) فعلی و شکل گیری پارادایم های جدید است.
🔅پارادایم نوعی چهارچوب فکری منسجم و کاملا پذیرفته شده توسط متخصصان یک حیطه علمی مشخص است که صاحب نظران تلاش می کنند به بیشتر سوالات آن حیطه در چهارچوب مفروضات آن پارادایم ( paradigm) پاسخ دهند. در صورتی که دانشمندان با سوالات و انتقاداتی مواجه شوند که با استفاده از پارادایم کنونی قابل پاسخگویی نباشد در این صورت نیاز به شکل گیری پارادایمی جدید احساس خواهد شد. نمونه بارز این تغییر پارادایم را می توان در علم فیزیک و در عبور از قوانین فیزیک نیوتونی ( newton’s physics law) برای توصیف و تبیین جهان میکروسکوپی ذکر کرد ، به این دلیل که قوانین فیزیک نیوتونی برخلاف جهان مایکرو برای ذرات زیر اتمی ( الکترون ، نوترون و . . . ) پاسخگو نبودند و منجر به شکل گیری قوانین فیزیک کوانتومی ( Quantum mechanics) شدند.
🔅بعد از پایان جنگ جهانی دوم و نمایان شدن هر چه بیشتر ویرانی ها و عواقب مرگباری که بشر با آن رو به رو شده بود انجمن روانپزشکی آمریکا ( American Psychiatric association ) به منظور منسجم کردن تشخیص و درمان بیماری های روانی در سال ۱۹۵۲ اقدام به انتشار نسخه اولیه راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی ( DSM) کرد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #میلاد_محمودزاده
🔅در سیر تکامل علم ( science ) نقطه عطف هایی وجود دارد که باعث تحول اساسی در شناخت ما از جهان و پدیده های معین می شود. پیشرفت علم حاصل تفکر انتقادی( critical thinking) نسبت به نظریه های علمی موجود به منظور جایگزینی با دیدگاه هایی بهتر و دقیق تر است.
🔅توماس کوهن ( Thomas Kuhn ) فیلسوف و جامعه شناس آمریکایی در کتاب ساختار انقلاب های علمی ( The structure of scientific Revolutions ) برای تحول و توسعه در علم ۴ مرحله به خصوص را بر می شمارد که اصلی ترین آن برای ظهور و بروز علم جدید مرحله عبور از پارادایم (paradigm) فعلی و شکل گیری پارادایم های جدید است.
🔅پارادایم نوعی چهارچوب فکری منسجم و کاملا پذیرفته شده توسط متخصصان یک حیطه علمی مشخص است که صاحب نظران تلاش می کنند به بیشتر سوالات آن حیطه در چهارچوب مفروضات آن پارادایم ( paradigm) پاسخ دهند. در صورتی که دانشمندان با سوالات و انتقاداتی مواجه شوند که با استفاده از پارادایم کنونی قابل پاسخگویی نباشد در این صورت نیاز به شکل گیری پارادایمی جدید احساس خواهد شد. نمونه بارز این تغییر پارادایم را می توان در علم فیزیک و در عبور از قوانین فیزیک نیوتونی ( newton’s physics law) برای توصیف و تبیین جهان میکروسکوپی ذکر کرد ، به این دلیل که قوانین فیزیک نیوتونی برخلاف جهان مایکرو برای ذرات زیر اتمی ( الکترون ، نوترون و . . . ) پاسخگو نبودند و منجر به شکل گیری قوانین فیزیک کوانتومی ( Quantum mechanics) شدند.
🔅بعد از پایان جنگ جهانی دوم و نمایان شدن هر چه بیشتر ویرانی ها و عواقب مرگباری که بشر با آن رو به رو شده بود انجمن روانپزشکی آمریکا ( American Psychiatric association ) به منظور منسجم کردن تشخیص و درمان بیماری های روانی در سال ۱۹۵۲ اقدام به انتشار نسخه اولیه راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی ( DSM) کرد...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار «دیالکتیک سلیگمنی در آستانه تحولی نو در روانشناسی» از میلاد محمودزاده • صدانت
در سیر تکامل علم ( science ) نقطه عطف هایی وجود دارد که باعث تحول اساسی در شناخت ما از جهان و پدیده های معین می شود. پیشرفت علم حاصل تفکر انتقادی...
❄️ ملکیان و راه رهایی از وضعیت موجود
✍️ #ناصر_مهدوی
🔅چندی پیش مصاحبهای از #مصطفی_ملکیان خواندم که تامل برانگیز و بسیار مهم بود. این مصاحبه توسط روزنامه شهروند انجام گرفته و سایت صدانت نیز آنرا منتشر کرده است.
🔅در این مصاحبه پس از گفتگوی مقدماتی خبرنگار محترم از جناب ملکیان می پرسند؛ راه برون رفت از این مخمصه دردناکی که مردم به آن گرفتار شده اند چیست؟ آقای ملکیان گرچه با مردم رنج دیده کشور در حوادث ماه آبان همدلی می کنند ولی بی آنکه کمترین اشاره ای به ساختار غیرعقلانی و ضد اخلاقی حاکمیت فعلی کنند بلافاصله پاسخ می دهند:
"اصلی ترین عنصری که می تواند وضع زندگی مردم را مطلوب سازد فقط کار فرهنگی است و مردم باید در ابتدا عقاید و عواطف و خواسته های خود را اصلاح کنند"
🔅 به نظر میرسد که پیش فرض جناب ملکیان این است که هنوز اکثریت مردم در نابالغی عقلانی بسر میبرند و همین سبب بروز این همه مشكلات و سختیها شده و ریشه غم و محنت های فعلی نه تدابیر غیر عقلانی مدیران کلان مملکت که افکار و رفتار و خواسته های غلط همین مردم است.
🔅 این فرمایشات ضمن آنکه همه معضلات سخت جامعه را به جنبه های روانشناختی مردم تقلیل داده و از واقعیت جامعه شناختی وضعیت کشور چشم پوشی کرده، ملاحظاتی را به همراه آورده که تصور می کنم طرح بسیار اجمالی آن خالی از فایده نباشد.
🔹١- نخستین پیامد چنین نگاه و ارائه راه حل هایی از این قبیل، تطهیر و تبرئه همه کسانی است که بر قدرت سیاسی و اجرایی کشور تکیه زدهاند و سبب بروز انواع مشكلات دردناک برای مردم شده اند. زیرا کافی است شما زبان بگشایید و از ساختار غیر اخلاقی و غیر عقلانی فعلی انتقاد کنید، در جواب شما خواهند گفت "مشكل از ساختار نیست شما باید بروید و خودتان را اصلاح کنید. شما اگر کار فرهنگی کنید مشكلات کشور نیز به طور اتوماتیک حل خواهد شد.
🔹٢- دومین نکته مهمی که در فرمایشات استاد ملکیان ملموس است این است که چنین نظریه ای نوعی آرمان و آرزوی بی روش و در حقیقت خروج از عقلانیت عملی است.
زیرا آقای ملکیان نفرمودهاند مردمی که از بیکاری، فقر، اعتیاد و هزاران آسیب تلخ و دردناک که در اثر بی تدبیری مدیران کلان جامعه بر آنان تحمیل شده و در تامین ساده ترین نیازهای اولیه خود دچا مشکل هستند، چگونه می توانند خدمت ایشان رسیده و داغ ها و غم های خود را کناری نهاده و از طریق ایشان افکار و امیال و رفتار خود را اصلاح کنند؟!
🔅 بدون تردید رشد و اصلاح فرهنگی بزرگترین ثروت هر جامعه خواهد بود ولی ایشان هرگز توضیح ندادهاند که در جامعه بستهای که بخش مهمی از منابع آموزش و تربیتی رسانهای آن در استخدام حکومت هاست چگونه میتوان بی توجه به مناسبات ناسالم و ساختارهای ناعادلانه حکومتها به کار فرهنگی روی آورد و بی اعتنا به واقعیت های جامعه، به اصلاح فردی پرداخت. توجه کنید که در مورد همین اظهار نظر ایشان، افراد تندرو و افراطی با خود وی چگونه رفتار کردند و ایشان را بخاطر یک نظریه ساده و دلسوزانه آماج بدترین اتهامات قرار دادند، آیا میتوان جدای از این واقعیت تلخ با خیالی آسوده به کار فرهنگی پرداخت؟
🔹سومین نکته مهمی هم که از ایده جناب ملکیان میتوان حدس زد، اندکی و فقط اندکی کم لطفی و عدم همدلی وی با کسانی است که سالها برای آزادی و حقوق مردم مبارزه و زخم ها و رنج های بسیاری را تحمل کردهاند.
🔅 بیانصافی است اگر تصور کنیم محیط نسبتا آزادی که برای ابراز نظریات جناب ملکیان و سایر دوستان روشنفکر فراهم شده، در اثر عقلانیت مدیران کشور یا معجزه آسمانی بوده.
🔅 اگر صدای استاد ملکیان و بسیاری از فرهیختگان عزیز این مرز و بوم به گوش میلیونها انسان میرسد و صد البته تاثیر گذار و سازنده است، بیتردید محصول تحمل سختترین و شدیدترین محنت و دردهایی است که مردان و زنان شجاع و فرزانه این سرزمین به دوش کشیدهاند و بی مزد و منت بستر امنیت بزرگانی همچون جناب ملکیان را فراهم کردهاند تا بی هیچ هزینهای به کار فرهنگی خود بپردازند.
🔹 ۴- چهارمین پیامد فرمایشات جناب ملکیان ؛ نگاه بدبینانه ایشان به مردم این سرزمین است که پیشتر نیز استاد ملکیان آنها را ساده لوح ؛ زود باور ؛ سطحی و دنباله رو خوانده بود ۰ پیش فرض این نظریه چنین است که این آدمها قادر نیستند که در اصلاح جامعه و تغییر شیوه حکمرانان نقشی داشته باشند ؛ از دست آنها یک کار بر می آید آنهم اصلاح خویش است نه اعتراض به شیوه های غلط حکمرانان
🔅 ایدهای که انجمن حجتیه پیش از انقلاب سخت مروج آن بود و در تاریخ علمای شیعه نیز طرفداران بسیار داشت؛ آنها معتقد بودند "امر سیاسی متعلق به شاهان و حاکمان است حتی در صورت ظالمانه بودن حکومتها ما بهتر است به فکر کار فرهنگی و طلب ظهور حضرت امام زمان باشیم."
🌾 @Sedanet
✍️ #ناصر_مهدوی
🔅چندی پیش مصاحبهای از #مصطفی_ملکیان خواندم که تامل برانگیز و بسیار مهم بود. این مصاحبه توسط روزنامه شهروند انجام گرفته و سایت صدانت نیز آنرا منتشر کرده است.
🔅در این مصاحبه پس از گفتگوی مقدماتی خبرنگار محترم از جناب ملکیان می پرسند؛ راه برون رفت از این مخمصه دردناکی که مردم به آن گرفتار شده اند چیست؟ آقای ملکیان گرچه با مردم رنج دیده کشور در حوادث ماه آبان همدلی می کنند ولی بی آنکه کمترین اشاره ای به ساختار غیرعقلانی و ضد اخلاقی حاکمیت فعلی کنند بلافاصله پاسخ می دهند:
"اصلی ترین عنصری که می تواند وضع زندگی مردم را مطلوب سازد فقط کار فرهنگی است و مردم باید در ابتدا عقاید و عواطف و خواسته های خود را اصلاح کنند"
🔅 به نظر میرسد که پیش فرض جناب ملکیان این است که هنوز اکثریت مردم در نابالغی عقلانی بسر میبرند و همین سبب بروز این همه مشكلات و سختیها شده و ریشه غم و محنت های فعلی نه تدابیر غیر عقلانی مدیران کلان مملکت که افکار و رفتار و خواسته های غلط همین مردم است.
🔅 این فرمایشات ضمن آنکه همه معضلات سخت جامعه را به جنبه های روانشناختی مردم تقلیل داده و از واقعیت جامعه شناختی وضعیت کشور چشم پوشی کرده، ملاحظاتی را به همراه آورده که تصور می کنم طرح بسیار اجمالی آن خالی از فایده نباشد.
🔹١- نخستین پیامد چنین نگاه و ارائه راه حل هایی از این قبیل، تطهیر و تبرئه همه کسانی است که بر قدرت سیاسی و اجرایی کشور تکیه زدهاند و سبب بروز انواع مشكلات دردناک برای مردم شده اند. زیرا کافی است شما زبان بگشایید و از ساختار غیر اخلاقی و غیر عقلانی فعلی انتقاد کنید، در جواب شما خواهند گفت "مشكل از ساختار نیست شما باید بروید و خودتان را اصلاح کنید. شما اگر کار فرهنگی کنید مشكلات کشور نیز به طور اتوماتیک حل خواهد شد.
🔹٢- دومین نکته مهمی که در فرمایشات استاد ملکیان ملموس است این است که چنین نظریه ای نوعی آرمان و آرزوی بی روش و در حقیقت خروج از عقلانیت عملی است.
زیرا آقای ملکیان نفرمودهاند مردمی که از بیکاری، فقر، اعتیاد و هزاران آسیب تلخ و دردناک که در اثر بی تدبیری مدیران کلان جامعه بر آنان تحمیل شده و در تامین ساده ترین نیازهای اولیه خود دچا مشکل هستند، چگونه می توانند خدمت ایشان رسیده و داغ ها و غم های خود را کناری نهاده و از طریق ایشان افکار و امیال و رفتار خود را اصلاح کنند؟!
🔅 بدون تردید رشد و اصلاح فرهنگی بزرگترین ثروت هر جامعه خواهد بود ولی ایشان هرگز توضیح ندادهاند که در جامعه بستهای که بخش مهمی از منابع آموزش و تربیتی رسانهای آن در استخدام حکومت هاست چگونه میتوان بی توجه به مناسبات ناسالم و ساختارهای ناعادلانه حکومتها به کار فرهنگی روی آورد و بی اعتنا به واقعیت های جامعه، به اصلاح فردی پرداخت. توجه کنید که در مورد همین اظهار نظر ایشان، افراد تندرو و افراطی با خود وی چگونه رفتار کردند و ایشان را بخاطر یک نظریه ساده و دلسوزانه آماج بدترین اتهامات قرار دادند، آیا میتوان جدای از این واقعیت تلخ با خیالی آسوده به کار فرهنگی پرداخت؟
🔹سومین نکته مهمی هم که از ایده جناب ملکیان میتوان حدس زد، اندکی و فقط اندکی کم لطفی و عدم همدلی وی با کسانی است که سالها برای آزادی و حقوق مردم مبارزه و زخم ها و رنج های بسیاری را تحمل کردهاند.
🔅 بیانصافی است اگر تصور کنیم محیط نسبتا آزادی که برای ابراز نظریات جناب ملکیان و سایر دوستان روشنفکر فراهم شده، در اثر عقلانیت مدیران کشور یا معجزه آسمانی بوده.
🔅 اگر صدای استاد ملکیان و بسیاری از فرهیختگان عزیز این مرز و بوم به گوش میلیونها انسان میرسد و صد البته تاثیر گذار و سازنده است، بیتردید محصول تحمل سختترین و شدیدترین محنت و دردهایی است که مردان و زنان شجاع و فرزانه این سرزمین به دوش کشیدهاند و بی مزد و منت بستر امنیت بزرگانی همچون جناب ملکیان را فراهم کردهاند تا بی هیچ هزینهای به کار فرهنگی خود بپردازند.
🔹 ۴- چهارمین پیامد فرمایشات جناب ملکیان ؛ نگاه بدبینانه ایشان به مردم این سرزمین است که پیشتر نیز استاد ملکیان آنها را ساده لوح ؛ زود باور ؛ سطحی و دنباله رو خوانده بود ۰ پیش فرض این نظریه چنین است که این آدمها قادر نیستند که در اصلاح جامعه و تغییر شیوه حکمرانان نقشی داشته باشند ؛ از دست آنها یک کار بر می آید آنهم اصلاح خویش است نه اعتراض به شیوه های غلط حکمرانان
🔅 ایدهای که انجمن حجتیه پیش از انقلاب سخت مروج آن بود و در تاریخ علمای شیعه نیز طرفداران بسیار داشت؛ آنها معتقد بودند "امر سیاسی متعلق به شاهان و حاکمان است حتی در صورت ظالمانه بودن حکومتها ما بهتر است به فکر کار فرهنگی و طلب ظهور حضرت امام زمان باشیم."
🌾 @Sedanet
❄️بغضهای فروخوردهی رایان
✍️ #صدیق_قطبی
🔅به گمانم حرفهای این پسرِ آکنده از بغض که به تازگی پدرش منصور پورجم را از دست داده گر چه در نگاه اول تحسینبرانگیز است، اما از جهتی نگرانکننده هم هست. نگرانکننده؟ بله. کوشش برای فروخوردن بغض، نگرانکننده است.
🔅انگار الگویی ارائه میشود تا تمام سوگواران عواطف طبیعی خود را زیر تظاهری از قویبودن خاک کنند. قوی باش، تا پذیرش و تحسین دیگران را به دست آوری.
🔅اما ارزش حضور دیگری برای آنان که درگیر زخم روحی هستند، در این است که عاری از داوری و ارزشگذاری، احساسات طبیعی فرد سوگوار را بپذیرند و کنار او بایستند. توقع این است که فرد سوگوار در چنین شرایطی بدون آنکه محتاج باشد بغض خود را فرو بخورد، به رسایی و بیباکی اعلام کند که غمگین است، معترض است، و دچار فقدانی مهیب و طاقتسوز شده است. و دیگران بگویند حق داری و طبیعی است و کنار تو خواهیم بود.
🔅به چشم من، حرفهای این پسر داغدیده و دست به دست شدن این نمایشِ متظاهرانه، دلالتهای بدی دارد. ضمن اینکه گمان میکنم توصیه به «قوی بودن»، و «همه چیز درست خواهد شد» که این پسر داغدیده از پدر به یادگار و خاطر دارد، خود اهرم فشاری میشود تا نتواند به آسانی و به شکل طبیعی عزاداری کند. ضعفهای خود را عیان کند و از عُمق جان بگرید. شاید هر بار تصور کند اگر ضعیف باشم، اگر شکستهدلیِ خود را ابراز کنم، اگر خودم باشم، به آرمانهای پدر، وفادار نبودهام.
🔅شرایط مطلوب ارتباطی و اجتماعی شرایطی است که به انسانها حق میدهد ضعفهای خود را ببینند و آشکار کنند.
🌾 @Sedanet | @sedigh_63
✍️ #صدیق_قطبی
🔅به گمانم حرفهای این پسرِ آکنده از بغض که به تازگی پدرش منصور پورجم را از دست داده گر چه در نگاه اول تحسینبرانگیز است، اما از جهتی نگرانکننده هم هست. نگرانکننده؟ بله. کوشش برای فروخوردن بغض، نگرانکننده است.
🔅انگار الگویی ارائه میشود تا تمام سوگواران عواطف طبیعی خود را زیر تظاهری از قویبودن خاک کنند. قوی باش، تا پذیرش و تحسین دیگران را به دست آوری.
🔅اما ارزش حضور دیگری برای آنان که درگیر زخم روحی هستند، در این است که عاری از داوری و ارزشگذاری، احساسات طبیعی فرد سوگوار را بپذیرند و کنار او بایستند. توقع این است که فرد سوگوار در چنین شرایطی بدون آنکه محتاج باشد بغض خود را فرو بخورد، به رسایی و بیباکی اعلام کند که غمگین است، معترض است، و دچار فقدانی مهیب و طاقتسوز شده است. و دیگران بگویند حق داری و طبیعی است و کنار تو خواهیم بود.
🔅به چشم من، حرفهای این پسر داغدیده و دست به دست شدن این نمایشِ متظاهرانه، دلالتهای بدی دارد. ضمن اینکه گمان میکنم توصیه به «قوی بودن»، و «همه چیز درست خواهد شد» که این پسر داغدیده از پدر به یادگار و خاطر دارد، خود اهرم فشاری میشود تا نتواند به آسانی و به شکل طبیعی عزاداری کند. ضعفهای خود را عیان کند و از عُمق جان بگرید. شاید هر بار تصور کند اگر ضعیف باشم، اگر شکستهدلیِ خود را ابراز کنم، اگر خودم باشم، به آرمانهای پدر، وفادار نبودهام.
🔅شرایط مطلوب ارتباطی و اجتماعی شرایطی است که به انسانها حق میدهد ضعفهای خود را ببینند و آشکار کنند.
🌾 @Sedanet | @sedigh_63
Telegram
انبار صدانت
🎥 «رایان پورجم» پسر «منصور پورجم» از قربانیان شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی از پدرش میگوید.
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanet